
از سرگروهبان فاطي تا انور سادات !
قبل از هر سخني از همه خوانندگان محترم و گرامي به دليل تآخير در پاسخ به كامنت هاي ديروز شما ياران بزرگوار عذر خواهي مي كنم . زيرا ديشب تا صبح به زحمت مطلبي رو تمام كرده و هنگامي كه قصد آپ كردن آن را داشتم متوجه شدم هيجدهم تيرماه است ! از آن جا كه نوشته من مربوط به يك ماجرايي مربوط به نيروي انتظامي بود . براي پرهيز از هر نوع برداشت سياسي و تبعاتش ، فعلآ به تآخير انداختم . از طرفي امروز هم به دليل گرفتاري شخصي فرصت پاسخ دهي نداشتم . و امشب هم سرگرم نگارش مطلب " از سرگروهبان فاطي تا انور سادات " هستم .. اين نوشته به در خواست تعدادي از خوانندگان محترم كه خواهان خاطره اي از ايام گذشته بودند ، انجام مي گيرد . اميدوارم مورد پسند همه قرار گيرد . در اين پست به ذكر دو خاطره متفاوت از نيروي هوايي شاهنشاهي مي پردازم . اولي در مورد بازديد شاه از مركز آموزش هاي هوايي و بگير به بند هاي آن ايام است . دومي مربوط به سفر انورسادات پادشاه مصر و به هم خوردن سخنراني اعليحضرت در مراسم استقبال از وي به دليل فرود يك فروند هواپيماي قراضه ما كه همون سي - ۱۳۰ باشه است !
صحبت از نيروي هوايي شاهنشاهي شد . اجازه مي خواهم يك بار ديگه اين توضيح رو براي بعضي از دوستان عزيز بدهم كه .... عزيزاني كه خاطرات ام رو خوانده اند ، مي دونند در رژيم گذشته خيلي پرواز داشته و به اغلب نقاط دنيا مانند ساير همكارانم به پرواز رفته و ماموريت انجام مي دادم . خب در اون رژيم هم رسم بود خاندان پهلوي ، سران مملكتي ، ساواكي ها ، هنرمندان و غيره اغلب با هواپيماي سي - ۱۳۰ به پرواز بروند . خدا رو شكر هيچ گاه سوء استفاده نكردم . بعد از انقلاب و مخصوصآ آغاز جنگ اكثر مقامات عالي رتبه ، فرماندهان وزرا و مسئولين اغلب با ما پرواز مي امدند .. الحمدالله هيچ گاه رانت خواري نكرده تا اين كه دست سرنوشت به زمين ام زده و سكته قلبي كرده و باقي قضايا .. حالا كه فرصتي دست داده تا از گذشته بنويسم ، هر گاه در خاطراتم به پرواز هايي كه با فرح يا يكي از سران رژيم قبل اشاره مي كنم ، به جرم طاغوتي بودن با انبوه توهين و افترا حتي تهديد به قتل مواجه مي شوم . از طرف ديگر وقتي به آن بخش از خاطرات جبهه و جنگ مي رسم و مثلآ از آقاي خلخالي و ديگر مقامات ياد مي كنم ، بلافاصله عامل خود فروخته نظام معرفي شده و بدترين الفاظ ها نصيب ام مي شود ! در صورتي كه بار ها نوشته ام هرگز سياسي نبوده و نيستم . به هيچ حزب و نهاد چه در قديم و چه حالا وابسته نيستم . اما راحتم نمي گذارند ! شما بگوييد جرم من چيست ؟ راستش ديگه خسته شده ام و تحمل اين تهمت ها رو ندارم . نكنه دوست داريد تعطيل كنم !؟
مدت ها بود به اين فكر بودم براي تغير روحيه خوانندگان محترم تغيراتي رو در سايت ايجاد كنم . اما هميشه فراموش مي كردم . اما از اين پست قصد دارم دو بخش جديد اضافه كنم . اولي بخش تصاوير زيباست . كه هر چه عكس قشنگ و زيبا به دستم رسيد يا شماها فرستاديد در آن درج كنم .. دوم بخش سايت ها و وبلاگ هاي مفيدي است كه آموزنده يا جالب هستند . و به درد خوانندگان گرامي مي خورند كه البته بعد از مدتي صاحب مجموعه جالبي از عكس و لينك خواهيم شد . اما در اين راستا جا داره از دوست بسيار عزيزم " امير محمود بازيار " تشكر و قدرداني مخصوصي بكنم . او هميشه براي زيبايي سايت زحمت مي كشه .. ديشب به محضي كه از او خواهش كردم چند تا بنر براي اين دو بخش تهيه كنه ، تا از خواب بيدار شدم ديدم تعداد زيادي بنر در رنگ ها و شكل هاي متفاوتي برام تهيه كرده است . واقعآ شرمنده اين جوون شدم . قبلآ هم چند كار عام المنفعه به او واگذار كردم و يك روزه آن ها رو انجام داد . من به دوستاني خوب چون امير محمود بازيار افتخار مي كنم .

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp
بازديد هاي همايوني از نيروي هوايي ..........
حتمآ شما هم شنيديد كه شاه علاقه خاصي به نيروي هوايي داشت . و اغلب هم دوست داشت از داخل گنجه لباس هايش ، فقط اونيفورم آبي رنگ نيروي هوايي رو بپوشه . اين مسئله سبب شده بود به مناسبت هاي گوناگون به پايگاه هاي هوايي سر كشي كنه .. بعضي از اين سركشي ها جنبه بازديد رسمي داشت . گاهي سر زده وارد پايگاه مي شد .. گاهي هم شوهر خواهرش تيمسار خاتم از او دعوت مي كرد ! اين هايي كه گفتم غير از زمان هايي بود كه پرواز داشت . تازه اين اخر كاري ها هم كه وليعهد داشت قد مي كشيد ، هر روز تو پايگاه ما ولو بود ! اگه از پاچه خوار ها بگم واقعآ حالتون به هم مي خوره .. واقعآ خنده دار بود براي يه الف بچه كه هنوز خط سبيل اش نروئيده بود ، فرمانده پايگاه با اون دب دبه و كب كبه اش جلوي او دولا راست شده و زمين ادب رو مي بوسيد ! بگذريم .. به اون بخش هنوز نرسيده ام . اول برم به مركز آموزش ها ...
مركز آموزش هاي هوايي ........
باور كنيد هر وقت ياد اين مركز مي افتم ، يا از مقابل اش عبور مي كنم ، تمام خاطرات اون سال ها مثل فيلم سينمايي از جلوي چشمانم رژه مي روند .. از هر وجب به وجب اين آموزشگاه خاطره دارم .. كه هم شيرين اند و هم تلخ ! نمي شه گفت خاطرات تلخ .. چون با گذشت سال ها حالا مي فهمم موضوعات تلخ هم حكمتي داشته است . هنوز هم صداي نازك " سرگروهبان فاطي " توي گوش ام است . عجب ابهتي داشت اين ورپريده !! با اون نيم وجب قدش اگه بدونيد چه طوري نفس دختر هاي بيچاره رو بريده بود ! ... از كلاس هاي زبان و دستشويي تفكيك شده ويژه افسران و دانشجويان ! از بازداشت مرحوم عباس زيور سنگي كه جرم او قدم به دستشويي افسران گذاشته بود ! هنوز صداي اون خدا بيامرز تو گوشم است كه با مافوق خود بحث مي كرد كه ناسلامتي چند روز ديگه من هم افسر خواهم شد !! چرا توالت ها رو تفكيك كرديد !؟ و آن روزي كه افسر شد ، از لج فرمانده سابق اش يه روز مرخصي گرفته و در آموزشگاه از صبح تا شب دستشويي رفت ..
از لگد پراني تفنگ برنو تا احترام به درخت ....!
مگه مي شه سخن از مركز آموزش هاي آن ايام كرد ، ولي از تيمسار كمپاني يادي نكنيم ..! تيمسار برنجيان كه ديگه معركه بود .. نام او همه رو به سكته وا مي داشت .. ژنرالي كه رئيس مركز ضد اطلاعات نيروي هوايي بود ! بقدري براي بچه ها كلاس توجيهي گذاشته بود كه همه رو جاسوس مي ديديم !! كاري كرده بود به همه كس و به همه چيز مشكوك باشيم ..! ( صحبت از جاسوس شد ، ياد اعدام سرلشگر مقربي افتادم كه به جرم جاسوسي پيش از انقلاب اعدام شد . يادم باشه يك پست مستقل در باره اش بنويسم ) ... بله ياد تفنگ هاي برنو مي افتم كه با آن لوله هاي درازش و لگدي كه در موقع تير اندازي مي انداخت !! لامصب عينهو اسب چموش به همه لگد مي انداخت .. واي كه چقدر متنفر بودم .. واي كه چقدر مي ترسيدم ! حالا هم مي ترسم .. از هر چه تفنگه بدم مي آيد !! بله درختان مركز اموزش هم برايم مملو از خاطره است .. آن ها بانصب درجه بر روي شاخه هاي درخت ، همه رو مجبور مي كردند تا به درخت ها احترام بگذاريم !!
سروان لبو ، فرمانده انتظامات ......... !
فكر كنم سه پاراگراف توصيف در باره مركز آموزش ها كافي باشه .. اگه من رو رها كنند ، تا صبح ده ها پاراگراف از اين مركز در گذشته خواهم گفت ... ولي فكر كنم تا اندازه اي تونستيد وضعيت رو تجسم كنيد .. بنابر اين با توصيف فرمانده دژبان هاي آن ايام ، به اصل ماجرا خواهم پرداخت . همه كساني كه سال هاي ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۳ گذرشون به مركز آموزش هاي هوايي افتاده يا در اين سال ها اون جا دوره مي ديدند ، حتمآ سروان لبو رو به خوبي مي شناسند .. ! نام او لرزه بر اندام همه مي انداخت .. كافي بود يكي يواشكي بگه .. " بچه ها لبو .. " همه فرار مي كردند .. اين لبو كه متآسفانه نام واقعي اش رو فراموش كردم سرواني بود كه مسئوليت فرماندهي انتظامات ، يا همون دژباني رو به عهده داشت . از اون تيپ آدم هايي بود كه صورت گوشت آلود سرخ دارند . به همين دليل بچه ها اسم او رو لبو گذاشته بودند ! و همين موضوع از وي افسري خشن و بي رحم ساخته بود .. هر جا مي رفت همه فرار مي كردند .. راستش با گذشت اين همه سال هنوز نمي دونم اگه فرار نمي كرديم او چه كار مي خواست بكنه ؟!! مگه لبو آدم رو مي خوره ؟ به هر حال همان گونه كه عرض كردم نام او بد جوري وحشت بر دل همه دانش جويان و پرسنل مي انداخت . يادش به خير .
بازديد هاي رسمي اعليحضرت .......
راستش از همون روز نخستي كه به نيروي هوايي رفتم ، همه معترف بودند .. نيروي هوايي كويته ! آخه اون موقع امارات و دبي راه نيفتاده بود و گرنه نام آموزشگاه هاي نيروي هوايي رو در مقايسه با ساير نيروها امارات مي گذاشتند ! ولي با وجود اين واقعآ كار سخت و طاقت فرسايي بود . خدا رو شكر من از مشق نظامي و رژه معاف بودم . به خاطر خط خوبم و آگاهي از مسايل نظامي ، به دليل اين كه پدرم ارتشي بود . منشي شده بودم . اما براي مراسم رسمي بازديد اعليحضرت همايوني ، همه بدون استثناء بايد در تمرين رژه شركت مي كردند .. يك فرمانده هنگ به نام سرگرد " رضا قلي " داشتيم كه خيلي خشن و قلدر بود . بدون ميكروفن صدايش از اين سر پادگان تا آن سر آن مي رفت .. صورتي گرد با هيكلي درشت و چارشونه ، ابروهاي پرپشت به خاطر شخصيت خشن اش همه از او حساب مي بردند . خدا بيامرزه شنيدم در چنگ ظفار سرش رو از بدن جدا كردند ! اين بابا از مدت ها قبل از آمدن شاه ، همه رو از صبح تا شب وادار به تمرين رژه اون هم با اسلحه مي كرد .
تمرين رژه با اسلحه و درفش ...
باور مي كنيد هنوز هم صداي نعره هاي سرگرد رضا قلي و طنين وحشتناك ان توي گوشم است ؟ او خود بالاي جايگاه مخصوص رفته و بعد از اين كه گروه موزيك در جاي خود مستقر مي شد ، با صداي بلند مي گفت .. به جاي خود .. نظر به راست ،واحد به واحد ، هر واحد به سرپرستي يك نماينده ، واحد اول .. و در اين هنگام گروه موزيك شروع به نواختن مي كرد .. و گروهان هاي اموزشي ، دسته دسته از جلوي او رژه مي رفتند . بايستي پاهاي خودمون رو تا پشت گردن نفر جلويي بالا مي برديم . صبح ها قبل رفتن به ميدان رژه ، اول مي رفتيم اسلحه خانه و سلاح هاي خود را تحويل مي گرفتيم .. واقعآ از بوي اسلحه خانه چندشم مي شد ! خيلي زجر مي كشيدم تا نوبت گرفتن اسلحه من فرا رسد .. و بعد از آن با اون اسلحه لعنتي بايد از مقابل رضاقلي رژه مي رفتيم .. يك بار به ياد ندارم كه او از رژه پرسنل كه پدر خودشون رو در آورده بودند راضي باشه .. درست تا روز قبل از اين كه شاه بيايد ، او با فرياد هاي خودش اعتراض اش رو نسبت به بد بودن رژه ما اعلام مي كرد ...
بازديد ژنرال جهانباني و حاتم ....
در تمام مدت دوره ام در مركز آموزش هاي هوايي فقط يك بار ژنرال جهانباني و حاتم قبل از بازديد به ميدان محل رژه سر زدند .. البته تيمسار كمپاني مرتب سر مي زد . ولي اين دو ژنرال همان گونه كه گفتم يك بار به اتفاق آمدند .. ژنرال جهانباني رو همه بچه ها دوست داشتند . اغلب او رو در منطقه آموزشگاه مي ديديم كه به ستاد تردد مي كرد .. با لبخند پاسخ احترام نظامي بچه ها رو مي داد .. مخصوصآ دانشجويان خلباني رو وقتي مي ديد ، با لبخندي دلنشين پاسخ احترام آن ها رو مي داد . در مورد شجاعت او و اين كه ليدر آكروجت طلايي است خيلي حرف زده مي شد . همه او را ژنرال مو طلايي خطاب مي كردند .. مي گفتند ميانه اش با شاه زياد خوب نيست .. البته اين حرف ها رو بچه ها اون موقع به زبان مي آوردند . همچنين مي گفتند چون مادرش روسي است و خلباني رو هم اون جا ياد گرفته براي همين هميشه پست معاونت به او داده مي شد .
