درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  حمله گاو ها به جامبو جت !!

ماجراي شاخ گاو و جامبو جت ارتش !!

cwip9mslflzdmscy7mix.jpg

 بعد ساعاتي پرواز هواپيما در فرودگاه مهرآباد به زمين نشست . بعد از تخليه گاوه ها ، خدمه با كمال تعجب مشاهده كردند فضولات فراواني از شكاف جعبه هاي چوبي بر كف هواپيما انباشته شده است ! علاوه بر آن ، كلي ادرار مانند جوي باريكي از قفس ها جاري شده و به داخل منفذ هاي هواپيما نفوذ كرده است ! كروي پروازي با تصور اين كه كارگران آن را تميز خواهند كرد ، هواپيما رو ترك كردند ...

ym6qptpxxhpq6uo9n2mk.jpg

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

 ym6qptpxxhpq6uo9n2mk.jpg

ماجراي شاخ گاو و جامبو جت ارتش !! 

0d2b8i6vfu2ohdaucoqm.jpg

mkimmzssz07adv3w3bea.jpg

ez6zzayt78fyuef37j89.jpg

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg 

اگه يادتون باشه قرار بود  ماجراي غم انگيز نابينا شدن يكي از خلبانان جامبو جت رو بنويسم . اما تفكر در باره گردان ۷۴۷ خودمون ، ناخودآگاه مرا ياد اتفاقي انداخت كه بيان آن خالي از لطف نيست . اگر چه خاطره من در باره حمل گاو  با هواپيماي غول پيكر جامبو جت است . اما در بطن آن تصميمات نسنجيده و غلط بعضي از فرماندهان نيروي هوايي به چشم مي خورد كه باعث تآسف است . فكر كنم لازم به توضيح مجدد نباشه كه اين بار هم سعي دارم به روال هميشه كمي كلي تر در مورد مقوله فوق كه مربوط به حمل و نقل هوايي است بپردازم . و واقعه از دست دادن چشم دوست عزيزم رو در فرصتي ديگر تقديم شما ياران صميمي و همدل كنم . و اما از شما چه پنهان قصد دارم  پست بعدي در مورد حادثه اي كه هنگام آژير قرمز ايام جنگ به وقوع پيوست . و متعاقب آن دختري هيجده ساله با هزاران آرزو به كام مرگ كشيده شد رو تعريف كنم . براي من شرح مرگ اين دختر زيبا و ناكام خيلي سخت و كشنده است . زيرا نسبت نزديكي با همسرم داشت . اما براي عبرت جوون ها و خانواده هاي محترم آن را بازگو مي كنم . خواندن آن رو به همه عزيزان توصيه مي كنم .  

گاهي اوقات خوانندگاني كه از ايران براي خواندن مطالب سايت آن لاين مي شدند ، از سرعت پائين اينترنت گله داشته و پيشنهاد مي كردند كه در صورت امكان تصاوير رو به شكل " تومپنيل " در وبلاگ قرار دهم . از شما چه پنهون من روش اين كار رو بلد نبودم . ضمن اين كه در گذشته مشكلات زيادي براي آپلود كردن عكس ها داشتم . و خيلي از تصاوير در مطالب قديمي ام محو شده اند ! اما در پست قبلي به صورت خيلي اتفاقي اين روش رو فرا گرفتم . به همين دليل از اين به بعد سعي خواهم كرد غير از تصاوير پوستري بالاي صفحه ، بقيه عكس ها رو با فرمت ياد شده قرار دهم . و دوستان عزيز مي توانند براي مشاهده تصاوير بر روي آن ها كليك كنند . در ضمن گاهي هنگام آپ كردن سايت مطالب و تصاوير جا به جا قرار گرفته و تلاش چند باره ام هيچ اثري ندارد ! لذا توصيه مي كنم در صورت مشكل براي مشاهده مطالب اورژينال به وبلاگ مراجعه فرماييد .

کلام آخر ... از تمام دوستان و خوانندگان محترمی که در این چند روز با بنده ابراز همدردی فرموده و نگرانی خود را از عدم داشتن مسکن بیان فرمودند ، صميمانه تشكر و قدرداني مي كنم . همان گونه كه قبلآ هم عرض كردم ، مقصر خودم بوده و هيچ شخص يا نهاد خاصي تقصير ندارد . زيرا اصلآ فكر نمي كردم در عنفوان جواني سكته قلبي نموده و زمين گير شوم ! به همين دليل علي رغم اصرار همسرم هيچ گاه دنبال حق و حقوق قانوني خويش نرفته و بيشتر به فكر انجام وظيفه بودم . خب بعد از سكته هم با وجود عمل جراحي در اروپا ، به اجبار بازنشسته ام كردند ! از طرفي هر چه پس انداز كرده و بر مقدار وديعه ام  مي افزايم ، باز به علت رشد نجومي افزايش كرايه ها به مشكل بر مي خورم . واقعآ نمي دانم چه كار كنم ؟ آخرين گزينه اي كه با همسرم به توافق رسيده ايم ، در صورت عدم پيدا كردن مسكن مناسب ، چاره اي جز مهاجرت به يكي از روستاهاي محروم استان خراسان نداريم . بهتره اعتراف كنم از حالا متن آخرين وداع با شما دوستان عزيز رو هم آماده كرده ام . تا خدا چه بخواهد .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg 

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

nxl861dokiu39wurj5ma.gif 

http://www.asheghi.ir/ 

نگاهي به " مديريت حمل و نقل هوايي ارتش " در دو رژيم ! 

مقدمه ...

