درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  با خلخالي در صحراي طبس !

شكست عمليات پنجه عقاب در طبس

dyr85uazf87rngtgy77l.jpg 

ديگه قيافه ها هم تغير كرده بود !  چهره همكاراني كه سال ها صورت آن ها رو صاف و به اصطلاح سه تيغه مي ديدم . حالا با گذاشتن ريش انبوه و حركات به ظاهر اسلامي خيلي با گذشته تغير كرده بودند ! برخي همكاران مثل من كه هنوز ته دلشون با شاه بود . سر خورده فقط نظاره گر بودند .

dyr85uazf87rngtgy77l.jpg

bx151pxl9etw9pgi3uc3.gif

ke0v5tprbbp0kkc5awm2.jpg

شكست عمليات پنجه عقاب در طبس !

ggi9ogay712q8wzi17jh.jpg

w36pkmgyjprwkhyullbn.jpg

bbck0mxnwn7x5nglls69.jpg

ماجراي حمله به صحراي طبس ...

 بيست و نه سال پيش تقريبآ در اين ايام بود كه انتشار خبري همه مردم ايران رو شوكه كرد !  اعلام حمله نظامي آمريكا به صحراي طبس و ناكام ماندن كماندو هاي آموزش ديده در اين عمليات ، همه رو به حيرت وا داشت . در باره چگونگي طرح حمله به طبس و دلايل سياسي آن به كرات در رسانه هاي كشور مطرح شده است . و همه كم و بيش در جريان امور هستند . اما آن چه من را بر آن داشت تا در مورد اين واقعه مطلب بنويسم . صرفآ بيان ماجراهايي است كه كم تر در جايي به آن اشاره شده است . به عبارتي از زاويه حضور خود به آن مي پردازم . چون همان گونه كه مستحضر هستيد . خط مش اين سايت غير سياسي است . يادمه حتي از وقايع اين حمله يكي از كارگردانان وطني فيلمي رو تهيه كرد . وقتي نخستين بار در جشنواره فيلم فجر براي اصحاب قلم و منتقدان به نمايش در آمد . در جلسه پرسش و پاسخي كه با كارگردان مربوطه بر گزار شد . از وي در مورد اشكالات عمده فني كه مربوط به كاربرد هواپيماي سي - ۱۳۰ بود . سوالاتي مطرح كردم . اما وي به دليل حضور مشاوري خلبان در پروژه ساخت فيلم به نوعي طفره رفت !

الاغ هوايي هم شديم !!

همه دوستان و خوانندگان قديمي خوب مي دانند كه  چقدر من روي شغل قبلي ام و به خصوص هواپيماهاي سي - ۱۳۰ تعصب دارم . دليل آن هم صرفآ سپري كردن سال هاي طولاني از جواني و عمرم بر روي اين هواپيماها است . حتي اگه يادتون باشه در يك موردي كه بهروز وثوقي در كتاب خاطراتش از واژه " كاو يونجه " براي هواپيماي ما به كار برده بود ( اينجا ) تحمل نكرده اعتراض كردم . اما متآسفانه چندي پيش برو بچه هاي بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور مهريز - يزد هم محبت كرده و در سايت خود لقب هواپيماهاي سي - ۱۳۰ رو " الاغ هوايي " ناميده اند ( اينجا ) ! اگه هر فرد و گروهي ديگه اين لقب رو به هواپيماهاي ما مي داد ، زياد ناراحت نمي شدم . ولي از برادران بسيجي آن هم از نوع دانشجويي اش هرگز انتظار اين بي مهري رو نداشتم . چون بسيجي هاي قديمي اون هايي كه در جبهه ها حضور داشتند . خوب به خاطر مي آورند ... آن وسيله اي كه جسم مجروح و خوني آن ها رو به موقع از جبهه ها به بيمارستان هاي كشور مي رسوندند سي - ۱۳۰ بود . نه الاغ هوايي ! و چه نازنين همكاراني كه در اين راه شهيد شدند .. چه خانواده هايي كه بي سرپرست شدند . نمي دانم هواپيماي ما شبيه الاغ بوده يا خدمه پروازي آن كه چنين مورد بي مهري قرار گرفته اند .

 بر سر دوراهي ، لطفآ كمكم كنيد ...
 
