صدام برای لاشه این هواپیما جایزه تعین کرده بود !
اين آخرين شبي است كه در خانه قديمي مشغول نوشتن پست جديدي هستم .. قراره فردا يك سري اسباب و اثاثيه رو به منزل جديد ببريم .. همسرم پيشنهاد داد كه در دو سورتي قابلمه شكسته و گليم پاره مون رو ببريم .. تا فرصت جا به جايي و چيدمان رو پيدا كنه .. به همين دليل شايد فردا هم ماندگار شدم .. خيلي خسته ام . قلبم بد جوري از سر شب درد مي كنه .. باور مي كنيد از اين مي ترسيدم كه نكنه نيمه كاره سكته كنم ؟ من اصلآ از مرگ نمي ترسم . چون خيالم راحته دل هيچ كسي رو نشكسته ام .. تا تونستم به همه خدمت و خوبي كرده ام .. واي خداي من چي دارم مي گم ..؟ ولي آدم بايد هميشه پيش بيني كنه .. الحمدالله ملك و املاكي ندارم كه وصيت نمايم .. اما شماره رمز عابر بانك كه حقوق بازنشستگي ام رو مي گيرم بر روي كاغذي نوشته به بالاي كامپيوترم چسباندم .. تا همين يك قران دو زار هم به بهانه عدم شماره رمز قطع نشود ..!!
دوستان نازنين .. باور مي كنيد تصميم داشتم در اين پست خيلي با شما ها حرف زده .. و از يكايك شما تشكر كنم ..؟ اما نمي دونم چرا از سر شب قلبم شروع به درد كردن گرفت ... ؟ مي دونم به خاطر فشار ها و استرس هاي فراواني است كه اين روزها متحمل شدم .. ولي ناراحت نباشيد .. من پوستم خيلي كلفت است .. و حالا حالا ها ميهمان شما هستم .. اگر در اين چند روز پاسخ كامنت ها دير شد ، پوزش من را بپذيريد .. انشاالله در منزلي جديد اگه زنده بودم با انرژي مضاعفي در خدمت خواهم بود .. از همه شما دوستان به خاطر همدردي با من سپاسگزارم
محل درج آگهی های شما
محل درج اگهی های شما
محل درج اگهی های شما
چرا در باره هواپيماي خفاش مخفي كاري مي شد .... !؟
از همون نخستين روز هايي که وبلاگ و بعد سایت ام رو راه اندازی کردم تا به امروز ، هر از گاهي بعضي از خوانندگان كنجكاو و علاقه مند به امور نظامي در باره هواپيماي خفاش ، شماره سريال يا ريجستري ، شكل ظاهري ، اطلاعات خصوصي و ده ها سوال متفرقه ديگر در مورد هواپيماي خفاش از من سوال فرموده كه با عرض شرمندگي بسيار ، هميشه عرض مي كردم اطلاعات مربوط به اين هواپيما كاملآ محرمانه است . و اصلآ دوست ندارم ذره اي به خطوط قرمز نظام يا ارتش نزديك شده يا خداي ناكرده به آن بپردازم . اما چرا در باره اين هواپيما اين همه مخفي كاري مي شود ؟ دليلش كاملآ روشن و مشخص است .. زيرا نقش بسيار استراتژيك در جنگ و حتي صلح دارد . و از آن جا كه تجهيزات پيشرفته آن در يك هواپيماي معمولي سي - ۱۳۰ جاسازي شده است ، تشخيص آن حتي براي پرسنل پايگاه هم غير ممكن است . و همواره سعي مي شود تجهيزات آن از ديد همه مخفي بماند . در رژيم سابق حتي خلبان هواپيما هم حق نگريستن به تجهيزات مدرن آن را نداشت . و اگه يادتون باشه در يكي از پست هاي قبلي به آن پرداختم (اينجا ) ..
خفاش و ماموريت هاي آن ...
همان گونه كه مي دانيد آمريكايي ها در رژيم گذشته خيلي در ارتش به خصوص نيروي هوايي فعاليت مي كردند . از آن جا كه در آن روزگار شوروي سابق يكي از دو ابر قدرت بزرگ جهان محسوب مي شد ، آمريكايي ها براي آگاهي از فعاليت هاي نظامي روس ها و تحركات شون در منطقه با تجهيز كردن هواپيماهايي همواره آن ها رو زير نظر داشتند .. و اين تجهيزات همان طور كه اشاره كردم بي نهايت محرمانه بود . و بعد از پرواز با پوشاندن كاور بزرگ پلاستيكي بر روي تجهيزات داخل هواپيما و لاك و مهر كردن آن ، مانع از مشاهده پرسنل متخصص و فني هواپيما مي شدند .. و جالبه بدونيد علاوه بر مقامات ارشد نيروي هوايي ، دربار شاهنشاهي هم بر پروازهاي منظم اين هواپيما نظارت داشت .. و توسط ژنرال هاي بلند پايه نظارت و گزارش مي شد . بعد از انقلاب و خروج آمريكايي ها ، اصلآ فكرش رو نمي كردند كه ايراني ها قادر باشند آن تجهيزات پيچيده و حساس رو به كار اندازند .. به همين دليل هواپيماهاي خفاش عملآ اوايل انقلاب زمين گير شده و در گوشه اي غريبانه پارك شده بودند .. و تازه زمزمه هاي تخليه تجهيزات براي استفاده مناسب از هواپيما به گوش مي رسيد كه خيلي زود به همت متخصصان تحصيل كرده نيروي هوايي مجددآ به راه افتاد ..
نقش اين هواپيما بعد از انقلاب ...
بعد از اين كه پرسنل متعهد اطلاعات و عمليات ستاد كل نيروي هوايي موفق به راه اندازي تجهيزات شدند و پرواز هاي آن آغاز شد ، برعكس رژيم گذشته خلبانان و كروي پروازي هواپيماهاي خفاش مجاز به تماشاي داخل هواپيما شدند . ولي از آن جا كه ماموريت اين هواپيماها خيلي مهم و حساس بود ، لذا تصميم گرفته شد كروي ثابتي براي آن ها در نظر گرفته شود . به اين ترتيب بعد از انتخاب و تعين صلاحيت هاي لازم توسط نهاد هاي مربوطه ، فقط عده اي خاص از بچه ها مجاز به پرواز با اين هواپيما شدند . كه خوشبختانه من هم عضو اين گروه بودم .. و اگر فرصتي دست مي داد پائين رفته و از نزديك كار متخصصان آن را مي ديدم و در باره كاركرد سيستم ها سوال مي كردم . واقعآ كار بچه هاي متخصص خيلي غرور آفرين بود . مخصوصآ در جنگ واقعآ نقش بسيار اساسي و حساسي داشت .. به عبارتي پرسنل اين هواپيما با پرواز هاي شبانه روزي خود ، روزگار خلبانان عراقي رو سياه كرده و به محضي كه آن ها در كابين شكاري هاي خود نشسته و استارت مي زدند ، از طريق متخصصان داخل اين هواپيما شناسايي شده و به اطلاع مقامات مسئول مي رسيد .. !
وقتي آمريكا با آواكس هايش كم مي آورد .... !!
در مورد حمايت غربي ها به خصوص آمريكايي ها از صدام حسين و پشتيباني دائم آن ها در جنگ هشت ساله با ايران چيزي نمي گويم چون همه اين مسئله رو مي دانيد . اما آن چه كه خيلي دلم مي خواد شما جوان هاي عزيز بدونيد در باره حضور و نقش هواپيما هاي آواكس است كه با استقرار در خاك عربستان ، سعي مي كردند تمام اطلاعات نظامي ارتش ايران به خصوص پرواز جنگنده هاي نيروي هوايي رو به عراق اطلاع داه تا آن ها به موقع به مقابله برخيزند ! اين هواپيماها به دليل برخوداري از پيشرفته ترين سيستم هاي جاسوسي قادرند بيش از دو سوم كره زمين رو رديابي كنند . و در جريان جنگ ايران و عراق آن ها با وجودي كه اطلاعات گران بهايي در اختيار ناوگان هوايي عراق قرار مي دادند ، ولي اين ايراني ها بودند كه به دليل عشق و علاقه وافر به خاك كشورشون هميشه سربلند از تمام نبرد هاي هوايي بيرون مي آمدند .. اختناق حاكم در ارتش بعثي و ترسو بودن ذاتي برخي نظاميان آن سبب گرديده بود به نحو مقتضي از اطلاعاتي كه آواكس در اختياروشون مي گذاشت استفاده مطلوب نكرده و در صورت مواجه با شكاري هاي ما فرار را بر قرار ترجيح مي دادند !
نبرد هواپيماهاي خفاش با آواكس هاي آمريكايي .... !
آن چه كه همه كارشناسان خبره امور نظامي جهان را به تعجب وا داشته بود ، شكست خفت بار هواپيما هاي پيشرفته آواكس آمريكايي در مقابل خفاش هاي ايران بود ! به عبارتي ايراني ها با تجهيزات به جاي مانده آمريكايي ها و اصلاح آن چنان مديريت فضاي ايران و عراق را در اختيار داشتند ، كه عرصه رو براي خلبانان شكاري بعثي ها تنگ و غير فعال نموده بود ...! و عملآ اطلاعات ارائه شده توسط آواكس ها خنثي مي ماند . قضيه از اين قرار بود كه هميشه يك فروند خفاش در آسمان ايران حضور داشت . و با پروازهاي طولاني كه انجام مي داد تمام حركات نيروي هوايي عراق رو زير نظر داشت و به محض اين كه خلباني استارت مي زد و يا قصد ورود به خاك ما رو داشت ، ايراني ها مطلع مي شدند .. ! شايد براتون جالب باشه كه اغلب اعلام وضعيت هاي قرمز و سفيد با گزارش هاي پرسنل اين هواپيما صورت مي گرفت .. از طرفي مهارت و بي باكي خلبان ها شكاري به ويژه پرسنل تام كت يا همون اف - ۱۴ سبب شده بود عملآ آواكس ها كارايي خود را از دست بدهند . زيرا خلبانان و برنامه ريزان نبرد هوايي عراق بزدل تر از آن بودند كه ياراي مقابله با عقابان تيز پرواز ايراني را داشته باشند ..
نقشه دشمنان براي سرنگوني خفاش .... !!
دو عامل مهم سبب حفظ برتري ايران مخصوصآ نيروي هوايي در جنگ با عراق بود . كه تلاش هاي زيادي براي تضعيف و از بين بردن آن ها مي شد . نخستين عامل كه مهم ترين هم به حساب مي آمد ، پرسنل متعهد و با تجربه نيروي هوايي بود . كه براي دفاع از كشور و ارزش هايي كه به آن اعتقاد داشتند ، جان خود را هم فدا مي كردند . تبليغات فراواني براي تضعيف و اغفال خلبانان و كروي پروازي صورت مي گرفت و حتي با صرف هزينه هاي بسيار كلان از سوي عوامل خود كه در قالب گروهك هايي كه هنوز پاكسازي نشده بودند ، كار اغفال ادامه داشت .. اما تنها تعداد خيلي كمي گول وعده هاي دروغين آنان را خورده و حاضر به ترك كشور شدند . عامل بعدي هواپيماهاي خفاش بود . و همان گونه كه اشاره كردم در قالب هواپيماهاي معمولي سي - ۱۳۰ كل منطقه از جمله خاك كشور عراق را زير نگاه نافذ خود داشت . و پرسنل متخصص داخل آن قادر به رد يابي هر فركانسي بودند ! و به هيچ عنوان هم قابل شناسايي نبود ! پرواز هاي خفاش خواب راحت را از همه عراقي ها گرفته بود ! به طوري كه صدام براي سرنگوني اين هواپيما ها جايزه كلان تعين كرده بود !!
خفاش ها ، بلاي جان منافقين ....!!
حتمآ تمام كساني كه سن و سالي ازشون گذشته هنوز اوايل جنگ رو به خاطر دارند .. و يادشون است كه همين گروهك منافقين با پشتيباني غرب و با صرف هزينه هاي كلان ، راديويي رو راه اندازي كرده بودند كه شب و روز با پخش برنامه هاي مخرب سعي در تضعيف روحيه رزمندگان جوان و خانواده هايي كه عاشقانه پشتيباني جبهه ها رو به عهده داشتند ، مي كرد . و با اعلام خبر هاي دروغ و اخبار جعلي ضربه به نظام وارد مي ساخت . برادران سپاه خيلي تلاش كردند ايستگاه اين راديو رو شناسايي كنند .. تا اين كه به همت همين قارقارك دوست داشتني و تلاش تيم متخصصي كه با اين هواپيما پرواز مي كردند عاقبت اين لانه فساد و مركز توطئه شناسايي شد . آن ها براي رد گم كردن نظام ، اين فرستنده قوي را در يك منزل مسكوني در يكي از شهرهاي كردستان نصب كرده بودند .. و خيلي مطمئن بودند كه تابش امواج آن از طرفين قابل شناسايي نيست . و به همين دليل به خاطري آسوده در حال تخريب چهره نظام و رزمندگان بودند .. و هرگز فكرش رو نمي كردند كه ممكنه امواج مخرب آن ها از آسمان شناسايي بشه ! به همين دليل دل پر خوني از هواپيماهاي خفاش دارند ! !
پاي صحبت يك همكار خفاشي .......... !!
اگر چه من در طول جنگ پرواز هاي زيادي با هواپيماهاي خفاش داشتم . ولي براي شنيدن نقشه سرنگوني اين هواپيما به سراغ " ابراهيم فولادوند "يكي از ياران خفاشي ام رفته و با هزار خواهش و تمنا ازش خواستم در باره خفاش حرف بزند . او كه خيلي تعجب كرده بود از من پرسيد ... يعني جنابعالي مي خواهي در مورد خفاش مطلب بنويسي !!؟ فهميدم منظورش چيست .. به همين دليل گفتم .. نه جانم . من كه از همه بيشتر حواسم است . فقط مي خواهم در باره تلاش هايي كه براي سرنگوني قارقارك شما مي شد حرف بزني . ولي بر خلاف اون سال ها كه فردي وراج و پر سر زبون بود ، ديدم به پيرمردي خميده و كم سخن تبديل شده است !! اول فكر كردم با باباي ابرام دارم حرف مي زنم ..! اما وقتي به رسم اون ايام بناي شوخي رو آغاز كرد .. فهميدم خودشه ... !! ابرام علاوه بر همكار بودن ، يكي از دوستان نزديك من به شمار مي رود . باور كنيد جدي عرض مي كنم .. تنها فردي كه در جنگ نگرانش بودم ، او بود . چون هر روز پرواز بود ..
سرگرد ابراهيم فولادوند .........
اگر چه به كار گيري واژه " خفاشي " براي يك دوست قديمي زياد مناسب ، ولي چون در اين رابطه قصد پرسش از او دارم .. مهم نيست . من با ابرام خيلي شوخي مي كردم . واقعآ تحمل و صبوري او در مقابل شوخي هاي من ستودني و جاي تحسين داشت . در همين سايت در باره يكي از ماموريت هاي مهمي كه بايستي با هم به منطقه جنگي مي رفتيم ، نوشتم . يادمه به خاطر كار ساخت و ساز خونه اش ، از من خواست كه تنها به ماموريت بروم ! و من براي فرار از وراجي هاي او !! ( شوخي مي كنم ) قبول كردم قرار بود هواپيماي آسيب ديده سي - ۱۳۰ در فرودگاه اهواز رو استتار كنيم .. كه از شانس بد من براي نخستين بار اهواز شديدآ بمباران شد ! طفلك ابرام نمي دونست من مرده ام يا زنده ! واقعآ نيمه عمر شده بود .. بگذريم .. به سختي از زير زبانش يكي دو خاطره پروازي كشيدم بيرون ! مگه حرف مي زد !؟ يك ماجرا هم خودم مي دانم كه تقديم حضور شما ياران مي كنم ..
حمله ميگ عراقي به هواپيماي خفاش ..... !
تا يادم نرفته عرض كنم يكي از دلايل كناره گيري ام از پرواز با خفاش ، يك نواخت بودن آن بود . و من ترجيح مي دادم پروازهايي رو انجام دهم كه مسافر همراه داشته باشد . بگذريم . ابرام جزء افرادي بود كه شب و روز با خفاش پرواز مي كرد .. هميشه با خود فكر مي كردم كه ابرام رو نخواهم ديد .. چون مي دونستم خيلي ها دنبال ساقط كردن اين هواپيما هستند .. مخصوصآ كه صدام لعنتي هم جايزه تعين كرده بود ! ابرام در باره ماجراي يكي از حمله ها گفت :
در يكي از روزهاي جنگ تحميلي طبق معمول هميشه صبح خيلي زود به اداره آمدم . پرواز رآس ساعت هفت صبح بايد انجام مي گرفت . بچه هاي تيم اطلاعات و عمليات با يك دستگاه ميني بوس ، در حالي كه بعضي از بچه ها با خود ابزار ويژه اي شبيه كيف دستي حمل مي كردند بعد از سلام و عليك با كروي پروازي همگي داخل هواپيما شدند . ما سر ساعت مقرر از مهرآباد به پرواز در امديم .. همه چيز عالي بود . هواپيما هم مانند هميشه قبراق و سرحال به نظر مي رسيد .. با مخازن مملو از سوخت كه به قول معروف تا خرخره پر بود ! قرار بود ان روز با پرواز در منطقه جنوب كشور ، و چرخيدن بر روي استان هاي جنوبي ، تمام حركات نظامي دشمن رو زير نظر بگيريم . عراقي ها از اين كه تمام نقشه هاي پروازي آن ها از قبل لو مي رفت ، خيلي عصباني بودند . دست به هر حقه و ترفندي مي زدند ، تيم داخل هواپيما آن ها رو شناسايي مي كرد .. كاري كه آن ها با كمك آواكس هاي مجهز خود يك بار هم به طور كامل موفق نشده بودند خلبانان شكاري ما رو اغفال نمايند ..
به همين دليل آن ها تصميم گرفته بودند به هر ترتيبي كه است ما را ساقط كنند . و اين موضوع از طريق ستاد كل نيروي هوايي به ما ابلاغ شده بود كه بيشتر مراقب باشيم ! همان طور كه مي دانيد ايراني ها واقعآ در ترفند زدن و فريب دشمنان در جهان معروف هستند ! به همين دليل براي خنثي كردن نقشه خلبانان شكاري به ويژه خلبانان آمريكايي آواكس ها كه در عربستان مستقر بودند ، اقدام به كاري كرديم كه همه ان ها رو دست خوردند .. قضيه از اين قرار بود كه اغلب هنگام ماموريت هاي حساس و گشت زني در مناطق استراتژيك توسط جنگنده هاي خودي حمايت مي شديم . به قول معروف آن ها هواي كار ما رو داشتند .. به همين دليل هيچ يك از شكاري هاي دشمن جرآت نزديك شدن به ما رو نداشت . اما اين بار به دليل اهميت موضوع و رو دست زدن به آواكس هاي امريكايي اقدام به ريسك بزرگي كرديم . به اين صورت كه براي گيج كردن آن ها ، از شكاري هايي كه محافظت ما رو به عهده داشتند خواهش كرديم پشتيباني از ما رو رها كنند ! تا وانمود كنيم كه يك فروند هواپيماي معمولي نظامي هستيم ! اگر چه تصميم خطرناكي بود ، ولي به ريسك ان مي ارزيد !
اين عمل ما و دور بودن شكاري هاي محافظ باعث شد تمام نقشه هاي امريكايي ها كه اين بار براي ضربه زدن به هواپيماهاي نيروي هوايي و رزمندگان دلير ايران از كارشناسان خبره آمريكايي بهره گرفته بودند با شكست مواجه شده و عملآ كارايي آواكس ها به دليل حضور هواپيماي خفاش به زير سوال رفته بود . و تازه دوزاري شون افتاد كه نكنه همين قارقارك معمولي كه بدون محافظ در منطقه تردد مي كنه خفاش باشه ؟!! به همين دليل دستور سرنگوني خفاش اين بار با شدت بيشتري در دستور كار آن ها قرا گرفت . و جالب اين كه اين نقشه شون هم لو رفته بود و بچه هاي ما مسير تجسس و گشت هوايي رو تغير داده بود .. به همين دليل اين بار آن ها يك فروند سي - ۱۳۰ معمولي رو كه عازم پايگاه وحدتي دزفول بود ، هدف حملات خود قرار دادند كه خوشبختانه به ياري خداوند متعال و هوشياري خلبان سي - ۱۳۰ به شكل معجزه آسايي نجات يافته و هواپيما خسارت كمي مي بيند !
