درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  با خلخالي در صحراي طبس !

dyr85uazf87rngtgy77l.jpg

bx151pxl9etw9pgi3uc3.gif

ke0v5tprbbp0kkc5awm2.jpg

شكست عمليات پنجه عقاب در طبس !

ggi9ogay712q8wzi17jh.jpg

w36pkmgyjprwkhyullbn.jpg

bbck0mxnwn7x5nglls69.jpg

ماجراي حمله به صحراي طبس ...

 بيست و نه سال پيش تقريبآ در اين ايام بود كه انتشار خبري همه مردم ايران رو شوكه كرد !  اعلام حمله نظامي آمريكا به صحراي طبس و ناكام ماندن كماندو هاي آموزش ديده در اين عمليات ، همه رو به حيرت وا داشت . در باره چگونگي طرح حمله به طبس و دلايل سياسي آن به كرات در رسانه هاي كشور مطرح شده است . و همه كم و بيش در جريان امور هستند . اما آن چه من را بر آن داشت تا در مورد اين واقعه مطلب بنويسم . صرفآ بيان ماجراهايي است كه كم تر در جايي به آن اشاره شده است . به عبارتي از زاويه حضور خود به آن مي پردازم . چون همان گونه كه مستحضر هستيد . خط مش اين سايت غير سياسي است . يادمه حتي از وقايع اين حمله يكي از كارگردانان وطني فيلمي رو تهيه كرد . وقتي نخستين بار در جشنواره فيلم فجر براي اصحاب قلم و منتقدان به نمايش در آمد . در جلسه پرسش و پاسخي كه با كارگردان مربوطه بر گزار شد . از وي در مورد اشكالات عمده فني كه مربوط به كاربرد هواپيماي سي - ۱۳۰ بود . سوالاتي مطرح كردم . اما وي به دليل حضور مشاوري خلبان در پروژه ساخت فيلم به نوعي طفره رفت !

الاغ هوايي هم شديم !!

همه دوستان و خوانندگان قديمي خوب مي دانند كه  چقدر من روي شغل قبلي ام و به خصوص هواپيماهاي سي - ۱۳۰ تعصب دارم . دليل آن هم صرفآ سپري كردن سال هاي طولاني از جواني و عمرم بر روي اين هواپيماها است . حتي اگه يادتون باشه در يك موردي كه بهروز وثوقي در كتاب خاطراتش از واژه " كاو يونجه " براي هواپيماي ما به كار برده بود ( اينجا ) تحمل نكرده اعتراض كردم . اما متآسفانه چندي پيش برو بچه هاي بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور مهريز - يزد هم محبت كرده و در سايت خود لقب هواپيماهاي سي - ۱۳۰ رو " الاغ هوايي " ناميده اند ( اينجا ) ! اگه هر فرد و گروهي ديگه اين لقب رو به هواپيماهاي ما مي داد ، زياد ناراحت نمي شدم . ولي از برادران بسيجي آن هم از نوع دانشجويي اش هرگز انتظار اين بي مهري رو نداشتم . چون بسيجي هاي قديمي اون هايي كه در جبهه ها حضور داشتند . خوب به خاطر مي آورند ... آن وسيله اي كه جسم مجروح و خوني آن ها رو به موقع از جبهه ها به بيمارستان هاي كشور مي رسوندند سي - ۱۳۰ بود . نه الاغ هوايي ! و چه نازنين همكاراني كه در اين راه شهيد شدند .. چه خانواده هايي كه بي سرپرست شدند . نمي دانم هواپيماي ما شبيه الاغ بوده يا خدمه پروازي آن كه چنين مورد بي مهري قرار گرفته اند .

 بر سر دوراهي ، لطفآ كمكم كنيد ...
 
براي نخستين بار در عمرم بد جوري بر سر دو راهي گير كرده ام ! اصلآ فكرم كار نمي كنه . واقعآ انتظار دارم خوانندگان فهيم و بزرگوار مخصوصآ ان هايي كه در آمريكا حضور دارند . راهنمايي ام فرمايند . ماجرا از اين قراره ديروز كه سرگرم پاسخ دادن به اي ميل شما دوستان مهربان بودم ، نامه اي دريافت كردم مبني بر اين كه در قرعه كشي " گرين كارت آمريكا " برنده شده ام ! ابتدا تصور كردم از اين تبليغات سر كاري است . به همين دليل يكي از دوستان مطلع ام رو كه اخيرآ برادر همسرش رو از طريق سفارت دبي به آمريكا فرستاده بود خواهش كردم دعوت نامه رو به دقت مطالع نمايد . او بعد از خواندن تآئيد كرد كه همه چيز قانوني است . نشانه ها و آدرس ها صحيح هستند . در اين نامه قيد شده بود كه ويزا و گرين كارت شما ده ساله و قابل تمديد است . و خواسته بود به نزديك ترين سفارت خانه مراجعه كرده و با اعلام ( كيس نامبر ) كارها رو انجام دهم . من بلافاصله نامه نوشتم كه چه كار بايد بكنم ؟ امروز سه فرم مخصوص به اي ميل ام فرستاده شد ..!
 
راستش رو بخواهيد اصلآ راضي به اين كار نيستم . حتي همسرم هم معتقد است نمي توانم از ايران دل ببرم . اما در اين ميان آرش پسرم خيلي خواهش كرد كه براي تآمين آينده او هم كه شده ما اين كار رو انجام دهيم . همين دوستم حاضر بود اين برگه رو تا ده ميليون تومان از من خريداري كنه ! از طرفي دختر و دامادم اصرار دارند كه برويم .. و هر وقت دلمون تنگ شد ، چون محدوديتي در ورود و خروج وجود ندارد ، برگرديم . الان همه فرم ها و دعوت نامه اي كه فرستادند . آماده و حاضر است . در اين ورقه قيد شده كه ما فقط بليط و ويزاي مجاني به شما و خانواده درجه يك شما مي دهيم ... هيچ تعهدي براي شغل نيست . حال من رو راهنمايي كنيد .. اگه بر فرض  امريكا بروم . ابتدا به ساكن چه كار بايد بكنم ؟ معمولآ آن هايي كه در قرعه كشي برنده ويزاي آمريكا مي شوند چه مراحلي رو بايد طي كنند ؟ خواهش مي كنم حتمآ راهنمايي ام كنيد . واقعآ نه تنها خوشحال نشدم . بلكه دلم بد جوري گرفته ... مي دونم دق خواهم كرد . اما به خاطر فرزندم بايد كاري انجام دهم ...

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg 

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

nxl861dokiu39wurj5ma.gif 

http://www.asheghi.ir/ 


p7m0kyvedcz909bep06z.jpg

 

پايگاه يكم ترابري ، ارديبهشت ۱۳۵۸ ... 

با وجودي كه چند ماهي از پيروزي انقلاب نگذشته بود . اما ارتش هنوز به ثبات لازم نرسده و  سردر گمي خاصي  بين آن ها مشهود بود  . بحث هاي دسته جمعي و گروهي كه در كوچه و بازار مرسوم بود . به پادگان ها هم سرايت كرده بود . و من عملآ در خط پرواز مي ديدم آقايوني كه تا ديروز مجيز شاه و خاندان پهلوي رو مي گفتند ، چگونه انقلابي شده و در باب فساد رژيم گذشته با شور و اشتياق با يك ديگر بحث مي كردند .. ! اولين بار بود كه با واژه ها و نام هايي چون .. ايدئولوژي ، انقلاب شيلي ، آلنده و پينوشه ، مكتب ، ليبرال و حتي با امپرياليسم آشنا مي شدم . تازه در اين ايام بود فهميدم كه آرمي كه تا پيش از انقلاب بر روي سينه و لباس پروازم نصب مي كردم . امپريال آن مفهوم امپرياليست داره !! خيلي ها همون روز هاي نخست و به محض پيروزي انقلاب ، گوشه آرم سينه خود را بريده بودند . با سليقه ها هم با نخ گلدوزي واژه امپريال رو محو كرده بودند . نا اميدي و بلاتكليفي خاصي در چهره همكاران مشاهده مي شد . جالب اين كه تعدادي از درجه داران به اصطلاح مبارز ، كنترل پايگاه رو در دست گرفته بودند ! ديگر ستاد پايگاه كه روزگاري دفتر تيمسار اميرفضلي ، امير اردلان و معين زند بود . جاي خود رو به شورايي متشكل از درجه داران انقلابي داده بود .

 ديگه قيافه ها هم تغير كرده بود !  چهره همكاراني كه سال ها صورت آن ها رو صاف و به اصطلاح سه تيغه مي ديدم . حالا با گذاشتن ريش انبوه و حركات به ظاهر اسلامي خيلي با گذشته تغير كرده بودند ! برخي همكاران مثل من كه هنوز ته دلشون با شاه بود . سر خورده فقط نظاره گر بودند . در همين ايام بود كه براي نخستين بار كلمه اعتصاب رو از زبان افسران خلبان سي - ۱۳۰ مي شنيدم ! دقيقآ يادم نيست چند روز پرواز هاي لجستيك نيروي هوايي خوابيد . واي كه چقدر اون زمان دلم هواي پرواز رو كرده بود . و مي خواستم با اوج گرفتن در آسمان كم تر شاهد اين بلبشو ها باشم . چون تا پيش از انقلاب در عمليات و ديسپچ پايگاه مامور بودم . و كم فرصت پرواز رفتن رو پيدا مي كردم . حالا هم كه به خط پرواز برگشتم ، اعتصابات ، خواسته ها .. دلم رو درد مي آورد ! باز زياد به حاشيه رفتم .. ولي مي خواهم شما دوستان جوون دقيقآ وضعيت اون ايام رو تجسم كنيد . بله مي گفتم ... از آن جا كه سياست و خط مش ارتش در رژيم گذشته دور نگه داشتن پرسنل از سياست بود . واقعآ مفهوم انقلاب رو درك نكرده بودم . و مي دانستم خيلي هاي ديگر هم چنين هستند .

باور كنيد در بهبوحه پيروزي انقلاب وقتي براي نخستين بار شعار مرگ بر آمريكا رو شنيدم . درك آن برايم خيلي سخت بود . مدام از خودم مي پرسيدم .. تظاهر كنندگان به آمريكايي هاي بيچاره چه كار دارند !؟ چون تصويري كه از آمريكا در ذهن من و امثال من حك كرده بودند . آمريكا يا همون عمو سام رو مظهر تمدن و آزادي مي پنداشتيم ! و مردم آن را فرشتگان بي آزار و با فرهنگ تلقي مي كرديم . اما نگو در زماني كه من و همفكرانم در غم گروگان هاي آمريكايي غصه دار بوديم . و كار انقلابي دانشجويان خط امام رو مغاير با اصول دموكراسي دانسته و گاهي هم جسارت به خرج داده در جمع دوستان صميمي اعتراضي رو زمزمه مي كرديم ... در آريزونا و صحراي نوادا ، محلي كه دوره هاي نجات ( سورواول ) رو يه زماني ايراني ها آموزش مي ديدند ، نود نفر كماندو  ( آمريكن مرين ) موسوم به " دلتا "  سرگرم آموزش و حمله به ساختمان سفارت آمريكا به سرپرستي سرهنگ " چارلي بكويث " و سرگرد " ميدوز " بودند .  اين منطقه به دليل شباهت آب هوايي اش به مناطق كويري ايران براي آموزش انتخاب شده بود . و در آن ساختمان هايي شبيه به سفارت ساخته بودند ..  

طرح عملياتي با نام پنجه عقاب ...

اواخر دوره رياست جمهوري جيمي كارتر بود كه مسئله اشغال سفارت آمريكا و دستگيري جاسوسان آمريكايي صورت گرفته بود . يادمه اون ايام بني صدر علاوه بر مسئوليت رياست قوه مجريه ، فرمانده كل قوا هم بود . همون موقع هم عده اي مخالف سياست هاي بني صدر بودند . و او را مهره آمريكا مي ناميدند . حالا كه وقايع و اتفاقات اون زمان رو بررسي مي كنم ، بيشتر با چهره و اعمال بعضي ها كه ادعاي وطن پرستي داشتند برايم روشن مي شود . بگذريم .. درست نيمه شب چهارم ارديبهشت ماه سال ۱۳۵۸ بود كه كماندوهاي آمريكايي كه پيش از آن در قاهره مستقر شده  و سپس به ناو بزرگ هواپيمابر " نيميتز " انتقال يافته بودند با هماهنگي مستقيم جيمي كارتر كه در كاخ سفيد جلوي تلفن قرمز رنگ اش نشسته بود با رمز " برويد " آغاز شد . طبق نقشه اي كه طراحي شده بود و ماه ها روي آن كار عملياتي انجام داده بودند . قرار بود سه فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ام سي  براي جا به جايي نيروها و سه فروند هركولس اي سي كه حامل سوخت براي هلي كوپتر ها بود ، از يكي از جزاير عمان به سوي ايران پرواز كرده و در كوير طبس فرود آيند ...

knbokdfhvsq8kj8jd5nt.jpg

نقش عوامل ستون پنجم ...