ماجراي سرگروهبان فاطي ............. !!
كم تر كسي بود كه در اون سال هايي كه نام بردم با شخصيت سرگروهبان فاطي آشنا نباشد .. ! البته اين رو بگم در مركز آموزش هاي هوايي دو تا گروهان ويژه دختر ها وجود داشت . يكي ويژه دختران درجه دار بود . و ديگري مخصوص دختر خانم هايي كه قرار بود افسر شوند . سرگروهبان فاطي سرپرست يا همون سرگروهبان گروهان درجه دار ها بود .. قدي كوتاه و چهره اي خشن داشت . او سعي مي كرد با فريادهايي كه مي كشيد ، دختران بيچاره رو بترسونه .. اما از همه مهم تر زمان آموزش رژه بود ، كه چپ ، راست گفتن او در ميان صداهاي مردانه ، واقعآ تابلو بود .. از شانس بدي كه داشتيم ، خوابگاه ما درست پشت خوابگاه دختران درجه دار قرار گرفته بود .. درست در ايامي كه خسته و كوفته نياز به استراحت داشتيم ، همچون حمام زنانه ، صداي آوا هاي دختران بلند شده و مانع استراحت ماها مي شد . يادمه گاهي بقدري سر و صدا هاي آن افزايش مي يافت كه بچه ها يك صدا سرگروهبان فاطي رو صدا مي زدند .. و بعد سكوت بر قرار مي شد !!
بازديد رسمي شاهنشاه از آموزش هاي هوايي .........
در اون زمان ها مركز آموزش هاي هوايي در هاي ورود و خروج متعددي داشت . كه اصلي ترين آن ، گيت شمالي كه به سمت خيابان دماوند باز مي شد . يك در هم در قسمت جنوب اش بود كه به خيابان پيروزي و درمانگاه راه داشت .. از سمت شرق يه راه به خانه هاي سازماني داشت . و علاوه بر تمام اين ها از سمت غرب و حتي شمال در هاي كوچك ديگري تعبيه شده بود . روز قبل از بازديد حسابي با ادوات رسمي از قبيل " گت سفيد " مخصوص روي كفش ، درفش هاي بزرگ و پرچم هاي گوناگون و البته با اسلحه هاي برنو .سفارشات لازم به ما شده بود .. البته اين رو هم بگم كه گروه موزيك يه آهنگ بسيار زيبا با ملودي شاد ساخته بود كه آدم به جاي رژه رقص اش مي گرفت .. قبل از تشريف فرمايي شاه ما نمي دونستيم از كدوم يك از درهاي ورودي ، خواهد آمد .. البته هركس يك حدسي مي زد ! فرداي آن روز زودتر از هميشه ما را بيدار كردند . همه بعد از تحويل گرفتن اسلحه و بيدق هاي رنگاوارنگ ، به محل هاي از پيش تعين شده مستقر شديم .
ورود شاه و همراهان به مركز ....
بر عكس تصور ما كه شاه از گيت اصلي خواهد آمد ، او به اتفاق همراهان اش از در شرقي كه به مدخل خانه هاي سازماني امراي ارتش راه داشت ، وارد شد . عده زيادي پشت سرش بودند . كه من فقط علم وزير دربار رو شناختم .. در بالاي جايگاه سايه باني زيبا به رنگ آبي سير بر افروخته بودند .. كه تا روز قبل نبود .. يك سري صندلي هم در موازات جايگاه چيده بودند ، كه همراهان همه روي آن نشستند .. فقط تيمسار خاتم و جهانباني فكر كنم كمپاني ( فرمانده آموزش هاي هوايي ) بالاي جايگاه حضور داشتند . سرگرد رضا قلي اونيفورم را بر روي شلواز كار پوشيده و فانسقا رو محكم روي كمر خود بسته بود ! با آويزان كردن تعدادي مدال بر روي سينه اش جلوي گروه موزيك ايستاده بود . تيمسار خاتم ابتدا سخنراني كوتاهي كرده و سپس نفرات برتر تيراندازي براي دريافت جايزه فرا خوانده شدند .. در ميان افرادي كه مفتخر به دريافت جايزه شدند ، دو نفر تعجب همگان رو بر انگيخت . اولي همون سرگروهبان فاطي بود كه وقتي صدايش زدند ، بچه ها زير لب خنده شون گرفته بود ! اما نفر دوم شخصي به نام گودرذي بچه لرستان بود كه در يكي از تمرين ها به هنگام پيش فنگ كردن ، چنان ضربه اي به قنداق تفنگ زده بود كه قنداق چوبي و محكم آن خرد شده بود !!
جايزه براي شكستن قنداق تفنگ ....... !!
در ميان دانشجويان پسري تقريبآ ورزشكاري بود به نام " محمد گودرذي " اين بنده خدا از قد و قواره بلندي برخوردار نبود . ولي استخوانبندي اش نشون مي داد كه آدم قوي اي است . در ايام تمرين قبل از تشريف فرمايي اعليحضرت همايوني ، وقتي افسر فرمانده پيش فنگ داد ، و قبل از آن كلي بچه ها رو به دليل آهسته ضربه زدن به قنداق تفنگ ها يا بد رژه رفتن سينه خيز و تنبيه كرده بود .. با كمال تعجب مشاهده كرديم قنداق تفنگ در دست هاي گودرذي خرد و خمير شد ! خودش همان طور كه گفتم بچه لرستان بود .. ابتدا خيلي رنگ و رويش پريد .. ! فكر مي كرد اخراج اش مي كنند يا خسارت آن را از حقوق اش كسر خواهند كرد .. اما وقتي افسر فرمانده اعلام كرد او تشويق خواهد شدو جايزه هم مي گيرد ، همه تصور كرديم تمسخر مي كند .. و كلي دلمون براي محمد سوخت ! اما وقتي رفت جايزه خود رو به خاطر خرد كردن قنداق تفنگ گرفت ، تازه فهميديم اين يك قانون است !! ظاهرآ عملي نشدني است به همين دليل هر كس اين كار رو بكنه تشويق مي شه !!
عين ديوانه از قفس پريد ............ !!
در تمام مدتي كه براي بازديد شاهانه بچه ها آماده مي شدند ، به خاطر سخت گيري هاي بيش از حد و يا بگير و به بند هاي افراطي از جمله پركردن فرم هاي مخصوص ضد اطلاعات ، و تمرين هاي نفس گير ، بعضي ها كه اهل شهرستان بودند ، واقعآ قاطي مي كردند .. نمي دانم شما فيلم سينمايي " ديوانه اي از قفس پريد " رو ديديد يا نه ؟ كه سرخپوست قوي هيكل در انتهاي فيلم آبسرد كن رو از جا مي كنه و به پنجره مي كوبه .. ما هم يك نفر داشتيم كه اسمش " بشر دوست " بود . ( واقعآ انگاري همين ديروز بود ، چهره اش رو به خاطر دارم !! ) نمي دونم اهل كجا بود ؟ شايد ترك بود . او هم هيكلي درشت همانند سرخپوست فيلم فوق داشت .. يك شب قبل از تشريف فرمايي شب در آسايشگاه قاطي مي كنه و مي ره سراغ آبسرد كن .. باور كنيد با يك اشاره از جا كنده .. و بعد از يك دور چرخيدن دور خودش آن را به كناري گذاشت ! كه البته او بر عكس گودرذي نه تنها تشويق نشد ، بلكه بازداشت هم شد .. و مدت ها از رفتن مرخصي هم محروم شده بود ... به هر حال مشاهده رژه كه در ان پرسنل نظامي مرتب و در يك رديف گام بر مي دارند ، مستلزم تمرينات سخت و طاقت فرسايي است كه پدر نظامي ها واقعآ در مي امد .. حالا رو نمي دونم .. اما بايد مشكل باشه
اعزام به آمريكا و مراجعت ............
خب به هر بدبختي بود دوران آموزش هاي ما در اين مركز به پايان رسيده و همان گونه كه در يكي از پست هايم مفصلآ به آن اشاره كردم ، قسمت شد سر از ايالت متحده آمريكا در بياورم . .. خب اون جا واقعآ همت كرده و شب و روز تلاش كردم تا درس ياد بگيرم .. البته يك نكته رو صادقانه بگم .. قبل از اين كه به آمريكا اعزام بشم ، يكي از بستگانم با لهجه غليظ مشهدي يه راهنمايي ارزنده اي كرد كه هنوز هم تو گوشم است .. او گفت بهروز جان اگه مي خواهي چيزي ياد بگيري ، به دانشگاه و مراكز اموزشي پسنده نكن ، بلكه برو ميان مردم ( و چون خودش عرق خور درجه يك بود ) توصيه ديگرش اين بود شب و روز برم تو كافه ها و با مردم معاشرت كنم تا به قول او آدم بشم .. !! البته من به جاي رفتن در كافه ها ، مسافرت رو سر لوحه برنامه هايم گذاشته و تا تونستم به شهر ها و ايالت هاي متعدد سفر كردم .. و خاطرات زيادي از اين سفر ها مخصوصآ به مكزيك و خليج مكزيك دارم .. كه البته يواشكي رفتم . ما اجازه ورود به خاك مكزيك رو نداشتيم .. ولي من رفتم !
پايگاه يكم ترابري ..............
در باره دوران نخستي كه به اين پايگاه اومدم و ماجراهاي ان بارها در مطالب قبلي توضيح داده ام .. اما آن چه در باره موضوع مطلب ام كه همانا بازديد شخص شاه است ،اگر اشتباه نكنم نخستين بار به پايگاه يكم شكاري امده بود تا از نزديك پرواز تيم آكروجت طلايي ايران رو مشاهده كنه .. برنامه هاي فراواني رو تدارك ديده بودند كه متآسفانه من دير رسيدم .. از پايگاه ما به پايگاه يكم شكاري راه داشت . به عبارتي به هم پيوسته هستند .. و گردان هلي كوپتر آن ها رو از هم جدا مي كنه .. روز بازديد تعدادي از ساواكي ها و مامورين امنيتي جلوي گردان هلي كوپتر ايستاده بودند و اجازه نمي دادند كسي وارد پايگاه شكاري بشه .. فقط ما ها لباس پرواز تنمون بود ، بدون هيچ مشكلي از مقابل چشمان آن ها عبور كرديم .. بد جوري چپ چپ نگاهممون مي كردند .. راستش رو بخواهيد من با ديدن بچه هاي ضد اطلاعات يا ساواكي ها ياد شوهر ننه ام ( اوستا رضا ) مي افتادم .. بنده خدا ها هيچ كاري با من نداشتند .. ( مگر اوستا رضا داشت !!؟) ولي نمي دونم چرا خوشم نمي آمد ..
تيم آكروجت طلايي و تيمسار جهانباني ...
نخستين بار بود تيمسار جهانباني رو در لباس پرواز مي ديدم . قبلآ همان طور كه گفتم گاهي در ستاد مركز آموزش هاي هوايي مي ديدمش .. يك بار هم روز آخر قبل از اعزام به آمريكا براي همه ما سخنراني كرد .. و چه راهنمايي هاي مفيدي كرد كه ترجيح بند گفتارش رعايت پرستيژ ارتش شاهنشاهي و شآن لباس و مليت ايراني بود .. اما هيچ كس تره به حرف هاي اين بنده خدا خرد نكرد .. و به محض اين كه پاشون رو به ايالت متحده گذاشتند ، انگار نه انگار كه بايد شئونات رو رعايت كنيم .. بگذريم .. من فقط با اونيفورم رسمي ديده بودم .. آن روز كه براي تماشاي مراسم اعطاي جوايز به خلبانان آكروجت طلايي رفتم ، اول تيمسار رو نشناختم .. فكر كردم يك مستشار آمريكايي ليدره .. تا اين كه يكي از همكارانم بود كه ندا رو داد و گفت ببين ژنرال چه خوش تيپ شده !! آن ها بعد از پرواز و انجام مانور هاي متعدد ، به ترتيپ در فرودگاه مهرآباد فرود آمدند .. و سپس همه به يك خط ايستاده و شاه ابتدا با جهانباني صحبت كرد و سپس با يكايك خلبانان به گفت و گو پرداخت ..
حضور مرتب وليعهد در پايگاه .......
با گذشت زمان و قديمي شدن من ! ديگه با حوصله به اطرافم نگاه مي كردم .. تا قبل از اين كه آدم اجازه پرواز مستقل مداشته باشه ، احساس مي كنه تو قفسه .. مخصوصآ همه حواس اش به همدوره هاشه كه نكنه زودتر از من چك بشه .. اما به محض اين كه بلانسبت خرت از پل مي گذره .. ديگه احساس آرامش مي كني .. در همين ايام بود كه من گاهي از دور يك بچه اي رو مي ديدم كه با يك فروند بونانزا مرتب هي تو پايگاه شكاري جولان مي ده .. اصلآ حس كنجكاوي ام بر نمي انگيخت كه اين عزيز دردونه كيست !!؟ آخه اون موقع نوجوان هاي ده - دوازده ساله هم آموزش مي ديدند .. ! اغلب هم با بونانزا مي پريدند .. خب اوايل فكر مي كردم يكي از همين بچه هاست كه داره تمرين مي كنه .. تا اين كه يه روز خودم از پرواز مي امدم ، نزديك ظهر بود از بالا ديدم جلوي كاروان شلوغه ، ماشين تشريفات ايستاده .. زياد اهمميت ندادم .. موقع ظهر گاهي كه نهار خوري ما شلوغ بود ، مي رفتم نهار رو با بچه هاي شكاري مي خوردم . يك چند تا از همدوره هايم و يكي از هم اتاقي هايم با اف - ۴ مي پريد .. گاهي به او سر مي زدم .. در يكي از همين سر زدن ها بود كه فهميدم خاتم تو كاروانه ! اول فكر كردم براي شكاري ها اونجاست .. اما بعد متوجه شدم براي وليعهده !!
امان از پاچه خواري ............ !!