اگر چه تيتر يا همون عنوان مطلب در مورد شاخ گاو  و هواپيماي جامبو جت است ، ولي همان گونه كه در بالا اشاره كردم سعي دارم به سبك و سياق  هميشگي سايت كه در قالب خاطرات و مشاهدات خودم است   " مديريت حمل و نقل هوايي ارتش " را در رژيم شاهنشاهي و نظام فعلي تشريح نمايم . البته بهتره ياد آوري كنم كه هرگز نتيجه گيري نكرده و قضاوت نهايي رو به خود شما عزيزان محول مي كنم . و اما ....از قديم گفته اند .. كور از خدا چه مي خواد ..؟ دو چشم بينا ! در گوگل دنبال تصوير هواپيماي داكوتا يا همون " دي سي - ۳ " به عنوان نخستين هواپيماي چند منظوره نيروي هوايي شاهنشاهي  مي گشتم تا خوانندگان عزيز با شكل و شمايل آن آشنا شوند . كه دست بر قضا جناب گوگل يكي از مطالب پيشين خودم رو ( پست ۱۶۷ ) در مورد تاريخچه هواپيماهاي " داكوتا و سي - ۱۳۰ " در اختيارم گذاشت ! لذا براي آن دسته از عزيزاني كه خواستار اطلاعات بيشتري از وضعيت اين هواپيماها هستند ، لينك آن را در (اينجا ) قرار مي دهم .    

 نخستين باري كه هواپيما ديدم ..!!  

شايد براي شما خاطره نخستين باري كه يك هواپيما رو از نزديك ديديد ،  امري ساده و پيش پا افتاده باشه !  ولي چهل و پنج سال پيش براي نوجواني ۱۱ ساله آن هم در شهري كوچك و محروم به نام شاهپور "‌سلماس " يه اتفاق فراموش نشدني تلقي مي شد  . سال ۱۳۴۲ بود كه براي نخستين بار هواپيماي كوچكي رو بر فراز ميدان بزرگ شهر ديدم كه از آسمان دسته دسته اعلاميه هاي رنگي بر سر مردم هواپيما نديده مي ريخت .. تنها چيزي كه از محتواي آن اعلاميه ها به خاطر دارم ، تبليغات حزبي بود . ولي براي من  روياي شيرين و دلچسبي بود كه سال ها جلوي چشمم قرار داشت  . ولي به قول بچه ها اين قبول نيست ... چون تو آسمان بوده ! پس با اين حساب نخستين هواپيمايي كه از نزديك ديدم مربوط به سال ۱۳۴۴ است . آن روز در پادگان قوشچي ( ۴۵ كيلومتري اروميه ) هواپيمايي رو ديدم كه ابتدا چند دور در آسمان چرخيد ....

پيك هوايي ....

مقابل خونه ما در بيرون از پادگان  زمين هاي كشاورزي قرار داشت . در همون سال ها از ديدن جاده اي كوچك در ميان گندم زار ها تعجب مي كردم .. چون هر دو سر آن به جايي راه نداشت ! تا اين كه آن روز يك هواپيماي بزرگ دو موتوره ( كه حالا مي فهمم داكوتا بوده است !) به آرامي در همان جاده خاكي نشست . بقدري هيجان زده بودم كه نهايت نداشت .. به اتفاق چند تا از بچه هاي هم سن و سال خودم دوان دوان به سمت هواپيما دويديم ... ولي ماشين جيپ دژباني تا موقع بلند شدن هواپيما ، اجازه نزديك شدن نداد .. احتمالآ آن هواپيماي داكوتاي نيروي هوايي به عنوان پيك عمل كرده و نامه اي مهم و ضروري رو به دست تيمسار فرمانده پادگان قوشچي رسانده بود . شايد به خاطر تظاهرات پانزده خرداد بوده .. شايد اعلام اماده باش فوري .. خدا مي داند .

پرواز داكوتا ها ...

  متآسفانه با بهتره بگم خوشبختانه عمر خدمتي ام كفاف پرواز با هواپيماهاي داكوتا رو بهم نداد . ولي در همون سال هاي نخستي كه تازه از امريكا به خط پرواز آمده بودم .. هر از گاهي تك و توك اين نوع هواپيماها در مهرآباد فرود آمده و در كنار هواپيماهاي سي - ۱۳۰ چند روزي رو آروم مي گرفتند !! اون هايي كه هواپيما باز هستند .. از ملودي صداي موتور هواپيماي داكوتا لذت مي برند .. مخصوصآ موقع خاموش كردن ، يك فيس مخصوصي شنيده مي شود كه همان طور كه گفتم شنيدني است !! شايد براي ما كه به ناله هاي گوش خراش سي - ۱۳۰ عادت كرده بوديم .. صداي اين يكي دلنواز تر به نظر مي رسيد ! به هر حال از ان جايي كه اغلب اساتيد ما از برو بچه هاي قديمي داكوتا بودند .. با فرود آمدن هر فروند دي سي - ۳ ما هم با بزرگتر هامون به ديدن خلبانان آن مي رفتيم .. گاهي صحبت هاي دو همكار خيلي گل مي انداخت .. كه ما از آن ديالوگ ها واقعآ لذت مي برديم .. آخه خلبان ها مثل شكارچي ها هستند ..! وقتي بعد از مدت ها به هم مي رسند از خاطرات پرواز با هم حرف مي زنند .. و خلبان هاي ما هم چنين مي كردند . و ما سراپا گوش بوديم ...

يك خاطره از تيز بازي خلبان داكوتا .... 

تازه به پايگاه يكم ترابري منتقل شده بودم . به قول معروف هنوز آش خور به حساب مي آمدم ! يادمه يك روز از پرواز طولاني لجستيكي در حال مراجعه به مهرآباد بوديم . نام فرمانده هواپيما رو به ياد ندارم .. تقريبآ هفتاد و چهار مايلي مهرآباد بوديم . بعد از هماهنگي با مركز كنترل قصد كم كردن ارتفاع هواپيما رو داشتيم .. كه به ما اطلاع دادند  با توجه به ترافيكي كه در موقعيت ساعت ده ما قرار دارد ، با دقت ارتفاع كم كنيم . وقتي به سمت موقعيتي كه به ما اعلام شده بود نگاه كرديم ، يك هواپيماي داكوتا رو ديديم كه چهار هزار پا پائين تر از ما به سمت تهران پرواز مي كرد .. از طريق فركانس خودموني " يو . اچ . اف " خلبان هواپيما ما با كاپيتان دي سي - ۳ نيروي هوايي تماس گرفت تا به روال هميشه يه سلام و عليكي كرده باشند ! از قضا هر دو كاپيتان با هم آشنا در امدند .. از اون آشناهايي كه با هم كركري داشتند ... ! دقايقي بعد چون سرعت قارقارك ما بيشتر بود به اصطلاح از آن ها سبقت گرفتيم ..