همان طور كه عرض كردم نقشه آن ها بسيار دقيق و حساب شده بود . البته اين رو هم بگم آن ها روي عوامل وطن فروش و ستون پنجم ايراني حساب ويژه اي باز كرده بودند . و از مدت ها پيش با مسئولان رده بالاي آمريكايي در تهران هماهنگي هاي لازم شده بود . آن ها هم چنين براي مطمئن شدن از عدم تغير محل نگهداري گروگان ها ، گروهي رو اگه اشتباه نكنم با عنوان فرستادگان مذهبي يا حقوق بشر براي گفت و گو با گروگان ها به تهران اعزام كردند . كه بعد ها معلوم شد ماموريت آن ها جاسوسي بوده است ! حالا كه بحث جاسوسي و ستون پنجم شد . بهتره عرض كنم دو نوع جاسوس و خود فروخته داشتيم . دسته اول افراد ناراضي و احتمالآ تحصيل كرده آمريكا بودند كه بيشتر نقش تداركات داخلي از قبيل تهيه كاميون ، ماشين  ، انبار و نهايتآ رابط مقامات آمريكايي در سفارت بودند . حتي من شنيدم بعضي از آن ها به شهر هاي يزد و اطراف آن رفته و در پوشش مسئول معدن يا محيط زيست شرايط رو مرتب بررسي مي كردند . گروه دوم در ميان مسئولان رده بالاي نظام رخنه كرده بودند كه بعد ها به نمونه كارهاي آن ها اشاره خواهم كرد ..

طبق طرحي كه در دست داشتند ، قرار بود هشت فروند هلي كوپتر ( كه دو فروند آن رزرو بود ) بعد از فرود در صحراي طبس و سوخت گيري مجدد به سوي مرحله دوم عمليات كه همانا تهران بود پرواز كنند . آن ها طوري برنامه ريزي كرده بودند كه قرار بود هلي كوپتر ها بعد از سوار كردن كماندو ها كه به قول خودشون از ديوار راست هم بالا مي رفتند ، يك ساعت قبل از طلوع آفتاب در نزديكي تهران فرود آيند ! آن ها همچنين قرار بود با طلوع  سپيده دم خورشيد در تپه هاي نزديك گرمسار خودشون رو پنهان كرده و شب هنگام به سمت محل ماموريت خويش كه همانا استاديوم ورزشي امجديه بود پرواز نمايند !! جالبه بدونيد كه چراغ هاي ورزشگاه هم آن شب بر خلاف شب هاي قبل ، تا صبح روشن گذاشته بودند ! خب طبيعي است از ورزشگاه به بعد رو مي شود حدس زد . چون سفارت آمريكا تا آن جا فاصله چنداني نداشت . و آقايون ستون پنجم وسايل حمل و نقل كماندو ها رو آماده كرده بودند ! همچنين قرار بود يك عده از كماندو ها هم به سمت وزارت امور خارجه رفته و كاردار و همراه اش رو كه در اين وزارتخانه نگهداري مي شدند . به ورزشگاه بر گردانند !

طوفان شن و باقي قضايا ....

در باره شكست اين عمليات حرف و حديث فراواني نقل شده است . البته تناقض هاي زيادي هم به چشم مي خورد . كه من با هيچ كدام از آن ها كاري ندارم . دوستان مي توانند از طريق سرچ گوگل  اطلاعات مفيدي رو به دست آورند . اما من سعي دارم همان طور كه در بالا عرض كردم به موضوعاتي اشاره كنم كه خود شاهد آن بودم . نخستين موضوعي كه در ميان اخبار آن روزگار بيشتر به چشم مي آيد . وجود توفان شن است . بر حسب اسناد ارائه شده ، كاخ سفيد از طريق اداره هواشناسي دقيقآ وضعيت آب و هوايي منطقه رو در آن وقت سال در نظر گرفته بودند . يك شايعه اي كه همان موقع دهان به دهان مي گشت . اشاره به هدف قرار دادن روس ها با اشعه ليزر داشت . كه من به شخصه در هيچ يك از خاطرات آمريكايي ها و يا در جرايد و رسانه ها مشاهده نكردم . ظاهرآ به دليل ايراد فني يكي از هلي كوپتر ها ، و نقص سيستم هيدروليك هلي كوپتري ديگر ، آن ها با تهايت تلاش با يك ساعت و نيم تآخير به گروه سي - ۱۳۰ ها مي پيوندند . فرماندهان عمليات خيلي سعي مي كنند طي تماس با سر فرماندهي  عمليات كه در ناو مستقر است برنامه رو كنسل اعلام كنند ! از طرفي هم كارتر به جمع كردن مشاوران نظامي خود لحظات پر التهابي رو سپري مي كند .

mwic0xhfgv7sujoqt5ka.jpg

به هر حال در شرايطي كه تمام برنامه ها به هم خورده بود . و فرماندهان مستآصل و درمانده بودند . حوادث غير قابل پيش بيني هم در آن نيمه هاي شب به وقوع پيوست . از آن جمله ورود يك كاميون حامل سوخت كه به وسيله سلاح ضد تانك منفجر مي شود . و با فرا رسيدن اتوبوس مسافربري و شليك به لاستيك هاي آن ماشين رو متوقف كرده و مسافران رو پياده مي كنند . ظاهرآ در همين اثنا كاميوني ديگر از راه رسيده و با مشاهده وضعيت فوق دور زده و از مهلكه فرار مي كند ! ترس از لو رفتن عمليات و نقص فني  دو فروند هلي كوپتر ، بد جوري اعصاب خلبانان و فرماندهان رو به هم مي ريزد . در اين اثنا يكي از هلي كوپتر ها موقع بلند شدن به دليل وجود طوفان و ديد نامناسب به سمت راست متمايل شده  و به يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ برخورد مي كند ... انفجار ناشي از اين برخورد كه محوطه رو مثل روز روشن كرده بود . جهنمي از اتش به وجود مي آورد كه طي آن هشت نفر از خدمه آمريكايي در آتش ناشي از سوختن هواپيما و هلي كوپتر جزغاله مي شوند ..

بمب باران مدارك باقي مانده در طبس !!

 بعد از فرار با عجله كماندوها از محل ماموريت ، شب آن روز جيمي كارتر با اعلام رسمي شكست طرح خود ، افتضاح بزرگي رو در اذهان عمومي به وجود مي آورد . با پخش صداي رئيس جمهور آمريكا كه به گفته كارشناسان حامل پيامي براي عوامل سرسپرده خود در ايران بود . بني صدر كه در آن زمان مسئوليت فرماندهي كل قوا رو به عهده داشت . با پي بردن به سخنان كارتر كه رسمآ اعلام كرده بود  اسناد مهمي در محل حادثه و درون هلي كوپتر ها به جاي مانده است ، به هماهنگي تيمسار باقري فرمانده وقت نيروي هوايي شكاري بمب افكن هاي ايراني بدون هيچ دليل منطقي با پرواز بر فراز منطقه باقيمانده هلي كوپتر ها رو كه اغلب قابل استفاده و سالم بودند . منهدم مي نمايند ! و تنها يك فروند از اين ماجرا سالم باقي مي ماند كه بعد ها به ارتش ايران ملحق شده و آن گونه كه شنيدم ،خدمات ارزنده اي در زمان جنگ هشت ساله ارائه داده بود . اما خبر تآسف باري كه هم زمان با بمباران محل حادثه به گوش رسيد ، شهادت مظلومانه برادر پاسدار " منتظر قائم " كه براي محافظت از اسناد و مدارك به جاي مانده از محل پاسداري مي داد بود كه دل مردم رو به درد آورد . نمونه ديگر اين كارشكني ها جمع كردن تمام توپ هاي پدافند در مهرآباد و ايستگاه هاي مهم و استراتژي كشور به دستور تيمسار باقري درست چند روز قبل از جنگ بود !!

پرواز خلخالي به طبس ...

مدتي بعد از پيروزي انقلاب آوازه روحاني اي به نام صادق خلخالي در كشور پيچيد . او كه از بدو انقلاب در مقام قاضي القضات به محاكمه و اعدام سران نظام شاهنشاهي پرداخته . و  بعد ها به عنوان  دادستان  و رئيس دادگاه هاي انقلاب و رئيس اداره مبارزه با مواد مخدر قاچاقچيان بزرگي رو محاكمه و اعدام كرده بود ، حسابي به چهره اي شناخته شده مبدل شد . چهره اي كه نام اش لرزه بر دل خلافكاران مي انداخت . من قبل از اين كه با اين روحاني ماجراجو به پرواز بروم ، به دليل مصاحبه هاي جنجالي اش حسابي با تفكر وي آشنا شده بودم . يادمه چند هفته بعد از حادثه طبس سخنان وي با تيتر درشت در صفحات نخست روزنامه ها به چشم مي خورد . صادق خلخالي گفته بود كه حكم اعدام شاه ، فرح ، اشرف ، غلامرضا ، شعبان جعفري ، سپهبد اويسي و پاليزبان ، اردشير زاهدي و خيلي هاي ديگر رو صادر كرده است . و هر ايراني كه اين افراد رو به قتل برسانند عامل اجراي حكم دادگاه محسوب خواهد شد ! وي همچنين گفته بود .. هويدا يك ميليون دلار تقاضاي رشوه داده بود تا اعدام او دو ماه به تآخير افتاده تا فرصتي يابد توصيه هاش رو به دولت بدهد  .   

vr4sav9xj2rxjjz2uwm3.jpg

 يك روز صبح بعد از حادثه طبس كه حرف و حديث هاي فراواني رو موجب شده بود . اعلام كردند كه يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ساعت هشت صبح به سوي طبس پرواز كنه .. تا قبل از آمدن خلخالي هيچ كس نمي دونست كه مسافران هواپيما چه كساني هستند ! دقيقآ يادم نيست كه نوبت خودم بود يا داوطلب رفتم .. به هر حال وقتي خواستيم حركت كنيم ، ديدم حاج آقا خلخالي با هياتي همراه سوار هواپيما شدند . كاري ندارم كه دست بوسان آستان ارادت او چه دولا سه لايي مي شدند . به هرحال سوار شده و به سوي طبس پرواز كرديم . هنوز كاملآ اوج نگرفته بوديم كه حاج آقا به همراه يك سرهنگ نيروي زميني كه قد بسيار بلندي داشت اجازه خواسته و به كابين آمدند .. در تمام مدت پرواز آن دو با هم حرف مي زدند .. بيشر سرهنگه حرف مي زد و خلخالي سرش رو به علامت تصديق تكان مي داد . صداي موتور هم مانع از ان بود تا مكالمات ان ها شنيده شود ! قبل از فرود همان جناب سرهنگ بلند شده و خواهش كرد حاج آقا مي فرمايند اگه امكان داره يه دور در اطراف محيط بزنيد تا وسعت عمليات آمريكايي ها مشخص بشه ! و ما وسعت رو نشون داديم !!

قرار بود جنازه هاي آمريكايي در تابوت هاي مخصوص قرار داده شود تا به آمريكا فرستاده شود . يادمه همون زمان از قيمت بالاي اين تابوت ها سخن به ميان آمده بود ! به هرحال انگار پاسداران و بچه هاي كميته از قبل مي دانستند حاج آقا مي آيد .. چون به استقبالش آمده و هر جا حاج آقا مي رفت به  دنبال او  به راه مي افتادند . خلاصه حاج آقا به دقت و وسواس تمام از همه صحنه ها ديدن كرده و آن جناب سرهنگ هم مرتب نظراتش رو به حاج آقا مي گفت .. ولي هر زمان حاج اقا لب به سخن مي گشودند ، جناب سرهنگ هم سريع مانند ژورناليست هاي حرفه اي تند تند يادداشت مي كرد . از جمله مواردي كه اون روز بررسي شد و تيم همراه به دنبال ان بودند ، اسناد  و مداركي كه جيمي كارتر اعلام كرده بود .. ولي شدت بمباران طوري بود كه هيچ آثاري از آن به جا نماند .. بچه هاي كميته از عملكرد خود تعريف مي كردند و اين كه پرسنل ژاندارمري با آن ها همكاري لازم رو نكرده است . در ادامه بچه ها از نحوه شهادت برادر پاسدار منتظر قائم گفتند ..