براي نخستين بار در عمرم بد جوري بر سر دو راهي گير كرده ام ! اصلآ فكرم كار نمي كنه . واقعآ انتظار دارم خوانندگان فهيم و بزرگوار مخصوصآ ان هايي كه در آمريكا حضور دارند . راهنمايي ام فرمايند . ماجرا از اين قراره ديروز كه سرگرم پاسخ دادن به اي ميل شما دوستان مهربان بودم ، نامه اي دريافت كردم مبني بر اين كه در قرعه كشي " گرين كارت آمريكا " برنده شده ام ! ابتدا تصور كردم از اين تبليغات سر كاري است . به همين دليل يكي از دوستان مطلع ام رو كه اخيرآ برادر همسرش رو از طريق سفارت دبي به آمريكا فرستاده بود خواهش كردم دعوت نامه رو به دقت مطالع نمايد . او بعد از خواندن تآئيد كرد كه همه چيز قانوني است . نشانه ها و آدرس ها صحيح هستند . در اين نامه قيد شده بود كه ويزا و گرين كارت شما ده ساله و قابل تمديد است . و خواسته بود به نزديك ترين سفارت خانه مراجعه كرده و با اعلام ( كيس نامبر ) كارها رو انجام دهم . من بلافاصله نامه نوشتم كه چه كار بايد بكنم ؟ امروز سه فرم مخصوص به اي ميل ام فرستاده شد ..!
 
راستش رو بخواهيد اصلآ راضي به اين كار نيستم . حتي همسرم هم معتقد است نمي توانم از ايران دل ببرم . اما در اين ميان آرش پسرم خيلي خواهش كرد كه براي تآمين آينده او هم كه شده ما اين كار رو انجام دهيم . همين دوستم حاضر بود اين برگه رو تا ده ميليون تومان از من خريداري كنه ! از طرفي دختر و دامادم اصرار دارند كه برويم .. و هر وقت دلمون تنگ شد ، چون محدوديتي در ورود و خروج وجود ندارد ، برگرديم . الان همه فرم ها و دعوت نامه اي كه فرستادند . آماده و حاضر است . در اين ورقه قيد شده كه ما فقط بليط و ويزاي مجاني به شما و خانواده درجه يك شما مي دهيم ... هيچ تعهدي براي شغل نيست . حال من رو راهنمايي كنيد .. اگه بر فرض  امريكا بروم . ابتدا به ساكن چه كار بايد بكنم ؟ معمولآ آن هايي كه در قرعه كشي برنده ويزاي آمريكا مي شوند چه مراحلي رو بايد طي كنند ؟ خواهش مي كنم حتمآ راهنمايي ام كنيد . واقعآ نه تنها خوشحال نشدم . بلكه دلم بد جوري گرفته ... مي دونم دق خواهم كرد . اما به خاطر فرزندم بايد كاري انجام دهم ...

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg 

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

nxl861dokiu39wurj5ma.gif 

http://www.asheghi.ir/ 


p7m0kyvedcz909bep06z.jpg

 

پايگاه يكم ترابري ، ارديبهشت ۱۳۵۸ ... 

با وجودي كه چند ماهي از پيروزي انقلاب نگذشته بود . اما ارتش هنوز به ثبات لازم نرسده و  سردر گمي خاصي  بين آن ها مشهود بود  . بحث هاي دسته جمعي و گروهي كه در كوچه و بازار مرسوم بود . به پادگان ها هم سرايت كرده بود . و من عملآ در خط پرواز مي ديدم آقايوني كه تا ديروز مجيز شاه و خاندان پهلوي رو مي گفتند ، چگونه انقلابي شده و در باب فساد رژيم گذشته با شور و اشتياق با يك ديگر بحث مي كردند .. ! اولين بار بود كه با واژه ها و نام هايي چون .. ايدئولوژي ، انقلاب شيلي ، آلنده و پينوشه ، مكتب ، ليبرال و حتي با امپرياليسم آشنا مي شدم . تازه در اين ايام بود فهميدم كه آرمي كه تا پيش از انقلاب بر روي سينه و لباس پروازم نصب مي كردم . امپريال آن مفهوم امپرياليست داره !! خيلي ها همون روز هاي نخست و به محض پيروزي انقلاب ، گوشه آرم سينه خود را بريده بودند . با سليقه ها هم با نخ گلدوزي واژه امپريال رو محو كرده بودند . نا اميدي و بلاتكليفي خاصي در چهره همكاران مشاهده مي شد . جالب اين كه تعدادي از درجه داران به اصطلاح مبارز ، كنترل پايگاه رو در دست گرفته بودند ! ديگر ستاد پايگاه كه روزگاري دفتر تيمسار اميرفضلي ، امير اردلان و معين زند بود . جاي خود رو به شورايي متشكل از درجه داران انقلابي داده بود .