وقتي به نزديكي هاي محدوده كنترل برج مراقبت پرواز رسيديم برج از ما سرعت و مسافت رو سوال كرد ..  فرضآ ما اعلام كرديم پانزده دقيقه ديگر به فضاي كنترل برج خواهيم رسيد . در همين هنگام خلبان هواپيماي داكوتا كه از ما عقب تر بود ، زرنگي كرده و به دروغ اعلام كرد ده دقيقه ديگر به محدوده ترافيكي برج مي رسد !! به همين دليل پرج هواپيماي داكوتا رو شماره يك .. و هواپيماي ما رو شماره دو اعلام كرد !! اين جور مواقع هيچ كاري نمي شه كرد !! به همين دليل ما مجبور شديم عمل " هولدينگ " رو انجام بدهيم ( چرخش به دايره وار به دور خودمون ) تا آقاي زبل خان زودتر از ما فرود بيايد .. اما همين جور كه از اون ارتفاع منتظر ديده شدن و عبور هواپيماي رقيب بوديم ، ناگهان مشاهده كرديم يكي از موتور هاي داكوتا آتش گرفته است ..! ظاهرآ تازه مشتعل شده بود و هنوز خلبان اخطاري از كابين نديده بود .. وقتي ما به او وضعيت اش رو اعلام كرديم .. باور نمي كرد و به حساب شوخي مي گذاشت ..! به همين دليل خلبان با تجربه ما از كانال ارتباط همگاني وضعيت اضطراري داكوتا رو اعلام كرد .. كه البته شانس آورد قبل از هر حادثه اي سالم فرود بياد !!‌

ماموريت هاي لجستكي پيش از انقلاب ...

 همان طور كه گفتم .. اولين هواپيمايي كه ماموريت هاي لجستيكي رو براي ارتش انجام مي داد ، داكوتا بود . اين هواپيما به گفته همكاران قديمي به دليل برد كمي كه نسبت به هواپيماهاي هركولس داشت ، اغلب ماموريت هاي داخلي را كه شامل حمل بار و مسافر بين پايگاه ها و مراكز استان ها مي شد رو انجام مي داد . اين ماموريت ها از پيك اسناد اضطراري گرفته تا حمل محموله هاي بزرگ ارتشي همه در انحصار اسكادران دي سي - ۳ قرار داشت . آن گونه كه بچه ها تعريف مي كردند .. واقعآ آن ها براي انجام  هر ماموريتي كلي زحمت كشيده و به سختي وظيفه خود رو انجام مي دادند . به هر حال ما زماني امديم كه به اصطلاح نسل اين زبون بسته ها منقرض شده و از رده پروازي خارج شده بودند .. و تنها تك و توكي گاهي از دوشان تپه به مهرآباد مي امدند ...

ورود هواپيماهاي هركولس ....  

از اين مبحث هم سريع عبور كرده چون در اين مدت به اندازه كافي از ماموريت ها سخن گفته ام . به طور كلي پرواز هاي سي - ۱۳۰ در پيش از انقلاب به دو بخش جداگانه تقسيم مي شد :

الف - ماموريت خارجي  

جشن هاي ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي

تنوع ماموريت هاي برون مرزي هواپيماهاي سي - ۱۳۰ در رژيم گذشته خيلي فراوان و متنوع بودند . اين ماموريت ها حتي با خريد هواپيماهاي بوئينگ ۷۰۷ تانكر و ۷۴۷ جامبو جت هم چنان تا پيروزي انقلاب ادامه داشت . يكي از مهم ترين ماموريت هاي هواپيماي سي - ۱۳۰ در ايام برگزاري جشن هاي دوهزارو پانصد ساله شاهنشاهي در تخت جمشيد بود . در آن سال تقريبآ همه هواپيماهاي فوق با پرواز مستمر خود بين ايران و فرانسه به اصطلاح پل هوايي به وجود اورده بودند . از آن جا كه تمام مواد غذايي ، نوشيدني ، لباس ، دكور و حتي آب خوردن از فرانسه به ايران مي آمد ، از ماه ها قبل از مراسم و همچنين بعد از آن اين پرواز ها ادامه داشت . از طرفي هواپيماها هم نو بوده و به قول معروف در اين ماموريت رو سفيد بيرون امده و خم به ابرو نياوردند ...

جنگ ظفار ....

دومين ماموريت بزرگ و استراتژيك هواپيماهاي سي - ۱۳۰ حضور در جنگ عمان به  منظور كمك به سلطان قابوس پادشاه اين كشور براي سركوب چريك هاي ياغي بود . در اين ماموريت پشتيباني حمل نيروهاي مسلح ارتش ، حمل محموله هاي مورد نياز ، تسليحات جنگي و غيره به عهده گردان هاي سي - ۱۳۰ بود . خوب يادمه در يك مقطعي هر روز بيش از ده هواپيما به عمان پرواز داشتيم . و براي سهولت در اين امر تعداد زيادي هواپيما از تهران به مشهد منتقل شده ، و پس از بارگيري نزديك هاي صبح به سمت عمان پرواز مي كرديم .. آن اواخر كشور يمن به ما گير داده بود و ما براي فرار از تير رس آن ها خيلي ارتفاع گرفته به طوري كه صداي موتور بيچاره قارقارك ها در مي امد !!  اين روند تا پايان عمر رژيم شاهنشاهي ادامه داشت . و بعد از پيروزي انقلاب تنها يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ به همراه ناخداي ارشد نيروي دريايي براي تخمين محمولات و تجهيزات قيمتي به جا مانده از ارتش شاهنشاهي به منطقه اعزام شد كه خودم رفتم .

 پرواز هاي شاخ آفريقا ...

 صحبت از جنگ و حمايت جنگي شد .. يكي از سخت ترين ماموريت هاي ما در آن ايام پرواز به كشور هاي آفريقايي از قبيل سودان ، سومالي و غيره بود كه به دليل نوع ماموريتي كه داشتيم گاهي مجبور مي شديم به جاي يك پرواز معمولي ۵-۶ ساعته ، گاهي تا دوازده ، سيزده ساعت يك سره با دور كردن راه خود ماموريت رو انجام دهيم ! كه معمولآ در اين پرواز ها دو كروي پروازي اعزام مي شد .. اعزام پرستاران به مكه معظمه ، آوردن هنرمندان جشن هنر شيراز از لستو قلب آفريقا و قبيله آدمخوران !! تنها بخشي از ماموريت هاي آفريقايي بود .