 آزاد سازي گروگان ها ...

من به دليل اين كه آدم سياسي نبودم ، زياد مسايل مهم روز رو دنبال نمي كردم . ولي شنيدم جيمي كارتر خيلي سعي كرد تا قبل از فرا رسيدن انتخابات مسئله گروگان ها رو حل كند . از طرفي تو امريكا غوغا بر پا شده بود كه چرا با صرف بودجه كلان فرزندان ما رو به كشتن داديد ...  به هر حال تا پايان انتخابات اين امر صورت نگرفت و تنها بعد از سوگند خوردن رسمي رونالد ريگان قرار شد گروگان ها آزاد شوند .. و در نهايت در يكي از نيمه هاي شب ، يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ايرلندي به فرودگاه مهرآباد نشسته و به رمپ نظامي وارد شد . عمليات اعلام كرد هواپيماي فوق به انتهاي باند نظامي هدايت شود .. اون موقع اغلب بچه هاي خط پرواز در اداره به جاي كلاه رسمي نيروي هوايي  ،  كلا ه هاي محلي بر روي سر خود مي گذاشتند كه من هم از اين قاعده مستثني نبودم ! و با كلاهي كه از قوچان خريداري كرده بودم و به " قره كل " معروف بود به همراه يكي از دوستان به پيشباز كروي هواپيماي ايرلندي  رفتيم . موقع سلام و عليك احساس كردم طفلكي ها بد جوري ترسيده اند !! تا اين كه دوستم گفت بهروز كلاه ات رو بردار ! با برداشتن كلاه نطق خلبانان هم باز شد و به ما اجازه دادند از داخل هواپيماي آن ها سيستم هاشون رو نگاه كنيم ...  

fg3zmjj2m2t62mqz5akb.jpg 

بعد از پايان حادثه طبس و باز گشت آمريكايي ها به كشورشون كتاب هاي بسياري به قلم فرماندهان و دست اندر كاران اين ماجرا به رشته تحرير در آمد . همه ان ها از حادثه طبس به تلخي ياد مي كنند .. و متذكر شده اند عملياتي كه اين همه تمرين شد و بهترين نيروهاي داوطلب در آن حضور داشتند ، چگونه با وزش طوفاني اين چنين همه چيز در يك چشم به هم زدن به خاكستر تبدل شد .  بعد از اين ماجرا يك بار ديگر هم با خلخالي به پرواز رفتم .. پرواز براي خواباندن درگيري ها در كردستان بود . كه ماموريت ما جاده خاكي شهر بانه بود ...

با تشكر و احترام

بهروز مدرسي

اين مطلب ساعت ۳ بامداد ششم ارديبهشت ۱۳۸۷ به پايان رسيد . 

                                 ايام به كام  

مسابقه ويژه پرواز

 شماره ۲

51rlsyff7zbvt9yhr52x.jpg

به اطلاع خوانندگان محترم و علاقه مندان پرواز مي رسانم : از اين به بعد هر هفته يك سوال در رابطه با اصول پروازي از سوي مدير محترم " فروشگاه لوازم خلباني دبي "   مطرح مي شود ، كه پاسخ آن به صورت پنج گزينه اي است . دوستان بايد پاسخ هاي صحيح خود رو به اي ميل ذيل :hfoladi@dubaipilotshop.com به نام آقاي  " حميد فولادي " ارسال فرمايند . از ميان كساني كه پاسخ صحيح داده باشند ، هر هفته يك جايزه بسيار نفيس تقديم برنده خواهد شد . براي آشنايي با محصولات فروشگاه خلباني ( اينجا ) رو كليك فرماييد . شايان ذكر است از آن جا كه دانشجويان پروازي مي بايستي مسلط به زبان انگليسي باشند ، سوالات هم انگليسي است .

  
What is the benefit of flap?


A) Increase angle of decent by increasing airspeed
B) Decrease drag
C) Increase angle of attack
D) Decrease the wing's lift coefficient
E) None of them
 


اطلاعيه مهم

به نام خدا

بدينوسيله به اطلاع ايرانيان علاقه مند به سرمايه گذاري كلان در امر صنعت هوانوردي مي رسانيم ، با استعانت از خداوند متعال در راستاي حمايت از جوانان علاقه مند به آموزش خلباني و تآسيس آكادمي پرواز  جهت همگاني شدن اين حرفه دوست داشتني ، تني چند از اساتيد خوشنام خلباني كشور مراحل قانوني پروژه فوق و اخذ مجوز هاي قانوني را تكميل كرده اند . و براي آغاز آن نياز به سرمايه گذاران حقيقي و حقوقي دارند . هموطنان علاقه مند چهت آگاهي از شرايط پروژه و تضمين سرمايه با اي ميل مدير سايت به نشاني  behrouz.journalist@gmail.com مكاتبه فرمايند .


اطلاعيه   

 حسب الامر پيشنهاد خوانندگان محترم سايت " يادداشت هاي يك خبرنگار " به استحضار مي رسد . نخستين نشست علاقه مندان دنياي وب ، با حضور ياران همدل و صميمي سايت دهم مرداد ماه در يكي از فرهنگسراهاي تهران به مديريت جناب آقاي آرمان بيات  برگزار خواهد شد . لذا  ان عده از خوانندگاني كه با حضور خود گرمابخش محفل دوستانه ياران فوق  مي شود خواهشمنديم با مراجعه به سايت خانم درياي عزيز به نشاني :http://www.darya2500.blogfa.com/ ، ضمن اعلام آمادگي حضور نظرات و پيشنهادات خويش را بيان فرمايند .

با تشكر : بهروز مدرسي

jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  

6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:

Date:April 16,2008 ,Time:14:23, Location :Off Annobon Island, Equatorial Guinea ,Operator: Government of Equatorial Guinea,AC Type: Antonov An-32B, Aboard: 13, Fatalities: 13, Ground:0 ,Route: Bata-Annabon Island, Details: Crashed into the ocean after skidding off the runway in high winds and heavy rain. All 8 passengers and crew of 5 were killed

Picbaran.

Date: April 15,2008 Time:14:30 Location: Goma,congo Operator: Hewa Bora Airways AC Type:McDonnel Douglas DC-9-51 Aboard:85 Fatalities: 0, Ground:47 ,Route:Goma-Kisangani-Kinshasa , Details:While attempting to takeoff, the plane failed to reach takeoff speed, overran the runway, proceeded through a perimeter fence and cashed into a crowded market

Picbaran.

Date:April 11,2008 Time:22:15 Location:chrisinau,Moldova Operator:Kata Transportation AC Type:Antonov An-32 Aboard: 8 Fatalities:8 , Ground:0 ,Route:Chrisinau, Moldova - Antalya, Turkey - Sudan,Details:Just minutes after the take off the plane tried to return to the airport because of engine problems, but crashed about 100 metres away from the runway. Pilots tried to land the transport, which was carrying a cargo of 2.3 tons of fuel, but a wing struck a fence and electrical wires and the plane crashed and burst into flames. All eight crew members aboard were killed

Picbaran ,

SOURCE:www.planecrashinfo.com      BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

حوادث هوایی اخیر دنیا:

تاریخ:16 آوریل 2008/زمان:14:23/مکان:جزیره آنوبون-گینه/خط هوایی:دولت گینه/نوع هواپیما:آنتونوف 32-بی/تعداد سرنشین:13/تلفات:13/تلفات روی زمین:0/مسیر:باتا به جزیره آنوبون/جزئیات:بعلت باد و باران سنگین روی باند سر خورده و بداخل اقیانوس سقوط کرد.کلیه 8 مسافر و 5 خدمه کشته شدند.

تاریخ:15 آوریل 2008/زمان:14:30/مکان:گوما-کنگو/خط هوایی:هوا بورا/نوع هواپیما:دی سی-9/تعداد سرنشین:85/تلفات:0/تلفات روی زمین:47/مسیر:گوما-کیسانگانی-کینشاسا/جزئیات: هواپیما در حال برخاستن بسرعت لازم نرسید و پس از خروج از باند و برخورد به حصار پیرامون آن وارد یک بازار شلوغ شد.

تاریخ:11 آوریل 2008/زمان:22:15/مکان:کریشینو-مولداوا/خط هوایی:کاتا/نوع هواپیما:آنتونوف-32/تعداد سرنشین:8/تلفات:8/تلفات روی زمین:0/مسیر:کریشینو-مولداوا-آنتالیا-ترکیه-سودان/جزئیات:بلافاصله پس از بلند شدن بخاطر مشکلی در موتورها تلاش کرد که بسمت فرودگاه برگردد اما 100 متر قبل از باند سقوط کرد.خلبانان سعی در بزمین نشاندن هواپیما که 2.3 تن سوخت حمل میکرد کردند اما بال آن به حصار و سیمهای برق برخورد کرد و منفجر شد.همه 8 سرنشین آن کشته شدند..

 

planecrashinfo.comمنبع:     گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی 

r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد


مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید


7w57l65r6cdykphszjc5.jpg

http://www.khaleban.com/ 


 

 http://fun.mahyaonline.com/ 


373ippzd8coe2ruui46d.jpg 

اينجا رو كليك كنيد

http://phoenix69.blogfa.com/


 hl3cgzchkr1tepfac901.jpg

قابل توجه علاقه مندان تحصيل در كشور بلارس

http://www.minsk.blogfa.com/


 

 

- تعداد بازديد
  • 4857
  • مرتبه

    نظرات

    سلام آقاي مدرسي عزيز.
    اميدوارم خوب و سلامت باشيد.
    در مورد اون ويزاي آمريكا: والا من كه همين ايرانو با همه مشكلاتش به همه جا ترجيح مي دهم. خوب چرا نمي فروشيدش. نوشته بوديد براي آينده پسرتون. خوب بفروشيدش و در جايي سرمايه گذاري كنيد.
    البته شما فرموده بوديد دوستاني كه در امريكا هستند راهنمايي كنند. ولي من از جنوب تهرون نظر مي دهم.
    راستي به وبلاگ من هم سر بزنيد.
    يا حق!
    پاسخ
    امير جان دوستم قبل از ارسال مشخصات مي خواست بخرد ولي بعد از اين كه مشخصات رو فرستادم .. به نام خودم ثبت شد . ولي شايد نروم

    salam agaye modaresi az in forsat estefade kon boro ke ayande iran tire o tare shoma doige deini be vatan nadari
    movafagh bashi
    پاسخ
    مهدي جان مسئله وابستگي است
    من خيلي به كشور وابسته هستم . همسرم هم مثل من است
    خيلي براي من تحمل دوري سخت است . در جواني آمريكا بودم . اون موقع دلتنگي مي كردم . چه برسه حالا كه ديگه سن و سالي ازمون گذشته .. درد غربت را كشيدم خيلي سخت است

    سلام سرهنگ حالت خوبه
    دمت 10 بار گرم خيلي خوشحال شدم كه از حادثه طبس مطلب نوشتي
    در مورد گرين كارت :
    سرهنگ خوشحالم كه برنده شديد
    سرهنگ نظر خواهي كرديد
    والا كسي نمتونه به شما بگه بريد يا نريد
    چون از اين شانسا خيلي به ندرت سراغ ادم مياد
    به هر حال سرهنگ شما مي توني
    بريد امريكا و ديگه تخم مرغ كيلو 1600 تومن رو نداشته باشيد
    مي تونيد فقط فرزند تونو بفرسيد
    كه بره اونجا درس بخونه
    والا سرهنگ مي دونيد نظر دادن در اين مورد خيلي سخته

    اگر بگيم بريد كه خودتون نمي خوايد با خانومتون
    اگر بگيم نريد كه پسرتو با دامادتون شاكي مي شه

    بايد يه چيزي بين اين دو رو انتخاب
    كنيد
    موفق باشيد ايام به كام
    پاسخ
    خيلي ممنون پسر عزيزم .. باور كن بد جوري از شنيدن اين خبر از حالا دلم گرفته واي به حالي كه به خواهم از وطن دور باشم .. من مي دونم اگه آمريكا بروم ، به يك سال هم عمرم كفاف نخواهد داد .. همسرم مي گه خودت برو .. و من مي گم آن ها بروند ! فعلآ يك بلبشويي خونه ما ولي 99 درصد نمي روم