باور كنيد همه جور پاچه خواري ديده بودم .. اما تملق براي يه بچه كوچك رو تا اون موقع نديده بودم ! اون هم چه كساني !! از فرمانده پايگاه بگيريد تا رئيس عمليات .. دنبال اين بچه راه مي افتادند و دم به دقيقه احترام نظامي مي گذاشتند ... انگار اون بچه اصلآ اين چيزها رو حاليشه !! همين كار ها رو مي كنند كه اگه طرف شاه شد از همه توقع تملق رو داشته باشه !! از لحظه اي كه وليعهد وارد پايگاه مي شد از رئيس بي عرضه انتظامات گرفته .. تا اون بدبخت عقده اي كه مسئول تجهيزات پرواز بود .. همه دست به سينه مي ايستادند .. بعد ها كه با چهره هاي فرماندهان عالي رتبه آشنا شدم .. ديدم اي دل غافل از ستاد نيروي هوايي هم مي آيند .. تا اون بچه ده ساله هواپيماي بونزا رو تاكسي كرده و به حركت در آورد .. ديگه كم كم اين يه رسم و عادت شده بود ! و براي ما هم كه فقط تظاره گر بوديم ديدن اين صحنه ها عادي شده بود .. كم كم رشد وليهعد رو و بزرگ شدن اش رو در همين پايگاه به چشم ديديم .. تا جايي كه اين اواخر بنده خدا با اف -۵ مي پريد .. يك بار هم قبل از اين كه انقلاب بشه تو همين اتوبان كرج يه جايگاه درست كرده بودند .. كه آخرين بار وليعهد با اف - ۵ يه اپروچ ارتفاع پائين انجام داد و سپس به خانواده اش در مراسم پيوست .. !
ورود انور سادات به تهران .............
فكر مي كنم در زمان رياست جمهوري جيمي كارتر بود كه انورسادات يك سفر رسمي به ايران داشت . و همان گونه كه رسم بود ، پادشاه مملكت تو فرودگاه به پيشباز ميهمان رفته و بعد از مراسم تشريفاتي و سرود هر دو كشور ، ميزبان به مناسبت ورود يه نطقي مي كنه .. خب اون روز هم پادشاه مصر وارد تهران شده بود و تو فرودگاه مهرآباد جلوي آشيانه سلطنتي ، فرش قرمز پهن كرده بودند و گارد تشريفات همه حضور داشتند .. شاه هم يه نطقي رو از قبل آماده كرده بود كه در فرودگاه بعد از پايان مراسم تشريفات بخونه .. همه چيز به روال عادي طي مي شد .. معمولآ در اين گون مواقع هيچ هواپيمايي رو به سمت مهرآباد راهنمايي نمي كنند .. و تنها بعد از پايان مراسم كه معمولآ بيست دقيقه بيشتر طول نمي كشه هواپيما ها اجازه پيدا مي كنند كه به منطقه مهرآباد نزديك شوند ..
قارقاركي كه كاسه كوزه شاه رو به هم ريخت ...!!
خب حالا تجسم بفرماييد همه ميهمانان عالي مقام هر دو كشور جلوي آشيانه سلطنتي حضور دارند . خبرنگاران و شبكه هاي تلويزيوني خارجي همه در حال به تصوير كشيدن اين مراسم هستند . يادمه به خاطر مسئله كمپ ديويد و آشتي مصر و اسرائيل ، انور جون به يه چهره خبر ساز نزد غربي ها تبديل شده بود . و بر عكس عرب ها كه سايه اش رو با تير مي زدند ، به هر حال مورد توجه بود .. همين كه شاه شروع كرد به خوشامد گويي و جو گير شده و تازه افتاده بود روي غلطك ، نمي دونم يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ مادر مرده از كجا سرو كله اش پيدا شد !! حالا مراسم به صورت زنده از تلويزيون خودمون هم داره پخش مي شه !! هواپيما اومد و اومد و درست بي توجه به مراسم حساس ، روي باند ۲۹ چپ فرو آمده و شروع كرد به ريورس !! مي دانيد وقتي اين لامصب مي ره حالت ريورس ، صداش همه جا رو بر مي داره !! شاه بي توجه از اتفاقات رخ داده و در حالي كه صداي خودش رو هم نمي شنيد ، همين جوري براي خودش نطق مي كرد .. از اين ور هم يه عده معلوم نبود ساواكي بود .. ماموران ضد اطلاعات بودند .. كي بودند .. بيچاره ها مي پريدند بالا و پائين با دست به خليان اشاره مي كردند خاموش كنه !! انگار خلبان از دور مي بينه !! به هر حال از طريق برج به خلبان اعلام مي شه و او همون جا چهار تا موتورش رو خاموش مي كنه !!
پايان ماجرا .......... !!
اگر چه بالا پائين پريدن اطرافيان از طريق شبكه هاي مختلف دنيا از جمله ايران پخش مي شد و صحنه واقعآ خنده داري رو به وجود آورده بودند .. اما شاه از ترس اين كه خط رو گم نكنه .. همين جوري خودش رو مي خورد .. با قارقار موتور هاي قوي هواپيما كه در سكوت حاكم بر فرودگاه بد جوري انعكاس يافته بود .. چهره اعليحضرت هر لحظه قرمر و قرمز مي شد .. خود انور هم طفلك دوزاري اش افتاده بود كه ميهمان تو بد مخمصه اي گير افتاده ! ولي فكر كنم به زحمت جلوي خنده هاي خودشو گرفته بود !! آخه از شما چه پنهون من شنيده بودم انور جون از اون رهبران خوش خنده بوده كه به هر چيزي مي خنديده !! اما خودمونيم اون روز از ترس ابهت محمد رضا شاه خيلي خودش رو كنترل كرد .. طفلك حس كنجكاوي اش هم تحريك شده بود كه ببينه اين همه صدا از كجاست !!؟ اما چون همه دوربين ها روي صورت اش زوم شده بود .. حتي به عقب هم برنگشت ! شما اگه جاي انور سادات بوديد چه عكس العملي از خودتون نشون مي داديد !!؟
با تشكر و احترام :
بهروز مدرسي
اين مطلب ساعت ۸:۴۵ دقيقه بامداد نوزدهم تيرماه ۱۳۸۷ به پايان رسيد .
ايام به كام

حمل بار و مسافر در آفریقا !
براي مشاهده تصاوير ديدني كليك كنيد .

سايت جالب و آمورنده براي علاقه مندان رشته خلباني و كنترل ترافيك به صورت زنده
به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .
بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .
دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )
چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )
بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
"1973 Collision":(Taran):
November 28th,1973.On this day two military aircraft circled over a promontory which reached into deeply the territory of the former Soviet Union. A few minutes later one of the aircrafts were disappeared but the other one is flew through the border and violated the Soviet airspace. Over the other side of the approximately 100 kilometres width and 100 kilometres long promontory there were two Russian fighter in the air but they were too far from the intruder and as they were on a training mission they were not armed, as well. This time the air defence ordered one of the pair of MiG-21 aircrafts being in readiness to take off and intercept the intruder while the other aircraft on ready were put into first degree readiness ( i.e. the pilot sits in the cockpit waiting the permission for the take off ). Captain Gennagyij Jeliszejev headed his aircraft toward the border to intercept and identify the unknown aircraft. According to the identification of the captain the intruder was probably an Iranian RF-4 E Phantom reconnaissance aircraft.The F-4 pilot was Iranian and radar officer was an American ,namely,"John Sanderz" who were doing a spy flight under "Black Gene" project. The Russian pilot flew to the wingtip of the other aircraft and tried to sign the pilots to follow his plane and land by moving the MiG's wings up and down and using his radio and his hands. The crew of the spy plane got the signs but instead land on Soviet territory they speed up their aircraft and turned toward the border. This time the soviet pilot got the order to use his missiles and shot the intruder down. Jeliszejev activated the radar and locked on the enemy plane and tried to use the missiles against the intruder. The pilot of the Phantom was warned to the missile threat by his planes sensors and the pilot started to change his direction and altitude intensively and quickly because the missiles of the MiG were unusable against highly manoeuvring targets. As the border approached quickly and the ground control officer was afraid of failing the action they gave the shocking order to the pilot: No. 240, Taran.
But, what was "Taran", in fact? The word Taran became known in the aviation world during the WW II. Russian pilots used this method to destroy enemy bombers. As Soviet aircrafts had a relatively low calibre armament it often happened that they managed only to damage and not to destroy these bombers. In that case if the defence armament of the bomber was already neutralised the fighters flew behind the bomber with a little difference between the two aircrafts' airspeed and tried to destroy the control system of the bomber by their plane's propeller. This method was used more than 500 times during the war by soviet pilots but it was not a kamikaze action such as were the Japanese ones because in that case about one half of the attacker pilots survived the action what's more there was such Russian pilot who did it four time successfully and always managed to survived by his parachute.
Jeliszejev acknowledged the order, deactivated the locator pushed the throttle to maximum afterburn and flew after the escaping Phantom. About the followings there are no valid data. The air controllers saw on their screen the two dot indicating the two aircraft to come closer and closer to eachother while they were united on the screen and slowly disappeared. They called Jeliszejev on the radio but there was no answer. In fact,the mig came into collision back of the Phantom.F-4 crew ejected out and captured by Soviet Union forces but Jeliszejev was killed.
Gennagyij Jeliszejev who executed this order got the Hero of the Soviet Union medal after his death. His name was admitted as a life member to his squadron and it was always heard between the names of the living squadron members. The soviets named a school after him and the students of this school celebrated his heroism in every 28th November. They named a street after him in his home town. There is a whole room in the Museum of Flight full of the memories of his heroism and his personal things. His statue is placed in the avenue of the heroes.
Source:http://mm.iit.uni-miskolc.hu/Data/Winx/stories/steal25.html BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
برخورد 1973:"تاران":
28 نوامبر 1973.در این روز دو هواپیمای نظامی با گردش بر فراز دماغه ای مرتفع به عمق خاک اتحاد شوروی سابق وارد شدند.چند دقیقه بعد یکی از آنها ناپدید شد اما دیگری با پرواز در امتداد مرز حریم هوایی شوروی را نقض میکرد.بر فراز سمت دیگر این دماغه بلند که 100 کیلومتر پهنا و 100 کیلومتر نیز طول داشت دو جنگنده روسی نیز در حال پرواز بودند اما هم فاصله آنان از این موجود مزاحم دور بود و هم بخاطر اینکه مشغول انجام یک پرواز آزمایشی بودند هیچ سلاحی با خود حمل نمیکردند.در این موقع دفاع هوایی به یک جفت میگ-21 دستور داد که یکی آماده پرواز شود و دیگری نیز بحالت آماده باش درجه یک قرار گیرد.(در این حالت خلبان با نشستن در کاکپیت منتظر دریافت فرمان میشود).کاپیتان "گنادی الیسو" هواپیمایش را برای رهگیری و شناسایی هواپیمای متجاوز بسمت مرز هدایت کرد.کاپیتان هواپیمای مزاحم را یک فروند فانتوم "آر اف-4 ای" شناسایی ایرانی تشخیص داد.خلبان این "اف-4" ایرانی بود و افسر رادار یک آمریکایی بنام "جان ساندرز" و ایندو در هر حال انجام یک پرواز جاسوسی تحت پروژه "ژن سیاه" بودند.خلبان روسی خود را به بال فانتوم رساند و با بالا و پایین دادن بالهای میگ و همچنین با استفاده از رادیو از خلبانان خواست که وی را دنبال کرده ودر خاک شوروی فرود بیایند.خلبانان هواپیمای جاسوس علامات را دریافت کردند اما بجای نشستن در خاک شوروی با حداکثر سرعت بسمت مرز تغییر مسیر دادند.خلبان شوروی فرمان شلیک موشک و به زیر کشیدن متجاوز را دریافت کرد."الیسو" رادار را روشن کرد و با قفل کردن آن روی هواپیمای دشمن تلاش کرد که موشکهایش را بر علیه آن بکار گیرد.خلبان فانتوم نیز توسط حسگرهای هواپیمایش تهدید موشک را شناسایی نمود وشروع به تغییر جهت حرکت و ارتفاع هواپیما با سرعت و شدت هر چه تمامتر کرد.این عمل به این خاطر بود که موشک میگ در برابر اهدافی که بشدت مانور میکردند غیر قابل استفاده میشد.مرز بسرعت نزدیک میشد و افسر کنترل زمینی از ترس اینکه عملیات شکست بخورد به خلبان دستور تکان دهنده ای داد.دستور شماره 240 یا "تاران".اما "تاران" چه بود؟ واژه "تاران" درجنگ دوم جهانی وارد هوانوردی شد.خلبانان روسی از این روش برای انهدام بمب افکنهای دشمن استفاده میکردند.از آنجاییکه کالیبر مهمات هواپیماهای روسی پایین بود در بیشتر مواقع فقط قادر به وارد آوردن خسارت به بمب افکن بودند و توان انهدام کامل آنرا نداشتند.در این حالت اگر قبلا موفق به از کار انداختن تسلیحات دفاعی بمب افکن شده بودند با نزدیک شدن هر چه بیشتر به بمب افکن و با سرعتی نزدیک به سرعت آن تلاش میکردند که سیستم کنترلش را با پروانه های هواپیمای خود از کار بیندازند.این روش بیش از 500 مرتبه توسط خلبانان روسی در جنگ بکار گرفته شد .البته این روش یک روش انتحاری نظیر روش ژاپنیها نبود و حدود نیمی از خلبانانی که "تاران" میکردند با چتر خود را نجات میدادند و خلبانی بود که چهار مرتبه این کار را انجام داد و موفق شد که با چترنجات خود را نجات دهد.
"الیسو" با دریافت فرمان کنترل هواپیما را روی حالت ماکزیمم پس سوز قرار داد و به دنبال فانتوم در حال فرار پرواز کرد.هیچگونه اطلاعاتی در مورد جزییات این تعقیب وجود ندارد.متصدیان کنترل هوایی در رادار دو نقطه را دیدند که بیکدیگر نزدیک و نزدیکتر میشدند تا اینکه تبدیل بیک نقطه شدند و سپس به آرامی ناپدید گردیدند.آنها "الیسو" را از طریق رادیو صدا کردند اما جوابی نیامد.در واقع میگ به انتهای فانتوم برخورد کرده بود.خلبانان اف-4 ایجکت کردند و توسط نیروهای اتحاد شوروی به اسارت در آمدند اما "الیسو" کشته شد.
"گنادی الیسو" که این دستور را انجام داده بود پس از مرگ مفتخر به دریافت مدال "قهرمان اتحاد شوروی " گردید ونامش در بین اسکادران وی بعنوان یک عضو زنده (شهید زنده) پذیرفته شد و غالبا در بین نامهای سایر اعضا در قید حیات اسکادران شنیده میشد.مدرسه ای نیز به نام وی در آمد و دانش آموزان این مدرسه در روز 28 نوامبر یاد و خاطره قهرمانی وی را جشن میگیرند.خیابانی نیز در شهر وی به نامش نامگذاری گردیده است و یک اطاق کامل در "موزه هوایی " که پر از یادگارهای قهرمانی و وسایل شخصی اش میباشد بوی اختصاص یافته است.مجسمه وی نیز در خیابان قهرمانان قرار گرفته است..