 ديگه قيافه ها هم تغير كرده بود !  چهره همكاراني كه سال ها صورت آن ها رو صاف و به اصطلاح سه تيغه مي ديدم . حالا با گذاشتن ريش انبوه و حركات به ظاهر اسلامي خيلي با گذشته تغير كرده بودند ! برخي همكاران مثل من كه هنوز ته دلشون با شاه بود . سر خورده فقط نظاره گر بودند . در همين ايام بود كه براي نخستين بار كلمه اعتصاب رو از زبان افسران خلبان سي - ۱۳۰ مي شنيدم ! دقيقآ يادم نيست چند روز پرواز هاي لجستيك نيروي هوايي خوابيد . واي كه چقدر اون زمان دلم هواي پرواز رو كرده بود . و مي خواستم با اوج گرفتن در آسمان كم تر شاهد اين بلبشو ها باشم . چون تا پيش از انقلاب در عمليات و ديسپچ پايگاه مامور بودم . و كم فرصت پرواز رفتن رو پيدا مي كردم . حالا هم كه به خط پرواز برگشتم ، اعتصابات ، خواسته ها .. دلم رو درد مي آورد ! باز زياد به حاشيه رفتم .. ولي مي خواهم شما دوستان جوون دقيقآ وضعيت اون ايام رو تجسم كنيد . بله مي گفتم ... از آن جا كه سياست و خط مش ارتش در رژيم گذشته دور نگه داشتن پرسنل از سياست بود . واقعآ مفهوم انقلاب رو درك نكرده بودم . و مي دانستم خيلي هاي ديگر هم چنين هستند .

باور كنيد در بهبوحه پيروزي انقلاب وقتي براي نخستين بار شعار مرگ بر آمريكا رو شنيدم . درك آن برايم خيلي سخت بود . مدام از خودم مي پرسيدم .. تظاهر كنندگان به آمريكايي هاي بيچاره چه كار دارند !؟ چون تصويري كه از آمريكا در ذهن من و امثال من حك كرده بودند . آمريكا يا همون عمو سام رو مظهر تمدن و آزادي مي پنداشتيم ! و مردم آن را فرشتگان بي آزار و با فرهنگ تلقي مي كرديم . اما نگو در زماني كه من و همفكرانم در غم گروگان هاي آمريكايي غصه دار بوديم . و كار انقلابي دانشجويان خط امام رو مغاير با اصول دموكراسي دانسته و گاهي هم جسارت به خرج داده در جمع دوستان صميمي اعتراضي رو زمزمه مي كرديم ... در آريزونا و صحراي نوادا ، محلي كه دوره هاي نجات ( سورواول ) رو يه زماني ايراني ها آموزش مي ديدند ، نود نفر كماندو  ( آمريكن مرين ) موسوم به " دلتا "  سرگرم آموزش و حمله به ساختمان سفارت آمريكا به سرپرستي سرهنگ " چارلي بكويث " و سرگرد " ميدوز " بودند .  اين منطقه به دليل شباهت آب هوايي اش به مناطق كويري ايران براي آموزش انتخاب شده بود . و در آن ساختمان هايي شبيه به سفارت ساخته بودند ..  

طرح عملياتي با نام پنجه عقاب ...

اواخر دوره رياست جمهوري جيمي كارتر بود كه مسئله اشغال سفارت آمريكا و دستگيري جاسوسان آمريكايي صورت گرفته بود . يادمه اون ايام بني صدر علاوه بر مسئوليت رياست قوه مجريه ، فرمانده كل قوا هم بود . همون موقع هم عده اي مخالف سياست هاي بني صدر بودند . و او را مهره آمريكا مي ناميدند . حالا كه وقايع و اتفاقات اون زمان رو بررسي مي كنم ، بيشتر با چهره و اعمال بعضي ها كه ادعاي وطن پرستي داشتند برايم روشن مي شود . بگذريم .. درست نيمه شب چهارم ارديبهشت ماه سال ۱۳۵۸ بود كه كماندوهاي آمريكايي كه پيش از آن در قاهره مستقر شده  و سپس به ناو بزرگ هواپيمابر " نيميتز " انتقال يافته بودند با هماهنگي مستقيم جيمي كارتر كه در كاخ سفيد جلوي تلفن قرمز رنگ اش نشسته بود با رمز " برويد " آغاز شد . طبق نقشه اي كه طراحي شده بود و ماه ها روي آن كار عملياتي انجام داده بودند . قرار بود سه فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ام سي  براي جا به جايي نيروها و سه فروند هركولس اي سي كه حامل سوخت براي هلي كوپتر ها بود ، از يكي از جزاير عمان به سوي ايران پرواز كرده و در كوير طبس فرود آيند ...

knbokdfhvsq8kj8jd5nt.jpg

نقش عوامل ستون پنجم ...