    سلام جناب مدرسی
    آیاشمادرقرعه کشی گرین کاردشرکت کرده
    بودیدکه درآن برنده شدید؟
    پیشنهاد میکنم در این مورد خیلی با
    دقت اقدام کنید.
    پاسخ
    دوست عزيز من شركت نكرده بودم .. ولي لاتاري اينترنتي برنده شده ام .. من ابتدا شك كردم . ولي دوستم اومد و گفت درست است چون برادر خانم و باجناقش دقيقآ از همين طريق رهسپار شده اند .. در ضمن اين ها گفته اند به سفارت خانه مراجعه كنيد ... كيس نامبر داده و فرم هاي ويزا و گرين كارت رو برام ارسال كرده اند .. همه چيز قانوني است عزيزم .. مسئله من اين نيست . اي كاش تقلبي باشد .
    مشكل من و همسرم ، دلبستگي به ايران است .. حتي بهشت باشد را هم دوست ندارم

    شما اصلا توي قرعه كشي شركت كرده بودين؟به هرحال اگه درست باشه كارتون زود و راحت راه ميوفته ولي پسرتون رو چندسال طول ميكشه تا بتونين ببرين.هزينه زيادي هم براتون نداره.فقط اونجا كسي رو دارين؟چون شصت سالتون نشده بهتون حقوق و بيمه تعلق نميگيره.در ضمن شنيدم امريكا به ارتشي ها گير ميده حتي كساني كه سربازي شون رو جبهه بودن دچار مشكل ميشن حالا خودتون هم تحقيق كنين.يه چيز ديگه:اينها بعدا با پست چيزهاي براتون ميفرستن.اگر خارج از ايران كسي رو دارين ادرس اونو بدين اخه شنيدم توي پست ايران اين بسته ها رو پاره ميكنن.راستي اين راسته كه ميگن شوروي به اين عمليات امريكا در طبس پي ميبره و به ايران خبر ميده؟
    پاسخ
    دوست عزيزم خيلي ممنون از راهنمايي كه فرمودي
    اتفاقآ خود سفارت هم پيشنهاد داده اگر آشنايي در آمريكا داريد ، بگوييد تا مكاتبه با آن جا صورت گيرد
    فعلآ مشكل من اين نيست .. تمام دغدغه من دل كندن از كشور است كه دوست ندارم
    در مورد شوروي ، راستش من دقيقآ آن چه شنيده بودم نوشتم

    salam kapitane aziz.hanuz matn ro nakhundam va bad az harfaye khodemuni comment daram midam.be khatere pesaretun derang nakonid va berid,kare ishun ke dorost shod tashrif biarid iran:)yek bar shans be dare khuneye adam miad,dar panahe hagh
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي
    خيلي ممنون از راهنمايي شما .. اتفاقآ دخترم هم چنين عقيده اي دارد
    ولي با دلم چه كار كنم كه خيلي وابسته است ؟

    دوست ناديده!
    يه نگاهي به آدرس زير بكن،
    با توجه به اينكه در سايت تاكيد شده اطلاع رساني به برندگان تنها از طريق پست ميباشد نه با ايميل يا ...در ضمن مگر شما در قرعه كشي شركت كرده بوديد؟
    كمي با تامل عمل كنيد ، البته من به شخصه در صورت رفتن شما به كشوري ديگر خوشحالم چرا كه در آنجا ميتوانيد با فراغ بال بهتري بنويسيد!.
    اگه رفتيد از همين الان برايت سلامتي و موفقيت آرزومندم.
    http://usinfo.state.gov/_در ضمن زادگاه با وطن فرق داره!
    هر جا كه شرايط براي انساني زندگي كردن و داشتن آرامش وجود داشته باشه آنجا وطنه! احساساتي نشو! يك روز هم به عمر انسان باقي مانده باشد بايد خوبتر زندگي كند.
    پاسخ
    دوست نازنين من هرگز شركت نكردم .. ولي اين نامه اي كه آمد از مركز لاتاري آمد و نوشته امسال بخشي اينترنتي انتخاب مي شوند
    من آدرسي كه فرستادي رو ديدم .. نه من هرگز از اين فرم ها پر نكردم

    | s

    اينرا هم نگاه كنيد.
    http://usinfo.state.gov/persian/

    | s

    روایت های دیگری هم وجود دارد.یک طرفه به قاضی رفته ایداستاد گرامی،محدودیت شما را درک می کنم
    پاسخ
    خيلي ممنون عزيزم

    salam
    dar morede ghorekeshiye Green Cart neveshte boodid
    man fekr mikonam ooni ke shoma dar yaft kardid kolahbardari bashe
    namehaye asli, ba email ersal nemishe, oonaro post mikonan, dar zemn pooliam baraye visa va bilit pardakht nemishe
    پاسخ
    خدا كنه تقلبي باشه
    باور كن اگه واقعي هم باشه من نخواهم رفت

    salam
    dar morede ghorekeshiye Green Cart neveshte boodid
    man fekr mikonam ooni ke shoma dar yaft kardid kolahbardari bashe
    namehaye asli, ba email ersal nemishe, oonaro post mikonan, dar zemn pooliam baraye visa va bilit pardakht nemishe

    راستي شما مجبور نيستين تا درست شدن كار پسرتون اونجا بمونين.ببينين وقتي كار تكميل مدارك و مصاحبه تون انجام شد و وارد امريكا شدين به محض ورود در فرودگاه و انجام مراحل قانوني كه بين دو هفته تا يك ماه طول ميكشه شما گرين كارت رو دارين و شهروند محسوب ميشين.ديگه ميتونين برگردين و مثلا سالي يكبار برين كه از حضورتون مطلع بشن هيچ نيازي به ماندگار شدن نيست.
    پاسخ
    خيلي ممنون از راهنمايي شما .. مسئله اين است كه پسر من زبان بلد نيست .. شغل او هم فروشندگي سيسموني بچه است كه اتفاقآ خيلي هم تبحر داره .. ولي در آن جا اين تبحرش به درد نمي خورد . بايد يك حرفه اي بلد باشد كه متآسفانه نيست .. لذا من فكر مي كنم از همين كارش هم باز مي ماند . به خدا قسم صداي دهل از دور خوش است . هيچ كجا وطن آدم نمي شود . آمريكا و اروپا به درد افرادي مي خورد كه سرمايه اضافي داشته باشد و سالي يكي دو ماه بره گردش .. نه اين كه مقيم ديار غربت بشه

    سلام اقای مدرسی
    لازم دونستم چند نکته روخدمتتون عرض کنم اسامی برندگان لاتاری به هیچ عنوان با ایمیل ارسال نمیشود بلکه با پست فرستاده میشه.در ضمن به برندگان واقعی بلیط هم نمیدن اینا ایمیل های شیادان هستندکه برای واقعی جلوه دادن همون مطالب داخل نامه سازمان مهاجرت رو جعل میکنند(بازنویسی میکنند).توصیه میکنم در گوگل سرچ کنید سایتهای مفید ایرانی هم برای راهنمایی موجوده .منم خوشحال میشم اگه کمکی بتونم بکنم ایمیل ادرسو هست تماس بگیرید در خدمتم
    پاسخ
    مهيار عزيزم .. خيلي ممنون كه راهنمايي ام كردي . من هم ابتدا شك كردم .. ولي راستش رو بخواهي دوستم ترديد من را برطرف كرد .. شايد باور نكني از خدا مي خواهم كه تقلبي باشه !! چون اگه واقعيت داشته باشه هم هرگز دوست ندارم يك قدم از كشورم دور باشم

    Hi captain
    Just look at these two sites to figure out which an email you received is truth or fruad.
    1)http://www.usagcls.c
    2)http://www.frau

    Take care
    پاسخ
    با تشكر از شما دوست خوبم .. نه هيچ كدام از اين دو آدرس نبودند
    من شايد در يك پست كل ماجرا را قرار دادم تا دوستان بررسي كنند
    با تشكر از شما

    سلام استاد عزیز

    در مورد آمریکا هیچ اطلاعی ندارم ولی این ایمیل شما و اطلاعاتی که دادید یک مقدار عجیبه. من تا حالا نشنیدم که یک ضرب به کسی اقامت 10 ساله بدهند. در مورد سوئد هر کسی که قانونی با اجازه اقامت وارد شود تا دو سال اول اقامت موقت یکساله می گیرد (درصورت قبولی در مصاحبه) و بعد از سال دوم وقتی 3 سال از گرفتن اولین اقامتش گذشت می تواند اقامت دائم بگیرد. بعد از 5 سال می تواند درخواست تابعیت (سیتی زن شیپ) نماید. راستی دوستی در کامنتها اشاره کرده بودند که در فرودگاه امور مربوط به شهروندی انجام خواهد شد ولی این را در نظر داشته باشید که اقامت را با شهروند بودن (داشتن سیتی زن شیپ و پاسپورت کشور فوق) اشتباه نکنید. تفاوت بسیار زیادی بین مقیم بودن و شهروند بودن یک فرد است. در هر حال گرفتن اقامت ده ساله از اول به نظرم خیلی عجیبه اونهم در آمریکا که از لحاظ امنیتی خیلی سختگیرتر از اروپا است. در هر حال قبل از ارسال هرگونه وجه و مدرکی صحت و سقم اعتبار ایمیل فوق را ار سفارت سوئیس که حافظ منافع آمریکا در ایران هست را جویا شوید و به حرف کسی نه دل ببندید و نه اطمینان کنید.
    در مورد غربت من همیشه وقتی دوستانم از من می پرسند پاسخ می دهم که در بدترین حالت اینطور تصور کنید که از لحاظ فضای کره خاکی ایران را در مقایسه با کل جهان مانند یک قفس (از لحاظ ابعاد جغرافیایی ، اشتباه چیز دیگری برداشت نشود) در نظر بگیرید. وقتی شما در این قفس هستید خیالتان راحت است که آب و دونتون به راه هست و یک نفر همیشه مراقب شما در مقابل گزند حیوانات درنده هست. وقتی در این قفس باز شد و شما بیرون از این قفس رفتید دیگر خبری از جای گرم و نرم و غذای آماده و مراقب همیشگی نیست ولی می توانید هر کجا که خواستید پر بکشید و بروید. حالا فقط خود شما هستید که با توجه به روحیات و سلایق خودتان می توانید تشخیص دهید که آیا قفسه بهتره یا بیرون از قفس. هر کسی هم یگه این بهتره یا اون بهتره صرفا" نظر شخصی خودش را با توجه به سلایق و سنجش خودش گفته و اصلا" شامل حال دیگری نمی شود.
    تجربه به من می گوید افراد احساساتی به شدت دچار افسردگی و home seek می شوند. خیلی از جوونها فکر می کنند خارج خبریه ولی بخدا هیچ خبری نیست. شرایط خیلی سختر از ایرانه. شاید فکر کنید چرند می گویم ، اشکالی ندارد من اصراری بر حرفهایم ندارم ولی فقط همین را حساب کنید که یک جوان صفر کیلومتر بدون آشنایی به زبان و قوانین یک کشور راهی خارج شود. اولین مشکل این است که طرف تا ماهها و حتی سالها مانند کر و لالها و اوتیسمی ها هست چونکه هیچگونه ارتباطی با جامعه نمی تواند برقرار کند. بعد از یادگیری زبان تا (حتی تا 20 سال) طرف اشتباهات گرامری دارد. بعد از تمام این حرفها حتی مثل بلبل هم حرف بزند بازهم لهجه عجیب و غریب برای مردم آن کشور دارد. این از زبان، مرحله بعدی کار هست . چند تا مثال عینی برای افرادی که در سن بالای 50 راهی خارج شدند را برایتان می زنم: 1. دایی خود بنده دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه تهران و شغل فعلیش مغازه لوستر فروشی (این تازه خوبشه چونکه خودش آقا و نوکر خودشه) 2. عموی بنده ، دارای مدرک فوق لیسانس مهندسی عمران - آب و شغل فعلیش کارمند پمپ بنزین 3. خلبان (کاپیتان)ایران ایر (نامش را خواستید خصوصی برایتان می فرستم) و شغل فعلیش راننده اتوبوس در استکهلم. کار عار نیست ولی به نظر من (صرفا" نظر شخصیه منه) وقتی آدم می تونه مفیدتر برای مملکت خودش باشه چرا تن به کارای پایین بده برای اجنبی. یه سوال شاید برای دوستان پیش بیاد که تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره. جواب خیلی واضحه درسم که تموم شد به وطن برای ابد بر می گردم با اینکه سیتی زن سوئد هستم. با اینکه اینجا هم کار رده بالا خیلی راحت می توانم بعد از اتمام درسم پیدا کنم ولی ترجیح می دهم در خدمت وطن و مردمم باشم تا غریبه.
    شخصا" خود من برای پسرم تا حدی فداکاری می کنم که خودم را نابود نکنم چون اگه من نباشم ، فردا وقتی فرزندم به مشکل خورد کی می خواهد کمکش کند؟
    خیلی از حرفهای من کلی بود و منظورم کس خاصی نبود. تجربیات 6 ساله ام را در چندین خط برایتان نوشتم ولی بازهم تاکید می کنم خارج رفتن مثل یک بیزینس هست که آدم یک سری چیز از دست می دهد و بالطبع یک سری چیز به دست می آورد. این فقط و فقط شما هستد که می توانید تشخیص دهید در این بیزینس برنده شده اید یا بازنده.