منبع گرد آوری و ترجمه:علیرضا صادقی :http://mm.iit.uni-miskolc.hu/Data/Winx/stories/steal25.html
همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد
مرکز آپلود عکس ایرانی

اينجا رو كليك كنيد
قابل توجه علاقه مندان تحصيل در كشور بلارس
http://www.tophostingcenter.com/
مژده به ایرانیان سراسر جهان و شهروندان کانادایی
قابل توجه مهاجران گرامی ایرانی
نشانگر آمار موقتآ خراب است
برای دیدن ( اینجا ) را کلیک کنید




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه




























سلام
عمو راستي ما تو ظفار چندتا كشته داديم؟ميدونم يه فانتوم از دست داديم ولب ديگه خبري ندارم...بعد راسته به سربازهايي كه ميرفتن اونجا يه پيكان مي دادن؟
پاسخ
مازيار جان عزيزم .. راستش من دقيقآ نمي دونم چند نفر كشته در جنگ ظفار به جاي گذاشتيم .. اما در مورد اهداي پيكان اين واقعيت ندارد ... البته ممكنه خيلي ها به خاطر آوردن لوازم و فروش آن ها و حق ماموريت هاي منطقه جنگي پيكان هم خريده باشند .. پيكان آن موقع قيمتي نداشت
درود!
بسیار جالب بود و دلنشین!
امر فرموده بودید که سوالهایم را دوباره بفرستم.چشم!
جناب مدرسی! از اون لینک که دادم بازدید فرمودید؟
1-این مساله که شما فرمودید(قضیه ربوده دشن هواپینمای جهانبانی و فرار ایشان)، در چه تاریخی اتفاق افتاده؟آیا در مطبوعات اون زمان انعکاس داشته؟چون من علاقه دارد با مراجعه به آرشیو روزنامه ها،مطالبی در این مورد گیر بیارم،
2-در ضمن، من یکبار با یک نظامی کهنه کار صحبت کردم، ایشان گفتند که ارتشبد جهانبانی، در زمان درگیری مرزی ایران و عراق در 1975، رفته بودند بالای سر بغداد،و مانور داده بود!
آیا این حقیقت دارد؟
اگر ممکن است در مورد نقش نیروی هوایی در درگیری 1975 مطلب بگذارید، هر ایرانی، در هر زمانی و هر حکومتی، که برای دفاع از وطن، جانفشانی کرده، باید مورد احترام باشد.
عملیت البرز، که بزرگترین هجوم هوایی تاریخ نیروی هوایی ایران است، که طی اون بزرگترین ضربه به پایگاههای عراق زده شد، توسط ایشان طراحی شده بود، در قبل از انقلاب،آیا اطلاعات من درست هست؟
http://www.sajed.ir/pe/content/view/5939/224/
"امیر خلبان "حسین چیت فروش" رییس مرکز مطالعات و تحقیقات نیروی هوایی نیز گفت:
- نیروی هوایی توانست با گذشت کم تر از 14 ساعت، عملیات کمان 99 را آغاز کرد و با 140 فروند هواپیما، تمامی نقاط استراتژیک و منابع جنگی عراق را از شمال تا جنوب این کشور مورد حمله قرار داد."
3-در مورد عملیات البرز ، چرا مطلبی در سایت نمی گذارید؟
جناب مدرسی، کسانی که برای زنده نگه داشتن این مملکت، از جانشان گذشتند،حداقل خاطره آنها که باید به درستی یاد بشه و باقی بماند،نه اینکه....
قصد من تعیین تکلیف برای شما نیست!
بسیاری از پرسنل نیروی هوایی،که شهید شدند، چه از نظر معلومات و سطح سواد، چه از نظر شخصیت، واقعا الگو بوده اند، اما متاسفانه جوانان این مملکت حتی اسم آنها را هم نمی دانند!که این از بی لیاقتی مسولین فرهنگی ماست!
4-راستش را بخواهید، برای من تعجب آور که کسانی مثل:غفور جدی، که جایی دیدم به خاطر نقص در صندلی پران به شهادت رسید،در حالی خود ایشان دوره ویژه امنیت پرواز دید بوده و ارتش آمریکا در زمان شاه علاقه به جذب ایشان داشته، یا سروان ظریف خادم ، عضو تیم تاج طلایی، به کوه برخورد کرد، یا شهید وطنپور، که یکی از بهترین خلبانان کبری محسوب می شد، و هلی کوپترش به دلیل نقص فنی سقوط کرد،
نکند توطئه در کار بوده؟برای از بین بردن اینان؟
سلام عمو
من هم به دوستي با شما افتخار مي كنم.
شما خيلي به من لطف داريد. خوشحال مي شوم اگه باز هم كاري بود به من بفرماييد.
ممنون
يا علي
بهروز خان گل کاشتی دستتان دردنکند.
من را بردید به اون روزهای زیبا.
از تیم آکروجت گفتید.
اون اواخر 8 فروند F-5E تازه نفس داشت واقعا چه نمایشهای محشری داشت
اگر به خاطر داشته باشید سال 1352 بود که تیم بلو آنجلز با فانتوم هایش به کوشک نصرت رفت برای نمایش.
چه روزهایی بود حالا به جای تیم نمایشی تاج طلایی چند سال یک بار سه تا هواپیمای کهنهء توربوپراپ PC-7 برای نمایش می آورند آن هم فقط پرواز جمع.
جناب مدرسی یکی از F-86F های تیم آکروجت شاهنشاهی به همراه یکی از F-84G های این نیرو در قلعه مرغی تحت بدترین شرایط افتاده اند.
در مورد اسکادران 11 شکاری من هر دفعه به یاد فانتوم های اون میفتم احساس بدی به من دست میدهد که چگونه این اسکادران پس از انقلاب منحل شد و فانتومهایش یکی یکی مهرآباد را ترک کردند.
راستی جناب مدرسی یک درخواستی دارم چون میدانم هنوز خلبانان زیادی از دههء 1340 و 1350 باقیمانده اند به خصوص خلبانان شکاری و احتمالا خاطرات زیبایی هم از اون دوران زیبا دارند ترتیبی بدهید تا بتوانیم خاطرات با ارزش آنها را نیز برای آیندگان حفظ کنیم جناب مدرسی.
موفق باشید
منتظر سایر خاطرات زیبایتان از پیش از انقلاب هستم.
پاسخ
بابك عزيزم .. خيلي خوشحالم كه مطلب من نظر شما را جلب كرد .. بابك جان اين اولين كاامنت از شما بود كه خوش خط نوشته بودي و توانستم همه آن ها را بخوانم .. !! آخه ماشاالله شما چنان احساساتي مي شوي كه من با ناراحتي ، بخشي را حذف مي كردم .. و ناراحت بودم نكنه از دستم دلخور بشي .. به خدا قسم درك ات مي كنم .. ولي خب وقتي بد خط مي نويسي تقصير من چيست !!؟
بله من پرواز هاي كوشك نصرت را به ياد دارم ... حتي تمرين هاي بچه هاي تاج طلايي را از بالا ديده بودم .. از بالا خيلي زيبا تر به نظر مي رسند .. چون ما عادت كرديم از زمين آن ها را ببينيم .. ما در منطقه اشتهارد هولدينگ مي ساختيم .. و آن ها هم در آن جا و هم در منطقه اي به نام حكيميه ،يا حكيم آباد دقيقآ يادم نيست سمت شرق بود .. به طرف آبعلي .. آن ها را از بالا تماشا مي كرديم .. ياد دلاور مردان نيروي هوايي هميشه زنده مي ماند
با عرض سلام
مطلب بالا بسیار عالی بود
دو سوال دارم:
1- آیا آتشی که در زیر بال سی-130 که در تصویر لینک زیر دیده میشود مربوط به موشک های کمکی برای تیک آف است؟
لینک تصویر:
http://www.airplane-pictures.net/image19018.html
2-آیا تیک آف در باندی که تگرگ بسیار شدید می بارد امکان پذیر است؟
اگر شرایط اضطراری باشد و مجبور باشیم پرواز کنیم چطور؟
** با تشکر **
پاسخ
هومن جان عزيزم .. من خيلي صبر كردم .. ولي باز نشد .. حجم ان خيلي بالاست .. ولي فكر كنم اين تصوير مدل باشه .. چون نيمه كاره باز شد .. به هر حال هر وقت باز شد نظرم را خواهم گفت ..
تيك آف در هر شرايطي امكان پذير است پسرم .. فقط ابرهاي آتش زا ما و همه هواپيماها ضعف دارند .. وگرنه تگرگ و باران مشكلي نداره .. به دليل سرعت زياد شما حتي آن را حس هم نمي كني .. تازه برف پاك كن هاي قوي هم داريم كه در درجات مختلف عين ماشين كار مي كنه ... و خيلي قوي است ..
هومن جان تصوير باز شد .. بله عزيزم آن ها كپسول هاي جي تو است كه در هر طرف چهار عدد بسته مي شود و دگمه آن كه درحقيقت دستي آن در كابين خلبان سمت چپ قرار دارد .. و با كشيدن آن هواپيما عمودي بالا مي رود
موفق باشي
با سلام خدمت كاپيتان عزيز !
بسيار عالي و جذاب بود ,دستتان درد نكند.
مطلب ترجمه هم عالي و شيوا بود . باسپاس از جناب صادقي.
در ضمن آيا از سرنوشت دو خلبان ايراني فانتوم كه اسير شوروي شدند اطلاعي در دست هست؟
با سپاس
پاسخ
سعيد عزيزم .. خيلي ممنون پسرم خوشحالم كه نوشته هاي من نظر شما دوست عزيز رو جلب كرد .. سعيد جان من هيچ اطلاعي ندارم .. شايد جناب صادقي كه پي گيري مي كنند خبر داشته باشه
سلام آقاي مدرسي
دوباره مزاحم شدم من همچنان صبورانه در انتظار پاسخ جناب بيات هستم.
اما در مورد اينكه در ابتداي پست گفته بوديد كه عده اي شما رو طاغوتي مي نامند يا شمارو عامل خود فروخته نظام معرفي ميكنند بايد به حساب فقر شعور اين افراد گذاشت.
به نظر من شما انساني بوديد و هستيد كه خارج از هر زنده باد و مرده باد تمام وقت و عمر خودتون رو در راه خدمت و پيشرفت وطن هزينه كرديد و درود بر تمام كساني كه سر به راه ميهن نهاده و باعث پيشرفت اين مرز و بوم بوده و هستند چه در رژيم پهلوي چه در حكومت فعلي. حسين سهرابي
پاسخ
جناب سهرابي عزيزم ..
خيلي ممنون پسرم .. اين نظر لطف و درك شماست عزيزم
حسين جان من فردا صبح با جناب بيات قرار ملاقات دارم .. حتمآ به ايشان خواهم گفت .. فقط پسرم از آن جا كه ايشان در جريان نيست و من هم متآسفانه فراموش مي كنم كه خواسته و پرسش شما چيست .. استدعا مي كنم پرسش خودتون را يك بار ديگر در همين پست تا فردا قرار دهيد .. من از آرمان مي خواهم حتمآ به شما پاسخ دهد
موفق و پايدار باشي
SALAM AMO BEHROOZ MAN 5SHANBE MIRESAM IRAN LOTFAN SHOMAREYI CHIZI AGE MISHE BE MAN MAIL KONID , MAN HAMED HASTAM AZ CHICAGO RAJE BE HAMYESH KE PISHNEHAD DADE BOODAM , MIKHASTAM BEBINAM BE KOJA RESID EMAILE MAN DAR GHESMATE ADREES EMAIL HAST . KHOBO MAVAFAGH BASHID
HAMED AZ CHICAGO
پاسخ
حامد جان عزيزم .. خيلي خوشحالم پسرم كه داري تشريف مي آوري
سام هم به سلامتي آمده است
چشم من حتمآ با شما تماس خواهم گرفت .. همايش به دليل مشكلات و گرفتاري هاي مسكن ، فعلآ به تعويق افتاد
ولي حتمآ برگزار خواهد شد
به اميد ديدار
سلام به عمو بهروز عزیزم عمو جون ممنونم ازت به خاطر جواب دادنت به پیغامم ودیگر اینکه خدا اون روزو نیاره که من بخوام شماراسر کار بذارم ودیگه اینکه کلمه یاشاسین را به خاطر گل روی شما نوشتم که دوران کودکی و جوانی شما در اذربایجان بوده...نوکرتم تمام وقت اراز سولدوز
پاسخ
دوست عزيز و نازنين
من با شما شوخي كردم .. آخه هر چي مي نوشتم ياشاسين آذربايجان .. يا شاسين ايران ، شما گله مي كردي كه كامنت هاي من را پاسخ نمي دهي .. !! آخه امكان نداره من پاسخ دوستان عزيز و نازنين كه زحمت مي كشند و براي من پيغام مي گذارند ندهم .. من تنها زماني پاسخ نمي دهم كه زنده نباشم .. وگرنه تا زنده هستم با افتخار و عاشقانه پاسخ شما عزيزان رو مي دهم .. اين يكي از وظايف روزانه من است
منتها گاهي كاري پيش مي آيد كه فرصت پاسخ دادن را به دست نمي آورم ولي در اولين فرصت اين كار را مي كنم
من روي ماه شما پسر عزيزم را مي بوسم
قادان اولوم تمام آذربايجان لر
فداي تمام مردم با مرام آذربايجان بشم
سلام سرهنگ عزيز
حال شما خوبه
سرهنگ واقعا اين مطلب عالي بود
حسابي حال داد
دست شما درد نكنه
موفق باشيد
پاسخ
خوشحالم ممد جان عزيزم كه پسنديدي
1-خوش دامپزشکی،53متر 2خوابه تکواحدی،ط 1،بدون مالک،10 م+230
تماس:66360459 املاک واحدیان
2-سعادت آباد،70متر با کلیه امکانات،بدون مالک
تماس:88685001 و 09365158320 به نام فلاح
3-بلوار فردوس_بهار،متراژهای 57 و 70 و100 و 125 با امکانات کامل_رهن واجاره،
تماس:44135900 و 09192969070 به نام خلج
4-شهر آرا _پاتریس_ستارخان،70_80_90 به بالا قدیمی نوساز،فول آپشن
تماس:66550048 و 09126873308
5-بلوار فردوس_سازمان برنامه،61 الی 85 متر فول امکانات
تماس:44161500 و 44161502 به نام جلالی
6-رودکی(مسکن آزاد)،65 متر 2 خوابه ،انباری،ام دی اف،ط 1،نوساز،12 م+100
تماس:66374428 و 09329193924
7-شاهین شمالی،66 متر 2 خوابه،باکلیه امکانات،ط3، 8 م+350
تماس:88008219 و 09360599933
8-سرباز_خواجه نظام،آپارتمانهای 60 و 70 متری دارای پارکینگ و انباری،بدون مالک
تماس:77654861 و 2
9-شریعتی_ادیبی،60 و 70 متر 1 و2 خوابه،فول امکانات،بی مالک،
تماس:88437924 و 88442193
10_مسکن نامی_اشرفی اصفهانی،بهترینهای منطقه با بهترین دسترسی 1 و2 خوابه،رهن کامل و رهن واجاره
تماس:44005425 و 44009654
11-بلوار فردوس غرب،رهن واجاره با شرایط و متراژهای مختلف(مسکن طلایی)
تماس:44117793 و 44109572
12-16 متری امیری،70 متر 2 خوابه ،ط 2،با سرویس کامل،تلفن مجزا،تخلیه،فوری
تماس:66613110 و 09125254097
13-پونک،انتهای بزرگراه اشرفی،تعدادی واحد شیک،با کلیه امکانات
تماس:44871161 الی 64
14-میدان نور،70 متر 2 خوابه،با کلیه امکانات رفاهی،رهن واجاره فوری
تماس:44472900 به نام سوره
15-سید خندان_دبستان،70 متر 1 و2 خوابه،پارکینگ+انباری،
تماس:22865845 و 09124448921 به نام غمخوار
16-سبلان شمالی،70متر 2 خوابه،رهن واجاره یا فروش
تماس:77802605
17-جنت آباد شمالی(مسکن فردین)،60متر(6م+320) ،65 متر(12م+120 و 10م+270)
تماس:44812393 و 44812059
18-خیابان اشرفی اصفهانی،65 متر با انباری و پارکینگ،تخلیه،بازدید پنجشنبه 8 الی 12 صبح
تماس:09126305598
19-یوسف آباد،70متر 2 خواب،نوساز،
تماس:88102450 و 88102451 و 09359634775 له نام قمری
20-بلوار فردوس،61 متر 2خوابه،رهن واجاره
67 متر 2خوابه،رهن کامل
تماس:44068583 به نام دهقان
21-ستار خان_خسرو جنوبی،2 واحد 70 متری،
تماس:09363034870 و 09121880755 به نام احمدی
22-بلوار فردوس،مسکن آرین،52 متر 2 خوابه(15+150)،65 متر 2خوابه(10+320)،88متر2خوابه(10+420)
تماس:44095678 و 44056806
23-سهروردی_اندیشه اصلی،68 متر آپارتمان 3 خوابه،فول امکانات،2 خط تلفن(بی واسطه)
تماس:09121089587
24-فاطمی_گلها،70متر 2 خوابه،ط3،با پارکینگ و انباری
تماس:88013389 و 09123096623 به نام حسینی
25-بهار شیراز،70متر 2 خوابه،فول امکانات
تماس:88302020 و 09329287535 به نام پیام
پاسخ
نيلوفر عزيزم .. خيلي ممنون دخترم .. خيلي زحمت مي كشي
من امروز دنبال خانه هايي كه در ليست قبلي فرستادي بودي رفتم .. اميدوارم با يكي از آن ها تا شنبه قراداد ببنديم
واقعآ از شما دختر خوب و مهربانم ممنونم
وليعهد از ده سالگي با هواپيما پرواز ميكرد؟!!