پرواز هاي بين قاره اي ....

مجبورم خيلي خلاصه به اهم و نوع پرواز ها اشاره كنم .. چون اگه بخواهم شرح دهم ، در يك پست نمي گنجد ! از ان جا كه كشور به سوي تمدن غربي كشيده مي شد و تمام تجهيزات نظامي ما غربي بودند ، ما مرتب براي آوردن قطعات و محموله هاي نظامي پرواز به آمريكا داشتيم . پرواز به كشور هاي اروپايي هم طبق برنامه هاي زمان بندي مرتب پرواز داشتيم .. آوردن قطعات فرند شيب از هلند .. آوردن اسب هاي دربار از ايرلند ، آوردن تجهيزات پليسي از انگليس ، آوردن قطعات هواپيما از فرانسه ، آوردن لوازم كاخ وليعهد از مصر و اروپا ، اعزام كماندو دوره ديده براي نجات جان ذوالفقار علي بوتو ، و صدها عنوان ماموريت هاي اين چنيني پيش از انقلاب مرتب داشتيم . باور كنيد من خيلي از ماموريت ها نوع آن را فراموش كرده ام .. ولي به هر حال مشت نمونه خروار است .  

 ب - ماموريت هاي داخلي

 ماموريت هاي داخلي رو هم خلاصه عرض مي كنم ...  حمل كليه محمولات نظامي به پايگاه ها ، حمل خانواده ارتشي ها به پايگاه هاي و مراكز استان ها ، اعزام براي حمل قطعات هواپيماهاي شكاري ، اعزام خانواده شخصيت هاي نظامي به مشهد و رامسر و نوشهر و گرگان ، در اختيار خانواده سلطنتي هر سال ايام نوروز به جزيره كيش و گاهي هم مشهد ، ماموريت اختصاصي با وزرا و مقامات عالي رتبه همچون اسدالله علم به بيرجند ، اعزام اختصاصي هنرمندان شامل خوانندگان و هنرپيشه به پايگاه هاي نظامي ، حضور در امداد رساني ها چون حادثه طبس ، آموزش چتر بازي و عمليات بارريزي ، ماموريت هواپيماهاي خفاش براي زير نظر داشتن تحركات همسايگان و غيره ...

 هواپيماهاي بوئينگ .....

 با خريد هواپيماهاي بوئينگ سوخت رسان ۷۰۷ و جامبو جت ۷۴۷ عملآ اغلب ماموريت هايي كه براي هواپيماهاي سي - ۱۳۰ نام بردم ، در مقياس وسيع تري توسط اين هواپيما ها انجام مي شد . كه بيشترين نقش را هواپيماهاي جامبو جت ما داشتند . در اين ميان اموزش سوخت رساني به هواپيماهاي شكاري يكي از مهم ترين اصول تاكتيكي محسوب شده كه در زمان جنگ نتيجه ان را عملآ مشاهده كرديم . در بحث ماموريت هواپيماهاي بوئينگ ، منهاي چتر بازي و خفاش ، اغلب ماموريت هاي مشابه پرواز هاي هركولس را انجام مي دادند .  

 بعد از انقلاب

uoua3frynqo48dfpjdz8.jpg

 ماجراي مصاحبه تلويزيوني آقاي مداح ... !  

 تازه انقلاب شده بود . بچه هاي نيروي هوايي حسابي نزد انقلابيون ارج و قرب  يافته بودند . بعضي ها    خيلي جو گير شده و افكار انقلابي خود رو بروز مي دادند .. بعضي ها هم مثل من كه از اين وضع خيلي ناراحت بوده و از اين كه شاه رفته بود بد جوري حالم گرفته شده و روزگار خوشي نداشتم ! در همين گير و دار يك روز ديدم دارو دسته يك گروه فيلمبرداري وارد خط پرواز شده و داره وضعيت نيروي هوايي رو براي ثبت در تاريخ گزارش مي كنه .. من هميشه با آقاي مداح مي گشتم . او بد جوري انقلابي شده بود . پسر نورزعلي با ديدن بند و بساط فيلمبرداران تلويزيوني به من گفت ... بهروز بيا بريم گفت و گو كنيم ! من با عصبانيت گفتم لعنتي بگو مي خواهم افشاگري كنم . گفت اگه تو با من نيايي مطمئن باش كه افشاء گري خواهم كرد !! و من باور نكردم .

 سر شب بود و من بي حوصله تو خونه مشغول تماشاي تلويزيون بودم كه ناگهان ديدم دوربين رفت روي صورت آقاي مداح !! خب اولش از اين كه دوستم رو در تلويزيون مي ديدم خيلي خوشحال شدم .. همسرم رو صدا زدم تا او هم پسر نوروز علي رو ببينه ... اما چشم تون روز بد نبينه ... همين كه مجري از دوستم سوال كرد نظرت رو راجع به پرواز هاي گذشته بگو ... ديدم شروع كرد به قول خودش افشاء گري ... اولين پاسخي كه داد اين بود ... در زمان طاغوت براي جان خلبان ها و كروي پروازي هيچ ارزشي قائل نبودند .. ما اون زمان مرتب اسب و سگ هاي شاه رو جا به جا مي كرديم .. آن قدر كه به سگ ها در پرواز مي رسيدند ، به ما اهميت نمي دادند .. او كه حسابي روي خط افتاده بود ادامه داد .. بارها پيش مي آمد مسافري در هواپيما مشكل پيدا كند ، اجازه بازگشت رو نمي دادند ، ولي اگه اسب يا سگ شاه در هواپيما عطسه مي كرد ، فوري در نزديك ترين فرودگاه مي نشستيم !!

ترس از ساواك ...