    موفق باشید
    سام (سوئد)
    پاسخ
    سام عزيز و مهربانم .. دقيقآ حرف هاي كاملآ منطقي و عقلايي زدي ... واقعآ مثال جالبي زدي .. مخصوصآ اين شرايط براي فردي مثل من كه تمام دنيار رو ديده ام و بار ها به آمريكا سفر كرده و حتي زير پرچم آن سال ها خدمت كردم ، اصلآ جذابيتي ندارد .. تنها عاملي كه كمي وادار به رفتن ام كرد ، مسئله فرزندم و آينده كاري او بود . اما وقتي كلاه ام رو قاضي كردم و از روي عقل و خرد به قضيه نگاه كردم ، متوجه شدم هيچ عايد مثبتي براي او ندارد . زيرا او در حال حاضر يك فروشنده لباس كودك و سيسموني است كه خيلي هم تبحر داشته و به اصطلاح خوش سر زبان است . و امكان نداره مشتري وارد مغازه شده و او كلي جنس با زبان شيرين به او نفروشد . خب اين بچه كه هنري ديگر جز همين صحبت كردن ندارد ، چگونه در كشور غريب كه به قول شما حتي زبان ان ها رو نمي دونه از مهارت خود استفاده نمايد ؟ هنر ديگري هم نداره . زبان هم كه هيچ .. پس معلوم است كه سر خورده مي شود . مخصوصآ كه بايد گليم خودش رو از آب بيرون بكشد . و از آن جايي كه من و همسرم بد جوري وابسته به كشورمون هستيم ، پس چه اين مدارك تقلبي باشد چه اصل ، اصلآ براي ما مفهومي ندارد . اي كاش داده بودم به دوستم كه حتي حاضر بود براي رد كردن نام وي ، پنج ميليون بده و پنج تاي ديگر رو وقتي كارش در دبي انجام شد . اما هيچ اشكالي نداره ... خوشحالم در ايران هستم و آن قدر آرامش دارم كه با دوستانم در ارتباط باشم ... مرسي سام جان گرامي

    سلام خدمت سرباز وطن
    اولا تبریک می گویم برنده شدن شما در لاتاری گرین کارت ثانیا امیدوارم تقلبی هم نباشد
    و درست باشد من هم مثل همه دوستان دیگر معتقدم یک تحقیقی ذر این مورد بکنید
    من احتمال واقعی بودن آن را زیاد می دانم چون شما در سایتتان راهنمای لاتاری گرین کارت را نوشته بودید.
    خواهش می کنم خواهش می کنم که با این موضوع منطقی برخورد کنید واین حق را بدهید که آرش شما مایل باشد برود البته نمی دانم تحصبلات او و وضعیت زبان اینگلیسی
    او چگونه است. بالاخره می گوید که شما که پدرش باشید رفته اید و چرا من نروم
    و خوب او هم نگران آینده خودش هم است. شاید در این مهاجرت خیریتی باشد البته من قبول دارم برای شما و خانمتان سخت است که ایران را ترک کنید ولی لا اقل ما ایرانی ها
    برای فرزندانمان از هیچ چیز فروگذاری نمی کنییم شاید آنجا یک موقعیت شغلی عالی پیدا کردید و ذر ثانی شما اگر نمی روید لااقل آرش برود.
    ببخشید دیگه اگر جسارتی کردم
    پاسخ
    نادر جان نازنين
    خيلي ممنون پسرم . همان طور كه پيش از اين گفتم ، يكي از دوستانم كه باجناق و يكي از برادر همسرش اخيرآ ويزا و گرين كارت گرفته بود ، با خواندن فرم ها و شرايط و با توجه به اين كه هيچ پولي تقاضا نكرده بود ، فقط بعد از مصاحبه به ازاي يك خانواده 1600 دلار و يك فرد 1200 دلار آن هم به خود منطقه ( پاسفيك اوشن ) لذا به واقعي بودن آن اطمينان حاصل كرد . ولي در رابطه با آرش لطفآ پاسخي كه به سام عزيزم دادم بخوان خواهي ديد كه هيچ نفعي براي او هم ندارد . اگر او هنر خاصي داشت ، مي شد به استناد به آن هنر يا تجربه اي كه دارد راهي شد . و سپس خودمون برگرديم . از طرفي دخترم اعتقاد داره يك سفر با همسرش به دبي رفته و موضوع رو پي گيري كنيم . همچنين همسرم نظر ديگري دارد ... مي گويد تو تنها برو يا با آرش دو تايي برويد ... بعد كه همه چيز رو براه شد من مي آيم ... ولي نادر جان حتي فكرش هم من را عذاب مي دهد .. انگاري كه حكم زندان اوين به در خونه آمده باشد !! اين قدر اعصابم خرد شده است .. اما كلام اخر اين كه جناب آرمان بيات گفت مي آيم خونه تون تا بگويم كه چقدر صحت دارد . به گفته خودش او اين گونه داستان ها رو خوب مي داند
    باز هم از شما به خاطر راهنمايي كه فرمودي سپاسگزارم

    من به اين چيزها وارد نيستم ولي تا در قرعه كشي رسمي شركت نكرده باشين برنده شدن معني نداره.
    پاسخ
    خيلي ممنون دوست من . ولي به قول يكي از خوانندگان كه من اصلآ حواس ام نبود ، مدتي من تبليغ اين لاتاري گرين را در سايت خود گذاشته بودم . و هر چه مدير آن از من درخواست شماره حساب كرد كه هزينه آگهي رو بدهد ، من قبول نكردم . و ايشان گفتند در عوض من يك فرم براي شما پر مي كنم . ممكنه آن فرم مربوطه برنده شده باشد .

    ضمن عرض سلام خدمت جناب مدرسی و سایر خوانندگان!
    در مورد لاتاری اینترنتی توصیه میکنم که حتما بررسی کنید و بهد اقدام کنید.احتمالا شیادی است.توجه شما را به این مورد که شخصا 2 سال پیش برایم پیش آمد جلب میکنم.
    2 سال قبل ایمیلی بزبان انگلیسی دریافت کردم که مضمون آن این بود که دویست هزار دلار جایزه از طرف بیل گیتز(رییس شرکت مایکروسافت) و سلطان برونیی برنده شده ام واین جایزه ایست که به 10 نفر در دنیا از طریق قرعه کشی اینترنتی تعلق میگیرد ویک شماره رمز هم داده بودندو از من خواسته شده بود که با ایمیل و یا شماره تلفنی که درج شده بوددر اندونزی تماس بگیرم.پس از فرستادن ایمیل و شماره رمز به اندونزی میلی دریافت کردم پر از تبریک واز من مشخصات کامل و آدرس پستی خواستند که ارسال کردم.در جواب بمن گفتند که چک شما حاضر است و کل مبلغ از بانک چیس مانهاتان نیویورک به شما تقدیم میشود و چک توسط پیک بین المللی بدست شما خواهد رسید.کم کم باورم شده بود تا در میل بعدی از من خواستند که 850 دلار جهت هزینه ارسال چک به شماره حسابی در اندونزی واریز کنم و تاکید شده بود که این مبلغ را نمیتوانیم از چک برداریم چون چک مورد نظر قبلا نوشته و امضا شده است.اینجا شک برم داشت.بخشی از متن ایمیل اول را در گوگل سرچ کردم و دیدم که سایتی وجود دارد که به اینگونه کلاهبرداریها میپردازد و در واقع متن تمام این میلها را داشت و همه را کلاهبرداری عنوان کرده بود.ایندفعه تلفنی با شماره اندونزی تماس گرفتم و آقایی گفت که ما وظیفه متقاعد کردن شما را نداریم و اگر باور نمیکنید خودتان از ایران به اندونزی بیایید و چک را بگیرید.پس از بررسی بیشتر در اینترنت و تبادل نظر با برخی دوستان دیگر متوجه شدم که شبکه بزرگ کلاهبرداری اینترنتی وجود دارد که پس از پرداخت پول اولیه مجددا از شما تقاضای پول میکنند و چون شما پول اولی را پرداخته اید وسوسه میشوید وبازی همچنان ادامه می یابد.
    پیشنهاد میکنم که شما هم بخشی از متن ایمیل را در گوگل سرچ کنید تا ببینید چیزی بدست می آید یا نه؟
    در مورد حادثه طبس جایی خوانده بودم که در آنزمان تیمی متشکل از طرفداران ریگان و بوش پدر به منظور خراب کردن دمکراتها و خصوصا کارتر در هلیکوپترها خرابکاری کرده بودند تا عملیات انجام نگردد و کارتر در انتخابات بعدی شکست بخورد که خورد.
    بهترین آرزوها
    پاسخ
    عليرضا جان عزيزم
    خيلي ممنون از تعريفي كه كردي و واقعيت رو بيان فرمودي .. ولي همان طور كه عرض كردم براي من هيچ فرقي ندارد كه تقلبي باشد يا واقعي ! مهم اين است كه من اصلآ دوست ندارم وطن ام رو ترك كنم
    باز هم ممنونم

    اردیبهشت 59 صحیح است.
    پاسخ
    بله علي جان . ممنون از دقت نظر و اطلاعي كه دادي

    سلام آقا بهروز خوش تيپ.اميدوارم كه خوب و سلامت باشي.حات عينك ريبون شما هم خوب باشد. فقط كامنت گذاشتم كه بگم به يادتم.خوش تيپي

    ارادتمند شما
    پاسخ
    رضا جان عزيزم ... من هم براي شما هموطن عزيزم آرزوي شادكامي و موفقيت دارم
    من مخلص جوون هاي با معرفت و ميهمان نواز خطه جنوب مخصوصآ آبادان هستم . راستي رضا جان من نفهميدم چرا فكر مي كني من خوش تيپ هستم !!؟

    مجدداًسلام جناب آقای خلبان
    لطفاً نحوه خواندن صحیح
    کلمه " کروی " پرواز را بیان فرمایید .
    مثلا kervi ؟ یا korvi ؟ یا karvi ؟
    کلمه معادل و رایج انگلیسی آن چیست؟

    با تشکر
    دوست عزيز .. كلمه كروي پروازي در انگليسي
    crew
    مي نويسند
    كرو يعني خدمه
    موفق باشي

    سلام کاپیتان.
    خوبین؟
    من منتظر پاسختون تو 3 پست قبلیتون بودم.
    ممنون میشم بهم جواب بدین.
    منتظر کلیک گرمتون هستم.
    یا حق...
    پاسخ
    پسر عزيزم من پرسش شما را نديدم .. اگه زحمتي نيست در كامنت بعدي كامل بنويس
    اين زحمت رو به حساب كم حواسي ام بگذار

