درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
   ماجراي برخورد سي - 130 به كوه !

7zabcgn7q0ps2kh8a7t7.jpg

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

ikqhlbgbx7x1frtlchjc.jpg

ماموریت نا تمام .... !

04s4utpychv4uk02nzhk.jpg

tk9uyi770dg77z09jeje.jpg

mp9hi2pltqgt7kd8ojrq.gif

تجلیل از ابراهیم حاتمی کیا ، در سالروز آزادي خرمشهر

s1ccacikt2q9h9onpmy4.jpg!

 يكي از ماجراهايي كه همه ساله با نزديك شدن به سوم خرداد ، يادش افتاده و بد جوري دلم كباب مي شه ، شهادت جوان رزمنده بسيجي ، درست دقايقي قبل از " آزادي خرمشهر " در آسمان و داخل هواپيماي سي - ۱۳۰ است . كه موضوع كامل ان را در  ( اینجا ) توضيح داده ام . راستش رو بخواهيد امسال هم چنين حس و حال غريبي داشتم . ولي وقتي اي ميل آقاي " ابراهيم حاتمي كيا " كارگردان بزرگ و صاحب نام سينماي كشورمون رو خواندم و متوجه شدم اين عزيز يكي از خوانندگان دائمي مطالب سايت است ، واقعآ خوشحال شدم . راستش رو بخواهيد من شنيده بودم ايشون نوستالوژي خاصي نسبت به پرواز داره .. ولي در ديدار چند ساعته اي كه روز بعدش با هم داشتيم ، آگاهي و اشراف او را با مفهوم پرواز خيلي بالاتر از حدي ديدم كه تصورش را مي كردم . شايد باور نكنيد به خاطر حرفه اي كه دارم اغلب با هنرمندان زيادي دوستي و معاشرت داشته و دارم . اما ديدار با جناب حاتمي كيا به خاطر نوع كارهايش كه يادآور بخش عظيمي از خاطراتم در جنگ است ، خيلي خوشحالم كرد . من احترام خاصي براي وي قائل بودم . لذا جا دارد به پاس خدمات شايسته و تلاش عاشقانه او در راه اعتلاي هنر هفتم و فرهنگ پايداري رسمآ از ايشان تشكر و قدرداني كنم .  

فراخوان نيكي اجابت شد !!

oblh9iqy0ibn3jmm9day.jpg

 چندي پيش در سايت " بالاترين "  تيتري در مورد كمك به دانش اموزاني كه در آباده دچار آتش سوزي شده و من تصاوير و لينك ان را در سايت گذاشته بودم ، نظرم رو جلب كرد . اولش خيلي خوشحال شدم كه اين حركت عاطفي به اين زودي جواب داده و هموطنان واكنش نشان داده اند . اما وقتي وارد سايت  كه با نام " آدم هاي خوب " كاربران رو ترغيب به كمك مالي مي كرد شدم (اینجا ) ، با كمال تعجب ديدم نه تصويري از دانش اموزان است .. نه  از اقدامات انجام شده خبري درج شده ..! و تنها از خانمي كه مدير سايت ديگري بود تعريف و تمجيد شده است . و از خوانندگان اش خواسته تا براي كمك هاي نقدي خود به سايت " مسكوت " رفته و در اين امر خير تلاش كنند ! حس كنجكاوي مرا به سايت فوق برده و به اميد مشاهده اخبار خير خواهانه و اقدامات انجام گرفته مطالب رو خواندم . اما با كمال تعجب ديدم كه فقط شماره حساب سيبا در تهران قيد شده است  ( اینجا ) !!  از آن جا كه من ذاتآ در عمرم همواره نيمه پر ليوان رو مي بينم ، هيچ گونه قضاوتي نكرده ... ولي از خوانندگان محترم و بزرگوار عاجزانه تقاضا مي كنم پي گير اين موضوع باشند . اگر واقعآ تشكيلات معتبر و سازماندهي شده دارند ، اطلاع داده تا من لينك ان ها رو پس از اين در سايت قرار دهم . اگر خداي ناكرده زبانم لال اين گونه نيست ، لطفآ قانوني با عوامل آن برخورد فرماييد .   

و اما كلام اخر ............... !!

 9pca1ea6tevs6qicdwot.jpg

يكي از خوانندگان عزيز و محترم در كامنتي برام نوشته بود .. در مورد سانحه سي - ۱۳۰ كه در ايام جنگ در راه رفتن به اميديه به كوه خورده و طي آن همه به شهادت رسيدند ، مطلب بنويسم . همين يادآوري كوتاه كافي بود كه ياد ماجراي غم انگيز آن سانحه  بیفتم .  ولی از آن جا كه اين هواپيما متعلق به پايگاه هفتم ترابري - شيراز بود، بايد تيمي از تهران براي بررسي سانحه اعزام مي شد . كه بنده افتخار حضور در تيم فوق رو داشتم .. راستش رو بخواهيد بعد از درج مطلب تآثر بر انگيز ماجراي فرحناز خواهر همسرم قصد داشتم براي تلطيف اذهان خوانندگان گرامي خاطره اي شاد و طنز گونه بيان نمايم .. ولي خب .. از شما چه پنهون هرچه فكر كردم يادم نيامد !! به همين دليل تصميم گرفتم تا اين هم فراموش نشده آن رو نوشته و كار طنز و طنازي رو به فرصت هاي بعدي موكول كنم . حال كه صحبت كامنت شد . پدر محترمي نوشته است  .... دختر نوجوان اش كه به فرانسوي معني نام او " صورتي " است ،مدتي است به گفته پزشكان مبتلا به سرطان شده است .  و از خوانندگان با عاطفه سايت خواسته براي سلامتي جان دخترش دعا كنيم . من از تمام دوستان و بزرگواران خواهش مي كنم از صميم قلب براي سلامتي اين دختر نازنين دعا كنيم ..

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg 

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

nxl861dokiu39wurj5ma.gif 

http://www.asheghi.ir/      


d0jlflmkq1ka1kgefrzc.jpg

پایگاه هفتم ترابری - خط پرواز

اکثر بچه های خط پرواز شیراز از تهران منتقل شده اند . بعضی از این ها به این شهر و فضای خط پرواز عادت کرده اند . بعضی ها هنوز دلتنگ جو خط پرواز پایگاه یکم ترابری در تهران هستند . دقیقآ نمی دانم هواپیماهای سی - ۱۳۰ از کی دو قسمت شده و نیمی از آن ها به شیراز انتقال داده شدند ؟ آن طور که حافظه من یاری می کنه ، سال ۱۳۵۲ بود كه نيمي از بچه ها رو جدا كرده و به شيراز مي فرستند . روي دم هواپيماهاي شيراز با رنگ سفيد عدد ۷ نقش بسته است . تا از دور معلوم بشه .. فضاي خط پرواز شيراز براي بعضي بچه تهروني هاي اصيل خيلي سخت است . خود من هر از گاهي كه براي ماموريت هفتگي به شيراز مي امدم ، تحمل جو اون جا رو نداشتم .. فقط لحظاتي كه تو آسمون بودم محيط رو فراموش مي كردم .. ولي همين كه چرخ هاي هواپيما به باند فرودگاه شيراز بوسه مي زد ، دلم مي گرفت !! اوايل فكر مي كردم فقط من اين جوري هستم .. تا اين كه ماجرايي كه براي يكي از همكارانم رخ داد متوجه شدم فقط من نيستم كه اين جور فكر مي كنم !!

فصل نقل و انتقالات در نيروي هوايي ...  

شايد باورش براتون سخت باشه .. هر سال در فصل نقل و انتقلات دل خيلي ها مي گرفت .. كه نكنه خداي ناكرده به او ابلاغ كنند تا كاسه و كوزه اش رو جمع كرده و به شيراز برود !! برعكس ايام نقل و انتقال در فوتبال كه خيلي ها به مال و منالي مي رسند ، در پايگاه يكم ترابري اين خبر ها نيست . البته بعضي بچه شهرستاني ها اصلآ براشون مهم نيست كه كجا رفته و با چي پرواز كنند ! در ميان همكارانمون فقط آقا  " فيروز "  مثل من بود . اصلآ دوست نداشت پاشو شيراز بگذاره ! يادمه چند بار هم كه اسمش براي شيراز در آمده بود ، پول داده و يكي از همكاران شهرستاني رو به جاش فرستاده بود ! من هم به دليل انتقال به بندرعباس و پرواز با هواپيماهاي اوريون ( پي تري - اف ) كمي خيالم از رفتن به شيراز راحت بود و كم تر دغدغه داشتم . اما درست در سال هاي آخر خدمت فيروز خان يقه اش رو مي گيرند كه بايد شيراز بري ! از شما چه پنهون ديگه كسي نمانده بود كه فيروز به جاش شيراز بفرسته ! خيلي اين در و اون در زد . نشد كه نشد !

افسري كه قرباني سرنوشت شد .... !

 راستش رو بخواهيد داشتم زبل بازي فيروز رو مي نوشتم كه اواسط كار حيف ام آمده و پاكش كردم . چون مي خوام در يك پستي مستقل براتون تشريح كنم ! اما براي اين كه زياد حاشيه نرم ، به ماجراي افسري كه به جاي فيروز به شيراز منتقل شد مي پردازم . " حلاجي " انساني ساكت ، كم رو و كم حرف و كمي خجالتي به نظر مي رسد . و همانند سهراب سپهري اهل كاشان بود . او چند سالی بود که همراه با خانواده اش از تهران به شیراز منتقل شده بود و روزگار را می گذرانید . او افسری خانواده دوست بود . و زیاد با برو بچه های خط پرواز پایگاه هفتم ترابری نمی جوشید . تهران هم که بود ُ این چنین بود . در میان این همه همکار ، فقط با يك نفر دمخور بود و بس ! ولي اين دليل نمي شد كه با همكاران مهربان نباشد . هميشه لبخند بر لبانش جاري بود . من با او شوخي داشتم .. و مرتب بهش مي گفتم تو آب زير كاه هستي ..!! ولي او با لبخند پاسخ ام را مي داد . روزي كه براي آخرين بار در خط پرواز ديدمش را هرگز فراموش نمي كنم .. قصد خداحافظي از بچه ها رو داشت .. و موقع خداحافظي حلال بودي مي طلبيد . رندي از جماعت حاضر گفت ... مگر مي ري كه بميري !! خب باز هم پرواز به تهران خواهي داشت ! و او گفت خدا رو چه ديدي ؟ شايد خوردم زمين !!‌

ufw2zi2iyzcx81zyost4.jpg

 پايگاه هفتم - خط پرواز ، ايام جنگ ...

 دقيقآ يادم نيست چند سال از جنگ گذشته بود .. هواپيماهاي سي - ۱۳۰ شيراز هم مانند پايگاه يكم مدام در خدمت جنگ و حمل مجروحين بودند . مدتي بود هواپيماهاي اوريون ( پي تري ـ اف ) هم از پايگاه نهم بندرعباس به شيراز منتقل شده بودند . هر وقت گذرم گاهي اوقات به اين پايگاه مي افتاد ، با ديدن هواپيماهاي فيروزه اي رنگ اوريون كه با ابهت خاصي كنار سي - ۱۳۰ هاي شيرازي آرام گرفته اند ، بي اختيار ياد روزگاري كه با اين پرندگان زيبا ساعت ها بر روي آب هاي خروشان خليج هميشه فارس پرواز مي كردم در خاطرم زنده مي شد . آن روز حلاجي قبل از ترك خط پرواز بار ديگر به تابلوي اعلانات نزديك شده تا به قول معروف بدونه فردا چه كاره حسن است !! چه كاره حسن اصطلاحي بود كه بچه ها براي ماموريت هاي خود به كار مي بردند ! او در تابلوي وضعيت پروازها ، ساعت هشت صبح روز بعد پرواز به پايگاه  اميديه را مقابل نام خود ديد . او يادش آمد كه فردا خيلي كار دارد . به همين دليل سعي كرد يكي ديگر از همكاران را به جاي خود بفرستد . از آن جا كه زياد با اهالي خط پرواز قاطي نبود ، روش نشد مشكل خود را به زبان آورد . و با ناراحتي راهي منزل شد ...

 عمليات پايگاه - روز حادثه ....

صبح زود وقتي حلاجي از خواب بيدار شد مشاهده كرد برف شديدي اطراف رو فراگرفته است . اگر چه هميشه از فصل زمستان و برف و سرما متنفر بود ، اما اين بار با ديدن بستري از برف در اطراف منزل خود لبخندي حاكي از شادماني زده و زير لب با خود گفت .. خدا كنه پرواز امروز كنسل بشه تا به كار هايم برسم . سپس با عجله صبحانه خورده و بعد از خداحافظي با همسرش راهي پايگاه شد . ساختمان ديسپچ و عمليات پايگاه آن روز مملو از كرو هاي پروازي بود كه منتظر اعلام وضعيت جديد هوا بودند . همه بچه ها در سالن بريفينگ عمليات دور هم جمع شده بودند .. صداي خنده و شوخي بچه ها همه كارمندان رو متوجه حضور آن ها كرده بود . از چهره خلبانان مي شد فهميد كه اصلآ دوست ندارند در چنين هوايي پرواز نمايند . كارمندان اداره هواشناسي پايگاه مرتب در حال پي گيري هواي منطقه و فرودگاهاي مقصد بودند . پيش بيني نشان مي داد تا يك ساعت ديگر ابرهاي خطرناك " سي . بي " از كاليدور پروازي كنار خواهد رفت . به همين دليل حلاجي همراه با ساير كروي پروازي براي رفتن به ماموريت آماده شدند و  دقايقي بعد با ميني بوس عمليات پاي هواپيما رفتند ...  

پرواز به اصفهان در ادامه ماموريت ....!

خلبان به روال هميشگي قبل از پرواز ، چرخي دور و بر  هواپيما زده و بعد از بازديد محفظه چرخ ها وارد كابين شد . او ابتدا فرم هواپيما رو به دقت نگاه كرده و بعد از اطمينان از سلامت پرنده ، بر روي صندلي سمت چپ نشست . ساير كروي پروازي به جز آقايون لود مستر ها داخل هواپيما بودند . هوا بي نهايت سرد بود . بچه ها از مهندس پرواز خواهش كردند هواي داخل كابين رو با حرارت بيشتري گرم كند . خلبان قبل از استارت زدن از طريق سيستم " يو . اچ . اف " با مسئول برج مراقبت پرواز تماس گرفته و اجازه روشن كردن موتور ها رو گرفت . سپس با بيان الهي به اميد تو ، با دست راست دگمه استارت موتور شماره سه را فشار داد .. او در حالي كه چشمش به عقربه هاي فشار روغن ، هوا ، هيدروليك ، دور موتور و ... بود ، با نزديك شدن  عقربه " آرپي ام " موتور به ۶۰ درصد، به آرامي دگمه استارت رو رها كرده تا موتور جان بگيرد ... انعكاس صداي موتور سي - ۱۳۰ در سرما و سكوت رمپ پرواز پيچيده بود . دقايقي بعد موتور هاي شماره چهار ، دو  و يك هم به همين ترتيب روشن شدند .. هنوز خلبان حركت نكرده بود كه از عمليات اطلاع دادند آن ها بايد ابتدا به اصفهان رفته و بعد از بارگيري برانكاردها ، به سوي محل ماموريت خود كه همانا اميديه باشد پرواز كنند !!

 otsjxd5dwnqkgdvoo6f2.jpg

فرودگاه اصفهان ، روز حادثه ......

 عاقبت بعد از كلي معطلي به خاطر بدي وضعيت هوا ، نزديكي ظهر بود .. اجازه پرواز به هواپيماي غول پيكر سي - ۱۳۰ داده شد ! خلبان مي دانست  هنوز هواي منطقه خراب است . و بايستي ساعت ها در اصفهان معطل بمانند . آن ها بعد از چهل دقيقه پرواز به بالاي شهر زيباي  اصفهان رسيدند . به دليل وجود ترافيك در آسمان ، برج به آن ها گفت يك دور ۳۶۰ درجه اي چرخيده و بعد از هواپيماي ايران اير نوبت اپروچ آن ها فرا مي رسد .. چرخيدن در اطراف شهري با چشم اندازه هاي طبيعي ، واقعآ دل انگيز و لذت بخش است .  به شرطي كه هوا ابري نباشد ! كرو هم  از لا به لاي ابرهاي آسمان سعي در تماشاي زمين داشتند .  بالاخره آن ها هم بعد از فرود ، به سوي رمپ نظامي خرامان خرامان به راه افتادند . كمك خلبان از طريق بي سيم به عمليات اطلاع داد تا بار آن ها را زودتر به پاي هواپيما آورند . قبل از خاموش كردن موتور ها خلبان از آقايون لودمستر ها خواست تا هر چه سريع تر صندلي هاي هواپيما را جمع كرده تا فضا براي حمل زخمي ها از اميديه فراهم شود .