 باور كنيد همين جور كه او در باره شاه صحبت مي كرد من بد جوري ترس برم داشته بود .. همه اش فكر مي كردم امروز فردا شاه بر مي گرده و حساب ادم هاي نمك نشناسي مثل ماشاالله مداح رو كف دستش مي گذاره .. و من از اين مي ترسيدم كه اگه مداح رو ساواك به خاطر اين مصاحبه اش بگيره ، من رو هم به دليل دوستي با او خواهند گرفت !! مخصوصآ اين كه اون اوايل شايعه شده بود ساواكي ها مي خواهند به نيروي هوايي و خانواده ان ها حمله كنه .. همون شب رفتم خونه آقاي مداح .. و حسابي ترسوندمش .. بهش گفتم بدبخت از كجا مي دوني كه شاه بر نمي گرده ؟ مي دوني اگه برگرده پدرت رو در مياره .. تازه ساواكي ها هم تو رو نشون كرده اند .. امروز فرداست كه سرت رو ببرند ! بيچاره مداح بد جوري ترسيده بود . و مي گفت پسر عجب اشتباهي كردم !!

آوردن گوشت از كشور  رماني ......

 در اين مبحث هم سعي مي كنم به طور خلاصه به اهم ماموريت ها پرداخته و از حاشيه رفتن ها خودداري كنم . يكي از ماموريت هاي مهمي كه بعد از انقلاب انجام داديم ، آوردن گوشت از كشور رماني بود . هفته اي يكي دو بار براي آوردن گوشت به رماني پرواز مي كرديم . ديگه تقريبآ تمام لباس پروازهاي من بوي گوشت گرفته بود ! اون زمان چاوشسكو رئيس جمهمور كشور كمونيستي رماني بود . هنوز اعدام انقلابي نشده بود . از اون جا كه با پيروزي انقلاب بحث ايدئولوژي بد جوري همه جا پيچيده بود ، خيلي دلم مي خواست ته توي قضيه كمونيست ها رو در بيارم . آخه مي دونيد اغلب ما ها سواد سياسي نداشتيم . به همين دليل با يك دختر خانم دانشجو دوست شدم . و ديگه الكي وقت خودم رو در هتل يا فرودگاه صرف نمي كردم . يه روز ازش در باره مكتب كمونيست و آزادي هايي كه ادعا مي كنند  پرسيدم ! شايد باور نكنيد چه عكس العمل خنده داري از خودش بروز داد ! با وجودي كه در اتاق كسي نبود ، يك لحظه پريد صداي موسيقي و تلويزيون رو بلند كرده و سپس در گوش من گفت .. اگه يك ساعت آزادي اعلام كنند ، سگ و گربه ها هم كشور رو ترك مي كنند !!

جنگ ايران و عراق ....

واقعآ بي تعارف مي گويم .. نقش هواپيماهاي سي - ۱۳۰ در جنگ هشت ساله واقعآ ستودني و قابل تقديره .. مهم ترين ماموريت يگان هاي ترابري و مديريت آن ، حمل به موقع مجروحين جنگي و انتقال آن ها به بيمارستان هاي سراسر كشور بود . اگه بدونيد در اين راستا چقدر رزمنده مجروح از مرگ حتمي نجات يافتند ؟ من هر وقت به اين موضوع فكر مي انديشم ، قلبآ آرامشي رو حس مي كنم . نكته مهم ديگر در ايام دفاع مقدس پشتيباني كامل از جبهه هاي نبرد است . ما هميشه در هر شرايطي آذوقه ، مواد غذايي ، خون و دارو ، وسايل گرمايشي و غيره رو به موقع به جبهه ها رسونيدم . در جاهايي چون كوه هاي برف گير كردستان با بارريزي هوايي از رزمندگان دلاور كشورمون پشتيباني كرده ايم . حمل و نقل نيرو ها و محموله هاي نظامي رو ديگه شرح نمي دهم كه توصيف ان را همه مي دانند . مخصوصآ در روزهاي حمله سراسري ، در كنار سي - ۱۳۰ ها ، جامبو جت هاي ما هم تا خرخره مجروحين جنگي رو سوار كرده و به مراكز استان ها منتقل مي كردند .  

ماجراي شاخ گاو و جامبو جت ارتش .......

 از قديم گفته اند اگه مي خواهي كسي رو نقد كني ، منصف باش . و تنها ضعف ها رو نگو ..و اگه مي شه از خوبي ها هم سخن به ميان آور  ... خب انصافآ اگه بخواهم به مديريت حمل و نقل هوايي ارتش نمره بدهم ، در زمينه جنگ و پشتيباني از جبهه ها در حد عالي ظاهر شده اند . واقعآ دستشون درد نكنه .. اما بي تعارف بگم در جريان برنامه ريزي امور خدماتي واقعآ مسئولان خوب فكر نكرده و در قضيه حمل گاو از اروپا و كانادا واقعآ قصور كردند ... من نمي دونم تصميم گيرنده اصلي وزارت كشاورزي بوده ، جهاد سازندگي نقش داشته ، فرماندهان ستادي نيروي هوايي اشتباه كردند ؟ به هر حال در پشت اين تصميم گيري غلط يك مسئول نشسته بود . مسئولي كه مشاوره خوبي بهش نداده بودند . يا لااقل اطلاع پروازي اش پائين بوده است !!

حمل گاو از اروپا به ايران ...

در دوران جنگ قراردادي بين كشور ايران و اگه اشتباه نكنم فرانسه منعقد شده كه طي آن قرار بود تعدادي گاوه هاي اصلاح شده و شير ده براي دامداران ايراني وارد ايران بشه . حالا اين كار بين كدام وزارت خانه يا شخص بوده ، موضوع بحث ما نيست . به هر حال انجام اين ماموريت به هواپيماهاي ۷۴۷ ما محول مي شود . خب طبيعي است وقتي به خلباني ماموريت خارج از كشور ابلاغ مي شود . او و ساير خدمه پروازي هيچ گونه مسئوليتي در مورد طريقه و ابزار حمل محموله نداشته و آقايون لود مستر ها هم تنها وظيفه دارند از نقطه نظر مركز ثقل هواپيما ، جاي بار ها رو نشون بدهند . به هر حال .. اولين هواپيماي جامبو جت ما با سلام و صلوات بلند شده و به سوي كشور اروپايي پرواز مي كند . اين جا لازمه كه يك پازانتز باز كنم كه ... پرواز يك هواپيماي بزرگ حمل و نقل نظامي در زمان جنگ و عبور آن از فضاي ساير كشور ها محدوديت هايي دارد كه خوشبختانه آقايون تصميم گيرنده در ستاد نيروي هوايي ترفند مناسبي به كار برده و هواپيماها بدون هيچ مشكلي از آسمان همه كشورها به راحتي عبور كرده و بعد از مدتي مراجعه مي كرد ! آفرين به كياست ايراني ها 

فضولات گاو ها ، نخستين ره آورد سفر ...