    در مورد مطلب اقاي سام بايد بگم ان مراحلي كه ايشون گفتند در مورد امريكا و مخصوصا كسي كه در لاتاري برنده شده صدق نميكنه كار اين قبيل افراد رو خيلي سريع راه ميندازن فقط چون نظامي بودين ممكنه بهتون سخت بگيرن يا از مصاحبه ردتون كنن.يكي ديگه از دوستان هم جملات خنده اوري نوشته بود به اين مفهوم كه شكست امريكا در طبس كار جمهوريخواهان بوده.خدمت اين تحليلگر سياسي باهوش عرض كنم كه همزمان با پخش تصاوير ديپلماتهاي امريكايي اسير با چشمان بسته از تلويزيونهاي دنيا فاتحه كارتر خوانده شد و ديگه مثل افتاب روشن بود كه اينده سياسي نداره چون به مردم امريكا ثابت شد كه رييس جمهور احمقشون با كارهاش منافع عظيم امريكا در ايران رو به باد فنا داده.به علاوه دستكاري كردن هليكوپتر اين عمليات فوق سري كه تا اخرين ثانيه ها همه چيز رو چك ميكنند غيرممكنه.اصلا طرح اين عمليات هم از حماقتهاي كارتر بود چون مشخص بود كه ماهواره هاي شوروي كاملا اوضاع رو تحت نظر دارن و كوچكترين تحركي رو به ايران گزارش ميدن.جالبه بدونيد كارتر هنوز دست از حماقت برنداشته و دنبال مذاكره صلح با حماس و ايرانه!!!!!!
    پاسخ
    دوست عزيزم .. راستش من از جريانات سياسي هيچي سرم نمي شود . اگر بر حسب ضرورت خاطره اي رو بيان مي كنم كه در بطن آن ماجراي سياسي است . دليل بر سياسي بودن من يا دانش سياسي ام نمي شود . من هر كس چيزي بنويسد فكر مي كنم او درست مي گويد .. نفر بعدي چيز ديگري مي گويد باز قبول مي كنم .. اجازه مي خواهم خاطره اي در اين مورد بگويم ... اوايل انقلاب وقتي سخنان نمايندگان رو مستقيآ از راديو مي شنيدم .. مثلآ اگه يك نفر مخالف صحبت مي كرد .. قانع مي شدم و با خود مي گفتم .. بله حق با او است .. چند دقيقه بعد شخصي ديگر كه موافق صحبت مي كرد ... باز قانع مي شدم و با خود مي گفتم حق با اين است .. تمام اين ماجرا ها به دليل عدم آگاهي من در مسايل است .. در كامنت ها هم دوستان هر چه مي نويسند ، قبول مي كنم .. و ممكنه فرد ديگري مطلب و نظري ديگر ارائه كند كه به دلايلي كه گفتم مي پذيرم .. براي همين است از دوستان خواهش كردم اصلآ وارد مباحث سياسي نشوند ... اگر چه در مورد حماقت كارتر با شما موافقم .
    شاد و پيروز باشي

    salam jenab sarhang,kheili khoshalam ke in shans nasibe shoma shode va barande green card shodid,bedone hich tardidi biyaid inja,albate az man be shoma nasihat ke L.A nayaid va ageh mitonid hatman sharghe amrica ro baray zendegi entekhab konid,inja kheili ha hastan ke mesle shoma barande shodan va miyano miran,shoma ham mitonid iran ro dashte bashid va ham inke ayande farzandetono tamin konid,ageh tasmimetono gereftid man hame maraheli ro ke bayad anjam bedid ro baraton email mikonam,,,omidvaram behtarin tasimimo begirid..ghorbone shoma bye
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    از شما به خاطر لطف و محبتي كه نسبت به من داري ، صميمانه تشكر و قدر داني مي كنم
    مطمئن باش اگه قرار باشه تصميم به ترك موقتي كشورم نمايم ، حتمآ از همين طريق به دوستان خبر خواهم داد تا بيشتر راهنمايي ام فرمايند
    موفق و پيروز باشي

    با سلام
    شرکت ایمن پمپ توس نماینده رسمی هواپیماهای جابیرو در ایران مفتخر به ارائه خدمات به علاقمندان از جمله هواپیما, پیشرانه و خدمات پس از فروش می باشد. عرضه هواپیما و پیشرانه, ارائه خدمات و پشتیبانی در کنار قیمتهای بسیار مناسب از محورهای اصلی فعالیت این شرکت می باشد. برای اطلاعات بیشتر لطفا از وب سایت جابیرو در ایران دیدن فرمائید:
    www.iran-jabiru.com
    با تشکر مدیریت سایت

    سلام خدمت سرباز وطن
    پیشنهادی دیگر اگر اعتقاد به استخاره از کلام الله مجید داریید از دولت قرآن استخاره کنیید
    و می توانیید دوحالت یکی مهاجرت خانوادگی و دیگری فرستادن آرش استخاره کنیید.
    پاسخ
    پسر عزيز و نازنين ام نادر جان
    اتفاقآ نظر همسرم هم اين گونه بود كه ما ار كلام خدا راهنمايي جوئيم .
    باز هم از راهنمايي درست شما ممنونم

    امپريال در انگليسي به معني شاهي يا شاهنشاهي است و با ان امپرياليسم به معني سلطه گري فرق دارد
    پاسخ
    نيما جان عزيزم .. كاملآ درست مي فرماييد ولي آن ها اوايل انقلاب به معني امپرياليسم معني مي كردند و آن را پاره مي نمودند ... بله به قول شما معني آن مي شد : نيروي هوايي شاهنشاهي ايران
    از لطف شما ممنونم

    بنام خدا
    جناب آقاي مدرسي عزيز در مورد ويزاي آمريكا و آينده فرزنداتان بايد به عرض برسانم تمامي فرزندان اين آب و خاك متعلق به همه پدران و مادران ايراني مي باشند پس بايد آينده آنها را با اتحاد و همدلي در داخل خاك خودمان بسايزيم نه در مهد فساد و بي بند و باري امريكا يا هركشور غربي و شرقي ديگر پس لطفاً به فرزند عزيزتان بگوئيد اگر دل و جيگر داري ، اگر همت داري در كشور عزيمان ايران بمان و با تلاش و توان خودت خود را به جاي برسان .
    اما در مورد حادثه طبس حرف و حديث زياد است ولي اگر مي خواهيد مطمئن شويد ماجرا چگونه بوده است (روسها و اشعه ليزر و ديگر حرفها و روايتها) بايد به كلام امام (ره) كه بي درنگ مرد خدابود و كلماتش نيز خدايي رجوع كرده و ببينيم ايشان چه فرموده‌اند آنوقت مشخص مي شود ماجرا چه بوده است . براستي كه خدا بلايي را كه بر اصحاب فيل نازل كرد بر اصحاب خر نيز نازل فرمود.
    والسلام- ارادتمند هميشگي شما علي
    پاسخ
    خيلي ممنون علي جان .. به نكته منطقي اشاره كردي .. مگر ما ها كه در كشور مانديم و از خاك مون دفاع كرديم .. از گرسنگي مرديم ؟ كه حالا فرزندان ما بخواهند كشور را ترك كنند . ؟ اگر خودم قبلآ آمريكا و يا كشور هاي ديگر را نمي ديدم ، مسلمآ ممكن بود خام شده و ريسك بزرگي بكنم .. اما بارها عرض كردم براي من هيچ جذابيتي ندارد . و اگر به آمريكا بروم واقعآ دق خواهم كرد
    در مورد طبس هم خيلي ممنون به نكته جالبي اشاره فرموديد . از شما متشكرم

    عمو مدرسی عزیزم
    سلام
    پس بگین چرا نتونستم شما رو توی تهران ببینم. سرتون ظاهرا خیلی شلوغ بوده!
    عموی عزیزم صلاح کار شما رو کسی بهتر از شما نمیدونه. کاری رو بکنین که دلتون میخواد و فکر میکنین راضیتون میکنه. برای آرش هم اجازه بدین خودش تصمیم بگیره. اگر این جریان واقعی باشه و شما مانع رفتنش بشین یا تشویق به رفتنش کنین مسوولیت تمام اتفاقهای آینده رو از روی دوش اون بر میدارین! راهنمایی کنین و بذارین تصمیم نهایی رو خود اون بگیره تا در آینده جای هیچ گله و شکایت و آه و افسوسی باقی نمونه!آدمها توانایی های زیادی دارند که بسته به شرایط می تونند ازشون استفاده کنند. پسر شما اگر برند پناهنده نیستند فقط یک مهاجرند که با رفتنشون هیچ پلی رو پشت سر خودشون خراب نمیکنند و راه برگشت براشون همیشه بازه. حالا گیریم با تجربه تلخ چندین ساله!!
    امیدوارم هر تصمیمی که میگیرید موفقیت پشتش باشه
    پاسخ
    دامون عزيزم .... واقعآ شما فكر مي كني من كه براي ديدن روي ماهت لحظه شماري مي كردم ، دروغ بوده است ؟ يعني من از شوق رفتن به آمريكا ، ذوق زده شده و به بهانه بيماري ار ديدن شما محروم شدم ؟ دامون جان واقعآ فكر مي كني سرم آن قدر شلوغه كه به ريا متوسل شده و بيماري را بهانه مي كنم ؟
    به قضاوت تمام پاسخ هايي كه به دوستان عزيز دادم ، من نه تنها از اين ماجرا خوشحال نشدم ، بلكه بر عكس افسرده هم شدم . ولي حرف هاي منطقي شما را با دل و جان مي پذيرم . دامون عزيزم .. من در شرايطي كه تب و لرز شديد داشتم ، مرتب نگران شما و حسين جان بودم .. هر وقت به هوش طبيعي باز مي گشتم از همسر و فرزندم مي خواستم با شما ها تماس بگيرند ... آن ها به من گفتند ك ه اين كار را كرده اند ... ولي ظاهرآ با شما تماس نگرفته اند كه شما تصور كردي من خيلي سرم شلوغ بود .. حتي تماس هم گرفتم . گوشي شما خاموش بود . و پيامك گذاشتم
    دامون جان .. باز هم از نقطه نظرات شما ممنونم

    دوست وبرادر بزرگوارم سلام
    از مطالب این قسمت که مثل همیشه در قالب بیان شیوا و صمیمی شما قرار گرفته بود و باز مثل گذشته در اثر حسن سلیقه و زحمات شما مزین به تصاویر زیبا شده بود بسیار لذت بردم و صمیمانه تشکر میکنم از خبر مهاجرت شما یه مقدار دلگیر شدم آخه تو این یه هفته که با شما آشنا شدم شدیدا علاقمندتون شدم و به دلم صابون زده بودم که اگه برنامه ملاقات با شما جور شد منم بیام تهران و از سعادت زیارت شما بهره مند بشم در هر صورت آرزو میکنم اونچه که مصلحت هست اتفاق بیفته . . . الخیرو فی ما وقع . . . در خصوص اظهار نظر در مورد رفتن شما باید بگم که خیلی خودم رو کوچیکتر از اونی میدونم که بخواهم چیزی بگم اما چون خود شما اجازه فرمودین گستاخی میکنم و نظر شخصیم رو عرض میکنم اونچه که بدیهیه مهاجرت به کشور های خارج برای دنیای انسان مفیدتره ولی برای آخرت . . . . چون اونجا آدم این یه ذره دینی رو هم که داره ممکنه از دست بده به عنوان مثال یکی از اعضا ء خانواده ما ساکنه سوئده اینها دقیقا روز عاشورا جشن تولد داشتن و طبیعتا در کنارش رقص و مشروب و . . . . نه اینکه آدمهای بدی باشند نه به هیچ وجه اما دوری از ایران و حضور در یک کشور غیر اسلامی باعث میشه آدم این تتمه ایمانی هم که داره از دست بده البته ناگفته نمونه من آدم مذهبی نیستم و جا نماز هم آب نمییکشم اما بالاخره ماها مسلمون هستیم واین عمر به سرعت باد میگذره و یه روزی میاد که ما باید جوابگوی اعمالمون باشیم البته چه بسا هزاران نفر اونجا باشند که خیلی خیلی از داخلی ها سالم تر باشند . . . . غیر از این نکته که عرض کردم از هر حیث زندگی در خارج ارجحیت داره در هر صورت زیاده گویی این حقیر رو ببخشید ایشالله هر جا هستید در کمال شادی و سلامت به سر ببرید ممنون.
    پاسخ
    هادي جان عزيزم ... پسرم شكسته نفسي مي فرمايي عزيزم . شما دوست عزيز و فهميده بندده هستيد . من هميشه به ايده و تفكرات جوانان احترام مي گذارم و معتقدم آن ها بهتر از نسل قديم مي دانند . در مورد سخنان ات كاملا موافقم .. البته در مورد كم شدن ايمان بايد بگويم ... اين به معرفت و ذات خود آدم ها بستگي داره .. من يادمه در جواني كه آمريكا بودم .. دلم خيلي براي روضه ابوالفضل (س ) تنگ شده بود . در صورتي كه اگر در ايران بود ، امكان نداشت دلم تنگ بشه .. ولي با شما هم موافق ام كه فرهنگ منطقه روي رفتار تآثير مي گذاره و انسان بدون اين كه خودش بداند ، پشت پا به ارزش هايش مي زند
    هادي چان عزيزم ... واقعآ از راهنمايي ارزنده اي كه كردي تشكر مي كنم

