
حادثه خونین در نمایشگاه هوایی
تهيه و ترجمه از : شهرام روشن
خیلی دلم می خواست کار های سایت نظم داشته باشه .. و همیشه در پایان مطلب پست بعدی اعلام شود . و به همين ترتيب هم برنامه ريزي كرده بودم ... اما دیشب وقتي با هزار مکافات جی میل ام رو باز کردم ، متن نامه دوست عزيزي خيلي من را شرمنده كرد . براي همين قيد نظم و سليقه را زده و تصميم گرفتم ضمن عذر خواهي فراوان از دوست عزيزم " شهرام روشن " همچنين پوزش خيلي زياد از يكايك خوانندگان ، خارج از برنامه مطلب ارسالي اين دانشجوي عزيز رو كه زحمت تهيه و ترجمه مطلب ذيل را كشيده است را منتشر كنم . اميدوارم ساير دوستان عزيز هم لطف كرده و مطلب و تصاويري مناسب براي اين سايت ارسال فرمايند تا به نام خود آن ها منتشر كنم .
سرلشگر خلبان شهيد عليرضا ياسيني ...
وقتي ديشب كامنت دوست نازنيني به نام " بهزاد " رو مي خواندم كه در باره مستند تلويزيوني كه قرار است روز هاي ۳۷ و ۲۸ مرداد ماه ساعت ۱۹:۴۵ از شبكه دوم سيما در باره زندگي نامه سرلشگر خلبان سيد عليرضا ياسيني پخش كند ، هرگز تصور نمي كردم او فززند آن بزرگوار باشه ..! به همين دليل صادقانه از تيمسار تعريف و تمجيد كردم ..اما وقتي در اي ميلي كه براي من فرستاد واقعيت رو نوشت ، باور كنيد گريه و اشك امان نمي داد تا كيبورد را ديده و پاسخ فرزند آن شهيد بزرگوار رو بدهم .. آن هايي كه با زنده ياد ياسيني آشنايي دارند خوب مي دانند كه او واقعآ انساني شريف ، خلباني شجاع و فرماندهي توانا بود . محبت اش در دل همه پرسنل و همكاران نيروي هوايي بود . روحش شاد . البته سعي خواهم كرد در فرصتي مناسب گفت و گوي ويژه با همسر و فرزندان اين شهيد ، ماجراي شهادت سرلشگر ياسيني و ياران همراهش به ويژه شرح خاطراتي از حاج آقا جمشيدي خلبان با تقواي و بزرگوار هواپيماي جت استاري كه حامل فرماندهان عالي رتبه نيروي هوايي بود .. تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم . هماهنگي هاي لازم صورت گرفته است .
بخش های جدید ......
مدت ها بود در این فکر بودم تا تغیرات عمده ای در سایت ایجاد کنم . خب ملاحظه فرمودید که بخش های جدیدی هم از چند پست قبل افزوده شده است . اما به پیشنهاد دختر عزیزم " دامون " قرار شد بخشی به نام " ادبیات پرواز " در هر پست داشته باشیم . که مسئولیت آن را به خود وی محول کردم و قرار شد پسر خوبم " امیر محمود بازیار " هم او را در این راستا یاری نماید . اما يك مشكلي كه وجود داره ، حجم زياد مطالب را وبلاگ قبول نمي كنه .. و من مجبورم با افزودن ادبيات پرواز ، بخش هايي را حذف كرده يا آن را خلاصه تر تقديم دوستان گرامي نمايم .. خانم دامون عزيز بايد تصميم بگيره .. به هر صورت در اين پست سعي مي كنم منتشر نمايم . در ضمن آقای بازیار از این پست رسمآ مدیریت تبلیغات سایت و طراحی های مربوطه را به عهده گرفته و مقرر شد بدون دخالت بنده با اقتدار کار خود رو آغاز کند . او در ذیل مطالب شماره تماس و تعرفه آگهي ها را قرار داده است . ناگفته نماند من از ايشون خواهش كردم تخفيف قابل ملاحظه اي رو براي جوانان قائل شود .
مشكل موقتي اينترنت .....
دوستان عزيز و گرامي ... همان گونه كه مستحضر هستيد به دليل نقل و مكان به خانه جديد ، فاقد اينترنت پرسرعت هستم .. و از اين رو تا بر قراري مجدد آن كمي در مضيقه هستم . از طرفي اينترنت هوشمند هم كه در حال حاضر موقتي استفاده مي كنم ، چاره ساز نيست . از اين رو در پاسخ به كامنت هاي شما دوستان نازنين محدوديت دارم .. به همين جهت از شما سروران خواهش مي كنم تا برقراري اينترنت پرسرعت به دليل تآخير در پاسخ ها ، از بنده گله و شكايت نفرماييد . از طرفي شركت ارائه دهنده خدمات اينترنتي همان روز نخست پول سه ماه را از پيش دريافت كرده است . ولي الان اعلام مي كند رسيد قبض تلفن از تاريخ ۱/۳ تا ۱/۵ را تحويل آن شركت دهم .. هر چه مي گويم هنوز شركت مخابرات قبوض جديد را صادر نكرده ، قبول نكرده و مي فرمايند مرغ ما يك پا دارد !! به همين دليل پيش بيني مي كنم تا برقراري اينترنت چند روزي وقفه پيش آيد !!
برای مشاهده سایت (اینچا ) را کلیک کنید
محل درج آگهی های شما
محل درج اگهی های شما
محل درج اگهی های شما
جشن ۶۰ سالگي نيروي هوايي اكراين ....
بيست و هفتم جولاي سال 2002 در فررودگاه شهر " لوو " در كشور اكراين نيروي هوايي اكراين سالگرد 60 سالگي خود را با برپايي نمايشگاهي جشن گرفت . در اين نمايشگاه كه بيش از ده هزار نفر براي تماشا امده بودند . هواپيماهاي مختلفي به پرواز درامده و حركات اكرباتيك خود را به بازديدكنندگان نشان دادند. در اين بين هواپيماي " سوخو بيست و هفت " به خلباني دو تن از بهترين خلبانان جنگنده شوروي سابق و اكراين با پرواز بر فراز نمايشگاه و نمايش حركات اكرباتيك و مانور هاي جالب باعث حبس نفس در سينه تماشاگران شده بود . افراد حاضر در محل با شادي قابل وصفي جزئيات مانور رو تعقيب كرده و با شادماني آن را مي نگريستند ...
ماجرا چگونه رخ داد ..... ؟
اما متاسفانه در اجراي يكي از حركات نمايشي كه هواپيما خيلي به زمين نزديك شده بود ، كنترل از دست خلبان رها شده و هواپيما در مقابل چشمان وحشت زده هزاران تماشاگر به زمين برخورد مي كند! يعني درست در همان جايي كه مردم براي تماشا ايستاده بودند! جالبه بدونيد كه در اين نمايشگاه هواپيماهاي مختلفي از قبيل جنگي - باري - ورزشي و ... در معرض ديد بازديدكنندگان قرار داشت كه تعداد زيادي از بازديدكنندگان مخصوصا كودكان براي بازديد وارد ان ها شده بودند كه متاسفانه هواپيماي سوخو بيست و هفت بعد از برخورد به زمين مستقيم به طرف يك هواپيماي ايليوشين باري رفته و پس از برخورد با ان باعث انهدام ان مي شود . كه متاسفانه افراد بازديدكننده درون هواپيما نيز كشته مي شوند. طبق آمار ارائه شده از سوي منابع خبري در كل سيصد و نود و دو نفر زخمي - هفتادو هفت نفر كشته (از اين بين بيست و هشت كودك) و دويست و پنجاه كيلوگرم گوشت (غير قابل تشخيص) به خاك سپرده شد! شاهدان اين حادثه گفته اند كه با چشمان خود ديدند كه چگونه افراد به داخل مجراي ورودي موتور بسيار قوي هواپيماي سوخو بيست و هفت كشيده مي شدند (مانند جاروبرقي!). بعد از سانحه هواپيماي جنگنده سوخو بيست و هفت صداي فرياد و جيغ و گريه و همين طور دود و اتش همه جا را فراگرفته بود ....
دقايقي بعد از سانحه دردناك ...
.شدت حادثه بحدي بود كه ده ها امبولانس قادر به كمك كافي به تمامي مجروحين نبودند! در هر طرف دست و پا و سر و اعضاي داخلي بدن كشته شدگان به چشم مي خورد. بوي گوشت سوخته و دود و بوي بنزين هواپيما همه جا را فراگرفته بود. افرادي كه در نزديكي محل حادثه قرار داشته و جان سالم بدر برده بودند و يا زخمي شده بودند هنوز در شوك عظيم اين حادثه باور نكردني قرار داشتند و نمي فهميدند كه چه اتفاقي افتاده است! هر كسي نزديكان و همراهان خود را صدا مي كرد. كسي بچه خود را و ديگري برادر يا خواهر يا پدر خود را مي جست . در ثانيه هاي اخر برخورد به زمين و قبل از انفجار (هواپيما حدود پانصد متر به موازات زمين و بر روي زمين كشيده شده و بعد منفجر مي شود) هر دو خلبان اجكت مي كنند. بعد از حدود سي دقيقه از گذشت سانحه , با كمك مسولين فرودگاه از طريق بلندگوهاي فرودگاه هركسي گمشده خود را صدا كرده و درخواست مراجعه به مركز اطلاعات فرودگاه را مي كرد. بعضي ها خوشحال از پيدا كردن عزيز خود و بعضي ديگر گريان به دليل پيدا نكردن عزيز خود با ناباوري به جستجو ادامه مي دادند ...
در باره خلبانان سوخو ۲۷ .....
خلبان هواپيما (ولاديمير) از استاد خلبانان بسيار با تجربه و تست پيلوت ( خلبان مخصوص آزمايش ) كمپاني سوخو بود. او داراي مدال طلاي اكروجت نيز بود . مي گويند در دنيا فقط 18 نفر داراي اين مدال پر افتخار و دست نيافتني هستند (البته در ميان خلبانان هواپيماي سوخو - ۲۷) . اين خلبان هرساله در برابر رييس جمهور روسيه و اكراين در روز ارتش مانور انجام مي داد. او و كمك خلبان روز قبل از نمايش بيش از دوازده بار تمام حركات اكروباتيكي را كه قرار بود در روز نمايش به اجرا در اورد تمرين كرد. جالب اين كه خلبان دوم هواپيما هم داراي مدال طلاي جهاني بود . قبل از برخورد به زمين خلبان دوم به كاپيتان هواپيماي جنگنده اخطار مي دهد تا او براي حفظ ايمني سيستم كنترل كامپيوتري هواپيما را فعال سازد ولي خلبان اول در پاسخ همكار خود مي گويد نيازي نيست.... !!
سيستم ايمني سوخوي - ۲۷ .....