همان طور كه عرض كردم نقشه آن ها بسيار دقيق و حساب شده بود . البته اين رو هم بگم آن ها روي عوامل وطن فروش و ستون پنجم ايراني حساب ويژه اي باز كرده بودند . و از مدت ها پيش با مسئولان رده بالاي آمريكايي در تهران هماهنگي هاي لازم شده بود . آن ها هم چنين براي مطمئن شدن از عدم تغير محل نگهداري گروگان ها ، گروهي رو اگه اشتباه نكنم با عنوان فرستادگان مذهبي يا حقوق بشر براي گفت و گو با گروگان ها به تهران اعزام كردند . كه بعد ها معلوم شد ماموريت آن ها جاسوسي بوده است ! حالا كه بحث جاسوسي و ستون پنجم شد . بهتره عرض كنم دو نوع جاسوس و خود فروخته داشتيم . دسته اول افراد ناراضي و احتمالآ تحصيل كرده آمريكا بودند كه بيشتر نقش تداركات داخلي از قبيل تهيه كاميون ، ماشين  ، انبار و نهايتآ رابط مقامات آمريكايي در سفارت بودند . حتي من شنيدم بعضي از آن ها به شهر هاي يزد و اطراف آن رفته و در پوشش مسئول معدن يا محيط زيست شرايط رو مرتب بررسي مي كردند . گروه دوم در ميان مسئولان رده بالاي نظام رخنه كرده بودند كه بعد ها به نمونه كارهاي آن ها اشاره خواهم كرد ..

طبق طرحي كه در دست داشتند ، قرار بود هشت فروند هلي كوپتر ( كه دو فروند آن رزرو بود ) بعد از فرود در صحراي طبس و سوخت گيري مجدد به سوي مرحله دوم عمليات كه همانا تهران بود پرواز كنند . آن ها طوري برنامه ريزي كرده بودند كه قرار بود هلي كوپتر ها بعد از سوار كردن كماندو ها كه به قول خودشون از ديوار راست هم بالا مي رفتند ، يك ساعت قبل از طلوع آفتاب در نزديكي تهران فرود آيند ! آن ها همچنين قرار بود با طلوع  سپيده دم خورشيد در تپه هاي نزديك گرمسار خودشون رو پنهان كرده و شب هنگام به سمت محل ماموريت خويش كه همانا استاديوم ورزشي امجديه بود پرواز نمايند !! جالبه بدونيد كه چراغ هاي ورزشگاه هم آن شب بر خلاف شب هاي قبل ، تا صبح روشن گذاشته بودند ! خب طبيعي است از ورزشگاه به بعد رو مي شود حدس زد . چون سفارت آمريكا تا آن جا فاصله چنداني نداشت . و آقايون ستون پنجم وسايل حمل و نقل كماندو ها رو آماده كرده بودند ! همچنين قرار بود يك عده از كماندو ها هم به سمت وزارت امور خارجه رفته و كاردار و همراه اش رو كه در اين وزارتخانه نگهداري مي شدند . به ورزشگاه بر گردانند !

طوفان شن و باقي قضايا ....

در باره شكست اين عمليات حرف و حديث فراواني نقل شده است . البته تناقض هاي زيادي هم به چشم مي خورد . كه من با هيچ كدام از آن ها كاري ندارم . دوستان مي توانند از طريق سرچ گوگل  اطلاعات مفيدي رو به دست آورند . اما من سعي دارم همان طور كه در بالا عرض كردم به موضوعاتي اشاره كنم كه خود شاهد آن بودم . نخستين موضوعي كه در ميان اخبار آن روزگار بيشتر به چشم مي آيد . وجود توفان شن است . بر حسب اسناد ارائه شده ، كاخ سفيد از طريق اداره هواشناسي دقيقآ وضعيت آب و هوايي منطقه رو در آن وقت سال در نظر گرفته بودند . يك شايعه اي كه همان موقع دهان به دهان مي گشت . اشاره به هدف قرار دادن روس ها با اشعه ليزر داشت . كه من به شخصه در هيچ يك از خاطرات آمريكايي ها و يا در جرايد و رسانه ها مشاهده نكردم . ظاهرآ به دليل ايراد فني يكي از هلي كوپتر ها ، و نقص سيستم هيدروليك هلي كوپتري ديگر ، آن ها با تهايت تلاش با يك ساعت و نيم تآخير به گروه سي - ۱۳۰ ها مي پيوندند . فرماندهان عمليات خيلي سعي مي كنند طي تماس با سر فرماندهي  عمليات كه در ناو مستقر است برنامه رو كنسل اعلام كنند ! از طرفي هم كارتر به جمع كردن مشاوران نظامي خود لحظات پر التهابي رو سپري مي كند .