    دوست عزیز جناب کدخدایی
    من کامنت شما را خواندم ولی با عرض معذرت نقد جدی بر آن دارم
    شما روی چه دلیل و مدرکی می گویی که آمریکا مطهر فساد و بی بند باری است(قطعا فساد و بی بندباری در آنجا وجود دارد)اگر آن کشور این طور که شما می گویید مظهر فساد
    وبی بندباری است چرا اینقدر در زمینه های علمی -اقتصاذی موفق هستند(من به هیچ وجه من الوجوه طرفدار دولت و سیاست آنجا نیستم ) من حرف ام این است ما نیاید همه
    چیز را سیاه و یا سفید ببینم به خدا رنگ خاکستری هم هست.
    ما ایرانی ها یک ایراد جدی دارییم یا یک کسی را اینقدر بالا می برییم که اصلا انگاری او هیچ عیب و نقصی ندارد و یا طرف را آنقدر پایین می آورییم که انگاری او هیچ نکته مثبتی
    ندارد.
    البته از آن طرف حرفم هم با آن افرادی که می گویند از نوک سر تا فرق پایمان باید آمریکایی باشد مخالف هستم.
    خلاصه این که ما باید در قضاوت هایمان عادلانه بر خورد کنیم که این به حقیقت نزدیک تر است.
    یا علی

    سلام استاد
    حالتون بهتر شده؟
    براتون اس ام اس میزنم که اگر حال داشتید باهاتون صحبت کنم
    راستس سایتتون از صبح مشکل داشت شایدم واسه من اینطور بوده
    الان با زحمت تونستم بعد از ساعتها واردش بشم
    راستی این حالتی که بهتون دست داده مربوط به ویروس جدیدی هست که اومده
    من و مادرم هم اینطور هستم
    الهی بمیرم الان میدونم چه حالی داشتین
    برادرزاده هام و چند نفر از آشنایانمون همه اینطور شدن
    تب ولرز ،حالت تهوع،و...
    مراقب خودتون باشین
    راستی من تو مسابقه شماره 2 شرکت کردم
    آقای فولادی هم ایمیل به من زدند
    فعلا خداحافظ
    سعی میکنم که باهاتون امروز صحبت کنم
    پاسخ
    نيلي جان عزيزم .. خيلي ممنون از محبتي كه نسبت به حقير داري . دخترم خوشبختانه تب و لرز برطرف شده و تنها ضعف جسماني امانم رو بريده است . من حتمآ در يكي دو روز آينده با شما تماس گرفته و شايد فرصتي پيش آمد كه ملاقاتي هم داشته باشيم
    با تشكر مجدد از شما

    کاپیتان عزیز
    من حاضر هستم با کمال میل جای خودم رو با شما عوض کنم.من الان منتظر هستم ببینم کی می تونم برگردم من برای 2 سال آمدم اینجا 18 سال 4 ماه 14 روز شد وای به حال شما
    پاسخ
    مهرشاد عزيزم .. من از همون ابتدا عرض كردم هرگز حاضر نيستم از كشورم خارج شوم
    اگه پاسخ كامنت هاي قبلي رو بخوانيد ، متوجه مي شويد كه من اصلآ دوست ندارم خاك كشور عزيزم رو ترك كنم

    سلام
    من دلم یه ذره شده و میخوام زودترربرگردم ایران اما آمریکا وای چه عالی خوش بحالتون
    راستی پدر گرامی شما که اونجا بودین راحت الان میتونین تصمیم بگیرید؟
    منم توی مرکز اروپا هستم دلم گرفته!!!!!!

    سلام
    من دلم یه ذره شده و میخوام زودترربرگردم ایران اما آمریکا وای چه عالی خوش بحالتون
    راستی پدر گرامی شما که اونجا بودین راحت الان میتونین تصمیم بگیرید؟
    منم توی مرکز اروپا هستم دلم گرفته!!!!!!
    پاسخ
    پسرم هيچ جا ايران نمي شه . قبول كن عزيزم

    jenab sarhang ba salam
    ghaziye be gerogan gereftane diplmat haye sefarate amrika dar tehran yek amali bud ke be nazare man nabayad ba eftekhar dar hich ja elam beshe. be gerogan gereftan ashkhasi ke daraye masuniate ghazayi hastan va elame inke " jasus " hastan nemitune bahane bashe baraye inke be sefarate yek keshvare khareji ke jozbve khake un keshvar mahsub mishe hamle beshe. che basa dar hamun zaman police amrika , dar Washington az hamleye mardom be sefarate Iran jelogiri mikard. dar zemn inke gofte shod ke sefarate mahale jasusi bude ye bahane bude va beghole yeki az diplomat haye gerogan geefte shode, aghayne maslan daneshju bishtar tahte tasire filmhaye James Bond budan ta vagheyat!! maslan saat diplomat haro bazresi mikardan ke tush ferestande nabashe!! dar akhar inke fekr mikonam adam nabayad be harfe yek taraf gush bede va bayad dar morede yek etefagh harfe 2 taraf ro gush bede . dar moddat zaman didim ke bad az eshghale sefarat che kasi zarar did va che kasi sud bord. ba tashakor
    پاسخ
    سينا جان عزيز .. با چه زحمت و مكافات با اين چشمان ضعيفي كه دارم به هزار بدبختي كامنت شما دوست خوبم رو خواندم
    در حقيقت با اين نظر شما كه فرمودي بايد حرف دو طرف شنيده بشه عرض كنم .. اول كارتر و كاخ سفيد اطلاعيه دادند .. در مورد كي ضر كرد .. از نظر مادي ممكنه ما ضرر هايي كرده باشيم .. ولي طبل تو خالي بودن آمريكا هم ثابت شد

    بنام خدا
    حضور محترم استاد عزيزم كاپيتان مدرسي و دوست عزيزم آقاي نادر رضايي كه بر مطلب بنده در بالا نقدي داشتند سلام عرض مي نمايم
    در جواب اين دوست عزيزم بايد به عرض برسانم در كشوري مانند آمريكا كه بنيان خانه و خانواده در آن تقريباً بي معني است و آنهم به دليل اينست كه دينشان و كتاب آسمانيشان بسيار تحريف شده است طبيعي است كه در نظر من مسلمان ايراني اين كشور مهد فساد و بي بندوباري است چرا؟ براي اينكه مثلاً در دين ما اول ازدواج شرعي مي كنند بعد صاحب اولاد مي شوند و از اين طريق از تولد نوزادي حرام .... و مسايل بعد از آن كه در دين اسلام توضيح داده شده جلوگيري مي شود ولي در آمريكا حداقل تا اونجا كه ما اطلاع داريم برعكس است و اين همه قتل و غارت و تجاوز و كشتن انسانهاي بي گنا مثل عراق و .. براحتي و ديگر مسايل اينچنيني كه از گفتن آن شرم دارم از نتايج همين مسايل است.
    امادر مورد دوم بله حق با شماست ما نبايد همه چيز را سياه و سفيد ببينيم غربيها از ما در استفاده از قرآنمان جلوتر مي باشند بطور مثال بعض دانشگاههاي غربي( فكر مي كنم دانشگاه آكسفورد انگلستان) براي بهره برداري از آموزه‌هاي قرآن و ضربه زدن از همين طريق به اسلام تأسيس شده و باعث اين جهش و پيشرفت تكنولوژيكي در صنعت و ... آنها شده است البته بايد بگويم آن بي بندوباريهاي غربي‌ها در صنعتشان نيز مشهود است ولي حق با شماست
    با احترام فراوان - الحقير علي كدخدايي

    آقای کد خدایی مثل اینکه سما از مرزهای ایران بیرون نرفتید تا ببینی مردم دنیا چگو نه زندگی میکنند شما فقط بنده تلویزیون بودید همبن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ
    محمد عزيزم .. يكي از راه هاي ارتباطي و اطلاع رساني همين اينترنت است . و اين كه ممكنه كسي خارج از كشور رو نديده باشد امري طبيعي است . و چه فضايي سالم تر از وب ايراني كه هموطنان خودشون را آگاه سازند . اين جناب آقاي كدخدايي با رعايت ادب و احترام نظرش رو صادقانه بيان كرد . و حتي بخش هايي از انتقاد هاي آقاي نادر رضوي رو قبول كرد . كه نشان دهنده شخصيت والا و سالم آقاي كدخدايي است . شما دوست نازنين هم اگه مايل هستيد افكار و نظر آقاي كد خدايي و امثال ايشون رو عوض فرماييد .. به عقيده من بيان واقعيت ها بدون هيچ گونه طرفداري است . چون الان همه مي دانند در هر جايي هم خوب و جود داره و هم بد . صحبت سر فرهنگ مبتذل است . . و من و شما وظيفه داريم آن چه مي دانيم براي اگاهي مردم بيان كنيم . من در كشور آمريكا انسان هاي شريف زيادي رو ديدم كه پايبند روابط سالم بودند .. و بر عكس آن هم وجود داشت كه بدون ازدواج رسمي همين جوري با هم زندگي مي كنند .. بچه دار مي شوند .. در بين همين خواننده هاي خودمون در لس آنجلس .. يكي از آقايون افتخار مي كنه كه با دوستش زندگي مي كنه .. و فكر كنم منظور آقاي كدخدايي اين گونه فرهنگ ها است كه متآسفانه در كشور ما هم رواج پيدا كرده است . به هر حال از شما به خاطر اظهار نظري كه فرمودي تشكر و قدرداني مي كنم . پاينده باشي

    سلام دوست عزیز جناب کدخدایی نازنین
    خیلی ممنون از جواب مودبانه و محترمانه شما دوست نازنین و ندیده من باز هم به حرف های شما ایراد دارم ولی حقبقتا در این سایت بسیار عزیز و مقدس (با تاکید بر مقدس بودن آن) نمی خواهم این گفتمان ادامه باید لذا خواهش می کنم اگر مایل با ادامه این مباحثات هستید به من میل بزنیید
    razavy1355@yahoo.com
    البته به دو شرط
    ۱-به هیچ عنوان بحث سیاسی نشود
    ۲-همین گفتمان موذبانه ادامه یابد.
    من هم ایمان دارم در این گفتمان چیزهای زیادی یاد خواهم گرفت
    نادر رضوی
    پاسخ
    پسر عزيزم نادر جان گرامي
    فداي معرفت و بزرگواري ات بشم

    جناب مدرسی...برندگان لاتاری 2009 یکی دو هفته هست که فقط و فقط از طریق نامه و به آدرس پستی که هنگام ثبت نام از طریق وبسایت رسمی اداره مهاجرت آمریکا انجام شده ارسال شده است و ادامه دارد...از طریق برنده شدن در این لاتاری،با پایین بودن شماره کیس مربوطه(چون کیس های بالا به مصاحبه نرسیده و باطل می شه) بعد از موفقیت درمصاحبه و چک امنیتی ، گرین کارت دایم (نه اینکه ده ساله)برای شخص برنده و همسر و فرزندان زیر 18 سال وی نیز صادر می شود...این ویزا قابل خرید و فروش یا انتقال به غير نیست!!!!..بعد ازپر کردن و ارسال فرم های اصل ارسال شده باید منتظر صدور وقت مصاحبه بر حسب کیس نامبر مربوطه که در بولتن ماهانه اداره مهاجرت آمریکا منتشر میشه بود.. مراحل بعدی شامل آزمایشات پزشکی ومصاحبه با سفارت و چک امنیتی و...است و تنها مبلغی که باید پرداخت کنید(غیر از هزینه آزمایشات پزشکی) در خود سفارت هنگام مصاحبه و 755 دلار می باشد....متاسفانه به احتمال خیلی زیاد این ایمیل از همان ایمیل های کلاهبرداری اینترنتی میباشد که با فرمت های رایج این لاتاری شبیه سازی شده و اقدام به اخاذی می کنند..... لطفا بیشتر تحقیق نمایید هرچند علاقه مند به رفتن نباشید و ما را هم مطلع نمایید......با تشکر
    پاسخ
    خسرو جان عزيزم ... از اين كه به طور دقيق و مبسوط همه چيز را كامل توضيح دادي از شما سپاسگزارم . واقعآ دستت درد نكنه عزيزم . خدا رو شكر من از همون اول تكليف خودم رو با اين مسئله روشن كردم . و آب پاكي رو روي اين نامه ريختم .. خدا كنه تقلبي باشه كه آن جور كه شما مي فرماييد و من هم قانع شدم تقلبي و از نوع كلاهبرداري جديدي است . موفق و پيروز باشي