 نخستين هواپيماي غول پيكر ۷۴۷ نيروي هوايي از مهرآباد بلند شده و بعد از چيزي حدود ۵ ساعت پرواز به كشور مقصد فرود مي آيد . از دفتر سفارت ايران چند نفر براي عرض خير مقدم و راهنمايي آقاياني كه به عنوان ناظر يا نماينده وزارت خانه در پروژه گاو ها  تشريف فرما شده اند ، به نزد آن ها مي آيند . و بدون كوچك ترين تعارف حتي شاه عبدالعظيمي  به خلبان و خدمه پروازي ، ميهمانان رو همراه خود با اتوموبيل سفارت بيرون مي برد ...  و علي مي ماند و حوض اش ! البته خلبانان جامبو جت در كشورهاي اروپايي غريبه نيستند .. وظيفه خودشون رو به خوبي مي دانند . لذا سوار تاكسي شده و به هتلي كه از قبل براشون رزرو شده است تشريف مي برند . قبل از رفتن به آقايون لود مستر ها اعلام مي شود كه روز بعد ساعت هشت صبح پاي هواپيما باشند ..

 پرواز به سوي تهران ....

روز بعد با كمي تآخير چند نفر از مسئولان ايراني به همراه نمايندگان فروش گاو ها به پاي جامبو جت ايراني آمدند . آن ها بعد از بازديد قسمت كارگوي هواپيما ، و امكانات " تاي دان " ( قفل و بست ) ، قرار بارگيري را براي روز بعد گذاشتند . روز موعود چند تريلر مخصوص كه نشان از نام گاو داري خاصي بر روي بدنه آن نقاشي شده بود وارد فرودگاه شدند . گاو ها را در اسطبل هاي سيار با تريلر حمل كرده بودند . آن گاه با قرار دادن جعبه هاي مكعبي شكل چوبي در هواپيما و بستن آن ها به بدنه و كف ، گاو ها را درون آن قرار دادند ... و به اين ترتيب اولين پرواز حامل گاو هاي اصيل به سمت تهران پرواز كرد .. بعد ساعاتي پرواز هواپيما در فرودگاه مهرآباد به زمين نشست . بعد از تخليه گاوه ها ، خدمه با كمال تعجب مشاهده كردند فضولات فراواني از شكاف جعبه هاي چوبي بر كف هواپيما انباشته شده است ! علاوه بر آن ، كلي ادرار مانند جوي باريكي از قفس ها جاري شده و به داخل منفذ هاي هواپيما نفوذ كرده است ! كروي پروازي با تصور اين كه كارگران آن را تميز خواهند كرد ، هواپيما رو ترك كردند ...

آسيب جدي به هواپيما ....

 دقيقآ يادم نيست چند پرواز به اروپا براي حمل گاو ها انجام شد . اما هر بار دقيقآ با انبوهي از فضولات بر جا مانده در كف هواپيما مواجه مي شدند . اگر چه خدمه سعي كرده بودند با قرار دادن پلاستيك بر كف هواپيما از نفوذ فضولات مخرب حيوانات تا حدي جلوگيري كنند . اما به دليل ساعت ها پرواز و لگد مال شدن پلاستيك ، بخش هايي از آن سوراخ شده و ادرار آميخته با مدفوع به لاي بدنه هواپيما نفوذ كرده بود . در اين جا لازم مي دونم اين توضيح را بدهم كه زير پوسته كف هواپيما ، علاوه بر كابل هاي سراسري داراي سيستم هاي چفت و بست است كه نقش بسيار اساسي در نگه داشتن و قفل كردن محمولات دارد . و خرابي قفل ها در دراز مدت ممكنه سبب جدا شدن بار ها در موقع صعود و فرود شده يا در توربالانس هاي شديد بار را رها كنند . مشابه اتفاقي كه براي يك فروند سي - ۱۳۰ پيش از انقلاب رخ داده و باعث سقوط هواپيما و كشته شدن جمع زيادي از معلم خلبانان قديمي و ميهمانداران گرديد . به هر حال بعد از مدتي كه از انجام چنين ماموريت هايي گذشت ، با گرم شدن هوا ، بوي نامطبوعي هواپيما رو فرا گرفت ..  كه به هيچ عنوان از بين نمي رفت ..!

تصميم غلط مسئولان ... !!  

 روند حمل گاو ها از اروپا مرتب ادامه داشت . اگر چه به قيمت بوي نامطبوع داخل هواپيما انجاميد ، ولي به هر حال به دليل ورود گاو هاي اصلاح شده براي صنعت دامداري كشور و استفاده بهينه از آن ها مي شد اين آسيب رو تحمل كرد . اگر چه به همت متخصصان داخلي سيستم هاي كف هواپيما بازبيني و جايگزين شد . اما هرگز بوي بد فضولات از جامبو جت ايراني به اين زودي ها خارج نشد ! و با تابش آفتاب بر بدنه وسيع آن بر شدت بو افزوده مي شد . در اين ميان نمي دانم روي چه اصلي پروژه آوردن گاو از اروپا كنسل شده و قرار شد از كشور كانادا همان گاو ها ارزان تر خريداري شوند ! متآسفانه آقايوني كه تصميم گرفتند به جاي اروپا از كانادا گاو خريداري كنند ، فكر اين مسئله را نكرده بودند كه ارزاني آن به مسافت طولاني و هزينه هاي كلان آن نمي ارزد !!  به عقيده من اگر گاو ها را دولت كانادا مجاني هم تقديم ايراني ها مي كرد ، باز هم ارزش اين همه راه و مسافت طولاني را نداشت ! در حالي كه همان موقع شايعه شده بود تنها براي چندين دلار ارزاني چنين تصميمي اخذ شده بود !!  