به هر حال بعد از اتفاقات فوق كه سبب تحقير بيشتر امريكايي ها شد ، آن ها تصميم گرفتند هر جور شده اين هواپيما رو ساقط نمايند ... مخصوصآ كه صدام جايزه ارزشمندي براي لاشه هواپيماي ما در نظر گرفته بود ! دقيقآ نمي دونم چند ساعت از گشت ما در منطقه مي گذشت .. كه ناگهان بچه هاي داخل هواپيما يك دسته شكاري عراقي رو كه قصد ورود به خاك ما رو داشتد ، شناسايي نمودند . هنوز دقايقي از اعلام اين موضوع نگذشته بود كه به ما از پائين خبر دادند كه يك فروند ميگ عراقي از بقيه جدا شده و به سمت سي - ۱۳۰ ما در حركت است ! در يك لحظه چهره فرزندانم مقابل چشمم آمد . با خود گفتم .. ابرام ديدي كه كار تو هم تموم شد !!؟ولي در عين حال سعي كردم خونسردي خودم رو حفظ كنم .. از پائين هم همين جوري فاصله رو اعلام مي كردند ... دوازده مايل .... ده مايل ... هشت مايل ... خداي من كمك ام كن .. در اين لحظه سريع اقدام به كم كردن ارتفاع كرده و به صورت شيرجه به سمت زمين آمديم .. دل تو دل هيچ يك از بچه ها نبود ...
باور مي كنيد آن قدري كه ناراحت ساقط شدن هواپيما بودم ، به مرگ خود و همكارانم زياد فكر نمي كردم چون با پوشيدن اين لباس از قبل فكر اين لحظات رو كرده بودم .. ولي واقعآ حيف ام مي آمد كه بعد از اين همه رو دست زدن به آمريكايي ها ، ابزار مهم جنگي مون رو از دست بدهيم . تنها شانسي كه آورديم زير پاي ما دشت صاف و وسيعي قرار داشت كه هر از گاهي شاهد عبور ماشين هاي عبوري بوديم .. خداي من . كمك ام كن .. صدا از پائين همين جور ادامه داشت .. پنج مايل .. چهار مايل .. و ما حالا خيلي به زمين نزديك بوديم .. اين بهترين و عاقلانه ترين تصميمي بود كه در اون لحظه حساس گرفتيم . و به محض اين كه متوجه شديم يكي از ميگ ها به سمت ما مي آيد ، اقدام به كم كردن ارتفاع نموديم .. علت اين كار هم اين بود كه اگه به ما حمله كنه .. سريع به زمين بنشينيم .. تا سيستم ها آسيب كمتري ببينند .. ديگه فاصله چنداني با زمين نداشتيم كه در يك لحظه صداي غرش موتور ميگ رو اكه از بالاي سر ما عبور مي كرد رو شنيديم .. هيچ كي باور نمي كرد كه جان سالم به در برده ايم .. منتظر برگشت اش بوديم .. تا اين كه بچه هاي پائين اعلام كردند كه آن ها تهران رو بمباران كرده و برگشتند ! يادمه فرداي آن روز جلوي پاي هواپيماي ما گوسفند قرباني كردند !
درد سر گم شدن اسلحه كمري ............ !
اگه يادتون باشه قبلآ به اين موضوع اشاره كرده بودم كه در زمان جنگ به هر يك از ما يك كلت كمري كبراي ۳۸ واگذار كرده بودند .. و حتمآ يادتونه كه رفتم مجوز همين كلت رو بگيرم كه سخن من با مسئول اسلحه خانه به طول انجاميد و فرد ديگري به جاي من پرواز رفت .. و روي كرمانشاه خودي ها زدند !!؟ به هر حال هنوز هم نفهميدم دليل واگذاري آن اسلحه ها چي بود ..؟ همون موقع به ما گفتند اگه اين سلاح همراه تون باشه ضرر نداره . چون ممكنه مجبور به فرود اضطراري شويد .. و همين اسلحه جان شما رو نجات خواهد داد ! بگذريم . حتمآ شنيديد كه گم كردن اسلحه كمري آن هم در زمان جنگ ، چه دردسر هايي داره ؟ . اگه ادم نتونه ثابت كنه كه گم كرده ممكنه دادگاه صحرايي شده و حتي به اعدام هم محكوم شود .. ! چرا ..؟ ارتش كه چرا ندارد ...!!! خب اين ماجرا براي همين دوست عزيز ما در زمان جنگ اتفاق افتاد .. و خيلي شانس آورد كه ولش كردند !!
اسلحه چه گونه گم شد .... ؟
اين ابرام آقاي ما از همون روز اول بر عكس بچه هاي ديگه هيچ علاقه اي جهت سكونت در خانه هاي سازماني رو نداشت . به همين دليل هر وقت آقا از پرواز بر مي گشت ، سريع لباس هايش رو عوض كرده و با پوشيدن لباس شخصي سوار ابو طياره قراضه اش كه يك پيكان يشمي رنگ قديمي بود شده و به سوي نظام آباد راهي مي شد ... ابرام آقاي ما اصلآ بدش نمي آمد سر راه چند تا از بندگان خدار رو تو مسير خونه شون سوار كرده تا هم خرج بنزين ماشين اش در آمده و هم پول سيگار و كبريت ! چه اشكال داره .. ؟ كسي كه نمي شناسه ..! بنده خدا آقا ابرام عادت داشت لباس پرواز رو مچاله كرده و زير صندلي جلو قرار بده .. خب يادمون نره كه تهران پر چاله چوله است .. و به كمر آقا ابرام ما هم يه كلت كبراي ۳۸ آمريكايي بسته شده است ! بيچاره ابرام اصلآ يادش رفته بود كه اسلحه داره و ممكنه تو اين دست انداز ها كه مث جيگر زليخاست ، حركت كرده و به سمت عقب روان شود .. از بد شانسي ابرام آقاي ما همين بس كه به جاي مسافري لارج و ثروتمند ، يه آدم يه لا قباي معتاد كه از سر ناچاري گاهي دست به سرقت هم مي زنه به پست او مي خورد ..!!
دردسري بزرگ براي ابرام عزيز .... !
از قديم گفته اند هر جا سنگه پاي لنگه ! خب اين بار سنگ به پاي لنگ ابرام آقاي ما اصابت مي كنه ! اون طفلك بقدري تو لاك خودش بود كه تا چند روز قضيه سرقت اسلحه كمري اش رو نمي دونه ! و همين جوري پروسه خونه ، اداره ، پرواز ، خونه رو ادامه مي ده .. تا اين كه يك روز تو خط پرواز فيروز زبل نكته جالبي در مورد شماره سريال كلت ها كشف مي كنه .. و از بچه ها مي خواد يه نگاهي به سريال ها بيندازند .. اين جا بود كه ابرام مي بينه ... اي دل غافل كلتي در بساط نيست !! خداي من چي شده ؟ به چه بدبختي خونه رو گرفته و از مادر بچه ها سراغ كلت رو مي گيره .. وقتي جواب مي شنوه كه خيلي وقته كه بدون كلت به خونه مي آيي !! برق سه فاز او رو گرفته .. و فك هاي درازش شروع به لرزيدن مي كنه ... واي خداي بزرگ كي باور مي كنه گم شده ؟ و تازه با خود كلنجار مي ره كه آخرين بار كي آن را زير صندلي پيكان قرار داده است ... ؟
گزارش به حفاظت اطلاعات پايگاه .......... !!
قبل از اين كه گزارش كنه .. هر كي يك چيزي مي گه .. يكي مي گه ... ابرام يه وقت خر نشي گزارش كني ها .. ! بيچاره ات مي كنند . اون يكي مي گه ... يه پا بپر كردستان و لنگه اش رو بخر .. هركي يه جور نسخه براي اين طفل معصوم مي پيچند .. ابرام سرسام گرفته .. شب ها خواب كلت و آرپي جي هفت مي ديد ..!! عاقبت با خود مي گه .. ادم كه نكشته ام .. اتفاقي است كه افتاده ! با ترس و لرز به ساختمان حفاظت اطلاعات پايگاه مراجعه مي كنه .. ديدن قيافه هاي سرد و بي روح سربازان نگهبان و سلام و عليك خشك برادران او رو از زندگي سير مي كنه .. چند بار تصميم مي گيره صداش رو در نياورد .. كي مرده كي زنده است .. شايد قسمت شد و شهيد شدم .. اون وقت كي سراغ اسلحه رو مي گيره ؟ ولي ناچارآ تصميم مي گيره مراتب رو گزارش كنه .. روز نخست برادر بازجو با مهرباني تآكيد مي كنه ... خب برادر بگو دقيقآ كجا گم كردي ؟ و ابرام با پر رويي هر چه تمام تر مي گويد .. برادر جان اگه من مي دونستم دقيقآ كجا افتاده كه دولا مي شدم بر مي داشتمش !!
عاقبت كار .............. !
درد سرتون ندم ... ديگه جايي نموند كه طفلك ابرام فرم پر نكرده و توضيح ندهد .. !! از ستاد نيروي هوايي گرفته تا حفاظت اطلاعات ارتش .. از دادگاه انقلاب گرفته تا دادرسي ارتش .. و او فقط يك جمله مي گفت .. والله نمي دونم چي شده .. ! از داخل ماشين ام يكي دزديده است .. در نهايت تعهد پشت تعهد كه حقيقت رو گفته .. از تهديد به محاكمه صحرايي تا اعدام .. و طفلك ابرام ما فقط واقعيت رو مي گفت .. شنيدم مدتي بازداشت بود .. . و سپس شانس آورد و با جريمه نقدي قال قضيه رو كندند و آن بيچاره رو كه ديگه رمقي براش نمانده بود رهاش كردند .. ! ابرام با گذشت سال ها از اون ماجرا .. اصلآ دوست نداره راجع به پروسه تحقيقاتي كه ازش شده حرف بزنه .. ولي خودمونيم .ابرام خيلي شكسته شده است . دلم به حالش مي سوزه ... حتمآ او هم الان همين ديالوگ ها رو پشت سر من به خانواده اش مي گه .. بهروز خيلي شكسته شده .. !!
با تشکر و احترام :
بهروز مدرسی
این مطلب ساعت ۶ بامداد تاریخ پانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۸۷ پایان یافت .
ايام به كام

براي مشاهده تصاوير ديدني (اينجا ) رو كليك كنيد .

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .
بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .
دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )
چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )
بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .

"Hanna Reitsch":(PART II)
.Reitsch was soon captured along with von Greim and the two were interviewed together by American Military intelligence officers.She siad to them It was the blackest day when we could not die at our Führer's side." Reitsch also said, "We should all kneel down in reverence and prayer before the altar of the Fatherland." When the interviewers asked what she meant by "Altar of the Fatherland" she answered, "Why, the Führer's bunker in Berlin..." She was held and interrogated for eighteen months."Greim" comitted suicied on 24 May. Following her release, Reitsch settled in Frankfurt. After the war German citizens were forbidden from flying but within a few years gliding was allowed. In 1952 Reitsch won third place in the World Gliding Championships in Spain (and was the only woman to compete). She continued to break records including the women's altitude record (6,848 metres) and became German champion in 1955.During the mid-1950s Reitsch was interviewed on film and talked about her wartime flight tests of the Fa 61,Me 262 and Me 163. In 1959 She was invited to India by prime minister Jawaharlal Nehru to begin a gliding centre. In 1961 Reitsch was invited to the White House by US President John F.Kennedy. From 1962 to 1966 she lived in Ghana where she founded the first black African national gliding school.Throughout the 1970s Reitsch broke gliding records in many categories, including the "Women's Out and Return World Record" twice, once in 1976 (715 km) and again in 1979 (802 km) flying in the United States. During this time, she also finished first in the women’s section of the first world helicopter championships and became the first woman to cross the Alps in a glider.Reitsch died in Frankfurt at the age of 67 on 24 August 1979 following a heart attack. She never married during her lifetime, saying her man died in the war.
Source Wikipedia & www.ctie.monash.edu.au/hargrave/reitsch.html BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
"هانا رایتش"(قسمت دوم):
"رایتش" بهمراه "گریم" اسیر شدند و توسط افسران اطلاعاتی آمریکایی مورد بازجویی قرار گرفتند.او به آنان گفت که این تاریکترین روز بود وقتی که نتوانست در کنار پیشوایش بمیرد.او همچنین گفت :"همه ما باید با احترام زانو زده و در برابر"محراب وطن" دعا کنیم."وقتیکه بازجویان از او سوال کردند که منظورش از محراب وطن چیست وی گفت که منظور "پناهگاه پیشوا در برلین" است.او بمدت 18 ماه تحت بازجویی قرار داشت."گریم" در 24 می خودکشی کرد."رایتش" پس از آزادی در فرانکفورت اقامت گزید.پس از جنگ پرواز برای اتباع آلمان قدغن شد اما چند سال بعد گلایدرها مجوز پرواز گرفتند.در 1952 "رایتش" جایزه سوم "جام جهانی گلایدر" را در اسپانیا از آن خود کرد.(وی تنها زنی بود که در این مسابقه شرکت کرد)وی به شکستن رکوردها ادامه داد که شامل رکورد ارتفاع زنان (6848 متر) وقهرمان آلمان در 1955 میشد.در نیمه دهه 1950 در فیلمی از وی مصاحبه گردید و او در مورد پروازهای آزمایشی جنگی اش با "فوکه 61"-"مسراشمیت 262 و 163" صحبت نمود.درسال 1959 توسط نخست وزیر هند "جواهر نعل نهرو" جهت افتتاح " مرکز گلایدر" به این کشور ودر1961 توسط "پرزیدنت کندی" به کاخ سفید دعوت شد.وی در مابین سالهای 1962 تا 1966 در کشور "غنا" جاییکه نخستین مدرسه ملی آفریقایی گلایدرسواری را تاسیس کرد زندگی میکرد.در دهه 1970 "رایتش" رکورد گلایدر را در چند مورد شکست که از جمله دو دفعه" رکورد جهانی رفت و برگشت زنان" یکبار در 1975(715 کیلومتر) و یکبار در 1979 (802 کیلومتر) در آمریکا را شامل میشد.در این زمان وی همچنین مقام اول را در جام جهانی هلیکوپتر در بخش زنان بدست آورد و نخستین زنی شد که در یک گلایدر از آلپ عبور کرد."رایتش" در سن 67 سالگی در 24 اوت 1979 در فرانکفورت ودر پی یک حمله قلبی در گذشت.وی هیچگاه ازدواج نکرد و اظهار میداشت که مرد او در جنگ مرده است.
منبعWikipedia & www.ctie.monash.edu.au/hargrave/reitsch.html گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی:
دوستان عزیزي که و یندوز فارسی ندارد ، لطفا از این نرم افزار استفاده کنند
http://www.dodoost.com/aryanevis/

می خواستند به زور دخترم را به عقد من در آورند !!
مژده به خوانندگاني كه با سرعت كم به اينترنت متصل مي شوند :

مطالب اين سايت را در وبلاگ ذيل بخوانيد :
همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد
مرکز آپلود عکس ایرانی

اينجا رو كليك كنيد
قابل توجه علاقه مندان تحصيل در كشور بلارس
http://www.tophostingcenter.com/
مژده به ایرانیان سراسر جهان و شهروندان کانادایی
قابل توجه مهاجران گرامی ایرانی































سلام استاد
بسیار جالب بود
دو تا کامنت تو پست قبلی براتون گذاشتم چرا پاسخ ندادید؟
پاسخ
هومن جان پسرم ... عزيز دلم .. آخه مگه مي شه من كامنت كسي رو پاسخ ندهم !!؟ آن هم دوست عزيزي مثل شما ؟ پسرم عرض كردم اسباب كشي دارم .. همه چيز بسته بندي شده است .. و به همين دليل از يكايك شما عذر خواهي كردم ... باز از من خرده مي گيري كه چرا دو تا كامنت من را پاسخ ندادي ...!!؟
هومن عزيز .. امشب ساعت 11 تازه اسباب ها رو از حياط به خانه منتقل كرديم .. همه چيز آشفته و در حالت بسته بندي .. گرسنه و تشنه .. اصلآ نمي دونيم چي به چي است .. ولي منت نمي گذارم در آن شرايط .. يعني در وضعيتي كه همه چيز به هم ريخته شده است و هنوز دقيقآ نمي دونم اطاق خواب من كدام است ... همين جوري كامپيوتر رو علم كرده و به انبوه كامنت ها پاسخ مي دهم ... اين واقعآ بي انصافي است كه دوستان نه خواننده هاي معمولي اين چنين بنده را زير سوال مي برند ..
هومن جان عزيزم .. به جان نوه هايم .. ديشب در شرايطي كه همه چيز در حال بسته بندي بود ، مطلب آخر را آغاز كردم ... نزديكي هاي صبح ، دقيقآ وقتي بانك اذان از بلندگو هاي بيرون شنيده مي شد .. درد قلب خيلي وحشتناكي گرفتم .. خيس عرق بودم .. به طوري كه نتوانستم يكي از خاطرات همكارم رو بنويسم .. مي دوني چرا ؟ باور كن حس مي كردم زنده نخواهم ماند .. ولي به شوق يكايك شما عزيزان آن را هر طور بود سر سري تمام كردم .. هر كس ديگر جاي من بود ، به سي سي يو مي رفت .. يك سمت بدنم لمس شده بود
پسرم منت نمي گذذارم عمر دست خداست .. ولي واقعآ حالم گرفته مي شود كه دوست عزيزي اين گونه زير سوال من رو ببره .. خوبه حالا شما من رو مي شناسي .. و مي داني در هر شرايط ارتباطم رو با شما ها قطع نمي كنم ..
پسرم شما نبودي .. در شرايطي كه وسايلم تو حياط بود .. و نقل و مكان كنسل شده بود .. من پست جديد منتشر كردم .. به طوري كه غريبه ها هم تشكر كردند .. باور كن كلي حرف براي حرف هاي خودموني داشتم .. ولي درد مجال نداد .. فغقط به زحمت مطلب رو تمامش كرده و بعد مثل يك مرده بي هوش افتادم .. الان هم خيلي دلم مي خواست اين جا بودي و مي ديدي كه چگونه همه چسز به هم ريخته است ... همه چيز .. ولي اضطراري دستگاه رو وصل كرده و به كامنت ها پاسخ مي دهم .. دو كامنت قبلي شما رو هم پاسخ دادم .. فقط خواهش مي كنم كمي در درخواست هاي خود منطقي باشي
مي دونم شما نبودي و در جريان نيستي .. به همين دليل از دست شما دلخور نشدم .. ولي اگه كس ديگري بود ، حتمآ ناراحت مي شدم .. دوستت دارم پسرم ..
سلام استاد مدرسی عزیز
شما را به خدا از این حرفها نزنین ، انشاء ا... که بلا دوره و عمری طولانی همراه با سلامتی و عشق داشته باشید و ما هم از مطالب قشنگتون استفاده کنیم ، به هر حال این روزها زندگی به اکثر مردم سخت شده و به نظر من یه دوران ویژه مثل جنگه ، و باز هم خدا را شکر ، انشاءالله که به زودی وضع بهتر بشه
ما هم برای سلامتی شما دعا میکنیم و روزهای خوش و شاد رو براتون آرزو داریم
یا علی مدد
پاسخ
دوست نازنين رضا جان گرامي
واقعآ از مهر و محبت شما تشكر مي كنم .. رضا جان عمر دست خداست .. ولي چشم من هم بايد رعايت كنم
رضا جان از شما چه پنهون من وقتي حالم گرفته مي شه معاشرت با دوستان حالم رو خوب مي كنه .. خب در اين شرايط سخت هم نها با ارتباط با شما دوستان عزيز تر از جانم به آرامش مي رسيدم .. ولي خدا شاهد است ديشب خيلي قلبم درد مي كرد .. ولي اهميت نداده و كارم رو ادامه داده و منتشر كردم
با وجود آن رضا جان بعضي ها باز من را متهم به كم كاري مي كنند .. البته روي سخنم با هومن نيست .. او نبود و مسافرت رفته بود .. و از ماجراهايي كه در اين ده روز براي من رخ داده است بي خبر است .. ولي چشم رضا جان سعي مي كنم رعايت كنم
من دست دوستان خوبي چون شما رو مي بوسم
سلام.
خدا را شكر كه اين بار هم اولين كسي كه نظر ميده منم ...
خسته نباشي كاپيتان ... خيلي خوب نوشتي . اول اينكه خيلي خيلي كار خوبي ميكني كه پاي حرف هاي همكارانت و خاطارت اونا ميشيني و اينجا برامون مينويسيد .. حتي اگه شده با زور بايد رشادت هاي اونا براي نسل هاي يعدي انتقال پيدا كنه .
