درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  حمله گاو ها به جامبو جت !!

ym6qptpxxhpq6uo9n2mk.jpg

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

 ym6qptpxxhpq6uo9n2mk.jpg

ماجراي شاخ گاو و جامبو جت ارتش !! 

0d2b8i6vfu2ohdaucoqm.jpg

mkimmzssz07adv3w3bea.jpg

ez6zzayt78fyuef37j89.jpg

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg 

اگه يادتون باشه قرار بود  ماجراي غم انگيز نابينا شدن يكي از خلبانان جامبو جت رو بنويسم . اما تفكر در باره گردان ۷۴۷ خودمون ، ناخودآگاه مرا ياد اتفاقي انداخت كه بيان آن خالي از لطف نيست . اگر چه خاطره من در باره حمل گاو  با هواپيماي غول پيكر جامبو جت است . اما در بطن آن تصميمات نسنجيده و غلط بعضي از فرماندهان نيروي هوايي به چشم مي خورد كه باعث تآسف است . فكر كنم لازم به توضيح مجدد نباشه كه اين بار هم سعي دارم به روال هميشه كمي كلي تر در مورد مقوله فوق كه مربوط به حمل و نقل هوايي است بپردازم . و واقعه از دست دادن چشم دوست عزيزم رو در فرصتي ديگر تقديم شما ياران صميمي و همدل كنم . و اما از شما چه پنهان قصد دارم  پست بعدي در مورد حادثه اي كه هنگام آژير قرمز ايام جنگ به وقوع پيوست . و متعاقب آن دختري هيجده ساله با هزاران آرزو به كام مرگ كشيده شد رو تعريف كنم . براي من شرح مرگ اين دختر زيبا و ناكام خيلي سخت و كشنده است . زيرا نسبت نزديكي با همسرم داشت . اما براي عبرت جوون ها و خانواده هاي محترم آن را بازگو مي كنم . خواندن آن رو به همه عزيزان توصيه مي كنم .  

گاهي اوقات خوانندگاني كه از ايران براي خواندن مطالب سايت آن لاين مي شدند ، از سرعت پائين اينترنت گله داشته و پيشنهاد مي كردند كه در صورت امكان تصاوير رو به شكل " تومپنيل " در وبلاگ قرار دهم . از شما چه پنهون من روش اين كار رو بلد نبودم . ضمن اين كه در گذشته مشكلات زيادي براي آپلود كردن عكس ها داشتم . و خيلي از تصاوير در مطالب قديمي ام محو شده اند ! اما در پست قبلي به صورت خيلي اتفاقي اين روش رو فرا گرفتم . به همين دليل از اين به بعد سعي خواهم كرد غير از تصاوير پوستري بالاي صفحه ، بقيه عكس ها رو با فرمت ياد شده قرار دهم . و دوستان عزيز مي توانند براي مشاهده تصاوير بر روي آن ها كليك كنند . در ضمن گاهي هنگام آپ كردن سايت مطالب و تصاوير جا به جا قرار گرفته و تلاش چند باره ام هيچ اثري ندارد ! لذا توصيه مي كنم در صورت مشكل براي مشاهده مطالب اورژينال به وبلاگ مراجعه فرماييد .

کلام آخر ... از تمام دوستان و خوانندگان محترمی که در این چند روز با بنده ابراز همدردی فرموده و نگرانی خود را از عدم داشتن مسکن بیان فرمودند ، صميمانه تشكر و قدرداني مي كنم . همان گونه كه قبلآ هم عرض كردم ، مقصر خودم بوده و هيچ شخص يا نهاد خاصي تقصير ندارد . زيرا اصلآ فكر نمي كردم در عنفوان جواني سكته قلبي نموده و زمين گير شوم ! به همين دليل علي رغم اصرار همسرم هيچ گاه دنبال حق و حقوق قانوني خويش نرفته و بيشتر به فكر انجام وظيفه بودم . خب بعد از سكته هم با وجود عمل جراحي در اروپا ، به اجبار بازنشسته ام كردند ! از طرفي هر چه پس انداز كرده و بر مقدار وديعه ام  مي افزايم ، باز به علت رشد نجومي افزايش كرايه ها به مشكل بر مي خورم . واقعآ نمي دانم چه كار كنم ؟ آخرين گزينه اي كه با همسرم به توافق رسيده ايم ، در صورت عدم پيدا كردن مسكن مناسب ، چاره اي جز مهاجرت به يكي از روستاهاي محروم استان خراسان نداريم . بهتره اعتراف كنم از حالا متن آخرين وداع با شما دوستان عزيز رو هم آماده كرده ام . تا خدا چه بخواهد .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg 

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

nxl861dokiu39wurj5ma.gif 

http://www.asheghi.ir/ 

نگاهي به " مديريت حمل و نقل هوايي ارتش " در دو رژيم ! 

مقدمه ...

اگر چه تيتر يا همون عنوان مطلب در مورد شاخ گاو  و هواپيماي جامبو جت است ، ولي همان گونه كه در بالا اشاره كردم سعي دارم به سبك و سياق  هميشگي سايت كه در قالب خاطرات و مشاهدات خودم است   " مديريت حمل و نقل هوايي ارتش " را در رژيم شاهنشاهي و نظام فعلي تشريح نمايم . البته بهتره ياد آوري كنم كه هرگز نتيجه گيري نكرده و قضاوت نهايي رو به خود شما عزيزان محول مي كنم . و اما ....از قديم گفته اند .. كور از خدا چه مي خواد ..؟ دو چشم بينا ! در گوگل دنبال تصوير هواپيماي داكوتا يا همون " دي سي - ۳ " به عنوان نخستين هواپيماي چند منظوره نيروي هوايي شاهنشاهي  مي گشتم تا خوانندگان عزيز با شكل و شمايل آن آشنا شوند . كه دست بر قضا جناب گوگل يكي از مطالب پيشين خودم رو ( پست ۱۶۷ ) در مورد تاريخچه هواپيماهاي " داكوتا و سي - ۱۳۰ " در اختيارم گذاشت ! لذا براي آن دسته از عزيزاني كه خواستار اطلاعات بيشتري از وضعيت اين هواپيماها هستند ، لينك آن را در (اينجا ) قرار مي دهم .    

 نخستين باري كه هواپيما ديدم ..!!  

شايد براي شما خاطره نخستين باري كه يك هواپيما رو از نزديك ديديد ،  امري ساده و پيش پا افتاده باشه !  ولي چهل و پنج سال پيش براي نوجواني ۱۱ ساله آن هم در شهري كوچك و محروم به نام شاهپور "‌سلماس " يه اتفاق فراموش نشدني تلقي مي شد  . سال ۱۳۴۲ بود كه براي نخستين بار هواپيماي كوچكي رو بر فراز ميدان بزرگ شهر ديدم كه از آسمان دسته دسته اعلاميه هاي رنگي بر سر مردم هواپيما نديده مي ريخت .. تنها چيزي كه از محتواي آن اعلاميه ها به خاطر دارم ، تبليغات حزبي بود . ولي براي من  روياي شيرين و دلچسبي بود كه سال ها جلوي چشمم قرار داشت  . ولي به قول بچه ها اين قبول نيست ... چون تو آسمان بوده ! پس با اين حساب نخستين هواپيمايي كه از نزديك ديدم مربوط به سال ۱۳۴۴ است . آن روز در پادگان قوشچي ( ۴۵ كيلومتري اروميه ) هواپيمايي رو ديدم كه ابتدا چند دور در آسمان چرخيد ....

پيك هوايي ....

مقابل خونه ما در بيرون از پادگان  زمين هاي كشاورزي قرار داشت . در همون سال ها از ديدن جاده اي كوچك در ميان گندم زار ها تعجب مي كردم .. چون هر دو سر آن به جايي راه نداشت ! تا اين كه آن روز يك هواپيماي بزرگ دو موتوره ( كه حالا مي فهمم داكوتا بوده است !) به آرامي در همان جاده خاكي نشست . بقدري هيجان زده بودم كه نهايت نداشت .. به اتفاق چند تا از بچه هاي هم سن و سال خودم دوان دوان به سمت هواپيما دويديم ... ولي ماشين جيپ دژباني تا موقع بلند شدن هواپيما ، اجازه نزديك شدن نداد .. احتمالآ آن هواپيماي داكوتاي نيروي هوايي به عنوان پيك عمل كرده و نامه اي مهم و ضروري رو به دست تيمسار فرمانده پادگان قوشچي رسانده بود . شايد به خاطر تظاهرات پانزده خرداد بوده .. شايد اعلام اماده باش فوري .. خدا مي داند .

پرواز داكوتا ها ...

  متآسفانه با بهتره بگم خوشبختانه عمر خدمتي ام كفاف پرواز با هواپيماهاي داكوتا رو بهم نداد . ولي در همون سال هاي نخستي كه تازه از امريكا به خط پرواز آمده بودم .. هر از گاهي تك و توك اين نوع هواپيماها در مهرآباد فرود آمده و در كنار هواپيماهاي سي - ۱۳۰ چند روزي رو آروم مي گرفتند !! اون هايي كه هواپيما باز هستند .. از ملودي صداي موتور هواپيماي داكوتا لذت مي برند .. مخصوصآ موقع خاموش كردن ، يك فيس مخصوصي شنيده مي شود كه همان طور كه گفتم شنيدني است !! شايد براي ما كه به ناله هاي گوش خراش سي - ۱۳۰ عادت كرده بوديم .. صداي اين يكي دلنواز تر به نظر مي رسيد ! به هر حال از ان جايي كه اغلب اساتيد ما از برو بچه هاي قديمي داكوتا بودند .. با فرود آمدن هر فروند دي سي - ۳ ما هم با بزرگتر هامون به ديدن خلبانان آن مي رفتيم .. گاهي صحبت هاي دو همكار خيلي گل مي انداخت .. كه ما از آن ديالوگ ها واقعآ لذت مي برديم .. آخه خلبان ها مثل شكارچي ها هستند ..! وقتي بعد از مدت ها به هم مي رسند از خاطرات پرواز با هم حرف مي زنند .. و خلبان هاي ما هم چنين مي كردند . و ما سراپا گوش بوديم ...

يك خاطره از تيز بازي خلبان داكوتا .... 

تازه به پايگاه يكم ترابري منتقل شده بودم . به قول معروف هنوز آش خور به حساب مي آمدم ! يادمه يك روز از پرواز طولاني لجستيكي در حال مراجعه به مهرآباد بوديم . نام فرمانده هواپيما رو به ياد ندارم .. تقريبآ هفتاد و چهار مايلي مهرآباد بوديم . بعد از هماهنگي با مركز كنترل قصد كم كردن ارتفاع هواپيما رو داشتيم .. كه به ما اطلاع دادند  با توجه به ترافيكي كه در موقعيت ساعت ده ما قرار دارد ، با دقت ارتفاع كم كنيم . وقتي به سمت موقعيتي كه به ما اعلام شده بود نگاه كرديم ، يك هواپيماي داكوتا رو ديديم كه چهار هزار پا پائين تر از ما به سمت تهران پرواز مي كرد .. از طريق فركانس خودموني " يو . اچ . اف " خلبان هواپيما ما با كاپيتان دي سي - ۳ نيروي هوايي تماس گرفت تا به روال هميشه يه سلام و عليكي كرده باشند ! از قضا هر دو كاپيتان با هم آشنا در امدند .. از اون آشناهايي كه با هم كركري داشتند ... ! دقايقي بعد چون سرعت قارقارك ما بيشتر بود به اصطلاح از آن ها سبقت گرفتيم ..