بارگيري برانكارد ها به هواپيما .......

 در گوشه اي از رمپ پرواز توده انبوهي از برانكارد هايي كه در هر پرواز با آن مجروحين رو به اصفهان آورده بودند ، روي هم جمع شده بود . به عبارتي هر برانكارد معرف مجروحاني  بود كه از جبهه ها به اين شهر اعزام شده بودند . و خيلي راحت با شمارش آن ها مي شد خيل عظيم رزمندگان ميهمان در بيمارستان ها ي اصفهان رو تخمين زد ! به غير از آقايون لود مستر ، بقيه كرو با ميني بوس راهي عمليات شدند . پرسنل ترمينال با خود چهار نفر سرباز به همراه آورده بودند تا برانكارد ها رو يكي يكي بر روي پالت هاي بار چيده تا آن ها را به داخل هواپيما قرار دهند .. حجم برانكارد ها خيلي زياد بود . طفلك سربازها نفس شون بند اومده بود . عاقبت با كمك هم ديگر تمام بار ها رو در داخل سي - ۱۳۰ جاي داده و با كمر بند هاي قوي آن ها رو به پالت ها بستند . لودمستر ها سپس به تهارخوري پايگاه رفته و به جمع بقيه كروي پروازي پيوستند . آن ها هرگز تصور نمي كردند كه اين آخرين غذاي نيم روز آن هاست كه در اين دنياي خاكي دور هم تناول مي كنند . در ميان خدمه پروازي ، دو نفر هم از برادران گروه ضربت كه با عنوان گارد در پرواز ها حضور داشتند ، در اين پرواز بودند ...   

پرواز به سوي اميديه .........

بچه ها حسابي خسته شده بودند .. هوا تاريك شده بود كه بالاخره اجازه پرواز به سوي اميديه صادر شد . هفت نفر كروي پروازي به اتفاق دو نفر از بچه هاي گارد پرواز عاقبت به سوي پايگاه اميديه پرواز خود را آغاز كردند .. در همان ابتداي امر مي شد فهميد  بچه ها  از اين بي برنامه گي و خرابي وضعيت هواي منطقه حسابي خسته و كلافه به نظر مي آيند . ولي چه مي شد كرد ؟ شرايط زمان جنگ از يك سو و تعهد آن ها به اجراي درست فرامين نظامي از سوي ديگر كروي خسته رو روانه منطقه كرد . پيش از اين اغلب مجروحين جنگي از فرودگاه اهواز دپو شده و به تمام بيمارستان هاي سراسر كشور اعزام مي شد اما يكي دو روز است به لحاظ بمباران شديد فرودگاه اهواز و آسيب جدي به باند فرود و اماكن و تجهيزات آن ، موقتآ مجروحين جنگي از اميديه به مراكز استان ها انتقال مي يابند . ضمن اين كه از اهواز تا اميديه راه چنداني نيست . و ايستگاه پدافند هوايي اين پايگاه را با هوشياري هر چه تمام مراقبت مي كند . باد شديدي مي وزد .. هواپيما از باند فرودگاه اصفهان به آسمان تاريك و سرد زمستاني پر مي كشد .. هيچ يك از خدمه هواپيما نمي دانند اين آخرين لحظات عمرشون است ...

1gqciseb79lkjwpnuse0.jpg

ماجراي كوهان شتر و مسير يابي خلبان !!

معمولآ مسير پروازي ما از تهران به اهواز و يا اميديه به اين صورت بود كه بعد از عبور از فراز شهر اصفهان به مسير ادامه داده و سپس از نزديكي شهر ايذه كه با كوهاي بلندي محصور شده است ، به سوي اهواز راه مون را ادامه مي داديم .. تقريبآ بعد از عبور از مناطق كوهستاني ، به تدريج ارتفاع كم كرده تا به نزديكي اهواز مي رسيديم . از آن جا كه اغلب منطقه خوزستان غبار آلود است ، هر كس براي خود نشانه هايي رو تعين كرده تا در صورت ديد كم ، از طريق آن نشانه ها مسير درست را انتخاب نمايند ! مثلآ ما در ميان رشته كوه هاي زاگرس و در نزديكي هاي شهر ايذه ، بخشي از رشته كوه كه تقريبآ مانند " كوهان شتر " داراي خميدگي بود . نشان گذاشته و دقيقآ از همان نقطه راه مون رو كج كرده و ارتفاع كم مي كرديم . اين كار رو در نزديكي شهر اهواز هم انجام داده بوديم . و آن سيلو هاي بزرگ و دوقلوي گندم بود كه در هر شرايطي از ارتفاع بالا ديده مي شد . و ما به راحتي با ديدن آن ها مسير باند فرود رو پيدا مي كرديم . در صورتي كه براي خلبانان خارجي يا آن هايي كه تاكنون در اين مسير پروازي انجام نداده بودند ، در صورت وجود گرد و خاك و غبار پيدا كردن باند از روي نقشه كمي دشوار بود . البته ما براي اغلب فرودگاه هاي كشور نشانه هايي رو به خاطر سپرده بوديم ... !!

 پرواز در سكوت مطلق راديويي .......... !!

 همان گونه كه اشاره كردم ، خستگي مفرط در چهره كروي پروازي موج مي زد .. هواپيماي سي - ۱۳۰ دقايقي بعد از بلند شدن از فرودگاه اصفهان طبق نقشه پروازي راه خود رو به سوي شهر ايذه كج كرد . قبل از تشريح حادثه دلخراش ذكر نكته اي ضروري است . مدتي بود كه از ستاد كل نيروي هوايي جمهمري اسلامي به تمام گردان هاي پروازي و خلبانان دستور داده شده بود در پرواز به مناطق جنگي از مكالمات راديويي پرهيز نمايند . دليل اين دستور هم كاملآ مشخص بود . چون آواكس هاي آمريكايي مدتي بود در خاك عربستان مستقر شده و از ان جا موقعيت تمام پرواز ها رو به عراقي ها گزارش مي داد . و ما مجبور بوديم در سكوت كامل راديويي در مناطق جنگي پرواز كنيم ! كه واقعآ كاري دشوار و طاقت فرسا بود . به همين دليل در آن شب سرد زمستاني بچه ها هيچ تماسي با ايستگاه هاي زميني نداشته تا موقعيت خود را اصلاح كنند . و به خاطر تاريكي و عدم تماس تنها به راهنمايي هاي افسر ناوبر داخل هواپيما اكتفا كرده بودند ... 

 اشتباه غير قابل جبران ناوبر هواپيما ......

اگر چه افسر ناوبر هواپيماي سي - ۱۳۰ داراي تجربه فراوان و تبحر كافي در هواهاي طوفاني بود . اما آن شب سرد طوفاني احتمالآ به دليل تغير نا محسوس جهت باد ، بر سرعت هواپيما تآثير گذاشته و ناوبر خسته به گمان عبور از بالاي دامنه كوه هاي سر به فلك كشيده زاگرس  و تصور  رسيدن به منطقه مسطح ، به خلبان توصيه كم كردن ارتفاع را مي كند ! در صورتي كه اگه باد مخالف تنها يكي دو دقيقه دير تر شروع به وزديدن مي كرد ، آن ها به سلامتي از بالاي كوه عبور كرده و امروز همگي در كنار ما بودند .. افسر ناوبر كه تمام فكر و ذكرش عدم برخورد با  ابرهاي آتش زاي " سي . بي " بود ، براي لحظه اي از تغير جهت باد غافل شده و همين امر سبب تآخير چند ثانيه اي در وقت هاي پيش بيني شده گشته بود . هنوز آخرين كلام خلبان خطاب به مهندس پرواز كه قصد داشت بگويد تمام چراخ هاي داخل و بيرون هواپيما رو خاموش كن .. تمام نشده بود كه هواپيما با شدت تمام به سينه كوه برخورد كرد ! در يك لحظه صداي انفجار سراسر منطقه كوهستان رو فرا گرفت ..

oq9wxthqiqooob8uypwv.jpg

انفجار هواپيما و متلاشي شدن ان .........

به محض برخورد هواپيما به صخره هاي سنگي كوه ، تكه هاي آتش همراه با قطعات هواپيما به هر سمت و سويي با شدت پرتاپ شدند . ولي به دليل بارش برف و كولاك ، آتش خاموش شده و قطعات در زير بستري از كريستال هاي برف مدفون مي شد . اهالي روستاهاي دور دست آن شب صداي انفجار عظيم رو شنيده بودند . ولي هرگز تصور نمي كردند كه ممكنه آن صدا مربوط به هواپيمايي باشه كه براي نجات جان رزمندگان شجاع و دلاور كشور در آن شب سرد زمستاني دچار سانحه وحشت انگيزي شده باشه ! خبر سقوط هواپيماي شيرازي همان شب در پايگاه هاي نيروي هوايي مخصوصآ شيراز پيچيد !  همهمه عجيبي به وجود آمده بود . براي نجات جان ان ها هيچ كاري نمي شد انجام داد . روز بعد هلي كوپتر هاي امداد به همراه اكيب هاي كوه نورد عازم منطقه شدند .. ولي هيچ اثري از هواپيما مشخص نبود . وجود كولاك و طوفان شديد مانع از پرواز هلي كوپتر هاي شناسايي شده بود . اهالي روستاهاي اطراف به كمك امدادگران امده و جست و جوي را ادامه دادند . سه روز از فاجعه دردناك مي گذشت .. ظاهرآ همون برف هاي شديد شب نخست ، روي قطعات هواپيما رو پوشانده بود ...

اعزام تيم كارشناسي از تهران .......

معمولآ رسم بود در هر سانحه اي تيمي متشكل از حرفه اي ترين پرسنل اعم از خلبانان ، متخصصين فني ، به همراه  متخصص حقوقي و غيره براي بازديد به محل سانحه اعزام شوند . البته ياد آوري كنم براي سوانحي كه در پايگاه يكم ترابري اتفاق مي افتاد ، تيمي از شيراز مامور بررسي مي شد و حال كه  هواپيماهايي از شيراز دچار سانحه شده بود اين ماموريت به تيمي از پايگاه يكم ترابري محول شده بود .  كه من هم افتخار حضور در تيم فوق رو داشتم . ولي يك مشكل اصلي وجود داشت . و آن هم پيدا نشدن لاشه هواپيما بود . همه مي دانستيم كه هيچ يك از خدمه هواپيماي فوق زنده نمانده اند .. و اگر بر حسب تصادف يكي هم زنده به بيرون پرتاب شده باشد ، در اين مدت حيوانات وحشي او را تكه پاره خواهند كرد . خوشبختانه بعد از سه روز جستجو توسط گروه هاي امداد زميني و هلي كوپتر هاي نيروي هوايي ، بالاخره توسط چوپاني محل سانحه كشف شد .  و همان روز ما با هلي كوپتر نيروي هوايي به محل حادثه اعزام شديم . واقعآ وحشتناك بود ...  

دو صحنه وحشتناك عجيب ... !

 همين جوري كه هلي كوپتر در محل مورد نظر فرود مي آمد ، همگي از ديدن يكي از خدمه كه راحت بر روي يك صندلي متفكرانه نشسته بود توجه همه رو به خود جلب كرد !! وقتي كه در نزديكي محل سانحه به زمين نشستيم ، با عجله به اتفاق يكي دو نفر ديگر خود رو به محلي كه يك نفر صحيح و سالم نشسته بود رسانديم .. با كمال تعجب ديدم يكي از بچه ها در حالي كه به روي صندلي محكم بسته شده بود ، به همان وضع از هواپيما به بيرون پرت شده و بر اثر ضربه شديد فوت شده ولي بر اثر سرماي فراوان به همون صورت فريز شده و انگار داره كتابي رو مي خوانه بي حركت يخ بسته بود . ولي پاهاي او تا قسمت ران توسط حيوانات درنده خورده شده بودند ... صحنه خيلي دردناكي بود . دومين صحنه كه خيلي روي من تآثير منفي گذاشت ، ديدن جسم بي جان دوستم حلاجي بود كه اي كاش هرگز  نمي ديدم . او با چنان ضربه اي به هواپيما برخورد كرده بود كه تمام اجزاي داخل سرش به بيرون ريخته شده و فقط پوست صورت او سالم مانده بود . خيلي مشمئز كننده بود . پوست صورت او دقيقآ همانند فيلم هاي كارتوني به بدنه فلزي چسبيده و منجمد شده بود .

vk560hp2w1o3iekislgh.jpg

 بررسي علل حادثه ..........

 بعد از پيدا كردن اجساد متلاشي شده كروي بيچاره پرواز و حمل تدريجي آن ها به شيراز ، گروه تحقيق كار خود رو با حوصله انجام داد . متخصصان با بررسي زاويه تكه هاي به جاي مانده ملخ هواپيما ، تا اندازه اي  به وضعيت قبل از سانحه پي بردند . و منتظر كاوش بقيه متخصصان ماندند . بخش هايي از آلات دقيق هواپيما كه نشان دهنده ارتفاع سي - ۱۳۰ در زمان برخورد به كوه بود معلوم شد . گروه تحقيق بعد از مدت ها تفحص و مطالعه و بررسي تصاوير و نشانه هاي به جاي مانده عاقبت به اين نتيجه رسيدند كه خلبان هواپيما به احتمال فراوان به داده هاي غلط افسر ناوبر اطمينان كرده و با تصور رد كردن منطقه كوهستاني اقدام به كم كردن ارتفاع كرده كه ناگهان به كوه برخورد كرده است .. آن ها هم چنين متوجه شدند اگه تنها چند ثانيه ديرتر خلبان ارتفاع هواپيما رو كم مي كرد ، هرگز اين اتفاق ناگوار رخ نمي داد . بالاخره با مختومه شدن پرونده هواپيماي سانحه ديده ، اما هرگز پوست كشيده شده صورت همكارم از جلوي چشمانم محو نمي شود . خدا همه شهداي مظلوم دفاع مقدس خصوصآ بچه هاي بي ادعاي گردان هاي سي - ۱۳۰ رو قرين رحمت خويش قرار دهد .

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

اين مطلب ساعت ۵۵ دقيقه بامداد چهارم خرداد ماه سال ۱۳۸۷ پايان يافت .

                                         ايام به كام      


مسابقه پروازي 

 شماره ۴ 

51rlsyff7zbvt9yhr52x.jpg

به اطلاع خوانندگان محترم و علاقه مندان پرواز مي رسانم : از اين به بعد هر هفته يك سوال در رابطه با اصول پروازي از سوي مدير محترم " فروشگاه لوازم خلباني دبي "   مطرح مي شود ، كه پاسخ آن به صورت پنج گزينه اي است . دوستان بايد پاسخ هاي صحيح خود رو به اي ميل ذيل :hfoladi@dubaipilotshop.com به نام آقاي  " حميد فولادي " ارسال فرمايند . از ميان كساني كه پاسخ صحيح داده باشند ، هر هفته يك جايزه بسيار نفيس تقديم برنده خواهد شد . براي آشنايي با محصولات فروشگاه خلباني ( اينجا ) رو كليك فرماييد . شايان ذكر است از آن جا كه دانشجويان پروازي مي بايستي مسلط به زبان انگليسي باشند ، سوالات هم انگليسي است .  

In a stormy night, unluckily you are Captain of B-777, both engines got failed, 300 souls on board, passing through 22,000 feet, you have 5 nearest airports in your GPS display, and you fly under ETOPS regulation. You have enough altitude to glide and reach all 5 airfields. By considering your aircraft requires
1 661.16 meter landing distance and variable weather condition in the area, which airport you choose for landing?

 
1-   OMDB – You contacts them, and ATC accepts you as priority landing-4921 feet Runway length- having Airport Emergency Services (AES)- Active Cat III ILS-5 miles Visibility-1000 a few clouds   
2-     OMSJ – 5570 feet Runway length- AES not available- inactive  CAT III, ILS-  3000 ft overcast- 5 mile visibility-  ATC does not accept you because of high traffic inbound, but you are the final decision maker
3-     OMUQ- 1700 meter Runway length - Class E non controlled- you can active the lights by clicking on the mic- AES not available- Zero Visibility- 1000 overcast-  Jet fuel available-
4-     OMUK- 1599 meter- CAVOK- 11 Miles visibility, Emergency facilities active- ATC accepted you- Wind calm, ILS and all stations active and informed of your situation
5-     You choose none of airports and ditch in the sea
 
6-     None of them 

jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  

فرشتگان مظلوم را فراموش نكنيم .

