Oldpilot.ir | حجاج ترک در آتش !
درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  حجاج ترک در آتش !

هواپیما می سوخت ، حجاج ترك پياده نمي شدند !!  

5p101897dt15t9hd0vn1.jpg

... مسافران بدون ترس و التهاب و از روي خونسردي ، با كمال آرامش اقدام به جمع كردن وسايل خود شده و بدون واهمه يكي بعد از ديگري خيلي طبيعي از هواپيما پياده شدند . ميهمانداران و خدمه كه چهره آن ها از ترس مانند گچ سفيد شده بود ، سعي كردند مسافران همچنان وحشت زده نشده و هواپيما رو به آرامي ترك نمايند .. ولي هر آن منتظر انفجار هواپيما بودند . از سوي ديگر خبرنگاران كه شاهد ماجرا بودند ، با تعجب نظاره گر اين صحنه عجيب در طول تاريخ هوانوردي بودند !!

5p101897dt15t9hd0vn1.jpg

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

  

h916ppw4tq17bkbiu1za.jpg

هواپیما می سوخت ، حجاج ترك پياده نمي شدند !!  

kjn0jp3pfymn92ej1ntj.jpg

m2fwpqewy0ff70u720g6.jpg

mp9hi2pltqgt7kd8ojrq.gif

ماجراي عجيب ولي واقعي حجاج تركيه عنوان مطلبي است كه خيلي اتفاقي به ذهن ام خطور كرد . راستش رو بخواهيد يكي از خوانندگان عزيز و محترم برام كامنت گذاشته بود كه ...  بد جوري از پرواز مي ترسه و هروقت مسافرت با هواپيما مي ره ، مدام استرس داره و از ترس و وحشت خيلي دچار ناراحتي مي شه ! اين نازنين ازم خواسته بود تا چند خطي براش بنويسم تا ترس اش از هواپيما و پرواز بريزه . از شما چه پنهون هر از گاهي تعدادي از اين كامنت ها رو دريافت مي كنم . اين بار هم كه تازه دست ام راه افتاده بود و به قول معروف آسمون و ريسمون رو به هم مي بافتم تا يه جور هايي به اين دوست بزرگوارم دلخوشي بدم كه ترس اش بي مورده . چون خلبان به همراه كادر پروازي جونشون رو بيشتر از مسافران دوست دارند ... و همين جور  هي دليل و مدرك مي آوردم . و در ادامه هم مثال حجاج تركيه رو براش نوشتم . ناگهان به فكرم رسيد ... چرا اين مسئله رو در يه پست كامل ننويسم !؟ به همين دليل سريع آن رو پاك كرده و بهش گفتم ... اصل مثال رو در پست بعدي بخوان ...

بله عزيزان .. من بارها عرض كرده بودم كه ..... به دليل گذشت سال هاي طولاني از محيط پرواز ،  فراموشي هاي مزمن  و گيج بودن مادرزادي ام !! اغلب خاطرات جواني و پرواز رو فراموش كرده ام . ولي همين پرسش هاي شما و كامنت ها ، ناخواسته من رو به اون قديم مديما مي بره . دليل اش هم اينه كه .. علاقه شديد عاطفي به شما بزرگواران بيان بي شيله پيله و صداقت در نگارش ، خيلي راحت خاطرات گذشته ام باز سازي شده و مثل يه فيلم سينمايي جلوي چشمم مي آيند .  از طرفي هم اصلآ دوست ندارم به سبك بعضي سايت ها كه مرتب مي نويسند " كامنت يادت نره " !! خوانندگان محترم رو به زحمت بيندازم . به همين جهت اين امر رو به خود شما ياران همدل محول كرده .. تا هر گونه كه راحت هستيد و صلاح مي دونيد مكاتبه فرماييد .  

dr31pnm71k2vrhzzhhld.jpg

 نوه های من 

ديروز عصر بعد از مدت ها فرصتي دست داد تا براي ديدار نوه هاي كوچولويم به كرج رفته و حال آن ها رو جويا شوم . اولين چيزي كه نظرم رو جلب كرد ، رشد چشمگير آن ها طي يك ماه گذشته بود . كه به لطف خدواند و تلاش پزشكان و زحمات والدين شون ، تقريبآ دو برابر شده بودند ! به طوري كه " آنا " حتي لپ در آورده بود . ولي برعكس طفلك دخترم " بهاره " بد جوري چشم هايش از بي خوابي گود افتاده بود . به همين دليل دست به دامان يكي از خواهرهايم كه در مشهد زندگي مي كنه شده و خواهش كردم با دخترش يكي دو ماهي اين جا امده تا شايد حال روز مادر دوقلوها كمي بهبود يابد . از طرفي آنا و آوا كه مي دونستند ياران همدل و صميمي پدر بزرگ شون از طريق سايت مرتب حال اون ها رو جويا مي شوند ، خواهش كردند تا با حضور در سايت ، دست تمام اين عزيزان رو بوسيده و اعلام كنند كه .. ما مخلص همه شما عزيزان هستيم .