نكته قابل توجه اين كه .. در هواپيماي سوخو - ۲۷ سيستمي وجود دارد كه به وسيله كامپيوتر تمام حركات خلبان را در حين پرواز تجزيه و تحليل مي كند . و اگر چنان چه به هر دليلي تشخيص دهد كه خلبان حركتي اشتباه مانند (نسبت سرعت و زاويه و ...) مرتكب شده است ، ابتدا اخطار داده و بعد از چند ثانيه به صورت اتوماتيك كنترل هواپيما را بدست گرفته و تا بر گشتن به حالت طبيعي هواپيما ادامه مي دهد . اما متاسفانه در روز حادثه كاپيتان جنگنده فوق ، اين سيستم را غير فعال مي نمايد ! و همين امر سبب فاجعه غير قابل جبران مي شود ..
تعويض هواپيماي اصلي ... !
به گفته شاهدان مطلع ، معمولآ براي اماده كردن هواپيما و خلباني كه قرار است در مانور يا عمليات اين چنيني شركت كند يا براي انجام نمايش هوايي اكرباتيك ، ابتدا خلبان با يك هواپيماي مشخص تمرين كرده و پس از اشناي و تست فني هواپيما در روز بعد مي بايستي با همان هواپيما پرواز كند . ضمن اين كه طبق مقررات بايستي باك بنزين هواپيما بايد حداكثر نصف باشد تا وزن زياد هواپيما مانع حركات اكرباتيك هواپيما نشود . ولي متاسفانه در روز نمايش بنا به دلايل نامعلوم هواپيما تعويض شده و حتي باك ان كاملا پر شده بود ! گفتني است خلبانان اين هواپيما هم كه از روز قبل هواپيماي خود را اماده كرده بودند و با خيال راحت در روز نمايش بر هواپيما نشستند در كمال تعجب مشاهده كردند كه هواپيما عوض شده است ! اگر چه آن ها موضوع رو پي گيري كرده و جوياي اين تغيرات نا معقول بودند ،ولي گفته مي شود به در خواست مسولين نمايشگاه هوايي پذيرفتند تا پرواز كنند! البته فراموش نكنيد كه استاد خلبان هدايت هواپيما را بر عهده داشت ...
تخلفي آشكار از مقررات هوايي ......... !!
طبق مقررات بين المللي در نمايشگاه هاي هوايي بايد در يك طرف باند نمايشگاه بازديدكنندگان قرار داشته باشند و در طرف ديگر هواپيما حركات نمايشي خود را به اجرا گذارد . مثلا بازديدكنندگان در طرف راست قرار گرفته و هواپيما روبروي ان ها و در طرف چپ حركات نمايشي انجام دهد و نه بالاي سر تماشاچيان !. گفتني است روز قبل از شروع به كار نمايشگاه طبق نقشه پروازي (نقشه اي كه نشان دهنده موقعيت هواپيما و تماشاچيان و ديگر هواپيماهاست) كه در اختيار خلبانان قرار گرفته بود ، هواپيما بايد در ناحيه شرقي فرودگاه (كه جنگل است ) پرواز مي كرد و تماشاچيان در قسمت غربي نمايشگاه (فرودگاه) ((پشت به خانه هاي شهر)) مستقر مي شدند . ولي با كمال تعجب بعد از تيك اف هواپيما , خلبانان متوجه مي شوند كه بازديدكنندگان در قسمت شرقي تجمع كرده اند و نه در جايي كه نقشه پروازي نشان مي داد ! بعد از ارتباط با برج و فرمانده پروازي نمايشگاه , موقعيت خود را اعلام كرده و در خواست تغيير وضعيت مي كند. يعني خواهان انجام حركات نمايش در نقطه مقابل يعني ناحيه غربي مي شود, كه متاسفانه با مخالفت فرمانده پروازي نمايشگاه مواجه شده و از او خواسته مي شود كه مانند روزهاي تمرين در همان ناحيه كار خود را به انجام برساند. يعني درست بالاي سر بازديدكنندگان! گرچه فرمانده پروازي نمايشگاه حق داشت چون اگر هواپيما در سمت غربي پرواز ميكرد بالاي شهر نمايش حركات اكرباتيك مي كرد كه بسيار خطرناك و خلاف قوانين بود
ابهامات در باره سانحه .........
البته مسايل و سوالات ديگري هم بود! براي نمونه به هنگام اهسته كردن نمايش ويديويي جسمي مانند يك خط يا لوله يا حتي موشك!... با سرعت بسيار زياد از زمين به طرف هواپيما ي جنگنده پرتاب مي شود (عكس شماره يك و دو ) كه تا بحال هيچ كس قادر به تشخيص و توضيح ان نيست . در عكس شماره سه مشخص است كه قسمت باله دم هواپيما داراي شكافي غير طبيعي است .. !!
يك فرظيه علمي براي تبرئه خلبان .... !
پروفسور الكساندر نفسكي رهبر علمي سازمان فضايي روسيه تئوري اي دارد كه البته هنوز در دنيا ثابت نشده است ولي دانشمندان در پي اثبات ان هستند! اين فرظيه مي گويد كه شهاب سنگ هاي بسيار كوچكي كه به اتمسفر زمين برخورد مي كنند و مي سوزند در بعضي مواقع به علت تعداد و حجم زياد در يك مساحتي براي چند ثانيه اي باعث به وجود امدن گردبادي مخروطي شكل (البته در هوا و نه در روي زمين و به همين دليل ما ان را نمي بينيم ) مي شود كه هر جسم پرنده اي را به سمت زمين فشار مي دهد (عكس شماره 4 ) و اگر هواپيما در اين حالت قرار گيرد ديگر قابل كنترل نيست! حتي طبق اناليز كامپيوتري جعبه سياه هواپيما مشخص شد كه هواپيما دچار مشكل فني نشده و سرعت و زاويه ان طوري بود كه هواپيما بايد به سمت بالا اوج مي گرفت .. ولي بنا به دلايل نا مشخص به سمت زمين كشيده (و يا فشرده) مي شود ! (البته در تصاوير ويديويي كاملا مشخص است) . البته فرضيه اين دانشمند هنوز ثابت نشده ولي رد هم نشده است ... !! قبول فرضيه اين پروفسور براي مردم كمي غير عادي و غيرقابل باور بود و خانواده هاي قربانيان حادثه خواستار توضيح قابل قبول تري بودند
جريمه براي خلبانان خاطي ...
اما سر انجام بعد از محاكمات فراوان قضات عالي رتبه دادگستري در اخر دادگاه مقصر اصلي را خلبان و كمك خلبان و فرمانده پرواز دانسته و خلبان را به چهارده سال زندان محكوم كرد . اين دادگاه همچنين كمك خلبان هواپيماي فوق را به هشت سال زندان و فرمانده پرواز را به شش سال زندان محكوم كرد. گرچه خلبانان تا اين حال خود را مقصر نمي دانند . گفتني است خلبان هواپيما بعد از اجكت در ارتفاع پايين دچار اسيب ديدگي شديد ستون فقرات شد. كمك خلبان در ابتدا دچار افسردگي شديد و بعد دچار حالات رواني شده كه حتي روانپزشكان هم قادر به درمان او نيستند
شهرام روشن مترجم مطلب بالا دانشجوي فوق ليسانس علوم فضايی در خارج از کشور
با تشكر و احترام :
بهروز مدرسي
اين مطلب ساعت 5 بامداد مورخه 22 مرداد ماه 1387 پايان يافت .
ايام به كام
مجسمه شناگری در چمن - یکی از پارک های لندن
http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp
مهم ترین رویداد های تاریخی در این سایت مشاهده می شود
روزنامک آنلاین - دکتر نوشیروان کیهانی زاده

خشم ژنرال ، تبعيد خلبان
يك ماجراي واقعي از داستان زندگي خلبان ورزيده اي كه از خط پرواز فانتوم به سي - ۱۳۰ منتقل شده و بر اثر لياقت به گردان ۷۴۷ منتقل گرديد . وي بعد از ساعت ها پرواز با جامبو جت ، بر اثر انفجار كپسول در اضطراري يك چشم خود را از دست داده و ....
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
V-2 Missile And Wernher Von Braun(PART I):
The A-4, later called the V-2, was a single-stage rocket fueled by alcohol and liquid oxygen. It stood 14 meters high and had a thrust of 56,000 pounds. The V-2 had a payload capacity of 2,200 pounds and could reach a velocity of 3,500 miles per hour. On October 3, 1942 the v-2 was first launched from Peenemunde. Breaking the sound barrier, it reached an altitude of sixty miles. It was the world's first launch of a ballistic missile and the first rocket ever to go into the fringes of space. In the early 1930's, rocket clubs sprang up all over Germany. One of these clubs, the Verein fur Raumschiffarht (Rocket Society), had the young engineer Wernher von Braun as a member. During this same period of time the German military was searching for a weapon which would not violate the Versailles Treaty of World War I, and at the same time defend Germany. Artillery captain Walter Dornberger was assigned to investigate the feasibility of using rockets. Dornberger went to see the VfR and, being impressed with their enthusiasm, gave them $400 to build a rocket. Wernher Von Braun worked through the spring and summer of 1932, only to have the rocket fail when tested in front of the military. However, Dornberger was impressed with von Braun and hired him to lead the military's rocket artillery unit. By 1934 von Braun and Dornberger had a team of 80 engineers building rockets in Kummersdorf, about 60 miles south of Berlin. Von Braun's natural talents as a leader shone With the successful launch of two rockets, Max and Moritz, in 1934, von Braun's proposal to work on a jet-assisted take-off device for heavy bombers and all-rocket fighters was granted. However, Kummersdorf was too small for the task, so a new facility had to be built. Peenemunde, located on the Baltic coast, was chosen as the new site. Peenemunde was large enough to launch and monitor rockets over ranges up to about 200 miles, with optical and electric observing instruments along the trajectory, with no risk of harming people and property...The End Of Part I....
Source:http://inventors.about.com/library/inventors/blrocketv2.htm BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
موشک "وی-2" و "ورنر فون براون":
موشک "آ-4" که بعدها "وی-2" نام گرفت موشکی یک مرحله ای بود که سوخت آن الکل و اکسیژن مایع در نظر گرفته شده بود.ارتفاع آن حدود 14 متر و موتور آن 65000 پوند کشش تولید میکرد."وی-2" قادر به حمل 2200 پوند بار بود و میتوانست به سرعت 3500 مایل بر ساعت برسد.در سوم اکتبر 1942 اولین "وی-2" از "پینه موند" پرتاب شد و با شکستن دیوار صوتی به ارتفاع 60 مایلی رسید.این نخستین موشک بالستیک جهان بود که پرتاب میشد و نخستین موشکی بود که تا آنزمان به حاشیه فضا رسید.در اوایل دهه 1930 باشگاههای موشک در سرتاسر آلمان پخش شده بودند .عضو یکی از این باشگاهها مهندسی جوان به نام "ورنر فون براون" بود.در همین حین ارتش آلمان در جستجوی سلاحی بود که با "قرارداد ورسای" معارضه نداشته ودر عین حال توان دفاع از آلمان را نیز داشته باشد.سروان توپخانه "والتر دورنبرگر" جهت تحقیق در مورد عملی شدن استفاده از موشکها مامور شده بود."دورنبرگر" از باشگاه "فون براون" دیدن کرد وتحت تاثیر اشتیاق آنان قرار گرفت و 400 دلار جهت ساخت یک موشک به اعضا آن پرداخت نمود."ورنر فون براون" تمام بهار و تابستان 1932 را کار کرد اما موشک وی هنگام آزمایش در برابر اعضای ارتش دچار اشکال گردید.با وجود این "دورنبرگر" تحت تاثیر "فون براون" قرار گرفت و وی را جهت هدایت واحد موشکی توپخانه استخدام نمود.تا سال 1934 "فون براون" و"دورنبرگر" تیمی متشکل از 80 مهندس را که در "کومرسدورف" در 60 مایلی جنوب برلین بکار ساخت موشک مشغول بودند در اختیار داشتند. استعداد ذاتی "فون براون" بعنوان یک رهبر درخشیدن گرفته بود.در 1934 با پرتاب موفق دو راکت (ماکس و موریتز) پیشنهاد "فون براون" برای کار روی وسیله ای برای برخاست بمب افکنهای سنگین بر پایه موتور جت وهمچنین بقیه جنگنده ها ارائه گردید."کومرسدورف" برای این کارها کوچک بود بنابراین امکانات تازه ای باید بوجود می آمد."پینه موند" واقع در ساحل دریای بالتیک بعنوان محل جدید برگزیده شد."پینه موند" بحد کافی جهت پرتاب و بررسی موشکها در بردی حدود 200 مایل بزرگ بود باضافه اینکه از تجهیزات نوری و الکتریکی جهت ردیابی برخوردار بود و خطری نیز برای افراد و وسایل آنجا را تهدید نمیکرد.