پاسخ
غير از وليعهد بچه هاي ديگري هم با بونانزا پرواز مي كردند .. خودم با چشم هاي كورم ديدم عزيز .. مگه چه اشكالي داره ؟
درود!
بنده جایی دیدم که تیم تاج طلایی در جهان اول یا دوم شده بوده است، شما اطلاعی در این مورد دارید؟این در چه تاریخی بوده؟
همچنین گفته می شود ارتشبد جهانبانی در آمریکا قهرمان نمایشهای هوایی بوده اند. در این مورد مستنداتی دارید؟
به هر حال، سعی شده در اینجا اطلاعات کاملی در مورد آکروجت تاج طلایی جهع آوری شود، من امیدوارم سایر دوستان که عکسهای از ایشان داند در اختیار بگذارند
سپاسگزارم، برای شما آرزوی سلامت و تندرستی دارم، خداوند پشتیبان و نگهدارتان!
پاسخ
دوست عزيزم .. باور كنيد من هم مثل شما فقط اين موارد را مي شنيدم .. اما هرگز نمي دونم تاريخ آن كي بوده يا مدركي در اين باره است يا خير ؟
چون گردان و پايگاه ما با اين عزيزان فرق مي كرد .. و فقط گاهي در آسمان موقع تمرين مي ديديم يا اين كه هر گاه به پايگاه شكاري مي رفتيم .. به هر حال هستند دوستاني كه به ياد داشته باشند .. حتمآ پاسخ خودت رو خواهي گرفت
سلام جناب سرهنگ.خيلي تشكر ميكنم بابت خاطرات خيلي زيباتون،من يكي از همكاراتون از م ه ش دوران هستم.15روز پيش بصورت اتفاقي در حالي كه دنبال عكسهايي ازc130 ميگشتم با سايت شما آشنا شدم،از اون روز تا حالا تقريبا همه خاطراتتونو خوندم،واقعا زيبا بود،از اون روز هر موقع c130 رو ميبينم ياد شما و خاطراتتون با اون مي افتم.با تشكر ستوان رضايي
پاسخ
جناب سروان رضايي عزيز ..
با درود و تشكر ويژه از محبتي كه به حقير داشتيد .. واقعآ خوشحالم كه بزرگواري نظامي به جمع ياران همدل و صميمي اين سايت پيوسته است
براي شما و خانواده محترمتان آرزوي موفقيت دارم
شاد و پايدار باشيد
منبع عكسها چه سايتي است؟در مورد كامنت يكي از دوستان بايد بگم كه منهم جايي شنيده ام كه عمليات البرز قبل از انقلاب و در صورت تهاجم احتمالي عراق توسط تيمسار جهانباني طراحي شده بود.راستي وليعهد مملكت هرسني هم داشته باشد بالاخره شاه اينده است و قابل احترام.موافق نيستيد؟!
پاسخ
اميد جان من عكس ها را يا از طريق گوگل پيدا مي كنم يا دوستان و خوانندگان برايم مي فرستند .. در مورد عمليات البرز من چيزي نشنيدم .. در مورد وليعهد عزيزم بايد عرض كنم بنده هيچ گونه احساسي به ايشون نداشته و ندارم ... و اصلآ هم وارد مسايل سياسي نمي شوم
ضمن سلام!
با تشکر از خواننده گرامی -سعید-چنانچه اطلاعات بیشتری راجع به این حادثه و حوادث مشابه احتیاج دارید به مجله "جنگ افزار" شماره 40 مراجعه کرده و مقاله "شکارچیان سکوت" را مطالعه فرمایید.
موفق باشید
سلام عمو بهروز
خوبید خدارو شکر؟؟؟
من خیلی وقته به اقای بیات 2 تا میل زدم ولی جوابی ندادن
حدود سه هفته ای میشه
نمیدونید چرا جواب نمیدن؟
پاسخ
دختر عزيزم زهراي نازنين
من امروز پيش از ظهر منزل آقاي بيات بودم .. خدمت شما عرض كنم دليلي كه مدتي است به اي ميل كسي پاسخ نمي دهد ، به حساب بد قولي نگذاريد .. واقعيت اينه كه اولآ سه هفته طفلك خودش بيمار و بستري بوده است .. دوم اين كه اخيرآ اسباب كشي به منزل جديد داشت .. و تا آن جايي كه من مي دونم در منزل كامپيوتري نديدم .. يا خراب شده يا هر چيز ديگر .. ؟ چون از من سراغ پست مربوط به ايرباس را مي گرفت كه آپ شده يا نه .. ؟ ولي زهرا جان خبر موثقي دارم از هفته آينده مسئوليتي كه در يكي از اير لاين ها دارد .. حتمآ دسترسي به اينترنت خواهد داشت
به هر حال من از شما به خاطر اين تآخير ناخواسته پسرم ، پوزش مي خواهم
موفق و شادمان باشيد
سلام
انشالله سلامت باشید و منزلی مناسب پیدا کنید. با تشکر از خاطره زیبایتان, میخواستم بدانم نوجوانانی که برای خلبانی تعلیم میدیدند ,از بحساب آقازاده ها بودند یا افراد عادی هم میتوانستند داوطلب شوند
با تشکر مجدد
علی- فرانسه
پاسخ
علي جان عزيزم .. به نكته جالبي اشاره كردي ... اتفاقآ در همان ايام يادمه كنجكاوي كرده و از معلم خلبان آن نوجواني كه نخستين بار ديدمش ، در مورد شغل پدرش پرسيدم .. مي دوني چي گفت ؟ گفت پسر نگهبان است ( كه اون موقع پاسبان بود ) ، ولي علي جان يك مسئله خيلي پيش پا افتاده بود .. من هم به اين دليل پرسيدم كه ببينم اآيا از همكاران است يا ساير اصناف .. واقعآ هم ارزان بود .. اتفاقآ اگه يادت باشه وعده داده بودم با يك خلباني كه از طريق مسافر كشي با يك ماشين پيكان قراضه در تهران ، در حالي كه خيابان ها را نمي شناخت ، شهريه خلباني اش را تهيه كرده و الان جز بهترين خلبان هاي اير لاين است . مصاحبه تكميل بود و منتظر عكس بودم ... كه نامبرده خوشبختانه يا متآسفانه مسئوليت مديريت فرودگاهي رو به عهده گرفته است .. ديگه نمي تونم آن مصاحبه رو چاپ كنم ...
آره علي جان .. اون موقع حتي در سال هاي جنگ .. اين همه خلباني مشتاق نداشت .. الان مدتي است كه تب آموزش بين دختر هاي جوان و آقا پسر ها افزايش يافته است .. ولي اميدوارم با برنامه هايي كه به زودي اجرا مي شود ، هزينه هاي آموزش خيلي ارزان تر مي شود
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت تنها خلبان لوتی وبامرام دنیا.عمو مثل همیشه عالی بود واقعا خسته نباشید.عمو جان واقعا این چند مدتی که نبودم دلم لک زده بود برای سایت و مطالب زیبای شما عمو جان بعد از اون هفته که شما تشریف اوردید پیش من من هر چی زنگ میزدم به موبایل خاموش بود بعد من پیش خودم گفتم بعد از اون صحبتهایی که تلفنی با هم کردیم گفتم حتما فعلا دنبال خونه نیستید تا الان اومدم دیدیم باز ابجی نیلوفر زحمت کشیده ادرس خونه داده .من بعد از اون تماسی که باهاتون داشتم یک مشگل برای من پیش اومد و مادرم راهی بیمارستان شد و قراره امروز بعدازظهر بیارنش خونه باور کن عمو تو این مدت حس وحال هیچ کاری رو نداشتم خدا رو صد هزار مرتبه شکر که نظری به این بنده حقیر وپستش انداخت و مادرم را شفا داد عمو باور کن الان که دارم مینویسم یاد اون صحنه ها که مادرم رو میبردن می افتم اشگم راه افتاد باز خدا رو شکر.عمو دلیل کامنت نگذاشتن و زنگ نزدن من این بود عمو جون خیلی میخامت اون روز که با اومدین سمت ما و با زن عمو صحبت کردم دیدم خیلی دلش پره بنده خدا عمو به جون مادرم که میخواهم دنیاش نباشه فکر نکنی من به فکرت نبودم تو این مدت این املاکهایی که سپرده بودم زنگ زدند ولی من نمی تونستم برم باز هم از روی شما و زن عمو شرمنده ام.الان که مشکلات ام حل شده هماهنگ کن عمو چند کیس مناسب خودتون که با هم صحبت کردیم دارم ببخشید سرتونم درد اوردم زیاد حرف زدم. باتشکر.یاعلی
پاسخ
رضا جان عزيزم .. از اين كه حال مادر مهربانت به خواست خداوند بهبود يافته ، خيلي خيلي خوشحالم
راستش من خيلي نگرانت شده بودم و با خود مي گفتم خدايا چه اتفاقي براي پسر خوش تيپ عزيزم رخ داده است ؟
رضا جان قيمت اجاره بها رو به 400 هزار تومان رساندم .. تا شايد پيدا بشه .. از طرفي هم تا 25 تيرماه تمديد كرديم
ناچار مزاحم نيلوفر شدم و دوباره خواهش كردم ليست هايش رو برام بفرسته .. و هر روز دنبال خانه در به در هستيم
از قول من خدمت خواهر عزيزم مادري مهربان و بزرگوار خيلي سلام برسون .. مواظب خودت باش عزيزم
ببخشيد عكسها واقعي است؟
پاسخ
اميد جان من نمي دونم منظورت كدوم عكس هاست .. ؟
عكس هاي اول و دوم واقعي هستند .. عكس سوم كه رنگ پس رمينه آن فرق مي كند ، تلفيقي است كه خودم ساختم .. بعد از آن تمام عكس ها واقعي است فقط رژه سرگروهبان فاطي تلفيقي است .. و اگه دقت كني خودت متوجه مي شوي
اميدوارم به پاسخي كه مي خواستي رسيده باشي
موفق باشي عزيزم
سلام عمو جونم
راستش دیروز براتون کامنت گذاشته بودم. ارور داد. ظاهرا به دستتون نرسیده. مرسی بابت این پست. صحنه هاش خیلی واقعی بود. میگم خدا پدر اون کارگردانی رو که شما رو برای فیلمنامه نویسی کشف کرد بیامرزه!! راستی کار فیلمنامه خوب پیش میره؟
راستی از آقای صادقی هم می خواستم تشکر کنم بابت مطلبشون. این دستور تاران که خیلی دستور وحشتناکی بوده!! راستی میشه به خلبان یه دستوری بدن و اون اطاعت نکنه؟ از لحاظ قانونی میگم؟
شاد باشید
پاسخ
دامون جان عزيزم .. من كامنت ديروزي شما رو ديدم و پاسخ ان را هم دادم ... در ضمن خوشحالم كه مطلب توجه شما دختر خوبم را به خود جلب كرده اسست
در مورد اين كه دستوري به خلبان بدهند و او اجرا نكنه .. چند مرحله داره .. اولآ دستور دهنده كي باشه .. ؟ معمولآ عمليات يا افسر پست فرماندهي دستوري را مي دهند ... قانونآ بايد اجرا كنه .. اگه به هر دليلي امتناع كرد .. خب با او برخورد مي شه .. شايد در سطح پايگاه با او برخورد كنند ، و شايد هم به مراجع قضايي ارتش بفرستند .. اين مربوط به زماني است كه در آسمان به او دستوري را مي دهند .. يا دستور قبلي كه با آن پرواز رفته را لغو مي كنند .. اما گاهي هم ممكنه در روي زمين از دستوري سرپيچي كنه .. خب اين جا مانند ساير افسران نظامي با او برخورد مي شه .. و خلبان بودن او هيچ تآثيري در نتيجه قضاوت ندارد
شاد و سربلند باشي
با سلام
استاد نمیخوام وقت ارزشمند شما رو با سوالاتم بگیرم ولی چکار کنم سوالات زیادی در ذهن دارم:
1- اولین باری که سی-130 وارد ایران شد چه سالی بود؟ و چه تعداد وارد شد؟
2- سخت ترین لحظه ای که در طی چندین سال پرواز در درون سی-130 داشته اید چه بوده؟ آیا حادثه ای در آسمان برای هواپیمای شما اتفاق افتاده که مجبور به فرود اضطراری بشوید؟
4- طول عمر یک فروند سی-130 چقدر است؟
5- شما در کل چند ساعت پرواز داشته اید؟
6- آیا نکات خلبانی را فراموش کرده اید؟ منظورم این است که اگر همین الان یک سی-130 به شما بدهند آیا می توانید با آن پرواز کنید؟
** با تشکر **
پاسخ
هومن جان در مورد تاريخ دقيق ورود هواپيماي سي - 130 به ايران در آن سه پستي كه در باره سانحه برخورد هواپيماي حامل خبرنگاران بود نوشتم .. فكر كنم 1344 يا 1346 بوده است .. يادم رفته است .. اگه به بخش اول يا دوم آن لينك مراجعه كني در آن قيد شده است
تعداد آن را متآسفانه مجاز به بيان آن نيستم ...