9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد . 

http://www.oldpilot.ir/2008/05/post_241.php#more


6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

White rose of stalingrad:

Though Lilya Litvak is the most famous female fighter pilot of all time, little is really known about her, and records of her performance are inconsistent. Credited with 11 or 12 victories, depending on the source. Although the number of 11 or 20 has been claimed too.At the age of 16, she went for flying lessons as part of the Osoaviakim flying clubs .In June 1941, the Nazis invaded the Soviet Union in Operation Barbarossa. Hundreds of planes were destroyed in the first 24 hours of combat.At that time,women were not allowed to fly with fighters but as Hitler pushed on towards Stalingrad and Moscow, the mood in the Soviet government changed. In desperation they planned three female air regiments .All personnel would be women, including the mechanics, armorers, and ground staff. They were headed by famouse female russian pilot, Maria Raskova.She had gained fame as part of a three-woman team pioneering a route through Siberia.After 100 hours training to qualify a pilot fighter she began her first operational sorties along the Volga River north of Stalingrad. Lilya made her first kills on her second combat sortie, claiming a Bf109 and a Ju88 on September 13, 1942. She flew the Yak-1 with brilliance and raw courage. She is reported to have been fond of wildflowers and often carried them in the cockpit with her during missions. She is also said to have painted a white rose on each side of the cockpit of her Yak, and for this reason became known as the "White Rose of Stalingrad." She got married with a pilot,namely,"Alexi Solomatin" and on may 21th ,1943 "lilia" shut down an observation german balloon.10 days later,"Solomatin" were killed during an unsuccesfull landing. Unlike American fighter pilots, she often flew multiple sorties a day. Several times she was shot down, but still she climbed back in her fighter, even after sustaining serious injury. She was hurt for the third time in 1943 on July 18th, the same day that her good friend and rival "Katya Budanova" was killed. It was a premonition. On August 1, less than two weeks later, she wearily pulled herself into the cockpit for the fourth and final time of the day. She had already claimed two kills in previous flights. Somehow she became separated from her flight. Legend has it that she encountered eight Bf109s and was shot down and killed. She had been only 22 years old.Despite an intensive search by ground forces, her body was lost for several decades. Finally, in 1979, she was found, buried beneath the wing of her aircraft. During her official state funeral in May 1990, President Mikhail Gorbachev awarded her the Hero of the Soviet Union and a Gold Star. Though she fought in obscurity and died alone, Lilya Litvak left a shining legacy of courage, tenacity, and daring as an example to all of us.

Source:Internet      BY:Alireza Sadeghi

Picbaran

PicbaranPicbaranPicbaran

ترجمه فارسی:

رز سفید استالینگراد:

اگرچه "لیلیا لیتواک" مشهورترین خلبان جنگنده زن در همه دوران میباشد اما کمتر در مورد وی گفته شده ورکوردهای ثبت شده در مورد عملکردهای وی متناقض میباشد.بر اساس منابع متفاوت وی مفتخر به 11 تا 12 پیروزی هوایی میباشد اگرچه رقم 11 تا 20 نیز ادعا شده است.در سن 16 سالگی جهت یادگیری فن پرواز به باشگاه هوانوردی "اسوویاکیم" رفت.در جون 1941 نازیها تحت عملیات "بارباروسا" به اتحاد شوروی یورش بردند.در 24 ساعت نخست نبرد صدها هواپیما ی شوروی نابود شدند.در آن زمان زنها اجازه پرواز با جنگنده ها را نداشتند اما همچنان که هیتلر بسمت استالینگراد و مسکو می آمد طرز فکر رژیم شوروی نیز تغییر یافت و در عین ناامیدی سه گروه پروازی زنان تشکیل شد.کلیه پرسنل از جمله مکانیکها-مهمات گذارها و خدمه زمینی زن بودند و تحت فرماندهی "ماریا راسکووا" هوانورد زن مشهور روسی قرار گرفتند."لیلیا لیتواک" افتخار پرواز در گروه سه نفره زنانی را که از فراز سیبری پرواز کردند بدست آورد.پس از پشت سر گذاشتن 100 ساعت آموزش برای دریافت صلاحیت پرواز با جنگنده وی نخستین پرواز رزمی خود را بر فراز رود ولگا در شمال استالینگراد انجام داد.در دومین پرواز جنگی-"لیلیا" نخستین شکار خود را انجام داد و یک فروند "بی اف 109"و یک "جو-88" را در 13 سپتامبر 1942 سرنگون ساخت.او با جنگنده یاک-1 با برجستگی و جسارت کامل پرواز میکرد.گفته میشد که وی به گلهای سفید علاقه داشت و معمولا چند عدد از آنها را در حین ماموریت در کابین خود حمل میکرد.همچنین وی در طرفین کابین هواپیمای یاک خود دو گل رز سفید نقاشی کرده بود و به این دلیل به "رز سفید استالینگراد" مشهور شد.وی با خلبانی بنام "آلکسی سولوماتین" ازدواج کرد و در 21 مه 1943 "لیلیا" یک بالن شناسایی آلمانی را سرنگون کرد.10 روز بعد سولوماتین در یک فرود ناموفق کشته شد.بر خلاف خلبانان جنگنده آمریکایی "لیلیا" چندین پروازر ا در طول روز انجام میداد.چندین دفعه سقوط کرد اما حتی پس از برداشتن جراحات جدی مجددا خود را از جنگنده خود بالا میکشید.در 18 جون 1943 برای سومین بار مجروح گشت ودر اینروز دوست خوب و رقیب خود "کاتیا بودانووا"را نیز از دست داد.این یک پیش اخطار برای وی بود.در یکم اوت-کمتر از دو هفته بعد-در عین خستگی برای چهارمین و آخرین بار در روز خود را از کابین هواپیما بالا کشید در حالیکه در پروازهای قبلی خود دو هواپیما را ساقط کرده بود.بطریقی وی از دسته پروازی خود جدا شد.گفته میشود که او با هشت جنگنده "بی اف 109" آلمانی مواجه گردید و توسط آنها ساقط و کشته شد.علیرغم جستجوهای فراوان جنازه وی برای چند دهه مفقود بود تا اینکه در سال 1979 در حالیکه در زیر بال هواپیمایش دفن شده بود پیدا شد.در حین مراسم رسمی تدفین وی در مه 1990-پرزیدنت میخاییل گورباچف- بوی لقب قهرمان شوروی و یک ستاره طلایی اعطا کرد.اگرچه وی در گمنامی جنگید و در تنهایی مرد-"لیلیا لیتواک" میراث تابناکی از شجاعت-سرسختی و جرات از خود بجای گذاشت که الگویی برای همه میباشد.

منبع:اینترنت         گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی


r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد


مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید


7w57l65r6cdykphszjc5.jpg

http://www.khaleban.com/ 


 

 http://fun.mahyaonline.com/ 


373ippzd8coe2ruui46d.jpg 

اينجا رو كليك كنيد

http://phoenix69.blogfa.com/


 hl3cgzchkr1tepfac901.jpg

قابل توجه علاقه مندان تحصيل در كشور بلارس

http://www.minsk.blogfa.com/


- تعداد بازديد
  • 3301
  • مرتبه

    نظرات

    کپتن جان...
    ابتدا سالروز آزادی خرمشهر رو به شما٫ همکاران پیشینتان٫ دلاورمردان حالا و خوانندگان سایتتان تبریک میگویم.
    باز هم تشکر از اینکه اینگونه رویدادها را با نوشتار زیبایتان جاودانه میکنید...هیچ میدانید که با نام بردن از سلحشورانی که در نوشتههایتان یاد میکنید شاید هرگز جایی نام برده نشده و شمایید که آنها را دوباره زنده میکنید.
    بهروز و سربلند باشید.
    مهرداد
    پاسخ
    مهرداد عزيز و نازنين
    من هم سالروز حماسه سوم خرداد روز آزادي خرمشهر را به شما هموطن نازنين تبريك گفته و آرزوي موفقيت ايران عزيز را دارم .
    در مورد نگارش خاطرات گذشته .. تنها مي توانم بگويم كه من انجام وظيفه مي كنم . و اين كم ترين كار در مقابل فداكاري هاي شهداي دفاع مقدس است

    سلام کم خرد
    پاسخ
    عليك و سلام با خرد

    با درود.من البته هر وقت آزادی داشته باشم با سیمولیتورهای پرواز تمرین می کنم و فکر می کنم شاید سیستم های امروزی GPS تا حد زیادی بتونه جلوی این حوادث رو بگیره.آیا درسته؟سپاس.
    پاسخ
    پسر عزيزم .. كاملآ درست مي فرمايي .. بقدري اين نرم افزار هاي شبيه سازي نزديك به واقعيت است كه كمك موثرِ در فراگيري علوم هوايي است

    سلام عموجان.
    هنوز مطالبو نخوندم ولي عكس ها رو كه ديدم واقعاً كيف كردم(keyf)
    چه قدر خوب به شيب كوه و آدماي روش توجه كرديد.
    راستي اون امضا دادن ها براي تغيير نام خليج به 728099 نفر رسيد.271901 نفر مونده.
    بازهم ممنونم.
    پاسخ
    امير جان عزيزم .. خيلي خوشحالم كه زحماتم در تهيه تلفيق و تنظيم تصاوير به بار نشسته و عزيزي فرهيخته از آن تعريف كرده است . ممنون

    بنام خدا
    جناب مدرسي عزيز
    سالروز آزادي خرمشهر بر شما و دلاور مردان ارتشي و سپاه مبارك باد
    روح شهيدان راه خدا و دلاوراني كه جان خود را براي اين آب و خاك داده اند شاد و راهشان پر رهرو باد
    انشاء الله كه ما جوانان ايران اسلامي قدر خوني كه براي اين مرز و بوم و براي ما بر زمين ريخت را بدانيم و ارزشهايي را كه براي آن سالها مقاومت شده خون دل خورده‌شده و جوانان زيادي به خاطر آن از دست رفته است را پاس بداريم .

    هركه از تن بگذرد جانش دهند
    هر كه از جان بگذرد جانانش دهند
    هركه بي سامان شود در راه عشق
    در ديار عاشقان جايش دهند

    يا حق و علي نگهدارتان
    علي كدخدايي
    پاسخ
    سرور عزيز و گرامي جناب كدخدايي نازنين
    من هم به سهم خود حماسه بزرگ سوم خرداد كه بيانگر رشادت هاي قهرمانان دلاور و رزمندگان غيور ايراني در آزاد سازي خرمشهر عزيز است را به شما دوست گرامي و تمام مردم خوب كشورمون تبريك گفته و براي شهيدان بزرگوار و عزيزاني كه در اين روز جان خود را نثار آزادي كردند از خداوند متعال قرين رحمت و مغفرت را خواهانم .
    من هم چون شما اميدوارم عزيزان نسل امروزي اپاسدار واقعي اين ارزش هاي مقدس باشند
    شاد و سرافراز باشيد

    سلام عمو بهروز خوش تيپ
    اميدوارم خوب و سلامت باشيد.جاتون خالي سوم خرداد رو رفتم آبادان و خرمشهر تا هم سري به خانواده بزنم و همين اينكه شهرم رو كه دلم براش تنگ شده بود دوباره ببينم.جاتون خالي بود.هر جا كه كسي رو با ريبون ديدم يادتون كردم
    ارادتمند شما
    پاسخ
    رضا جان عزيزم .. الهي قربون صفا و صميميت شما دوست خوب و بزرگوارم بشم كه براي من شما بوي خاك قسمتي از وطن ام رو مي دهي .. بوي خرمشهر عزيز ، آبادان نازنين . من به دستان دلاور مردان خطه جنوب كه مردانه با دست تنها ايستادند و حماسه آزادي را آفريدند ، بوسه مي زنم .. رضا و رضا ها براي من ياد آور محمد جهان آرا ها است كه واقعآ سمبل مقاومت و آزادي هستند . رضا جان من به ميلي متر به ميلي متر خاك شهر تو بوسه مي زنم
    شاد و پايدار باشي

    خسته نباشيد كاپيتان مطالب شما مظلوميت ايران در جنگ نابرابري را نشان مي دهد كه حتي يك هواپيماي ترابري آن نمي تواند براي مسيريابي از خدمه زميني كمك بگيرد. اي كاش ابزارهايي مثل جي پي اس در آن زمان بود تا از اين دست حوادث جلوگيري كند.
    سوالي نيز در مورد عكس كابين خلبان در اين صفحه دارم اين قطعه فرمان مانند كوچك چيست؟ ممنون صبا
    پاسخ
    صبا جان عزيزم .. به مورد خيلي اساسي اشاره كردي .. اي كاش در آن زمان امكانات جغرافيايي كه در حال حاضر است وجود داشت .. البته اين را بگويم كه امكان ارتباط بود .. ولي ما براي پرهيز از شنود دشمن از آن خودداري مي كرديم . اما در مورد آن قطعه فرمان كوچك كه اشاره فرمودي عرض كنم كه .... آن قربيلك كوچك ، در اصل فرمان چرخ هاي جلوي هواپيما است !! به عبارتي بعد از اين كه هواپيما بر روي باند فرود آمده و سرعت آن كاهش يافت . در مواقعي كه خلبان قصد چرخيدن بر روي باند را داشته باشد ، از آن فرمان براي كنترل لاستيك هاي جلو استفاده مي كند . باز هم تآكيد مي كنم فقط در سرعت پائين و موقع تاكسي كردن ( حركت روي رمپ پرواز ) از آن استفاده مي شود . به عبارتي خلبان براي قرار دادن لاستيك چرخ جلو بر روي خط زرد رنگ باند ، از آن بهره مي برد .. اما در سرعت زياد بر روي زمين .. مثل زماني كه تازه چرخ ها را زمين مي گذارد ، از آن فرمان استفاده نمي شود و بيشتر با شهپر ها و فرامين هواپيما را در روي باند كنترل مي كنند . اميدوارم پاسخ سوال خود را دريافت كرده باشيد

    سلااااااااااااااااااااااام
    احوال خوبتون چطوره!
    راستی عمو بهروز جونم شما تو کدوم پایگاه بودید؟ کجای پایگاه میشستید؟
    امیدوارم حال خوبتون همیشه خوب باشه
    بای بای
    پاسخ
    زهرا جان عزيزم .. ما در خانه هاي سازماني پايگاه زندگي مي كرديم .
    و در پايگاه يكم ترابري هم خدمت مي كردم .. فقط يك سال به بندرعباس منتقل شدم و با هواپيماهاي اوريون يا همون پي تري - اف كه تازه از امريكا خريداري شده بود پرواز مي كردم .. كه بعد ها اسكادران ان به شيراز منتقل شد . خيلي ممنون كه به فكر عموي پير خودت هستي عزيزم
    به خانواده محترم ات سلام بنده رو برسون عزيزم
    شاد و پاينده باشي دختر گلم

    سلام كاپتان(عمو بهروز)

    اقا خسته نباشي بازم قلم روان وشيواي شما اثري زيبا افريد.خواهشا اين شيوه نگارش رو ادامه بديد . راستي پدر بنده هم از خوانندگان شما شده و همش به سايت شما سر ميزنه الان به بنده گفت از شما بابت بيان خاطرات تشكر كن. به اميد طول عمر دراز براي شما و خانواده محترم.
    پاسخ
    دوست بسيار نازنين و گرامي
    با تشكر از لطف و محبت شما پدرو پسر بزرگوار كه بنده رو شرمنده كلام زيبايتان مي فرماييد . من مخلص عزيزان خطه شمال كشور هستم . ساري .. بهشت من سال ها پيش چند بار به نكاء آمدم .. يكي از اقوام دامادم به نام آقاي منصوري كه كشتي گير هم است ، در نكاء و ساري منزل داره .. من خاطرات خوبي از همشهري هاي خوب شما دارم . مخصوصآ لهجه شيرين مازندراني واقعآ دلنشين است . از قول بنده به پدر بزرگوارتان سلام مخصوص برسانيد ... دارم فكر مي كنم يكي از خاطرات زيبايي كه از پرواز به ساري داشتم رو به خاطر آورده و تقديم به پدر گرامي شما نمايم ... خدا كنه زود يادم بياد
    شاد و سربلند باشيد

    سلام.
    در رابطه با مطلبی که راجع به بچه های مرودشت نوشتید و لینک به اینجانب و نگرانیتان که کالما صحیح هست, یک ایمیل براتون فرستادم لطفا چک بفرمایید.
    با تشکر
    پاسخ
    دوست و همكار نازنين
    من در حال حاضر هيچ نگراني ندارم . و مي دانم شما هموطن عزيز دغدغه تون تنها كمك به اين عزيزان است . و من خدا رو شكر مي كنم كه از گل بالاتر به شما و دوست عزيزتون نگفتم .. و تنها با ذكر دلايل نگراني ام را مودبانه بيان داشته و حتي لينك كردم .. اگه ذره اي شك داشتم ، هرگز موجب افزايش خوانندگان شما رو فراهم نمي كردم .. از آن جا كه بنده فكر مي كردم ممكنه اشتباه كرده باشم ، قضاوت را به خوانندگان محترم واگذار كردم . خب الحمدالله ما شرمنده دوستان نشديم
    اما در مورد جي ميل عرض كنم متآسفانه من مشكل باز شدن اي ميل را دارم !! گاهي باز شده و اغلب ارور مي دهد .. اگه به هر دليلي امروز پاسخ شما را ندادم ، به حساب جسارت نگذاريد .. مطمئن باشيد در اولين فرصت پاسخ شما رو خواهم داد ... موفق و سربلند باشيد
    در پايان دوست عزيز اگه امكان داره يه سري به سايت بالاترين زده و به اتفاق شهرزاد عزيز ، رآي مورد نظر خودتون را بدهيد . خيلي ممنون