كلام آخر اين كه ... امروز وقتي كامنت هاي وبلاگ رو مطالعه مي كردم ، ديدم يه دوست عزيز و نازنين برام به صورت خصوصي نوشته كه ....  در بخش پيوند هاي وبلاگ ، يكي مونده به آخر خط  ، لينكي با عنوان  " همه چيز در باره كشتي كج " وجود داره كه ظاهرآ محتواي مطالب آن عوض شده و در شان وبلاگ شما نيست . راستش رو بخواهيد وقتي اين كامنت رو ديدم ، هرگز فكر نمي كردم بعضي ها اين قدر بي پروا كلمات خيلي زشت رو كه حتي آدم شرم مي كنه آن ها رو در محيط هاي كاملآ مردانه بشنوه ، درون وبلاگ نوشته باشه !! مسلمآ فرد يا افرادي از روي خصومت ، وبلاگ اين بابا رو حك كرده  و با حذف مطالب ورزشي آن ، هرچه لياقت خود و خانواده اش بوده رو اون جا نوشته . واقعآ نمي دونم به اين افراد رواني چه بايد گفت ؟ چرا محيط وبلاگ رو آلوده الفاظ قبيح خود مي كنند ؟ اميدوارم جناب " عليرضا  شيرازي "  مدير محترم بلاگفا كه حساسيت زيادي روي اين گونه وبلاگ ها داره ، هر چه زودنر آن رو حذف نمايد . از اين خواننده گرامي هم كه به موقع به من خبر داد ممنونم . يه تشكر هم از خانم " دريا " نازنين مي كنم كه لوگوي خليج فارس رو براي قرار دادن در وبلاگ فرستاد .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg 

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

i7ob3nyis9tl0pnh16b1.jpg

http://www.dubaipilotshop.com/servlet/StoreFront

nxl861dokiu39wurj5ma.gif

http://www.asheghi.ir/ 


gjvduuq2udyfiqw5lup1.jpg

وضعيت پرواز ها ، قبل از انقلاب ...

همان گونه كه در پست هاي قبلي هم بار ها اشاره كردم ، پيش از انقلاب مخصوصآ قبل ورود هواپيماهاي بوئينگ به نيروي هوايي ، اغلب پرواز هاي بين المللي و لجستيكي به عهده همين ابو طياره هاي خودمون ، يعني سي - ۱۳۰ بود . ديگه جايي در دنيا نمانده بود كه اين قارقارك ها اون جا نرفته باشند . از قلب آفريقا و لستو بگيريد تا شاخ آن ... مثل كشورهاي سومالي و سودان و غيره .. آمريكا و اروپا هم كه خونه خاله جون محسوب مي شد . و غير از پرواز هاي برنامه ريزي شده ، اغلب هم خارج از برنامه ماموريت هايي به اقصي نقاط دنيا به ما ابلاغ مي شد . ديگه طوري شده بود كه در خط پرواز براي اين كه صداي اعتراض بچه ها در نياد ، ماموريت به پنج قاره تفكيك شده بود . و براي هر يك از قاره ها هم ليست نوبت تهيه شده بود . ولي باز هم به دليل زياد بودن پرواز ها و پارتي بازي بعضي از آقايون نورچشمي كه همه جا اين عزيز دردونه ها حضور دارند ، هميشه سر پرواز ها و نوبت ها درگيري بود . وقتي مي گم درگيري نه اين كه خداي ناكرده كسي دست به يقه بشه !! منظورم اعتراض هاي نهان و آشكار بود كه مرتب شنيده مي شد !!