وقتي به نزديكي هاي محدوده كنترل برج مراقبت پرواز رسيديم برج از ما سرعت و مسافت رو سوال كرد ..  فرضآ ما اعلام كرديم پانزده دقيقه ديگر به فضاي كنترل برج خواهيم رسيد . در همين هنگام خلبان هواپيماي داكوتا كه از ما عقب تر بود ، زرنگي كرده و به دروغ اعلام كرد ده دقيقه ديگر به محدوده ترافيكي برج مي رسد !! به همين دليل پرج هواپيماي داكوتا رو شماره يك .. و هواپيماي ما رو شماره دو اعلام كرد !! اين جور مواقع هيچ كاري نمي شه كرد !! به همين دليل ما مجبور شديم عمل " هولدينگ " رو انجام بدهيم ( چرخش به دايره وار به دور خودمون ) تا آقاي زبل خان زودتر از ما فرود بيايد .. اما همين جور كه از اون ارتفاع منتظر ديده شدن و عبور هواپيماي رقيب بوديم ، ناگهان مشاهده كرديم يكي از موتور هاي داكوتا آتش گرفته است ..! ظاهرآ تازه مشتعل شده بود و هنوز خلبان اخطاري از كابين نديده بود .. وقتي ما به او وضعيت اش رو اعلام كرديم .. باور نمي كرد و به حساب شوخي مي گذاشت ..! به همين دليل خلبان با تجربه ما از كانال ارتباط همگاني وضعيت اضطراري داكوتا رو اعلام كرد .. كه البته شانس آورد قبل از هر حادثه اي سالم فرود بياد !!‌

ماموريت هاي لجستكي پيش از انقلاب ...

 همان طور كه گفتم .. اولين هواپيمايي كه ماموريت هاي لجستيكي رو براي ارتش انجام مي داد ، داكوتا بود . اين هواپيما به گفته همكاران قديمي به دليل برد كمي كه نسبت به هواپيماهاي هركولس داشت ، اغلب ماموريت هاي داخلي را كه شامل حمل بار و مسافر بين پايگاه ها و مراكز استان ها مي شد رو انجام مي داد . اين ماموريت ها از پيك اسناد اضطراري گرفته تا حمل محموله هاي بزرگ ارتشي همه در انحصار اسكادران دي سي - ۳ قرار داشت . آن گونه كه بچه ها تعريف مي كردند .. واقعآ آن ها براي انجام  هر ماموريتي كلي زحمت كشيده و به سختي وظيفه خود رو انجام مي دادند . به هر حال ما زماني امديم كه به اصطلاح نسل اين زبون بسته ها منقرض شده و از رده پروازي خارج شده بودند .. و تنها تك و توكي گاهي از دوشان تپه به مهرآباد مي امدند ...

ورود هواپيماهاي هركولس ....  

از اين مبحث هم سريع عبور كرده چون در اين مدت به اندازه كافي از ماموريت ها سخن گفته ام . به طور كلي پرواز هاي سي - ۱۳۰ در پيش از انقلاب به دو بخش جداگانه تقسيم مي شد :

الف - ماموريت خارجي  

جشن هاي ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي

تنوع ماموريت هاي برون مرزي هواپيماهاي سي - ۱۳۰ در رژيم گذشته خيلي فراوان و متنوع بودند . اين ماموريت ها حتي با خريد هواپيماهاي بوئينگ ۷۰۷ تانكر و ۷۴۷ جامبو جت هم چنان تا پيروزي انقلاب ادامه داشت . يكي از مهم ترين ماموريت هاي هواپيماي سي - ۱۳۰ در ايام برگزاري جشن هاي دوهزارو پانصد ساله شاهنشاهي در تخت جمشيد بود . در آن سال تقريبآ همه هواپيماهاي فوق با پرواز مستمر خود بين ايران و فرانسه به اصطلاح پل هوايي به وجود اورده بودند . از آن جا كه تمام مواد غذايي ، نوشيدني ، لباس ، دكور و حتي آب خوردن از فرانسه به ايران مي آمد ، از ماه ها قبل از مراسم و همچنين بعد از آن اين پرواز ها ادامه داشت . از طرفي هواپيماها هم نو بوده و به قول معروف در اين ماموريت رو سفيد بيرون امده و خم به ابرو نياوردند ...

جنگ ظفار ....

دومين ماموريت بزرگ و استراتژيك هواپيماهاي سي - ۱۳۰ حضور در جنگ عمان به  منظور كمك به سلطان قابوس پادشاه اين كشور براي سركوب چريك هاي ياغي بود . در اين ماموريت پشتيباني حمل نيروهاي مسلح ارتش ، حمل محموله هاي مورد نياز ، تسليحات جنگي و غيره به عهده گردان هاي سي - ۱۳۰ بود . خوب يادمه در يك مقطعي هر روز بيش از ده هواپيما به عمان پرواز داشتيم . و براي سهولت در اين امر تعداد زيادي هواپيما از تهران به مشهد منتقل شده ، و پس از بارگيري نزديك هاي صبح به سمت عمان پرواز مي كرديم .. آن اواخر كشور يمن به ما گير داده بود و ما براي فرار از تير رس آن ها خيلي ارتفاع گرفته به طوري كه صداي موتور بيچاره قارقارك ها در مي امد !!  اين روند تا پايان عمر رژيم شاهنشاهي ادامه داشت . و بعد از پيروزي انقلاب تنها يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ به همراه ناخداي ارشد نيروي دريايي براي تخمين محمولات و تجهيزات قيمتي به جا مانده از ارتش شاهنشاهي به منطقه اعزام شد كه خودم رفتم .

 پرواز هاي شاخ آفريقا ...

 صحبت از جنگ و حمايت جنگي شد .. يكي از سخت ترين ماموريت هاي ما در آن ايام پرواز به كشور هاي آفريقايي از قبيل سودان ، سومالي و غيره بود كه به دليل نوع ماموريتي كه داشتيم گاهي مجبور مي شديم به جاي يك پرواز معمولي ۵-۶ ساعته ، گاهي تا دوازده ، سيزده ساعت يك سره با دور كردن راه خود ماموريت رو انجام دهيم ! كه معمولآ در اين پرواز ها دو كروي پروازي اعزام مي شد .. اعزام پرستاران به مكه معظمه ، آوردن هنرمندان جشن هنر شيراز از لستو قلب آفريقا و قبيله آدمخوران !! تنها بخشي از ماموريت هاي آفريقايي بود .

پرواز هاي بين قاره اي ....

مجبورم خيلي خلاصه به اهم و نوع پرواز ها اشاره كنم .. چون اگه بخواهم شرح دهم ، در يك پست نمي گنجد ! از ان جا كه كشور به سوي تمدن غربي كشيده مي شد و تمام تجهيزات نظامي ما غربي بودند ، ما مرتب براي آوردن قطعات و محموله هاي نظامي پرواز به آمريكا داشتيم . پرواز به كشور هاي اروپايي هم طبق برنامه هاي زمان بندي مرتب پرواز داشتيم .. آوردن قطعات فرند شيب از هلند .. آوردن اسب هاي دربار از ايرلند ، آوردن تجهيزات پليسي از انگليس ، آوردن قطعات هواپيما از فرانسه ، آوردن لوازم كاخ وليعهد از مصر و اروپا ، اعزام كماندو دوره ديده براي نجات جان ذوالفقار علي بوتو ، و صدها عنوان ماموريت هاي اين چنيني پيش از انقلاب مرتب داشتيم . باور كنيد من خيلي از ماموريت ها نوع آن را فراموش كرده ام .. ولي به هر حال مشت نمونه خروار است .  

 ب - ماموريت هاي داخلي

 ماموريت هاي داخلي رو هم خلاصه عرض مي كنم ...  حمل كليه محمولات نظامي به پايگاه ها ، حمل خانواده ارتشي ها به پايگاه هاي و مراكز استان ها ، اعزام براي حمل قطعات هواپيماهاي شكاري ، اعزام خانواده شخصيت هاي نظامي به مشهد و رامسر و نوشهر و گرگان ، در اختيار خانواده سلطنتي هر سال ايام نوروز به جزيره كيش و گاهي هم مشهد ، ماموريت اختصاصي با وزرا و مقامات عالي رتبه همچون اسدالله علم به بيرجند ، اعزام اختصاصي هنرمندان شامل خوانندگان و هنرپيشه به پايگاه هاي نظامي ، حضور در امداد رساني ها چون حادثه طبس ، آموزش چتر بازي و عمليات بارريزي ، ماموريت هواپيماهاي خفاش براي زير نظر داشتن تحركات همسايگان و غيره ...

 هواپيماهاي بوئينگ .....

 با خريد هواپيماهاي بوئينگ سوخت رسان ۷۰۷ و جامبو جت ۷۴۷ عملآ اغلب ماموريت هايي كه براي هواپيماهاي سي - ۱۳۰ نام بردم ، در مقياس وسيع تري توسط اين هواپيما ها انجام مي شد . كه بيشترين نقش را هواپيماهاي جامبو جت ما داشتند . در اين ميان اموزش سوخت رساني به هواپيماهاي شكاري يكي از مهم ترين اصول تاكتيكي محسوب شده كه در زمان جنگ نتيجه ان را عملآ مشاهده كرديم . در بحث ماموريت هواپيماهاي بوئينگ ، منهاي چتر بازي و خفاش ، اغلب ماموريت هاي مشابه پرواز هاي هركولس را انجام مي دادند .  

 بعد از انقلاب

uoua3frynqo48dfpjdz8.jpg

 ماجراي مصاحبه تلويزيوني آقاي مداح ... !  

 تازه انقلاب شده بود . بچه هاي نيروي هوايي حسابي نزد انقلابيون ارج و قرب  يافته بودند . بعضي ها    خيلي جو گير شده و افكار انقلابي خود رو بروز مي دادند .. بعضي ها هم مثل من كه از اين وضع خيلي ناراحت بوده و از اين كه شاه رفته بود بد جوري حالم گرفته شده و روزگار خوشي نداشتم ! در همين گير و دار يك روز ديدم دارو دسته يك گروه فيلمبرداري وارد خط پرواز شده و داره وضعيت نيروي هوايي رو براي ثبت در تاريخ گزارش مي كنه .. من هميشه با آقاي مداح مي گشتم . او بد جوري انقلابي شده بود . پسر نورزعلي با ديدن بند و بساط فيلمبرداران تلويزيوني به من گفت ... بهروز بيا بريم گفت و گو كنيم ! من با عصبانيت گفتم لعنتي بگو مي خواهم افشاگري كنم . گفت اگه تو با من نيايي مطمئن باش كه افشاء گري خواهم كرد !! و من باور نكردم .