سخت ترين لحظه زماني بود كه داشتيم روي منطقه انارك سقوط مي كرديم .. و فرامين قفل كرده بود و من در اخرين لحظات كفش هايي كه براي دخترم خريده بودم به روي سينه ام قرار دادم .. كه در آخرين لحظات خود به خود از قفل بيرون امد .. در باره اين حادثه مطلب نوشته ام .. .. اما در باره فرود اضطراري بله پسرم خيلي اتفاق افتاد ... مخصوصآ در زمان جنگ يا حتي پيش از آن .. كه اغلب مربوط به ايراد موتور يا هيدروليك يا چرخ هواپيما بود .. ولي بيشترين آن ها مربوط به موتور بود .
عمر سي - 130 را معين نكرده اند .. فعلآ كه داره با اقتدار كار مي كنه و هر از گاهي مدل هاي جديد تري توليد مي شود .. تا زماني كه بتواند پرواز كند .. كي پرد . الان در خيلي از كشور هاي جهان اين هواپيما در حال خدمت است
طول ساعت پرواز هاي من 5000 ساعت بود عزيزم كه 1370 ساعت آن مربوط به مناطق جنگي بود
در مورد سوال آخر بگويم .. پرواز كردن مثل دوچرخه سواري مي ماند كه هيچ گاه اصول آن از ياد انسان نمي رود .. ولي به دليل اهميت موضوع و فراموش كار بودن انسان ، هر خلباني مدتي از فضاي پرواز دور شده باشد .. خواه به دليل بيماري خواه به دليل ساير مشكلاتي كه براش پيش مي آيد .. قبل از پرواز ، حتمآ بايد چك شود .. تا مطمئن شوند كه از خاطرش نرفته است . اين را مقررات مي گويند .. همان مقررات تآكيد مي كنند كساني كه بيماري قلبي دارند مجاز به پرواز نيستند .. خب اين هايي كه گفتم از نظر مقررات است .. ولي فكرش را بكن مثلآ در پروازي اتفاقي براي خلباني رخ دهد .. در اين جا وظيفه آن شخص كه خلباني بلد است حكم مي كند كه براي نجات جان مسافران ، به كابين رفته و هواپيما را به زمين بنشاند ... ديگه اين جا نمي پرسند آيا چك شدي يا نه .. چون پاي مرگ و زندگي در ميان است ... به همين دليل دو صنف وقتي سوار هواپيماي مسافربري مي شوند بايد به ميهماندار بگويند حضورشون را به كاپيتان اعلام دارند ... يكي خلبان است و ديگري پزشك مي باشد ... اين ها به دليل همين مسئله است كه عرض كردم
موفق باشي
با سلام . يك سئوال داشتم كه اميدوارم به آن پاسخ دهيد.از وبتون واز خودتون تعريف نمي كنم چون نيازي به تعريف نداريد.اينو بگم كه شما كشف جديد من هستيد كه از آن خيلي خوشحالم!
و اما سوال :معلومه كه شما از خلبانان درجه يك و با ذكاوت و مشتي نيروي هوايي بوديد كه دوره تان در آمريكا را با موفقيت تمام كرديد (ببخشيد اگه تعريف كردم !) حال سئوال من اينست كه شما با موقعيتي كه داشتيد چرا سراغ جنگنده نرفتيد كه هزار جور برتري به هواپيماي باربري دارد (البته كه جنگنده در جنگ براي جون آدم خيلي خطرناكه) حالا شما خودتان به سراغ سي 130 رفيد يا در امتحان يا چيزي شبيه به اون نمره نياورديد (ببخشيد اگه جسارت كردم)و اگر خودتون انتخاب كننده بوديد چرا سراغ جنگنده نرفتيد(مثلا اف14 خيلي حال ميده و خيلي با كلاسه !)؟؟؟
يا علي
پاسخ
عزيزم .. خيلي ممنون از تعاريفي كه فرمودي .. راستش من در حد اين تعاريف نبوده و نيستم ... بلكه مخلص همه هموطنان گرامي هستم
دوست عزيز .. در آن مقطعي كه ما براي ادامه تحصيل به آمريكا رفتيم .. اولآ خيلي سن و سال مون كم بود .. دوم اين كه آن حكمي كه براي اعزام مي آمد تعين مي كرد ... من در آن پست كه با عنوان چگونه الكي الكي به آمريكا اعزام شدم .. دقيقآ شرايط را توضيح دادم .. اما يك بار براي آگاهي ما عرض مي كنم
از همه داوطلبان امتحان زبان مي گرفتند .. كه به آن بيگ تست مي گفتند
بعد تمام كساني كه از ميان دانشجوياني كه كلاس هاي زبان و اصول اوليه را گذرانده بودند و در بيگ تست قبول شده بودند .. همه به اتفاق به واحدي به نام اعزام به خارج حضور مي يافتند ... در هفته چند تا درخواست به اين واحد اعلام مي شد .. و ان ها از ميان قبول شدگان انتخاب كرده و به امريكا مي فرستادند .. روزي كه گروه ما اعزام شد .. حتي نمي دونستيم با چه هواپيمايي پرواز خواهيم كرد .. حتي اوايل ما با هواپيماهاي شكاري دوره مي ديديم .. هواپيماهاي اف - 86 كه از شانس ما از رده خارج شد . و در همان امريكا ما را منتقل به پايگاهي كردند كه سي - 130 بود . اون جا بود كه فهميديم روي پشاني ما سي - 130 نوشته اند .. و من چون خوشم مي امد ديگه با جديت مطالعه كردم .. و در برگشت هم خيلي مطالعه كرده و كتب مربوط به سي - 130 رو مي خواندم
ولي بعد ها اين قانون تغير كرد ..... كه به دوره ما را شامل نمي شد
شاد و پيروز باشي
سلام آقای مدرسی
این دومین نظر من است . من به دلیل شغل پدرم و علاقه شخصی با خیلی از همکاران شما صحبت کردم که اغلب از خلبانان یا تکنسیسنهای F14 بوده اند . خاطراتشان مثل شما فوق العاده و آموزنده است . متاسفانه بطور کلی در مورد شماها بی مهری فراوانی صورت گرفته . خلبانان از مردمان شریف و سرمایه های کشورها هستند . کسانیکه هم دانش خوب و هم سلامتی کامل جسمی برخوردارند .از آنجا که بخش زیادی از خاطرات شما مربوط به دوران گذشته است قطعاً عده ای قصد ندارند این خاطرات گفته شود .نگران شما هم هستم ! کاش در کشور ما افراط ها و تفریطها جای خود را به تفکر و دوستی میداد . من کماکان خاطرات شما را میخوانم و احتمالاً خودم هم بزودی سایتی شبیه میسازم . میخواستم نظرتون رو راجع به این ویدئو بدانم (باید با اینترنت پر سرعت دید)
http://www.youtube.com/watch?v=hFabJE5yKJY
پاسخ
علي جان اين نظر لطف شماست كه اين همه محبت داريد ... اما در مورد بي مهري ها بگويم .. هيچ كجاي دنيا سابقه نداشته است كه صنفي خاص را روي سرشون گذاشته و حلوا حلوا بگويند ... !! البته كهنه سربازان و قهرمانان جنگ داستان اش فرق مي كنه .. و از آن جا كه در جنگ افراد غير نظامي كه هيچ گونه قانونآ مسئوليتي نداشتند ايثار و از خود گدذشتگي كردند ، لذا تعداد ايثارگران و قهرمانان خيلي افزايش يافت .. و مسئولاني كه وظيفه رسيدگي به ان ها را داشتند به دليل انبوه پرسنل ، ديگه به امثال من كه تنها از روي وظيفه قانوني و شرعي خود كاري را انجام داده بوديم نمي رسند كه يك امر كاملآ طبيعي است و گله مند نيستيم
در مورد خاطرات گذشته كه فرموديد ممكنه بعضي ها خوششان نيايد .. بايد عرض كنم ، هدف انتشار هم خيلي موثر است .. الان همه ديگه مي دانند كه من آدم سياسي نيستم و همين جوري هر چه يادم امد چه از جنگ و چه از پيش از انقلاب را براي آگاهي نسل جوان بدون اين كه طرفداري كرده باشم مي گويم .. كه تآثير آن عشق به وطن است نه چيز ديگري .. در ضمن خوشحالم كه شما هم قصد اين كار را داريد ... دوست عزيز لينك فوق چون فيلتر بود باز نشد
موفق باشي عزيزم
منظورم از واقعي بودن عكسها اين بود كه ايا واقعا عكسها مربوط به همين بازديد شاه است_يعني مثلا ان خانم كه با شاه دست ميده سرگروهبان فاطي است؟_يا عكسها تزييني است؟اگر اينطور است منبع عكسها را ممكنه بدونم؟
پاسخ
اميد جان من قبلآ هم توضيح دادم از طريق گوگل به اين تصاوير دست پيدا كردم و چون زير ان نوشته بود بازديد از مركز اموزش هوايي ، و من آن موقع حضور داشته و دقيقآ در خاطرم مانده بود ، مطلب رو بر اساس آن تصوير نوشتم .. و در ادامه ياد ماجراي ديگري افتادم كه آن را هم تلفيق كردم
به عبارتي خاطرات من بخشي مربوط به دوره آموزشي در مركز اموزش هوايي بود .. بخش ديگر آن مربوط به پايگاه و بازديد هاي شاه و وليعهد ... كه اميدوارم متوجه شده باشيد
خانمهاي افسر قرار بود چكاره بشوند؟!
پاسخ
در آن زمان ما هم افسر و درجه دار خانم هم داشتيم
همان كاري كه آقايان مي كردند ، خب خانم ها هم انجام مي دادند .. حتي يادمه در شهرباني هم داشتيم
اين اقاي jsfكجاست؟خبري ازش نيست نه اينجا نه توي فرومهاي ديگه!راستي قرار بود عكسهاي قديمتون را بزارين تو سايت؟
پاسخ
راستش هر از گاهي به اين سايت تشريف مي آورند و اگه عكس و تصويري خواسته باشم برام ارسال مي كنه ... اغلب هستش
سلامامیدوارم خوب باشید
چه خبر؟؟ چه کردید؟
براتون باز هم بفرستم یا نه؟
پاسخ ..
نيلوفر جان .. دستم به دامانات .. ديگه چيزي به مهلت ما نمانده ... قول شرف داده بوديم تا 25 تير خالي مي كنيم .. اين ها را رفتيم .. اغلب خيلي گران بودند .. بيست ميليون با 500 يا 450 اجاره .. يا خيلي پرت و دور بودند .. كه همسرم نپسنديد .. فدات بشم دخترم شنبه يك بار ديگه ارزان هايش را پيدا كن اجاره تا 400 تومان ... حتي اگر خوب باشه شايد بتوانم وديعه را تا ده تومان افزايش بدهم .. اين در شرايط اضطراري است
از ميان تمام اين ها يكي را همسرم پسنديد و با بنگاه كلي صحبت كرد .. ولي بنگاهي گفت خبر مي دهيم .. چند بار هم زنگ زديم .. گفتند نماز مي خواند .. ولي هرگز به ما زنگ نزد ... و من از قبل مي دونستم كه به دنبال مشتري گران تري است ... مخصوصآ وقتي گفت نماز مي خوانه .. گفتم خانم اين بابا امكان نداره به ما زنگ بزنه ... قيد اين را بزن .. اتفاقآ كيس خيلي خوبي بود .. يك مقدار بالاتر از محل زندگي خودمون بود
تيلي جان فدات بشم .. خيلي اذيت ات كردم ببخشيد .. واقعآ در شرايط روحي مناسبي نيستم .. خدا لعنت كنه سودجويان رو كه اين گونه خون مردم رو مي مكند
سلام استاد
می دونم که خیلی بی موقع دارم این کامنت را می گذارم ولی به بزرگواری خودتان ببخشید.
استاد طبق قولی که به شما داده بودم تمام قسمتهای پخش شده سری مستند بررسی علل سقوط هواپیماها را برایتان مدتهاست روی دی وی دی ریخته ام که جمعا" پنج دی وی دی شده و منتظر دستور شما هستم تا خدمتتان بدهم فقط محض یادآوری عرض کردم که خدای نکرده بد قول نزد شما نشوم. این مجموعه حدود پنجاه قسمت چهل و پنج دقیقه ای است که به علل سقوط هواپیماها می پردازد که جدا" مجموعه نفیسی است و اگر خاطرتان باشد یک کامنت در مورد بسته شدن پیتوت یک بویینگ 757 گذاشتم که منجر به سقوط آن هواپیما گردید.
علاوه بر این مجموعه چند قسمت اضافی مانند علت سقوط کنکورد و گراند شدن تمامی کنکوردها در این مجموعه اضافه کرده ام.
استاد هر وقت که امر بفرمایید تقدیم می کنم.