 تبعات تصميم اشتباه ... !

من دانش مسائل اقتصادي رو ندارم . ولي تا اين حد مي دانم اگر چنين پروژه هاي ملي در دست بخش خصوصي قرار مي گرفت . و متولي آن فقط يك بخش يا سازمان مي شد ، قطعآ تصميم عاقلانه تري اخذ مي كردند . ولي چون خريدار وزارت خانه اي دولتي بود ، ملاك انتخاب و تصميم گيري در مناقصه هاي اين چنيني ، ارزان بودن كالاست . و به همين دليل آن ها فروشنده كانادايي رو برگزيدند . از طرفي چون مسايل حمل و نقل كالاي مربوطه به عهده دولت بود ، انجام اين تعهدات به نيروي هوايي محول شد . و آقايوني كه در ستاد كل نيروي هوايي مجري دستورات فوق بودند ، بي خبر از پروسه ياد شده و جزئيات  معامله تنها به فكر انجام درست ماموريت بودند ! حال آن كه اگر متولي پروژه هاي بزرگ ملي بخش خصوصي بود ، قطعآ چنين تصميمات غلطي رو نمي گرفتند . اما اين معامله تبعات منفي ديگري علاوه بر هزينه هاي كلان (  تقريبآ بيش از سه برابر پرواز به اروپا ! ) به همراه داشت !

حمله گاو هاي عصباني به هواپيما ... !!

به اين ترتيب ماموريت هاي كانادا براي حمل گاو هاي اصيل آغاز شد . و نخستين كروي پروازي بعد از عبور از فراز آسمان اروپا و پس از ساعت هاي طولاني پرواز عاقبت در كشور كانادا فرود آمد . اولين محموله گاوها به روشي متفاوت از فرانسوي ها ، داخل هواپيما قرار گرفت . و آن ها به سوي تهران پرواز خود را آغاز كردند ... كروي پروازي غافل از تبعات پرواز طولاني بر روي اعصاب حيوانات زبون بسته بي خبر از همه چيز در انديشه رسيدن به مقصد بودند ...  گاو ها بر اثر توربالانس ( تكان هاي شديد هواپيما ) و طولاني بودن مدت پرواز بد جوري عصباني و خشمگين شده بودند ... آن ها ابتدا با كوبيدن سر خود به قفس هاي چوبي قصد خلاصي از اين مخمصه رو داشتند ! با رسيدن هواپيما به فرودگاه مهرآباد و باز كردن اولين قفس چوبي ، گاو هاي خشمگين در حالي كه نعره مي كشيدند به دنبال مسئولين ترمينال دويدند .. پرسنل وحشت زده به روي ليفتراك پريده و خود را از شاخ هاي حيوانات عصباني نجات دادند .. ولي آن ها آرام ننشسته و با شاخ هاي قوي و محكم خود ضربات زيادي به بدنه هواپيما وارد كردند !! و به اين ترتيب بدنه هواپيماي جامبو جت از چندين نقطه دچار سوراخ و پاره گي سطح آن گرديد ! صدمه ناشي از شاخ گاو ها هواپيما رو از رده پرواز خارج كرد !

هزينه گران تعمير هواپيما .....

 همان طور كه مي دانيد هزينه مرمت بدنه هواپيما خيلي گران است . و به دليل نشت هواي داخل همچنين تعمير سيستم هاي آسيب ديده اي كه پشت بدنه قرار گرفته بودند ، هزينه ها رو بالا برده بود . فراموش نكنيم پرواز نكردن هواپيما في نفسه هزينه هاي بالايي در بر دارد . به هرحال نيروي هوايي در پروژه حمل گاو از خارج متحمل ضررهاي جدي اي شد . بوي نامطبوع فضولات گاو و سوراخ شدن بدنه هواپيما و خوابيدن آن براي مدتي طولاني ، تنها بخشي از ضرر هاي اين عمليات بود . حال خدا كنه دامداران ما قدر اين حيوانات رو دونسته و بدونند دولت براي اصلاح نژاد گاو ها چه هزينه هايي رو پرداخت كرده است ! باز به قول قديمي ها تا اون گوساله ها گاو شدند ، دل صاحب اش كه همان نيروي هوايي باشه خسابي خون شده بود ( چشمك ) .

با احترام و تشكر :

بهروز مدرسي

اين مطلب ساعت ۲۲:۴۰ دقيقه بيست و سوم اسفند ماه ۱۳۸۷ پايان يافت .  

                                     ايام به كام   


مسابقه ويژه پرواز

 شماره ۴

51rlsyff7zbvt9yhr52x.jpg

به اطلاع خوانندگان محترم و علاقه مندان پرواز مي رسانم : از اين به بعد هر هفته يك سوال در رابطه با اصول پروازي از سوي مدير محترم " فروشگاه لوازم خلباني دبي "   مطرح مي شود ، كه پاسخ آن به صورت پنج گزينه اي است . دوستان بايد پاسخ هاي صحيح خود رو به اي ميل ذيل :hfoladi@dubaipilotshop.com به نام آقاي  " حميد فولادي " ارسال فرمايند . از ميان كساني كه پاسخ صحيح داده باشند ، هر هفته يك جايزه بسيار نفيس تقديم برنده خواهد شد . براي آشنايي با محصولات فروشگاه خلباني ( اينجا ) رو كليك فرماييد . شايان ذكر است از آن جا كه دانشجويان پروازي مي بايستي مسلط به زبان انگليسي باشند ، سوالات هم انگليسي است .  

In a stormy night, unluckily you are Captain of B-777, both engines got failed, 300 souls on board, passing through 22,000 feet, you have 5 nearest airports in your GPS display, and you fly under ETOPS regulation. You have enough altitude to glide and reach all 5 airfields. By considering your aircraft requires
1 661.16 meter landing distance and variable weather condition in the area, which airport you choose for landing?