    سلام
    نه خواهش می کنم.
    فقط خواستم ازتون اجازه بگیرم که اون ایمیلی که راجع به افزایش بازدید داده بودین رو تو وبلاگم بزارم.اجازه هست؟
    در ضمن خوشحال میشم اگه منو هم لینک کنید و با نظراتتون ما رو سر افراز کنید.
    موفق باشید...
    پاسخ
    دوست عزيزم .. اين كار باعث افتخار بنده است . شما صاحب اختيار هستيد هر مطلب يا نوشته از بنده رو هر زمان صلاح دونستيد براي استفاده عموم در وبلاگ خود قرار دهيد . در مورد افزودن لينك هم چشم .. اگه بلاگرولينگ همين حالا جواب بده كه حتمآ اضافه مي كنم .. ولي از آن جا كه اغلب حتي با فيلتر شكن هم باز نمي شود ، خواهش مي كنم حتمآ يك بار ديگر هم اگر افزوده نشده بود ، خبرم كنيد
    با آرزوي موفقيت

    سلام كاپيتان مدرسي،
    چند وقته که وبلاگتون رو می خونم. نوشته هاتون خیلی جذاب ان. من به تاریخ علاقه دارم، با این نوشته تون خیلی حال کردم.
    شاد باشید.
    پاسخ
    عليرضا جان خيلي خوشحالم كه مورد پسند شما دوست عزيزم قرار گرفته است
    برات آرزوي موفقيت دارم

    بنام خداوند خالق زيبائي ها
    حضور محترم جناب آقاي مدرسي و دوستان عزيز بقول نادر عزيز نديده ام سلام سلام عزيزم
    جناب مدرسي عزيز از اينكه اشتباه من را با كلام زيباي خود در پاسخ به محمد عزيز اصلاح فرموديد نهايت تشكر را دارم بله منظور بنده نيز همين مسئله بوده و منظور ديگري جز آن نداشته ام بايد قبول نمود كه در تمام جوامع بشري از كوچكترين تا بزرگترين آنها اينگونه مسايل وجود دارد و معمولا در كشورهاي به نامي مانند آمريكا ، انگليس و ايران عزيزمان اين مسايل مانند الگو براي ديگر كشور ها مي باشد
    با احترام فراوان - علي كدخدايي ضمناً محمد عزيز نظر همه دوستان محترم است خواهشمندم در موارد ديگر از علائمي مانند !!!!!!! كه تقريبا نوعي بي حرمتي اينترنتي است نسبت به ديگر دوستان پرهيز فرمائيد ما كه به دل نگرفتيم ولي شايد بعضي ها چيني دلشان نازك باشد ( دوستار شما علي كدخدايي)
    پاسخ
    سرور عزيز و گرامي جناب كدخدايي محترم
    بنده با خواندن مطالب ارزنده و ارزشي شما پي به شخصيت متعالي شما بردم . و متوجه شدم كه منظور شما چيست . البته جناب آقاي نادر رضوي از جوون هاي محترم و با شخصيتي است كه من افتخار دارم هميشه از راهنمايي هاي اين پسر عزيزم بهره مي برم .
    جناب كدخدايي گرامي از اين كه شما به جمع ياران مهربان اين سايت پيوستيد ، قلبآ خوشحالم . و براي شما آرزوي موفقيت و شادكامي دارم

    بنام خداوند يزدان پاك
    جناب آقاي مدرسي عزيز كه به واقع به مانند برادري بزرگتر كه تا كنون نداشته ام و حالا پيدا نموده‌ام به شما علاقه مند گرديده و دوست دارم حضرتعالي را از نزديك زيارت كنم لذا در صورت امكان و درصورتيكه مايل به اين ديدار دوستانه باشيد لطفاً به شماره هراه 091259..... پيامي ارسال فرمائيد .
    بايد بگويم بنده از طفوليتم عاشق پرواز بوده ام و عقيده دارم افرادي كه با پرنده‌هاي آهنين كه به عقيده من مركب عشق بايد نامگذاري شوند در آسمان پرواز مي كنند داراي روحي لطيف ، دلي بزرگ و اخلاقي نيكو هستند و هميشه آنها را دوست داشته ام .
    لطفاً SMS بزنيد
    پاسخ
    سرور گرامي براي من نهايت افتخار است كه با شما دوست فرهيخته ديداري داشته باشم . چشم در اولين فرصت با شما تماس خواهم گرفت .. چون الان كرج هستم و گوشي موبايلم سوخته است .. ولي اين ها دليل نمي شود از ديدار بزرگ مردي چون شما محروم باشم
    به اميد ديدار

    با سلام خدمت استاد مدرسی
    درخصوص واقعه طبس مطالب زیادی در سایتهای مختلف وجود دارد که می توان اطلاعات بسیار خوبی از آنها دریافت نمود ولی آنچه که تجربه خود من بود این بود که درسال 1991 برای ماموریتی به شهر ناکازاکی ژاپن اعزام شده بودم و همانطور که میدانید این شهر در زمان جنگ جهانی دوم مورد تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا قرار گرفته بود و به یاد بود این واقعه در محلی که بمب در بالای آنجا منفجر شده بود پارکی زیبا بنام پارک صلح ساخته شده بود که البته در زمان جنگ و وقوع حادثه اردوگاه اسرای امریکایی و انگلیسی بود و بد نیست که بدانید این اسرا نیز جزو قربانیان این عمل جنایتکارانه هموطنان خود بودند. در هرحال در نزدیکی پارک مذکور ساختمانی چند طبقه و زیبا بعنوان موزه جنگ ساخته اند که در آنجا آثار بجامانده و عکسهایی از تخریب انجام شده توسط بمب نگهداری میگردد و از همه جالبتر اینکه یک طبقه این موزه به فعالیتهای ضد جنگ و ضد بشری اختصاص داده شده است که با استفاده از عکسهایی از سراسر جهان ، احساسات ضد جنگ را در بازدید کننده گان تحریک می کند و از جمله این عکسها یک عکس بزرگ قدی و سیاه و سفید از آقای صادق خلخالی در حالیکه نعلین به پا و دست خود را به کمر زده و بالای سر جسد سوخته شده خلبان هلیکوپتر امریکایی در صحرای طبس ایستاده است نشان داده می شود ( جالب اینجاست که در دفتر یاد بود این موزه امضاء آقای رفسنجانی که بعنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران از موزه مذکور دیدار کرده بود نیز نگهداری میگردد).
    اینهم نقشه مسیر حرکت نیروها در شب اول عملیات پنجه عقاب

    عکس هلیکوپترهای شرکت کننده در حال آماده شدن برای عملیات

    عکسی بسیار نادر از فرود C-130 امریکایی در طبس

    مراسم تجلیل از کشته شدگان در امریکا

    و آخرین بازمانده هلیکوپترهای امریکایی با پرچم ایران ( این کوچولوی زیبا که پس از بخدمت گرفته شدن در ایران در زمان جنگ خدمات شایانی نمود و در روز 29/1/87 در رژه هوایی تهران نیز شرکت کرد)

    پاینده باشید- سیروس ابراهیمی

    پاسخ
    جناب ابراهيمي عزيز
    خيلي ممنون كه كامنت پر محتوا گذاشتي
    بله همان گونه كه اشاره فرمودي ، سايت هاي زيادي از زواياي مختلف به ايت قضيه پرداخته اند . ولي خب من هم از زاويه پرواز با آقاي خلخالي نوشتم .. و همچنين از زاويه هواپيماهاي سي - 130 .. در مورد موزه ژاپن هم بله خيلي دلم مي خواهد به آن جا بروم . دوست عزيز من احساس كردم شما در حين توضيحات تصوير هم در آن قرار داديد كه متاسفانه هيچ آدرسي از تصاوير نبود

    داستان تبس که گفتی کاملن دروقه

    امريکاييها مدت زيادی از تريق تبس اصلهه ..................................................

    تا اينکه روس ها فهميدن و با ليزر زدن

    اولين کسی هم که رفت بنی سدر بود با سيسدوسی وقتی بقيه فهميدن ريختن

    بنيسدر هم گفت که بمبارانشان کنيد ، خيلی از پاسدارا مردن

    خلبان هم دوست خودت بود حسن رزوی ، آخرين خلبانی که از زفار آمد

    الان هم تو نوادا مکانيکی داره
    پاصوخ
    دوصت اظيظ اتلاات شما كامل بود ولي من بخشي از عان را صانصور كردم .
    چون صا صي بود . حصن رزوي از دوصطان خيلي خوب من بود .. اگه ديدي صلام برصون

    are az dast in font farsi nemishe dorost ba emla sahih type krd
    hame dastan tabas ra hassan gofte dige ehtiaji be sansoor nist hame midunan ke JJI ba emrika hamkari mikrd, hassan 7 sal zendan bood
    tuye radio iran barname dare


    پاسخ
    دوست عزيز خيلي ممنون از كامنتي كه گذاشتي .. دلم براي حسن عزيز خيلي تنگ شده است . اگه ديدي بهش بگو مدرسي گفت يادته يك روز با هم پرواز مشهد رفتيم .. جلوي در ورودي پايگاه از اتوبوس پياده شدم .. و فردا وقتي حسن منو ديد به من لقب ... ..پيشاني داد !؟
    از قول من خيلي بهش سلام برسون و يه ماچ هم از صورت سبزه و جذابش بكن
    با تشكر

    خيلي عالي بود.ممنون

    اگه سري به وب منم بزنيد خوشحال مي شم
    پاسخ
    ممنون امیر جان
    چشم با افتخار خدمت می رسم عزیزم
    البته در این فرصت کم دیدم .. بهت تبریک می گویم
    فقط اگه ابعاد تصاویر را با فتوشاپ میزان کنی .. بهتر می شود
    الان هم خیلی عالی است .. ابهت سوژه رو نشون می دهد

    سلام آقای مدرسی عزیز
    برای منم امروز ایمیلی اومده مبنی بر برنده شدن 10 ساله گرین کارت آمریکا
    ولی من اصلاً در هیچ سایت یا قرعه کشی ثبت نام نکردم در اینترنت سرچ کردم در این مورد که به وب سایت شما برخوردم
    اگه براتون امکان داره در این مورد منو کمک کنین و بتونم از تجربیات شما استفاده کنم
    خیلی ازتون ممنونم
    موفق و موید باشین
    آترا
    پاسخ
    آترا جان عزیز و گرامی
    پوزش که با کمی تاخیر پاسخ شما رو می دهم
    خدمت شما عرض کنم .. با رواج اینترنت ، شیادی در آن هم به اشکال گوناگون رواج یافت .. عده ای با نگارش ای میل در زمینه های گوناگون مورد علاقه کاربران .. مثل ویزای امریکا ، انتقال میلیون ها دلار به خاطر مشکلات سیاسی .. و برنده شدن در لاتاری عنوان صد ها مورد کلاهبرداری است که هیچ کدوم واقعیت ندارند .. ان ها بقدری دروغ بزرگی رو می گویند .. که اگه یک درصد از افرادی که نامه دریافت می کنند باور کنند .. نان شون تو روغنه .. آن ها به بهانه های مختلف مبالغی در آینده از شما درخواست خواهند کرد .. مانند هزینه تمبر .. که معمولآ هم درخواست ان ها زیر پنجاه دلار است .. بعد از این که قربانی گول خورد و پول رو واریز کرد .. مرحله بعدی اغفال مبلغ بالاتر به بهانه حمل و نقل .. یا موارد مشابه است
    فقط به شما عرض می کنم اصلآ و ابدآ به هیچ کدوم از ان ها پاسخ ندهید .. به هیچ کدوم هم اعتماد نفریایید
    ممنون از شما

    عموجان
    این نامه کاملا و اکیدا و منطقا جعلی و کلاهبرداری هست. حتی جوابشم ندین. اصطلاحا هم به این نامه ها میگن Nigerian Scam چون این نیجریه ای ها اول شروع کردن به این کار و الان تو آفریقا و آسیا شدید مد شده.
    یکی نفر چن سال پیش تلفن منو سوزونده بود که الا بلا من چن میلیون دلار دارم بیا بدم بهت منو بیار ایران!!
    حتی سفارت آفریقای جنوبی در تهران هم آگهی زده که سر این نامه ها بهیچ عنوان پا نشین برین یک جایی. میان طرف میگیرن میبرن ناکجا آباد بعد به خونوادش زنگ میزنن که اینقدر بده آزادش کنیم. اوضاعیه بابا...
    پاسخ
    ممنون پسرم
    بله از این حقه بازی ها خیلی زیاد شده است و هر روز به روش های جدیدی متوسل می شوند .. !! جالبه اکثرشون می گن شوهرشون مرده و میلیون ها دلار بی صاحب مونده است !! همان طور که شما اشاره کردی .. این ها همه اش کلک است
    ممنون از شما

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35