 سر شب بود و من بي حوصله تو خونه مشغول تماشاي تلويزيون بودم كه ناگهان ديدم دوربين رفت روي صورت آقاي مداح !! خب اولش از اين كه دوستم رو در تلويزيون مي ديدم خيلي خوشحال شدم .. همسرم رو صدا زدم تا او هم پسر نوروز علي رو ببينه ... اما چشم تون روز بد نبينه ... همين كه مجري از دوستم سوال كرد نظرت رو راجع به پرواز هاي گذشته بگو ... ديدم شروع كرد به قول خودش افشاء گري ... اولين پاسخي كه داد اين بود ... در زمان طاغوت براي جان خلبان ها و كروي پروازي هيچ ارزشي قائل نبودند .. ما اون زمان مرتب اسب و سگ هاي شاه رو جا به جا مي كرديم .. آن قدر كه به سگ ها در پرواز مي رسيدند ، به ما اهميت نمي دادند .. او كه حسابي روي خط افتاده بود ادامه داد .. بارها پيش مي آمد مسافري در هواپيما مشكل پيدا كند ، اجازه بازگشت رو نمي دادند ، ولي اگه اسب يا سگ شاه در هواپيما عطسه مي كرد ، فوري در نزديك ترين فرودگاه مي نشستيم !!

ترس از ساواك ...

 باور كنيد همين جور كه او در باره شاه صحبت مي كرد من بد جوري ترس برم داشته بود .. همه اش فكر مي كردم امروز فردا شاه بر مي گرده و حساب ادم هاي نمك نشناسي مثل ماشاالله مداح رو كف دستش مي گذاره .. و من از اين مي ترسيدم كه اگه مداح رو ساواك به خاطر اين مصاحبه اش بگيره ، من رو هم به دليل دوستي با او خواهند گرفت !! مخصوصآ اين كه اون اوايل شايعه شده بود ساواكي ها مي خواهند به نيروي هوايي و خانواده ان ها حمله كنه .. همون شب رفتم خونه آقاي مداح .. و حسابي ترسوندمش .. بهش گفتم بدبخت از كجا مي دوني كه شاه بر نمي گرده ؟ مي دوني اگه برگرده پدرت رو در مياره .. تازه ساواكي ها هم تو رو نشون كرده اند .. امروز فرداست كه سرت رو ببرند ! بيچاره مداح بد جوري ترسيده بود . و مي گفت پسر عجب اشتباهي كردم !!

آوردن گوشت از كشور  رماني ......

 در اين مبحث هم سعي مي كنم به طور خلاصه به اهم ماموريت ها پرداخته و از حاشيه رفتن ها خودداري كنم . يكي از ماموريت هاي مهمي كه بعد از انقلاب انجام داديم ، آوردن گوشت از كشور رماني بود . هفته اي يكي دو بار براي آوردن گوشت به رماني پرواز مي كرديم . ديگه تقريبآ تمام لباس پروازهاي من بوي گوشت گرفته بود ! اون زمان چاوشسكو رئيس جمهمور كشور كمونيستي رماني بود . هنوز اعدام انقلابي نشده بود . از اون جا كه با پيروزي انقلاب بحث ايدئولوژي بد جوري همه جا پيچيده بود ، خيلي دلم مي خواست ته توي قضيه كمونيست ها رو در بيارم . آخه مي دونيد اغلب ما ها سواد سياسي نداشتيم . به همين دليل با يك دختر خانم دانشجو دوست شدم . و ديگه الكي وقت خودم رو در هتل يا فرودگاه صرف نمي كردم . يه روز ازش در باره مكتب كمونيست و آزادي هايي كه ادعا مي كنند  پرسيدم ! شايد باور نكنيد چه عكس العمل خنده داري از خودش بروز داد ! با وجودي كه در اتاق كسي نبود ، يك لحظه پريد صداي موسيقي و تلويزيون رو بلند كرده و سپس در گوش من گفت .. اگه يك ساعت آزادي اعلام كنند ، سگ و گربه ها هم كشور رو ترك مي كنند !!

جنگ ايران و عراق ....

واقعآ بي تعارف مي گويم .. نقش هواپيماهاي سي - ۱۳۰ در جنگ هشت ساله واقعآ ستودني و قابل تقديره .. مهم ترين ماموريت يگان هاي ترابري و مديريت آن ، حمل به موقع مجروحين جنگي و انتقال آن ها به بيمارستان هاي سراسر كشور بود . اگه بدونيد در اين راستا چقدر رزمنده مجروح از مرگ حتمي نجات يافتند ؟ من هر وقت به اين موضوع فكر مي انديشم ، قلبآ آرامشي رو حس مي كنم . نكته مهم ديگر در ايام دفاع مقدس پشتيباني كامل از جبهه هاي نبرد است . ما هميشه در هر شرايطي آذوقه ، مواد غذايي ، خون و دارو ، وسايل گرمايشي و غيره رو به موقع به جبهه ها رسونيدم . در جاهايي چون كوه هاي برف گير كردستان با بارريزي هوايي از رزمندگان دلاور كشورمون پشتيباني كرده ايم . حمل و نقل نيرو ها و محموله هاي نظامي رو ديگه شرح نمي دهم كه توصيف ان را همه مي دانند . مخصوصآ در روزهاي حمله سراسري ، در كنار سي - ۱۳۰ ها ، جامبو جت هاي ما هم تا خرخره مجروحين جنگي رو سوار كرده و به مراكز استان ها منتقل مي كردند .  

ماجراي شاخ گاو و جامبو جت ارتش .......

 از قديم گفته اند اگه مي خواهي كسي رو نقد كني ، منصف باش . و تنها ضعف ها رو نگو ..و اگه مي شه از خوبي ها هم سخن به ميان آور  ... خب انصافآ اگه بخواهم به مديريت حمل و نقل هوايي ارتش نمره بدهم ، در زمينه جنگ و پشتيباني از جبهه ها در حد عالي ظاهر شده اند . واقعآ دستشون درد نكنه .. اما بي تعارف بگم در جريان برنامه ريزي امور خدماتي واقعآ مسئولان خوب فكر نكرده و در قضيه حمل گاو از اروپا و كانادا واقعآ قصور كردند ... من نمي دونم تصميم گيرنده اصلي وزارت كشاورزي بوده ، جهاد سازندگي نقش داشته ، فرماندهان ستادي نيروي هوايي اشتباه كردند ؟ به هر حال در پشت اين تصميم گيري غلط يك مسئول نشسته بود . مسئولي كه مشاوره خوبي بهش نداده بودند . يا لااقل اطلاع پروازي اش پائين بوده است !!

حمل گاو از اروپا به ايران ...

در دوران جنگ قراردادي بين كشور ايران و اگه اشتباه نكنم فرانسه منعقد شده كه طي آن قرار بود تعدادي گاوه هاي اصلاح شده و شير ده براي دامداران ايراني وارد ايران بشه . حالا اين كار بين كدام وزارت خانه يا شخص بوده ، موضوع بحث ما نيست . به هر حال انجام اين ماموريت به هواپيماهاي ۷۴۷ ما محول مي شود . خب طبيعي است وقتي به خلباني ماموريت خارج از كشور ابلاغ مي شود . او و ساير خدمه پروازي هيچ گونه مسئوليتي در مورد طريقه و ابزار حمل محموله نداشته و آقايون لود مستر ها هم تنها وظيفه دارند از نقطه نظر مركز ثقل هواپيما ، جاي بار ها رو نشون بدهند . به هر حال .. اولين هواپيماي جامبو جت ما با سلام و صلوات بلند شده و به سوي كشور اروپايي پرواز مي كند . اين جا لازمه كه يك پازانتز باز كنم كه ... پرواز يك هواپيماي بزرگ حمل و نقل نظامي در زمان جنگ و عبور آن از فضاي ساير كشور ها محدوديت هايي دارد كه خوشبختانه آقايون تصميم گيرنده در ستاد نيروي هوايي ترفند مناسبي به كار برده و هواپيماها بدون هيچ مشكلي از آسمان همه كشورها به راحتي عبور كرده و بعد از مدتي مراجعه مي كرد ! آفرين به كياست ايراني ها 

فضولات گاو ها ، نخستين ره آورد سفر ...

 نخستين هواپيماي غول پيكر ۷۴۷ نيروي هوايي از مهرآباد بلند شده و بعد از چيزي حدود ۵ ساعت پرواز به كشور مقصد فرود مي آيد . از دفتر سفارت ايران چند نفر براي عرض خير مقدم و راهنمايي آقاياني كه به عنوان ناظر يا نماينده وزارت خانه در پروژه گاو ها  تشريف فرما شده اند ، به نزد آن ها مي آيند . و بدون كوچك ترين تعارف حتي شاه عبدالعظيمي  به خلبان و خدمه پروازي ، ميهمانان رو همراه خود با اتوموبيل سفارت بيرون مي برد ...  و علي مي ماند و حوض اش ! البته خلبانان جامبو جت در كشورهاي اروپايي غريبه نيستند .. وظيفه خودشون رو به خوبي مي دانند . لذا سوار تاكسي شده و به هتلي كه از قبل براشون رزرو شده است تشريف مي برند . قبل از رفتن به آقايون لود مستر ها اعلام مي شود كه روز بعد ساعت هشت صبح پاي هواپيما باشند ..

 پرواز به سوي تهران ....

روز بعد با كمي تآخير چند نفر از مسئولان ايراني به همراه نمايندگان فروش گاو ها به پاي جامبو جت ايراني آمدند . آن ها بعد از بازديد قسمت كارگوي هواپيما ، و امكانات " تاي دان " ( قفل و بست ) ، قرار بارگيري را براي روز بعد گذاشتند . روز موعود چند تريلر مخصوص كه نشان از نام گاو داري خاصي بر روي بدنه آن نقاشي شده بود وارد فرودگاه شدند . گاو ها را در اسطبل هاي سيار با تريلر حمل كرده بودند . آن گاه با قرار دادن جعبه هاي مكعبي شكل چوبي در هواپيما و بستن آن ها به بدنه و كف ، گاو ها را درون آن قرار دادند ... و به اين ترتيب اولين پرواز حامل گاو هاي اصيل به سمت تهران پرواز كرد .. بعد ساعاتي پرواز هواپيما در فرودگاه مهرآباد به زمين نشست . بعد از تخليه گاوه ها ، خدمه با كمال تعجب مشاهده كردند فضولات فراواني از شكاف جعبه هاي چوبي بر كف هواپيما انباشته شده است ! علاوه بر آن ، كلي ادرار مانند جوي باريكي از قفس ها جاري شده و به داخل منفذ هاي هواپيما نفوذ كرده است ! كروي پروازي با تصور اين كه كارگران آن را تميز خواهند كرد ، هواپيما رو ترك كردند ...

آسيب جدي به هواپيما ....

 دقيقآ يادم نيست چند پرواز به اروپا براي حمل گاو ها انجام شد . اما هر بار دقيقآ با انبوهي از فضولات بر جا مانده در كف هواپيما مواجه مي شدند . اگر چه خدمه سعي كرده بودند با قرار دادن پلاستيك بر كف هواپيما از نفوذ فضولات مخرب حيوانات تا حدي جلوگيري كنند . اما به دليل ساعت ها پرواز و لگد مال شدن پلاستيك ، بخش هايي از آن سوراخ شده و ادرار آميخته با مدفوع به لاي بدنه هواپيما نفوذ كرده بود . در اين جا لازم مي دونم اين توضيح را بدهم كه زير پوسته كف هواپيما ، علاوه بر كابل هاي سراسري داراي سيستم هاي چفت و بست است كه نقش بسيار اساسي در نگه داشتن و قفل كردن محمولات دارد . و خرابي قفل ها در دراز مدت ممكنه سبب جدا شدن بار ها در موقع صعود و فرود شده يا در توربالانس هاي شديد بار را رها كنند . مشابه اتفاقي كه براي يك فروند سي - ۱۳۰ پيش از انقلاب رخ داده و باعث سقوط هواپيما و كشته شدن جمع زيادي از معلم خلبانان قديمي و ميهمانداران گرديد . به هر حال بعد از مدتي كه از انجام چنين ماموريت هايي گذشت ، با گرم شدن هوا ، بوي نامطبوعي هواپيما رو فرا گرفت ..  كه به هيچ عنوان از بين نمي رفت ..!