پیروز باشید
سام
پاسخ
سام عزيزم .. بله پسرم دقيقآ يادم است . منتظر بودم شما از راه برسيد خستگي به در كنيد و سپس مزاحم بشوم .. سام جان يك شماره تلفن بده تا با شما قرار بگذارم
خيلي ممنون از زحمت بسيار ارزنده اي كه براي من كشيدي
سلام
واقعا مطالب جالب و خواندني است براي من كه جواني 23 ساله هستم و ان دوران را نديده ام راقها جالب و خواندني است با اين سانسوري كه در رسانه هاي داخلي اعمال مي كنند پي بردن به حقايق گذشته كمي مشكل است.
اقاي مدرسي عزيز اگر براي شما امكان دارد در مورد توان نيروي هوايي شاهنشاهي 30-40 سال پيش و توان نيروي هوايي حال ايران مطلب بنويسيد .
خيلي از افراد از روي اگاهي يا از روي تعصب از وابستگي كامل ايران به امريكا در زمان شاه صحبت مي كنند اگر براي شما مقدور است در اين مورد هم مطلب بنويسيد.
دوستار شما محمد.
پاسخ
محمد عزيزم .. خيلي خوشحالم كه جواني برومند با شايستگي شما علاقه به تاريخ كشور خودش داره
پسرم چشم .. ولي فراموش نكن من تنها مي توانم به موارد فني و تاريخي نگاه كنم ، اصلآ نمي توانم وارد فاز سياسي ان شوم ..
سلام خدمت سرباز وطن
باور می فرمایید من هر وقت به سایت شما سر می زنم برای دیدن مطلب جدید نیست فقط می خواهم بدانم که خانه گیر آورده اید یا نه. وقتی یادداشت اتان خطاب به بانو نیلوفر
را خواندم واقعا حالم گرفت .به خصوص آن بنگاهی که برای گران تر اجاره دادن از هر حیله
ای استفاده می کرد(با کمال تاسف که بهانه نماز هم می آورد)واقعا جامعه ما دارد کجا چنین شتابان می رود واقعا وقتی ما خودمون به خودمون رحم نمی کنیم انتظار رحمت الهی را دارییم؟واقعا دیگه نمیدانم چه بگویم.
راستی مدتی است که نکاتی است که باید از طریق میل به اطلاعاتتون برسونم که واقعا
هر موقعی که قصد نوشتن دارم ولی حس و حال نوشتن آن را ندارم.
راستی بهتر بود (البته به نظر من)به جای وازه اینگلیسی ژنرال از معادل های آن یعنی تیمسار یا امیر استفاده میکردید.
در پناه علی مرتضی موفق باشید.
به امیدآرزوی موفقیت هر ایرانی در سرتاسر گیتی
پاسخ
پسر عزيز و نازنينم
جناب نادر جان گرامي .. واقعآ خيلي ممنون عزيزم .. بخدا كار من و همسرم شده گشتن در بنگاه ها و ادرسي كه دوستان براي ما پيدا مي كنند .. نادر چان شايد باور نكني نسبت به سال قبل كوچكتر از خانه قبلي را حاضر شده ايم حتي به دو برابر اجاره سال قبل بدهيم باز هم پيدا نمي شود ؟ مگه حق و حقوق من دوبرابر شده كه اين از خدا بي خبر ها چنين بلايي سر مردم مي آورند .. ؟
واقعآ نمي دانم ديگه بايد چه كار كنم .. از طرفي صاحبخانه قبلبي بنده خدا داره از كشور شوروي مي آيد و تا 25 وارد مي شود .. ولي نمي دانم چه كار كنم
در مورد واژه ژنرال حق با شماست ..
موفق باشي
با سلام
قضیه مسکن شما که یکی از قهرمانان ملی هستید برای همه خوانندگان سایت دردناک است
پاسخ
هومن جان تو رو خدا از اين حرف ها نزن عزيزم
من يك فرد بسيار عادي و معمولي از قشر همين مردم هستم .. و هيچ مزيتي بر ديگران ندارم . و اگر كاري در جنگ كردم ، تنها انجام وظيفه بوده است .. و منت بر كسي نيست ... اصولآ يك نظامي تعهد اخلاقي و قانوني در برابر دفاع از كيان كشورش داره .. به نظر من قهرمانان ملي شهداي عاليقدري بودند كه بدون هيچ تعهدي خانواده را رها كرده و با حضور در خط اول جبهه به دفاع از وطن پرداختند . روحشان شاد
سلام عمو
خوب هستيد؟
از پاسختون به اون كامنت من در پست قبلي ممنونم، ولي فكر مي كنم آقاي صادقي اون كامنت رو نديدند.
ممنون
ياعلي.
پاسخ
امير جان .. جناب آقاي صادقي تمام كامنت ها را به دقت مي خوانند
من تا حالا نديدم كسي پيغامي بگذارند و او پاسخ ندهد
به هر حال اميدوارم جناب صادقي پاسخ شما را بدهد
سلام آقای مدرسی
حیف شد که فیلم رو نتونستید ببینید . این سایت فوق العاده است . در هر زمینه ای ویدو وجود داره .
http://www.youtube.com/watch?v=hFabJE5yKJY
توی فیلم بالا داستان ورود هواپیمای F14 وجود داره. این فیلم در سه قسمت هستش و میتونم بگم فوق العاده زیبا ساخته شده . هم اینکه بخشی از تاریخ هوانوردی ایرانه . این فیلم مستند توسط کمپانی گرومن از تحویل هواپیماها در آمریکا تا ساخت فرودگاه شکاری اصفهان هستش .
در مورد بی مهری یادم رفت بگم یکبار با یه تکنسین F14 تصادفاً یه جا هم سفر شدم .در اصل اون رانندم بود وقتی از خاطراتش گفت صد دفه از خجالت مردم آخه سرهنگ بازنشسته دوره دیده آمریکا بود .
یه سوال فنی هم دارم . اینو یه دوست دیگه پرسیده بود . توی تصویر زیر زمان تیک آف زیر هواپیما آتش روشنه
دلیلش چیه . ضمن اینکه سکان عقب هم با سیم به دماغه بسته شده چرا ؟
http://commons.wikimedia.org/wiki/Image:C-130T_Hercules_Blue_Angels.jpg
پاسخ
علي جان البته من اين فيلمي كه مي گويي يه زماني در پرژكتور آمريكايي ها ديم .. علي جان كار كردن و نان در آوردن از راه حلال اصلآ اشكال نداارد .. اگر اون كار را نكند بايد بره بميره ... باز خوشا به حالش كه سالم است و يك ماشيني داره كه مي تونه كار كنه ... ما نه سالم هستيم و نه ... بگذريم
در مورد تصوير لينكي كه گذاشتي عرض كنم
علي جان من تعجب مي كنم بار ها در مورد بستن كپسول هايي براي پرواز در فرودگاه هاي كوتاه ، بار ها توضيح داده ام .. چهار كپسول در هر طرف هواپيما مي بندند و موقع بلند شدن آتش از آن بيرون مي زند
اما آن سيم كه مي گويي در موردش يادم مي آيد نوشتم ... آن سيم آنتن هواپيماست .. مطلب روزي كه در آسمان شلاق خورديم ، مربوط به قطع شدن اين سيم و ضربه زدن به هواپيما بود .. اميدوارم متوجه شده باشي
1-گیشا،75متر 2 خوابه،5 ساله سمت زوج،با تمام امکانات
تماس:88272040 و 09355345315 به نام حجازی
2-سعادت آباد_میدان سرو،76متر 2 خوابه،فوری
تماس:09122774551 املاک
3-پونک_کاشانی_فردوس،60تا80متر 1و2 خوابه،لوکس،فول امکانات
تماس:44457757 به نام امیر حسین
4-قائم مقام،80متر،نوساز،لوکس
تماس:88349518 و 09123468644 به نام حمید
5-انتهای اشرفی اصفهانی_فکوری،72 متر 2خوابه،ط 2،پارکینگ،انباری،درب ریموت دار،نوساز
تماس:09121278026
6-پیامبر_هجرت،80متر 2خوابه،با کلیه امکانات
تماس:09123205113
7-هفت تیر_بهار شمالی،80متر 2خوابه،با امکانات،
تماس:88313555 و 09125727502 به نام طهماسبی
8-فرشته،80متر 2 خوابه،فول امکانات
تماس:88772211 و 09329121694 به نام کیمند
9-قنات کوثر_وفادار غربی،75 متری،با کلیه امکانات
تماس:77060756 و 09121301507
10-اشرفی اصفهانی_خیابان امام رضا،78 متر 2خوابه،پارکینگ و انباری،20 م+150
تماس:22619551 به نام میر جعفری
11-مطهری،80متر 2 خوابه،با کلیه امکانات،لوکس،اجاره فوری
تماس:88969292 و 09358350524 به نام سام
12-دروس،80متر 2 خوابه،فرعی دنج،با کلیه امکانات
تماس:22895128 و 22895129 به نام نصیری
13-اقدسیه_بالاتر از مینی سیتی،75 متر 2 خوابه،حیاط خلوت،پاسیو لوکس،ط 1،آسانسور
تماس:88784549 و 09123480177
14-شهرک ژاندارمری_آرش،80 متر همکف،با تمام امکانات
تماس:44224751 و 09126168834
15-اشرفی اصفهانی،70 متر
سعادت آباد،85 متر
2خوابه
تماس:22115131
16-جمالزلده شمالی و جنوبی،60 و70 و90 متر،مناسب خانواده یا مجرد
تماس:66939429 و 09121896753 مسکن کریم نیا
17_پاسداران_اختیاریه،80متر،زیر قیمت،پارکینگ،آیفون تصویری،ریموت،بدون مالک،
تماس:22578563 و 09121448079 به نام فراهانی
18-سعادت آباد،80متر 2خوابه،نوساز،فول امکانات،بدون مالک،
تماس:88688401 و 09127163235 به نام میثم
19-مرزداران_ناهید،78متر 2خوابه،کم واحد،بدون مالک،
تماس:44243171 و 09125156378 به نام ژاژیان
20-سعادت آباد،2خوابه
تماس:22071384 الی 5 مسکن میلاد
21-سهروردی_شریعتی،بورس اجاره 70 تا 120 متر،برای سلیقه های گوناگون
تماس:88317171 به نام انسیه
22-خواجه نصیر_مقدم،75 متر 2خوابه،تکواحدی،ط 2،با کلیه امکانات
تماس:09121986181
23-اقدسیه_شهرک ولیعصر،80 متر 2خوابه،با کلیه امکانات(تماس تا یک هفته)
تماس:22283373 به نام مقدم
24-پیامبر،75متر 2خوابه،با کلیه امکانات،5 م +700
تماس:88691327 به نام عرفان
25-زرتشت،75 متر نوساز،خیلی خیلی لوکس
تماس:88977394 الی 7
26-خواجه نظام_مطلب نژاد،(کوچه باقر زاده)،76 متر ،با پارکینگ،8 م+350
تماس:88760145 و 09121137706
27-سعاذت آباد_پونک،60 و70 و80 و90 و100 متری،
تماس:22373334 و09123443375 به نام باقری
28-یوسف آباد_بهترین فرعی،80 متر 2خوابه،کم واحد،با امکانات،
تماس:88775273 و 09192213169 (کامرانی داخلی 185)
29-سرباز،75 متر 2خوابه،خوش نقشه،تمیز،با پارکینگ و انباری
تماس:77534608 و 09122030178
30-خواجه عبداله،80 متر 2خوابه،با کلیه امکانات،
تماس:22861577 و 09192132790 به نام پیمان
31-مسکن شار،شهرک غرب_سعادت آباد،75 متر 3خوابه،3 ساله
165 متر،3خوابه،نوساز
155 متر ،3خوابه،با دید تهران
145 متر ،3 خوابه،تکواحدی
تماس:22082082 به نام کوروش
32-بلوار فردوس_شقایق جنوبی،آپارتمان 74 متری با کلیه امکانات
تماس:09122548995
33-گلچین محدوده های هفت تیر تا سهروردی،شریعتی تا سید خندان
تماس:88426611 و 09329088625 به نام آیدین
34-سعادت آباد،80متر 2خوابه،
تماس:88038453 و 09125944862
35-سهروردی شمالی_ابن یمین،80متر 2 خوابه،3 ساله،با پارکینگ
تماس: 88524000 و 09124275332 به نام فدائی
36-نیاوران_برج،85 متر 2خوابه،فول امکانات
تماس:09121063849
37-گیشا،نوساز،بسیار لوکس،85 متر،امکانات و موقعیت عالی
تماس:88286055 و 09127109212
38-سعادت آباد_صرافهای جنوبی،86 متر 2خوابه،باز سازی شده،با امکانات
تماس:66403786 مسکن بزرگ فلسطین
39-کریمخان_آبان جنوبی،85 متر ،ط 6،فوری
تماس:09133517223
40-یوسف آباد_مدبر،90 متر 2خوابه،خوش نقشه،با امکانات
تماس:88969292 و 09359740124 به نام پناهی
41-بهبودی،86 متر 2خوابه،بدون پارکینگ،5 م+430
تماس:09124397078
42-امیر اتابک،90 متر 2خوابه،بیواسطه
تماس:22048791 و 09121025019
43-زرگنده_بارگاه،85 متر 2خوابه،4 ساله،ط 3،بدون مالک
تماس:22603535 و 09123235474 املاک فتحی
44-یوسف آباد_مستوفی،آپارتمان 90 متری،2 خواب،لوکس
تماس:88713715 (عابدی 108)
45-شریعتی_جلفا،90متر 2خواب،دید عالی،ط 4،بدون آسانسور
تماس:09121021051 و 09122721472
46-فلسطین،90متر 2خوابه،شوفاژ،شومینه،انباری،بالکن،دو خط تلفن،آیفون تصویری
تماس:66492163 و 09125077319
47-شهرک ژاندارمری،85 متر 2خوابه،شیک بدون مالک
تماس:88278080 و09329122008 به نام حامد
48-شریعتی_سه راه طالقانی،اجاره فوری،88 متر با تمام امکانات
تماس:77654900 و 09329060434 به نام پارسایی
49-سعادت آباد_علامه شمالی،85 متر 2خوابه،با تمام امکانات،لوکس،ط 2 با آسانسور
تماس:44319451 و 09125881851 مسکن کیمیا
50-هفت تیر،90 متر شیک
تماس:88302020 به نام بهنام
51-دروس،88متر 2خوابه،امکانات کامل
تماس:22574647 به نام متین
52-سهروردی،87 متر و 128 متر تک واحدی،با کلیه امکانات
تماس:88744879 و 09329348735 به نام عباسی
53-ریحانی_ملت،80 و 90 متر 2خوابه،نوساز،فول امکانات
تماس:22313617 و 09126197876 به نام پیام
54-سعادت آباد_شهرک غرب،82 تا 130 متر،2 و3 خوابه،مطابق هر بودجه و سلیقه
تماس:22063000 به نام روشن
55-سردار_35 متری گلستان،90 متر 2خوابه،امکانات کامل،5 م +500
تماس:09192382502
56-اول خیابان سهروردی،83 متر 2خوابه،6 ساله،با امکانات بدون مالک،تخلیه
تماس:88443648
57-ستاری_خیابان پیامبر،90 متر 2خوابه،رو به آفتاب،با امکانات،
تماس:22361276 و 09123251310 به نام قنادیان
58-شریعتی_بهار شیراز،85 و 110 متری ،2 و3 خوابه،رهن واجاره دیدنی
تماس:77529292 به نام امیر
59-جردن+ولیعصر،90 متر 2خوابه،کم واحد،بدون مالک
تماس:22013436 و 09125704520 به نام بابک
60-شهر آرا_گیشا_ژاندارمری،بورس 2 و3 خوابه،نوساز و قدیمی
تماس:88272542 الی 4 مسکن پیروزی
61-جردن_ولیعصر،فوری،90 متر 2خوابه،شیک،تخلیه
تماس:88784433 به نام همت
62-پاسداران،90متر 2خوابه،
تماس:22583233 و 09329332845 به نام مانی
63-امیر آباد شمالی_اکازیون،90 متر ،ط 1،تکواحدی،بازسازی با پارکینگ و انباری
تماس:88000058 و 09123372941
64-سعادت آباد،96 متر در بهترین فرعی،قابل تبدیل با امکانات
تماس:22063000 به نام دانش
65-پاسداران_دولت،90 متر 2خوابه،فول امکانات،بدون مالک
تماس:22574647 به نام روشن
66-یوسف آباد_ابن سینا،90 متر 2خوابه،با کلیه امکانات،بدون مالک
تماس:88713715 و 88701690 (خانم مافی 118)
67-میرداماد،90 متر 2خوابه،4 ساله،با امکانات کامل،خوش نقشه
تماس:22902555 به نام شایان
68-بلوار فردوس_بلوار شقایق،90 متر 2 خوابه،با کلیه امکانات،رهن واجاره فوری
تماس:09123125266 و 09126147033
69-تهران نو_خیابان وصال،آپارتمان 90 متر 2خوابه،ط 1،فوق العاده شیک،
تماس:33817712 و 09123004110
70-ظفر،90 متر خوش نقشه،فول امکانات،سوپرلوکس
تماس:88772211 و 09122953472 به نام وحید
71-سید خندان_دبستان،90 متر 2خوابه،5 م+450
تماس:88745522 به نام سعیدی
72-مطهری_ترکمنستان،90متر 2خوابه،زیر همکف جنوبی،بدون مالک با آسانسور
تماس:88029556 و 09122384638 به نام مهیار
73-همسفر
هروی و شمس آباد،کلکسیون بی نظیرترین آپارتمانها،1 و2 و3 خواب محدوده در بهترین فرعی ها،با بهترین متریال
تماس:22327618 و 22538178 به نام صفا
74-سعادت آباد،واحد 85 و50 متری،نوساز
تماس:09356592839 و 88692864
75-دولت،90 متر 2خوابه،با کلیه امکانات،بدون مالک
تماس:22630278 به نام آرامش
76-شریعتی_بهار شمالی،90 متر 2خوابه،با تمام امکانات
تماس:77654900 و 09121978028 به نام مهیار
تماس بگیرید امکان دارد فابل تبدیل باشند قیمتها
پاسخ
نيلوفر عزيزم .. دستت درد نكنه .. اميدوارم امروز موفق شويم
با سلام جناب مدرسی
واقعا" چقدر سخت و اعصاب خورد کن است اجاره نشینی خصوصا" در هنگام سر رسید موعود و تخلیه آن.در این مدت هر وقت میبینم که شما موفق نشده اید اعصابم بهم میریزد که چرا باید اینطور باشد؟ بعد از سالها خدمت خالصانه و در سن بازنشستگی همچنان انسان درگیر اولین مسئله زندگی (سر پناه)برای خود باشد.