دومين نكته اي كه نوشتي نشستن گرد پيري بر روي چهره شماها بود ... راستش وقتي به پدرم كه يكي از همكاران شما هست و مثل شما سالهاست كه بازنشسته شده نگاه ميكنم و همين طور تك تك همكاران پدرم يه جور هاي غم ميگيرتم . كه اين نسل غرور افرين چه زود دارن نحيف و شكسته ميشن ... و حيف كه كمتر جايي قصد انتقال رشادت هاي اونا رو به نسل بعدي داره .. چرا ؟؟ لابد چون وظيفشون بوده .. پس ارتشي شدن براي چي ... ( و چه فكر ابلهانه اي ) ..... بگذريم ...
باز هم ممنون ...
پاسخ
مسعود عزيزم .. خدا سايه پر مهر پدر شما رو سال ها ي سال بالاي سر شما ها نگاه دارد .. مسعود جان . درست مي فرمايي .. ما بايد تمام جزئيات زمان جنگ رو لحظه به لحظه براي آيندگان درج كنيم .. ما موظف هستيم خوب يا بد همه چيز رو بگوييم ... زمان به سرعت مي گذرد .. و فقط اين نوشته ها هستند كه ارزش پيدا مي كنند .. شايد صد سال ديگه اين سايت از آرشيو جايي بيرون آمده و بازگو كننده اين عصر باشه ... چشم سعي مي كنم از ساير دوستانم هم حرف بيرون بكشم .. مسلمآ همه دوستان خاطرات جالبي براي بيان كردن دارند .. اميدوارم در انجام وظيفه موفق باشم
زیبا بود اگه اجازه بدین لینکتون کردم مرسی
پاسخ
بهاره جان اي كاش آدرس لينك خودت را نوشته بودي تا من هم تلافي محبت شما را مي كردم
سلام عمو
اولا با احتياط باز هم ميگم منزل نو مبارك كه دوباره بهم نخوره
دوما درباره جرج بوش بنويس بره...خطري نداره
سوما" دررابطه با اون مرتيكه فراري كه رفت يه اف14 هم برد و نقطه ضعف اون هم به عراقيها گفت و چندتا از دوستاشو فرستاد اون دنيا هم بنويسيد
پاسخ
مازيار جان عزيزم
خيلي ممنون از توصيه شما .. ولي خاطرت راحت باشه همه چيز به خير و خوشي تمام شد و الان در منزل جديد هستم ...
در باره بوش چشم حتمآ خواهم نوشت و در مورد خلباني كه با اف - 14 فرار كرده و اطلاعات مهم رو در اختيار عراقي ها قرار داد ، من هيچ اطلاعي ندارم .. اگر دوستان خبري موثقي داشتند ، چشم حتمآ خواهم نوشت
از شما به خاطر پيشنهاد هايتان ممنونم . شاد و خرم باشيد
سلام استاد
به سلامتی تبریک می گم خونه جدید را و انشالله همیشه خوش باشی.
یکمی سرتون خلوت شد خبر بدین تا قرار بزاریم و همو ببینیم.
قربونت استاد
پاسخ
پيمان عزيزم .. خوبي .. من خيلي منتظر تماس هاي شما بودم .. و ديگه داشتم نگرانت مي شدم .. اما گذاشتم به حساب كمي وقت و شلوغي سرت .. پيمان جان حتمآ خوشحال مي شوم كه شما رو زيارت كنم
كاپيتان عزيز
سلام
خوشحالم بابت حل مشكلات و نقل مكان به خانه جديد اميدوارم براتون خوش يمن باشه و اميدوارم خبر خريد خانه رو بشنويم
استاد مطالبتون روز به روز قشنگتر مي شه و همينطور اين رنگ هاي سبز در عناوين و صفحه بندي جديد زيباست .
راستي چند تا عكس هم از آسمان ژاپن گرفتم و براتون مي فرستم ، به توصيتون عمل كردم و از پرواز لذت بردم و ...
هر چند نزديكه سمنان تو يه چاله هوايي ناجور افتاد:)
http://www.picbaran.com/viewer.php?file=sv8jzb3gwj28vsspeae8.jpg
http://www.picbaran.com/viewer.php?file=20onv0pwdgfuvvfc20p5.jpg
http://www.picbaran.com/viewer.php?file=cgifz0a7omj6y368tc0o.jpg
پاسخ
بهزاد جان عزيزم خيلي خوشحالم كه بار ديگر خبري ديگر از شما مي خوانم
بله بهزاد جان به اميد خدا مشكل مسكن بر طرف شد .. خدا از دهانت بشنوه .. انشاالله .. در مورد مطالب خوشحالم كه مورد قبول شما دوست عزيز واقع شده است .. بهزاد جان اگه دقت كني مي بيني من تمام مطالب سايت را هر دفعه يك رنگ را پايه قرار مي دهم و سعي مي كنم رنگ تيتر و پس زمينه ام هم آن رنگي باشد .. حتي بنر هاي من هم با ان ها همخواني داره ... با زحمت دوستان خوبم و تهيه بنر و تيتر هاي رنگي كتنوع ، من هر بار با يك رنگ مطالبم رو تزئين مي كنم ... بهزاد جان خبر بعدي .. خيلي خوشحال شدم كه از پرواز ديگه نمي ترسي .. ولذت مي بري .. در باره روي سمنان عرض كنم احتمالآ توربالانس بوده .. يا خواسته ارتفاع كم كنه .. و هواپيما به دليل كم كردن ناگهاني سرعت ، دچار تكاني شده .. اما قبول كن اين چيز ها براي يك پرواز عادي است
بهزاد جان عكس ها رو نتوانستم باز كنم .. اگه مي شه با فاصله بفرست .. تا ارور ندهد .. شاد و خرم باشي
سلام
مثل همیشه عالی بود.اگه میشه بازم در مورد اتفاقاتی که برای هواپیماهای خفاش در جنگ افتاده بنویسید.
در ضمن خیلی مواضب سلامتی تون هم باشید .نگران شدیم
با تشکر
سعید
پاسخ
سعيد جان خيلي خوشحالم كه توجه شما رو جلب كرد .. راستش همين يكي رو هم با ترس و لرز نوشتم .. چون اصلآ دوست ندارم براي امر خير و اطلاع رساني عادي ، زير سوال بروم .. آخه نمي دوني چقدر حساسيت روي اين قارقارك وجود دارد .. وگر نه من خودم چند تا خاطره خيلي ناب از پرواز با خفاش دارم .. سعي مي كنم يواش يواش وارد ماجراهاي خفاش در حدي كه اسرار ارتش بيان نشود را منتشر كنم
سلام کاپيتان مدرسي عزيز
راستش هر وقت که اشاره به اسباب کشي و اجاره خونه مي کنيد واقعآ متاسف مي شوم که چرا در کشوري مثل ايران يک خلبان با اين سابقه پرواز و اين همه حضور در جنگ در سالهاي بازنشستگي بايستي در خانه اي استيجاري زندگي کند.
آرزو دارم بزودي زود به منزل خودتان نقل مکان کرده واز اجاره نشيني راحت شويد.
سئوالي هم در ارتباط با اين پست داشتم در بعضي جاها از متن اينگونه برداشت مي شود که فقط يک فروند هواپيما خفاش داريم و در بعضي قسمتها اينطور تلقي ميشود که بيش از يک فروند داريم اگر محرمانه نيست لطفآ در مورد تعداد آنهانيز توضيح بفرمائيد .
با تشکر و آرزوي بهروزي و سلامتي براي شما و خانواده محترمتان
پاسخ
دوست عزيز و نازنين .. خيلي ممنون كه به فكر بنده حقير هستي .. ولي خب .. نداشتن مسكن مشكل خودم بوده كه فكر اين روزها رو نمي كردم .. اصلآ در خواب شب هم نمي ديدم كه سكته كرده و بازنشسته شوم .. طفلك همسرم خيلي اصرار مي كرد .. ولي پدر مرد سالاري بسوزه كه اين گونه تاوان بايد پس بدهد
بگذريم .. كسري جان عزيزم .. باور كن وارد شدن به اين گونه حريم ها ، اضطراب هاي خاص خودش رو داره .. ولي راستش رو بخواهي من سعي مي كردم در متن بفهمانم كه بيش از يك فروند داريم .. چون وقتي مي گويم شبانه روز اين هواپيما در پرواز است .. معني آن اين است كه يك فروند نمي تواند هميشه در آسمان باشد و براي سوخت و تعويض كرو ، حتمآ به زمين بر مي گردد .. خب اين مغاير اهداف خفاشي است !! به عبارتي خواننده متوجه مي شود كه بيش از يك فروند بوده است .. ولي از بيان تعداد واقعي شرمنده هستم ...
به هر حال واقعآ خدمات شاياني در جنگ اين هواپيما ها كردند .. به طوري كه هر نقشه اي آن ها مي كشيدند .. از طريق خفاش مسئولان ما متوجه مي شدند .. ضمنآ به اين نكته اشااره كنم روز اول جنگ .. به محض اين كه خفاش نشست .. به تهران حمله شد .. آن ها دستگاه هاي خود را خاموش كرده بودند گرنه حتمآ آن ها رو مي ديدند .. براي اين كه آنتن هايي كه از هواپيما بيرون مي آيد به زمين اصابت نكنه ااز فاصله طولاني ، ما سيستم ها رو خاموش مي كرديم .. يادمه خلبان آن روز خفاش سروان نجفي بود ... الان تيمسار بازنشسته است و با يكي از اير لاين ها پرواز مي كنه .. يادمه ازش پرسيدم محسن جان چطور ميگ ها رو نديديد .. ؟ گفت بعد از اين كه ما خاموش كرديم به دليل ترافيك تهران يك ربعي هم همين جوري دور خودمون مي چرخيديم تا نوبت ما شد .. وگرنه حتمآ آن ها رو شناسايي كرده و شكاري ها حسابشون رو مي رسيدند .. موفق باشي
سلام سرهنگ عزيزم
حالت چه طوره؟
مشكل خونه كه ان شاالله رفع شده؟
خدا رو شكر
سرهنگ اين پستت از اون پستاي محشر بود خدايي خيلي حال كردم
و يه سوال برام پيش اومد
سرهنگ كل مجموعه نيروي هوايي فقط يه دونه خفاش داره؟
اگه يه دونه باشه كه خيلي بده بالاخره شايد يه روزي سقوط كرد اونوقت بايد چي كار كنن
به هر حال خيلي ممنون
يا علي
پاسخ
ممد جان عزيزم .. واقعا خوشحالم كه از اين مطلب خوشت اومد .. مي دوني دليلش چيه ؟ از قديم گفته اند هر كاري باعشق باشه ماندگاري اش بيشتر است .. من ديشب در حالي كه درد داشتم با عشق به خوانندگان در شرايطي كه خونه بد جوري ريخته و پاشيده بود نوشتم .. خب . از صميمي دل بر آمده بود . طبعآْ بايد مي نشست .. اما در باره خفاش .. من در كجاي مطلبم اشااره به تك بودن آن كردم .. اسم خفاش مفرد است ولي هر جا سخن از هواپيماهاي خفاش بود از فعل جمع بهره مي بردم .. به هر حال .. عرض مي كنم .. نه عزيزم بيشتر از يك فروند است
ba salam khedmate shoma va ba arze mazerat bekhatere nadashtan e font e farsi,man az khanandegan e jadid e weblog e shoma hastam, mikhastam az shoma baraye matalebe shirin va amoozandatoon tashakor konam va hamchenin arezooye salamati e rooz afzoon ro baratoon daram
پاسخ
دختر عزيزم شبنم نازنين
خيلي خوشحالم كردي وقتي شنيدم تازه به جمع ياران صميمي و همدل سايت پيوستي .. شبنم جان از اين كه مطالب به دلت نشسته واقعآ خوشحالم .. هدف من هم صرفآ سرگرم كردن شما جوان ها عزيز به همراه ارائه خاطرات تلخ و شيرين ازمان جنگ و حتي رژيم قبلي است .. با آرزوي توفيق روز افزون شما و خانواده محترمتان
سبز و خرك باشي
خودت این عکسارو سرهم کردی، خیلی استعداد طراحی داری، حروم شدی! وقت کردی با فونت و رنگها بیشتر بازی کن بچه کوچولو
پاسخ
چشم حتمآ راهنمايي شما رو به كار خواهم برد
جناب مدرسي عزيز خلبان دلير درود خدا بر شما و همه مدافعين ميهن اگر مطلبي از شهيد خزرائي داريد در سايتتان بگذاريد خدا حفظتان كند
سعيد
پاسخ
سعيد جان عزيزم .. با درود به شما و همه دوستان گرامي
سعيد جان راستش من هيچ گونه اطلاعي از ان شهيد بزرگوار ندارم .. ولي اگه دوستان مطلبي در اين زمينه بفرستند ، حتمآ منتشر خواهم كرد
استادمحترم جناب مدرسي عزيز.باسلام وخسته نباشيدبابت درج خاطرات وهمچنين نقل مكان به منزل جديد.خاطره بسيارجالبي بودو2مورد سوال دارم جنانكه مقدورباشدو توضيح فرماييدممنون ميشوم.1=چراجناب سرگرد فولادوند با آنهمه سنوات خدمت بادرجه سرگردي بازنشسته شده اند.2=معيار ارتقا درجه خلبانان نظامي چگونه است.چنانكه مقدور باشدوتوضيح فرماييد ممنون ميشوم. در خصوص مطالب كامنت دوست گرامي جناب كدخدايي درپست قبلي بسيارلذت بردم وضمن تشكرازايشان بيت ذيل رادر تاييد آن مينويسم: صفت باده عشق زمن مست مپرس ذوق اين باده نداني بخدا تا نچشي. شادو پيروزباشيد-نظري
پاسخ
سرور گرامي جناب نظري نازنين .. از اين كه در تمام مدت جستجوي منزل ، دلداري داده و پيشنهاد كمك فرموديد ، واقعآ هيچ گاه اين محبت شما رو فراموش نمي كنم ..
و اما در باره جناب آقاي فولادوند گرامي .. بايد عرض كنم اين بنده خدا بد شانس آورده و به دليل لج بازي با فرماندهان قبلي ، چند بار درجه او عقب افتاد .. و حتي در مورد مفقود شدن اسلحه اش در زمان جنگ هم فكر مي كنم روي درجه اش تآثير داشت ... البته جناب فولادوند يك دوره هم از من قديمي تر بودند ... به عبارتي چند ماه زودتر از من به خط پرواز پيوسته بود .. اما به خاطر لج بازي هاي خاصي كه با امراي ارتش داشت هميشه جزو مغضوبين بود ... از طرفي فكر كنم ابرام صبر نكرد 30 سال اش تموم بشه .. و زد بيرون .. بچه خيلي درستكار و شجاعي بود .. اما خب .. يه جا هايي هم گردن كلفتي مي كرد .. و ارتش هم گردن كلفت جماعت رو بر نمي تابه ...
و گرنه ابرام بايد الان تيمسار مي بود ... ولي خب مثل من زود اومد بيرون
در مورد معيار ارتقاي درجه خلبانان شكاري بايد عرض كنم .. هيچ تفاوتي با ساير افسران ارتش ندارد .. و تمام ضوابط و مقررات ارتش حاكم بر ارتقاي همه از جمله خلبانان است .. منتها اگه خلباني از خود رشادت نشون بده و به قول معروف بدرخشه .. به او ارشديت شش ماهه يا يك ساله .. و گاهي هم بيشتر مي دهند .. قديم كه ااين گونه بوده .. حالا نمي دونم
در مورد پاسخ به جناب كدخدايي هم ممنونم
سلام خدمت آقا بهروز خوش تيپ.
اميدوارم خوب باشيد. خوشحال شدم وقتي شنديدم كه جا پيدا كرديد.واقعاً توي اين شرايط جاي شكر دارد.مطلبتون هم خيلي باحال بود.انشاءا.. زودتر جاگير بشيد تا ما هم خراب شيم خونتون.مشتاق ديدار شما بزرگوار
ارادتمند آقا بهروز خوش تيپ
پاسخ
خدمت دوست بسيار نازنين و خوش تيپ عزيزم هزاران بار درود ..
رضا جان خيل خوشحالم كه از نوشته اي كه با عجله و ترس و لرز نوشتم خوشت اومده .. رضا جان كلبه سربازي من قابل شما رو نداره .. هر وقت بيايي قدم بر روي چشمانم گذاشتي دوست بزرگوار و دوست داشتني
رضا جان من مخلص همه بچه آباداني هاي خوش تيپ هستم
سلام
عجب روزگاری داشتید. آیا در طی این سالها, شده به مناسبتی افراد قدیمی دعوت بشن, به نیرو, هم تجدید خاطره است و هم تجارب در اختیار جوانترها قرار بگیره
ضمنا منزل جدید مبارک
علی_ فرانسه
پاسخ
علي جان اين رسم ها كه مي گي در نزد همون خارجي هاست .. اين جا دريغ از يك احوالپرسي .. حتي بقدري بي معرفت تشريف دارند كه يك مجلس توديع يا خداحافظي نگرفتند .. و مثل بالانسبت يك گاو سرم رو پائين انداخته و اداره اي كه بيش از بيست سال شبانه روز در ان خدمت كرده بودم ، همين جوري اومدم بيرون .. تازه اين كه چيزي نيست .. حتي فشار آورده بودند خونه سازماني رو تخليه كن ... واي علي جان بگذار دهان من بسته بماند .. من هرگز ان ها رو نمي بخشم .. تازه علي جان خدا گواه است براي ان ها من خيلي كارهاي ارزشمندي كرده بودم .. اولآ براي خط پرواز يك تلويزيون بزرگ رنگي يادگاري گرفته و آن جا نصب كردم .. كه هنوز هم موجود است ... يا براي كار هاي عام المنفعه دوستاني كه به مشكل بر مي خوردند خيلي دوندگي مي كردم .. اين موضوع رو همه مي دانند .. ولي خب اصلآ شعور اين كار ها رو نداشته و ندارند ... بگذريم .
دعوت كه نكردند هيچ ، حتي طلبي كه از ان ها داريم رو هنوز نداده اند .. تنها افرادي كه پارتي داشتند گرفتند ... آن گاه توقع داري دعوتمون كنند ؟
اين جا قانون جنگله .. هر كي به فكر خودشه ... گور پدر امثال من
اين چيز ها مخصوص خارجي هاي نفهم است .. نه ما
عالي بود ، عالي
وقتي مطلب رو خوندم روح و روانم شاد شد
كارت رو ادامه جناب سرهنگ كه مايه افتخار وطني
پاسخ
سيد عزيز و نازنين
واقعآ خوشحالم بزرگواراني چون شما از مطلب حقير خوشش اومده .. واقعآ خدا رو شاكرم
من مخلص همه مردم خوب كشررم هستم
موفق و پايدار باشي سيد جان نازنين
سلام بر عمو بهروز عزیزم فقط خواستم یه خسته نباشیدبگم وعرض ادب نمایم.. یاشاسین بهروز بئی یاشاسین اذربایجان
پاسخ
فداي محبت و بزرگواري يكايك هموطنان آذربايجاني بشم
شما هم خسته نباشي عزيزم
سلام به پدر عزیز و نازنینم. قربون قلب مهربونتون برم که میلیونها ایرانی عاشق شما هستند و به شما عشق میورزند. به خدا شما خیلی گلی اینقدر مهربان و اینقدر خوش قلب که واقعا از ته دل دوستتون دارم. استاد ببخشید من 2 هفته ای بود نمیتونستم زیاد بیام شبکه ولی عوضش امروز اومدم جبران کردم تمام مطالبی رو که ندیده بودم خوندم و لذت بردم. این مطلبتون راجع به نبرد خفاش ایرانی با اواکس آمریکایی هم خوندم بسیار جالب بسیار زیبا و بسیار شیوا بیان فرمودید. استاد به خدا نگرانتون شدم به خاطر قلب مهربونتون. استاد تورو خدا همین روزها یه سری به دکتر بزنید. آقای دکتر قاسمی رو که حتما میشناسید. ایشون پنجه طلایی و فوق تخصص قلب و عروق هستند. واقعا کارشون درسته و اینقدر حوصله دارن و مهربون هستن که وقتی بیماری ساعت 12 شب هم به ایشون مراجعه میکنه با روی خوش برخورد میکنن. واقعا آقای دکتر قاسمی خودشونو فدای ملت میکنن. استاد خیلی دوستتون دارم. تورو خدا مواظبه خودتون باشید.