يه سرپرست اصفهوني هم داشتيم به نام آقاي اصغر عتيقي كه خدا رحمت اش كنه ، شنيدم طفلك فوت كرده است . اين اضغر آقا تنها كسي بود كه از پس بچه ها با زبون شيرين اصفهوني اش بر مي آمد . اوايل كه تازه از آمريكا امده بودم ، جرآت سوال كردن رو نداشتم . چون هرچه باشه ارتش ديسيپلين داشت . درسته در نيروي هوايي مثل ساير نيروها زياد سخت گيري نمي شد . ولي خب براي تازه وارد هايي چون من هنوز خيلي زود بود دور بردارم . بله مي گفتم .. اون اوايل وقتي اصغر آقا مي خواست ليست ها رو تنظيم كنه ، همون جا پشت ميز اش اين كار رو مي كرد .. ولي چون هر كي از راه مي رسيد براي كنجكاوي كله كشيده تا سر از نوبت خويش درآورد ، اين شد كه ديگه هر وقت قرار مي شد ليستي تهيه شود ، يا براي تعطيلات عيد بچه ها شيفتي اداره بيايند يا پرواز خارج برنامه اي از بالا ابلاغ مي شد ، سرپرست مون دفتر دستك اش رو بر مي داشت و به انبار سي - ۱۳۰ رفته و در را هم از تو قفل مي كرد تا هر آشي كه دلش مي خواست به پزه ...

شيوه پارتي بازي براي نورچشمي ها ...

من اين جزئيات رو براي اين مي نويسم تا با فضاي اون موقع خوب آشنا شويد . حالا شما تجسم كنيد در اين آشفته بازار پرواز هاي زياد ، به شما هم اجحاف بشه .. جرآت اعتراض هم نداشته باشيد . تازه اگه اعتراض هم مي كرديم ، اصلاح كه نمي شد هيچ ، وضعيت از ان چيزي كه بود بدتر هم مي شد . و مورد غضب هم واقع مي شديم .. حالا سي - ۱۳۰ بيار باقلا بار كن !! اون آقايون نورچشمي هم كه واقعآ نمي دونم چه جوري نور چشمي شده بودند ، هميشه به موقع پرواز هاي نون و آب دار و  خوب شون رو كه شامل ماموريت هاي اروپا و آمريكا بود رو مي رفتند . ولي وقتي نوبت پروازهاي ( بلانسبت شما ) خر حمالي شون مي رسيد ، با ترفند هاي گوناگون از زير آن شونه خالي كرده و به گردن عده اي ديگه مي افتاد !! اين رو هم اضافه كنم كه .. براي هر ماموريتي يك نفر اصلي و يك نفر رزرو پيش بيني مي شد . يكي از ترفندهاي آقايون به اين شكل بود كه فرد نورچشم را رزرو ماموريت آمريكا قرار مي دادند . و سپس اون نفر اصلي رو چند روز مانده به پرواز آمريكا ، به ماموريت ديگري مثل سومالي مي فرستادند !! تا اون مادر مرده به موقع نرسد و آقاي نورچشم به جاش به آمريكا بره .. حالا هرچه طرف التماس مي كرد كه چند روز ديگه نوبت پرواز آمريكاي منه ، بهش مي گفتند اين نوبت آفريقاي توست .. بايد جتمآ بروي !! و به اين ترتيب فرد مورد نظر به آمريكا اعزام مي شد !!

l63ha2wcujzi1hacn9zs.jpg

پرواز به مكه با پرستار ها ....

يكي از پرواز هايي كه در پيش از انقلاب انجام مي داديم ، بردن پرستارها و كادر پزشكي به عربستان سعودي بود . معمولآ  يك هفته قبل از اعزام حجاج به مكه ما آن ها رو با خودمون مي برديم و بعد از اتمام هم برمي گردانديم . پرواز با پرستار ها خيلي خاطره برانگيز بود . اغلب اون ها  مثل حالا بي حوصله و عبوس نبودند ( البته منظورم بعضي هاست ) . مرد و زن فرقي نداشت . بلكه آدم هاي خوش مشرب و اهل بگو بخند بودند . يادمه اون جا كه بوديم ، هميشه سعي مي كردم به كمپ آن ها سر كشي كنم . يا اين كه كمك هاي اوليه رو آموزش ببينم . كروي پروازي اون ايام رو مي شه به سه دسته تفكيك كرد . يه عده از بچه ها خيلي اعتقادات مذهبي شون قوي بوده و به قول معروف از اون بچه مسلمون هاي دو آتشه بودند . اين افراد هميشه سعي مي كردند حتي المكان مناسك حج رو به جاي آورند . و اغلب هم موفق نمي شدند . چون محل ماموريت رو نمي شد ترك كرد . هر آن ممكن بود پرواز مي خورد . ولي خب بنده خدا ها سعي خودشون رو مي كردند ..