mwic0xhfgv7sujoqt5ka.jpg

به هر حال در شرايطي كه تمام برنامه ها به هم خورده بود . و فرماندهان مستآصل و درمانده بودند . حوادث غير قابل پيش بيني هم در آن نيمه هاي شب به وقوع پيوست . از آن جمله ورود يك كاميون حامل سوخت كه به وسيله سلاح ضد تانك منفجر مي شود . و با فرا رسيدن اتوبوس مسافربري و شليك به لاستيك هاي آن ماشين رو متوقف كرده و مسافران رو پياده مي كنند . ظاهرآ در همين اثنا كاميوني ديگر از راه رسيده و با مشاهده وضعيت فوق دور زده و از مهلكه فرار مي كند ! ترس از لو رفتن عمليات و نقص فني  دو فروند هلي كوپتر ، بد جوري اعصاب خلبانان و فرماندهان رو به هم مي ريزد . در اين اثنا يكي از هلي كوپتر ها موقع بلند شدن به دليل وجود طوفان و ديد نامناسب به سمت راست متمايل شده  و به يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ برخورد مي كند ... انفجار ناشي از اين برخورد كه محوطه رو مثل روز روشن كرده بود . جهنمي از اتش به وجود مي آورد كه طي آن هشت نفر از خدمه آمريكايي در آتش ناشي از سوختن هواپيما و هلي كوپتر جزغاله مي شوند ..

بمب باران مدارك باقي مانده در طبس !!

 بعد از فرار با عجله كماندوها از محل ماموريت ، شب آن روز جيمي كارتر با اعلام رسمي شكست طرح خود ، افتضاح بزرگي رو در اذهان عمومي به وجود مي آورد . با پخش صداي رئيس جمهور آمريكا كه به گفته كارشناسان حامل پيامي براي عوامل سرسپرده خود در ايران بود . بني صدر كه در آن زمان مسئوليت فرماندهي كل قوا رو به عهده داشت . با پي بردن به سخنان كارتر كه رسمآ اعلام كرده بود  اسناد مهمي در محل حادثه و درون هلي كوپتر ها به جاي مانده است ، به هماهنگي تيمسار باقري فرمانده وقت نيروي هوايي شكاري بمب افكن هاي ايراني بدون هيچ دليل منطقي با پرواز بر فراز منطقه باقيمانده هلي كوپتر ها رو كه اغلب قابل استفاده و سالم بودند . منهدم مي نمايند ! و تنها يك فروند از اين ماجرا سالم باقي مي ماند كه بعد ها به ارتش ايران ملحق شده و آن گونه كه شنيدم ،خدمات ارزنده اي در زمان جنگ هشت ساله ارائه داده بود . اما خبر تآسف باري كه هم زمان با بمباران محل حادثه به گوش رسيد ، شهادت مظلومانه برادر پاسدار " منتظر قائم " كه براي محافظت از اسناد و مدارك به جاي مانده از محل پاسداري مي داد بود كه دل مردم رو به درد آورد . نمونه ديگر اين كارشكني ها جمع كردن تمام توپ هاي پدافند در مهرآباد و ايستگاه هاي مهم و استراتژي كشور به دستور تيمسار باقري درست چند روز قبل از جنگ بود !!

پرواز خلخالي به طبس ...

مدتي بعد از پيروزي انقلاب آوازه روحاني اي به نام صادق خلخالي در كشور پيچيد . او كه از بدو انقلاب در مقام قاضي القضات به محاكمه و اعدام سران نظام شاهنشاهي پرداخته . و  بعد ها به عنوان  دادستان  و رئيس دادگاه هاي انقلاب و رئيس اداره مبارزه با مواد مخدر قاچاقچيان بزرگي رو محاكمه و اعدام كرده بود ، حسابي به چهره اي شناخته شده مبدل شد . چهره اي كه نام اش لرزه بر دل خلافكاران مي انداخت . من قبل از اين كه با اين روحاني ماجراجو به پرواز بروم ، به دليل مصاحبه هاي جنجالي اش حسابي با تفكر وي آشنا شده بودم . يادمه چند هفته بعد از حادثه طبس سخنان وي با تيتر درشت در صفحات نخست روزنامه ها به چشم مي خورد . صادق خلخالي گفته بود كه حكم اعدام شاه ، فرح ، اشرف ، غلامرضا ، شعبان جعفري ، سپهبد اويسي و پاليزبان ، اردشير زاهدي و خيلي هاي ديگر رو صادر كرده است . و هر ايراني كه اين افراد رو به قتل برسانند عامل اجراي حكم دادگاه محسوب خواهد شد ! وي همچنين گفته بود .. هويدا يك ميليون دلار تقاضاي رشوه داده بود تا اعدام او دو ماه به تآخير افتاده تا فرصتي يابد توصيه هاش رو به دولت بدهد  .   