    با سلام....
    باتشکر از مطالب خوب شما...
    2سوال دارم .... ارتباط عکس هاي شما در http://www.picbaran.com/با عکس هاي بسيار متفاوت از نظر موضوعي در سايت مورد نظر چيست ؟
    و سوال دوم اينکه در مطلب با عنوان رز سفيد استالينگراد و يا مطالب قبلي ترجمه شده لطفا منبع اينترنتي آن را نيز بنويسيد تا بتوانم از عکس هاي مربوط با سايز واقعي استفاده کنم ....با تشکر فراوان ....
    دعا گوي شما .....
    رضا از کرج .....
    پاسخ
    رضا جان عزيزم .. اگه به مطالب قديمي من سري بزني خواهي ديد اغلب عكس ها محو شده اند . و آن به دليل ناشي بودن من در انتخاب سايت معتبري براي آپلود تصاوير بودم .. تا اين كه مدير محترم سايت پيك باران جناب فريد خان عزيز .. محبت فرموده و آدرس سايت آپلود خودش رو به من معرفي كرده و قول داده است تا روزي كه انشاالله زنده است ، براي حفظ عكس ها تضمين بدهد . كه من واقعآ از اين جوان نازنين تشكر مي كنم .. در مورد عكس هاي متفاوت .. راستش من ممنظور شما رو متوجه نمي شوم . كدام عكس ؟ من فقط آدرس بخش آپلود را مي زنم .. و از حضور تصاوير ديگر بي اطلاع هستم . . ولي حدس مي زنم تصاوير مربوط به ساير اشخاصي باشه كه عكس هاي خود را مثل من در ان جا آپلود مي كنند . اگر منظورت چيز ديگري است ، لطفآ دوباره سوال خودت را با فونت فارسي بنويس و هيچ گونه فونت انگليسي قرار نده كه موضوعات به هم مي ريزه .. در مورد بخش ترجمه پاسخ شما را بايد همكار عزيزم جناب عليرضا صادقي بدهد .. اميدوارم اين كامنت را ببيند ... اگه نه .. شما يك كامنت ديگر به نام ايشان جداگانه لطفْ بنويسيد
    خيلي ممنون رضا جان عزيزم
    موفق و سر بلند باشي عزيز

    سلام خدمت سرباز وطن
    چرا مطلب قبلی حذف شده است؟ نگران شدم
    پاسخ
    پسر عزيز و نازنينم نادر جان گرامي
    با تشكر از اين همه دقت و توجه به سايت خودت .. بايد عرض كنم جاي نگراني نيست .. اتفاقآ تنها نزديك به دو هزار نفر فقط از صفحه سايت آن مطلب را مطالعه كردند .. اما راستش رو بخواهي من اين عكس را از همسرم گرفته و با هماهنگي ايشون و خانواده او كه شامل خواهر و برادرانش مي شود ، اين مطلب را جهت آگاهي و عبرت بعضي خانواده ها در سايت قرار دادم . اما از شما چه پنهان از وقتي اين تصوير و مطلب را در سايت گذاشته ام ، اعصاب همسرم بد جوري به هم ريخته بود و به من هم دليل آن را نمي گفت .. تا اين كه خواهر او امروز به من زنگ زده و گفت ... خواهرم هر وقت به اتاق شما مي آيد و در كامپيوتر عكس فرحناز رو مي بينه ، حالش بد مي شه .. مي تونم از شما خواهش كنم اگه امكان داره ان مطلب را برداري ؟ و من با پوزش از خوانندگان به خاطر رعايت سلامتي همسرم آن را امروز برداشتم ...
    از شما به خاطر توجه و احساس مسئوليت كردن هميشگي ات قلبآ سپاسگزارم
    به خانواده محترم سلام بنده رو برسانيد . شاد و سربلند باشي

    كاپيتان مدرسي عزيز
    سلام به شما و تمامي عزيزان از جان گذشته نيروي هوايي . براتون آرزوي سلامتي و آرامش دارم.
    من 36 سال دارم و از كارمندان صدا و سيما هستم و در زمان جنگ هم با سن كم ، توفيق لمس جبهه هاي جنگ رو داشتم و از نزديك با جانبازي و فداكاري خلبانان نيروي هوايي و هوانيروز آشنا هستم . من مدتهاي زيادي است كه خواننده مطالب شما هستم. خصوصا بعد از سانحه وحشتناك سقوط هواپيماي سي - 130 كه دراون هشت نفر از بهترين دوستان من،كه سالها با هم در اين سازمان شب و روز گذرانده بوديم و خاطرات بسيار شيريني با هم داشتيم مظلومانه اسير بي تدبيري و بي مسئوليتي عده اي خدا نشناس شدند و داغي ابدي بر جان ما گذاشتند.
    مي خواستم به اين طريق بر دستان هنرمندشما بوسه بزنم و بر قلب آسمانيتون درود بفرستم.
    كوچك و ارادتمند شما : فرشيد
    پاسخ
    فرشيد عزيز و بزرگوار ... خيلي متآثر شدم كه در آن سانحه جانگداز بهترين همكاران من و شما از بين رفتند . من با خدابيامرز خيرخواه خيلي قاطي بودم . خاطرات زيادي با او و خبرنگاران دفاع مقدس دارم .. آن جلسات ، نشست ها ، سمينار ها و همه و همه ما ما هم بوديم . هيچ گاه فراموش نمي كنم . واقعآ مفت و مجاني جان شيرين خود را به قول شما بر اثر بي احتياطي چند نفر انسان بي مسئوليت از دست دادند . روحشان شاد .
    فرشيد عزيز.. همكار نازنين .. خوشحالم كه يكي از فرهيختگان اين مرز و بوم خواننده مطالب سايت است و به اصطلاح به جمع ياران همدل و صميمي پيوسته است . برايت موفقيت و پايداري آرزومندم

    ضمن عرض سلام!
    در پاسخ به آقای رضا در مورد درج منبع مطلب اخیر باید بگویم که معمولا زمانیکه مطالب را از چند سایت بر میدارم بخاطر عدم ذکر همه آنها صرفا از کلمه اینترنت استفاده میکنم و خوانندگان محترم میتوانند بسادگی و با سرچ کردن بخشی از موضوع به منابع زیادی دسترسی یابند.در مورد اخیر با سرچ کلمه litvak یا white rose of stalingrad میتوانید به منابعی دست یابید.بهر حال این چند سایت را میتوانید مرور کنید.
    http://pratt.edu/~rsilva/litvyak.htm
    http://www.seizethesky.com/nwitches/nitewtch.html

    http://people.tribe.net/makita/photos/b09f3235-c59a-4888-8deb-0b84b08fc0db
    در ضمن حال که جواب سوال را گرفتید لطفا نظر خود را راجع به این نوع مطالب نیز ذکر نمایید.
    موفق باشید.
    مرسي عليرضا جان
    خسته نباشي پسرم
    دستت درد نكنه .. خيلي مطالب جالبي را انتخاب مي كني .. متنوع و جذاب من كه واقعآْ لذت مي برم

    دوباره درود.درسته که این سیمولیتورها مخصوصا اونا که روی مونیتور معمولی با جویستیک اجرا میشن به هیچ وجه با واقعیت همسان نیستند.ولی شما در بین اینا کدوم رو توصیه می کنید؟من فلایت سیمولیتور ایکس دولوکس میکروسافتو امتحان کردم.آیا چیز مالی هست؟سپاس!
    پاسخ
    آرش جان عزيزم .. راستش من خودم تا همين پارسال اين نرم افزار را نديده بودم . ايامي كه مجله پرواز بودم يكي از بچه ها در كامپيوتر مجله ريخته بود .. به نظر من خيلي شباهت با اصلي داشت . من خودم با داكوتا پرواز كردم .. واقعآ همون احساس واقعي را داشتم .. لااقل براي جوون هاي علاقه مند يك سري معيار هايي را آماده مي كند
    ايكس دو بهترين بود ضمن اين كه مي شه هر هواپيماي ديگري كه دوست داري اضافه كني .. مثل سي - 130 يا ب - 52
    موفق باشي

    از این که انقدر فعال و اکتیو عمل می کنید خیلی خوش حالم ولی به نظر می رسه با تمام ادعایی که دارید متاسفانه در مورد اون مطلب مربوط به بچه های مرودشت بر خلاف اون چیزی که می گید نیمهء پر لیوان رو می بینین،دارین به نیمه خالی لیوان (اگه خالی باشه) دامن می زنین. شما جای من خوانندهءاین جا،اگه چنین مطلبی رو جایی بخونین به اون سایت ها شک نمی کنین؟ من نمی گم شک بده ولی می گم سعی کنیم مسایل رو جوری مطرح کنیم که بعدا بتونیم اگه اشتباهی از ما بود جبرانش کنیم. راستی شما تحقیق کردین و سعی کردین که اون دو نفر رو بشناسین؟
    پاسخ
    عزيزم .. به نكته خيلي خوبي اشاره كردي .. دوست عزيز اولآ براي همين است كه هيچ گاه وارد فاز مسايل مالي نمي شوم .. من پيام خودم را در مورد ان دو سايت خيلي روشن و ساده بيان كردم .. و نوشتم من خداي ناكرده نمي گويم دروغ مي گويند .. ولي خود خوانندگان محترم تحقيق فرمايند .. اگه كارش درست است به من هم اعلام كنند بروم زير علم آن ها .. از اين واضح تر پيامي ديده بوديد ؟
    خب خوانندگان هيچ پاسخس ندادند .. همه در زبان گفتند روي ما حساب كنيد .. از اين ساده تر كاري بود كه براي آن طفلكي ها بشه انجام داد .. وقتي عده اي به يك سايت رفته و مدرك و توضيح بخواهند ، حتمآ خداي ناكرده اگه نيت بدي هم داشته باشه دست نگاه مي داره .. ولي هيچ خبري نشد .. خود اين عزيزان هم براي من اي ميل فرستادند و توضيح دادند شما در باره ما قضاوت درستي نكردي .. ما كارمون كمك به مردم است .. و من نوشتم كه من بي احترامي نكردم .. وباقي قضايا كه شما مي دانيد
    دوست عزيز من به عنوان يك انسان .. وظيفه ام اطلاع رساني است .. نه آن قدر از نظر مالي دستم باز است كه كمك كنم .. نه آن قدر جوان هستم كه جلو افتاده و كاري بكنم .. پس من وظيفه خودم را انجام دادم .. حال نوبت مردم و خوانندگان است .. اگه اقدامي بكنند .. تيمي تشكيل بدهند شايد در مرحله بعدي باز هم كارهايي بكنم .. پس مي بيني من صداقت در گفتار و كردار داشته و دارم

    سلام عمو.
    اگه زحمتي نيست لينك همايش رو تو پست بهدي قرار بديد ممنون.
    پاسخ
    امير جان عزيزم .. با آقاي بيات هماهنگ هستيم .. قرار شده دو هفته مانده بار ديگر تبليغ كنيم و اسامي دوستاني كه تشريف مي آورند يادداشت كرده و برنامه ريزي كنيم .. از حالا فايده اي ندارد ... اگر فكر مي كني لازم است بگو تا يك بار ديگه بگذارم

    باسلام خدمت آقايان عليرضا(ترجمه)ومدرسي عزيز....
    اين مطالب جانبي مانند سرگذشت قهرمانان هوائي جهان که چند مورد آن را تاکنون خواندم بسيار جالب است ....و بنظر حقير اگر زندگينامه اين قهرمانان بطور کامل از منابع اينترنتي استخراج شود و به قلم شيواي استاد مدرسي باز نويسي شود مانند مطلب بانو اميلي هاول ، و به عنوان يک مطلب مستقل (مثل همين ماجراي برخورد سي 130 به کوه)در اين سايت قرار داده شود بسيار جذاب خواهد شد ....استقبال بخشي از خوانندگان از مطلب اميلي هاول مي تواند تا حدودي تائيد کننده نظر اين حقير باشد...
    خوشبختانه اين قهرمانان در تاريخ هوانوردي جهان کم نيستند از سابورو ساکائي در ژاپن تا آدلف گالاند در آلمان نازي ....راستي حتما در اينترنت مطالب طنز هوائي هم وجود دارد ....نه؟؟؟؟نوشته هاي استاد مدرسي هم که در اين ميان لطف خودش رو داره ....باتشکر فراوان از تمام افرادي که براي آگاهي و سرگرمي سالم نسل جوان ايران زمين تلاش مي کنند.....دعا گوي همه شما ...رضا ...از کرج ....

    سلام عمو جون.امیدوارم که حالتون خوب باشه.واقعا خیلی ناراحت شدم امیدوارم که روح همشون شاد باشه.
    عمو جون تا حالا چندتا سی 130 خورده زمین؟
    یا تشکر و آرزوی توفیق و سلامتی برای این سرباز عاشق وطن
    دوستون دارم
    پاسخ
    پسر عزيزم اسي جان عزيز ... از اين كه خواندن غم انسان هاي ديگر ناراحت ات مي كنه ، نشانه تكامل انسانيت شماست
    راستي با درس ها چطوري عزيزم ؟ اميدوارم اولين نفري باشم كه خبر قبولي امسال شما رو بشنوم
    در مورد آمار سي - 130 هايي كه از روزي كه وارد ايران شده اند تا حالا را در يكي از پست ها نوشتم . فكر كنم در پستي كه مربوط به سقوط هواپيماي خبرنگاران بود ... لطفآ به آن جا مراجعه كن .. يا در قسمت اول است يا دوم ... ضمن اين كه من سعي كرده ام در اين چهارده ماه اغلب سوانح هوايي سي - 130 ها رو بنويسم . موفق و پايدار باشي اسي جان نازنين

    سلام سرهنگ
    حالت خوبه
    چه خبر تهران
    مطلب فوق جالبي بود ريز به ريز خوندمش كلا تمام مطالب شما اينجوريه
    راستي سرهنگ چرا اينقدر از شيراز بدت
    مياد چه حكمي داره
    موفق و سر بلند و پيروز و كامياب و
    سر فرازوسالم باشيد
    پاسخ
    ممد جان عزيزم .. خيلي ممنون كه مطلب را خونده و آن را پسنديدي .. عزيزم من از شهر شيراز بدم نمي امد .. اتفاقآ خاطرات خيلي خوبي از شيراز دارم .. ولي از منتقل شدن به شيراز متنفر بودم .. غير از من خيلي هاي ديگر هم دوست نداشتند از تهران جايي بروند . اتفاقآ پست بعدي ام در باره همين موضوع است .. موفق باشي

    سلام.
    برنامه ريزيتون خيلي خوبه.
    من نميدونستم گفتم يه وقت جا نمونم.
    آخ جون فقط 1 ماه مونده.
    پاسخ
    امير جان عزيزم .. شما لطف داري پسرم
    اميدوارم لياقت اين همه محبت دوستان را داشته باشم

    سلام خدمت مرد آسمانها جناب آقای مدرسی .امیدوارم که در سلامتی کامل به سر ببرین . و حالا حالاها من و بقیه دوستان بتونیم از فرمایشات و تجربیات جنابعالی استفاده کنیم. از خواندن مطلبتون بسیار متاثر شدم . همون طور که دوستان عرض کردند اگر دستگاههای ناوبری ماهواره ای مثل gps و Glonass وجود داشت هرگز اتفاقاتی مثل این نمی افتاد . در زمان جنگ خلبانان نیروی هوایی و هوانیروز واقعا مظلومانه به شهادت رسیدند و این وظیفه ماست که یاد و خاطره این عزیزان رو زنده نگه داریم خصوصا خلبانان واحدهای ترابری مثل گردانهای c-130 نیروی هوایی و Chinock های هوانیروز .متاسفانه صدا و سیما کمتر از این عزیزان یاد می کنه . جناب مدرسی خانه ما دقیقا در کنار خانه های سازمانی پایگاه هفتم شکاری(شیراز) است .من در نمایشگاه هوایی که ارتش در سال گذشته برگزار کرد شرکت کردم و خیلی جالبه که بیشتر خلبانهایی که در نمایشگاه برای دادن توضیحات حضور داشتند از گردان c-130 و بسیار انسانهای خوش رویی بودند و سئوالاتم رو در کمال حوصله جواب دادند . مثلا سرهنگ توکلی گذاشت که من و چند نفر دیگر وارد کاکپیت c-130 بشیم و حسابی سئوال بپریسم .
    معلوم بود که حسابی خلبانها با هم قاطی هستند و اصلا جو بینشون سنگین نبود .بی صبرانه منتظر مطلب بعدی تون که در رابطه با پایگاه شیراز است هستم . امیدوارم که سالم و سلامت باشید .