تصميم غلط مسئولان ... !!  

 روند حمل گاو ها از اروپا مرتب ادامه داشت . اگر چه به قيمت بوي نامطبوع داخل هواپيما انجاميد ، ولي به هر حال به دليل ورود گاو هاي اصلاح شده براي صنعت دامداري كشور و استفاده بهينه از آن ها مي شد اين آسيب رو تحمل كرد . اگر چه به همت متخصصان داخلي سيستم هاي كف هواپيما بازبيني و جايگزين شد . اما هرگز بوي بد فضولات از جامبو جت ايراني به اين زودي ها خارج نشد ! و با تابش آفتاب بر بدنه وسيع آن بر شدت بو افزوده مي شد . در اين ميان نمي دانم روي چه اصلي پروژه آوردن گاو از اروپا كنسل شده و قرار شد از كشور كانادا همان گاو ها ارزان تر خريداري شوند ! متآسفانه آقايوني كه تصميم گرفتند به جاي اروپا از كانادا گاو خريداري كنند ، فكر اين مسئله را نكرده بودند كه ارزاني آن به مسافت طولاني و هزينه هاي كلان آن نمي ارزد !!  به عقيده من اگر گاو ها را دولت كانادا مجاني هم تقديم ايراني ها مي كرد ، باز هم ارزش اين همه راه و مسافت طولاني را نداشت ! در حالي كه همان موقع شايعه شده بود تنها براي چندين دلار ارزاني چنين تصميمي اخذ شده بود !!  

 تبعات تصميم اشتباه ... !

من دانش مسائل اقتصادي رو ندارم . ولي تا اين حد مي دانم اگر چنين پروژه هاي ملي در دست بخش خصوصي قرار مي گرفت . و متولي آن فقط يك بخش يا سازمان مي شد ، قطعآ تصميم عاقلانه تري اخذ مي كردند . ولي چون خريدار وزارت خانه اي دولتي بود ، ملاك انتخاب و تصميم گيري در مناقصه هاي اين چنيني ، ارزان بودن كالاست . و به همين دليل آن ها فروشنده كانادايي رو برگزيدند . از طرفي چون مسايل حمل و نقل كالاي مربوطه به عهده دولت بود ، انجام اين تعهدات به نيروي هوايي محول شد . و آقايوني كه در ستاد كل نيروي هوايي مجري دستورات فوق بودند ، بي خبر از پروسه ياد شده و جزئيات  معامله تنها به فكر انجام درست ماموريت بودند ! حال آن كه اگر متولي پروژه هاي بزرگ ملي بخش خصوصي بود ، قطعآ چنين تصميمات غلطي رو نمي گرفتند . اما اين معامله تبعات منفي ديگري علاوه بر هزينه هاي كلان (  تقريبآ بيش از سه برابر پرواز به اروپا ! ) به همراه داشت !

حمله گاو هاي عصباني به هواپيما ... !!

به اين ترتيب ماموريت هاي كانادا براي حمل گاو هاي اصيل آغاز شد . و نخستين كروي پروازي بعد از عبور از فراز آسمان اروپا و پس از ساعت هاي طولاني پرواز عاقبت در كشور كانادا فرود آمد . اولين محموله گاوها به روشي متفاوت از فرانسوي ها ، داخل هواپيما قرار گرفت . و آن ها به سوي تهران پرواز خود را آغاز كردند ... كروي پروازي غافل از تبعات پرواز طولاني بر روي اعصاب حيوانات زبون بسته بي خبر از همه چيز در انديشه رسيدن به مقصد بودند ...  گاو ها بر اثر توربالانس ( تكان هاي شديد هواپيما ) و طولاني بودن مدت پرواز بد جوري عصباني و خشمگين شده بودند ... آن ها ابتدا با كوبيدن سر خود به قفس هاي چوبي قصد خلاصي از اين مخمصه رو داشتند ! با رسيدن هواپيما به فرودگاه مهرآباد و باز كردن اولين قفس چوبي ، گاو هاي خشمگين در حالي كه نعره مي كشيدند به دنبال مسئولين ترمينال دويدند .. پرسنل وحشت زده به روي ليفتراك پريده و خود را از شاخ هاي حيوانات عصباني نجات دادند .. ولي آن ها آرام ننشسته و با شاخ هاي قوي و محكم خود ضربات زيادي به بدنه هواپيما وارد كردند !! و به اين ترتيب بدنه هواپيماي جامبو جت از چندين نقطه دچار سوراخ و پاره گي سطح آن گرديد ! صدمه ناشي از شاخ گاو ها هواپيما رو از رده پرواز خارج كرد !

هزينه گران تعمير هواپيما .....

 همان طور كه مي دانيد هزينه مرمت بدنه هواپيما خيلي گران است . و به دليل نشت هواي داخل همچنين تعمير سيستم هاي آسيب ديده اي كه پشت بدنه قرار گرفته بودند ، هزينه ها رو بالا برده بود . فراموش نكنيم پرواز نكردن هواپيما في نفسه هزينه هاي بالايي در بر دارد . به هرحال نيروي هوايي در پروژه حمل گاو از خارج متحمل ضررهاي جدي اي شد . بوي نامطبوع فضولات گاو و سوراخ شدن بدنه هواپيما و خوابيدن آن براي مدتي طولاني ، تنها بخشي از ضرر هاي اين عمليات بود . حال خدا كنه دامداران ما قدر اين حيوانات رو دونسته و بدونند دولت براي اصلاح نژاد گاو ها چه هزينه هايي رو پرداخت كرده است ! باز به قول قديمي ها تا اون گوساله ها گاو شدند ، دل صاحب اش كه همان نيروي هوايي باشه خسابي خون شده بود ( چشمك ) .

با احترام و تشكر :

بهروز مدرسي

اين مطلب ساعت ۲۲:۴۰ دقيقه بيست و سوم اسفند ماه ۱۳۸۷ پايان يافت .  

                                     ايام به كام   


مسابقه ويژه پرواز

 شماره ۴

51rlsyff7zbvt9yhr52x.jpg

به اطلاع خوانندگان محترم و علاقه مندان پرواز مي رسانم : از اين به بعد هر هفته يك سوال در رابطه با اصول پروازي از سوي مدير محترم " فروشگاه لوازم خلباني دبي "   مطرح مي شود ، كه پاسخ آن به صورت پنج گزينه اي است . دوستان بايد پاسخ هاي صحيح خود رو به اي ميل ذيل :hfoladi@dubaipilotshop.com به نام آقاي  " حميد فولادي " ارسال فرمايند . از ميان كساني كه پاسخ صحيح داده باشند ، هر هفته يك جايزه بسيار نفيس تقديم برنده خواهد شد . براي آشنايي با محصولات فروشگاه خلباني ( اينجا ) رو كليك فرماييد . شايان ذكر است از آن جا كه دانشجويان پروازي مي بايستي مسلط به زبان انگليسي باشند ، سوالات هم انگليسي است .  

In a stormy night, unluckily you are Captain of B-777, both engines got failed, 300 souls on board, passing through 22,000 feet, you have 5 nearest airports in your GPS display, and you fly under ETOPS regulation. You have enough altitude to glide and reach all 5 airfields. By considering your aircraft requires
1 661.16 meter landing distance and variable weather condition in the area, which airport you choose for landing?

 
1-   OMDB – You contacts them, and ATC accepts you as priority landing-4921 feet Runway length- having Airport Emergency Services (AES)- Active Cat III ILS-5 miles Visibility-1000 a few clouds   
2-     OMSJ – 5570 feet Runway length- AES not available- inactive  CAT III, ILS-  3000 ft overcast- 5 mile visibility-  ATC does not accept you because of high traffic inbound, but you are the final decision maker
3-     OMUQ- 1700 meter Runway length - Class E non controlled- you can active the lights by clicking on the mic- AES not available- Zero Visibility- 1000 overcast-  Jet fuel available-
4-     OMUK- 1599 meter- CAVOK- 11 Miles visibility, Emergency facilities active- ATC accepted you- Wind calm, ILS and all stations active and informed of your situation
5-     You choose none of airports and ditch in the sea
 
6-     None of them


برندگان مسابقات عبارت اند از :‌

Mosabghei 1: amin taghizadeh,,,,,,,,aminnasa2002@yahoo.com

Mosabghei 2: Sam Eskandari……………………..sam.eskandari@gmail.com

Mosabghei 3:Alireza Mobasheri.......alireza@medyagroup.com


  

jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  


6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

IRANIAN AIR FORCE HISTORY:

On february 5th 1925,first iranian pilot,colonel Ahmad Nakhjavan,flied a Berge-19 marked with Iran flag and sign to "Qalamorghi Airbase" in Tehran.He was trained in France and had only 200 hours flight.To this way, the first Iranian air force plane ,piloted by an iranian pilot,crossed over international borders and came to Iran sky.In this time,other iranian pilots was being trained by a german instructor pilot,namely "Shcefer".To purchase aircraft was somewhat easy,but pilot training and technicians to maintain and repair them and construct airports was the difficult part of this job and took time.During this period of time,Iranian air force which used to be a small department in command army staff got out and became an independent force which was called "Imperial iran army air force".The first commander was no one but "Colonel Ahmad Nakhjavan".In 1924,the first group of pilot students and flight tecnicians were departed to "Russia" and "France".In1929 Iran had 15 pilots ,6 of them was trained in France,other 9 in Russia.In this year,Air Force owned 15 aircraft from 9 different models.During next 15 years untill WWII 300 aircraft from 15 models supplied to Iran Air Force.Also,8 airbases and a manufactorer plane factory ,namely,"Shahbaz" were built which made 3 plane models.In 1941 English and USSR Air and Navy forces invaded IRAN.The young Air Force was not able to confront against this great force not at all,nevertheless some young members decided to stand against enenmy.They overcame "Qalamorghi Airbase" and two planes,piloted by "Capt.Vasigh" and "W.officer Shooshtary", flied in Tehran sky but firing air defence toward them,they forced to abonden Tehran sky.England and USSR overcame "Mehrabad and Qalamorghi Airbases" and nearly remained from young Iran Air Force but nothing.