پاسخ
پسر عزيزم محمدر رضا جان نازنين
واقعآ بنده رو با سخنان دلنشين و شيرين تون شرمنده فرمودي .. والله من لايق اين همه ابراز محبت نيستم .. من مخلص يكايك دوستان بزرگوار مي باشم
محمد رضا جان از اين كه از مطلب خوشت امده خيلي خوشحالم .. قابل شما رو نداشت .. اما در مورد نگراني ات در باره قلبم .. اصلآ نگران نباش .. خدا خيلي بزرگه .. خب آدم بايد رعايت كنه ... قبول دارم .. ولي اگه بگم چه قلبي در سينه ام مي تبد و با عشق شما دوستان چه شادماني ها كه نمي كنه ... پسرم من زياد اهل دكتر و دارو نيستم .. البته از محبت شما ممنونم .. شايد در فرصتي كه به دست اوردم از شما آدرس ايشون رو گرفته و سري زدم .. خيلي من را شرمنده بزرگي و محبت خودت كردي
فدات بشم پسر نازنين و گلم
من دست شما دوستان خوب و با صفا رو مي بوسم
جناب مدرسی با درود ما که بقول فرمانده سپاه موشک داریم که تا 300کیاومتر هرچی ناو خراب میکنه و میکشه این اینجور چیزهاهم که داریم چظورهست هرچی زودتر امریکا و اسراییل و این استکبارها را نابود کنیم و بشریت را اسلامی کنیم مگر ما چقدر دیگه عمر میکنیم
پاسخ
علي جان عزيزم .. والله چي بگم .. فقط مي تونم بگم ما را با سياست چه كار !!؟
سلام کاپیتان عزیز،
مدت هاست که براتون کامنت نگذاشتم ولی معنیش این نیست اینجا نمیام. تک تک مطالبتون رو با دقت مطالعه کردم. عکس های سایت هم خیلی پیشرفت کرده اند. حتما وقت زیادی برای یادگیری و آماده کردن عکسها می گذارید.
امیدوارم که در منزل جدید هم به سلامتی مستقر شده باشید.
یک سوال راجع به این پست به ذهنم رسید که دلیل کامنت گذاشتنم هم همین سواله، شما در این مطلب آخر فرمودید که خفاش از زمان استارت جنگنده های دشمن اون هارو شناسایی و رهگیری میکرده. ضمن این که در جای دیگه ای اشاره کردید که یک دسته هواپیمای دشمن که به سمت ایران در حرکت بودند توسط ایستگاه های زمینی شناسایی شدند و حتی حرکت یک فرند میگ به سمت خفاش هم تشخیص داده شده بود. سوال من اینجاست که با توجه به شناسایی دشمن قبل از ورود به خاک کشور چگونه موفق می شدند تهران رو بمباران کنند و دوباره برکردند؟
با آرزوی سلامتی همیشگی شما
پاسخ
خيلي ممنون رضا جان به نكته خيلي اساسي اشاره كردي .. پسرم وظيفه هواپيماي خفاش شناسايي كوچكترين تحرك نظامي دشمن بود .. كه همه روزه به نفع احسن با پرواز هاي طولاني وظيفه خودش رو انجام مي داد .. ولي من هرگز نگفتم مسئوليت مراقبت از وجب به وجب خاك كشور عزيز ما به عهده خفاش بوده .. بله بار ها مي شد ما به محض اين كه خلبان عراقي انگشت خود را به دگمه استارت جت جنگي اش مي گذاشت ، بچه ها در داخل هواپيما آن را تشخيص داده و به اطلاع مسئولان مربوطه مي رساندند .. اما ... ما در دفاع از كشورمون گاهي يك محدوديت هايي داشتيم .. كه من متآسفانه نمي توانم آن ها را به زبان يا به قلم آورم .. فقط سر بسته بهت مي گم .. خب هواپيماست و ممكنه خراب بشه .. قطعه گير نياره .. و چند روزي براي تعمير زير دست متخصص بره .. معلومه كه در اين صورت در بخش هايي از دفاع كشور به مشكل مي خورديم ..
رضا جان من استدعا مي كنم اين قدر وارد جزئيات نشويد .. البته پرسيدن حق شماست .. ولي ممكنه من به عالت خستگي يك چيز از دستم در بره ... اون وقت خر بيار باقلا بار كن .. مخصوصآ سايت ها پر مخاطب اين چنيني ، حتمآ زير ذره بين است .. اتفاقآ اين خوب است .. ولي خب من هم بشر هستم ممكنه اشتباه كنم .. اگر خداي ناكرده به صداقت من شك داريد .. خب بفرماييد من توضيح بيشتري بدهم .. البته شما هيچ تقصيري نداري پسرم ... من يه خورده حساس ام .. اميدوارم منظور من رو دقيقآ متوجه شده باشي .. يعني وقتي مي گويم خفاش اطلاع دهنده بود نه دفاع كننده ... يعني اين پرسش شما به بخش ديگري كه مربوط به اين پست نيست مربوط مي شود ..
ولي مطمئن هستم شما پسر عزيز و فرهيخته ام دقيقآ علت رو فهميده باشي .. رضا جان اصلآ مي خواهم واقعيت رو بگم .. مي دوني پسرم .. گاهي عراقي هاي نامرد خارج از استعداد و توان نظامي خود از ساير كشور ها جنگنده جديد وارد مي كرد .. مثل قضيه ميراژ هاي اخرين مدل .. كه حتمآ يادته چند روزي هم تا تهران امد .. ولي خب ما هم بي پاسخ نگذاشتيم .. منتها يكي دو روز طول كشيد تا راه خنثي كردن آن ها رو هم بيابيم .. و مردم تهران شاهد هستند بعد ديگه حمله هوايي به آن صورت نشد .. واقعآ شجاعت بچه هاي ما ستودني بود ... آن ها اگر چه از سوي دولت هاي مقتدر غربي حمايت عالي مي شدند .. و برعكس راه هر گونه دريافت قطعات يدكي بر روي ما بسته بود .. اما به روايت تاريخ واقعآ كاري مي كرديم كه همه كارشناسان غربي متعجب مي شدند .. من يادمه در همين اواخر جنگ .. خدا شاهده به جان نوه هايم سوگند .. كاري كرده بوديم كه تمام منافذ رو بسته بوديم .. و حتي يك نقطه كور راداري نداشتيم .. به روش كاملآ ابتدايي .. كه هيچ كس فكرش رو نمي كنه .. ما از اين ابتكارات خيلي انجام مي داديم .. ولي مي داني قضيه چيه ؟ رضا جان اگه من بخوام اين توانمندي ها رو روايت كنم .. درسته افتخار آميز و باعث غرور ملي است .. اما مي ترسم دستمان براي دشمنان تشنه به خون ما رو شود .. متوجه هستي كه ؟ پس ناچارم در حد خيلي كلي در اين سطح تعريف كنم ..
پسر نازنينم .. اگه من اجازه داشتم .. قول مي دادم كه كوچكترين و بي اهميت ترين پرواز و ماموريت جنگي رو چنان با آب و تاب با جزئيات تعريف مي كردم كه خواننده احساس كنه تو سينما نشسته .. اين را حمل بر تعريف از خود نگذاريد ... جدي عرض كردم .. پس اميدوارم درك كنيد .. و خودتون ماجرا ها رو حدس بزنيد
ببخشيد خيلي حرف زدم مگه نه ؟
درود بر شما بهروز خان
چند روز بود مهر سکوت بر لبانم زده بودم.
گفتم چرا پست بدم وقتی بهروز خان حی پاک میکنه.
قرار بر این بود که فقط خواننده این سایت باشم و بس.
هیچ نظری هم هیچ وقت ندهم.
اما مگر میشود.
حی مطالب جالب و زیبا گذاشتید من نتوانستم وقتی نوبت به خوفاش رسید دیگر سکوتم را شکستم.
نمیتوانستم.
موضوع جالبی که بود این است که اتفاقا امروز من مقاله ای در مورد خفاش سابق 524 نوشتم و کلی توضیحات هم در موردش دادم.
در آخر هم به اینجا سر زدم و این موضوع جدید را دیدم.
موضوعات قبلی از جمله خاطرات آمریکا و شبکهء آپادانا ضیا آتابای و....
راستش را بخواهید دیروز و امروز به خاطر اعدام دو تا از هموطنان مبارز وبلاگ نویسمان دو جوان برومند ناراحت بودم که این مطلب را دیدم.
و ناراحتیم تسکین یافت.
5 اسفند 1364
تنها مورد مورد تایید ساقط شدن یک RC-130 نهاجا در تاریخ 5 اسفند 1364 با دو موشک R-40RD + R-40TD که از سوی یک MiG-25PD شلیک شد ساقط شد.
گزارش رسید که کلیه خدمه نیز به شهادت رسیدند.
تنها یادگار خوفاشان
خوفاش پیر هست که هنوز میپرد و با تجهیزات نصفه و نیمه هنوز وجود خود را به اثبات میرساند.
پاسخ
دوست بسيار عزيز و گرامي
از قديم گفته اند دل به دل راه داره .. به خدا قسم امروز وقتي اسي جان عزيزم در كامنت خود نوشت از شما و رضا خلبان جوان بي خبره ... كلي يادت كردم .. فقط نگرانت بودم .. ولي اگه مي دونستم كه از دست من دلخوري ، ديگه هرگز هيچ يك از كلمات بد خط شما را پاك نمي كنم .. اين را جدي مي گويم ..
من دقيقآ مي دانم شما يك انسان وطن پرست و بزرگواري هستي كه گاهي به دليل عشق زياد و روحيه حساس ، داغ كرده و چند جمله با خط شكسته مي نويسي .. و اگه من آن ها ور پاك نكنم .. خب ممكنه بعضي ها خداي ناكرده يك فكر هايي بكنند .. و در مورد شما اشتباه قضاوت نمايند .. ولي جدي مي گم من هرگز به خود اجازه چنين جسارتي نمي دهم . شما استاد من هستي و باعث خير و بركت اين سايت بوده و هستي .. من مديون شما دوست خوبم هستم .. تمام تصاوير سي - 130 كه دارم هديه شماست .. علاوه بر آن جوان هاي عزيز چقدر دوستت دارند .. مرتب از من در باره شما مي پرسند .. خواهش مي كنم جون هر كي كه دوست داري ، تو هر پست يه سري به من بزن .. راستي من عكس در جامبو براي مطلبي كه گفتم پيدا نكردم .. فقط همون يك دونه رو كه شما زحمت كشيدي دارم ..
دوست نازنين .. الان ساعت4:53 دقيقه بامداده .. هنوز نخوابيده ام .. كلي كامنت تو صف است .. از وقتي اومدم يك سره دارم جواب مي دهم ولي تمامي نداره .. و من وظيفه خودم مي دونم به همه پاسخ دهم .. فكر كنم تا صبح به طول بكشه .. اينترنت هم ندارم تا پر سرعت وصل بشه .. ده روزي طول مي كشه .. از هوشمند استفاده مي كنم
در مورد مطلب كه فرستادي ، راستش سايت شما من را راه نداد .. به محض ورود با اردنگي بيرونم انداختند ... !! فكر كنم به خاطر دلخوري شما از من بود
در مورد آن سوال .. پاسخ من منفي است
دوست گرامي ..... اگه من يك سر سوزن احساس كنم از من دلخوري و به همين دليل كامنت نمي گذاري .. از اين به بعد نخوانده منتشر مي كنم
اين را جدي مي گويم .. من آدم خيلي لج بازي هستم .. دوست دارم بپذيري اگه حذفي هم صورت مي گيرد براي حفظ جايگاه رفيع شماست .. ولي اگه باز هم قانع نشدي .. بگو من رسمآ در حضور همه خوانندگان از شما عذر خواهي كرده و دستت را ببوسم ..
تا بعد
سلام کاپيتن. خونه ي نو مبارکه يه سو ال :موقعي پرواز مخصوصا طولاني ميتونستيد سيگر بکشيد? همگي دوستون داريم
ostaad in site e tabdile fingilish ham sakhte ha ;)
پاسخ
محمود عزيزم .. متشكرم عزيزم
در مورد كشيدن سيگار .. بايد عرض كنم هر كي سيگاري بود ، به محض پرواز و اوج گيري روشن مي كرد .. هيچ ممنوعيتي در كابين براي بچه ها وجود نداشت .. اما اگه كاپيتان سيگاري نبود ، بچه ها كمي ملاحظه مي كردند .. به عبارتي حرمت فرمانده هواپيما يا فرد ارشد تر از خود رو حفظ مي كردند ..
در مورد تبديل عرض كنم .. راستش من هنوز آن را امتحان نكردم .. دوستان زحمت آن را كشيده و براي راحتي كار ارسال فرمودند ... ولي فكر كنم لم داره و بايد كمي تمرين كرد
سلام کاپیتان(این دفعه نمیگم خوش تیپ)
میتونید این قدر اشکمونو در نیارید؟؟؟
آقا این قدر خودتونو ناراحت نکنید خدا شاهده که ما هم ناراحت میشیم.
انشاا... زودتر این قضیه خونه تموم بشه . . . از صمیم قلب براتون آزوی موفقیت دارم.این قدر به خودتون فشار نیارید...ما واقعا شما رو دوست داریم.
پاسخ
عرفان عزيزم .. خيلي ممنون پسرم .. من هم متقابلآ شما را دوست داشته و به همه شما عزيزان عشق مي ورزم
چشم .. قول مي دهم .. آخه ديشب شب آخر بود .. طاقت نياوردم .. اينترنت پر سرعت هم وسوسه ام مي كرد
موفق باشي
سلام...
آقای مدرسی ما رو نگران کردید...ایشالله که همیشه سالم و سرحال باشید...خواهش می کنم دیگه اینطوری ننویسید!اما خفاش رو قبلا نمی شناختم...حالا شناختم!ممنون از اطلاعاتتون.مشتاقانه منتظر مطلب بعدیتون هستم!خونه ی جدید مبارک...
راستی خیلی خوبه که انقدر به اینترنت واردید...من هم بابام هم سن و سال شماست...اما خودمو می کشم که اینترنت رو یاد بگیره با این همه به زحمت فقط تونسته یاد بگیره که ایمیلشو چک کنه!اونم با کلی بدبختی...!!!!
پاسخ
كوثر عزيزم .. اولآ خدا باباي مهربون شما رو حفظ كنه .. اذيتش نكن .. هركي تو يك زمينه علاقه و تبحر داره .. خب من هم از همون ساله ايي كه تازه كامپيوتر همگاني شد بهش علاقه مند شدم .. و همين جوري خودم روز به روز ياد گرفتم .. ممكنه باباي شما هم در خيلي كار ها تبحر و قابليت داشته باشه كه من حتي به گرد او هم نرسم .. اما كوثر عزيزم .. اصلآ نگران نباش .. چشم از اين به بعد رعايت مي كنم .. آخه در اين يكي دو ماهه خيلي اذيت شده و حرص و جوش خونه رو خوردم .. اصلآ فكر نمي كردم امسال خانه ها يهو اين جوري بالا بره ... ولي خب .. خدا خودش رسوند .. و ما تونستيم آبرومندانه نقل و مكان كنيم
از لطف و محبت شما واقعآ سپاسگزارم
سلام اقاي مدرسي
مطلب خيلي جالب و هيجان انگيزي بود
از اون جايي كه من علاقه خيلي زيادي به مسائل فني هواپيما دارم واقها لذت بردم در باره اين c130 قبلا يه چيزهايي شنيده بودم
اگر يادتون باشه تو اولين كامنتي كه گذاشته بودم گفتم كه دارم سعي مي كنم يه هواپيماي سرنشين دار بسازم ولي تا اون موقع رام درازي در پيش دارم. مي خواستم از شما كمك بگيرم
اگر از سايتهاي خارجي ارائه دهنده
مطالب فني در مورد هواپيما و هليكوپترهاي راديويي اطلاعاتي داريد بنويسيد با عرض شرمندگي انشاالله بتونم لطفتون رو جبران كنم
ضمنا خونه جديد با اين حال كه اجارهاي مبارك باشه اميدوارم روزهاي خوشي رو توي اون سپري كنيد
فعلا رفع زحمت مي كنم- با اجازه.
پاسخ
دوست عزيز و نازنيني كه حتي فراموش كردي نام مستعاري براي شناسايي قيد كني .. با تشكر از شما
بله عزيزم خوب يادم مي آيد .. واقعآ كار بسيار ارزشمندي رو دنبال مي كنيد . مطمئن باشيد هر كمكي از دست بنده يا دوستانم بر آيد حتمآ دريغ نخواهم كرد ... اما در مورد اطلاعاتي كه خواستي .. چشم ... من كه حواس ندارم . ولي از تمام دوستان خوبم مي خواهم اگه كسي در اين مورد لينك خاصي را پيدا كردند در كامنتي آن را درج كرده تا اين دوست گرامي ما مورد استفاده قرار دهد
من قلبآ براي شما آرزوي موفقيت دارم
سلام اقاي مدرسي
مطلب خيلي جالب و هيجان انگيزي بود
از اون جايي كه من علاقه خيلي زيادي به مسائل فني هواپيما دارم واقها لذت بردم در باره اين c130 قبلا يه چيزهايي شنيده بودم
اگر يادتون باشه تو اولين كامنتي كه گذاشته بودم گفتم كه دارم سعي مي كنم يه هواپيماي سرنشين دار بسازم ولي تا اون موقع رام درازي در پيش دارم. مي خواستم از شما كمك بگيرم
اگر از سايتهاي خارجي ارائه دهنده
مطالب فني در مورد هواپيما و هليكوپترهاي راديويي اطلاعاتي داريد بنويسيد با عرض شرمندگي انشاالله بتونم لطفتون رو جبران كنم
ضمنا خونه جديد با اين حال كه اجارهاي مبارك باشه اميدوارم روزهاي خوشي رو توي اون سپري كنيد
فعلا رفع زحمت مي كنم- با اجازه.
پاسخ
واي محمد جان ... ديدي چه كار كردي !!؟ من چون عادت دارم يكي يكي كامنت ها رو پاسخ مي دهم ... خب اول قبلي كه نام و نشان نداشت رو پاسخ دادم .. حالا مي بينم شما دو بار فرستادي
اشكالي نداره .. گاهي از اين اشتباهات پيش مي آيد ..
محمد جان در مورد هلي كوپتر هاي رموت كنترل منابع بسياري وجود داره .. منتها شما مشخص كن كدام بخش ان مورد نيازت است .. من خودم اگه فرصت كنم با كمال مي ل برايت پيدا كرده و ترجمه شده تقديم حضورت مي كنم .. ولي خب دوستان هم مي توانند كمك ات كنند .. هر از گاهي بيا و كامنت ها ور بخوان ، حتمآ دوستان جوان و علاقه من راهنمايي و كمك ات خواهند كرد .. موفق باشي عزيزم
سلام خدمت سرباز وطن
اولا اعیاد شعبانیه بر شما و خانواده گرامی اتان مبارک باشد
خیلی نگرانتان شدم حالا حالتان چطور است چرا به دکتر نمی روید . از شما خواهش می کنم که به خاطر نوه هایتان که هم شده است دکتر بروید. خلاصه ما را از حال و احوالتان بی خبر نگذاریید.
یا حسین فاطمه
پاسخ
پسر عزيزم جناب نادر جان رضوي
ضمن تبريك ايان مبارك شعبانيه بر شما و خانوده محترمتان
نادر جان راستش دليل قلب دردم كه ديشب خيلي زياد و كشنده بود .. به خاطر كل استرس هايي بود كه در اين مدت داشتم .. آخه نمي دوني وقتي ديديم كرايه ها اين همه افزايش يافته كه نمي شه دور بر آن رفت .. و هر روز همسرم رو مي ديدم كه عين بلانسبت زن هاي شيره اي لاغر و تكيده شده و دچار افسردگي شديد گشته و هر جا مي روي كم تر نشاني از مهر و صفا مي بيني .. از طرفي نمي خواهي شرمند صاحبخانه مومن و بزرگوارت شوي .. يا وقتي مي بيني كلآ سي هزار تومان به حقوق شما افزوده شده ولي بايد 300 هزار تومان روي آن گذاشته و با كرايه قبلي ات به صاحبخانه هاي طمع كار بدهي چه حالي بهت دست مي دهد ؟
نادر جان همين امشب كه بقيه پول رو آمدم در بنگاه به صاحبخانه بدهم و كليد ها رو بگيرم .. صحنه اي اتفاق افتاد كه واقعآ از اين كه مستآجرم شرمم شد . به عبارتي كلي تحقير شدم .. مي دوني صاحبخانه جديد كه دختر خانمي دانشجوست و تازه درسش تمام شده .. وقتي بقيه پول را گرفت .. از روي انسانيت گفت .. آقاي مدرسي من لوستر و پرده ها رو باز نكردم .. همين جوري بماند .. و شما اگه مايل هستيد استفاده كنيد .. از ايشون تشكر كرده و گفتم خيلي ممنون دخترم لطف كردي .. در همين موقع آقاي بنگاهي كه تازه به اعتقاد خود و همسرم بهترين و آقا ترين بنگاهي بود كه تا حالا ديده بودم .. گفت .. من در قرار داد ليست مي كنم شما بايد امضاء كني !! بهش گفتم آقاي محترم اين توهينه .. يعني چه كه مي خواهي امضا بگيري ؟ مگه من اين قدر بي شخصيت هستم كه لوستر هاي ايشان را بدزدم ؟ وقتي شما در قولنامه از من بيشت تا امضاء گرفتي كه منزل را همني جوري كه تحويل مي گيرم ، همين جوري تحويل دهم .. و بابت آن يك چك تضميني از من گرفتي .. و هفت هزار تومان وديعه مي گيري .. ديگه اين چه صيغه اي است كه توي دهان اين خانم مي گذاري ؟ ديدم آقا تازه ناراحت شده و گفت .. خانم باز كنيد .. واقعآ اگه راهي داشتم ، حتمآ لج كرده و قرار داد را فسخ مي كردم .. ولي افسوس كه وسايل داخل كاميون بود .. و ما سر راه براي گرفتن كليد توقف كرده بوديم .. خلاصه .. همسرم وساطت كرده و گفت من امضااء مي كنم .. طفلك دختر صاحبخانه بعدش جلوي در خيلي از اين پيشامد ناراحت شده و نمي دونست چي بگه ... بهش گفتم دخترم اين ها براي اين كه شما مالك هستي و باز هم گذرت به بنگاه اين ها مي خوره .. اين جوري خودشيريني كرده و به اصطلاح به شما حال مي دهند .. ولي به چه بهايي !!؟
نادر جان بقدري عصبي شده بودم كه نهايت نداشت ..