    در شبی که هست
    در شبی چنین
    برکش از نیام سینه تیغ سرخ نعره ر
    کاملم کن ای پرنده
    کامل و تمام
    والسلام.

    شعر فرود از منصور اوجی
    پاسخ
    بامداد عزيزم ... من خانه هاي مشرف به خانه هاي سازماني شيراز را يادم است .. كه اغلب آن موقع ويلايي بودند ..و در آن ها به بلوار و خيابان مشرف بود ... واقعآ يادش به خير .. در مورد ارتباط خلبان ها با يك ديگر بايد عرض كنم هميشه اين چنين بوده است ... زيرا آن ها در آسمان هم با هم هستند در تمام لحظات شاد و اضطراب .. و من خوشحالم كه همكاران سابق ما از شما جوانان هاي عزيز كشور به نحو شايسته پذيرايي كردند .
    از شعر زيبايت هم ممنونم

    سلام کاپیتان عزیز
    اول اینکه من بد قول نیستما! در مورد مسئله فرشته کوچولوها تا الان 2 جلسه با خیریه بهنام داشتم، یه صحبتی هم با محک. بندگان خدا خیلی می خوان کمک کنند ولی چون همه پزشکای اونجا متخصص سرطان شناسی هستن فقط می تونن از دوستاشون پیگیری کنند.
    یکی دو تا موسسه دیگه رو هم پیدا کردم که این هفته باهاشون تماس می گیرم
    دومیش این که...خیلی خیلی خیلی خوشحام که پست جدیدتون رو خوندم!
    پاسخ
    مرسي عليرضا جان خدا قوت عزيزم

    سلام عمو صبح بخير.
    سوال دارم درباره هواپيماي پي تري اف (اگه اشتباه نكنم همون اوريون) براي اون هم آموزش جدا ديده بوديد؟ از خاطرات اون زمان هم بنويسيد ممنونم.
    ياعلي مدد.
    پاسخ
    امير جان .. هواپيماي اوريون تقريبآ شبيه به هواپيماي سي - 130 است . اما با وجودي كه اصول پرواز در اغلب هواپيما ها يكي است وللي براي عادت كردن به بعضي ادوات و آلات دقيق و ساير امكاناتي كه هواپيماي جديد داره مستلزم طي دوره آموزشي است . كه در آن موقع چون ما اولين نفر هايي بوديم كه براي پرواز با اين هواپيما ها انتخاب شده بوديم ، توسط آمريكايي هاي مقيم ايران كه در بندرعباس بودند و من در مورد همجنس گرايي يكي از آن ها نوشته بودم ، دوره ديديم .. يك خاطره هم در باره قرص هاي غذا نوشتم امير جان كه مربوط به اين هواپيما بود .. يك مطلب هم در باره آن هواپيمايي كه با چرخ بسته نشست .. تا اين جا سه تا يادم آمد ... موفق باشي

    سلام بر مدرسي عزيز خلبان مردمي!
    با تشكر از اطلاعات بسيار جالب شما، چند سوال تخصصي در مورد هواپيماي هركولس محبوب شما داشتم ممنون مي شوم اگر پاسخ دهيد:
    1- سرعت واماندگي (stall) اين هواپيما چند نات است (با حداكثر وزن مثلاً در ارتفاع 10 هزار پايي)؟
    2- شيب اوج گيري Climbing rate معمول آن چه قدر است؟
    3- سقف پرواز معمول آن چه ميزان است؟
    4- سرعت نزول معمول آن descent rate چه قدر است؟
    5- معمولاً سرعت فرود آن در باند مهرآباد كه فكر مي كنم حدود 4000 پا باشد (البته با مخازن سوخت نسبتاً خالي) چه قدر است؟
    بازهم از اطلاع رساني شما تشكر مي كنم
    ارادتمند شما رضا پروازدوست
    پاسخ
    رضا جان عزيزم .. خيلي خوشحالم كه جواني برومند همچون شما را عاشق پرواز و مسايل فني آن مي دانم .
    رضا جان نازنين .. با عرض شرمندگي بايد بهت بگم كه ارائه هرگونه اطلاعات تخصصي در مورد هواپيماهاي نظامي ، افشاي اسرار ارتش محسوب مي شود . مي دانم خيلي خنده دار به نظر مي رسد .. چون در تمام سايت هاي هواپيمايي اين گونه اطلاعات پيش پا افتاده به چشم مي خورد . و محرمانه تلقي نمي شود . اما شايد باور نكني ، يكي از همكاران من را تنها به دليل بيان اطلاعاتي از اين پيش پا افتاده تر به جرم افشاي اسرار فني و تخصصي ارتش گير دادند !! من توصيه مي كنم به سايت لاكهيد رفته و در آن جا در بخش سي - 130 پاسخ ات را پيدا كني ... رضاي عزيزم .. مي دانم خيلي متعجب شدي !! حق داري .. وقتي ما مجاز نيستيم از ميدان توپخانه كه هيچي نداره عكس برداري كنيم ، تا آخرش بخوان عزيزم .. خب هر كشوري براي خود اصولي را پايبند بوده و خطوطي را ترسيم مي كند .. و گرنه درجه صعود و فرود يك هواپيماي باري چه اهميتي داره !!؟ ولي بيان آن از زبان يك فرد نظامي آن هم در رسانه اي پر خواننده جرم محسوب مي شود ! اتفاقآ چندي پيش هم يك دوستي از انگليس در مورد تعداد هواپيماهاي سي - 130 از من در اي ميل سوال كرده بود كه باز همين پاسخ را با شرمندگي دادم .. او نوشت در سايت فلان دقيق اين اطلاعات درج شده است و اصلآ محرمانه نيست .. كه نوشتم مي دانم . ولي ترجيح مي دهم از دهان من بيرون نيايد . شما اگر پاسخ خود را پيدا نكردي ، به من بگو تا آدرس سايتي كه در آن تمام اين اطلاعات را نوشته تقديم شما نمايم
    باز هم از محضر شما پسر عزيزم واقعآ پوزش مي خوام. تمام اين احتياط ها براي حفظ ارتباط با شما عزيزان است . مي داني كه اخيرآ هم تصميم به نشديد فيلترينگ سايت هاي ايراني گرفته اند ! اجازه بده من بهانه اي به آن ها ندهم . ولي اگر تهران هستي .. قرار بگذار حضوري هر سوالي داري بهت بگم

    ُسلام استاد عزیزم
    همه گفتنی ها را دوستان نوشتند و اوج همه این گفته ها و نوشته ها خاطرات و داستانهای تلخ و شیرین گذشته است که شما استاد عزیزم برای ما نسل جوان می نویسید تا از اوضاع و احوال گذشته و زحمات و حماسه پدران و برادران عزیزمان که با ذره ذره وجودشون به خاطر آرامش کودکان دیروز و جوانان امروز آگاه شویم.
    با تشکر دوستتان دارم همچون پدرم چون همانطور که پدر انسان تمام تلاش خود را برای آرامش فرزندش میکند شما هم برای ما اینچنین بودید.
    پاسخ
    بابك عزيزم
    خدا پدر شما را حفظ كرده و هميشه سايه او بر سر شما پسر خوب و با مرام ام باشه .. بابك جان من تنها انجام وظيفه مي كنم جانم .. و در مقابل زحمات از جان گذشته گان و شهداي راه دفاع از آزادي وطن ، كم ترين كاري است كه انجام مي دهم

    سلام عمو.
    ممنون كه توضيح داديد. راستي براي همايش دوستاتون رو هم دعوت كنيد. آقاي مداح، اون آقايي كه مشكل باد معده داشت (با عرض پوزش) اون آقايي كه بخاطر ادرار پرواز رو كنسل كرد يا همين آقاي فيروز كه شيراز نميرفت. اگه زحمتي نيست البته ديگه زمانش گذشته ولي خوب بود به مناسبت 3 خرداد از نقش موثر نيروي هوايي و هواپيماهاي سي130 در پشتيباني عمليات بنويسيد.
    يا علي مدد.
    پاسخ
    امير جان اتفاقآ آقاي بيات در فكر اين گونه برنامه هاي جنبي است . نظر من اين بود جلسه اول زياد شلوغ نكنيم .. در جلسات بعدي طبق خواسته بچه ها آن گاه برنامه ريزي كنيم .. حالا تا اون موقع خدا بزرگه
    مرسي از توجه شما عزيزم

    ba arze salam khedamte kapitan moghdassi mitunid az in ax ke bachehaye gordane c130 hastand be emailie man befrestin azatun mamnun misham va inke age beguid in ax baraye chesali va kodam payegah hast mamnun misham batashkore az shoma
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    خيلي ممنون از محبت شما .. در مورد ارسال عكس من حرفي ندارم .. ولي همان گونه كه مي داني ، جي ميل من مدتي است دچار مشكل شده است . اگه بهت قول بدهم ولي باز نشه ، شرمنده خواهم شد . ولي ازت خواهش مي كنم شما همين درخواست رو از طريق اي ميل برايم بفرست تا هر وقت جي ميل باز شد بتوانم بلافاصله عكس را ارسال كنم
    در پايان نام من مقدسي نيست .. در آمريكا هم گاهي اوقات من را مقدسي خطاب مي كردند .. يك همكار ديگه داشتيم كه اسم او مقدسي بود .. ما با هم به آمريكا اعزام شديم او زرنگي كرده و دختر رئيس كارخانجات لاكهيد رو گرفت ! خب اون موقع جرم بود و زنداني داشت . ولي ايشان به شاه گفت كه از زنداني مقدسي چشم پوشي كنه .. و بعد از مدتي به ايران آمد و قبل از انقلاب رفت .. حال شما هم من را داماد رئيس كارخانجات لاكهيد خطاب مي كني ها ... يادت باشه

    Salam Captain
    Adress ye site IRANI ro ke tosh baraye komak be bache haye sokhteye ABADEH shomareh hesab dadan ro baratoon midam, lotfan dar jahateh etela resani address zir ra dar site khod elam konid.
    http://floppy98.blogspot.com/
    az dostan dar shar shiraz khastar ersal etelat bishtar dar mored in site hastim.

    Ba tashakor
    Ari
    پاسخ
    دوست عزيزم ... اين روز ها همه چيز قاطي شده اند .. چندين سايت اعلام حمايت كردند .. و من خيلي خوشحالم . و تنها سايت من هيچ شماره حسابي را اعلام نكرده است . و دليل آن هم پرهيز از حرف و حديث است . من منتظرم يكي دو نفر از خوانندگان قديمي همت كرده و يا رسمآ اعلام كنند اين شماره حساب ها را قبول دارند ... يا اين كه خودشان يك حساب مشترك اعلام كنند . من به شخصه تنها به حساب هاي مشترك اطمينان دارم . البته قصد زير سوال بردن دوستان خيير را ندارم . ولي به طور كلي من تابع خوانندگان خوب سايت خودم هستم

    سلام استاد

    متاسفانه خبرهای بدی به گوش می رسه مبنی بر اینکه اتحادیه اروپا در یک اقدام ناجوانمردانه قصد داره کلیه پروازهای ایران ایر را به اروپا قطع کنه. آیا شما راجع به این موضوع چیزی شنیده اید؟

    سام (سوئد)
    پاسخ
    سام عزيزم .. من هم اين شايعه رو شنيدم . ولي وقتي به چند نفر از همكاران و دوستانم زنگ زدم آن ها رسمآ اين موضوع را تآئيد نكردند . اگر خبري شد من در همين قسمت براي شما كامنت خواهم گذاشت

    با درود.در رابطه با مطلبی که به دلایلی تصمیم به پاک کردن اون گرفتید باید گفت که ما هم اگر خودمون رو جای بستگان و مخصوصا والدین و اعضای درجه اول خانواده مرحومه بگزاریم و به همین مفتی و سر یک سری اشتباهات و سهل انگاری های برخی افراد(به ویژه در بخش پزشکی که خود من چون در حوزه پزشکی(نورولوژی و توانبخشی) تجربیاتی دارم بسیار از کوتاهی هاشون گله مندم) فرزندمون رو از دست می دادیم حسرت این موضوع حتی پس از سالیان سال آه دلتنگی رو باعث می شد.اما به هر حال شاید این مطلب باعث بشه مواقعی که کسی از درد و ناراحتی گله میکنه موضوع رو سرسری نگیریم که مبادا به ضایعه جبران ناپذیری منجر شه.با سپاس/آرش.
    پاسخ
    آرش عزيزم .. واقعآ از شما به خاطر نوع نگرش تون به قضايا ممنونم . راستش رو بخواهيد من اين مطلب را با اجازه و هماهنگي با خانواده همسرم براي عبرت خانواده ها در سايت قرار دادم .. اما بعد از چند روز همسرم بد جوري اعصابش داغون شده و حالت افسردگي به او دست داد .. از من خواهش كرد آيا امكان اين است كه مطلب را بردارم ؟ او مي دانست من حرمت زيادي براي خوانندگانم قائل هستم . به همين دليل من به او گفتم چون اين يك مسئله شخصي است ، اشكالي نداره موقتآ بر مي دارم .. اما بعد ها كه صفحات جديد ايجاد شد و اين مطلب در صفحه نخست قرار نگرفت آن را منتشر خواهم كرد . جالب اين كه شخصي كامنت گذاشته و ادعا كرده كه اين كار به دليل فشار رژيم مجبور به برداشتن ان شده ام !! و ضمن اعلام آدرس اي ميل خود از خوانندگان خواسته است هر كسي اين مطلب را مي خواهد به او نامه بنويسد تا او ارسال كند !! تورو خدا مي بينيد حقارت و تهمت تا كجا كشيده شده است ؟
    واقعآ بعضي ها از دروغ گفتن لذت مي برند

    با سلام مجدد به كاپيتان مدرسي عزيز
    از اينكه شما را به زحمت انداختم معذرت مي خواهم من جدا نمي دانستم كه ارائه اين اطلاعات مي تواند موجب دردسر شود و براي پاسخ به سايت هاي مربوطه مراجعه خواهم كرد. اگر انشاء الله در آينده برنامه گردهمايي داشته باشيد حتماً با افتخار شركت خواهم كرد و پاسخ ها شمارا به خواهم شنيد.
    ارادتمند شما رضا
    پاسخ
    رضا جان عزيزم .. واقعآ از بزرگواري و معرفت شما دوست عزيزم تشكر مي كنم . من واقعآ خجالت مي كشيدم پاسخ منفي به شما بدهم . ولي مطمئن بودم شما انساني فرهيخته و دانايي هستيد و واقعيت ها را به خوبي درك مي كنيد . و حالا مي بينم در مورد شما دوست عزيزم اشتباه نكرده ام .. انشاالله در گردهم آيي هر پرسشي كه داري پاسخ خواهم داد
    موفق و پيروز باشي

    سلام عمو جونم
    خوبید؟
    اگه دیر به دیر کامنت میذارم واقعا شرمنده. درگیر انجام مصاحبه برای امتحان دکترا بودم. اگر از این مرحله هم قبول بشم از مهر میام تهران و اونجا ساکن میشم. برام دعا کنید عمو جونم
    خاطره تون و مخصوصا تشریح اون صحنه های وحشتناک خیلی غم انگیز بود. عمو جونم می خوام یه خواهشی ازتون بکنم اگر میشه در یک پست به نقش و مسوولیت ناوبرها در هواپیماها بپردازید. فکر میکنم ناوبری برای اکثر جوانان ما شناخته نشده است.
    راستی تا یادم نرفته می خواستم از آقای صادقی هم تشکر کنم به خاطر مطالب جالبشون.
    شاد باشید
    پاسخ
    دامون عزيزم .. دشمنت شرمنده دخترم .. من بي صبرانه منتظر حضور شما در تهران هستم .. مي دانم با آمدن شما ديگه احساس تنهايي نخواهم كرد ... دامون جان راستش رو بخواهي من خيلي وقت بود به خاطر شما دوست داشتم از نقش حساس و پيچيده ناوبران در هواپيما بگويم .. اما هر بار به دلايلي يادم مي رفت .. چشم حتمآ همراه با خاطره اي خواهم نوشت
    مشتاقانه منتظر آمدن شما به تهران هستم