vr4sav9xj2rxjjz2uwm3.jpg

 يك روز صبح بعد از حادثه طبس كه حرف و حديث هاي فراواني رو موجب شده بود . اعلام كردند كه يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ساعت هشت صبح به سوي طبس پرواز كنه .. تا قبل از آمدن خلخالي هيچ كس نمي دونست كه مسافران هواپيما چه كساني هستند ! دقيقآ يادم نيست كه نوبت خودم بود يا داوطلب رفتم .. به هر حال وقتي خواستيم حركت كنيم ، ديدم حاج آقا خلخالي با هياتي همراه سوار هواپيما شدند . كاري ندارم كه دست بوسان آستان ارادت او چه دولا سه لايي مي شدند . به هرحال سوار شده و به سوي طبس پرواز كرديم . هنوز كاملآ اوج نگرفته بوديم كه حاج آقا به همراه يك سرهنگ نيروي زميني كه قد بسيار بلندي داشت اجازه خواسته و به كابين آمدند .. در تمام مدت پرواز آن دو با هم حرف مي زدند .. بيشر سرهنگه حرف مي زد و خلخالي سرش رو به علامت تصديق تكان مي داد . صداي موتور هم مانع از ان بود تا مكالمات ان ها شنيده شود ! قبل از فرود همان جناب سرهنگ بلند شده و خواهش كرد حاج آقا مي فرمايند اگه امكان داره يه دور در اطراف محيط بزنيد تا وسعت عمليات آمريكايي ها مشخص بشه ! و ما وسعت رو نشون داديم !!

قرار بود جنازه هاي آمريكايي در تابوت هاي مخصوص قرار داده شود تا به آمريكا فرستاده شود . يادمه همون زمان از قيمت بالاي اين تابوت ها سخن به ميان آمده بود ! به هرحال انگار پاسداران و بچه هاي كميته از قبل مي دانستند حاج آقا مي آيد .. چون به استقبالش آمده و هر جا حاج آقا مي رفت به  دنبال او  به راه مي افتادند . خلاصه حاج آقا به دقت و وسواس تمام از همه صحنه ها ديدن كرده و آن جناب سرهنگ هم مرتب نظراتش رو به حاج آقا مي گفت .. ولي هر زمان حاج اقا لب به سخن مي گشودند ، جناب سرهنگ هم سريع مانند ژورناليست هاي حرفه اي تند تند يادداشت مي كرد . از جمله مواردي كه اون روز بررسي شد و تيم همراه به دنبال ان بودند ، اسناد  و مداركي كه جيمي كارتر اعلام كرده بود .. ولي شدت بمباران طوري بود كه هيچ آثاري از آن به جا نماند .. بچه هاي كميته از عملكرد خود تعريف مي كردند و اين كه پرسنل ژاندارمري با آن ها همكاري لازم رو نكرده است . در ادامه بچه ها از نحوه شهادت برادر پاسدار منتظر قائم گفتند ..

 آزاد سازي گروگان ها ...

من به دليل اين كه آدم سياسي نبودم ، زياد مسايل مهم روز رو دنبال نمي كردم . ولي شنيدم جيمي كارتر خيلي سعي كرد تا قبل از فرا رسيدن انتخابات مسئله گروگان ها رو حل كند . از طرفي تو امريكا غوغا بر پا شده بود كه چرا با صرف بودجه كلان فرزندان ما رو به كشتن داديد ...  به هر حال تا پايان انتخابات اين امر صورت نگرفت و تنها بعد از سوگند خوردن رسمي رونالد ريگان قرار شد گروگان ها آزاد شوند .. و در نهايت در يكي از نيمه هاي شب ، يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ايرلندي به فرودگاه مهرآباد نشسته و به رمپ نظامي وارد شد . عمليات اعلام كرد هواپيماي فوق به انتهاي باند نظامي هدايت شود .. اون موقع اغلب بچه هاي خط پرواز در اداره به جاي كلاه رسمي نيروي هوايي  ،  كلا ه هاي محلي بر روي سر خود مي گذاشتند كه من هم از اين قاعده مستثني نبودم ! و با كلاهي كه از قوچان خريداري كرده بودم و به " قره كل " معروف بود به همراه يكي از دوستان به پيشباز كروي هواپيماي ايرلندي  رفتيم . موقع سلام و عليك احساس كردم طفلكي ها بد جوري ترسيده اند !! تا اين كه دوستم گفت بهروز كلاه ات رو بردار ! با برداشتن كلاه نطق خلبانان هم باز شد و به ما اجازه دادند از داخل هواپيماي آن ها سيستم هاشون رو نگاه كنيم ...  