ببخشيد از ديشب مي گفتم .. تمام اين فشار هايي كه عرض كردم سبب شد بعد از اين كه مسئله حل شد ... تازه درد خود رو بروز داد .. و از آن جايي كه من كار را شروع كرده بودم ، و نمي دونستم در خانه جديد موفق خواهم شد يا نه .. مجبوري با درد شديد ساخته و آن را نوشتم .. البته يك خاطره ديگر هم در رابطه با گارد جاويدان و پروازي كه با آن ها داشت تعريف كرده بود .. ولي راستش رو بخواهي همين جوري جمع و جورش كردم .. و نفهميدم چه جوري افتادم .. خب ديگه الحمدالله به سراغم نيامد
نادر جان يك كامنت ديگه رو اگه پاسخ بدهم ، آن ها پايان مي رسه .. مي دوني ساعت چنده ؟ دقيقآ 5:55 دقيقه بامداد است .. و من از سر شب كه آمدم ، جز نيم ساعت براي شام .. همين جوري شروع كردم به پاسخ دوستان رو نوشتن ... ولي با وجود اين باز هم اگه دقت كني بعضي ها ناراضي هستند كه چرا دير پاسخ مي دهم !! تازه نوشته بودم شايد مدتي تآخير داشته باشه .. ولي چه كنم ديگه .. ؟
نادر جان ولي قول مي دهم .. كه بيشتر مراعات نمايم .. چون از طرفي دوباره كار نشريه پرواز راه افتاده .. و شرايط بنده رو قبول كردند .. و بيست و يكم جلسه دارم .. از طرف ديگه فيلنامه ام رو بايد تكميل نمايم كه فقط قسمت پاياني آن مانده است .. و همه اين ها سبب مي شود كه ديگه اين جوري شب زنده داري نكنم .. نادر جان واقعآ من را ببخش كه خيلي حرف زدم .. واقعآ دلم باز مي شه .. خدا شما دوستان خوب و مومن رو از من نگيره
يا علي ...
سلام
بیماری قلبی شما با ورزش خوب میشود
چیدمان اثاثیه هر زمان تمام شد ورزش را شروع کنید
ورزش های سنگین لازم نیست
پاسخ
چشم حتمآ امتحان مي كنم ممنون
بهروز جان سلام خیلی نگرانم کردی.لطفا مواظب خودت باش.منزل نو مبارک.پیشنهاد دارم حالا که شکر خدا مشکل منزل حل شد و راحتی خیال حاصل گشت یک 10 روزی بخودت مرخصی بدی و کلا سایت را راکد بگذاری و اگر هم کامنتها را میخوانی پاسخ ندهی تا حالت حسابی جا بیاد. بهروز جان نمیدانی استراحت چقدر در برگشت سلامتی ات لازم است.من از تمام بچه ها پوزش میخوام ولی اطمینان دارم آنها هم مثل من اول سلامتی ات را خواهانند بعد...من مشتاقانه منتظر دیدارت هستم. مخلصتم.خدا تورا برای همه ما نگهدارد.
پاسح
خيلي ممنون محمود جان عزيزم .. محمود جان من يك روز به دليل جمع كردن كامپيوتر نتوانستم به موقع پاسخ كامنت دوستان رو بدهم ... بقدري انباشه شد كه از ساعت 11 شب تا نزديك 6:30 بامداد يك سره سرگرم پاسخ دادن بودم .. تازه بعضي ها هم گله كرده بودند چرا دير پاسخ مي دهم !! آن وقت شما دوست داري من براي سه روز سايت را رها كنم ؟
از طرفي محمود جان فيلمنامه را بايد تمام كنم كه نزديك پايان است و به دليل دغدغه هاي مسكن موفق به اتمام آن نشدم .. ولي از شما واقعآ سپاسگزارم .. حتمآ خدمت خواهم رسيد
بنام خداوند خالق زيبائيها
استاد عزيز سلام و دورود بي پايان برشما و بر تمامي دوستان عزيزم
ميلاد سه خورشيد كربلا يعني امام حسين (ع) ، حضرت عباس(ع) و حضرت زين العابدين(ع) بر شما و برتمامي شيعيان مبارك و فرخنده باد .
اميدوارم كه كسالت هرچه زودتر بر طرف گرديده و در زير سايه اميرالمؤمنين سالم سرحال و سرزنده باشيدو همچنين منزل نو مبارك و برايتان پر بركت باشد .
مطلب بسيار جالب بود و بنده خيلي لذت بردم ولي ظاهراً بخاطر مسايل امنيتي نتوانستيد بطور كامل از خفاش مطلب بنويسيد خوب اشكال ندارده ولي يكي دو سوال رو در مورد خفاش به من جواب بدين لطفاً:
با توجه به سرعت زياد تغييرات تكنولوژيكي در وسايل پرنده و به تبع آن تجهيزان مخابراتي و ارتباطي و وجود كامپيوترهاي بسيار پر سرعت حال حاضر و وجود پرندههاي استيلت آيا تجهيزات موجود در خفاش قابليت خودشونو بخاطر قديمي بودن تكنولوژي بكار رفته در ساختشون از دست ندادهاند ؟ و آيا مورد بازسازي و بروز رساني قرار گرفتهاند يا خير؟
ضمناً در مورد سايت يكسري پيشنهادات داشتم كه انشا اله حضوراً وقتي خدمت رسيدم برايتان توضيح خواهم داد.
در آخر براي استفاده دوستان مطلبي از فرمايشات حضرت علي(ع) مي نگارم انشا الله در اين روزگار سخت مورد استفاده همه ما قرار گيرد :
مولي علي (ع) مي فرمايند :
هركه صبر كند برسد به اميدها .
(غررالحكم 7722)
انشا الله با صبوري در مقابل مشكلاتي كه در حال حاضر گريبانگير همه ما مردم ايران است و با همياري و همدلي با همديگر به اميدهايمون و به آرزوهايمون براي اين سرزمين و براي خودمون برسيم .
كوچيك شما - علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزيزم جناب كدخدايي عزيز .. داشتم كم كم نگران مي شدم كه چرا از شما خبري نشده است ... من هم متقابلآ اين ايام فرخنده و مبارك رو به شما تبريك گفته و آرزوي سلامتي و پايداري شما رو دارم
اما در باره خفاش عرض كنم .. تكنولوژي آن براي اين هدف تهيه شده بود كه مثلآ اگر حركتي در شعاع 500 كيلومتري مشاهده شد ، گزارش نمايد .. خب صد سال هم از عمر اين تكنولوژي بگذرد ، باز او كارش را انجام مي دهد .. و اگر رشد و پيشرفتي شده باشد ، ممكنه در راه ارتقاي بعد مسافت و يا شفافيت سوژه ها باشد .. وگرنه در كل هيچ فرقي با پيشرفته هاي امروزي ندارد .. فقط قديمي است . مثالي بزنم .. فرض كنيد شما يك ماشين تايپ قديمي داريد .. درسته مثل كامپوتر كارايي ندارد .. ولي هر دو متن تايپي شما را تآمين مي كند
مورد دوم كه حتمآ مي دونم قبول داري .. هوش سرشار ايراني ها در بروز رساني است .. و مطمئن باش الان بچه هاي متخصص آن را در حد سيستم هاي امروزي به روز رسانيده اند .. و اگر هم توفيقي در اين راه نداشته باشند ، راه بدست آوردن آن را ار راه هاي گوناگون بلدند .. من ايمان دارم .. پس مي بينيم در ماهيت ما همچنان بروز هستيم
در مورد پيشنهادات .. در خدمت هستم
کاپیتان عزیز،
باور بفرمایید بنده سرسوزنی به صداقت شما شک ندارم. اگر هم سوالی پرسیدم فقط از سر کنجکاوی و کم سن وسال بودن من در زمان جنگ و خاطرات بدی هست که از زمان بمباران ته ذهنم رسوب کرده. اگر ناراحت شدید من رو ببخشید.
باز هم براتون آرزوی سلامتی می کنم.
پاسخ
خدا من را بكشد اگه از دست شما پسر خوبم ذره اي ناراحت شده باشم .. رضا جان من باشما درد دل كردم كه واقعيت چيست .. و من دست و بالم بسته است
و ان سخن از صداقت را براي تآكيد بر حرف هايم زدم نه اين كه بگويم شما شك داريد گ من عذر مي خواهم كه باعث رنجش شما را فراهم كردم .. منظورم فقط بيان محدوديت ها در همه ابعادش بود
فدات بشم رضا جان من براي بر طرف كردن شك و شبهات شما دوستان جوان تا صبح بيدار مي مانم
جناب مدرسی!
چرا برای سلامتی خودتان ارزش قائل نیستید؟
چند نفر مثل شما داریم؟شما خدای نکرده برید دیگه کی بیاد قهرمانیها رو به یاد ما بیاره؟سازمان عقیدتی سیاسی ارتش؟!!!
اینها اگر کارایی داشتن که انقدر نسل جوون بی اطلاع نبود!
دیروز رفتم مسجد، به آقای بسیجی مسئول مقاومتشون، میگم آقا در مورد سالگرد شهید بابایی چرا کار نکردید؟
حتی من را نگاه هم نمیکنه!میگه من اسم خودمم یادم رفته!
این حالا یعنی بسیجیش هست!انقدر احمق و خر مقدس و بی تفاوت!!
این یک دستوره:
شما در درجه اول نسبت به سلامتی خودوتون و آسایش خانوادتون متعهد هستید!
تفهیم شد؟
(اگر خشن است ببخشید، ولی خودتون می دنید دلیلش چی هست)
1-مساله بعد، در عملیات فاو گفته میشه که یک خلبان هلی کوپتر کبری،یک میگ عراقی را سرنگون کرده و این اولین بار هست که یک هلی کوپتر یک هواپیما را ساقط میکنه
آیا این درسته؟و اسم اون خلبان چی بوده؟
2-در عملیت فاو، شهید ستاری، فرمانده نیروی هوایی با چنان مهارتی سایتهای راداری را چیده بود که تلفات سنگینی به ارتش عراق زده و گورستان هواپیماهای عراقی را درست کرده بود!!
لطفا در مورد این یک توضیحاتی بدهید!
تلفات چقدر بوده؟چنین رکوردی قبلا در جهان سابقه داشته؟
3- تیمسار یدالله خلیلی،رکوردهای با F-14 داشته اند،در مورد این رکوردها توضیح بدهید!
پاسخ
دوست عزيز و گرامي با تشكر فراوان كه اين همه نسبت به بنده حقير لطف و محبت داريد ، با يد عرض كنم حق باشماست بايد بيشتر مراقب بود ... ولي گاهي مسائلي پيش مي آيد كه خارج از اداره انسان است . مثل مشكلاتي كه صاحبخانه جواني كه با من قرار داد بست و زيرش زد .. يا نگراني هاي نقل و انتقال ... ولي چشم سعي مي كنم بيشتر مواظب خودم باشم
از شما هم سپاسگزارم
در مورد فراموش شدن ارزش ها در نزد بسيجيان ، راستش من فكر مي كنم بسيجي زمان جنگ با حالا فرق دارد .. آن عشق را معني كرده و جان در راه مردم مي دادند و حافظ مردم و ارزش هاي آن بودند .. اما با اين توضيحي كه شما دادي .. بايد نگران بود .. اگر چه با نظر يك نفر نمي شود همه را با يك چوب زد
بسم رب الشهدا و الصديقين
بيست و دو سال از عروج خونين شاهين تيز پرواز آسمان ايران عزيز ، سرلشگر خلبان شهيد عباس بابائي مي گذرد و هنوز كه هنوزه داغ رفتنش بر دل ما ماندهاست و تا ابد خواهد ماند.
قصه معراج شاهين راز بود
قصد او از زندگي پرواز بود
لحظه پايان او آغاز بود
مرگ او خود آخرين پرواز بود
عباس بابائي بزرگ مردي است كه با عروج آسمونيش تا ابد جاودانهي آسمان كشور عزيزمون ايران شد ، او آسماني بود و در آسمان نيز به ديار معبود شتافت . ما زمنيان جامانده از قافله مردان آسماني بايد با تمام توان راهشان را ادامه بدهيم با سختي ها مقابله كنيم ، جلوي دشمنان كشور و دينمان بايستيم و به ياد داشته باشيم كه ايشان رفتند تا ما بمانيم پس با ماندنمان و خدمت به راه شهيدان در روز قيامت روبروي اين بندگان برگزيده خداي متعال شرمنده خون پاكشان نشويم .
عباس بابائي عزيز دوستت داريم ، اي قرباني شدهي عيد قربان دوستت داريم ، اي اسماعيل كشور ايران اي عباس عزيز به مانند عباس (ع)علمدار كربلا تو نيز علمدار شهيدان آسموني ما هستي و تا روز قيامت از ياد ما نخواهي رفت.يادت گرامي و راهت پر رهرو باد
تقديم به تمامي پاكبازان عرصه عشق و ايثار و دلاور مردان غيور نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران و خانواده محترم و گرامي سرلشگر شهيد عباس بابائي
جناب مدرسي عزيز خدا شما شهيدان زنده را براي وطن حفظ نمايد
حقيرترين بنده از بندگان خدا- علي كدخدايي
پاسخ
من واقعآ زبانم قاصر از هر نوع سخني است
يادش به خير .. واقعآ انساني بزرگوار و شريفي بود .. من از زماني كه فرمانده پايگاه اصفهان بود مي شناختم .. آن ايام منافقين با تبليغات خود سعي مي كردند چهره خادمين ملت را با تبليغات مسموم خود آلوده سازند ... و قتي او را نخستين بار ملاقات كرده و از مشكلات كروي پروازي سي - 130 گفتم .. خيلي به ما لطف كرد .. وقتي قصد دريافت جيره اضافي سيگار كرديم ، توصيه كرد كم بكشيم . يادش به خير روحش شاد
علي جان دستت درد نكنه خيلي به جا بود
با سلام
آقای مدرسی عزیز
این تبلیغ رو دیدم و فکر کنم مناسب شما باشه http://www.cdhonar.com/Detail.aspx?q=335&s=0319
پاسخ
عليرضا جان دست گل ات درد نكنه واقعآ جالب است به درد بچه ها مي خورد
از شما واقعآ سپاسگزارم
سلام عمو
راستي من خيلي كارگرداني و فيلمنامه نيويسي دوست دارم چطوري ميتونم تو كلاسهايي كه فقط جمعه يا پينجشنبه تشكيل ميشه شركت كنم يا سر فيلمبرداري يكي از اين كارگردانها برم؟
پاسخ
مازيار جان در باره فراگيري فيلمنامه نويسي معمولآ كلاس هاي آزاد در حوزه هنري و يا خيلي جا هاي ديگر از جمله فرهنگسرا ها تشكيل مي شود .. كه مي تواني سوال كني .. ولي در باره مشاهده يكي از صحنه ها ي فيلمبرداري چشم خودم انشاالله هر وقت فرصت كردم اين كار رو مي كنم
سلام کاپیتان . امیدوارم که زمانی که کامنت من رو می خونید خانه از آن بی نظمی اولیه اسباب کشی در اومده باش . می دونم چی می کشین چند روز پیش که رفته بودم کمک پدربزرگم برای اسباب کشی خیلی زجر کشیدم به خصوص که اسباب هارو هم خودمون سوار کامیون می کردیم . هنوزم کتف درد دارم . خوشحالم از اینکه مطلب شما در رابطه با خفاش بالاخره بابک خان رو به حرف آورد . باید به این دوست عزیزم که حتی نمی دونم چند ساله هستند و در این چند سال حسابی از اطلاعاتشون در انجمن هوا فضا استفاده کردم بگم که من هم دلی پر خون دارم اما افسوس که جایی برای صحبت کردن و تریبنی برای ما وجود ندارد . من که حقیقتا پذیرفتم که یک وطن فروشم چون اگر نبودم شاید دیگر زنده نبودم . بله بابک خان دوستان ما هر کدام به نوعی قربانی می شوند یکی اعدام می شود دیگری با فانتوم خود به اعماق دریای عمان سقوط می کند دیگری در جای دیگر سقوط می کند و تمام اینها در گمنامی این سرزمین را ترک می کنند .جناب مدرسی جا داره که اعترافی بکنم من هم آن زمان که تازه وبلاگ خودتون رو راه اندازی کرده بودین با اسمهای مستعار برای شما لینکهای سایتهای سیاسی رو می گذاشتم اما همان زمان که شما خواهش کردین که علاقه ای به پرداختن به این مسائل ندارین من دیگه دست به این کار نزدم و اگر روزی شما رو ناراحت کردم من رو ببخشید . شما روزی برای این سرزمین جنگیدید هر چند که قبول دارم که وظیفه بوده و این رو هم قبول دارم که ما هم امروز در مقابه شما وظیفه داریم که اجازه دهیم شما در مکانی آرام به فعالیتهای خود ادامه دهید . با پیوستن شما به مجله پرواز
شما کمتر برای این مکان می توانید زمان صرف کنید و می دانم که تک تک دوستان این مسئله رو درک می کنند و توقع بی جا ندارند . امیدوارم که فیلمنامه به بهترین شکل ممکن پایان پذیرد و شما نتیجه زحمات صادقانه خود را ببینید . پیشنهاد جناب فرنودی در رابطه با چند روز استراحت هم بسیار عالی است البته اگر بتوانید بخش گذاشتن نظرات رو قفل کنید تا با این کار از انباشته شدن نظرات جلوگیری کنید بسیار عالی است .
بلند آسمان جایگاه من است
بلند عرش حق جولانگاه من است
پاسخ اگر عشق را منزلی است
آن بلند آسمان جایگاه من است
به سبک بال رفعت ابرها
آسمان هرکجا مال من است
پاسخ
بامداد عزيزم ... خيلي ممنون از كامنت شما .. بله اين بابك جان واقعآ انسان شريف و بزرگواري است كه در كار خودش واقعآ استاد و حرفه اي است .. من ارادت خاصي به ايشون دارم .. ولي افسوس شرايط طوري نيست كه آدم بتونه به راحتي حرف دلش رو زده و ايضآ انتقادي براي آرامش روح خود انجام بده .. بگذريم .. بامداد عزيزم .. واقعآ اسم اسباب كشي كه مي آيد ، اعصابم خرد مي شود .. مخصوصآ الان كه سن و سالي از ما گذشته است .. تمام زحمات به دوش كارگران زحمتكش بود . طفلكي ها كلي بار از طبقه چهارم هر يك به تنهايي حمل مي كردند .. كه گاهي من واقعآ نگران سلامتي آن ها مي شدم .. واقعآ ناني كه مي خورند ، حلالشان باد
در باره كامنت هاي سياسي گذشته ، هيچ مسئله اي نيست ..پسرم تا يك سايتي راه بيفته خيلي ها نظرات سياسي خودشون را عنوان مي كنند .. و اين يك عمل طبيعي است . و من هرگز نه از دست شما و نه شخصي ديگر ناراحت نشدم .. بلكه صادقانه گفتم من سياسي نيستم .. و به قول معروف اينكاره نمي باشم
بامداد جان .. در باره اتمام فيلمنامه ، انشاالله بعد از چيدن اسباب ها ، فكر مي كنم سه روزه تمام مي شود .. و آن گاه شايد سه چهار روزي رفتم مسافرت .. از شما ممنونم
دوستان عزیز سلام. طبق پیشنهادی که قبلا کرده بودم و لطفی که آقای مدرسی گرامی ابراز کردند و علاقه ای که چند نفر از یاران سایت بروز دادند از امروز بحثی را با هدف پیدا کردن راه های پیشرفت صنعت گردشگری کشورمان باز میکنیم باشد تا از این رهگذر بتوانیم لااقل کمک فکری به مدیران صنعت جهانگردی ایران ارایه کنیم. من چند شاخصه را برای جهانگردی ایران می شمارم و شما عزیزان بادر نظر گرفتن اینها نظرات و راهنمایی های خودرا بفرمایید.