به عنوان یک دوست
از تمام خوانندگان و علاقمندان محترم این سایت تقاضا دارم که در مورد توانائی و امکان دستیابی جناب اقای مدرسی به مسکنی با قیمت مناسب و مورد نظر ایشان همکاری و در صورت داشتن اطلاعات با توجه به فرصت کم باقیمانده اطلاعات لازم را در اختیار ایشان قرار دهند.تا هم ایشان بتواند با آرامش خاطر بنویسد و هم خوانندگان عزیز بدون استرس مطالعه نمایند.
با تشکر فراوان
پاسخ
محمود جان عزيزم .. خيلي ممنون عزيزم .. اين مشگل تنها مال من نيست .. اين روز ها متوجه شدم خيلي هاي ديگر با اين مسايل دست و پنجه نرم مي كنند .. گراني مسكن واقعآ امسال خيلي جدي و مهار ناپذير شده است .. حتي من حاضر شده ام هم وديعه و هم كرايه را دوبرابر كنم !! ولي باز گير نمي آيد .
من راضي به زحمت خوانندگان عزيز نيستم ... الان خانم نيلوفر واقعآ من را شرمنده كرده و آمار تمام خانه ها را در آورده است ولي خيلي گران تر از اين حرف هاست
ممنون از شما
واي خيلي دلم براي سرهنگ رضاقلي سوخت.بيچاره.اخه چرا جوانان ما رو اينطور به كشتن ميدادن اونم واسه خاطر يمني ها؟
پاسخ
البته من هم دلم سوخت .. ولي عزيز من او اصلآ جوان نبود . دومآ در جبهه جنگ كشته شد كه افتخار هر نظامي است در جنگ كشته شود
در پايان من نمي دانم چرا بعضي از خوانندگان محترم نام خود را بيان نمي فرمايند ؟ حتي به عنوان مستعار !! آخه بدون اسم بدون هويت تلقي مي شود
سلام کاپیتان مدرسی مطلب جالبی بود اگه میشه باز هم از این نوع مطالب بزارید.
اگر میشه مطالبی هم در مورد سرگوروهبان فاطی عملیات ظفار وحضور دختران در ارتش ایران به همراه عکس بزارید.
دوست دار شما علی
با سلام به کاپیتان مدرسی.امیدوارم که روزگار بر وفق مراد باشد.
کاپیتان دو سوال داشتم اولیش اینه که منظور از اینکه (همه معترف بودند .. نيروي هوايي كويته) چیست؟
یعنی اینکه ناوگان ما به کشور کویت تعلق داشت یا چیز دیگریست؟
و دوم اینکه شما بحث از بازدید شاه از نیروی هوایی کردید.آیا بازدید هایی که توسط شاه انجام می شد یک عرف و رسم از سوی او تلقی می شد و صرفا برای جلب توجه این کار را می کرد یا اینکه برای بهبود وضعیت ناوگان هوایی ایران و پرسنل آن و بحث و مذاکره و گفتوگو با افسران و... برای بوجود آمدن شرایط هر چه بهتر بوده است؟
پاسخ
فريد عزيزم .. با تشكر از شما .. اولآ اين كه مي گفتند اين جا كويته .. يك ضرب المثل خيلي قديمي در باره هر چيزي كه جالب باشه .. طرف مقابل به ديگري مي گفت اين جا كويت است ..
در مورد بازديد هاي شاه بايد عرض كنم .. او ائصولآ نيروي هوايي را بيشتر از جاهاي ديگر دوست داشت و مرتب سر مي زد .. بعضي از اين بازديد ها رسمي بود و همه ساله طي تاريخي معين بازديد مي كرد و بعضي سر زده بود .. مسلمآ براي بهبود ان بوده و ما شاهد بوديم كه بهترين ابزار آلات جنگي را فقط ما و آمريكا داشتيم .. و هيچ كشوري نداشت مثل اف - 14 كه فقط ما داشتيم .. و كلآ نيروي هوايي خيلي جلوتر از نيروهاي ديگر بود ... موفق باشي عزيزم
با سلام به مرد آسمانها.
دیروز یه مطلب از خاطرات خلبان مخصوص شاه آقای بهزاد معزی در گوگل پیدا کردم.شاید او رو بشناسید و یا حداقل اسمشو شنیده باشید.
این آقا با وجود اینکه خلبان مخصوص شاه بود ولی تا تونسته بود بدی شو گفته و اصلا به اون خدا بیامرز رحم هم نکرده.
البته من نمیدونم این خاطرات صحت داره یا خیر ولی خیلی حالم گرفته شد.آخه یه چیزایی نوشته بود که با عقل جن هم تناقض داشت.
مثلا نوشته بود که من به عنوان خلبان معلم شاه به او می گفتم که هنگام فرود هواپیما باید از ریورس استفاده کنی ولی او توجهی نمی کرد و از ترمز چرخ ها استفده میکرد و در یکی از پروازها بسیاری از وسایل هواپیما بخاطر همین ترمز میشکنند.
البته به نظر من بعضی از حرفهاش تا حدودی درسته ولی خیلی هاش به نظر میاد ساخته گی باشه.
راستی سایتشو براتو می زارم اگر نخوندین حتما یه سری بزنین و نظرتون رو اگه ممکنه برام بنویسید.
http://www.gartal.com:80/post-52.aspx
با وجود اینکه می دونم کار زیاد دارید ولی اگر وقت کردید مطالبی درباره اوضاع قبل از انقلاب حتما بنویسید...
با تشکر...
پاسخ
فريد عزيزم .. ممنون از توجه شما به مسايل قديم .. من او را به خوبي مي شناسم . با هم زير سقف يك گردان خدمت كرديم
راستش من بايد حتمآ مطالب او را بخوانم تا نظرم رو بگويم .. ولي تا ان جا كه من نسبت به ايشان شناخت دارم .. انساني راست گو بود .. و هيچ دليلي نمي بينم كه بخواهد به دروع مسايلي رو گفته باشد
ولي چشم در اولين فرصت به اطلاع شما دوستان خواهم رساند
موفق باشي عزيزم
با سلام خدمت جناب مدرسی.
به من قول داده بودید که مطالبی از زمان گذشته علی الخصوص زمان قبل از انقلاب بنویسید.اما.......
پاسخ
چشم فريد جان عزيزم .. سعي مي كنم مطلب بعدي در آن زمينه باشه
سلام بر خلبانان تیز پرواز نیروی هوایی
مردانگی رو باید از آنها یاد گرفت
افسوس که بیشتر انها در میان ما نیستند
اما یادشون باقی است
من عاشق خلبانی هستم
یه سوال ایا فردی به عنوان علیرضا دباغیان که خلبان نیرو هوایی بوده و در بوشهر گفتند به وسیله هواپیماهای امریکایی شکار شده بود خبر داری طفلک پیکر پاکش یافت نشد
یا علی
پاسخ
بهرام عزيز و نازنين
ممنون از كامنتي كه نوشتي
عزيزم حق باشماست ... بهترين ها ديگه امروز نيستند .. و تنها ياد و خاطرات آنان باقي مانده است
در باره خلبان ياد شده عرض كنم ... من نمي شناسم .. اما يكي از دوستان شكاري ام با او هم دوره بوده است .. و نخستين بار او خبر دردناك همكارش رو به من گفت .. مدتي است از او هم بي خبرم .. پيري و ناتواني بين همه فاصله انداخته است
موفق باشي
سلام
حدودا دو سه سال پیش با مغاله ای که در مورد حادثه سی 130(خبرنگاران)ارتش نوشه بودین با سایت شما آشنا شدم. گذشت و گذشت و دو باره مثل یه پرنده که به آشیانه خودش بر می گرده دوباره برگشتم به سایت خودم. خواستم اگه امکانش باشه در مورد مطلبی که شنیدم ازتون بپرسم.
آموزش پروازی نظامی اعراب مقیم آمریکا توسط نیروی هوایی آمریکابه عنوان خلبان آمریکایی وجود داره اولا درسته؟ دوما مگه در هر کشوری نیروی هوایی ش فقط از مردم خودش نیرو جذب نمی کنه؟
به نظرم درست نمی تونه باشه اگه هم این طور بود هر کی از راه میرسید می رفت و مقیم می شد و بعد وارد نیرو هوایی آمریکا می شد و دوره نظامی رو می گذروند و بر می گشت.
ممنون می شم اگه مطلبی در این مورد دارید برام میل کنید آدرسم رو براتون گذاشتم.
با تشکر
پاسخ
آرش جان این که شما این سایت رو انتخاب کردی .. باعث افتخار بنده و همکارانم است
در مورد آموزش خلبانی به اتبآع سایر کشور ها عرض کنم
در زمان ما از 54 کشور اون جا حضور داشتند .. و اموزش می دیدند
این به این مفهوم نیست که وارد نیروی هوایی امریکا شوند
یعنی کشور ها بر اساس قرارداد هایی با امریکا قرارداد می بستند که جوانان کشور های ان ها رو اموزش دهد .. عین خود من
اما در خود امریکا هستند افرادی که قبلآ تابعیت کشور های دیگری بودند .. و اکنون در نیروی هوایی امریکا هستند .. آن ها چون تابعیت امریکا رو دارند ... بر اساس قوانین ان جا حق انتخاب مشاغلی چون خلبانی دارند .. و مشکلی نیست امیدوارم سوال شما رو درست متوجه شده باشم
باسلام خدمت شما میخواستم بپرسم فرماندهان جنگ ظفارچه کسانی بوده اند؟خواهش میکنم بزرگواری نمائیدوجواب مرابدهید باتشکرازشما
پاسخ
رضا جان عزیز و نازنینم
راستش فرماندهان متعددی در ظفار حضور داشتند .. ولی من اصلآ حضور ذهن ندارم .. ولی می توانم از دوستانی که حافظه قوی تری دارند کمک بخواهم
ممنون از شما
سروان لبو ، فرمانده انتظامات ......... !
نام آن افسر شريف را که شما فراموش کرديد جناب سروان معيدی ميباشد.
پاسخ
خیلی ممنون دوست عزیزم
بله حق با شماست .. نام ایشان سروان مویدی بود .. پاک فراموش کرده بودم
ممنون از یاد اوری شما
جوری می گویید "انور جون" که آدم فکر می کنه یار غار دوران بچگی اتان بوده و مثلا با هم می رفتید خاک بازی. چایی نخورده زود پسر خاله شدید.
پاسخ
خدا رو شكر كه اشكال من در همين حد است