....پایان بخش اول.....
Source:http://inventors.about.com/library/inventors/blrocketv2.htm BY:Alireza Sadeghi
به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .
بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .
دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )
چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )
بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )
مژده به خوانندگاني كه با سرعت كم به اينترنت متصل مي شوند :

مطالب اين سايت را در وبلاگ ذيل بخوانيد :
ادبيات پرواز .....
به همت : دامون
شعر پرواز ....
آه من رستم از قيد اين زمين
رها شدم
و آنگاه
بالهاي نقره اي خندانم را در آسمان به رقص درآوردم
به سوي آفتاب پر گشودم
پرواز به كرانه دور لاجوردين
و در اوج شادمانی غوطه ور شدم
و از شكاف ابر به سوي خورشید نقب زدم
و صدها كار شگفت دیگر انجام دادم
كه تو حتی در خواب هم نديده اي
چرخيدن و تاب خوردن
اوج گرفتن
و در آن بلنداي بيكران ايستادن
و در برابر سكوت ژرف آفتاب
بال و پر زدن
من به تنهايي باد عربده جو را پي كردم
و با تمامي خشم خويش آن را بر زمين زدم
كشتي خيزاب من آسمان لايتناهي را درنورديد
بالاتر و بالاتر
مسحور كننده است اين آبي سوزنده
و آنگاه
فراغ بال پاي نهاده ام
در جايي كه هرگز چكاوك ها و حتي شاهين هم پرواز نكرده است
و در آن فضاي لايتناهي
دستانم را با نياز گشودم
برای لمس تقدس پروردگار
High Flight
Oh! I have slipped the surly bonds of earth
And danced the skies on laughter-silvered wings;
Sunward I've climbed, and joined the tumbling mirth
Of sun-split clouds - and done a hundred things
You have not dreamed of - wheeled and soared and swung
High in the sunlit silence. Hov'ring there
I've chased the shouting wind along, and flung
My eager craft through footless halls of air.
Up, up the long delirious, burning blue,
I've topped the windswept heights with easy grace
Where never lark, or even eagle flew -
And, while with silent lifting mind I've trod
The high untresspassed sanctity of space,
Put out my hand and touched the face of God.
افسر خلبان جان گالسپی مگی در اکتبر 1941 و در 18 سالگی و در خلال جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی سلطنتی کانادا پیوست و پس از اتمام دوره آموزشیش به انگلستان اعزام شد تا در نبرد بریتانیا شرکت کند. هواپیمای او در 19 دسامبر 1941 در طی یک پرواز آموزشی در داخل ابر به یک هواپیمای دیگر برخورد کرد و این جوان 19 ساله در طی این تصادم مرگبار کشته شد. او چندین ماه قبل از مرگش غزل جاودانه خود "پرواز در ارتفاع بالا" را سرود. و خوشبختانه آن را در پایان نامه ای که برای والدین خود در آمریکا نوشته بود اضافه کرد. در نامه نوشته شده بود: شعری را که چند روز پیش نوشته ام برایتان پیوست می کنم. این شعر را در ارتفاع 30000 فوتی شروع کردم و اندکی بعد از فرود به پایان رساندم
برای دیدن شعر به دست خط خود مگی کلیک کنید:
http://www.gower.net/aphofhr/jgm_original_%20handwritten_poem.jpg
برای شنیدن این قطعه شعری زیبا کلیک کنید:
http://www.gower.net/aphofhr/high_flight.html
بخش بازرگاني با مديريت : امير محمود بازيار
تلفن تماس : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶
تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot
سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.
1ماهه : سايت ۵۰۰۰۰ تومان / وبلاگ ۱۵۰۰۰ تومان
براي هر پست : سايت ۱۵۰۰۰ تومان / وبلاگ ۵۰۰۰ تومان
طراحي تبايغات : ثابت ۵۰۰۰ تومان / متحرك ۱۰۰۰۰ تومان
توجه - توجه
به اطلاع می رساند که جهت بزرگداشت یاد و خاطره خلبانان شجاع نیروی هوایی یک سلسله برنامه توسط شبکه دوم سیما تهیه شده است .
در اولین قسمت این برنامه ها فیلم مستند زندگی سرلشگر خلبان شهید سید علیرضا یاسینی در دو قسمت به نمایش در می آید .
این برنامه در روزهای ۲۷ و ۲۸ مردادماه سال ۱۳۷۸ در ساعت ۴۵/۱۹ دقیقه از شبکه دوم سیما پخش می شود . به همه دوستداران توصیه می کنم این برنامه را حتما ببینند که حاوی نا گفته های بسیاری است .
همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد
مرکز آپلود عکس ایرانی

اينجا رو كليك كنيد
قابل توجه علاقه مندان تحصيل در كشور بلارس
http://www.tophostingcenter.com/
مژده به ایرانیان سراسر جهان و شهروندان کانادایی
قابل توجه مهاجران گرامی ایرانی
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه





























































عمو جونم
هرجوری که شما صلاح بدونید. اما اینطوری هم خیلی طولانی میشه پستاتون. هر جوری شما صلاح بدونید من همون کار رو میکنم
این مطلبتون خیلی دردناک بود. اصلا فکر کردن بهش هم وحشتناکه. اما عمو جونم این مجازات برای این خلبانان زیاد نیست؟ خوب عمدی در کار نبوده که!
پاسخ
دامون عزيزم ... خسته نباشي .. خوبي دختر قشنگم ؟ دامون عزيز .. اولين باري بود كه من در وبلاگ مطلبي را قرار دادم كه ايراد گرفت .. يعني ارور داد كه حجم مطلب زياده .. من از ديشب تا ده صبح يك سره بيدار بودم .. درسته كه كار ترجمه شده بود .. ولي به حد يك مطلب نگارشي دردسر مخصوص خودش رو داشت .. و من براي اين كه زحمات اديت و تنظيماتم به هم نخورد ، نصف آن را در صفحه اي جديد با عنوان " ادامه " در وبلاگ سيو كردم .. غافل از اين كه فراموش كرده بودم تيك ثبت موقت آن را بزنم !! و سپس با خيال راحت خوابيدم ... البته قبل از خواب به آقاي بازيار پيامك فرستادم كه .. پست جديد آماده است ولي آپ نمي كنم تا شما فرصت داشته باشي اگه اگهي گرفتي تا عصر به من خبر بدهي .. وقتي بيدار شدم .. ديدم امير پيامك فرستاده كه ... آن شخصي كه اگهي در وبلاگ داده اعتراض كرده كه چرا تبليغ آن در وبلاگ نيست ! گفتم ديشب كه بود .. ! گفت منظورش در پست جديد است !! گفتم من پست جديد را هنوز آپ نكرده ام ... وقتي وارد وبلاگ شدم .. با تعجب ديدم همان ادامه نيمه كاره مطلب منتشر شده است !! تو رو خدا حواس پرتي را مي بيني ؟ خلاصه سريع پاك كرده و از نوع با خيالي آسوده پست جديد را منتشر كردم .. ولي همان گونه كه مي بيني خيلي حجم آن زياد است .. من جسارتآ به شما توصيه مي كنم ..اگه امكان داره مطالب خلاصه باشه .. چون مطالب من همين جوري زياد است .. البته دامون جان فراموش نكن كه اين بار از شانس شما تصاوير زياد بود ... ولي به هر حال من فكر مي كنم نياز به زبان اصلي آن نباشه .. چون جوون ها بيشتر به نثر و شعر فارسي بيشتر راغب هستند .. ولي روي هم رفته مطلب خيلي عالي و با احساسي بود .. من ياد لحظاتي افتادم كه از فراز ابر ها بري سوسن نامه مي نوشتم ... آخرين نامه اي كه براي او نوشتم ، هرگز فراموش نمي كنم .. روي خليج فارس بودم .. خيلي رويايي بود .. بكذريم
دامون عزيز دست گل شما واقعآ درد نكنه .. راستي الان متوجه شدم يك سوتي ديگه هم داده ام .. مطلب ترجمه پسر عزيزم آقاي صادقي رو در وبلاگ تكراري كار كردم .. همين الان اصلاح مي كنم .. آخه مي دوني مشكل از كجا پيش آمد .. ؟ براي وبلاگ يك سري مطالب را نبايد قرار دهم .. مثل آگهي هاي آخر سايت .. و فرمت آن را هم تغير داده ام .. براي همين بالا پائين شدن مطالب .. و كانكشن خيلي ضعيف كه دم به دقيقه هم قطع مي شود . واقعآ قوز بالا قوزه .. خدا كنه زودتر اينترنت پرسرعت ام وصل بشه .. ديگه مشكلي نخواهم داشت
ببخشيد دامون جان .. راستي سعي كن هميشه يكي دو تا مطلب آماده داشته باشي .. چون من نيمه هاي شب مثل خفاش شب كار مي كنم !!و نياز به مطلب جديد پيدا مي كنم .. آقاي عليرضا صادقي عزيز خيلي با من مچ است .. هميشه مطالب اش به موقع حاضره .. در اين مدت فقط يك بار نرسيد .. كه آن هم تقصير من بود زودتر از موعد پست جديد آپ كرده بودم ... خلاصه به همه شما همكاران محترم .. آقاي صادقي عزيز .. شما و جناب بازيار خسته نباشي مي گويم
سلام استاد وقتتون بخیر
پست خیلی جالبی بود. ولی نکته اخلاقی که در آن وجود داشت غرور کاذب خلبان سوخوی 27 بود که به علت فعال نکردن کامپیوتر هواپیما باعث بروز چنین حادثه ای شد.