 
1-   OMDB – You contacts them, and ATC accepts you as priority landing-4921 feet Runway length- having Airport Emergency Services (AES)- Active Cat III ILS-5 miles Visibility-1000 a few clouds   
2-     OMSJ – 5570 feet Runway length- AES not available- inactive  CAT III, ILS-  3000 ft overcast- 5 mile visibility-  ATC does not accept you because of high traffic inbound, but you are the final decision maker
3-     OMUQ- 1700 meter Runway length - Class E non controlled- you can active the lights by clicking on the mic- AES not available- Zero Visibility- 1000 overcast-  Jet fuel available-
4-     OMUK- 1599 meter- CAVOK- 11 Miles visibility, Emergency facilities active- ATC accepted you- Wind calm, ILS and all stations active and informed of your situation
5-     You choose none of airports and ditch in the sea
 
6-     None of them


برندگان مسابقات عبارت اند از :‌

Mosabghei 1: amin taghizadeh,,,,,,,,aminnasa2002@yahoo.com

Mosabghei 2: Sam Eskandari……………………..sam.eskandari@gmail.com

Mosabghei 3:Alireza Mobasheri.......alireza@medyagroup.com


  

jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  


6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

IRANIAN AIR FORCE HISTORY:

On february 5th 1925,first iranian pilot,colonel Ahmad Nakhjavan,flied a Berge-19 marked with Iran flag and sign to "Qalamorghi Airbase" in Tehran.He was trained in France and had only 200 hours flight.To this way, the first Iranian air force plane ,piloted by an iranian pilot,crossed over international borders and came to Iran sky.In this time,other iranian pilots was being trained by a german instructor pilot,namely "Shcefer".To purchase aircraft was somewhat easy,but pilot training and technicians to maintain and repair them and construct airports was the difficult part of this job and took time.During this period of time,Iranian air force which used to be a small department in command army staff got out and became an independent force which was called "Imperial iran army air force".The first commander was no one but "Colonel Ahmad Nakhjavan".In 1924,the first group of pilot students and flight tecnicians were departed to "Russia" and "France".In1929 Iran had 15 pilots ,6 of them was trained in France,other 9 in Russia.In this year,Air Force owned 15 aircraft from 9 different models.During next 15 years untill WWII 300 aircraft from 15 models supplied to Iran Air Force.Also,8 airbases and a manufactorer plane factory ,namely,"Shahbaz" were built which made 3 plane models.In 1941 English and USSR Air and Navy forces invaded IRAN.The young Air Force was not able to confront against this great force not at all,nevertheless some young members decided to stand against enenmy.They overcame "Qalamorghi Airbase" and two planes,piloted by "Capt.Vasigh" and "W.officer Shooshtary", flied in Tehran sky but firing air defence toward them,they forced to abonden Tehran sky.England and USSR overcame "Mehrabad and Qalamorghi Airbases" and nearly remained from young Iran Air Force but nothing.

Source:Internet       BY:Alireza Sadeghi

PicbaranPicbaran

ترجمه فارسی:

تاریخچه نیروی هوایی ایران:

در ۲۵ فوریه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولین خلبان ایرانی که کلنل احمدخان نخجوان نام داشت یک هواپیمای برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ایران از فرانسه به پایگاه قلعه مرغی تهران پرواز داد. کلنل نخجوان در فرانسه دوره دیده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدین ترتیب در این تاریخ اولین هواپیمای نیروی هوایی ایران با خلبانی یک ایرانی مرزهای بین المللی را درنوردید و به فضای پروازی ایران رسید. در این زمان دیگر خلبانان ایرانی تحت نظارت یک استاد خلبان آلمانی به نام «شفر» در ایران دوره می دیدند.خرید هواپیما قسمت آسان کار بود. آموزش خلبانان برای پرواز کردن با آنها، نفرات پشتیبانی زمینی برای نگهداری و تعمیر آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت کار بود که زمان هم می برد. در همین دوره زمانی نیروی هوایی ایران از قالب یک اداره کوچک در ستاد فرماندهی ارتش خارج شده و به یک نیروی جداگانه تبدیل شده بود که «نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران» نام گرفته بود؛ اولین فرمانده نیروی هوایی ایران هم کسی نبود به جز کلنل احمدخان نخجوان .در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولین گروه از دانشجویان دوره خلبانی و تکنسین پرواز به روسیه و فرانسه فرستاده شدند. در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ایران ۱۵ خلبان داشت که شش نفر از آنها در فرانسه و 9 نفردیگر در روسیه آموزش دیده بودند.در این سال نیروی هوایی دارای 15 هواپیما از 9 مدل مختلف بود.طی 15 سال بعد یعنی تا آغاز جنگ جهانی دوم 300 هواپیما از 9 مدل مختلف در اختیار نیروی هوایی قرار گرفت.همچنین 8 پایگاه هوایی ویک کارخانه تولید هواپیما بنام "شهباز" نیز ساخته شد که سه مدل مختلف هواپیما را مونتاژ میکرد.در سال 1320 نیروهای هوایی ودریایی شوروی و انگلیس به ایران هجوم آوردند.نیروی هوایی جوان ایران بهیچوجه توانایی رویارویی با این نیروی عظیم را نداشت معهذا تعدادی از پرسنل جوان این نیرو تصمیم به رویارویی با دشمن گرفتند و با در دست گرفتن کنترل پایگاه قلعه مرغی د و هواپیما از این پایگاه به خلبانی سروان وثیق و استوار شوشتری در آسمان تهران پرواز کردند که با شلیک ضد هوایی مجبور به ترک آسمان تهران شدند.انگلیس و روسیه کنترل پایگاههای قلعه مرغی و مهرآباد را بدست گرفته واز نیروی هوایی جوان ایران تقریبا چیزی باقی نماند.

منبع:اینترنت      گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی.

r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد


مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید


7w57l65r6cdykphszjc5.jpg

http://www.khaleban.com/ 


 

 http://fun.mahyaonline.com/ 


373ippzd8coe2ruui46d.jpg 

اينجا رو كليك كنيد

http://phoenix69.blogfa.com/


 hl3cgzchkr1tepfac901.jpg

قابل توجه علاقه مندان تحصيل در كشور بلارس

http://www.minsk.blogfa.com/


- تعداد بازديد
  • 9278
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35