بعضي از بچه اعتقاد مذهبي شون زياد محكم نبود . ولي ته دل شون حرمت قائل بودند . اين ها افرادي بودند كه در ماه هاي حروم لب به مشروبات الكلي هرگز نمي زدند . حتي اگه به آمريكا يا اروپا اعزام مي شدند . ولي در ساير موارد از اين كار ابايي نداشتند . البته فراموش نكنيد  مشروباتي چون آبجو يا شراب در پايگاه هاي نظامي آمريكا همراه با غذا سرو مي شد . علاوه بر آن در لابي هتل و يا در محل كار هم دستگاه هاي اتوماتيكي  كه اين كوفت و زهر مار ها رو داشتند ( واي ... چه تظاهري !! ) فراوان بودند . گروه سوم هم آدم هايي بودند كه بهتره بگم غرب زده به معني واقعي .. يعني سعي مي كردند هميشه  مانند يه شهروند آمريكايي  رفتار كنند . خب البته اون موقع در عربستان مشروبات الكلي در هتل ها و فري شاپ فرودگاه براي خارجي ها موجود بود . حالا رو نمي دونم . و اما از نظر تقسيم بندي كه عرض كردم همين رو بگم كه جزء گروه نخست نبودم .  

 پرواز به تركيه ...

يادمه اون زمان  تازه صحبت هايي از پيمان هاي " سنتو " و ‌ " ناتو "  در ايران مي شد . هيچ وقت سعي نكردم معني آن ها رو بفهمم !! يكي از كشور هاي همسايه ما كه او هم در گير همين مسايل بود ، تركيه بود . از اون جا كه من قصد ندارم وارد مباحث سياسي آن ايام بشم ، فقط در حد ماجرايي كه اتفاق افتاد رو براتون بيان كرده و از ذكر جزئيات ماموريت خوداري مي كنم . قبل از هر چيز عرض كردم .. كشور تركيه در اون سال ها خيلي عقب افتاده و فقير بود . و به هيچ عنوان با وضعيت فعلي آن قابل مقايسه نيست . هرگز خاطره اي كه از برخورد با مديران فرودگاهاي اين كشور داشتم ، فراموش نمي كنم . در طي چندين باري كه به تركيه پرواز داشتيم .. كارمندان يا حتي مديران فرودگاه براي دريافت قند و چاي داخل هواپيما چه كرنش هايي رو انجام نمي دادند !! حتي براي دريافت چند نخ سيگار التماس بچه ها رو مي كردند ! ولي در زمان جنگ با عراق كه براي برگرداندن يك فروند هواپيماي شكاري به اون جا داشتم ، ديدم كه چه تغيراتي كرده است . ديگه از اون دولا راست شدن ها خبري نبود . بلكه با نازك كردن گوشه چشم ، تازه فخر هم براي كروي هواپيماي ايراني هم مي فروختند !!  

7qvs7glfmehpq6vkuavk.jpg

آتش گرفتن هواپيماي حجاج ....

در همون ايام حجي كه در بالا اشاره شد ، به ما ماموريتي ابلاغ كردند كه سر راه به تركيه برويم . هنوز چند روزي از حضور ما در اين كشور نگذشته بود .  يه روز كه براي انجام كاري به فرودگاه رفته بودم . ماجرايي رو شاهد بودم كه در حقيقت برايم يك نتيجه علمي در بر داشت . آن روز فرودگاه خيلي شلوغ بود .  دسته دسته حجاج تركيه به همراه راهنماهاي خود با احتياط سوار هواپيماها مي شدند . از چهره مسافران معلوم بود كه براي نخستين بار قدم به همچين مكان هايي مي گذارند ! آن ها حاج و واج به هواپيماها مي نگريستند . در همين اثنا ظرفيت نخستين هواپيماي حجاج تكميل شده و آماده پرواز مي شود . با بسته شدن درهاي هواپيما ، پلكان آن به آرامي از بدنه جدا شده و به وسيله كاميون مخصوص از محوطه دور مي شود ..