    قابل توجه خانندگان سايت/مطلب مرگ ناگهاني دختر جوان گلي كه زود پرپر شد كه به زور قوانين سايتي ايران از روي سايت برداشته شده بصورت جدا موجود است و اگر ميخاهيد ببينيد به ايملmasod125_2000 ......ميل بزنيد تا ارسال شود.
    پاسخ
    مردك بي شعور ... شما كي مي خواهيد دست از نفاق و تفرقه برداريد ؟
    چرا به شعور خوانندگان توهين مي كني ؟ من در اين چهارده ماه ، كلي مطلالب گوناگون نوشته ام كه در بعضي جاها نقد مديريت هاي كشور بوده است .. از جمله نقد مديريت صنعت هوانوردي كشور ، مديريت فرودگاه امام (ره ) ، بهر برداري از هواپيماهاي بوئينگ ، عدم حضورم در شكل گيري انقلاب و شاه دوستي و ده ها مطلب متفاوت ديگر .. رژيم بر نداشت يا وادار به برداشتن نكرد .. آن گاه يه مطلب خانوادگي كه باعث افسردگي همسرم شده بود و به ميل و اختيار خودم آن را موقتآ برداشتم تا چشم همسرم به ان نيفتد را ، زور قوانين مي ناميد !!؟ خجالت هم خوب چيزي است . من هر وقت و هر زمان اراده كنم اين مطلب كه مربوط به خواهر همسرم است را مي توانم در سايت قرار دهم .. معلوم مي شود تمام ادعا هاي شما غلط و بي پايه است .
    آخه ماجراي مرگ خواهر همسر من چه ربطي به رژيم و نظام اسلامي دارد ؟ خدا را شكر مي كنم كه دشمنان اين مرز بوم آدم هاي احمق و كم سوادي هستند . مسعود احتياجي نيست اي ميل كني .. هر كسي خواست كامنت بگذاره من آن را دوباره در سايت قرار بدهم

    جناب اقای مدرسی با احترام و عرض ارادت و تشکر بی شمار از شما که در دفاع از میهنمان واقعآ سنگ تمام گذاشته اید باا اینکه آدم ملا لغتی نیستم اما متن هایی را که شما در سایتتان قرار داده اید( علیرغم اینکه فرموده اید در مشاغل فرهنگی هم بوده اید ) پر از غلطهای املایی بعضآ غیر قابل اغماض است.
    دست علی یارتون خدا نگهدارتون
    پاسخ
    عليرضا جان عزيزم .. خيلي ممنون از تذكرات فرهنگي شما
    خدمت شما عرض كنم همان گونه كه در گذشته هم بار ها به اين موضوع اشاره كرده ام ، دليل غلط هاي املايي صرفآ به دو دليل مهم است كه متآسفانه بنده رعايت نمي كنم
    مورد نخست به اين دليل است من بعد از اين كه سوژه اي را به خاطر مي آورم ، به صورت زنده با ياد آوري لحظه به لحظه آن كه همانند فيلم سينمايي جلوي چشم من ديده مي شوند ... آن را سريع مي نويسم . لذا براي حفظ فرمت مستند گونه آن ، هرگز آن را بازخواني نمي كنم . چون اگر مطلبي را بازخواني كرده تا غلط هاي املايي آن را اصلاح نمايم ، به دليل وسواس شديدي كه دارم .. ممكنه چندين بار مطلب مربوطه را پاك كرده و از نوع بنويسم .. كه در آن صورت هرگز آن گونه كه مد نظر حقير است نمي گردد . لذا تصميم گرفتم براي حفظ ساختار مستند گونه كه در نوع خود مي تواند سبك جديدي باشه ، با احتساب چند غلط املايي در هر پست به تركيب آن دست نزنم
    مورد دوم در باره غلط هاي فاحش املايي اين است كه من اغلب مطالب سايت را در نيمه هاي شب مي نويسم .. خب طبيعي است خستگي از يك طرف ، فشار و مشكلات زندگي از سوي ديگر سبب مي شود كه غلط املايي در لا به لاي مطالب به چشم بيايند
    يك موردي كه اخيرآ كشف كردم .. بزرگي انگشت هاي دستم است كه وقتي با سرعت مطالب را تايپ مي كنم ، دگمه هاي كي بورد را اشتباهي مي زنم .. و تمام اين مسايل دست به دست هم مي دهند تا اين غلط هاي زيادي همچنان باقي بمانند . اما از ان جا كه خوانندگان گرامي اين گون نگارش را مي پسندند ، حتمآ اشراف دارند كه دليل خطاي نوشتاري در چيست . ضمن اين كه از شما خواننده فهيم و محترم خواهشمندم در صورت مشاهده براي اصلاح نواقصي كه بعضآ ممكن است از كم دانشي من باشد ، خوشحال مي شوم كه مورد به مورد اشاره فرماييد تا دقت خود را بيشتر نمايم
    باز هم از شما به خاطر تذكرتان سپاسگزارم

    وااااااااااااااااااااااي.ديگه آدم چقدر بايد 1-بيكار،2-احمق،3-عوضي باشه كه بياد از بين اين همه مطلب كه در رابطه با هوانوردي و هواپيما هست به مطلب مرحومه خواهر خانم آقاي مدرسي پيله كنه.باباكمي جنبه داشته باشيد!همين بي جنبه گي ها رو انجام ميديد كه بسياري از روم ها و بلاگ هاي اينترنتي پرايوت ميشن يا ازشون Bounce و ايگنور ميشيد.حالا مثلا عجب مطلب جنجالي بوده كه قراره بصورت گسترده در سطح جهاني افشاگري بشه.حاصل اينگونه افكار "هخا يزدي" و امثال اونا هستن و اينجاست كه معلوم ميشه برنامه هاي اونها بجز بينندگاني كه جهت خنده تماشاشون ميكنند بيننده هاي بيكار و شايعه سازي از قبيل اين مسعود داره.اگر حكومت فعلي بجز مخالفين منطقي كه درخواست هاي برحقي دارن يك اينچنين مخالف نماهاي پريشان فكر نداشت خيلي زودتر از اينها ايرادهاي خود رو اصلاح مي كرد. كساني كه با افكار ماليخوليائي يك گوشه مينشينن و بدون هرگونه مشاركت در پيشرفت كشور تنها و تنها تلاش در بازي كردن با اعصاب بقيه ميكنن.جناب مدرسي خواهش مي كنم فارغ از اينگونه پارازيت ها روند معمول سايت رو دنبال كنيد تا بعضي ها كه فقط در تلاش براي ترويج سايتها و بلاگ هاي بي محتوي كه از بام تا شام در پي بررسي مسائل پائين تنه هستند باعث اختلال در اين سايت آموزنده و مفيد نباشند. با سپاس.آرش./
    پاسخ
    آرش جان عزيزم .. واقعآ من صادقانه توضيح دادم كه هيچ فشاري در بين نبوده است . و اگر احساس كنم خوانندگان دوست دارند اين مطلب كه اتفاقآ خيلي هم استقبال شد مجددآ در سايت قرار بگيره ، مطمئن باشيد حتمآ آن را منتشر مي كنم . ولي به قول فرمايش شما در روز روشن اين گونه اقدام به شايعه پراكني مي كنند . و به همين سبب است كه اگر كسي هم حرف درست و حسابي بزند ، كسي ديگر باور نمي كند . راستي ما ار چه مي شود ؟ چرا بايد از يك گوشه دنيا بياييم انگشت روي مرگ دختري بي نوا بگذاريم كه براي كمك روحي به خواهرش آن را موقتآ از سايت برداشته ام .. و بعد از مدتي دوباره در سايت قرار خواهم داد .. فقط مي خواهم در صفحه نخست سايت نباشه تا چشم همسرم نيفتد
    از شما دوست فرهيخته ام آرش عزيز باز هم تشكر و قدرداني مي كنم

    سلام استاد
    نمی دانم جدا" فردی که با نام مستعار "مسعود شصتچی" چه قصدی از نوشتن این کامنت داشته و دارد؟ اینکه شما یک مطلبی را روی سایت بگذارید و به هر علتی بازهم تاکید می کنم به هر علتی از روی سایت بردارید شخصا" به خود شما مربوط است و بس. اگر خوانندگان مایل به بودن آن شست روی سایت باشند خیلی راحت می توانند از شما خواهش کرده و درصورت رضایت شما آن پست به سایت برگردد و حتی می توانند درصورت نیاز علت آن را خیلی دوستانه و در یک محیط خیلی صمیمی از شما جویا شوند و 100 البته که همه دوستان با شخصیت شما آشنا هستند که خیلی دوستانه هم شما پاسخ می دهید که به فلان علت از روی سایت برداشتم. حالا این وسط یکی می آد و خود شیرینی می کنه من نمی دانم علتش چیست!!!! این کار عین دزدی هست که مطالب شما را بدون اجازه شما کپی برداری کرده و به دیگران می خواهد بدهد برخلاف نظر شما.
    استاد عزیز من خیلی کوچکتر از آن هستم که بخواهم شما را نصیحیت کنم ولی از صمیم قلب می گویم با توجه به احساسات پاک و بی آلایش شما و همچنین داشتن یک همچین محیط فوق العاده صمیمی بین شما و مخاطبان بهتر نیست که اصلا" همچین کامنتی را در دید معرض عموم قرار ندهید و اعصابتان را برای افراد بی مایه خراب نکنید؟ همه ما با شخصیت و منش والای شما آشنا هستیم و افرادی اینچنین جایی در این محیط صمیمی ندارند.
    من نمی دانم پست مذکور چه تضادی با قوانین ایران داشته که به فکر این آدم رسیده؟!!!!
    فکر کنم با گرم شدن هوا بازهم سر و کله مگسها و خرمگسها که صرفا" وز وز می کنند پیدا شده. لطفا" با مگس کش و امشی "قرار ندادن این کامنتها در سایت" محیط صمیمی سایت را از گزند این آلودگی ها و پلیدی ها در امان بدارید.

    سبز باشید
    سام (سوئد)
    پاسخ
    سام عزيزم .. خيلي ممنون از اظهارات بزرگ منشانه شما .. آرش جان من همان موقع در پاسخ يكي از كامنت ها توضيح دادم كه به دليل افسردگي همسرم آن را موقتآ برداشتم تا در صفحه اول قرار نگيرد .. ضمن اين كه من با اجازه همسر و خانواده محترم آيشان اين پست را منتشر كردم . بعد از چند روز كه اتفاقآ استقبال زيادي هم شد و نزديك به دو هزار نفر فقط از طريق سايت آن را مطالعه فرمودند ، همسرم خواهش كرد آيا امكان برداشتن آن تصوير وجود دارد ؟ چون ايشان خوب مي داند من احترام زيادي به يكايك خوانندگان قائل هستم . ايشان منظورش فقط حذف تصاوير بود نه مطلب. و من احساس كردم مطلب بدون تصوير جذابيتي ندارد . به همين دليل است كه من وقت زيادي براي تهيه و آماده سازي تصاوير در سايت ام مي گذارم . همين .. نه فشاري در كار بود .. نه مطلبي بود كه باعث ناراحتي رژيم قرار بگيره ... وقتي اين آقا اين كامنت رو گذاشت .. از اين كه چنين پاسخ تندي دادم خيلي عذاب وجدان گرفتم . پيش خودم فكر كردم نكنه اون بنده خدا منظوري نداشته باشد ؟ و مي خواستم حذف كنم كه راستش رو بخواهي فراموش كردم و بعد هم كه قضيه همگاني شد .. به هر حال اگه خوانندگان محترم نظرشان قرار دادن مجدد مطلب باشه ... به جان نوه هايم همين اساعه ان را در سايت قرار مي دهم

    سلام و خسته نباشی
    امیدوارم همواره سالم وسلامت باشید. من از خوانندگان هر روز این سایت می باشم. با توجه به مطالبی که می نویسید بنظرم شما بسیار فرد صادق سادهای باشید که تحت هر شرایطی وظایف اجتماعی را در مقابل سایر افراد جامعه انجام می دهید .در بعضی از مواقع تحت تاثیر نظرات دیگران قرار می گیرید و مطلب ناشایست انها در روحیه شما تاثیر می گذارد پیشنهاد می نمایم این گونه مطالب را نخوانید.همچنین پاسخ به انان را بعدا که عصبانیتتان(که بر حق نیز می باشد) کاهش یافت بنویسید شما و خانوادهتان همواره شاد باشید. خدا نگهدار داود
    پاسخ
    داود عزيزم .. خيلي ممنون عزيزم .. اين نخستين بار است كه اين چنين پاسخ خواننده اي رو مي دهم .. خيلي خودم ناراحت شدم و قصد داشتم آن را پاك كنم كه ديدم همين آقا مجددآ بد ترين توهين ها رو برايم نوشت .. به قول شما ديگه اهميت نمي دهم .. حتي پاسخ آن ها را هم نخواهم داد
    داود جان مرسي از اين كه به فكر حقير هستي .. من را شرمنده وجودت كردي عزيزم
    شاد و پايدار باشي

    بيشور خودتيو هف جد ابادت.....واسه چي ميترسي؟خب بگو مزدور رژيمي ديگه همه رو خلاص كن.مرتيكه تو صدتا مقاله نوشتي همه توش امام(ره) و حضرت امام و اين مزخرفاست تازه ميگي شاهدوستي؟تف برتو
    پاسخ
    مسعود خان محترم
    از اين كه با اين ادبيات خودت و شخصيت خودت را به همه نشون دادي خوشحالم .
    راستش من بعد از اين كه پاسخ شما را تند دادم .. احساس پشيماني كرده و قصد داشتم آن را حذف كنم .. كه ديدم خير انگاري يك چيزت مي شود .
    من پاسخ تو را نمي دهم .. چون معتقدم آدم هايي مثل تو هيچ جايي در اجتماع ندارند .

    اين مطلبي كه درباره فوت خواهر همسرتون داشتيد يكسري مطالب ناجور داشت و همچنين بعضي كامنتها_مخصوصا درباره تيمسار شفيق_اين شك را ايجاد كرده كه حذف اين مطلب دلايل بخصوصي دارد وگرنه مگر همسر شما مگر مدام پاي اينترنت است كه يك مطلب باعث افسردگي او بشود؟قابل قبول نيست.
    پاسخ
    واي كه چقدر ادم هاي شكاكي در اين دنيا پيدا مي شود . در باره تيمسار شفيق من حدود ده ماه پيش يك پست كامل نوشتم .. كدام انسان عاقل باور مي كنه به خاطر يك كامنت در باره ايشان ، اين مطلب را بردارم ؟
    دوم اين كه شما از كجا مي داني همسر من پاي اينترنت است يا خير ؟ مي تواني واقعآ دليل اين گونه تفكرت را بگي ؟
    امروزه بچه هاي 5 ساله پاي كامپيوتر هستند .. چرا فكر مي كني همسر من كه بخش اعظم كارش با كامپيوتر و اينترنت است سايت من را كه متصل به شبكه اينترنت پر سرعت هستم و هميشه روشن است .. نمي بيند !!؟
    حالا من يك سوال از شما دارم .. آْيا هميشه در تمام مسايل زندگي ات اين گونه سطحي مي انديشي ؟
    اصلآ گيرم قابل قبول نباشه .. به شما چه ربطي داره ؟ اين يك سايت شخصي است و من دوست دارم هر مطلبي كه مي خواهم حذف يا اضافه نمايم .
    شما اگر دنبال بهانه هستي ، يك چيزي بگو كه به عقل جور در بيايد .. تيمسار شفيق كه كاره اي نيست .. من از خاطرات شاه و فرح كلي مطلب در اين سايت گذاشتم ... چرا اين قدر جلوي دماغ خود را مي نگريد .. مشكوك است يعني چي ؟ مگر من ترس واهمه اي از كسي دارم كه اين گونه به دروغ برداشتن مطلبي را توجيه نمايم ؟
    مگر رژيم اينقدر بي كاره كه بياد به من اجبار كنه كه يالا حتمآ اين مطلب را بردار و گر نه ..... !! آخه مرد حسابي اگر مطلبي از خطوط قرمز نظام تجاوز كنه .. با كسي رو در بايستي ندارند .. از من هم نمي ترسند .. خيلي راحت كل سايت را حذف مي كنند . تازه مگر رژيم تا حالا چند بار چنين كاري را انجام داده است ؟

    درود دوباره.بله من بعد از ظهر به وقت ایران که آمدم اون کامنت رو دیدم و تا پاسخ شما رو نخوندم شک کردم که عجب چطور یک همچین موضوعی مثلا باید مورد غضب رژیم قرار بگیره.بعد که پاسخ رو زیر کامنت دیدم فهمیدم سر کاریه و طرف احیانا قصد اخلال در سایت رو داره.شما که در پالتاک هم بودی میدونی که اون اوائل بعضی ها که چت روم های یاهو رو به لجن کشیده بودن با فحاشی ها و کلکل کردناشون میامدن در رومهایی که در اونا بحث جدی بود یا یه دفه می پریدن مایک رو می قاپیدن و فحش میدادن که بلافاصله هم بانس(اخراج) می شدن و تازه میفهمیدن اینجا اونجا نیست و یا بدتر و مسخره تر اینکه کلی در نوبت صحبت وایمیستادن و تا نوبتشون می شد چند تا فحش رکیک می دادن و در می رفتن.حالا این دومی ها به نظر من روانی تر هم بودن چون کلی وقت و برق و اصطحلاک کامپیوتر رو هدر میدادن برای یک لحظه خود نمایی!!!حالا من هم واسه شادی روان این آقا مسعود عرض می کنم که "بله ما کامنت شما رو هم دیدیم.لطفا یک نسخه از این مطلب جنجالی رو برای من هم بفرست".افسوس که گروهی بجای تلاش جهت پیشبرد کشور و نوآوری وقت و عقل نداشته خود رو بر روی هاتو گرفتن از مسائل حاشیه ای می کنند.افسووووووووووس. با سپاس/آرش.
    پاسخ
    آرش عزيزم .. اتفاقآ مثال كاملآ جالبي اندر احوال اين گونه آدم ها زدي ... واقعآ اين ها انگار كار و زندگي ندارند كه هي به فكر انحراف كشيدن تفكرات هموطنان خود هستند
    خدا رو شكر كه من مطلب سياسي نمي نويسم .. كل چارچوب نوشته هاي من بر گرفته از خاطرات گذشته ام است كه براي دل خودم مي نويسم .. كه بگويم بله .. من هم هنوز زنده ام و دارم نفس مي كشم ..
    اما همين را هم بعضي ها نمي گدارند !! عجبا