1- کشور ما از نظر جاذبه های جهانگردی طبق آمار سازمان جهانی جهانگردی که یکی از زیر مجموعه های سازمان ملل است جزو ده کشور اول دنیاست!
2- کشور ما از نظر جذب جهانگرد و درآمد های حاصل در رده های آخر دنیا قرار دارد!
3- کشور ما از دیر باز در حاشیه راه ابریشم قرار داشته و ملت ما بهمین دلیل و بسیاری دلایل دیگر هم در دادوستد ید طولایی داشته و دارند و هم بسیار مهمان نوازند.
4- جاذبه های طبیعی ما اگر نگوییم بهترین که البته اغراق است جزو بهترین جاذبه های طبیعی جهانند.برای مثال چهارفصل بودن اغلب نقاط کشور - رشته کوههای معروف - از دو سو دریا و بزرگترین دریاچه عالم - کویر - جنگل و غیره
توجه کنید که از استان لرستان بطرف پایین کره زمین مردمان کشورهای همجوار در جنوب ایران و همینطور شمال آفریقا تاجنوب این قاره برف ندیده اند !! ولی ما در کشورمان براحتی و ظرف یکساعت و نیم میتوانیم از برف و سرمای لااقل 15 درجه زیر صفر به آبتنی در دریا بپردازیم ! و این البته یعنی جاذبه.
پس چگونه است که ما در مراتب بسیار پایی از نظر جهانگردی قرار داریم ؟
دهها مورد را میتوان شمرد ولی نمیخواهم متکلم وحده باشم. بسیار تمایل دارم شما حرف بزنید و اظهار نظر کنید.از میان حرفهای آماتور ترین افراد بهترین نظر ها را میتوان یافت که به پیشبرد کار کمک کند.پس دست بدست هم خواهیم داد و تلاش میکنیم این صنعت بدون دود - ارز آور و اشتغال زا را تا جاییکه توان داریم یاری کنیم. تا چند سال قبل سه صنعت در جهان مقامهای اول تا سوم را دارا بودند :
1- صنعت نفت
2- صنعت اتومبیل سازی
3- صنعت توریسم
اینک مقام 2 و 3 جایشان عوض شده و صنعت توریسم طبق پیش بینی ها میرود که طی سالهای بسیار نزدیک به مقام نخست دست یابد! چرا مملکت ما باید از این گنج بزرگ بی نصیب بماند؟
منتظر نظرات شما هستیم. ارادتمند فرنودی
پاسخ
استاد بزرگوارم .. با تشكر از شما .. دوستان را به اين بحث دعوت مي كنم
محمود جان اگه امكان داره ، در پست هاي اتي هم اين كامنت رو كپي كن .. ممنون مي شوم
سلام عمو
خوب هستيد؟
اينكه چرا اسم نمي نوشتم رو بعداً شخصا عرض مي كنم،
عمو 1 ايميل زدم، ولي مثل اينكه هنوز ايميلتون درست نشده،
عرضم بحضورتون كه نوشته بودم بخشي در ميان مطلبتون هست كه نوشته تبليغات، اگر اين بخش از بخش تبليغات رايگان جدا باشه، (منظورم اينه كه تبليغات غير رايگان باشه) اگر صلاح بدونيد در صورتي كه تبليغاتشون رو خودشون طراحي نكرده باشند من اين كاررو بكم.
روز خبر نگار هم نزديكه، خدمتتون تبريك مي گم.
ياعلي.
پاسخ
امير جان عزيزم .. من امروز به زحمت اي ميل را باز كرده و اتفاقآ نامه شما رو خواندم .. اما هر چه تلاش كردم پاسخ دهم نشد كه نشد ! و منتظر بودم كامنت شما رو ببينم و پاسخ دهم
امير جان اين خيلي پيشنهاد جالبي است .. اتفاقآ همين الان يكي از خوانندگان محترم از طريق كامنت وبلاگ به طور خصوصي از من خواسته تا شرايط آكهي ها رو بگويم .. و تلفن موبايل خودش رو نوشته است .. از شما چه پنهون چون تا حالا ديناري پول بابت تبليغات در وبلاگ و سايت نگرفته ام ، قيمت ها را نمي دانم .. از طرفي نوع تبليغاتي كه من قصد دارم ارائه دهم با بقيه متفاوت است به اين صورت كه ... سايت هاي ديگر در حاشيه صفحه كادري را به آگهي اختصاص داده و بعد از مدتي آن را حذف مي كنند . در اين روش با انقضاي مدت قرارداد ، و حذف آگهي هيچ اثري از آن باقي نمي ماند . اما روش پذيرش آگهي در سايت و وبلاگ من با بقيه فرق مي كنه .. به اين شكل كه : اولآ تبليغات در داخل مطالب و زير حرف هاي خودموني درج مي شود . دوم اين كه هيچ گاه حذف نمي شود . و با پايان قرارداد ، تبليغات شخص همچنان در مطلب باقي مي ماند .. و از آن جا كه اغلب مطالب مقابل ديدگان خوانندگان است ، ماندگاري تبليغ دائمي است
به همين دليل من امشب مزاحم آقاي مهندس فولادوند ( فرزند همكار خفاشي ام ! ) شده و از ايشون خواهش كردم يه پرس و جو از دوستانش در اين رابطه كرده و شرايط تبليغات رو به اون ها بگه و قيمت بگيره .. قرار شد تا فردا به من اطلاع بدهد ..
امير جان من به جناب فولادوند عرض كردم با توجه به شرايط تبليغاتي كه ما ارائه مي دهيم .. به دو روش مي تونه قيمت بگيره
الف - تبليغ براي يك پست ( در اين روش درخواست كننده بابت هر پست سفارش مي دهد ) و تا هر تعداد كه به خواهد ، محدوديتي ندارد
ب - در اين روش تبليغات زماني است ( يعني سفارش دهنده كاري به پست ندارد . و مي گويد از امروز به مدت سه ماه يا شش ماه در تمام پست ها تبليغ مي خواهم ) كه بايد محاسبه شود .
تبصره .. ما مي توانيم مانند حالا ، هم چنان كه مطالب وبلاگ با سايت فرقي نداره .. تبليغات را مشترك محاسبه كنيم
يا مي توانيم براي وبلاگ قيمتي ارزان و براي سايت كمي بالاتر در نظر بگيريم .. و تبليغات هر يك با ديگري فرق داشته باشد
كه مي شود با نظر مشتري تنظيم كرد
همچنين قيمتي براي كساني كه طرحي براي كالاي خود ندارند ، محاسبه كني
*********
خب امير جان تا اين جاي قضيه رو متوجه شدي ؟ فردا قيمت ها رو مي گيرم . شما هم قيمت طراحي ات را مشخص كن .. اما مي مونه بحث اجرايي .. اگه فرصت داري و مشكلي نيست ، بعد از اين كه آقاي فولادوند قيمت ها رو اعلام كرد ، شما مسئوليت بخش تبليغات سايت و وبلاگ رو به عهده بگير .. و با درج شماره موبايل شما در سايت ، به عنوان مدير بازرگاني و تبليغات معرفي مي شوي .. من ديگه كاري به هيچ چيز ندارم .. هر كسي آگهي خواست .. شما با او صحبت كرده و مشخص مي كني كه در وبلاگ درج بشه يا هر دو يا فقط در سايت .. همچنين مدت ها رو به من مي گويي .. ديگه من هيچ كاري با آگهي و تبليغات ندارم .. فقط طرح ها رو از شما گرفته و در سايت قرار مي دهم
پس لطفآ هم نظرت رو در باره اين پيشنهاد به من بگو .. و هم اگه شما هم تونستي در اين شرايط قيمت ها رو استعلام كن .. تا از پست بعدي عملآ اعلام كنم ... موفق باشي
سلام بر شما استاد عزیزم خیلی خوشحالم به خانه جدید رفته اید.به خاطر درد گرفتن قلبتون متاسفم اگه کمی استراحت کنین بهتر می شه من 2 سوال داشتم:
1.می خواستم بدونم برنامه کاری خلبانها چطور است ؟
2.در فرودگاهی مثل مهراباد با ترافیک بالا وقتی چند هواپیما می خواهند فرودآیند چطور آنها را کنترل می کنند که به هم نخورند
راستی اگه تونستین درموردسقوط توپولف در خرم آباد صحبت کنین
پاسخ
هاني جان عزيزم خيلي ممنون كه به فكر سلامتي دوست خودت هستي .. چشم سعي مي كنم كمي استراحت نمايم ..
اما در مورد پاسخ به سوال شما دوست بزرگوار عرض كنم
تمام هواپيماهايي كه به ترتيب وارد محدوده ترافيك فرودگاهي مثل مهرآباد يا نيويورك مي شوند .. با توجه به سرعت و زمان رسيدن و اپروچ ، در صف قرار مي گيرند .. به عنوان مثال اگه خلوت باشد .. كه هيچ .. بعد از اعلام به راحتي فرود مي آيد .. اما اگر در يك زمان چندين هواپيما با هم به حريم فرودگاه وارد شوند .. به ترتيب مسئول برج با ناميدن شماره يك .. شماره دو و شماره هاي ديگر .. وضعيت فرود هر هواپيما را مشخص مي كند .. و اگر يكي از اين ها زودتر به منطقه نزديك تر شد ، بايد حول محور بال خود ، چرخيده و به اصطلاح پروازي هولدينگ نمايد .. تا وضعيت عادي شده و نوبت او فرا رسد .. هر هواپيما در ارتفاع معيني مي چرخد تا نوبت اش فرا برسه .. براي همين است كه شما گاهي چند دور در نزديكي فرودگاهي دور خود مي چرخيد .. و اما در اين ميان اگر هواپيمايي مشكل داشته و تقاضاي اضطراري نمايد ، اگر شماره اخر هم باشد ، قبل از همه به او اجازه فرود مي دهند ... البته گاهي بچه ها در هوا كلك مي زدند .. و فاصله خود را الكي كم تر از حد واقعي اعلام مي كردند تا شماره يك شوند !! البته گاهي اوقات كه چند تا دوست با هم به مهرآباد مي رسيدند ... ماني جان اميدوارم به پرسش هاي خود رسيده باشي
و اما سقوط توپولف خرم آباد .. اگه هماني كه خلبان اش مرحوم احمدي فر باشه ... چشم حتمآ ..
سلام
خيلي خيلي از شما تشكر ميكنم بابت پاسختون. در مورد هليكوپترهاي راديويي سوختي اگر شما يا ديگر دوستان از سايتهاي خارجي اطلاعي دارند فقط ادرسشون كافيه چون تا همين جا هم بايد كلي وقت براي سايت و پاسخ به كامنت ها بگذاريد ازاين بابت دوست ندارم وقت باارزشتون رو بيش از اين بگيرم در ضمن دستو پا شكسته از متون انگليسي يه چيزهايي متوجه مي شم تا بيش از اين مزاحم شما نشم اميدوارم يه روزي بتونم محبت شما رو جبران كنم
بدرود
پاسخ
محمد عزيزم .. من خوشحال مي شوم اگه بتونم در اين رسالت مهمي كه در پسش داري كمكت نمايم .. اين باعث افتخار بنده و حتي دوستانم است كه به جواني پوياي علم كمك و ياري رسانند . چشم من از همه عزيزان هم خواهش مي كنم اگه در اين مورد مطلبي به دست آوردند براي اين دوست نازنين اطلاع دهند
براي شما آرزوي موفقيت و پيروزي دارم
سلام خدمت سرباز وطن
اولا روز ۱۷ مرداد روز خبر نگار بر همه خبرنگاران عزیز و بزرگوار و من جمله شما مبارکباد.روان احمد صارمی خبرنگار فقید شاد باد.
اجازه بدهید با یک مثالی شروع بکنم . یک کسی که من خیلی دوستش دارم و در حقیقت
برای من مثل گاندی ایران و سمبل یک مسلمان واقعی است که از دنیا رفته است .که لازم است به روان پاکش درود می فرستم اوایل انقلاب گفته بود مردم ایران همه چیز را خوبش را می خواهند سریع هم می خواهند و همین الان هم می خواهند .
حالا حکایت آن دوست جوان ما ست خوبش را می خواهد سریع هم می خواهد و همین الان می خواهند .تقصیر او نیست (نه این که بخواهم این کار را تایید کنم) بلکه می خواهم بگویم که او در چنین جامعه ای بزر گ شده اند . نه تنها بلکه هم سن و سالان او
همین طوری فکر می کنند پس اگر جوانانی مانند او این طوری نوشتند از آنها دلخور نشوید
چرا اگر من و یا امثال من چنین گفتند و نوشتند حق داریید و باید ناراحت و عصبانب بشود
یک مثال دیگر این که من با ابن که ۲۴ سال از شما جوانتر هستم ولی من هم واقعا در ارتباط با نسل جدید حسابی مشکل دارم و جدا گاهی وقت ها واقعا ارزش های آنها را
نمی فهمم و حتی طرز صحبت کردن آنها را.
مجددا می گویم خیلی مواظب سلامتب اتان باشید و همیشه این قرص های زیر زبانی
یا اخیرا شنیدم که اسپری آنهم به بازار عرضه شده است در کنارتان باشد تا اگر خدای نکرده مشکلی پیش آمد کمک اتان کند.
راستی سایت نوروز نوشته است که ۱۷ مرداد (روز خبرنگار) ساعت ۱۱ صبح در کتابخانه حسینیه ارشاد(یاد شریعتی نازنین گرامی باد) انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران است
که باز با ید یاد احمد نازنین را نیز گرامی داشت(بورقانی) و همچنین از زحمات مدیر ممتاز
آن جناب مزروعی عزیز که الحق زحمت زیادی بر این نهال نو پا می کشند تقدیر و تشکر
کرد . اگر توانستید و حالتان خوب بود و بعد از این که تحقیق کردید این مطلب سایت نوروز
درست است در این انتخابا ت شرکت کنید که هم روح احمد را شاد کرده اید و هم به حفظ
و بقای این نهاد مدنی کمک کرده اید که نیاز جامعه امروز ما است.
لازم می دانم از دوست عزیزامان علی کد خدایی نازنین که با بیان روایتی از غررالحکم قلب مرا دیروز بسیار شاد کردند از تمام وجود تشکر می کنم . امیدوارم که خداوند پاداش
خیر به ایشان بدهند.
ببخشید که امروز خیلی نوشتم
یا علی
پاسخ
پسر عزيزم جناب نادر جان گرامي ..
من قلبآ از شما تشكر مي كنم كه مثل هميشه دقيق و منظم هستيد و همواره سالگرد ها رو به خوبي مي دانيد .. اين نشانگر نظم و دقت نظر شما است . از شما تشكر مي كنم .. اما در باره سايت نوروز كه نام برديد ، من اين سايت را نمي شناسم .. ولي از حدود ده روز قبل به اين طرف ، هر از گاهي پيام هايي رو بر روي موبايل از سوي انجمن صنفي روزنامه نگاران دريافت مي كردم كه براي ساعت 11 پنجشنبه در حسينه ارشاد دعوتم كرده بودند .. آخه مي دوني من عضو اين انجمن هستم و هر از گاهي بولتن هاي آن ها رو كه به در منزل مي امد دريافت مي كردم
راستش نادر جان هرگز از امكانات آن استفاده نكرده ام .. از جمله مسكن 99 ساله .. يا لپ تاپ هاي اهدايي آقاي خاتمي يا سفر هاي ارزان قيمت .. همين تسهيلات رو كانون بازنشستگان ارتش هم ارائه مي كند .. باور مي كني تا حالا اصلآ به آن جا نرفته ام !!؟
اما خيلي ها مخصوصآ در كانون ، هميشه آن اطراف ولو هستند و از همه چيز آگاه مي باشند
نادر جان اگه حالم خوب بود ، حتمآ ساعت 11 مي روم
من هم از پسر خوبم آقاي كدخدايي كه در امر پس گرفتن وديعه و پيدا كردن خونه خيلي زحمت كشيدند ، واقعآ تشكر مي كنم
ايام شعبانيه بر همگان مبارك
با سلام
دقایقی قبل لینکی را یافتم که پر از عکسهای بسیار بسیار زیبای هوایی بود
لینک را در زیر گذاشتم
توصیه میکنم حتما با دقت فراوان به تک تک عکسهای درون لینک نگاه کنید مطمئنا از آنها خوشتان می آید
برای باز کردن لینک حتما از اینترنت پر سرعت استفاده کنید
http://www.airliners.net/search/photo.search?album=6677&thumbnails=&page_limit=60&album_name=Very+FUNNY+Pictures!&album_creator=SJUboeingGirl&disp_order=asc
پاسخ
خيلي ممنون هومن جان .. من اينترنت پر سرعت ندارم .. ولي امروز ثبت نام كردم .. اگه باز نشد بعدآ خواهم ديد .. فعلآ زدم تا صفحه بالا بيايد
استاد برای یکبار هم که شده دل منو نشکنید و یکی از عکسهایی که تو لینک بالایی براتون فرستادم را در قسمت تصاویر دیدنی بگذارید
به جون خودم از این عکسها بهتر پیدا نمیکنید
برای اینکه اندازه تصاویر بزرگ بشه زیر هر عکس قسمتی وجود داره به نام large photo که باید روی آن کلیک کنید
با تشکر
پاسخ
هومن جان عزيزم .. خيلي ممنون از لطفي كه به من و سايت خودت داري .. هومن جان چشم حتمآ اين ها را در بخش تصاوير ديدني استفاده خواهم كرد .. الان اينترنت پر سرعت ندارم به زور صفحه بالا مي آيد . تا دو هفته ديگه اينترنت پر سرعت ام وصل مي شود حتمآ آن ها را استفاده خواهم كرد .. سيو كردم اين صفحه رو
بنام خداوند بخشنده و مهربان
استاد گرامي جناب آقاي مدرسي و برادر ارجمند جناب فرنودي عزيز سلام و عرض ادب بنده را پذيرا باشيد
در خصوص گردشگري در كشورمان بايد به عرض برسانم ابتدا بايد تهديدات صنعت گردشگري را مورد بررسي قرار داده و راهكارهاي مناسب براي رفع آنها در نظر گرفته شود سپس بر سر مسايل ديگر به بحث و تبادل نظر بپردازيم لذا چند مورد را كه به نظر حقير مي رسد بازگو مي كنم تا شايد راه حلي براي آن انديشيده شود :
1- بعلت وجود بعضي خطوط قرمز در نظام جمهوري اسلامي ايران كه منشاء آن دستورات ديني و دين مبين اسلام مي باشد بسياري از گردشگران خارجي مايل به سفر به كشورمان نمي باشند ( از اين خطوط قرمز مي توان حجاب ، پوشش مناسب ، منوعيت خوردن مشروبات الكلي ، طبخ گوشت خوك و ... را مي توان مثال زد) ابتدا بايد براي اين مسئله فكري كنيم تا هم آن گردشگران به حدي معقول و در سايه حفظ مقدسات اسلام نفع ببرند و هم اين خطور قرمز نشكند .
2- يكي ديگر از مشكلات پيش رو عدم درك و فهم صحيح ( البته با عرض پوزش ) مردم ما براي حفظ و نگهداري آثار باستاني و حفاظت آن مي باشد ، متاسفانه عامل انساني بسيار مخرب تر از گذشت قرون و عوامل تخريبي طبيعي عمل كرده و به سرعت در حال نابودي اين آثار مي باشد ، به طور مثال اگر شما به بعضي كتيبه هاي باستاني كشورمون سري بزنيد آثار باستاني معاصر و جديدي در قالب مثلاً نوشته هاي كج و معوجي كه به صورت يادگاري مي گويد بنده فلاني فلان زاده از فلان شهر هستم به همراه امضاء و تاريخ تولد و ... را مشاهده خواهيد كرد كه خود اين مطلب هم باعث انزجار گردشگر خارجي شده و هم اين آثار را تخريب فيزيكي مي كند ، علت ناراحتي آن گردشگران هم اين است كه مي گويند مردماني كه به نياكان خود احترام نمي گذارند و يادگاري ها آنها را چنين نابود مي كنند از فهم و شعور تهي هستند و امكان دارد از جانب آنها به ما گزندي برسد و ديگر به ايران سفر نخواهد كرد و ديگران را نيز از سفر به كشور بازمي دارند، بايد براي اين مطلب به طور جدي فكري انجام شود و اين آثار بطور بسيار دقيق حفظ و مرمت شوند . خود بنده در سال 84 و در سفري به شهر باستاني شوشتر به حدي نارحت و عصباني شدم كه اگر قدرتي داشتم خيلي از مردم آن شهر را براي مدتي طولاني به حبس مي فرستادم زيرا شوشتر به راستي نگين آثار باستاني ايران و جهان است كه به انبار بزرگي از زباله ، بي نظمي و .. تبديل شده است و آثار باستاني آن به سرعت دارند تخريب مي شوند ، از جمله اين بي نظمي ها جوبهاي كثيف مملو از زباله ، پياده رو هاي داغون و كثيف و... به قول يك باستان شناس آلماني كه كه مي گويد(نامش از يادم رفته): اگر من جاي مسئولين ايراني بودم شوشتر را از سكنه خالي كرده و آنرا تبديل به بزرگترين كارگاه باستان شناسي جهان مي كردم . ولي مردم ما حال به هردليل از حفظ نمودن آنها سرباز ميزنند و باقي ماجرا .