Source:Internet       BY:Alireza Sadeghi

PicbaranPicbaran

ترجمه فارسی:

تاریخچه نیروی هوایی ایران:

در ۲۵ فوریه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولین خلبان ایرانی که کلنل احمدخان نخجوان نام داشت یک هواپیمای برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ایران از فرانسه به پایگاه قلعه مرغی تهران پرواز داد. کلنل نخجوان در فرانسه دوره دیده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدین ترتیب در این تاریخ اولین هواپیمای نیروی هوایی ایران با خلبانی یک ایرانی مرزهای بین المللی را درنوردید و به فضای پروازی ایران رسید. در این زمان دیگر خلبانان ایرانی تحت نظارت یک استاد خلبان آلمانی به نام «شفر» در ایران دوره می دیدند.خرید هواپیما قسمت آسان کار بود. آموزش خلبانان برای پرواز کردن با آنها، نفرات پشتیبانی زمینی برای نگهداری و تعمیر آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت کار بود که زمان هم می برد. در همین دوره زمانی نیروی هوایی ایران از قالب یک اداره کوچک در ستاد فرماندهی ارتش خارج شده و به یک نیروی جداگانه تبدیل شده بود که «نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران» نام گرفته بود؛ اولین فرمانده نیروی هوایی ایران هم کسی نبود به جز کلنل احمدخان نخجوان .در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولین گروه از دانشجویان دوره خلبانی و تکنسین پرواز به روسیه و فرانسه فرستاده شدند. در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ایران ۱۵ خلبان داشت که شش نفر از آنها در فرانسه و 9 نفردیگر در روسیه آموزش دیده بودند.در این سال نیروی هوایی دارای 15 هواپیما از 9 مدل مختلف بود.طی 15 سال بعد یعنی تا آغاز جنگ جهانی دوم 300 هواپیما از 9 مدل مختلف در اختیار نیروی هوایی قرار گرفت.همچنین 8 پایگاه هوایی ویک کارخانه تولید هواپیما بنام "شهباز" نیز ساخته شد که سه مدل مختلف هواپیما را مونتاژ میکرد.در سال 1320 نیروهای هوایی ودریایی شوروی و انگلیس به ایران هجوم آوردند.نیروی هوایی جوان ایران بهیچوجه توانایی رویارویی با این نیروی عظیم را نداشت معهذا تعدادی از پرسنل جوان این نیرو تصمیم به رویارویی با دشمن گرفتند و با در دست گرفتن کنترل پایگاه قلعه مرغی د و هواپیما از این پایگاه به خلبانی سروان وثیق و استوار شوشتری در آسمان تهران پرواز کردند که با شلیک ضد هوایی مجبور به ترک آسمان تهران شدند.انگلیس و روسیه کنترل پایگاههای قلعه مرغی و مهرآباد را بدست گرفته واز نیروی هوایی جوان ایران تقریبا چیزی باقی نماند.

منبع:اینترنت      گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی.

r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد


مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید


7w57l65r6cdykphszjc5.jpg

http://www.khaleban.com/ 


 

 http://fun.mahyaonline.com/ 


373ippzd8coe2ruui46d.jpg 

اينجا رو كليك كنيد

http://phoenix69.blogfa.com/


 hl3cgzchkr1tepfac901.jpg

قابل توجه علاقه مندان تحصيل در كشور بلارس

http://www.minsk.blogfa.com/


- تعداد بازديد
  • 3864
  • مرتبه

    نظرات

    خوشحالم که اولین نفرم امروز
    راستی کاپتان از مشکل من خبری نشد؟
    پاسخ
    محمد جان من جواب شما رو در بخش كامنت ها گذاشته ام . يك بار آقاي محمود فرنودي براي شما جواب داد .. و همان پاسخ را من كپي پست در آخرين مطلب كردم . لطفآ به پاسخ آقاي فرنودي توجه كن

    خوشحالم که اولین نفرم امروز
    راستی کاپتان از مشکل من خبری نشد؟

    سلام خوبین آقای مدرسی؟
    با اجازتون من اون ایمیل درباره افزایش بازدید رو تو وبلاگم زدم.
    خوشحال میشم به وبلاگمون سر بزنید و ما رو از نظراتتون بهرهمند کنید.
    ما منتظر حضر گرمتون هستیم.
    در ضمن ممنون میشم این نظر خصوصی بمونه.
    موفق باشید...
    پاسخ
    همشهري عزيزم جناب صفايي عزيز ... بدون اغراق عرض مي كنم واقعآ مطالب سايت شما خيلي سطح بالا و بدرد به خور است . من كه خيلي استفاده كردم . و اين سايت مي تواند براي اغلب جوان ها كه با نت سرو كار دارند ، به درد بخوره
    در مورد قرار دادن پاسخ بنده در مورد آمار بازديد گنندگان ، واقعآ شرمنده ام كردي ... من لايق اين همه محبت را ندارم
    دوست عزيز اميدوارم روزي سايت شما مرجع معتبري براي دانشجويان و جوانان باشه
    با تشكر از محبت شما

    ايام به كامتون
    پايدار باشيد
    پاسخ
    فدات شم دخترم .. خوبي ؟

    سلام و خسته نباشيد خدمت استاد مدرسي
    1)مثل هميشه گل كاشتيد با مطالب زيبا و اموزندتون
    2)گفتم خسته نباشيد چون ملومه خيلي خسته هستيد استاد امروز 23 ارديبهشت هست تاريخ پايان مطلب ميگم
    3)نميدونم واقعا چه جوري ميتونم از زحماتتون تشكر كنم

    اميدوارم هميشه پيروز و سربلند باشيد.
    پاسخ
    پسر عزيزم آرش گرامي
    اين نظر لطف و محبت شماست عزيزم . همين كه خواننده مطالب حقير هستي ، بزرگترين تشكره

    سلام
    از بیان خاطره هاتون و زحمتی که شب و روز برای نوشتن و تنظیم اونها میکشید ممنون خشته نباشید
    یه وبلاگ در مورد خلبانها پیدا کردم که امیدوارم تکراری نباشه اشک منو دراورد خلبانهای شهید رو میگم
    سلامت و کامروا باشید

    http://parvazidigar.persianblog.ir/
    پاسخ
    مهدي عزيزم .. احساس پاك شما رو نحسين مي كنم پسرم
    وبلاگ پروازي ديگر را مرتب مي خوانم .. يادي از دوستان و قهرمانان شهيد است

    سلام خدمت سرباز وطن
    امشب رفته بودم در سایت یوتوب می خواستم یادی بکنم از پهلوون پهلوون ها احمد بورقانی عزیز که حقیقتا جایش خالی است .خیلی ناراحت شدم . من اورا در یک یا دو مجلس فاتحه و یکی دو بار در مراسم تشیع جنازه بزرگان این مرز بوم دیده بودم.
    ویک بار هم توی اوون رنوی قدیمی و کوچکش زیر پل کریم خان زند دیده بودم.
    ولی خیلی ایشان را دوست می داشتم و امیدوار بودم که روزی ایشان حداقل در لباس
    وزیر فرهنگ می دیدم.
    یاد ش گرامی و راهش پاینده باد
    پاسخ
    نادر عزيزم .. من هم مرحوم احمد بورقاني را خيلي ستايش مي كردم .. خدابيامرز انساني سالم و درستكار بودند .. چنديدن بار در امر برگزاري نمايشگاه همچنين نشست صنفي انجمن خبرنگاران ديده بودم .. انسان شجاع و سالمي بود . روح اش شاد

    سلام آقاي مدرسي
    چه ابتكار جالبي منظورم ارتباط عكس اون گاوهايي كه اسم وب سايت رو گرفتن با "حمله گاو ها جامبو جت".
    ممنون كه اين همه وقت مي گزاريد براي مطالب و تصاوير.
    پاسخ
    خيلي ممنون امير جان .. شايد شما تنها نفري هستي كه به اين جزئيات توجه مي كني .. چون خودت دستي بر آتش داشته و دقيقآ مي داني براي گذاشتن هر قطعه عكس چه مشقت هايي داره .. دستت درد نكنه

    سلام آقا بهروز خوش تيپ.خوب هستيد؟ممنون از نوشته هاي قشنگتون.بهروز خان خوش تيپ يك خاطره هم از آبادان بگو.ما هم الكي خوشحال بشيم
    ارادتمند شما
    پاسخ
    رضا جان نازنيم ... چشم حتمآ خاطره اي هم از پرواز هاي آبادان خواهم گفت .. اگه يادت باشه يك خاطره از اوايل جنگ روي منطقه آبادان نوشتم كه چيزي نمانده بود در بصره فرود بياييم !! و داخل هواپيماهم پر از نيروهاي كلاه سبز خودمون بود ... اميدوارم خوانده باشي .. خاطره زياد دارم بايد به خاطر بياورم

    سلام جناب مدرسی عزیز امیدوارم که حالتان خوب باشد و مسائل و مشکلات زنئگیتان رو به بهبودی برود جناب مدرسی خواهشی ازتون داشتم و اون اینکه میخواستم در مورد سقوط اون هواپیمای سی-130 توی دریاچه بختگان مطلب بنویسید ممنون میشم
    پاسخ
    آرش عزيزم .. خيلي ممنون پسرم .. در مورد سانحه ياد شده چشم حتمآ خواهم نوشت

    عمو مدرسي عزيز
    اميدوارم مشكل خونه هر چه زودتر حل بشه. عمو جون اين متن وداع رو هم همين الان پاك كنيد و بندازيد دور. خدا خيلي بزرگتر و مهربونتر از حد تصور ماست! من مطمئنم كه هيچ وقت نميذاره كار به اونجاها بكشه كه ما مجبور بشيم شما رو از دست بديم.
    عمو جونم راجع به پست قبلي يه سوال داشتم. چطور شده بود كه شاه تصميم به بازديد از شهري مثل سلماس رو گرفته بود؟ آيا اين بازديد بعد زلزله سلماس بوده يا علت ديگه اي داشته؟
    ديگه اينكه يادتونه من يه سوالي پرسيده بودم راجع به پريدن با چتر بر روي آب . شما گفتيد از حسين بپرسم كه كارش بيشتر روي آبه ؟ من ازش پرسيدم. گفت چتر مخصوصي براي آب وجود نداره اما بعد پرش و فرود روي آب چون چتر با اون مساحت بزرگش روي آب پهن ميشه براي اينكه طرف از زيرش در بياد يكسري طنابهاي مشخص رو بايد بگيره و مرحله به مرحله جلو بره تا يا از وسط چتر (كه يه فضاي خاليه) و يا جايي بيرون از محيط چتر از زيرش خارج بشه. براي اين كار و كلا پرواز روي آب اونها دوره هايي رو هم ميبينند. (توي شمال ظاهرا) اون ميگه اگر شما اين طنابها رو نگيريد غير ممكنه كه بشه از زير چتر بيرون اومد. البته اينها رو به زبون عاميانه براي من گفت. شما قطعا اطلاعاتتون خيلي بيشتر و فني تره. فقط چون گفته بوديد بهتون بگم منم خالي از لطف نديدم كه همينجا توي كامنتها بنويسم تا بقيه دوستان هم اگه خواستن استفاده كنند.
    شاد باشيد
    پاسخ
    دامون عزيزم .. خيلي ممنون كه به فكر مشكلات من هستي .. عزيزم .. اميدوارم كار به وداع و اين قضايا نكشه .. من واقعآ اگر از محيط وب دور باشم ، حتمآ دق خواهم كرد . ولي اگر خانه گير نيايد ( كه مطمئن هستم با اين وديعه كم ما هرگز پيدا نخواهد شد ) راه ديگري جز مهاجرت به شهرستان هاي كوچك يا روستاها نمي مونه .. به هر حال قلب شما پاك است .. حتمآ دعاي صميمانه شما مستجاب خواهد شد . در مورد چتر همان گونه كه حسيت جان عزيزم فرمودند هيچ فرقي با چتر هاي روي خشكي ندارند .. اصولآ اغلب ان ها از جنس نوعي ابريشم يا پارچه هاي واتر پروف است كه آب پس نمي دهد .. ولي سقوط در آب اگه مهارت نداشته باشيد ، خيلي خطرناكه .. و به گفته حسين عزيزم .. بايد طناب هاي مخصوصي را كشيده تا از دريچه وسط بشه خارج شد . در باره بازديد شاهنشاه از شهر سلماس .. راستش من محصل كم سن و سال بودم .. اصلآ عقلم قد نمي دهد كه به چه بهانه اي به آن شهر كوچك امده بود ولي فراموش نكن ايشان معمولآ به همه شهر ها سر مي زد . و ايام عيد هم به كيش سفر مي كردند
    شاد و سرزنده باشي