    نه نه.این که آقای سام پیشنهاد می کنه مطالب خودمانی در سایت قرار نگیره فقط یک راه حل کوتاه مدت هست.شک ندارم شستچی مستعار الام بسیار قند در دلش آب شده که میبینه یک کامنت یک خطی اون اینچنین بازتاب دست کم در این سایت داشته.من در مدرسه دوستی داشتم به نام مظهری که ایشون کلا بچه شری بود.البته شرارتش بیشتر جنبه طنز داشت و ابدا لات بازی و سایر موارد ناپسند رو انجام نمی داد.ولی به هر حال با توجه به نمونه مردمی بودن مدرسه حتی برخی از شوخیهای اون که در مدارس عادی رایج بود از دید مدیر و ناظم مشمول تنبیه هر چند ساده می شد.یک بار بهش گفتم باباجان تو که 90% شرارت هات پیش ماست و ما هم کلی هرهر و کرکر می کنیم با کارهای تو دست از اون 10% داخل مدرسه بردار و هر دو سه روز یک بار واسه خودت دردسر نخر.میدونید چی جواب داد؟گفت من عشق می کنم وقتی از پای بلندگوی مدرسه وسط زنگ تفریح در بین 250 دانش آموز به یکباره اسم منو صدا میکنن ولو به دلیل احضار به دفتر دبیرستان!حالا اون یک مورد ساده بود.در موارد حادتر برخی با اینگونه طرفندها که در سایت دیدیم اقدام به مطرح شدن می کنند.با سپاس/آرش.
    پاسخ
    دقيقآ درست مي فرمايي آرش جان .. بعضي ها واقعآ كمبود دارند .. و با اين كار ها مي خواهند بگويند ما هستيم .. و به نوعي با كامنت هايي كه مي گذارند ، خوانندگان رو به واكنش وا مي دارند . از طرفي به قول سام عزيزم .. بهترين كار اين است اصلآ اين جور كامنت ها رو خذف كنم ..

    بله این درست تر هست.در کشورهای دمکراتیک هم اگر کسی روی ایر بیاد فحاشی و رجزخوانی کنه صدا و یا تصویرش قطع میشه و این سانسور نیست!!!چنانچه کامنتی به نظر جهت راه رفتن بر روی اعصاب مخاطبین نوشته میشه همون بهتر که به تشخیص شما اصلا مطرح نشه.سپاس/آرش.
    پاسخ
    آرش عزيز و گرامي
    دقيقآ به موضوع جالبي اشاره فرمودي .. به قول شما در يك جاهااي براي حرمت به آرامش مخاطبان بايد افراد مزاحم و بي هويت رو از همون ابتدا حذف شون كرد .. تا به عقده هاي آن ها دامن نزنيم

    با درود دوباره.با توجه به فوت فریدون جم در لندن چنانچه ممکن بود مطلبی در رابطه با شخصیت ایشون و روحیاتش بنویسید.سپاس.
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/05/080524_mf_am_djam.shtml
    پاسخ
    چشم آرش جان گرامي .. اتفاقآ در اين فكر بودم ..

    سلام خدمت سرباز وطن
    این جناب مسعود شستچی (با عزض معذرت از جناب مدیری)همون رهگذر خودمون است که حالا به این اسم آمده است. بزرگترین دلیلم این است دقیقا وقتی شما مسایل اچتماعی را مطرح می کنیید او سر و کله اش پیدا می شه.
    یا حق
    پاسخ
    پسر عزيزم .. واقعآ آفرين به هوش و ذكاوت شما .. اخه راستش رو بخواهي يكي دور روز پيش با امضاي رهگذر هر چه به دهانش امد و لياقت خانواده كثيف خودش بود به من گفت .. او همچنين من را متهم كرد براي افزايش چهار تا خواننده دست به هر كاري مي زنم و .... من اولش آمدم با لحن خودش نوشتم مردك بي هويت مزدور و ... بعد پشيمان شدم ديدم اين جور انگل ها يا به قول سام عزيزم .. مگس هاي زباله داني بگذار آن قدر وز وز بكنند تا خودشون خسته بشوند . او وقتي ديد من اهميت به اراجيف او ندادم .. با اين نام وارد شد .. و اين گونه منافق بازي خودش رو به خوانندگان نشون داد .
    نادر جان اول كه من پاسخ ايم مزدور بي وطن را دادم ، لحظاتي بعد پشيمان شدم و قصد داشتم آن از پاك كنم .. كه ديدم اين بار با لحني متفاوت تر شروع به عرعر كرد .. اين بود با حذف يك جمله از صفاتي كه لايق خانواده اش است ، بقيه را عينآ گذاشتم تا ببينه من نقطه ضعفي ندارم ... و شما پسر خوبم واقعآ خيلي خوب تشخيص دادي

    سلام عمو.
    ببينيد آدم هايي كه ادعاي امريكا دوستي و فرهنگدار بودن و پيشرفت فكري و غيره دارن در يك مكان فرهنگي از چه الفاظي استفاده مي كنند(مسعود شستچي). از شما هم انتظار داشتم اصلاً اينگونه كامنت هارو درج نكنيد. راستي فكر كردم شما ايميل اكثر خوانندگان وبسايت رو داريد بهتره براي دعوت دوستان به همايش از طريق اي ميل اقدام كنيد.
    يا علي مدد.
    پاسخ
    امير جان
    ااز يك نظر حق با شماست . ولي خواستم به اين گونه آدم ها بگم كه هيچ ترس و واهمه اي ندارم .. ضمن اين كه اصلآ درست نيست كامنت ها همه اش تعريف و تمجيد باشه .. يك كمي هم نقد و فحاشي لازم است ( چشمك ) در مورد دعوت از اي ميل پيشنهاد خوبي است . اما فراموش نكن اين مسئله مربوط به خود خوانندگان است . آن ها هر جور راحت هستند انجام خواهند داد

    راستي مسعود جان.
    شاهي كه از او دفاع مي كني و دوستش داري و با دشمناش درگير ميشي هيچ فيلمي يا صدايي ازش نيست كه فحش بده يا توهين كنه تو چطور پيرو او هستي كه از نوع ادبيات او هم نمي توني بهره بگيري؟ بله شما ادبيات رو از "ضد قوانين مدني" اون آقاي نسبتاً محترم ياد گرفتي.

    راستي مسعود جان.
    شاهي كه از او دفاع مي كني و دوستش داري و با دشمناش درگير ميشي هيچ فيلمي يا صدايي ازش نيست كه فحش بده يا توهين كنه تو چطور پيرو او هستي كه از نوع ادبيات او هم نمي توني بهره بگيري؟ بله شما ادبيات رو از "ضد قوانين مدني" اون آقاي نسبتاً محترم ياد گرفتي.

    حيف.اين همه حسد ورزي و دشمني به وبسايتي عمومي با روندي روان كه اطلاعات مفيدي رو به رايگان در اختيار علاقه مندان ميگذاره براي چيست من كه نميفهمم.اگر كسي فهميد به من هم اطلاع بده.سپاس/آرش.
    پاسخ
    آرش جان بعضي ها به دليل تربيت و پرورش مناسبي كه نداشته اند و در يك خانواده بي مسئوليت و انگلي رشد و نمو كرده اند ، هميشه عقده داشته و نسبت به همه چيز بدبين و ناراحت است .. تنها راه برخورد با اين انسان هاي بي هويت .. اهميت ندادن است .. همين

    shuma meskeh khili khodetono kheli bala migirn ke fek mikonen in hameh doshman dared ke mikhahan saitetono kharab onan.asan chanta nafar mian saito bebinan?az shoma behtara zeadan

    پاسخ
    من هيچ گاه نگفته ام كه كسي مي خواهد سايت را خراب كند .. من عين كامنت توهين را براي مشاهده خوانندگان قرار دادم
    و هيچ ادعايي ندارم دخترم . هيچ وقت در هيچ كجا نگفته ام دشمنان مي خواهند سايت من را خراب كنند .. لطفآ نشان دهيد در كدام پست من اين حرف را زدم
    در پاسخ كه اصولآ چند نفر سايت من را مي بيند .. لطفآ به آمار سايت در سمت چپ پائين صفحه مراجعه فرماييد

    سارا خانم اگر ممكنه چند تا لينك از اون سايتها كه نوشتيد بسيار بهتر هستند رو در اختيار دوستان قرار بديد تا ما هم استفاده كنيم و اگر پس از خوندن مطالب پربار اونها وقتي باقي موند يه سري هم به اين سايت بزنيم.سپاس/آرش.
    پاسخ
    جهت اطلاع سارا خانم عزيز

    سحر خانوم سليقه هركس براي خودش محفوظه. و هر سايتي ممكنه براي مخاطب خودش جلب نظر كنه. پس در نتيجه شما نمي توني بگي از اين سايت بهترهم هست چون صرفاً سليقه شخصي خودتو ابراز كردي و سليقه شخصي شما شاخص خوب يا بد بودن سايتي نيست.

    سلام سرهنگ
    اه من تازه اين كامنتا رو خوندم
    اعصابم ريخت به هم اخه من چي بايد بگم به اين مرديكه.............
    لا اله الله
    به خدا قسم همين پست فطرتا هستن
    كه يك روز هم به ايران و مردم ايران رحم نمي كنن
    و اگه دستشون برسه سر مردومو مي برن
    يكي نيست به اينا بگي از رژيم بدت مي ياد خب گورتو گم كن همون امريكا و اروپا تو بدرد همونجاها مي خوري
    به نظر اين افراد كل مردم ايران بايد مدح اعلي حضرت معذرت مي خوام
    معذرت مي خوام{اعليحضرت كره خريان}رو بكنن قافل از اينكه اوشون الان
    اون دنياست
    به هر حال
    موفق باشي سرهنگ
    پاسخ
    ممد جان عزيزم .. اصلآ خودت رو ناراحت نكن عزيزم .. اين ها رو خدا زده .. خدا اموات شما رو رحمت كنه .. من يادمه هميشه مادر بزرگم به من مي گفت ... دعا كن خدا تو را هيچ وقت به حال خودت رها نكنه .. من منظور حرف هاي او را در جواني نمي فهميدم .. كمي كه بزرگ تر شدم فهميدم آن هايي كه غرق در گناه توآم با شادي بي حد و حساب هستند ، و هيچ خدايي رو بنده نيستند ... آدم هايي اند كه خدا آن ها رو به حال خودشون رها كرده است . به همين دليل امثال رهگذر بي هويت و منافق و يا همين مسعود و اون مردكي كه شعر توهين آميز ناموسي براي من سروده بود .. افرادي هستند كه نه شرف دارند و نه ناموس ... اين ها همان افرادي هستند كه در جنگ به روي فرزندان بي گناه ما بر روي سربازان وظيفه كه به حكم دستور به جبهه ها اعزام شده بودند ، آتش گشوده و با كمك صدام و صداميان آن ها رو قتل عام كردند . و با افتخار هم به اربابان خود گزارش كشتار ننگين خود را دادند .. يا در اسلام آباد اگه بدوني چه به سر خانواده ها و نيروهاي خود جوش مردمي كه براي دفاع از شهر ايستادگي كرده بودند ، چه بلا هايي آوردند ؟
    آره ممد جان .. خوشحالم كه دست اين مزدوران و اربابان جنايتكارشون براي همه مردم ايران رو شده است . و اين ها مسلم است كه نمي توانند شاهد تعريف دلاور مرد هاي جبهه هاي جنگ باشند .. آن ها ابتدا در قالب يك دوست با كلمات اغوا كننده نفوذ كرده و سپس با نفاق و دروغ پردازي شروع به شايعه پراكني كرده و اگر برخوردي با آن ها صورت گرفته و دست آن ها رو شود ، اقدام به بد ترين توهين هايي كه لايق خواهر و مادر خودشون است مي نمايند ..
    و بهترين كار اين است ما هم آن ها رو به حال خودشون رها كرده و بگذاريم در منجلاب فساد خود غرق شوند ... حتمآ جريان ازدواج هاي سران مزدور اين افراد را مي دوني .. كه چگونه زن خود را ..... بگذريم
    ببخشيد خيلي حرف زدم ..

    ا ا ا ا چه جالب.من نمی دونم چرا من هم پس از خوندن اون کامنت ها و نوع املا و نگارششون به ذهنم تداعی شد که نویسنده به نوعی گرایش به جریان مجاهدین داره.به هر حال چه این رژیم مشروع باشه و چه نباشه کشور ما بدیهی است که برای ما مشروع و بر حقه!!!حتی اون کسی که با عقب افتاده ترین عقاید دینی رفته و دفاع کرده هرچند نباید منتی سر مردم داشته باشه ولی بازهم کارش شامل قدردانی میشه.فراموش نکنید که اگر اون دفاع های جانانه نبود امروز یقینا دست کم بخشهای زیادی از خوزستان و کردستان از ایران جدا شده بود.همونطور که امروز نقشه هایی در نت پخش شده که با وقاحت تمام نقشه جدید ایران که قراره بخشهای مهم و استراتژیکش جدا بشه منتشر میکنند. امروز اگر عرب میگه خلیج عربی و ادعای 3 جزیره همیشه ایرانی رو می کنه پشتش به امثال این افراد گرمه.خانم ایرانی تبار خبرنگاری که رویترز میگه خلیج ع ر ب ی و یا اون خانمی که خواننده فیلم 300 میشه و اونایی که میشینن فیلم اسکندر رو میبینن و به جای کمی تعصب عاشق بازی لوند و دلبرانه آنجلینا جولی میشه قطعا در ابتدا از این گونه افکار شروع میکنن تا به مرز وادادگی میرسن و در نهایت هم میشن انگلهایی که گوشه ای بشینن رجزخوانی کنن و منتظر باشن کی شرایط مهیا میشه بیان آماده خوری کنن. اون مبارزی که به دلیل شهوت بهانه بیاره که زن فلانی به دلایل حزبی باید زن من بشه و با وقاحت تمام عکسهای گرمابه ای و گلستانی با صدام حرامزاده میندازه بدون شک از نظر روحی روانی یه چیزی مثل همینا بوده. اوه اوه اوه چقدر حرافی کردم.شرمنده همه دوستان.از فرط ناراحتی چشم شما رو هم خسته کردم.با سپاس/آرش.
    پاسخ
    آره آرش عزيزم ... حسابي زدي تو خال . واقعآ گل گفتي .. پسر نمي دوني اين افراد چه وطن فروشاني هستند ..آن هايي كه من را مي شناسند يا در اين چهارده ماه فعاليت ام در وب با اخلاق و شخصيت من آشنا شده اند ، خوب مي دونند هرگز تا اين حد از دست اين منافق ها عصباني نشده بودم .
    حتمآ متوجه شدي كه با چه ترفندي با زبان خيلي مظلومانه ابتدا اظهار دوستي كرده و در كامنت بعدي بحث حذف مطلب خواهر همسرم را ميان كشيده و بعد از عكس العمل من ، بناي ركيك ترين حرف هايي كه تو عمرم شنيده بودم رو برام ارسال كردند ... من تا حالا مشكلي با اين مزدوران نداشتم .. از روزي كه خاطرات فرار رجوي قاتل و آدم كش رو و طريقه فرار آن ها را كه بر مبناي خيانت عده اي وطن فروش ميسر شده بود رو نوشتم ، اين ها عملآ وارد گود شده و شروع كردند به توهين و تهمت زدن به من ... مدتي اهميت ندادم .. و خبري نبود .. ولي مجددآ رهگذر همون مزدور بي وطن و خيانت كار سرو كله اش پيدا شد .. و به دنبال او .. ساير جانوران آمدند .. به قول شما وقتي ناموس خود رحم نمي كنند چه انتظاري از يه مشت آدم بدبخت و ذليل داريم .. اصلآ اهميت نده آرش عزيزم