fg3zmjj2m2t62mqz5akb.jpg 

بعد از پايان حادثه طبس و باز گشت آمريكايي ها به كشورشون كتاب هاي بسياري به قلم فرماندهان و دست اندر كاران اين ماجرا به رشته تحرير در آمد . همه ان ها از حادثه طبس به تلخي ياد مي كنند .. و متذكر شده اند عملياتي كه اين همه تمرين شد و بهترين نيروهاي داوطلب در آن حضور داشتند ، چگونه با وزش طوفاني اين چنين همه چيز در يك چشم به هم زدن به خاكستر تبدل شد .  بعد از اين ماجرا يك بار ديگر هم با خلخالي به پرواز رفتم .. پرواز براي خواباندن درگيري ها در كردستان بود . كه ماموريت ما جاده خاكي شهر بانه بود ...

با تشكر و احترام

بهروز مدرسي

اين مطلب ساعت ۳ بامداد ششم ارديبهشت ۱۳۸۷ به پايان رسيد . 

                                 ايام به كام  

مسابقه ويژه پرواز

 شماره ۲

51rlsyff7zbvt9yhr52x.jpg

به اطلاع خوانندگان محترم و علاقه مندان پرواز مي رسانم : از اين به بعد هر هفته يك سوال در رابطه با اصول پروازي از سوي مدير محترم " فروشگاه لوازم خلباني دبي "   مطرح مي شود ، كه پاسخ آن به صورت پنج گزينه اي است . دوستان بايد پاسخ هاي صحيح خود رو به اي ميل ذيل :hfoladi@dubaipilotshop.com به نام آقاي  " حميد فولادي " ارسال فرمايند . از ميان كساني كه پاسخ صحيح داده باشند ، هر هفته يك جايزه بسيار نفيس تقديم برنده خواهد شد . براي آشنايي با محصولات فروشگاه خلباني ( اينجا ) رو كليك فرماييد . شايان ذكر است از آن جا كه دانشجويان پروازي مي بايستي مسلط به زبان انگليسي باشند ، سوالات هم انگليسي است .

  
What is the benefit of flap?


A) Increase angle of decent by increasing airspeed
B) Decrease drag
C) Increase angle of attack
D) Decrease the wing's lift coefficient
E) None of them
 


اطلاعيه مهم

به نام خدا

بدينوسيله به اطلاع ايرانيان علاقه مند به سرمايه گذاري كلان در امر صنعت هوانوردي مي رسانيم ، با استعانت از خداوند متعال در راستاي حمايت از جوانان علاقه مند به آموزش خلباني و تآسيس آكادمي پرواز  جهت همگاني شدن اين حرفه دوست داشتني ، تني چند از اساتيد خوشنام خلباني كشور مراحل قانوني پروژه فوق و اخذ مجوز هاي قانوني را تكميل كرده اند . و براي آغاز آن نياز به سرمايه گذاران حقيقي و حقوقي دارند . هموطنان علاقه مند چهت آگاهي از شرايط پروژه و تضمين سرمايه با اي ميل مدير سايت به نشاني  behrouz.journalist@gmail.com مكاتبه فرمايند .


اطلاعيه   

 حسب الامر پيشنهاد خوانندگان محترم سايت " يادداشت هاي يك خبرنگار " به استحضار مي رسد . نخستين نشست علاقه مندان دنياي وب ، با حضور ياران همدل و صميمي سايت دهم مرداد ماه در يكي از فرهنگسراهاي تهران به مديريت جناب آقاي آرمان بيات  برگزار خواهد شد . لذا  ان عده از خوانندگاني كه با حضور خود گرمابخش محفل دوستانه ياران فوق  مي شود خواهشمنديم با مراجعه به سايت خانم درياي عزيز به نشاني :http://www.darya2500.blogfa.com/ ، ضمن اعلام آمادگي حضور نظرات و پيشنهادات خويش را بيان فرمايند .

با تشكر : بهروز مدرسي

jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  

6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:

Date:April 16,2008 ,Time:14:23, Location :Off Annobon Island, Equatorial Guinea ,Operator: Government of Equatorial Guinea,AC Type: Antonov An-32B, Aboard: 13, Fatalities: 13, Ground:0 ,Route: Bata-Annabon Island, Details: Crashed into the ocean after skidding off the runway in high winds and heavy rain. All 8 passengers and crew of 5 were killed

Picbaran.