جاداره بخاطر اینکه به سلامتی به منزل جدید نقل مکان کردید بهتون تبریک عرض کنم. خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم فرزند شهید بزرگوار استاد خلبان یاسینی هم از جمله خوانندگان این سایت هستند و با شما در ارتباط بودند. از طرف دیگه همیکنه فهمیدم روزهای 27 و 28 مرداد قراره ویژه برنامه ای در مدح آن قهرمان سرافراز ایران پخش بشه بلافاصله تاریخ پخش اونرو یادداشت کردم . صحبت از استاد خلبان شد. با خودم گفتم یه عکس براتون بذارم از اساتید خلبان شکاری که شاید بین اونها یکی یا چند تاشون براتون آشنا باشه و حداقل فایده اش تجدید خاطرات باشه :
http://parvazidigar.persianblog.ir/post/143
پاسخ
حميد رضا جان عزيزم .. خيلي ممنون دوست گرامي .. به نكته خيلي جالبي اشاره كردي .. بله همين غرور كاذب است كه معمولآ بلاي جان خلبانان قديمي مي شود .. من بار ها عرض كرده ام يك خلبان تازه كار يا حتي يك خانم خلبان خيلي امنيت و ايمني در پروازاشون دارند .. ولي يك خلبان قديمي وقتي مغرور شد اول ريسك زياد كرده و همين باعث شديد ترين فجايع مي شود .. كه خلبان سوخو 27 هم از آن دسته بود .. در مورد شهيد ياسيني .. بايد عرض كنم من با همسر و خانواده آن ها صحبت كردم .. وقتي خودم رو معرفي كردم ، همسر بزرگوار آن شهيد خيلي استقبال كرده و فرمودند با پسرشون هماهنگ نمايم .. كه متآسفانه ايشان هم راهي سفر حج بودند .. من قصد داشتم همزمان با روزهاي پخش برنامه تلويزيوني ، در مورد سرلشگر ياسيني گفت و گو با خانواده ايشان را به صورت ويژه منتشر كنم .. اما به دليلي كه عرض كردم ميسر نشد .. حميد رضا جان من آدمي هستم كه به بعضي چيزها خيلي توجه مي كنم ... كه ممكنه كم تر كسي به اين جزئيات توجه اي داشته باشه .. راستش وقتي با همسر گرامي شهيد عاليقدر ياسيني صحبت مي كردم .. وقتي صحبت ما به جايي رسيد كه من به ايشان عرض كردم از همكاران شهيد ياسيني هستم .. و شناخت زيادي از ايشون دارم ..... چند ثانيه اي مكث به وجود آمد .. متوجه شدم وقتي صحبت از ياران و همكاران آن بزرگوار شد .. بي اختيار به ياد تيمسار و همكارانشون افتادند .. خدا رو شكر كه زود صحبت ما ادامه پيدا كرد و گرنه من خيلي حالم بد مي شد .. خيلي سعي كردم جلوي احساسات و حتي اشگ هاي خودم رو بگيرم ... من هم يك لحظه گرمي نفس و حضور تيمسار رو حس كردم .. بي جهت نيست كه مي گويند شهيدان زنده اند .. و اين چيزي بود كه به جان نوه هايم قسم با تمام اعماق وجودم حس كردم .. روحش شاد ..
حميد رضا جان .. از شما به خاطر ارسال تصاوير عقابان تيز پرواز گذشته ممنونم ... چهره سه چهار نفر آن ها برايم خيلي آشنا بود ... از شما صميمانه تشكر مي كنم
سلام استاد
از شماو دوست عزيز اقاي شهرام روشن بابت مطلب جالب و خواندني بالا تشكر ميكنم.
1- اقاي روشن يك درخواست داشتم اگر براشون امكان داره و در مورد طراحي هواپيما و هليكوپتر هاي راديويي اطلاعاتي دارند يا مراجعي رو سراغ دارند براي اين حقير ارسال كنند اميدوارم جسارت بنده رو ببخشيد.
2-وقتي داشتم مطلب بالا رو مي خوندم ياد يه حادثه افتادم شايد باورتون نشه ولي من سرنگوني يه هواپيماي سم پاش رو به چشم ديدم اگر شما امر بفرمائيد كل ماجرا رو براتون ميفرستم .
بدرود.
پاسخ
محمد عزيزم .. من هم از شما تشكر مي كنم كه با حوصله مطالب سايت حقير رو مطالعه مي فرمايي
محمد جان .. اي كاش يادم بود در مورد درخواست شما با آقاي آرمان بيات صحبت مي كردم .. ديروز ما با هم در جايي جلسه داشتيم ... ولي سعي مي كنم اگه خدا كمك ام كنه حتمآ مشكل شما رو برطرف مي كنم .. قطعآ دوستان زيادي در اين زمينه آگاهي و اشراف دارند .. محمد جان من توصيه مي كنم در هر پست جديد شما همين كامنت را تكرا كنيد تا جلوي چشم باشد .. به اميد خدا خيلي زود موفق مي شوي .. مخصوصآ آقاي شهرام روشن ارتباطات خيلي خوبي با كارخانه هاي سازنده دارد .. من توصيه مي كنم با ايشان مكاتبه فرماييد .. حتمآ كمك تان مي كند
موفق باشي عزيزم
راستي در مورد آن حادثه هم خوشحال مي شوم كه خاطرات و مشاهدات خودت رو برايم بفرستي .. نيازي نيست كه روان و سليس تنظيم نمايي .. كافي شرح ماجرا رو .. با جزئيات مكاني و زماني فقط به ياد آورده و آن را بنويسي .. من خودم تكميل اش مي كنم .. نوع هواپيما رو هم دقيق بگو تا عكس مربوطه را پيدا كنم .. دست شما درد نكنه ... من منتظرم
سلام کاپیتان . امیدوارم که خوب باشید . از جناب آقای شهرام روشن به خاطر ترجمه روانشان ممنونم . حادثه بسیار تاسف باری بود . باز هم بهترینها اشتباه کردند . من لینکی از ویدئوی این حادثه رو در اینجا قرار می دم . در این فیلم لحظه بروز سانحه از جهت های مختلف نشان داده می شه .
http://www.youtube.com
/watch?v=Y9RFt6MISZw
واقعا دیدن حالت مضطرب و جسم آسیب دیده بچه هایی که اونجا حضور داشتند قلب آدم رو از جا می کنه .
واقعا از اینکه با مجله پرواز همکاری نمی کنید ناراحت شدم . اما هنوز امیدوار به شنیدن خبرهای خوش شما هستم .
پاسخ
بامداد عزيزم .. واقعآ از شما به خاطر ارسال اين لينك تشكر و قدرداني مي كنم .. بله يك بار ديگر بهترين ها و حرفه اي ها اشتباه كردند .. شايد هم عوامل جوي سبب حادثه شده بود .. خدا بهتر مي داند ..
بامداد جان .. من يك فيلم قبلآ از صحنه سقوط ديده بودم .. شك دارم كه مربوط به اين سانحه باشد .. راستي نمي دونم چرا بلاگفا باز نمي شود ؟
نكنه خداي ناكرده فيلتر شده باشد !! خدا نكنه
بنام خداوند بخشاينده مهربان
جناب مدرسي عزيز سلام و عرض ادب
متأسفانه حادثه دلخراشي بود كه در آن عدهاي از انسانهاي بيدفاع و بي خبر ، اسير غفلت يك نابغه هوانوردي شدند ، اين اولين بار نبوده و آخرين بار هم نخواهد بود كه بعضي نابغهها دچار چنين خطاهاي فاحش و مرگ آوري مي شوند ، حالا اونهاي كه مردن به كنار خود اين آقايون نابغه تا زمان مرگشون روزي صد هزار بار خواهند مرد و زنده شوند .
غرور بي جا هميشه آخرش همين است.
ضمناً لينك دقيق حادثه را در زير نوشته ام كه حدود 1.23 طول مدت فيلمش است :
http://www.youtube.com/watch?v=myi3Pt2ghsk
دوستدار شما - علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزيزم جناب كدخدايي عزيز
واقعآ به موضوع درستي اشاره فرموديد .. آن خلبان ها كه مدتي نور چشم مردم كشورشون بودند .. حاالا رويشان نمي شود به چشم مردم خود نگاه كنند .. و اين خيلي دردناك است
از لينكي كه قرار دادي ممنونم
درود!
جناب مدرسی!
این پست را اگر خودتان دوست داشتید انتشار ندهید!
دیروز داشتم به شما فکر میکردم، یادم به پستی افتاد که در اون گلایه کرده بودید که خدمات خیریه زیادی انجام دادید ولی از شما تقدیر نشده..
آقای مدرسی!
به عنوان یک شاهد به زندگی خودتان نگاه کنید:
شما یک سایت درست کردید، خیلیها روی اینترنت سایت و وبلاگ دارند،ولی ببینید وقتی شما دچار یک مشکل می شوید، چند نفر بهتون کمک میکنند، اگر کاری از دستشون بر نمیاد، ناراحت می شوند ، براتون دعا می کنند....
این سرمایه اندکی نیست!
چند نفر از همدوره ایهای بازنشسته تون این همه دوست دارند که اینجور بخواهند براشون کاری انجام بدهند؟
می بینید!شما قبلا کارهای خیر زیادی انجام دادید، و حالا در دوره بازنشستگی، در این دروه که شما اون احترامی که پیش "مسولین دولتی" داشتید، الان ندارید!( به گفته خودتان، در یکی از پستها دیدم که گلایه کرده بودید از نحوه برخورد با شما بعد از سکته..)
توی دوره بازنشستگی، یکهو این همه جوون طرفدار شما میشن!آیا مزد کارهای خیر گدشته شما نیست؟
تقدیم به شما ، ارتشبد جهانبانی،و به یاد شهید یاسینی:
مردان خدا پرده ی پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکا فات سرشتند یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده ، رسیدند به مقصد یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی بسی دانه فشاندند و بسی دام کشیدند
همت طلب از باطن پیران طریقت زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی کز حق ببریدند وبه باطل گرویدند
چون خلق در آیند به بازار حقیقت ترسم نفروشند متاعی که خرید ند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است کین جامه به اندازه هر کس نبریدند
مرغان نظر باز سبک سیر فروغی از دامگه خاک به افلاک پریدند
پاسخ
دوست عزيز جناب جهانباني عزيز ... واقعآ از شما ممنونم كه واقعآ با حرف هاي منطقي ات زدي تو خال .. آفرين بر شما دوست مدبر و گرامي خوبم ..