    سلام آقاي مدرسي عزيز
    با كمكهاي شما من ترسم از پرواز خيلي كمتر شد و برخلاف همه پروازهاي قبليم از پروازديروز خيلي لذت بردم از ابرها ، نور غروب خورشيد ، اوج گرفتن ، فرود و خيلي چيزهايي كه قبلا تحت الشعاع ترس قرار گرفته بود و....
    مرسي :)
    هر چند الان به كامنتهاي تخصصي كمتر پاسخ مي دين ( خود من يكي دو باري دچار عدم پاسخ شدم و كمي هم ناراحت از دست شما) ولي همان پاسخ قبلي براي لذت بردن من از پرواز خيلي موثر بود
    من به شما حق مي دم بابت مسائل مهمي كه دچار شدين از قبيل مسكن و بيماري كم حوصله بشوييد و...
    من هم مثل خيلي از خوانندگان ناراحت هستم و فقط مي تونم اميدوار باشم و دعا كنم براي حل مشكلاتتون اما
    استاد عزيز اين 4000 تا 5000 هزار آمار روزانه خيليهاشون شما رو دوست دارند و نوشته هاتونو دنبال مي كنن وشايد حدود 10 % كامنت بدهند و اميدوارند اگه كامنتي بدن و شما در توانييتون باشه راهنمايي كنين
    يك نمونه من كه واقعا استفاده كردم
    اميدوارم هميشه شاد و سرحال و پرحوصله ببينمتون و قلبا اينو مي خوام
    پاسخ
    بهزاد عزيزم .. خيلي خوشحالم كه ترس بي جهت شما از پرواز تقليل يافته و شما براي نخستين بار از زيبايي هاي پرواز لذت برديد . در مورد پاسخ عرض كنم .. پسر نازنينم .. به شرافتم سوگند .. من هرگز دوست ندارم كامنتي را بي پاسخ بگذارم .. تنها سوال هاي تخصصي در مورد استخدام خلبانني و بعضي پرسش هاي مشابه .... چون اطلاعات من خيلي قديمي است و سال ها از زمان بازنشستگي ام مي گذرد ، نمي توانم پاسخگو باشم .. يا خداي ناكرده اطالاعات غلط به جوون هاي عزيزمون بدم . ولي باز هم اين گونه سوال ها رو هم اگه دقت كني سعي مي كنم پاسخ آن را از ساير دوستان مطلع پرسيده و خواهش كنم در كامنت پاسخ صحيح را قرار بدهند ... بهزاد جان من تعجب مي كنم چرا شما مي فرمايي من پاسخ چند كامنت شما رو نداده ام !؟ تا آن جا كه به خاطر دارم شما در مورد مسايل مختلفي چندين بار سوال فرموديد و بنده هم مفصلآ پاسخ دادم .. اصلآ ياد ندارم كامنتي را بي پاسخ گذاشته باشم .. شاهد اين ادعا هم موجود است .. مي توانيد به مطالب گذشته مراجعه فرماييد و ببينيد كدام كامنت ( غير تخصصي ) بي پاسخ مانده است . بهزاد جان البته من احساس مي كنم شما پاسخ كامنت ها را مشاهده نكرديد .. چون بعضي ها در پست هاي خيلي قديمي كامنت مي گذارند ... و مسلمآ پاسخ هم در صفحات قديمي ثبت مي شود . به هر حال از اين كه شنيدم دوست عزيزي چون شما از من ناراحت شده است ، خيلي متآثر شدم .. شايد باور نكني حتي شوكه شدم .
    در مورد خوانندگان هم بايد عرض كنم مي دانم واقعآ همه لطف و محبت دارند . من مخلص يكايك آن ها هستم

    محمد عزيزم ... همان طور كه وعده داده بودم ، پاسخ شما را از جناب آقاي فرنودي خواهش كردم راهنمايي فرمايند
    من كپي پاسخ استاد فرنودي را بار ديگر اين جا قرار مي دهم :
    دوست عزیز محمد جان سلام.مطالب شما را در باره UMAIR و بسیار ناراحت شدم.خلاصه اینکه شما 2 راه دارید یک اینکه شخصی را با کپی بلیط خود در ایران به امور بین الملل سازمان هواپیمایی کشوری در مهرآباد بفرستی و مطلب را به ایشان گفته و آنها شما را راهنمایی خواهند کرد.تمامی این شرکتهای خارجی در این قسمت پرونده دارند و تضمینهای مختلف برای همچین روزهایی. و با اطمینان کشوری کمک خواهد کرد. اما راه دوم اینکه خودتان همراه بلیط به به هوا÷یمایی کشوری در کیف - اکراین بروید و مطلب را بگویید. آنها هم کاملا در جریان هستند و جبران ضرر شما را خواهند کرد.بیخود وقتتانرا تلف نکنید راه دیگری وجود ندارد.کاسپین هم راست میگوید و به او مربوط نیست.البته اگر از کشوری بپرسید فرد یا شرکتی ایرانی را که در اینجا کارهای آنها را انجام میداده را نیز معرفی خواهند کرد.از مدرسی عزیزم که موضوع شما را با من در میان گذاشت ممنونم. اگر موردی بود روی ایمیل من میل بگذارید. هر کاری بتوانم میکنم. فرنودی

    عمو جونم من براي اين پستتون كامنت گذاشته بودم
    ثبت نشده بود؟
    پاسخ
    دامون جان من امروز دير رسيدم . لذا پاسخ كامنت ها عقب افتاد .. همين الان هر دو با هم منتشر مي شود

    salam agaye modaresi
    mikhastam dar mored havapeimaye C-130 etelaati begiram
    mesle anti torqe va ge
    پاسخ
    مهدي عزيزم در باره هواپيماهاي سي - 130 .. خوشبختانه در اين مدت چهارده ماه گذشته مرتب در مورد مزيت هاي آن سخن گفته ام . فقط در باره فشار " جي " كم حرف زده ام . چشم حتمآ در باره اين اصل مهم حتمآ توآم با خاطره اي آن را بيان مي كنم تا بهتر متوجه بشويد ..
    " در مورد " آنتي تورك
    هم به عرض برسانم بعضي از پيچ و مهره هايي كه به هواپيما بسته مي شود ، به دليل حساسيت و مقاومت بيش از حدي كه به ان ها وارد مي شود ، بايد از استحكام و قدرت بيشتري نسبت به ساير پيچ ها داشته باشند . به همين جهت بعضي از آن ها را با ابزاري كه تورك وارد كرده ، محكم مي كنند .
    معمولآ هم خود كارخانه سازنده مقدار تورك لارم را از پيش اعلام كرده است .. به عنوان مثال ، پيچ هايي كه بال هواپيما را به بدنه وصل مي كنند .
    متخصصان بعد از بستن پيچ هاي آن ها ، با همان دستگاهي كه نام بردم و داراي لوله اي مدرج است ، مقدار لازم تورك را وارد مي كنند . به عبارتي پيچ را با شدت تمام مي بندند و فشار را در آن حفظ مي كنند .

    ترفندي كه براي عبور از اسمان كشورهاي مختلف به كار ميبردين چه بود؟
    پاسخ
    دوست عزيزي كه حتي از بيان نام مستعار هم خودداري فرموده اي ... با تشكر از شما بايد متآسفانه اعلام كنم كه دقيقآ نمي توانم راه كارها رو بيان نمايم . چون راستش مي ترسم جزء اسرار نظامي باشه . كه در اين صورت من مجاز به بيان ان نيستم .. ولي براي اين كه ذهن شما عزيز گرامي رو زوشن كنم ، عرض مي كنم ... اين ترفند مي تواند به اين شكل باشد كه .. اجازه پرواز هواپيماي نظامي ار فراز خيلي كشور ها معمولآ با احتياط و تحت شرايط خاصي انجام مي شود . حال اگه يك هواپيماي نظامي مرتب اين مسير رو با اين هواپيما ادامه بدهد ، مستلزم راه كاره هاي خاصي است كه به ان ديپلماتيك نظامي مي گويند و الحمدالله ما ايراني ها خيلي خوب راه اين جور كار ها رو بلد هستيم .. دقيقآ همون جريان رنگ كردن قورباغه و فروختن به جاي فولكس واگن است !! موفق و پايدار باشي

    عمو جونم كامنتهاي من ثبت نشده اند
    هيچ كدوم؟!!!
    نميدونم چرا اينطوري ميشه!!
    پاسخ
    دامون عزيزم الان همه ثبت شده اند

    سلام جناب مدرسی
    بعد از چند هفته مزاحم میشوم واقعا وقت نداشتم کامنت بگزارم.
    در مورد مشکل مسکن سخن به میان آوردید که به راستی از درد دل ما گفتید.......
    چه کنیم با این تورم و گرانی که کمر بسیاری از خانواده های ایرانی را شکسته.
    مطلب امروزتان بسیار جالب بود در مورد داکوتا های نیروی هوایی گفتید.
    واقعا صدای استارت موتور پیستونی آنها و خاموش شدن آن بسیار زیبا بود.
    صدای برخورد سیلندرها و ایستادن آنها سر جای خود که صدای فیس زیبایی داشت.
    در ایران دو تا داکوتا باقیمانده است.
    DC-3 شرکت نفت با شماره EP-TWB که اگر به خاطر داشته باشید مدتها در مهرآباد بود که 15 سال پیش به مرکز نمایشهای هوایی برده شد و با گذشت زمان به کلی نابود شد و فقط ظاهری از آن باقی ماند.
    C-47B نیروی هوایی با شماره 11-5 که پیش از انقلاب با شینوک از مهرآباد به دوشان تپه برده شد تا در موزه نیروی هوایی که در شرف احداث بود مستقر شود.
    هم اکنون هم در این فرودگاه قرار دارد.

    در مورد اون 747 که شاخ گاوها تن آن را سوراخ کرد سوالی دارم
    آیا این 747 شماره سریالش 106 نبود ؟

    -----
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    خيلي دلم برات تنگ شده بود .. باور كن نگرانت شده بودم .. در مورد هواپيما فكر مي كنم بله 106 بود .. بچه هاي قديمي جامبو جت يادشون است .. آقايان چاووشي .. آقايي كه مدتي با من در خدمات فرودگاهي همكاري مي كردند . .
    در باره داكوتا ها هم يادمه كه براي موزه قرار بود نگهداري كنند . ياد موتور هاي پيستوني به خير ... من حتي اف - 86 هايي هم كه از رده خارج شدند رو به خاطر دارم .. مدتي جلوي پايگاه يكم شكاري يك فروند از ان ها رو گذاشته بودند .. هر وقت مي ديدم ياد خاطرات گذشته دور با اين اولين شكاري هاي جت در ايران مي افتادم ..