Date: April 15,2008 Time:14:30 Location: Goma,congo Operator: Hewa Bora Airways AC Type:McDonnel Douglas DC-9-51 Aboard:85 Fatalities: 0, Ground:47 ,Route:Goma-Kisangani-Kinshasa , Details:While attempting to takeoff, the plane failed to reach takeoff speed, overran the runway, proceeded through a perimeter fence and cashed into a crowded market

Picbaran.

Date:April 11,2008 Time:22:15 Location:chrisinau,Moldova Operator:Kata Transportation AC Type:Antonov An-32 Aboard: 8 Fatalities:8 , Ground:0 ,Route:Chrisinau, Moldova - Antalya, Turkey - Sudan,Details:Just minutes after the take off the plane tried to return to the airport because of engine problems, but crashed about 100 metres away from the runway. Pilots tried to land the transport, which was carrying a cargo of 2.3 tons of fuel, but a wing struck a fence and electrical wires and the plane crashed and burst into flames. All eight crew members aboard were killed

Picbaran ,

SOURCE:www.planecrashinfo.com      BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

حوادث هوایی اخیر دنیا:

تاریخ:16 آوریل 2008/زمان:14:23/مکان:جزیره آنوبون-گینه/خط هوایی:دولت گینه/نوع هواپیما:آنتونوف 32-بی/تعداد سرنشین:13/تلفات:13/تلفات روی زمین:0/مسیر:باتا به جزیره آنوبون/جزئیات:بعلت باد و باران سنگین روی باند سر خورده و بداخل اقیانوس سقوط کرد.کلیه 8 مسافر و 5 خدمه کشته شدند.

تاریخ:15 آوریل 2008/زمان:14:30/مکان:گوما-کنگو/خط هوایی:هوا بورا/نوع هواپیما:دی سی-9/تعداد سرنشین:85/تلفات:0/تلفات روی زمین:47/مسیر:گوما-کیسانگانی-کینشاسا/جزئیات: هواپیما در حال برخاستن بسرعت لازم نرسید و پس از خروج از باند و برخورد به حصار پیرامون آن وارد یک بازار شلوغ شد.

تاریخ:11 آوریل 2008/زمان:22:15/مکان:کریشینو-مولداوا/خط هوایی:کاتا/نوع هواپیما:آنتونوف-32/تعداد سرنشین:8/تلفات:8/تلفات روی زمین:0/مسیر:کریشینو-مولداوا-آنتالیا-ترکیه-سودان/جزئیات:بلافاصله پس از بلند شدن بخاطر مشکلی در موتورها تلاش کرد که بسمت فرودگاه برگردد اما 100 متر قبل از باند سقوط کرد.خلبانان سعی در بزمین نشاندن هواپیما که 2.3 تن سوخت حمل میکرد کردند اما بال آن به حصار و سیمهای برق برخورد کرد و منفجر شد.همه 8 سرنشین آن کشته شدند..

 

planecrashinfo.comمنبع:     گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی 

r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد


مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید


7w57l65r6cdykphszjc5.jpg

http://www.khaleban.com/ 


 

 http://fun.mahyaonline.com/ 


373ippzd8coe2ruui46d.jpg 

اينجا رو كليك كنيد

http://phoenix69.blogfa.com/


 hl3cgzchkr1tepfac901.jpg

قابل توجه علاقه مندان تحصيل در كشور بلارس

http://www.minsk.blogfa.com/


 

 

- تعداد بازديد
  • 12426
  • مرتبه

    نظرات

    عموجان
    این نامه کاملا و اکیدا و منطقا جعلی و کلاهبرداری هست. حتی جوابشم ندین. اصطلاحا هم به این نامه ها میگن Nigerian Scam چون این نیجریه ای ها اول شروع کردن به این کار و الان تو آفریقا و آسیا شدید مد شده.
    یکی نفر چن سال پیش تلفن منو سوزونده بود که الا بلا من چن میلیون دلار دارم بیا بدم بهت منو بیار ایران!!
    حتی سفارت آفریقای جنوبی در تهران هم آگهی زده که سر این نامه ها بهیچ عنوان پا نشین برین یک جایی. میان طرف میگیرن میبرن ناکجا آباد بعد به خونوادش زنگ میزنن که اینقدر بده آزادش کنیم. اوضاعیه بابا...
    پاسخ
    ممنون پسرم
    بله از این حقه بازی ها خیلی زیاد شده است و هر روز به روش های جدیدی متوسل می شوند .. !! جالبه اکثرشون می گن شوهرشون مرده و میلیون ها دلار بی صاحب مونده است !! همان طور که شما اشاره کردی .. این ها همه اش کلک است
    ممنون از شما

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35