پس مي توان نتيجه گيري كرد كه براي حفظ و توسعه اين صنعت بايد راهكارهاي علمي و صحيح انديشيده و بيان شود تا اين صنعت در كشور ما احيا و پويا گردد كه بنده چند نمونه از اين پيشنهادات را مطرح مي كنم :
1- لزوم دسته بندي ها و زمانبندي هاي مناسب براي گردشگري در قالب تورهاي خارجي و داخلي به صورتي كه در آن بين دو دسته هيچگونه تماسي برقرار نشود و آنهم با زمانبندي نمودن بازديد گردشگري براي خارجي ها و ايراني ها محق مي شود كه در اين حالت آنها مي توانند بدون پوشش و به راحتي از آثار باستاني بازديد نمايند و تماسي هم با مردم نداشته باشند ( البته در بعضي زمينه ها مثلاٌ روستاي ماسوله نمي توان چنين كاري كرد و بايد براي آنها هم برنامه ريزي نمود) و براي مترجمين و راهنمايان گردشگري هم از هموطنان مسسيحي و ديگر مذاهب موجود در كشورمان استفاده نمود كه به اين صورت خيلي از خطوط قرمز شكسته نخواهد شد .
2 - نهادينه كردن فرهنگ حفظ و نگهداري آثار باستاني و طبيعت بسيار زيباي كشور عزيزمون در بين مردم كه مي توان در قالب پخش كليپهاي انيميشن كارتوني در برنامه هاي سيماي جمهوري اسلامي ايران و توزيع كتب و بروشور و نشريات رايگان براي راهنمايي و اطلاع رساني به مردم مي توان آنرا محقق نمود .
3- ايجاد مراكز گردشگري بسيار مدرن و بين المللي براي جلب توريست و در كنار آن مراكز گردشگري سنتي و بومي ايران كه در قالب تكنولوژي روز دنيا به مردم عرضه گرد .
4- تشكيل يگان پاسدار حفظ مكانهاي باستاني با اختيارات بسيار ويژه و پشتيباني هاي بسيار محكم و دقيق و ايجاد كارگروه هاي تخصصي در شهرداري هاي شهرهاي باستاني كشور براي حفظ اين آثار
مرا ببخشيد كه پرحرفي نمودم ، اين مواردي بود كه به ذهن حقير آمد و اميد وارم به دردخور و قابل اجرا باشد .
و من الله توفيق
علي كدخدايي
پاسخ
جناب آقاي كدخدايي عزيز .. با تشكر از شما كه به عنوان خط شكن ، اين مبحث را آغاز فرموديد .. از جناب بامداد گرامي و ساير عزيزان خواهش مي كنم با جناب فرنودي در زمينه گردشگري بحث و تبادل نظر فرمايند
موفق باشي علي جان
عمو بهروز سلام.
چند تا مورد هست كه بايد بپرسم:
1:اگر درخواست كننده؛ گفت تبليغات از نوع الف باشه، تبليغ وي در يك پست و دايمي است، و اگر از نوع دوم بود مدت زماني است و بعد از مدت معين كل تبليغات وي پاك مي شود؟ يا اينكه از پست هاي بعد تبليغ وي انجام نمي شود؟
2:شماره حسابي بفرماييد كه فرد مورد نظر كل مبلغ رو اونجا واريز كرده و بعد از چك كردن اون حساب (مثلاً سيبا) تبليغ او را روي سايت قرار دهيد.
3: نوشته بوديد از دوستتون قيمت مي گيريد براي تبليغ، لطفاً براي طراحي هم قيمت بگيريد.
4:لطفاً شماره من رو يادداشت كنيد تا اگر در حين كار مشلكي بود با هم صحبت كنيم.امير محمود بازيار
5: من براي خانوم "دامون" كامنت گذاشتم چون ايميل ايشان رو نداشتم.
ممنون.
ياعلي.
عمو جونم سلام
آخه این چه کاریه؟!! ببینید جا داره کلی دعواتون کنم! هیچ کسی اینجا راضی نیست که شما تا ساعت 6 صبح برای جواب دادن به کامنتها بیدار باشید اونم با این وضعیت خونه و این وضعیت خودتون. عمو جونم منم همون خواهش دوستان رو ازتون می کنم. یه مدتی استراحت کنید. به خدا استراحت حق شماست.
عمو جون پریروز با بابا بحثی شد در مورد زمان جنگ و نیروی هوایی اون زمان و باور کنید که حرفهای دردناکی شنیدم. جوابی براشون نداشتم. حالا شاید بعدا خلاصه ای براتون بنویسم در موردش اما فقط می خواستم از همه خلبانها و کلا همه پروازیهای زمان جنگ که الان هم سایه شون بالای سرمونه گله کنم. به خاطر سکوتشون. به خاطر گوشه گیریشون.اینهمه کتاب و فیلم و ... راجع به سپاه و بسیج هست اما کو حتی یه کتابچه در مورد فداکاریهای پروازیهای ما؟ مشکل ما عمو جونم عدم اطلاع رسانیه. آدمهایی مثل بابای من زیاد تو اینترنت نمی یان. اونها به فیلم کتاب عکس نمایشگاه خاطره... احتیاج دارن که نگن نیروی هوایی در زمان جنگ هیچ کاری نکرد! البته تقصیری ندارن. مردم تبریزاون زمانی که میگها و میراژهای عراقی روی آسمون تبریز جولان میدادند و حتی یه هواپیما هم برای مقابله باهاشون بلند نمیشد رو فراموش نمی کنند. دلیل این رو که چرا بلند شدن رو نمیدونن. اصلا براشون اهمیت نداره. فقط این حس هنوز هم هست که یه جورایی بهشون خیانت شد. که ولشون کردند.. دیروز یه مطلبی گذاشتم راجع به شهید بابایی تو وبلاگ و همه جوونهایی که داد وطن دوستی و ناسیونالیسمشون همیشه بلنده انواع و اقسام توهینها رو نوشتن و مسخره کردند. اصلا اونا میدونن شهید بابایی کی بود؟ دوران کی بود؟اون وقتی که ما از ترس توی زیرزمینهای خونه هامون مثل بید میلرزیدیم این آدمها چی کار کردند؟ به خاطر کی؟ به خاطر چی؟ به خاطر اینکه الان مسخره اشون کنند!!! دلم پره عمو. پر!!!
اگه لطف کنید و بگین مطالب مربوط به بخش جدید رو چطوری بهتون برسونم ممنون میشم
مواظب سلامتیتون باشید. اینو ازتون خواهش می کنم. مثل دخترتون. اصلا بهتون دستور میدم جناب سرهنگ :))
پاسخ
الهي فداي مهر و محبت شما دختر نازنينم بشم ... دامون جان چشم .. باور كن فشار عصبي اين مدت بود كه يهو يقه ام رو گرفت .. باور مي كني به جان آنا قسم فكر مي كردم نكنه سكته كرده و مطلب خفاش نيمه كاره بمونه .. كار به جايي كشيده بود كه سمت چپ بدنم لمس لمس بود !ولي من هي به رويم نمي آوردم .. هي مي گفتم الان ول مي كنه .. الان ول مي كنه .. كه لامصب ول نكرد تا اين كه خوابيدم و خوب شد .. خب سيگار را هم سه چهار ماهي ميشه ترك كردم .. من بچه حرف گوش كني هستم دخترم .. چشم قول مي دهم كمي استراحت كنم
در مورد پدر عزيزت .. ايشان كاملآ حق داره .. راستش رو بخواهي ، چندي پيش مدير سايت " عصر ايران "كه يك سايت پر خواننده و وزيني است من را دعوت به همكاري كرده و گفت .. در باره دفاع زميني ، ارتش و پاسداران تا دلت بخواهت ما فيلم و عكس و كتاب داريم .. ولي مي گفت .. من در هيچ جايي نديدم در باره فداكاري نيروي هوايي و يا عقابان تيز پرواز چيزي نوشته شده باشد .. مي گفت بايد خاطرات آن دوران را منتشر كرد .. او از من خواست در اين زمينه ها با او همكاري كنم .. بهش گفتم .. بعد از اسباب كشي و پايان فيلمنامه .. چشم حتمآ اين كار را مي كنم
دامون جان امروز به دعوت انجمن صنفي خبرنگاران به حسينيه ارشاد دعوت شده بودم .. يكي از دوستان قديمي ام رو ديدم .. اول نشناختم .. او شناخت .. وقتي فهميد در كار نگارش به طور جدي دارم كار مي كنم .. خواهش كرد يكي دو تا كار هم براي او بنويسم .. گفت دو تا سريال در شبكه 5 و دو سيما دارد .. .و نياز به ادمي مثل من داره .. قول ندادم .. چون كار خيلي دارم .. مجله پرواز هم اضافه شده .. تا چي پيش مي آيد
دامون جان اگه به من اي ميل بزني .. من رمز و پسورد وبلاگ پيشنويس را به شما تقديم مي كنم .. تا مثل آقاي صادقي مطالب ات را آن جا قرار بدهي .. مي خواهي برايت اس ام اس كنم ؟ مي ترسم جي ميل باز اذيت كنه .. فقط اگه مطلب آماده داري بگو تا در پست جديد قرار بدهم .. يا اقلآ اسم آن را بگو .. تا آقاي امير محمود بازيار به شما كمك كنه .. من از ايشون خواستم به شما ياري برسونه .. جوان خيلي فعاليه .. آدرس اي ميل خودت را در كامنت بگذار تا اين پسر خوبم با شما مكاتبه كنه
دامون جان خيلي حرف زدم .. منو ببخش
خيلي دوستت دارم خانمي جان
به حسين گلم سلام مخصوص حتمآ برسون
سلام
از جناب آقای فرنودی به خاطر اینکه این مبحث رو مطرح کردند بسیار ممنونم .جناب فرنودی خود پیشکسوت هستند و تسلط کافی به مسائل و مشکلات دارند . اما اگر اجازه دهید من به عنوان یک شهروند عادی که در یکی از تاریخی ترین شهرهای دنیا (شیراز) زندگی می کنم مسائل و مشکلاتی رو که درک کرده ام رو عنوان کنم . همانطور که تمام دوستان مطلع هستند بسیاری از شهرهای تاریخی جهان که از نظر صنعت توریسم بسیار موفق هستند در عین حال که در شهرهای تاریخی بافت قدیمی شهر را حفظ کرده اند با این وجود معماری مدرن برگرفته شده از همان معماری کهن بسیار چشم نواز است و تلفیقی از معماری مدرن و معماری کهن این نوید را به انسان می دهد که در جایی حضور دارد که علاوه بر حفظ میراث گذشتگان و نیاکانشان نگاهی رو به آینده را در پیش گرفته اند . در واقع من بحث زیبا سازی شهرهای کهن را مطرح می کنم . حال به شیراز شهر عشق و شراب شهری که درآن رشد کرده ام و با مشکلاتش به خوبی آشنایی دارم می پردازم . این شهر از لحاظ مدیریتی در عادی ترین و ساده ترین ساخت و سازها با مشکلات بزرگی مواجه است که نشان از عدم دلسوزی مسئولین مربوطه نسبت به این شهر است و تمام مردم شیراز نسبت به این مسئله اذعان دارند . به عنوان مثال اگر بولوار مدرس که فرودگاه را به شهر متصل می کند و در قبل از انقلاب به بولوار تشریفات معروف بوده است را ببینیم متوجه می شویم که توریستها از بدو ورود به این شهر با چه صحنه های زشتی مواجه می شوند . دیدن ماشینهایی که به صورت گروهی در کنار خیابان مشغول فروش تره بار هستند با آن قیافه ها و نوع لباسهای آنچنانی و فریادهای گوش خراش . آسفالت های خیابان که به بهانه های مختلف تکه تکه شده اند و به بدترین شکل ترمیم شده اند . رانندگانی که به شکلی جنون آمیز در سطح شهر تردد می کنند . روزی در خیابان زند که معمولا توریسنها برای رفتن به مکاهای دیدنی زیاد از این خیابان تردد می کنند سوار تاکسی بودم صحنه ای زشت را دیدم که داشتم از خجالت آب می شدم . حدود 15 توریست خانم می خواستند از روی خط کشی از خیابان عبور کنند زمانی که داشتند از خیابان عبور می کردند صدای ترمز ماشین ها بلند شد و این عزیزان که با چنین وحشیگری روبرو شده بودند قهقه می زدند و می دویدند . حالا همین خیابان زند پر شده از دست فروشان که در کنار خیابان مشغول عربده کشی برای فروش اجناس خود هستند که لباس زیر هم بخشی از اجناسی است که این دست فروشان می فروشند . در شیراز خیابان و پیاده روها صعب العبور است . خیابان و پیاده رو سالمی وجود ندارد . به راستی گردشگران خارجی چه خاطره ای از مردم و شهر شیراز با خود دارند . کسی که به عنوان مثال پس از دیدن شهر رم به شیراز می آید باید چه توقعی داشته باشد .
در شهر شیراز حتی در پیاده روهایی که در محلهای خوب واقع شده بسیار دیده می شود که کپه ای از خاک را برای ساخت و سازی مدتها قرار داده اند . بله به نظر من زیبا سازی شهر در مرحله اول قرار دارد . البته می خواستم توضیحاتی در رابطه با امکان استفاده از هواپیمای فئق سبک در صنعت تورسیم دهم که البته بسیار نختصر است که آن را به زمان دیگری موکول می کنم . از شما جناب مدرسی و از جناب فرنودی بسیار ممنونم .
پاسخ
خيلي ممنون بامداد عزيزم ... كم ترين استفاده اين گونه مباحث ، آگاهي مردم و مسئولان با اساسي ترين مسايل روز است .. شايد با ادامه يافتن بحث .. به راه كار هايي دست يافتيم
قابل توجه استاد عزيزم جناب محمود فرنودي
سلام روزتون مبارک !
شاد باشید .
پاسخ
شبنم عزيزم .. خيلي ممنون دخترم .. از شما واقعآ سپاسگزارم كه به فكر حقير هستي .. به اميد اين كه جبران اين همه عشق و محبت شما عزيزان رو بكنم
روز خبرنگار رو به شما دوست عزیز تبریک می گم...
قلمتون به عشق و حقیقت...
به امید دیدار...
پاسخ
دوست عزيز و نازنين
با درود به روح بلند پرواز شهيد صارمي
دوست بزرگوار روز خبرنگار براي شما هم مبارك
من بر دست هاي شما جوان نازنين بوسه مي زنم
ياد و خاطره محمود صارمي گرامي باد .. روخش شاد
عمو سلام.
چيزي گفتم كه ناراحتتون كرد؟
عمو يه وقت از من نرنجيدها،
روز خبر نگار به بهترين خبرنگار دنيا مبارك باشه.
ياعلي.
پاسخ
امير جان عزيزم .. چرا گاهي چنين فكر هايي مي كني ؟
شما بهترين دوست من هستي ... شما واقعا جواني هنرمند ، خوش قول ، با مرام ، فعال و دوست داشتني هستي .. مگه ديوانه ام از شما پسر به اين خوبي برنجم ؟ خدا من رو بكشه اگه چنين فكر و خيالاتي در باره شما داشته باشم .. من از هر كسي برنجم سريع مي گويم .. تو دلم نگاه نمي دارم ..
خيلي ممنون كه به فكر من هستي ..
روز خبرنگار براي شما هم مبارك باد
باز هم سلام.
مي خواستم بگم:
بي انصافي هم حدي داره،
ميدونم كه اين روزا خيلي گرفتار خونه هستيد،عشقي هست كه شمارو براي پاسخ دادن به كامنت ها و ارسال مطلب جديد ترقيب مي كنه.
من خودم بعد از اثاث كشي تا 20 روز كامپيوتر رو شن نكردم.
قربونتون.
پاسخ
امير جان اگه بگم چقدر از خانه تكاني يا اسباب كشي متنفرم شايد باورت نشه .. من در آخرين لحظاتي كه وسايل اتاق ام را جمع آوري مي كردند ، مشغول پاسخ دادن به كامنت ها بودم .. و به محض رسيدن .. باز در همان شلوغي اين كار را ادامه دادم .. اصلآ دوست ندارم خوانندگان نازنين معطل شوند .. من عاشق همه دوستان هستم
امير جان راستي دامون عزيز كامنت گذاشته به او گفتم اي ميل اش رو بگذاره تا شما با او در ارتباط باشي
سلام عمو تو رو خدا بردارید یه دکتر برید چرا شما اینقدر نسبت به سلامتی خودتون کم اهمیتید.عمو جون تو رو خدا کوتاهی نکنید یه خورده استراحت کنید
اگه اومدم تهران حتما با هم یه دکتر میریم.
عمو خداشاهده خیلی ناراحتم تو رو خدا یه خورده مراعات حالتون رو بکنید
دوستون دارم.
پاسخ
اسي جان عزيزم .. پسر خوبم .. واقعآ از لطف و محبتي كه به بنده داري ممنونم .. باور مي كني من اصلآ اهل دكتر رفتن نيستم ؟ هر وقت مريض مي شوم .. اگه كمي استراحت كنم ، تمام كسالت ها بر طرف مي شود
اگر بخوام دكتر بروم .. خيلي درد هاي ديگر از قلب درد دارم ... ولي هيچ گاه خودم راا نمي اندازم .. هميشه به خودم روحيه مي دهم
واقعآ سپاسگزارم
لام کاپیتان . یه پیشنهاد براتون دارم اگر از اینترنت هوشمند استفاده می کنید حتما از مرورگر موزیلا فایر فاکس استفاده کنید . در افزایش سرعت اینترنت تاثیر بسزایی دارد . در جواب جناب کدخدایی عزیز که با توجه به شناختی که از نوشته هاشون دارم فکر می کنم از لحاظ اعتقادی 180 درجه با هم اختلاف داشته باشیم باید بگم من حتی با توجه به خطوط قرمز حزب جمهوری اسلامی با دسته بندی توریستها به هر شکل مخالف هستم و این مسئله را راه مناسبی برای حل مشکل فرهنگی نمی دانم و حتی این مسئله را توهین به توریستها و مردم ایران می دانم اما با باقی صحبتهای ایشان موافقم . به عنوان مثال هنگام بازدید از تخت جمشید توریستها باید از بخشی از شهر مرودشت عبور کنند که به هیچ عنوان آن بخشها شباهتی به شهر ندارد و واقعا تصاویر درد آوری است . حالا وجود این مناظر در نزدیکی بزرگترین و عادل ترین حکومت پادشاهی دنیا چه چیزی را نشان می دهد و یا زمانی که می بینیم مسئولین حزب جمهوری اسلامی تخت جمشید را نشانه ای از دیکتاوری و ضلم می دانندو آن خرابه ها و صحنه های شگفت انگیز را عاقبت امپراطور ی قلمداد می کنند آنگاه به راستی از مردم چطور می توان توقع داشت که مثل یک انسان متمدن رفتار کنند . آیا برای افزایش سطح فرهنگی مردم کار ی صورت گرفته است ؟ به هر حال جناب کدخدایی عزیز به نکاتی خوبی اشاره کرده اند . در رابطه با هواپیماهای فوق سبک و کاربرد انها در صنعت توریسم که دیگه جای بحث ندارد . من خودم بسیار دوست دارم که سردمدار این مسئله باشم . بااستفاده از هواپماهای سبک می توان توریستها را مثلا بر فراز دیو سپید (دماوند) برد
و یا میتوان به جای استفاده از تورهایی که با هواپیماهای جت به نقاط مختلف ایران سفر می کنند تورهای فوق سبک را ارائه کرد . که البته نحوه راه انداری زیر ساختهای مورد نیاز و بسیاری از مقوله ها در این رابطه خود بحثی سنگین است که از علم و آگاهی من خارج است .
پاسخ
خيلي ممنون بامداد جان .. من با اجازه دوستان از اين به بعد به اين نوع كامنت هاي عمومي پاسخ نمي دهم .. تا هم يك استراحتي كرده باشم .. و هم در تخصص بحث بنده نيست .. آن را براي بزرگان اين فن باز مي گشايم
سلام عمو.