    I knew that this link would be interesting fo ryou
    http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=4258#img_2320
    regards,
    H.
    پاسخ
    Dear Hooman .. Thanks For Your link . But Its closed !!
    Best Regards

    بنام خدا
    جناب مدرسي عزيز سلام ، ادب و احترام مرا پذيرا باشيد
    فقط خواستم خيلي كوتاه و مختصر سلامي داشته باشم و از احوال شما جويا شوم اميدوارم تا چند وقت ديگر مشكل چشمانم رفع گرديده و بيشتر به سايت قشنگ شما سر بزنم و مطالب آنرا بدون مشكل بخوانم . ضمناً سلام و عرض ادبي نيز خدمت دوست عزيزم آقاي نادر رضوي نيز دارم و اميدوارم به شما و ايشان روزگار زيبا و قشنگ بگذرد.
    دوستتار شما - علي كدخدايي
    پاسخ
    سرور گرامي جناب آقاي كدخدايي
    شما هم درود صميمانه جناب نادر رضوي و بنده را پذيرا باشيد .
    جناب كدخدايي عزيز .. واقعآ از شنيدن مشكلي كه براي چشم هاي شما پيش امده است ، خيلي متآثر شدم . نمي دونم در اين گونه مواقع چه واژه اي كه حاكي از ناراحتي و حس همدردي است به كار ببرم !!؟‌
    ولي از ته قلب از خداوند متعال خواستار بازگشت سلامتي شما دوست بزرگوار و فرهيخته ام هستم .

    در سایت یوتیوب فیلم مربوط به بمباران اوسیراک توسط خلبانان اسراییلی را تماشا میکردم در فیلم خلبان به شدت نفس نفس میزد اول فکر کردم از ترس است اما بعد در کامنتها بهم جواب دادند که اثر جی یا فشار جی است_یا چیزی شبیه این درست نمیدونم_این دقیقا چیه؟
    پاسخ
    دوست عزيزم .. ( جي ) همان نيروي فشاري است كه به دليل اوج گيري هواپيما و كشش جاذبه زمين به وجود مي آيد .. در هواپيماهاي شكاري به دليل بهره گيري از سرعت و ارتفاع بالا اين عامل مقاومت خيلي بيشتر و خطرناك است . به همين دليل خلبانان شكاري علاوه بر لباس پرواز ، لباسي با هم با نام جي سوت بر تن مي كنند كه از شكستگي استخوان ها و مهره هاي كمر جلوگيري مي كند ... در هواپيماهاي شكاري به دليل مانور هايي كه انجام مي دهند ، و به طور ناگهاني هواپيما را از حالت شيرجه به سمت بالا مي كشند ، فشار جي افزايش يافته و تحمل ان خيلي سخت است . حتي در هواپيماهاي بزرگ و مسافر بري اگر خلبان در موقع فرود رعايت اصول اوليه نشستن را ننمايد ، جي منفي به هواپيما وارد مي شود . ما در هواپيماي سي - 130 يك عقربه اي در كابين داشتيم كه مقدار جي منفي وارده به هواپيما رو نشان مي داد. در صورتي كه اين علامت منهاي 2 درجه را نشان مي داد ، يعني دو درجه جي منفي به آن وارد شده است ، آن هواپيما اجازه پرواز مجدد نداشت .. و بايد متخصصين مربوطه بازديدي كلي از بدنه و لوله هاي نگهدارنده چرخ ها و ساير سيستم هايي كه در هنگام نشستن ضربه وارد مي شود ، را دقيقآ معاينه و بازديد كرده و در صورت نداشتن ترك ، اجازه پرواز آن صادر مي شد . گاهي هم اتفاق مي افتاد موقع نشستن روي باند ، هواپيما جي منفي گرفته .. در ان صورت هواپيما دقيقآ مثل يك توپ پينگ پونگ بر روي باند پرواز مرتب به زمين خورده و بلند مي شد !! در اين هنگام خلبان مي بايستي سرعت موتور هايش را تغير داده تا هواپيما بر روي باند چسبندگي لازم را داشته باشد .
    خب حالا كه با اثرات مخرب فشار جي آشنا شدي ، بايد عرض كنم در هواپيماهاي مافوق صوت ، اين قضيه حساس تر است براي همين لباس خلبانان آن همانند لباس فضانوردان است . به عنوان مثال لباس پرواز خلبانان هواپيماي اس آر -71 يا بلك برد و غيره

    سلام استاد عزیزم
    دلم براتون خیلی تنگ شده بود خوب شد باز برگشتید بعد از یک کمی وقفه . مزاحمتون نمیشم همه گفتنی ها رو دوستان گفتن فقط خواستم عرض ادبی کرده باشم و بگم منم هنوز هشتم به قول خودتون ایام به کام./
    پاسخ
    بابك عزيزم .. اولآ خيلي ممنون از اظهار لطف و محبتي كه نسبت به حقير داري
    بايد عرض كنم كه من هم در اين مدت بد جوري دلم براي يكايك دوستان از جمله شما تنگ شده بود

    سلام کاپیتان

    خوب هستین ؟ من منتقل شدم و اینجا از گرما پختم
    هوا هم حسابی الوده است
    در مرود اون لینک هم اختیار دارین من اصلا ناراحت نمیشم

    خوب من به نت دسترسی ندارم فقط گاهی میام کافی و پیام میذارم دیگه نمی دونم هر جور که مایل هستین من این اسامی رو که دارم بیقه شون رو هم 10 روز مونده به مراسم اصلی می ذاریم

    امیدوارم همیشه شاد وسالم باشید من که اینجام فعلا

    موفق باشین

    دریا
    پاسخ
    دريا جان اميدوارم هر كجا هستي شاد و سر بلند باشي
    دخترم خيلي از زحماتي كه كشيدي تشكر مي كنم .. شما فقط لطف كن ليست دوستاني كه ثبت نام كرده اند را داشته باش .. تا به قول شما ده روز قبل از مراسم ، من يك لينك مستقل براي آن باز مي كنم و اسامي كه شما داريد رو هم اضافه كرده و بر طبق آن برنامه ريزي خواهيم كرد .. آقاي بيات زحمت كشيده و جا را رزرو كرده است .. در نمايشگاه هوايي روبروي پارك ارم .. سالن همايش هاي آن جا را رزرو كرده كه در اطلاعيه هاي رسمي به عرض خوانندگان خواهيم رساند ... در حال حاضر سرگرم برنامه ريزي براي پذيرايي و برنامه هاي فوق برنامه از قبيل دعوت اساتيد خلبان و غيره هستيم

    درود بر شما
    امروز 25/2/87 فقط اومدم بگم تولد نوه های گل و نانازتون مبارک.
    امیدوارم همیشه سالم و خوشبخت باشند و سایه پر مهر شما که سرور ما هستید بالای سر این کوچولوهای زیبا باشد.
    (خیلی برام جالبه،من هم 25/2/66 به دنیا اومدم دقیقا همین روز و باعث افتخار بنده است که نوه های شما در این روز چشم به جهان باز کرده اند.)

    با آرزوی سلامتی و شادکامی
    پاسخ
    احسان عزيزم
    تولدت مبارك پسرم .. اميدوارم هميشه سالم و سرافراز باشي
    نوه هاي من دست بوس دايي عزيزشون هستند

    Salam va khaste nabashid ... agaye moddaresi ma hamchenan montazere sms shoma bidim ... thx
    پاسخ
    عميد جان عزيزم .. حتمآ مي داني كه گوشي موبايل من مدتي است سوخته است . ضمن اين كه باور مي كني من فراموش كرده ام كه چه كار بايد براي شما مي كردم ؟ پسرم از دست من دلخور نشو .. به شرافتم سوگند اخيرآ خيلي كم حواس شده ام . براي همين از دوستان هميشه خواهش مي كنم اگر قراره چيزي را به بنده ياد آوري كنند ، حتمآ اصل درخواست را هم بنويسند تا من بدونم در مورد چه موضوعي با هم صحبت كرده ايم .. من اسم شما رو خوب يادمه ولي به جان نوه هايم اصلآ نمي دونم چه كار خاصي بايد براي شما پسر عزيزم انجام مي دادم . من اخيرآ به دليل فشار مشكلات زندگي بيش از گذشته فراموش كار شده ام. شايد باور نكني ، روزها كه از خواب بيدار مي شوم .. تا مدتي نمي دونم كجا هستم .. چه كاري بايد انجام مي دادم .. يا .. اميدوارم درك ام كني عزيزم .. پيري است و هزار مكافات

    سلام آقای مدرسی عزیز...

    منظورتون از عبور کشورها به روش خاص؛ عبور از نقطه های مشترک مرزی نیست؟ مثل عملیات H3؟
    ----
    یه سوال دیگه؟ هواپیما میگن اگر نزدیک به زمین باشه رادار نمیگیرتش، آیا هر چقدر بالا هم بره از رادار محو نمیشه؟
    و یه سوال دیگه داشتم. هواپیماهای جت با Spoilerها و Rev کردن موتورها در روی باند سرعت رو کم میکنند. (اگر اشتباه میگم راهنمایی کنید لطفا) یعنی فکر میکنم از ترمز چرخها استفاده نمیکنند. هواپیمایی مثل C130 که ملخ دارند آیا Rev یا همون معکوس کار میکنند؟ اگر نمیکنند چطوری رو باند سرعت کم میکنند.