جناب جهانباني عزيز ... اين عشق و محبت دو طرفه هم است .. حتمآ مي دانيد .. من در هر شرايطي يك لحظه بودن با شما خوبان را به دنيا عوض نمي كنم .. از قديم گفته اند ... سخن چو از دل برآيد لاجرم در دل نشيند ... دوستان جوان كه اشاره كردي ، واقعآ عشق و عاطفه را از ريا خيلي خوب تشخيص مي دهند .. مي دانند من صادقانه آن ها رو دوست دارم .. و حاضرم جانم رو فداي يكايك اين عزيزان نمايم .. ولي تا حالا به اين جزئيات توجه نكرده بودم .... از شما ممنونم كه من را بيشتر به خود و داشته هايم آشنا كردي عزيزم ... به اميد ديدار
سلام عمو بهروز
در رابطه با سوانح هوايي با تيمسار صالح اردستاني خيلي صحبت كردم..ماجراهاي نگفتني زيادي برايم تعريف كردند ...قسم ميخورد يكبار از كنار دونفر از خلبانان كه بايك نقشه نشسته بودند و برنامه پرواز مي ريختند رد مي شدم تا براي پرواز با اف5 آماده شوم ...تا حرفهاي آقايون به گوشم خورد گفتم فلاني تو اينكاره نيستي ها ..گفت نه جناب ميدونم چيكار مي كنم حواسم هست...قسم مي خورد فرداي پروازم اومدم تو گردان ديدم پارچه مشكي زدن ...آقا ليدربوده خودش كه رفته بوده تو تپه يكي از خلبانان جوان رو هم كه پشت سرش بوده كشيده بود دنباله خودش...از اين موردها زياده و ايشون ميگن 70 يا 80 درصد سوانح هوايي عامل انساني داره يا بقول خودشون بي انظباطي....
پاسخ
مازيار عزيزم ... بله از اين واقعيات من هم خيلي مي دونم ... و خيلي موارد را شاهدش بودم .. اما افسوس در شرايطي نيستيم كه بشود هر حرفي را زد ... دشمنان سوء استفاده مي كنند ... ولي خب بايد قبول كرد ملت ما چوب اشتباهات را خيلي خورده اند
با عرض سلام وخسته نباشيد وآرزوي سلامتي براي شما از ديدن عكسها و حادثه غم انگيز بالا متاسف شده سئوالي دارم ايا نيروي هوائي ايران كه ازسالهاي خيلي پيش حدود 50 سال داري تيم هاي اكروجت وخلبانان شجاع بوده از بين اين خلبانان عزيز كسي توانسته است مدال طلا يا شجاعت تيم اكروجت را دريافت كند
با تشكر فراوان حسين از اهواز
پاسخ
عزيزم .. بحث مدال موضوع پيچيده اي است كه انشاالله يك روز سر فرصت توضيح مي دهم ... هر كشور براي خوش در زمينه هاي مختلف براي متمايز كردن بهترين ها سقفي قائل شده و بالا تر از آن را با انواع وسايل چون مدال و رتبه و درجه از بقيه چدا مي كنه .. بعضي مدال ها بين المللي هستند .. و ربطي به كشور نداره .. در امر پرواز هم بعضي از كارخانه هاي سازنده هواپيما مدال هايي رو براي سقف معيني از پرواز اهداء مي كرد .. مثلآ در سي - 130 ، لاكهيد سه مدال براي نشان دادن سقف پرواز با اين هواپيما داشت .. اولي .. براي هزار ساعت پرواز اهدا مي شد .. دومي دوهزار ساعت .. و سومي براي پنج هزار ساعت .. كه من هر سه آن ها را گرفته بودم .. خب بعد از انقلاب اين مدال ها حتي خريد و فروش هم مي شد .. م از اعتبار افتاد ! الحمدالله من هم آن ها را گم كردم !! ولي به عنوان آن چيزي كه روس ها دارند .. ما نداشتيم .. اگر بوده من خبر ندارم
سلام
من اولين باريه كه دارم براتون پيام ميزارم تازه پيدا كردم اين سايت رو
در درجه اول از صداقت ستودني و كم ياب بلكه هم ناياب شما لذت بردم وهمچنين از مطالب زيباتون خسته نباشيد
پاسخ
فرزين عزيزم .. خيلي خوشحالم شما هم به جمع ياران همدل و صميمي اين سايت پيوستيد .. اين نظر لطف شما نسبت به بنده است .. اميدوارم لياقت اين همه صفا و صميميت را داشته باشم
پايدار باشي
جناب مدرسی سلام.این تصاویر را قبلا دیده بودم هرچند که چند بار دیدن آنها بازهم اندوه افزا و عبرت آموز است.سوال اینست که چرا کشور ها چنین خطا هایی مرتکب میشوند. جنگ آهن و آتش و گوشت و استخوان انسانها جنگی بسیار نابرابر است!بسیار دیده شده و احتمالا بازهم دیده خواهد شد که هواپیما های نمایشی بعلت شرایط خاص پرواز و نمایش حداکثر توانایی ها هم بسیار بزمین نزدیک میشوند و هم در شرایط اضطراری مجبور به اخذ تصمیمات آنی و تعیین کننده اند پس امکان اشتباه فراوان است و اینرا همه خلبانان هم میدانند. مرحوم شاهرخی عضو آکروجت تاج طلایی و همکارش در چند متری زمین مهرآباد مانند آتش سیگار خاکستر شده و در کنج آشیانه سلطنتی آرام گرفتند در حالیکه جزو بهترینها بودند و بعدا نام پایگاه همدان(نوژه) شاهرخی نامیده شد بپاس بلندپروازیهای او و اینکه مظلومانه شهید شد.چرا نمایشهای هوایی با مردم علاقمند چنین میکنند؟ آیا راه دیگری نیست و نمیشود فاصله مطمینه را رعایت کرد؟ آیا فقط بخاطر هیجان بیشتر چنین ریسکهایی صورت میگیرد؟ چند بار چنین حوادثی روی داده باشد خوب است؟
فراموش نکرده ایم سقوط ارباس غول پیکر ایرفرانس کمی دورتر از جمعیت نمایشگاه بورژه پاریس را که بسیار به سطح زمین نزدیک شد و نتوانست کنترل کند و رفت توی درختهای جنگلی نزدیک باند و البته لا فداکاری خلبان برای جلوگیری از کشتار...حتما میشود با نصب دوربینهای بیشتری مردم را تشویق بدیدن مراسم از طریق دوربین نمود و فاصله ها را افزونتر ساخت.
پاسخ
محمود جان عزيزم به موارد بسيار ارزنده اي اشاره فرمودي ... من قبلآ يك بار نظر همكارم آقاي محسن نجفي كه تيمسار شد و بعد از بازنشستگي شنيدم در ايرلايني پرواز مي كند را هيچ وقت فراموش نمي كنم .. يادمه يك بار از روي ميدان آزادي رژه مي رفتيم .. چند تا هواپيما بوديم .. محسن خيلي هواپيمايش را به ما نزديك و نزديك تر كرده بود .. به طوري كه مي شد از روي بال به هواپيماي بعدي پريد !! بهش گفتم محسن جان خيلي چسبوندي .. با كوچكترين تكان مي خوريم زمين .. مردم اون پائين كه متوجه نمي شوند چه هنر سختي را به نمايش مي گذاريم .. آن ها اگر ما ده بيست متر هم فاصله داشته باشيم ، برامون هورا مي كشند ... ! او گفت .. بهروز جان در اون پائين اگر يك نفر هم به اين مسايل آگاه باشد ، ما بايد هنر و مهارت خود را نشون بدهيم ... و من قانع شدم .. بله محمود عزيزم .. اما شما خود مي داني هر چه هواپيما به زمين بيشتر نزديك شود ، به دليل قوه جاذبه امكان ريسك آن خيلي زياد است .. و خلبان هرچه ماهر هم باشد .. وقتي اسبش چموضي كرد ، هيچ كار از دستش بر نمي آيد .. سيستم هاي مدرن فقط اخطار مي دهند .. ولي جلوگيري نمي كنند .. البته در مطلبي كه شهرام جان ترجمه كرده است نوشته كه اين سوخوي 27 داراي سيستم كنترل و اصلاح خطا را داشته است ... خب ما هم داشتيم .. ولي به ما در كابين اخطار مي داد و بوق زده يا چراغ اش خاموش روشن مي شد .. ديگه به مرحله اي مي رسه كه كنترل غير قابل دسترسي خلبان قرار مي گيرد .. اما محمود جان اشاره به اين كردي چرا از صفحه تلويزيون نمي بينند .. ؟ جسارتآ عرض كنم بشر از زمان هاي خيلي دور به هيجان علاقه داشت ... يك زمان اين هيجان را در مبارزه شير با انسان تجربه مي كرد .. بعد كه متمدن تر شد با هواپيما ... نسل هاي بعدي حتمآ نبرد موشك ها رو در ميداني مشاهده خواهند كرد
موفق باشي
چشم عمو جونم
بعد از این همون طور که شما گفتید مینویسم. راست میگید اینطوری بهترم هست
در مورد بلاگفا هم نگران نباشید. این مشکلات هر از چند گاهی برای سرورهای ایرانی پیش میاد و بعدش درست میشه. اشکال از خود سرور بلاگفاست
مواظب خودتون باشید
پاسخ
دامون عزيزم .. خيلي ممنون كه دركم مي كني ... من واقعآ شرمنده شما هستم .. دست گلت درد نكنه .. راستي دامون جان از حسين جون خاطراتش رو يادت باشه بگيري .. ممنون .. بگو كه مي تونه از خاطرات دوستانش هم استفاده كنه .. مخصوصآ سوانحي كه اخيرآ شكاري ها دادند .. اغلب از همدوره هاي حسين هستند . موفق باشي
با سلام
از لطف همگی ممنونم. از اینکه تونستم سهمی در این سایت داشته باشم خوشحالم. از آقای مدرسی پدر عزیز و دلسوز خودم هم کمال تشکر را دارم. اینای میل من هست,sh.roshan2002@gmail.com
هرکسی هر کاری داشت, میتونه برام بنویسه خوشحال میشم کمک کنم.
خدمت آقای محمد حاجیلو عرض کنم که, فکر میکنم بتونم کمکتون کنم لطفا از طریق ای میل با بنده در تماس باشید.
با تشکر
پاسخ
شهرام عزيزم .. جا دارد از شما پسر خوبم به خاطر زحماتي كه كشيدي قدرداني و تشكر كنم .. و بار ديگر بابت تآخير در انتشار از شما رسمآ عدر خواهي مي كنم .. اميدوارم همان جور كه اعلام كردي از دلت بيرون امده باشد ... شهرام جان من مدام از دوستان مي خواهم اگر من در مورد چيزي قولي دادم ، حتمآ ياد آوري فرمايند .. چون واقعآ كم حواس هستم .. مثلآ چندي پيش يادمه به يكي دو نفر قول دادم سايت آن ها را معرفي كنم .. اما يادم نيست كدام يك از همكاران بوده است !!؟ خب اين را حتمآ به حساب بي معرفتي ام خواهند گذاشت .. در صورتي كه خدا شاهد است يادم مي رود ... براي همين است كه در نگارش خاطرات هم ... يهو چند تا خاطره با هم به ذهنم مي رسه .. يا موقع پاسخ به كامنت ها موضوع جديدي يه خاطرم مي آيد .. به همين جهت شما اگه يك ياد آوري مي كردي .. ديگه نيازي نبود تا شرمنده وجودت بشم
شهرام جان من از شما خواهش مي كنم هر كاري از دستت بر مي آيد براي اين دوست خوبمان بكن .. فكر كنم شما خيلي بهتر مي تواني به او كمك نمايي
مواظب خودت باش و باز هم از اين مطالب برايم بفرست
سلام بهروز خان
حال شما چه طوره
مطالب جناب شهرام روشن و رضا صادقی
بسیار عالی بود.