سوالي در مورد تبليغات دارم، تبليغ از نوع زماندار، بعد از زمان معين تبليغات از روي سايت پاك مي شود؟
لطفاً يه سقفي براي تعداد تبليغات در هر پست تعيين كنيد.
لطفاً قيمتي براي طراحي پيشنهاد بفرماييد.
همچنين اگر مايل باشيد حسابي رو افتتاح كنيد تا بعد از هماهنگي تبليغات روي سايت قرار بگيره.
يا علي
پاسخ
امير جان من در كامنت قبلي هم نوشتم كه .. تبليغات ما هيچ گاه از روي سايت پاك نمي شود . چه زمان دار و چه پستي .. چون بين مطالب است . در مورد سقف تبليغات فكر كنم تا سه تا جا داشته باشه . اگه يادت باشه قبلآ دو تا كه يكي فلورانس بود و ديگري سايت عاشقي .. مدام آن جا بود .. حالا تا سه عدد فكر نكنم مشكلي داشته باشه
در مورد حساب هم گفتم .. خودت باز كن .. تمام حساب و كتاب دست خودت باشه .. من كاري به واحد بازرگاني ندارم .. اگه شما قبول كني .. همه هماهنگي ها و طراحي ها و اخذ سفارش ها با شما .. من فقط تبليغي كه شما بفرستي در سايت مي گذارم .. و خودت به من مي گويي تبليغ فلان را اضافه كن ...
متوجه شدي ؟ راستي اين آقاي فولادوند زنگ نزد .. خودت يك پرس و جو در مورد تبليغات بكن .. فقط يادت باشه تبليغات ما با ساير سايت ها فرق مي كنه و آن پايداري و ماندگاري آن براي هميشه است
سلام.
چشم، كلاً مسووليت اين بخش با من.
قيمت:
تبليغ با سايز 120*180 ( 80 تا 100 ايكس)
تبليغ با سايز 120*180 (40 تا 60 ايكس) براي هر ماه (مناسب هست؟)
طراحي متحرك 15 و ثابت 10 ايكس
متشكرم.
پاسخ
عمو جان خودت مي دوني .. فقط يك تعرفه درست كن و با شماره تماس خودت به من بده تا در زير مطلب يا در محل اگهي قرار دهم .. شما بعد از بررسي و تآئيد ، فقط فايل را به من مي دهي و مثلآ مي گويي ده پست يا پانزده پست يا شايد هم بگويي تا تاريخ فلان شما در وسط مطالب قرار بده .. همين
سلام کاپیتان عزیز.کاپیتان بازم مثل همیشه شما با قلم تواناتون گل کاشتین.واقعا قشنگ مینویسین.کاپیتان ما جوونا که توی این مملکت تفریحی نداریم و خدارو شکر میکنیم که شما داریم که برامون مینویسین.امیدوارم همیشه سالم و موفق باشین.
دست مریزاد
پاسخ
امين عزيزم واقغآ خوشحالم كه نوشته هاي من مورد پستد شما پسر گلم قرار گرفته است .. باور مي كني .. همين كامنت ها باعث مي شود تعهد و عشق ام نسبت به مطالب بيشتر شده و با علاقه بيشتري مطالب جديد تري بنويسم
موفق باشي پسر عزيزم
دوستان عزیز سلام.بسیار ممنونم که نظرات جالبی ابراز کردید. همیشه از میان اینگونه نظرات راهکارهایی یافت میشود که گاهی نمکیتوانید از لابلای دهها سمینار و سخنرانی تخصصی پیدا کنید.پس بشما دوست عزیز و یار گرامی توصیه میکنم خونسردی پیشه نکنید و نظرات خودرا ولو بسیار ساده ابراز کنید.ما همیشه در بند کلمات و جملات قلمبه گیر می افتیم و فکر میکنیم اگر کلمات ساده و اندیشه های سیال خود را بگوییم متهم به بی سوادی و کم تجربگی خواهیم شد در حالیکه اینگونه نیست و هر کس به اندازه وسعت دید خود و مطالعات خویش میتواند نظرات خوب و تعیین کننده داشته باشد که بکار آید.
پاسخ
خيلي ممنون محمود جان .. دقيقآ درست مي فرمايي اميدوارم به هدف اصلي نايل آييم
سلام کاپیتان
امیدوارم حالتون خوب باشه خسته نباشید میگم
خیلی ممنونم که ایمیلم رو جواب دادید.
اگر خواستید بیاید مشهد حتما قبلاً به من خبر بدید تا شما رو که هم من و پدرم مشتاق دیدارتون هستیم دعوت کنیم به کلبه کوچکمان به خدا راست می گم آرزوم اینکه روزی شما رو از نزدیک ببینم
با آرزوی سلامتی
پاسخ
احسان عزيزم .. خيلي ممنون پسرم ..
چشم باعث افتخار بنده است كه سري به دوستان و خوانندگان محترم سايت زده و جوياي سلامتي آن ها باشم
چشم .. اگه اومدم ، حتمآ مزاحم خواهم شد
سلام بنده رو به خانواده محترم ابلاغ فرماييد .. ممنون از لطف و محبت شما
ببخشيد دير كامنت شما رو پاسخ دادم
سلام عمو
خانوم حسين پور (اگه اشتباه نكنم) براي من ايميل فرستادند.(براي ايجاد بخش جديد)
من در اولين فرصت بنر رو براي شما مي فرستم.
يه ايميل هم فرستادم در مورد قيمت ها توضيحات بيشتري دادم.
اگر ايميل باز نشد بفرماييد تا در اينجا بنويسم.
يا علي.
پاسخ
امير جان من با چه مكافات اي ميل را باز كرده و پاسخ دادم .. منتظر پاسخ شما به صورت كامنت هستم
بنام خدا
دوست گراميم بامداد عزيز
ضمن تشكر از نظرات شما و نقد با احترام حضرتعالي ، فقط خواستم عرض كنم منظور بنده نظام جمهوري اسلامي نمي باشد بلكه منظور از آن خطوط قرمز مسايل ديني و مذهبي ما مي باشد كه رعايت آن توسط خارجي ها در هنگام برخورد با ما تقريبا در كشور ما الزامي است ، خوب بالاخره آنها در مواجهه با مردم مسلمان ايران بايد به مذهب رسمي كشور احرتام بگذارند ، همانطور كه ما در كشئرهاي آنها موظفيم به دين و مذهب رسمي آن كشورها احترام بگذاريم.
با احترام و تشكر از شما دوست عزيز
علي كدخدايي
پاسخ
با تشكر از آقاي كدخدايي و بامداد عزيزم
بنام خدا
دوست گراميم بامداد عزيز
ضمن تشكر از نظرات شما و نقد محترمانه شما كه نشان از شخصيت والاي شماست، فقط خواستم جهت آگاهي شما دوست گرامي عرض كنم منظور بنده نظام جمهوري اسلامي نمي باشد بلكه منظور از آن خطوط قرمز مسايل ديني و مذهبي ما مي باشد كه رعايت آن توسط خارجي ها در هنگام برخورد با ما تقريبا در كشور الزامي است ، خوب بالاخره آنها در مواجهه با مردم مسلمان ايران بايد به مذهب رسمي كشور احترام بگذارند و مثلا پوششي درحد يك زن مسلمان ايراني داشته باشند، مشروبات الكلي مصرف نكنند و ...، همانطور كه ما در كشورهاي آنها موظفيم به دين و مذهب رسمي آن كشورها احترام بگذاريم.
با احترام و تشكر از شما دوست عزيز
علي كدخدايي
سلام بهروز جان ايام به كام!
در مودد سرهنگ يونس خوشبين مطلبي داري؟
thank you!
118.1 have a good landing in 29L
پاسخ
فرزاد عزيزم .. من خيلي از دوستان قديم رو فراموش كرده ام .. بايد به من دقيقآ بفرمايي با چه هواپيمايي پرواز مي كرد ..و در چه سالي و كجا ..؟ خيلي مشكل شد .. عيبي نداره فقط بگو با چي پرواز مي كرد كافي است
ba salam mishe begin chera nemishe matalbe safhehaye shoma ra negah kard aya jadidan injur shodeh va shoma darj kardeh budin ke hame commentha ra javab dadin ya midin fekr nemikonid kami eshtebah kard ba tashakor gordane 11
پاسخ
خانم يا آقاي " سلام " عزيز
من اصلآ متوجه منظور شما نشدم
تمام مطالب قبلي من خوانده مي شود
اگر منظورت چيز ديگري است ، لطفآ فارسي بنويس
سلام بهروز جان ايام به كام
سرهنگ خوشبين باf5پرواز ميكرد
اهل سبزوار بود
بنده خدا مثل اينكه در اوايل جنگ تو راه برگشت هواپيماش اسيب ميبينه
و تو كارون سقوط ميكنه و خفه ميشه!
كه حتي BBC خبر سقوط خوشبين رو اعلام ميكنه
mer30
پاسخ
فرزاد عزيزم ... خدا رحمت اش كنه .. ولي پسرم مگه نمي دوني من اصلآ حافظه ندارم ؟ اصلآ يادم نيست در باره چه شخصيت بزرگواري بحث مي كني .. احتمالا از من اسمي پرسيدي .. و من از شما پرسيدم با چه مي پريد ..؟ و اينك شما پاسخ من را مي دهيد ... .. ولي پسر گلم شرمنده .. من نمي دونم سوال شما چي بود !!؟اگه امكان داره اسم و اطلاعات رو با هم بنويس .. ممنون از شما
سلام بهروز جان ايام به كام
سرهنگ خوشبين باf5پرواز ميكرد
اهل سبزوار بود
بنده خدا مثل اينكه در اوايل جنگ تو راه برگشت هواپيماش اسيب ميبينه
و تو كارون سقوط ميكنه و خفه ميشه!
كه حتي BBC خبر سقوط خوشبين رو اعلام ميكنه
mer30
سلام
از اصابت موشک سایت موشکی پادگان امام علی به هواپیمای توپولوف در مسیر تهران به خرم آباد در سال 1380 بیشتر بگین
پاسخ
عزیزم مطمئن هستی که موشک سایت امام علی ع به هواپیما مسیر یاد شده خورده است ؟
منبع خبرت چیست ..
چون مرحوم احمدی فر از دوستان من بود .. و خیلی برام مهمه بدونم چه جوری سانحه داد .. تا ان جا که من می دونم و خبر دارم .. دستگاه ناوبری هواپیما مشکل داشته و فکر کرده کوه رو رد کرده است ..
ممنون می شوم اگه خبری داری بده تا تحقیق کرده و در قالب پستی مستقل تقدیم خوانندگان محترم کنم
عموبهروز سلام
میدونم سرتون شلوغه کوتاه میگم
پارسال برای خلبانی ارتش آزمون دادم ولی ناوبری قبول شدمولی رها کردم والان دانشگاه فیزیک میخونم
اماشب و روز خوابم خلبانی جنگنده است شما خودتون عاشق پرواز بودید می فهمید چی میگم اغراق نمی کنم خواهش می کنم منرا از راهنمایی های پدرانه خود بهره مند سازید
این را بدانید زندگی من بیست ساله به راهنمایی شما بستگی داره
امیدوارم عمو هرچه زودتر قلبتون خوب بشه حرم حضرت معصومه رفتم دعاتون می رکنم قول می دم
پاسخ
حسین جان عزیزم .. سلام
پسر بدجوری منقلبم کردی .. بهتره بگم اشگم رو در اوردی .. در نوشته های شما صداقت و مهربانی و اعتقاد به مقدسات موج می زنه ... الهی قربون بزرگواری ات بشم .. باور کن نمی دونم چه رازی در کلام شما وجود داره .. که نمی تونم جلوی اشگ هایم رو بگیرم ..!!؟
من مطمئن هستم یک روزی موفق خواهی شد .. خضوع و رو راستی شما بزرگترین ارزش است . پسرم توکلت به خدا باشه .. بعدش حتمآ یک زنگ به آقای داود یوسفی بزن .. و بگو حسابی راهنمایی ات کنه .. بگو به این نشانی که با آقای چگینی حرف زدی ... دو آتشه شما رو راهنمایی کنه ...
بعدش ... طبق گفته های او عمل کن .. من هم قول می دهم تا روزی که زنده باشم .. از تمام ارتباطاتم برای رسیدن به آرزوهایت کمک خواهم کرد .. اگه لایق باشم . و حتی اگه نیاز شد ضمانت شما رو خواهم کرد .. این رو به شما قول می دهم پسرم . مهرت بد جوری به دلم نشست عزیزم .. ولی مطمئن هستم با توکل به خداوند مهربان و با همت و یاری خودت حتمآ موفق خواهی شد .. این را حتم دارم ... و از حالا اون روزی رو می بینم که بر آسمان کشور عزیزمون با هواپیمای جنگنده ات پرواز می کنی ... فقط یادت باشه و از حالا به خودت قول بده وقتی به آرزوهایت رسیدی .. به جوانان کمک کنی تا آن ها هم به خواسته های خود برسند .. این عین لذت و آرامش است
حق نگهدارت باد
سلام
خیلی میخامت استاد
خوش به حالتون
چراش واسه وهسه خودم
دوست دارم
پاسخ
ممنون عزیزم
من هم شما رو دوست دارم
با عرض سلام
جناب آقای مدرسی من تازه با این سایت آشنا شدم باور بفرمایید به قدری خاطراتتون برام جالبه که شده ساعتها نشستم و خوندمشون و خدا میدونه چقدر خوشحالم که تو کشوری زندگی میکنم که خلبانانش انقدر برای مردم ایثار کردن و واقعا از جانشون هم دریغ نکردند وخدا شاهده افتخار میکنم که ایرانیم و شماها باعث این افتخار هستید درود بر شما
پاسخ
امیر عزیز و نازنین
باور کن خیلی شرمنده محبت های شما دوستان خوب و قدر شناس هستم
من به شخصه بار ها عرض کرده ام .. ما کار خاصی انجام ندادیم .. این مردم دلاور ایران بودند که لحظه ای حمایت خودشون را از رزمندگان و پرسنل ارتش دریغ نکردند .. در حقیقت این ما هستیم که به شما دوستان و هموطنان با غیرت خود افتخار می کنیم
با تشکر از حضور پر مهر شما و درج کامنت غرور آفرین ..
شما را به خداوند بزرگ می سپارم
جناب مدرسي سلام
مطلب بسيار جالبي بود . لطفا" ترتيبي بدين كه با خلبان هاي بيشترياز گردانهاي مختلف كه حالا بازنشسته شدن مصاحبه كنيد و خاطرات اونها رو قبل از اينكه براي هميشه شنيده نشن براي بقيه در سايت بازگويي كنيد.ضمنا" ممنون ميشم اگه جواب بدين.
پاسخ
بامداد عزيز با تشكر از شما
من به دليل مشكلات و مخصوصآ بيماري هاي متعددي كه دارم ، معمولآ جز ديدار با نوه هايم ، از خانه بيرون نمي روم .
همكاران هم قطعا چنين هستند .. و ضمن اين كه خبري به آن صورت از آن ها ندارم . اگر هم داشته باشم .. معمولآ آن ها مخالف وبلاگ و درج خاطره هستند .. و به من مي گويند تعطيل كنم .. !! و اما
نوشته اي .. ممنون مي شم اگه جواب بدين .. !! يعني چه ؟
عزيزم شما كامنتي را ديدي كه بي جواب باشه .. !!؟ من تمام افتخارم پاسخ به كامنت هاي دوستان است . اما دوست عزيز شما هم اگه نظري داري ، فقط در پست هاي آخر كامنت بنويس
چون مدتي است اعلام كردم .. تنها تا 48 ساعت بعد از انتشار هر مطلب جواب كامنت ها را مي دهم .. اين هم دليلش اين است كه حجم كامنت ها و اي ميل ها زياد هستند .. و من فرصت نگارش مطلب جديد پيدا نمي كنم .. مثلآ همين مطلب كه شما كامنت گذاشتي .. مربوط به يك سال قبل مي باشد .. و براي بنده خيلي سخت است در باره مطالب قديمي ام اظهار نظر كرده و پاسخ دوستان رو بدهم .. چون حضور ذهن هم ندارم .
شما هر پرسشي داري ، لطف كن بعد از انتشار پست جديد ، آن ار منتشر كن .. و من بدون منت حتمآ جواب خواهم داد
سلام عمو به نظر مي رسد در بعضي از يادداشت هايتان تعصب و عاطفه مانع ذكر واقعيات و اذعان ضعف هاي نيروي هوايي در خلال جنگ و پس از آن مي شود گاهي اوقات چنان از برتري مطلق نيوري هوايي ايران بر عراق صحبت مي كنيد كه گويي ايران هشت سال با يك كشور دست و پا بسته و ترسو و بي عرضه جنگيده و اين همه تلفات داده
در نيمه اول جنگ و تا حدود سال 63 برتري هوايي به لطف تجهيزات برتر و آموزش عالي پرسنل هوايي ( تكنسين هاي فني و خلبانان ) بي شك با ايراني ها بود علي رغم تمام تبليغات بد خواهان و مطرح كردن اين دروغ كه در نيروي هوايي آمريكايها و مستشاران از انتقال دانش سرويس و اورهال هواپيماها به ايراني ها خودداري مي كردند اما بلافاصله با وجود خالي شدن پايگاههاي ايران تكنسين هاي ايراني توانستند با بهره گيري از آموزش هاي مستشاران آمريكايي نيروي هوايي را سرپا نگه دارند به تدريج با طولاني تر شدن جنگ و تحريم تسليحاتي ايران توان نيروهاي هوايي محدود و محدود تر مي شد تامكتهاي ايراني در ابتداي جنگ با حريفان نسبتا راحتي روبرو بودند و با مجهز بودن به فونيكس و رادار هاي سالم DWG9 خود به قاتل ميگ مشهور شدند با ادامه جنگ با مشكل نقايص فني و استهلاك روبرو بودند باطري هاي حرارتي موشك هاي AIM54 طبق دستور العمل شركت هيوز با وجود بهترين شرايط نگهداري تنها 3 سال عملكرد تضمين شده داشتند با ورود به نيمه دوم جنگ تانمكتها بدون فونيكس مي پريدند با ورود هواپيماهاي ميراژ به تدريج خلبانان ايراني فهميدند كه ديگر با ميگ 21 و ميگ23 و سوخو20و 22 روبرو نيستند و ديگر مثل گذشته رادارهايشان با موفقيت روي دشمن قفل نمي شد تركيب ECM ميراژ و موشك هاي گرماياب كوتاه برد ماجيك550 به كابوسي براي هواپيماهاي ايراني تبديل شد ميراژها در يكي تز روزهاي فاجعه بار نيروي هوايي توانستند در يك روز 3 تامكت را هدف قرار دهند
ميراژها توانايي سوخت گيري هواي از جنگنده ديگر را داشتند و بارها بدون آنكه نيروي هوايي ايران بتواند به صورت مؤثر در كار آنها اخلا ايجاد كند اهداف دوري مانند پايانه مهم نفتي خارك را هدف قرار دهند پدافند هوايي ايران براي نخستين بار طعم تلخ موشكهاي ضد رادار هواپيماهاي سوخو24 را چشيد و بس از آن با ورود سوخو 24 ها به حريم ايران مجبود شدند با خفت رادارهايشان را خاموش كنند در ماههاي آخر جنگ نيروي هوايي عراق مي توانس در هر شبانه روز 600 سورتي پرواز انجام دهد در صورتي كه اين رقم براي ايران به زحمت به 30 مي رسيد
امروز قوي ترين نيروي هوايي منطقه در سال1979 حتي در برابر كشورهايي چون كويت و قطر هم حرفي براي كفتن ندارد ناوگان جنگنده هايش پير و فرسوده است و سالهاست از تكنولوژي روز دنيا عقب مانده . متوسط ساعات پرواز خلبانان ايراني حتي به 150 ساعت هم نميرسد در حالي كه اين رقم در سال 1978 به 300 ساعت رسيده بود
و همه اينها نتايج فاجعه بار انقلاب 57 است انقلابي كه اگر رخ نداده بود نيوري هوايي ايران اكنون 320 فروندF16 داشت كه160 فروند آن در ايران توليد شده بود و با روابط گرمي كه ايران و آمريكا داشتند ميتوان به راحتي تصور نمود كه هيچ مشكلي براي ارتقاي آنها به سطوح بالاترC , D و بلوك30 پيش پاي ايران وجود نمي داشت 80 فروند F14 با بيش از 700 فونيكس آماده و عملياتي
و دهها امكان ديگر
بهروز خان توصيه مي كنم واقه بين باشي و احساساتت را موقع ارزيابي عملكرد نيوري هوايي عزيزت به مرخصي موقت بفرستي