    خیلی خیلی خیلی ممنونم از شما
    پاسخ
    ابي جان عزيزم .. به دليل اين كه لاتين نوشتي ، جملات همه عقب جلو نشان داده مي شوند .. و من دقيقآ متوجه سوال شما نمي شوم
    در مورد سوال اول شما ... بله منظور من عبور يك هواپيماي نظامي از روي نقاط مشترك و حتي آسمان كشور هاي ديگر است .. كه حتي هواپيماي مسافربري هم بايد از قبل مجوز عبور گرفته باشه .. كه معمولآ به هواپيماهاي نظامي خيلي سخت اجازه عبور مي دهند مگر اين كه ماموريت آن صلح و دوستانه باشه .. كه در اين ماموريت با ترفند خاصي كه نه صلح بود و نه مسافربري ، ولي عبور كرد
    در مورد سوال دوم .. هواپيماها بعد از نشستن روي باند ، تا رسيدن به سرعت لازم براي ترمز كردن از ابزار هايي استفاده مي كنند .. در سي - 130 با چرخاندن زاويه ملخ .. و در هواپيماهاي بوئينگ يا مسافربري هم همان اسپيلور ها اين عمل را انجام مي دهند .. تا به سرعت پائين برسند شما درست فرمودي

    سلام به جناب مدرسی عزیز ممنون از راهنماییتون
    هم مصاحبه خانوم جلالی رو خوندم و هم مطلب اقای بیات رو
    تا اندازه زیادی به جوابم رسیدم ولی مسئله من بیشتر مالیه شما خودتون در نیرو هوایی بودین و میدونید که یه افسر نیرو هوایی چقدر حقوق میگیره حالا به این حقوق یه دانشجوی دانشگاه ازادی هم اضافه کنید!
    شما اطلاع دارید که برای خانوم جلالی چقدر هزینه برداشته اموزش خلبانی؟
    و کدوم موسسه اموزش بهتره از نظرشما؟
    تعریف ارتا کیش رو که زیاد شنیدم ولی دوست دارم از تجربه شما هم استفاده کنم.خدا کنه یه موسسه دولتی هم پیدا بشه که به فکر جیب ما هم باشه
    باز هم از لطفی که کردید ممنون
    امیدوارم همیشه خوشحال و سالم و تندرست باشید.
    یا حق
    پاسخ
    دختر عزيزم .. خيلي خوشحالم كه تقريبآ به بخشي از پرسش هاي خودت رسيدي . من ضمن احترام زيادي كه به نظر شما قائل هستم .. ولي در مسايل مادي من هيچ گاه نه وارد مي شوم و نه اطلاعي دارم .. حقوق افراد اين روز ها با هم فرق مي كنه .. به خاطر امتيازاتي كه هر نفر داره افزايش حقوق پيدا مي كنه .. براي همين دونفر هم درجه كه با هم وارد نيروي هوايي شده اند ، گاهي حقوق شون متفاوت از همديگر است . در مورد خانم جلالي تا آن جا كه من مي دانم .. آن موقع چيزي حدود 33 تا 35 ميليون تومان هزينه آموزش اش شده است . وي الان دو تا مدرك در جيب اش دارد . و حتي مي تواند در خود آرتا تدريس نمايد . زهرا جان شما اگه واقعآ قصد داري وارد اين حرفه بشي .. بايد فكر حقوق و مزايايي كه در آينده خواهي گرفت را از سرت دور كني ... چون اين نوع تفكر شما رو از هدف ات دور مي كنه .. و اگر هم موفق شوي كه مدرك بگيري ، باز هم به خاطر اين انديشه مادي ، هيچ كس ياري ات نخواهد كرد .. و همه در مقابل شما موضع منفي خواهند گرفت ... البته آدمي كه اقتصاد دان باشه خيلي خوب است و مسلمآ زودتر از بقيه به اهداف خود مي رسه .. ولي اگر هدف ماديات باشه .. كمي مشكل خواهد خورد .
    چون پرواز كار دل و حس است .. واقعآ آموزش پرواز و حتي خود پرواز از يه حس سرچشمه مي گيرد .. معلم خلبانان هميشه سعي دارند در كنار آموزش كه يه علم به نظر مي آيد ، روي حس شاگردان خود كار كنند . اغلب سوانحي كه داديم ، ناشي از تفكر خلبان به دنياي ماديات بوده است . من مثال هاي زنده زيادي در اين مورد مي توانم بزنم كه خلبان به خاطر انديشيدن به مسايل مادي .. خود و ديگران رو به كشته شدن داد .. متآسفانه من در نوشته هايم نمي توانم به نام يا خاطره اين افراد اشاره كنم .. چون فرزندان آن ها مسلمآ تحقير خواهند شد .. و من دوست ندارم پشت سر مرده حرف بزنم .. اگر چه اين حرف هايي كه زدم هيچ ربطي به پرسش شما ندارد .. ولي به هر حال احساس مي كنم اگه شما با چشم باز وارد جايي بشوي خيلي بهتر است ..
    و اما در مورد اين كه كدام موسسه خوب است .. توصيه مي كنم مدتي صبر داشته باش .. ولي اگر خيلي عجله داري .. با اي ميل من تماس بگير تا راهنمايي ات كنم
    موفق و پيروز باشي

    سلام مجدد
    اقای مدرسی عزیز منظورم از مالی حقوق خلبانی نبود منظورم این بود که تهیه پول برای اموزش خلبانی برای من مشکله و اگر نه من میدونم که خانومهای زیادی هستن که کلی زحمت کشیدن و خرج کردن ولی کار ندارن و من به فکر پول دراوردن از این راه نیستم
    من قلبا عاشق خلبانی هستم طوری که خیلی ها میخوان منو منصرف کنن از فکر کردن و اقدام کردن برای این موضوع ولی من هنوز به فکر پرواز هستم چون قلبا عاشق پروازم و میدونم که راه سختی رو پیش رو دارم و باید با تمام نیرو برای رسیدن به هدفم تلاش کنم.
    ممنون
    یا حق
    پاسخ
    دختر عزيزم ... من هم حدس زدم منظور شما چي است ولي من به اين بهانه خواستم نظرم را در مورد اين گونه ديدگاه ها هم مطرح كنم .. چون خيلي ها هستند خلباني را براي حقوق و مزايايش مي خواهند .. در صورتي كه اين گونه تفكر و ايده اصلآ درست نيست .. و همان طور كه گفتم اگه هم موفق شوند ، در ادامه راه به مشكل خواهند خورد
    زهرا جان از اين كه پاسخ من ، متوجه كامنت شما شد ، عذر مي خواهم .
    من مي دانم خانم ها كم تر به اين بعد قضيه نگاه مي كنند . و عشق آن ها به پرواز حقيقي است . البته اين نكته را هم ياد آوري كنم .. درصد انسان هايي كه با تفكر مادي جذب خلباني مي شوند خيلي خيلي پائين است
    موفق باشي

    Hi , mibakhshid yadam nabood ke sare shoma shoolooge ... garar bood ke shoma shomare tel agaye bayat ro baraye man sms konid ... albate age moshkeli nadare ,,, dar zemn chon fekr konam yadetoon rafte bashe dobare migam ... man karam mobile va in jur chizha hastesh ke mitoonam age kari az daste man bar biyad baratoon bokonam ... mer30 ... ByE
    پاسخ
    عميد عزيزم .. واقعآ من شرمنده كه فراموش كردم شماره آقاي بيات را اس ام اس كنم
    من چون گوشي موبايلم سوخته بود .. موفق نشدم .. ولي فكري به نظرم رسيد .. من سيم كارت ام را در گوشي دوستانم گذاشته و براي شما اس ام اس مي كنم .. پس اگه ممكنه در كامنت بعدي شماره ات را بنويس تا بلافاصله بفرستم
    عميد جان تورو خدا اين فراموشي من را حلال كن پسرم .. ولي قول مي دهم به محضي كه شماره ات رو نوشتي ، حتمآ برات ارسال مي كنم .. سپس شماره شما را پاك مي كنم تا در سايت منتشر نشه
    من را ببخش پسرم .. واقعآ معذرت مي خواهم

    Hi, moshkeli nadare agaye moddaresi ... shoma saretoon shoolooge , mifahmam ... shomare man ...........hast . mer30
    پاسخ
    ببخشيد دير شد ... همين الان با گوشي دوستم براي شما تلفن آقاي بيات را ارسال كردم
    شما اول براي ايشان پيامك بفرست و خودت را معرفي كن و بگو از طرف من هستي تا به تماس شما پاسخ دهد

    slam aghaye modaresi ..
    kheili khoshhalm ke ba saite shoma asha shodam ..emshab ham az saite shoma didan kardam va besiyar az matalebe shoma lezat bordam..ba ejazeye shoma dar javabe khane ZAHRA ezafe konam ke behtarin amzeshga az lahaze dorose zamino moaseseye 110 vaghe dar meidane poonak mibashad ke in moasese faghgt dorosr zamini erae midahad az va dorose zaminiye 4 maghtaee PPL CPL Instrument va ATPL baham hodode 2 meluna 800 hezar toman mibashad az lahaze keifiyate amozeshe parvaz amozeshgahe khalabaniye meraj va az nazate por kardane harche sari tare parvaz sherkate arta kish mibashad ke motoasefane keifiyate amozeshiye khobi nadarad ..motoasefane parvazhaye markaze amozeshe oloma fonone havaii ham gheimate balaii darad maslan bonanza dar base Esfahan sa ati 130 hezar toman ast ke ghar ast afzeyesh yabad.. arzan tarin amozeshgahi ke ham aknon vojod darad meraj mibashad ke sa ati 120 hezartoman ast.. vali be dostane aziz pishnahad mikonad dorose zaminiye khod ra dar amozeshgahe 110 separi namayand chon besiyar pishrafte va jadid tarin mataleb anja tadris mishavad
    Farzad
    پاسخ
    فرزاد عزيزم خيلي خوشحالم كه شما از مطالب سايت حقير خوشت آمده است
    فرزاد جان راستش رو بخواهي من وقتي روي فرم نباشم ، نمي توانم مطالب با فونت لاتين را به خوبي بخوانم .. البته مي دانم حتمآ محدوديت داري ..
    به هر حال از شما خواهش مي كنم هر از گاهي كامنت ها را مطالعه كن و عزيزاني كه سوال در مورد آموزشگاه هاي خلباني سوال دارند يا در مورد شرايط آزمون ها مي پرسند شما پاسخ بده عزيزم .. اين جوري لطف بزرگي هم به بنده نمودي و هم به اين جوون هاي عزيز مشاوره مي دهي .. يك حسن ديگر آن اين است شما با اغب آموزشگاه هاي خلباني در ارتباط بودي .. خوشحال مي شوم كه با ما هميشه همراه باشي

    khahesh mikonam ostad shoma lotf darin beman., chashm hatman agar bacheha soali dashte bashan man javab midam man ham to sazmane havapeimaiiye keshvari ziyad miram va rafta mad daram vaz ghavanine jadid hamishe etela daram ham toye amozeshgaha va airlinha ziyad raftamad daram age bacheha soali dashtan bashon va man ba soalateshon movaje shodam to sait hatman javab midam..piroza movafagh bashin
    پاسخ
    خيلي ممنون فرزاد عزيزم .. تا حالا زحمت اين كار ها با آرمان جانم بود .. وي واقعآ گرفتاره .. چند پروژه با خود من در حال اجرا كردن است .. دنبال سازماندهي نشريه هم است .. آكادمي پرواز رو هم پي گيري مي كنه .. مسئوليت اولين همايش خوانندگان سايت رو هم به عهده گرفته است .. با وجود اين هر يك از خوانندگان من هر وقت سوالي داشتند حتي از شهرستان ها من مزاحم آقاي بيات مي شدم تا پاسخ دهد .. جالبه بدوني آرمان با اشتياق و از روي حوصله با محبت با خوانندگان سايت ارتباط بر قرار مي كنه كه واقعآ نشان از شخصيت كامل و بالاي او داره .. حالا با آمدن شما كه از دوستان آرمان جان هم هستيد .. من واقعآ خوشحالم ... فرزاد جان فقط مرتب زحمت بكش و كامنت هاي جديد را بخوان و جواب سوال دوستان را بده ... تا اين عزيزان اين همه معطل نشوند
    من بار ديگر ازمحبت هاي شما پسر خوبم تشكر مي كنم
    راستي فرزاد جان نمي شه با فونت فارسي بنويسي .. راستش خيلي مشكل است .. من يكي واقعآ به زور مي خوانم .. !! با تشكر

    salam aghaye modaressi be nazre man cansel shodane kharide gavahaye farane be khatere in bod ke digar gavhaye faransavi nemikhastan be iran beran chon ghabalan filme gav ro didieh bodan ba taghdime ehteramat danesh amooz.
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي
    واقعآ جالب بود .. دست شما درد نكنه

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35