تصاویر هر دو خلبان هواپیمای Su-27UB سانحه دیده در پایگاه هوایی
خلبان Volodimir Toponar Sknyliv نیروی هوایی اوکراین تاریخ 27 جولای 2002
http://www.ejection-history.org.uk/PROJECT/Biographies/Joint-Crash-Details/LVIV-Air-Show/pilot01x.jpg
و کمک خلبان Yuri Yegorov
http://www.ejection-history.org.uk/PROJECT/Biographies/Joint-Crash-Details/LVIV-Air-Show/pilot02x.jpg
در ضمن عکس جت استار و مشخصاتش را هم خواستید در خدمتم.
موفق باشی بهروز خان
پاسخ
بابك جان عزيزم .. از اين كه در پاسخ كامنت تاخير به وجود آمد ، از شما عذر خواهي مي كنم .. اخه مي دوني اين جا خيلي مشكل دارم .. و هنوز اينترنت پر سرعت ام وصل نشده است .. و اينترنت هوشمند هيچ فايده اي ندارد .. مرتب قطع مي شود .. به پيشنهاد آقاي بازيار عزيز يكي دو روز است از كارت اينترنت استفاده مي كنم .. ولي خيلي سرعت پائين است .. و صفحات را بالا نمي آورد .. به عبارتي آدم را جون به سر مي كنه !! و من كه عادت داشتم همزمان چند كار را در آن واحد بكنم ، عاجز مانده و قيد آن را مي زنم .. از طرفي ديروز دلم هواي نوه هايم رو كرده بود .. و راهي كرج شدم ... خب همه اين موضوعات سبب دير پاسخ دادنم شد كه اميدوارم من رو ببخشي
در مورد لينكي كه ارسال كردي از شما تشكر مي كنم .. اگه مي شه چند عكس از جت استار ها و جت فالكون ها برايم بنويس چون ممكنه با برگشتن فرزند شهيد ياسيني ، ملاقات من با خانواده آن ها صورت بپذيره و من نياز به تصاوير آن هواپيما و اگر اطلاعاتي هم در مورد آن پرواز و همراهان شهيد ستاري داري برايم بفرست .. خيلي از زحماتي كه در حق من مي كشي ..سپاسگزارم
سلام خدمت جناب خلبان و خبرنگار عزيز.من بااجازتون همه سايت رو زير و رو كردم.كارتون واقعا عاليه.ادم باورش نميشه يك نظامي چنين دست به قلمي داره!واقعا درد و بلاتون بخوره تو سر ساير خلبانان بازنشسته_حتي شاغل!_ كه به عوض اينكه مثل شما فعال باشند توي خونه ور دل عيال نشسته مشغول پاك كردن سبزي يا سيروسياحت در و ديوار هستند.از اينببعد از مزاحمان شما خواهم بود.درباره ياسيني كه نوشته بوديد ظاهرا از قهرمانان جنگ بوده ظاهرا شهيد نشده و بعد از جنگ در جريان سانحه هوايي_قدري هم مشكوك!_كشته شده حالا شايد چند تا ياسيني داريم نميدونم.به هر حال روح همشون شاد.شما هم از عملياتهاي قهرمانيتون بنويسيد قهرمان!
پاسخ
دختر عزيزم فريده نازنين
خيلي خوشحالم كه عزيز بزرگواري چون شما به جمع ياران همدل و صميمي سايت پيوسته است . و از اين كه مورد لطف و تعريف شما قرار گرفتم ، خيلي خوشحالم . اميدوارم لياقت اين همه تعريف و محبت هاي دوستان عزيزم رو داشته باشم ...
اما فريده جان .. خدا نكنه درد و بلا به سر اين عزيزاني كه نام بردي بخوره ... مي دوني چرا ..؟ عزيزم اون هايي كه شاغل هستند اصلآ فرصت اين كار رو ندارند .. ضمن اين كه ممكنه اجازه چنين فعاليت هايي رو نداشته باشند .. زمان ما كه جرم بود .. حالا رو نمي دونم .. يعني يك نظامي به هيچ عنوان اجازه گفتگو با مطبوعات و رسانه ها رو نداشت .. مي مونه بازنشسته ها ... عزيزم فكر مي كني هر خلباني كه بازنشسته شد .. ديگه تآمينه و كنار زن و بچه اش نشسته ؟ نه دخترم اشتباه مي كني .. شايد يك عده كمي بي نياز از كار مجدد باشند .. ولي اغلب براي سير كردن شكم زن و بچه شون مجبورند چند جا كار كنند ... من در اين باره يك مطلب مفصل از قول زادسر نماينده مجلس قبلي نوشتم كه طبق تحقيقاتي كه از طريق مجلس شده بود .. اكثر خلبانان به خاطر تآمين زندگي خود ( منظورش خلبان هاي نظامي شاغل بود ) با ماشين مسافر كشي مي كنند .. من حتي يك گزارش ديگري از زبان يك خارچي خواندم كه چند تا عكس از خلباني با لباس پرواز منتشر كرده بود كه مسافر كشي مي كرد .. و وقتي مسافر خارجي علت اين كار او را پرسيده بود .. گفته بود اولآ حقوقم نمي رسه .. دومآ چون طرح ندارم لباس پروازم در صندوق عقب ماشينم قرار داره كه اول طرح ترافيك مي پوشم .. اگر چه عكس ها پوشيده بود تا شناخته نشود .. ولي من دقيقآ شناختم .. سرهنگ خلبان سي - 130 است كه در زماني كه من بازنشست شدم او سروان بود .. خب مي بيني كه هيچ كس بي كار نيست كه بشينه مطلب بنويسه ...
فريده جان اصلآ به من نگاه نكن كه شب و روزم رو پاي اين كار گذاشتم .. واقعآ يك روز كه براي ديدن نوه هايم مي روم . روز بعد بايد ساعت ها پاي كامپيوتر نشسته و به انبوه كامنت ها و اي ميل ها پاسخ دهم .. كه در اين صورت وقتي براي نگارش مطلب جديد نمي مونه ..
دخترم پيشنهاد شما زماني چاره سازه كه آدم واقعآ تآمين و بي نياز باشه ... لم بده تو خونه و شروع به نگارش خاطراتش بكنه .. و مثل خارجي ها كه وقتي بازنشسته مي شوند مي روند ماهي گيري و يا گلف بازي .. ما هم بشينيم با خيالي آسوده خاطرات رو بنويسيم .. !! بگذريم
در مورد سرلشگر خلبان شهيد ياسيني عرض كنم احتمالآ شما اشتباه گرفتي .. چون شهيد ياسيني با هواپيماي جت استاري كه سرلشگر ستاري فرمانده وقت نيروي هوايي هم در آن حضور داشت به خلباني حاج آقا جمشيدي و خلبان ديگر .. جم منش .. دچار سانحه شده و همگي به درجه رفيع شهادت نايل مي شوند .. روحشان شاد ..
من هم گاهي از اين اشتباهات مي كنم .. و اسامي رو اشتباهي متوجه مي شوم
موفق باشي دختر عزيزم .. مواظب خودت باش
سلام استاد گرامی ! بعد از مدتها بی اینترنتی و گرفتاری یاد وبلاگ زیبای شما افتادم و چه خوشحال شدم وقتی دیدم هنوز هم می نویسید و چه زیبا می نویسید . امیدوارم وقت کنم تمام مطالب این چند ماه گذشته رو بخونم و لذت ببرم . مطلب آخر رو که خوندم یادم افتاد که تو کامپیوترم یک فیلم کوتاه از همچین سانحه ای دارم . حالا دقیقا نمیدونم همین سانحه هستش یا خیر . آپلودش کردم اینجا تا شما و دیگر دوستان هم ببینید : http://www.yourfilelink.com/get.php?fid=469113
با تشکر از مطالب ارزشمندتون
پاسخ
كيوان عزيزم .. خيلي خوشحالم پسرم كه با شما پسر عزيزم آشنا شدم .. به همين دليل جمله كليشه اي خودم رو تكرار مي كنم
به جمع ياران همدل و صميمي سايت خوش آمدي
از اين كه زحمت كشيده و لينك سانحه رو قرار دادي از شما ممنونم
پايدار باشي
سلام جناب سرهنگ خیلی قشنگ بود.از سرنوشت این 3 نفر مطلع نیستسد؟
پاسخ
محمود عزيزم .. منظورت از سه نفر اگر خلبانان آن باشد كه توضيح داده شد در زندان به سر مي برند .. ولي نفر سوم نمي دونم منظورت چه كسي است ؟ شايد فرمانده دسته باشد .. به هر حال شهرام عزيزم خودش انشاالله پاسخ صحيح شما رو بدهد .. محمود جان از اين كه كمي دير شد عذر مي خواهم .. موفق و پايدار باشي پسرم
سلام خدمت جناب آقاي مدرسي خوش تيپ
اميدوارم خوب باشيد و خانه جديد هم مبارك باشه.ممنون از مطلب جالبتونو همچنين زحمت دوست عزيز آقاي روشن.
انشا ا.. هر روز بهتر از روز قبل باشيد.
به اميد ديدار شما
پاسخ
سلام و درود خدمت رضا جان خوش تيپ نازنين
خيلي ممنون آقا رضا .. دعاي خير دوستان خوب و با وفايي چون شما سبب شد بالاخره خانه دلخواه مون پيدا بشه .. اگر چه گرونه ... ولي خب قيمت ملك خيلي بالا رفته بود
من هم از جناب روشن و خانم دامون و آقاي صادقي و آقاي امير محمود بازيار .. همكاران خوب و صميمي سايت تشكر مي كنم
سلام جناب مدرسی.تشریف نیاوردین که قربان.منتظر تماستون بودم.فدای سرتون.میدونم سرتون شلوغه.امیدوارم اون قلب مهربونتون همیشه شاد باشه.سر بلند باشین.یا حق
پاسخ
پيام عزيزم .. با پوزش فراوان .. عرض كنم من ديشب تا صبح بيدار بودم .. و صبح هم نخوابيدم اومدم كرج ... و تا ظهر هم با نوه ها بازي مي كردم .. قصد داشتم بعد از ظهر زنگ بزنم .. خوابيدم وقتي پاشدم ساعت 11:30 شب بود .. و من خيلي شرمنده شما شدم .. به دخترم گفتم چرا بيدارم نكردي ؟ گفت ترسيدم تو اتوبان خوابت بگيره .. و چپ كني .. حالا شايد فردا اومدم .. حتمآ تماس مي گيرم
موفق باشي
سلام کاپیتان.حال شما؟کاپیتان یه تشکر توپ بهتون بدهکارم چون جواب ارسالهای ما رو میدین.از این که به فکر ما هستین و ما رو هم دوست خودتون هم میدونین ممنون.کاپیتان چرا دیگه جواب کامنتهای منو صمیمانه نمیدین؟!!!نکنه مارو دوست ندارین!!کاپیتان راستی یهبارم پرسیدم ولی جواب ندادین که منزل جدید رو کجا گرفتین؟وبا چقدر رهن و اجاره؟سوالمو به حسابه فضولی نذارینها!!