    درود دوباره.شما فرمودي اصالتا مال طرفهاي قوچان هستيد.ما هم از يك طرف تقريبا اونوري هستيم و مدتي هم روبروي دادگستري ساكن بوديم كه بعد ديگه رفتيم مشهد و بعد هم كرج و تهران.شما هنوز اونورا سر مي زنيد؟من يه 15 سالي هست نرفتم و اگر امسال موفق شم بيام ايران يه سري ميخوام بزنم.اون رودخانه اترك رو كه در گوگل ارث ديدم كلا خشك بود.آيا الانم همينه؟به هر حال اكثر قوچاني هاي اصيل يه نسبتي دارن با هم چه بسا ما هم فاميل دور باشيم(البته اين مذاح بود).سپاس فراوان/آرش.
    پاسخ
    آرش جان خيلي خوشحالم كه نوعي با هم ارتباط قومي و فاميلي داريم
    عيد كه من رفته بودم ، رودخانه خيلي كم آب و نيمه خشك بود .
    انشاالله اگه اومدي خبر كن تا با هم بريم قوچان و مشهد
    من پدرم قوچاني بود .. ولي من در تهران بدنيا آمده و فقط سالي يك بار پدرم مرخصي مي گرفت و ما را آن جا مي برد ... خوش بگذره عزيزم

    با سلام
    از اینکه تجربه ها و خاطرات خود در اختیار همه قرار میدهید جای بسی خوشحالی است.
    اگر ممکن است در مورد الات دقیق از نوع glass typeهم مطالبی را قرار دهید.
    توضیحی هم در مدرک AP
    پاسخ
    مجيد عزيزم .. خيلي ممنون پسرم . من فقط انجام وظيفه مي كنم
    اما در مورد گلاس تايپ كه فرمودي .. چشم حتمآ يك پست كامل در اين باره خواهم نوشت . چون زمان ما نبود براي من هم اين سيستم مدرن خيلي جالبه

    سلام کاپیتان من آرمان رئیسی جوان سال سوم دبیرستان رشته ریاضی فیزیک،عضو گروه تکنولوژی آموزشی ماهشهر و عاشق پرواز. من از 8 سال پیش به طور دائمی فعالیت های مختلفی در زمینه پرواز شروع کردم.از همان ابتدا با شبیه ساز پرواز کار کرده ام اما به طور حرفه ای حدود 6893 ساعت پرواز دارم چون خلبانی را با کتاب های خیلی ساده راهنما شبیه ساز شروع کردم تا کتاب های pplکه مشغول آن ها هستم من قبلا دوستی به نام سعید مهدوی که دانشجوی دانشگاه پرواز است. او به من کمک زیادی کرد به طوری که خیلی از مطالب cpl را تجربه کرده ام من در شبیه ساز با رعایت اصول کامل چک لیست ها(موتور radio panel gpsو...) ارتباط با برج وکنترل ترافیک taxiبا رعایت اصول کامل تمام کارهایی که برای تک آف هواپیما لازم است محاسبهsafty speed @other things that will be necssery for standard flight @in strike of flight plan and charts for landing and every things that we must to caution to them . at all i try to i try to be privilaged in flight that sinces are pretty expand @need to more expriece .this for every person isnot same but should to try to keep on the experiece of last pilots like you oh i am went to side way at all i would like to have a friendly contact you
    پاسخ
    آرمان عزيزم .. خيلي خوشحالم كه جواني با استعداد اين گونه با شعف و علاقه به رشته پرواز عشق مي ورزد .. آرمان جان من تا قبل از اين كه به مجله پرواز بروم ، اصلآ در مورد پروازهاي مجازي كامپيوتري چيز خاصي نمي دانستم . اما در آن جا يكي از جوانان عزيز ، سيملاتور آموزش را آورد و من براي اولين بار مشاهده كردم كه چقدر با هواپيماي حقيقي شباهت دارد ... به عبارتي اين نرم افزار ها را بهترين وسيله كمك آموزشي پرواز تشخيص داده و حتي ساعاتي با آن هم پرواز كردم ... من به شما تبريك عرض مي كنم كه اين همه با اشتياق اين رشته را ادامه مي دهي .. اگه بتواني جوانان علاقه مند را در شهر و استان خودتون جمع كرده و تحت نام انجمني ، اين پرواز ها رو تكثير و اشاعه كني ، كمك بزرگي به جوان هاي عزيز و تفريحات سالم آن ها نموده اي .. من فكر مي كنم دولت هم طرح هاي اعتباري براي اين گونه طرح هاي آموزشي دارد .. موفق و پايدار باشي

    با سلام
    از اینکه در خواست من را مورد بررسی قرار دادید ممنون
    من دانشجوی رشته تعمیر و نگهداری هواپیما در دانشکده هواپیمایی هستم.
    حتما سایت را به دوستان معرفی میکنم.
    به نظر شما رمز موفقیت در این رشته چه میتواند باشد
    و چرا به این صنعت کم توجهی میشود..
    در ضمن در کامنت قبلی منظورم مدرک A&Pبود .
    پاسخ
    مجيد عزيزم .. خيلي خوشحالم با شما دوست عزيز و متخصص آشنا شده ام
    مجيد جان دقيقآ با رشته شما آشنايي دارم .. ما يك مدتي براي فراگيري سيستم هاي هواپيما آموزش جنرال مي ديديم كه با تخصص شما همخواني داشت .. البته يه مدتي نام آن را " آر . & آر " نهادند . به معني تعمير و تعويض !! قبل از آن هم " ا. پي. جي " مي ناميدند .. كه باز به معناي هواپيماي عمومي يا جنرال بود ... مجيد جان مسلمآ بهترين راه پيشرفت ، دور شدن از حواشي هاي محيط اداره كه خيلي انسان را از هدف نهايي دور مي كنه ... دوم ارتباط نزديك و صميمي با متخصصان قديمي اين رشته و ارتباط عاطفي به منظور فراگيري " فوت آخر استاد كوزه گري " كه مي داني قديمي ها يك مسايلي را حتي در تدريس هم بيان نمي كنند كه شما با ارتباط عاطفي با قديمي هاي اين كار مي تواني به آن دست يابي ... به روز بودن مسئله خيلي مهم است كه خيلي باعث رشد و ترقي مي شود ... مجيد جان در زمان ما كامپيوتر و اينترنت نبود .. ولي خب ما آمريكايي ها رو ول نمي كرديم .. مرتب از آن ها سوال كرده و كتب مربوطه را به دقت مي خوانديم .. من پيشنهاد مي كنم حتمآ زبان انگليسي ات را تقويت كن .. چون مادر تمام آموزش ها است .. بعد از مسلط شدن به زبان ، مي تواني از طريق اينترنت در مورد رشته خودت در دنياي وب سرچ كرده و به آموخته هايت بيفزايي ... مجيد جان دنياي امروز دنياي ارتباطات است ... سعي كن با ساير متخصصان در آمريكا مكاتبه داشته باشي .. بهترين راه براي رسيدن به اين اهداف ابتدا نامه نگاري است ... سپس چت كردن مستقيم . و غيره ..
    صداقت در محيط كار و منظم بودن رمز موفقيت است .. اگر مي خواهي موفق باشي زياد جلوي چشم نباش .. سرت را بينداز پائين و به كسب علم و تجربه مشغول باش .. توكلت را به خداوند قوي كن .. از مسايل عشق و عاشقي مدتي كه هنوز در كارت موفق نشدي ، دوري كرده چون فرصت براي اين كار فراوان است .. راز دار باش . هر حرفي را به هر كسي نگو ... همه مهربان و صميمي نيستند ... در انتخاب دوستان دقت كن ... مخصوصآ با آن هايي كه رفت و آمد داري .. خيلي مواظب باش از اسرار زندگي ات سوء استفاده نكنند ..
    به اميد روزي كه يكي از بهترين متخصصان ما ناميده شوي

    salam.aghaye modaresi aziz khili bad shiraz ro goftim va az deltanghiyaton henghame reidam be shiraz dalilesho dost daram bedonam khili narahat shodam ke injori az shiraz bad goftin.
    ehsan shirazinia az shiraz
    پاسخ
    احسان عزيزم ... من را به شك انداختي .. و به حرمت كامنت شما مجبور شدم بار ديگر آن پستي كه شما اشاره فرمودي از شيرازي ها بد گفته ام را تا آخر مطالع كردم ... پسرم حدس ام درست بود . من در هيچ يك از سطور آن خاطره اشاره اي به بدي شهر شيراز و مردمان مهربانش نكردم ... اگر نوشتم شيراز رو دوست نداشتم و اگه اشاره به اين كردم كه موقع نقل و انتقال دلم مي گرفت و يا فيروز هم مانند من چنين احساسي داشت ، هيچ ربطي به مردم عزيز و ميهماندوست شيراز نداشته و ندارد . تمام سعي من از نرفتن به شيراز تنها به خاطر عدم تحمل غم غربت و وابستگي به تهران و همچنين جو ناجور خط پرواز پايگاه هفتم و جريان رقابتي كه بين بچه هاي خط پرواز دو پايگاه وجود داشت بوده و بس .. هرگز جمله اي را نخواهي يافت كه من از شيرازي ها بدگويي كرده باشم .. مطمئن باش اگه هواپيماهاي سي - 130 در پايگاهي جز شهر شيراز هم مستقر مي شدند ، حتي مشهد كه زادگاه اقوام پدري من است ، باز هم به دليل ارتباط و پيوند هايي كه در تهران داشتم مخصوصآ وجود سوسن و خاطرات او كه مطمئن هستم شما آن ها را نخوانده اي كه اين چنين قضاوت مي فرمايي ، حاضر به انتقال از تهران نبودم .. به عنوان مثال براداران جناب فيروز مومني همه در شهر شيراز زندگي مي كردند .. ولي او هم مثل من فكر مي كرد .. مسئله مربوط به مشكلات انتقال بود .. و من از شما پسر خوبم دو خواهش در همين ابتداي آشنايي مون دارم .. اول اين كه اگه امكان داره با فونت فارسي بنويس .. چون من كامنت هاي كه با فونت انگليسي نوشته مي شود را به سختي مي خوانم و باعث به هم ريختگي افكارم مي شود .. و مدتي هم به اين گونه كامنت ها اهميتي نمي دادم .. ولي چون اغلب خوانندگان از خارج از كشور پيغام مي گذارند و فاقد فونت فارسي هستند ، كمي آسان گرفته ام .. ولي قصد دارم از اين به بعد هيچ كامنت با فونت لاتين رو پاسخ ندهم .
    دومين خواهشي كه دارم اين است ، اگه قراره انتقادي بكني ، هيچ مانع و اشكالي ندارد .. و من اتفاقآ خيلي از انتقاد غير مغرضانه خوشم مي آيد و همه خوانندگان قديمي مي دانند كه من به نظرات خوانندگانم احترام مي گذارم و نظرات آن ها را اجرا مي كنم .. به همين دليل قبل از اين كه هر انتقادي چه درست چه اشتباه از نوشته هاي مشكل دار بنده بفرمايي ، يك بار ديگر مطلب يا آن پاراگراف را بخوان و سپس بفرما خوشت نيامد ... چون همان طور كه عرض كردم ، نظر شما براي من خيلي اهميت دارد ... و مثل بعضي سايت هاي ديگر نيستم كه هيچ اهميتي به نظرات خوانندگان نداده و تنها اسب خودم را برانم .. به همين دليل از شما استدعا مي كنم با چشم باز مسئله اي را عنوان كن .. تا اصلاح كرده يا توضيح بدهم .. و نه مثل اين بار كه با وجودي كه خيلي كار داشتم ،مجبور شدم خط به خط آن پست را بار ديگر بخوانم و اين چنين پاسخ طولاني به شما بدهم
    موفق و شادكام باشي

    salam capitan aval mamnon bekhater inke javab dadid va bad inke sorry ke font farsi nadaram ke farsi type konam bd inke man nagoftam shoma bad mardome shiraz ro goftin man mikhastam dadlie in ke chera nesbat be shiraz in ehsaso dashtim bedonam ke fahmidamhamin albate shayad manzoramo bad bayan kardam asalan dost nadaram ke azam delkhor bashim va mikham bishatr az in az shoma yad begiram chon ham az shakhsiyateton khoshaam omade va ham az elmeton va tajrobaton age narahateton kardam bazam sharmandeh ba tashakor ehsan az shiraz
    پاسخ
    هحسان عزيزم .. هيچ اشكالي نداره پسرم اگه فونت فارسي نداري
    در مورد مسئله مخالفت حضور در شيراز بعضي از بچه هاي خط پرواز و از جمله خود من ، همان گونه كه عرض كردم خداي ناكرده از شهر شيراز و مردمان واقعآ مهربانش نبود .. بلكه ما اولآ در تهران عادت كرده بوديم .. دومآ تمام دوست و آشنا و اقوام در تهران بودند .. سوم .. اگه شيراز مي رفتيم جديدي محسوب شده و تا مي امديم جا بيفتيم بايد كلي كولي مفت به بچه هاي قديمي خط مي داديم و ... به هر حال من منظور شما را متوجه شدم كه صرفآ دلايل آن را مي خواهي بدوني .. من عزيزم بد متوجه شدم .. منو ببخش
    شما عزيز من هستي .. هيچ گاه از كامنت جوون هاي عزيز نمي رنجم .. اگه مشكلي هم باشه از خود من است .. شما هيچ تقصيري نداشتي
    روي ماهت را كي بوسم پسر عزيزم

    با سپاس فراوان از شما استاد گرامي
    و مطالب جالبتون.
    پاسخ
    ممنون از شما دوست عزیزم

    آقای مدرسی با درود و احترام گله ای داشتم از مقاله تان در مورد بررسی دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران C-130
    در قسمتی از مقاله گفته اید که دید 1500 متر گزارش شده بوده یعنی کمتر از 1 مایل و در جایی دیگر عنوان کرده بودید که مطمئن نیستید که آیا هواپیمای حامل خبر نگاران مجهز به ILS بوده.
    حال سوال من این است که آیا شما سیستمی به غیر از ILS برای فرود در دید حدود 1 مایل یا کمتر سراغ دارید؟ (به غیر از سیستم PAR که میدانیم در مهرآباد استفاده نشده است)

    با تشکر
    پاسخ
    سرور گرامی جناب سام عزیز
    با تشکر از تذکر شما ؛ به عرض می رسانم .. اولآ حدود یک سال و نیم قبل این تحلیل را در شرایطی که خیلی متآثر بودم نوشتم .. چون هم خبرنگاران همکار بنده بودند .. و هم گروه پروازی و خلبانان آن از همکاران سابق بنده بودند .. و به قول معروف دو آتشه می سوختم . اما در مورد دید .. من یادمه نوشتم پانصد متر .. چون اگه خاطر مبارک تون باشه به خاطر دید کم و آلودگی هوا ، مدارس سه چهار روزی تعطیل بودند .. من تصحیح می کنم دید زیر پانصد متر بوده است
    اما بقیه کامنت شما رو متوجه نشدم .. چون از فونت لاتین استفاده کردید .. و در ادیتور من همه چیز به هم می ریزد .. و من متوجه پرسش و گله شما نشدم .
    ولی فکر کنم با تصحیح زیر پانصد متر دید .. مشکل شما برطرف شده باشد
    به هر حال .. به دلایلی که گفتم .. و فشار عصبی شدیدی که رویم بود .. احتمال غلط سهوی فراوان بوده است که از شما و سایر عزیزان عذر خواهی می کنم .. ضمن این که اصلآ یادم نیست دیروز ناهار چی خوردم .. !! چه برسه در باب یک مسئله فنی و حساسی که یک سال و نیم قبل نوشته ام ، حضور ذهن داشته باشم !!؟
    ممنون از شما

    با سلام و درود جناب مدرسی معذرت میخوام که دیر به دیر واسه عرضه ادب کامنت میزارم کامنتای من همش قدیمیه شرمنده منظم مطالبو دنبال نمیکنم ولی جناب مدرسی اینجا یه سایت خصوصی برای شماست هرکس خوشش نمیاد نخونه واقعا لازم نیست پاسخه امثاله شصتچی رهگذر و غیره را بدهید لیاقت این افراد همینه با عرض شرمندگی ایکاش سایتهای مستهجن فیلتر نمیشدند تا افرادی مثل شصتچی و ... سرشون گرم میشد و به سایتهای فرهنگی و اجتماعی وارد نمیشدن بابا 1000 بار اینجا اعلام شده سایت سیاسی نیست همهچی هست تاریخی فرهنگی اجتماعی ولی سیاسی نیست مریضند این آدما عرضه دارند بروند یه سایته سیاسی خودشون راه بندازند ببینند که چقدر بازدید کننده واسشون میاد
    پاسخ
    ممنون رضا جان عزیز و گرامی
    البته این مسایل مربوط به گذشته است
    الان مدت هاست که من مشکل این چنینی ندارم
    جناب ارفع .. حال خودتون چطوره ؟ کسالت رفع شد ؟
    من خیلی نگران شما بودم
    مواظب خودت باش و ممنون از این که به یاد بنده هستید
    موفق باشی

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35