پاسخ
امين جان عزيزم .. من وظيفه خود مي دانم به يكايك كامنت ها پاسخ دهم .. و هيچ منتي در اين راه نيست .. ولي اگر يك بخش از سوال شما را پاسخ ندادم ، به حساب بي معرفتي نگذاريد .. به روح پدرم فراموش مي كنم .. من تعجب مي كنم كه چرا شما احساس مي كنيد من صميمانه پاسخ شما دوست عزيز رو نمي دهم ؟ امين جان .. من اگه با كسي دلخور باشم .. خيلي راحت آن را بيان مي كنم .. و يا به گامنت او پاسخ نداده و منتشر نمي كنم .. حال چرا شما به اين احساس رسيده ايد واقعآ متعجبم
من چند مرتبه از زماني كه به اين جا منتقل شده ام در باره محل سكونتم نوشته ام باز هم مي گويم خيابان بهار شمالي .. نزديك ميدان هفت تير .. در باره رهن و اجاره بايد عرض كنم .. با شرمندگي نمي توانم بگويم .. براي اين كارم هم دليل دارم .. مثلآ شايد طرف از ما پول نگرفته باشد .. يا شايد هم بابت نشستن يك چيزي هم دستي به ما بدهد .. يا خواهش كرده باشه به كسي در باره مبلغ اجاره حرفي نزنم ... ضمن اين كه فرقي به حال دوستان نداره كه من دقيقآ چقدر اجاره مي دهم ..
بنام خداوند بخشنده و مهربان
ميلاد مسعود يگانه منجي عالم بشريت ، حضرت حجت ابن الحسن العسگري، امام مهدي (عج) را به تمام شيعيان جهان به خصوص هم وطنان عزيزم تبريك و تهنيت و شاد باش عرض مي نمايم . انشا الله خداوند متعال امر فرج ايشان را اصلاح نموده و به زودي زود چشمانمون به نور ايشان منور گردد .
تقديم به محضر آقا امام زمان(عج)
گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام
با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام
گر به ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین
باز هم مشتاق روی دلکش جانا نه ام
از در میخانه ات ای شاهد خوبان مران
با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام
پرده بردار از رخ زیبا که مشتاق تو ام
آن رخ زیبا ندیده ،واله ودیوانه ام
پادشاه جودی و ما بنده در گاه تو
منتظر بر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام
در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی
باز هم در جستجوی گوهر دردانه ام
همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن
لیک با الطاف غیر از تو، شها! بیگانه ام
چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام
ور نه آن گردم که افشان در دل ویرانه ام
انتظارت بیش از حد شد ،تحمل تا به کی؟
آفتا با! بهر دیدار رخت پروانه ام
واله و«شیدا » ومستم لیک ،محتاج توام
یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه ام!
اللهم صل علی محمد وآل محمد،وبارک علی محمد وآل محمد،کافضل ما صلیت وبارکت وترحمت علی ابراهیم وآل ابراهیم،انک حمید مجید.
شعر بالا از سايت بسیج دانشجویی شهید علم الهدی ، مرکز آموزش جهاد کشاورزی سمنان كپي برداري شده كه از اين دوستان عذر خواهي مي نمايم .
با احترام - علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزيزم علي جان نازنين
من هم ايام مبارك و خجسته شعبانيه رو به شما تبريك گفته و براي شما و خانواده محترم آرزوي سلامتي و موفقيت دارم
علي جان باور مي كني داشتم تعجب مي كردم كه اين چه كسي است كه با لحن شما كامنت گذاشته است ؟ و در انتها وقتي امضاي شما رو ديدم .. فهميدم حدس ام درست بوده است .. علي جان دستت درد نكنه عجب شعر جالبي رو انتخاب فرمودي .. واقعآ عالي بود
شاد و خرم باشي
سلام عمو
خوب هستيد؟
اينها بنر هاي اربيات پرواز هست:
http://www.picbaran.com/files/n125kj9svgazlwa4fw21.jpg
http://www.picbaran.com/files/ak2cz3f9kfnipruig0w3.jpg
http://www.picbaran.com/files/ohhxuueubyyfeul5d0js.jpg
http://www.picbaran.com/files/qig1w6i151vnz0zxmrt7.jpg
متشكرم
ياعلي
پاسخ
امير جان واقعآ دست گلت درد نكنه .. خيلي به دلم نشست .. واقعآ زحمت كشيدي .. اما امير جان مي خواستم از شما خواهش كنم به دليل تغيراتي كه هميشه در انتشار مطالب پيش مي آيد و به عبارتي نمي شود آدم آينده را پيش بيني كنه .. براي بد قول نشدن به خوانندگان محترم ، مي خواستم پيشنهاد كنم اگه زحمتي نيست به جاي " مطلب بعدي " يك كلمه ديگري به كار ببريم .. مثلآ بزودي .... آشنايي با مطالب آينده .. منظورم اين است تاريخ دقيق نگفته باشيم .. در آن صورت مي تونيم چند مطلب را رديف كرده و به عنوان مطالب بعدي تبليغ كرد .. ممنون مي شوم كه سر فرصت زحمت آن را بكشي
سلام جناب سرهنگ
این سومین کامنتیه که برای شما میزارم ولی نه خودش و نه جوابشو میبینم.سووالم این بود که از سرنوشت این سه خلبان در حال حاضر خبری دارید یانه؟
پاسخ
محمود عزيزم .. پسرم چقدر عجولي ..!!؟
من كه پاسخ دادم و نوشتم كه در زندان به سر مي بره .. و حتي از شما پرسيدم كدام سه نفر ؟ من در باره خيلي ها مطلب مي نويسم .. ولي حدس من اين بود كه در مورد دو خلبان سوخوي 27 مي پرسي كه نوشتم بهتره از شهرام روشن مترجم ان بپرسي كه به اون ها نزديك تر است
اما محمود جان من كه عذر خواهي كردم پسرم كه براي ديدن نوه هايم رفته بودم .. و بار ها هم نوشتم كه من به همه كامنت ها پاسخ مي دهم .. پس ديگه چرا نامهربوني مي كني ..؟ عزيزم خوبه كه من هم از شما گله كنم كه چرا جواب من را ندادي .. من هم از شما در همان كامنت اولي پرسيدم كدام سه نفر !!؟
بگذريم شوخي كردم .. محمود جان در كامنت آقا شهرام اي ميلش درج شده لطفآ به او نامه بنويس .. ولي صبر كن تا فرصت پاسخ داشته باشه .. و
دختر عزیزم فریده اولا سلام دوما به سایت دلباختگان پرواز خوش آمدی.چرا بجای سرورم بهروز مدرسی تورا خطاب قرار دادم بدلیل علاقه به نثر روان و بی پیرایه ای است که استفاده کرده بودی و من بسیار به بی آلایش بودن نوشته دلبستگی دارم. میدانم که هر گونه انتقادی هم که داشته باشی بدون ریا و فضل فروشی مطرح میکنی هر چند هنوز نمیدانم نسبت به این رسته چه مقدار اطلاعات و سابقه داری.
در مورد شهید یاسینی و ستاری و دیگر یاران ایشان خاطرم هست که روزی از روز های خدا که من در کیش مجموعه ای توریستی اقامتی را اداره میکردم با ماشین مجموعه داشتم در یکی از خیابانهای نزدیک بازار پردیس عبور میکردم که یک پاترول نیروی هوایی که از پارک بازار پردیس خارج می شد راهم را بست. او با دنده عقب می آمد و بناچار آهسته.معطل شدم تا رد شود. بعلت باریکی جاده دو دقیقه ای طول کشید و من به اجبار درون پاترول را دید زدم.داخل آن چند افسر نیروی هوایی و مقادیری خرت و پرت مانند عروسک و غیره ظاهرا برای کودکان چشم براهشان دیده می شد.با کمی دقت مرحوم ستاری را که فرمانده نیرو بود شناختم و دانستم که از دقایقی بازدید استفاده کرده و خریدی برای نورچشمانشان کرده اند.بدون اینکه بدانم این آخرین ساعات زندگی دنیوی این عزیزان وطن است رد شدم و پی کارم رفتم.ظاهرا ایشان از کیش عازم تهران بوده اند که در میان راه بنا به خواهش فرمانده پایگاه اصفهان که از آنها میخواهد چند دقیقه در مراسمی شرکت کرده و سپس راهی تهران شوند بزمین می نشینند و مراسم اجرا و آنها مجددا پرواز میکنند که در هنگام بلند شدن بدلایلی که میدانم ولی چون صلاحیت ندارم اظهارنظر نمیکنم هواپیما سقوط و همگی شهید میشوند.البته اگر مدرسی عزیز صلاح میداند و خبر داردذکر دلایل سقوط میتواند برای علاقمندان جالب و به تجربیات پروازی اهالی پرواز بیفزاید بخصوص اینکه سنوات زیادی از آن گذشته است.خدا همه آنها را بیامرزد که تا آحرین لحظات خوشحال و خندان بودند و چشم انتظار دیدار عزیزان.روحشان شاد.
پاسخ
استاد بزرگوارم جناب فرنودي عزيز ..
ببخشيد اين وسط پاسخ شما جسارت كرده و عرض مي كنم .. بله اگه خدا بخواهد جريان آن سانحه و به خصوص خاطرات خيلي جالبي كه با خلبان شهيد جت استار حاج آقا جمشيدي داشتم را مفصلآ منتشر خواهم كرد .. شايد هم خاطره حاج آقا جمشيدي را مستقلآ نوشتم چون خيلي شيرين و مربوط به دوران جنگ است .. و ايشان و بنده در يك پرواز وي آي پي ميهمانان امام ره را به جبهه برديم .. و در آن پرواز خاطرات زيادي براي ما بوجود امد ...
فريده جان ببخشيد دخترم بين نظر استاد فرنودي به شما يك پارانتز بزرگ باز كردم
سلام خدمت سرباز وطن
از آن دوست فریخته ای که زحمت کشیده و روزنامک آنلاین تاریخ نویس برجسته دکتر کیهانی زاده را معرفی کرده است از تمام وجودم تشکر می کنم و از راه دور دست هاییش
را می بوسم. نمی دانید که چقدر خوشحال شدم.
توصیه اکید من به همه دوستان این است که حتما هرروز و قبل از این که به سایت کاپیتان
سر بزنید از روزنامک آنلاین بازدید کنید(این قسمت را شوخی کردم چون کاپیتان مانند پدر و یا برادر بزرگ ما هستند .) باور می کنید یکی از مشکلات امروزه ما نخواندن تاریخ مملکتمان است.
راستی دوستانی که دسترسی به ویندوز فارسی ندارند لطفا از نرم افزار زیر استفاده کنند.
http://www.dodoost.com/aryanevis
راستی کاپیتان
خیلی وقت است که می خواهم این بگویم که دیدید می توان بدون سیگار هم زندگی کرد
می توان بدون آن وبلاگ را آپ کرد بدون آن که هیچ اتفاقی بیفتدو..........................
دوستان عزیز من
همین الان نه یک ثانیه بعد سیگار را بگذاریید.
راستی اگر امکان دارد یک پستی را اختصاص دهید در باره حال و هوای اتان بعد از ترک سیگار شاید عاملی باشد که دوستان سیگاری امان سیگار را ترک کنند.
یا حق
پاسخ
پسر عزيزم جناب نادر چان نازنين
بله من هم از دوستي كه اين سايت رو معرفي كرد كمال تشكر رو دارم .. من از همه دوستان خواهش كرده بودم در صورتي كه لينك خوب و مفيدي مي بينند براي معرفي به من معرفي فرمايند .. تا من هي مجبور نباشم وبلاگ خودم رو معرفي كنم ..! شوخي كردم .. بله نادر جان با شما كاملآ موافق هستم كه انسان بايد تاريخ مملكت خودش رو بدونه .. اما در مورد سيگار .. واقعآ كاش زودتر از اين ها به توصيه شما دوست خوبم گوش كرده بودم ... الان بوي آن به من مي خوره ، حالم بد مي شه .. وقتي فكرش رو مي كنم كه چگونه شبي يك پاكت سيگار مي كشيدم ، اصلآ باورم نمي شه
از شما قلبآ سپاسگزاري مي كنم
جناب سرهنگ
چه جوری ممکنه 2تا خلبان ورزیده را زندانی کنند اونا که عمدا" این کارو نکردند.منظورم این بود که هنوزم زندانی هستند یا ازشون استفاده میشه.مرسی که جواب دادین
ضمنا"خودمونیم خیلی خوش تیپین
سلام
خلبان مدرسی به نظر من کسانی که مقصر اصلی بودن محاکمه نشدند شاید اصلی ترین تقصیر خلبان غرور او بود که شاید با خودش گفته بود که این سیستم برای من که صدها بار این کار را انجام داده ام لازم نیست امامثال این درست مثل نبستن کمربند ایمنی میشه ما هر دفعه که پشت فرمان میشینیم میگیم لازم نیست امروز که خبری نیست یا اینکه از ما دیگه این بچه بازی ها گذشته اینا واسه ما که عمری تو جاده بودیم لازم نیست هر روز چند نفر تو دنیا این حرفها رو میزن و هر روز چند نفر واسه نبستن کمربند ایمنی میمیرن نه؟
اما هیچ کس نمی خواد بگه روسها واسه پول بیشتر دو طرف باند رو پر از تماشا چی کردن یا نمیگن چرا پرسنل فنی یا بدستور چه شخصی ای هواپیما با نمونه سالمش تعویض شد.و چرا های دیگر که واسه توجیح همه اینها رو ربط میدن به یه شهاب سنگ یا امثالهم
پس دیدی کار از یه جا دیگه ایراد داره نه؟
پاسخ
دوست عزيز .. بله اشاره به خوب موضوعي فرمودي .. واقعآ غرور براي خلبانان خيلي مهلك است و مثل سم مي مونه .. در مورد جا به جايي هواپيما و مملو بودن بنزين و ساير مسايل هم بايد بگويم اين چيز ها در جهان سوم زياده .. فقط شانس مي اورند كه هميشه از اين سوانح نمي دهند
در مورد لینک عکسهای خلبانان در ابتدا از دوست عزیزم متشکرم و باید بگم که جا بجا گذاشته شده اند. در مورد دوست عزیز که از پایگاه هشتم شکاری نوشته بودند باید بگم که در رابطه با یک حادثه بسیار فجیع باید تمامی احتمالات مورد بررسی قرار گیرد! حتی ریزش شهاب سنگها! اگر این فرضیه الکی و یا سر کاری بود هستند دانشمندانی در سراسر دنیا که نسبت به ان واکنش نشان دهند! در ضمن در دنیا خیلی از این حوادث هوایی پیش امده است که تا به امروز جواب قانع کننده ای برای ان پیدا نکرده اند! برای نمونه سقوط یوری گاگارین! ناگفته نماند که ورود به نمایشگاه هوایی برای عموم رایگان و ازاد بود و نه پولی!
به دوست عزیزم محمود از مشهد باید بگم که خلبانان و فرمانده پرواز به صورت مشروط زندانی بودند و بعد از ۲-۳ سال ازاد شدند! البته از کار پروازی برکنار شدند! بدلیل اسیب جسمی و روحی شدید!
در پناه یزدان
پاسخ
خيلي ممنون شهرام جان از توضيحاتي كه بيان فرمودي
دوست بسیار عزیزم جناب مدرسی با سلام.چند مورد بود که مایلم بعرضتان برسانم. اولا صادقانه از شما میخواهم بعلت بزرگ منشی خودتان حقیر را استاد خطاب نکنید که جدا از شما رنجیده خواهم شد.چرا بدلیل اینکه حیطه این لغت بسیار وسیعتر از وسعت قلیل اطلاعات بنده است و اگر امثال شمارا استاد پرواز خطاب میکنند دلایلش واضح و بعلت رنجی است که در مقوله پرواز در اسمانها متحمل شده و بیشتر از آنچه من و امثال من پیاده روی کرده ایم شما و امثال شما پرواز کرده اید پس این لقب شایسته افرادی چون شماست و نه من. و اما یک توضیح داشتم و آن اینکه در موضوع سقوط جنگنده اکراینی عرضم اینبود که شاید بشود از طریق دوربینهای مخصوص که در محوطه مستقر میگردد مردم را تشویق به دیدن از راه دورتری کرد که خطرات کمتری متوجه شان شود نه اینکه از تلویزیون ببینند.البته که لذت بیشتر را از دیدن مستقیم خواهند برد و همیشه همینطور بوده است.در مورد مسافر کشی برخی خلبانان خواستم بگویم که شخصا جراح مغزی را که در آمریکا تحصیل کرده بود و شبها با یک ماشین لکنتی از جلوی درب هتلها مسافر کشی میکرد دیدم البته در شهر مسکو و ششماهی بعد از فروپاشی که انگلیسی را سیلیس حرف میزد و میگفت تا صبح مسافر میبرد و از ساهت 10 صبح جراحی دارد و ماهیانه از بیمارستان دولتی 200 دلار حقوق میگرفت! بهر حال در کشور هاییکه دچار بحران - انقلاب و امثال اینها میشوند هیچ چیز سر جای خودش نیست و خلبانها هم میتوانند مسافرکشی کنند!تصدقت - فرنودی
پاسخ
دوست بسيار عزيزم جناب آقاي فرنودي عزيز ... شكسته نفسي هم حدي داره قربان .. من از زماني كه شما را شناختم هميشه براي بنده يك الگو بوديد .. چه از بعد شخصيتي و چه از بعد دانش و معلومات .. و سال ها تجربه و مديريت عالي در سطوح مختلف به ويژه در صنعت هوايي و جهانگردي ، بي اغراق لفظ استادي هم كم است ... پس خواهش مي كنم اين همه بزرگ منشي و فروتني نفرماييد .. و اجازه دهيد آن گونه كه دوست داريم و زبان مي چرخد خطابتان نماييم . و اما در مورد نصب دوربين در محوطه نمايشگاه ها واقعآ ايده بسيار عالي است .. كما اين كه يك بار در نمايشگاه هوايي پاريس شاهد اين نوع آوري توسط شركت سوني بودم كه نه در حد وسيع ، بلكه در فضا هاي سربسته مراسم رو پوشش مي داد .. و بيشتر تبليغ براي مانيتور هاي خودش بود .. ولي به اين شكلي كه شما مي گوييد .. بله واقعآ فكر خوبي است .. عذر مي خواهم كه به دليل خستگي متوجه كامنت شما نشده بودم ...
در مورد مسافر كشي اساتيد و خلبان ها .. چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است .. من در جايي خواندم كه خيلي از آقايون معلم و اساتيد كشور براي تآمين هزينه خود اقدام به مسافركشي مي نمايند .. كه بايد عرض كنم كه متآسفانه به دلايل مشكلات اقتصادي و سختي معيشت دامنه آن گسترش هم مي يابد .. همين ديروز يك خلبان محترم ناجا برايم كامنت گذاشت كه خيلي از همكاران او هم مسافركشي مي كنند .. فكر كنم كامنت او در پست " حقوق خلبانان بود " به هر حال محمود جان نازنين به جان نوه هايم هر وقت كامنت شما رو مي بينم ، قلبآ خوشحال و ذوق زده مي شوم ..
ممنون از توجهي كه به حقير داريد
این چه حرفیه جناب مدرسی.دشمنتون شرمنده.هر وقت تشریف بیارین قدم رو چشممون گذاشتین
پاسخ
پيام عزيزم .. من واقعآ شرمنده شما شدم .. ولي مطمئن باش در اولين فرصت كه كرج آمدم با شما تماس خواهم گرفت .. من را ببخشيد كه اين همه تآخير افتاد
سلام عمو
ما خيلي دوستت داريم ها
راستش به فكرم رسيد شايد من كمي در رابطه با آن مطلبي كه از تيمسار اردستاني تعريف كردم زياه روي كرده باشم اگه لطف كني اسم ايشان را يا كلا كامنت من را برداري خوشحال مي شوم چون درباره سوانح هوايي بود وشما هم گفتي بعضي حرفها را نمي شود گفت شايدبعدا از ايشان گله گذاري كنند يا ايشان از من كه نبايد اين مطالب در سايت باشد اين كامنت من را هم اگر نگذاري در اين مطلب ممنون ميشم از طريق ايميل هم برايتان ميزنم
بهرحال خيلي خيلي ممنون
پاسخ
پسر عزيزم .. اصلآ مشكلي نيست .. ولي چون نظر شما بر اين است چشم حتمآ بر مي دارم
با سلام، خيلي دردناك بود! اي كاش پروازهاي آكروباتيك در فاصله اي امن از تماشاگران اجرا مي شد زيرا چه نقص فني و چه نقص هدايت به هرحال انسان خطامي كند و اي كاش در اين مواقع جان انسان ها از دست نرود! ممنون
پاسخ
بله رضا جان .. متآسفانه اين نخستين بار نبوده و آخرين بار هم نخواهد بود ... ما در اغلب نمايشگاه هاي هوايي شاهد اين گونه سوانح دردناك بوديم .. بهتره به پيشنهاد دوست عزيزم جناب فرنودي توجه بيشتري شود
موفق باشي رضا جان
با سلام
آقاي مدرسي آيا شما آقاي رحيم متين از بچه هاي ايلوشين ترابري شيراز ميشناسيد
اگه ميتونيد اون پرواز فرار كردن ممد خرداديان را تعريف ميكنيد
مرسي
پاسخ
متين جان عزيزم .. در زماني كه من بودم از هواپيماهاي ايلوشين هيچ خبري نبود ... ولي بعدآ شنيدم خيلي از همكاران خودم به گردان ايلوشين رفته و با آن پرواز مي كنند .. به همين دليل خيلي از همكاران و عزيزاني كه با آن هواپيما پرواز مي كنند نمي شناسم
فرار آقاي خرداديان بعد از بازنشستگي من اتفاق افتاد و متآسفانه هيچ خبري از چگونگي آن ندارم
موفق باشي عزيزم