 داخل هواپيما ميهمانداران سعي مي كنند مسافران رو كه اغلب ميانسال هستند بر روي صندلي ها ي خود بنشانند . ميهمانداران با لهجه محلي توضيحات لازم رو به آنان مي دهند . زماني كه سر ميهماندار نكات ايمني رو در پرواز گوشزد مي كند ، اغلب چيزي از سخنان او متوجه نمي شوند ! بعضي ها از همون بدو ورود با در دست گرفتن تسبيه زير لب ورد هايي رو قرائت مي كنند . در اين ميان بعضي حجاج كه هواپيما رو با اتوبوس اشتباه گرفته بودند ، به رسم يه سنت ديرينه ، مرتب براي سلامتي خلبان و مسافران تقاضاي بيان صلوات با صداي بلند مي كرد . و بقيه هم به تبعيت از وي مرتب صلوات مي فرستادند . در كابين هواپيما ، خلبان كارگشته خطاب به كمك خود مي گويد به نظر مي رسد اغلب مسافران اولين باري است كه سوار هواپيما مي شوند . و كمك او اين نكته را با تكان دادن سر خود تصديق مي كند . همه چيز طبيعي به نظر مي رسد .  

 خلبان از طريق سيستم يو اچ اف خود با برج مراقبت پرواز تماس گرفته و تقاضاي روشن كردن موتور هاي خود را مي گيرد . با تآئيد مسئول برج كنترل ، يكي از موتور هاي جت روشن مي شود ... بعد از اين كه موتور به دور لازم رسيد ، نوبت موتور بعدي مي شود .. هنوز موتور دوم به دور نهايي نرسيده بود كه ناگهان بر اثر نشت بنزين يكي از لوله هاي انتقال دهنده سوخت به موتور هواپيما ، در يك چشم به هم زدن موتور آتش گرفته و تا خلبان كليد خاموش كننده اطفاي حريق رو بزند ، متآسفانه آتش به دليل روشن بودن موتور و پاره شدن لوله سوخت در يك آن به بال هواپيما سرايت مي كند . ميهمانداران آموزش ديده به سرعت سعي مي كنند مسافران خونسرد خود را كه با آرامش شاهد شعله هاي آتش هستند رو از هواپيما خارج كنند . يكي از ميهمانداران كه از مشاهده عدم وحشت مسافران تعجب كرده است ، خطاب به سر ميهماندار مي گويد ... هر كار مي كنم هيچ كس حاضر به ترك هواپيما نيست !! و همچنان مشغول تماشاي آتش هستند !!

سر ميهماندار كه متوجه واقعيت شده بود ، براي تخليه مسافران اقدام به ترفندي تازه زد . او خيلي سعي كرد با حفظ ترس و وحشت خود به مسافران بگويد كه اين هواپيما خراب شده و قادر به پرواز نيست .. لطفآ از جاي خود بلند شده و به هواپيماي بعدي سوار شويد ... مسافران بدون ترس و التهاب و از روي خونسردي ، با كمال آرامش اقدام به جمع كردن وسايل خود شده و بدون واهمه يكي بعد از ديگري خيلي طبيعي از هواپيما پياده شدند . ميهمانداران و خدمه كه چهره آن ها از ترس مانند گچ سفيد شده بود ، سعي كردند مسافران همچنان وحشت زده نشده و هواپيما رو به آرامي ترك نمايند .. ولي هر آن منتظر انفجار هواپيما بودند . از سوي ديگر خبرنگاران كه شاهد ماجرا بودند ، با تعجب نظاره گر اين صحنه عجيب در طول تاريخ هوانوردي بودند !! هيچ كس در آن موقع نمي توانست علت اين همه خونسردي رو در نزد مسافران حدس بزند ! وحشت تمام فرودگاه رو گرفته بود .  

 با خارج شدن اخرين حاجي ترك از هواپيما ، خدمه خيلي سريع اقدام به خروج نمودند .. و درست بعد از چند ثانيه صداي انفجار حاكي از آتش گرفتن يكي از باك ها فضاي فرودگاه رو در هم شكست . ماموران اتش نشاني با استمداد از گروه هاي ديگر به سرعت مشغول خاموش كردن آتش شدند . در فاصله اي دور تر كه حجاج ترك منتظر هواپيماي ديگري بودند ، با هجوم خبرنگاران مواجه شدند . اولين سوال خبرنگار از يكي از حجاج اين بود كه ...  شما چرا از آتش نترسيديد ؟! پيرزن روستايي كه تازه متوجه واقعيت شده بود ، با همون لهجه شيرين روستايي خود گفت ... راستش ما ديديم كه از موتور هواپيما آتش بيرون مي زند ، ولي فكر كرديم اين هم قسمتي از پرواز است !! خبرنگار ديگري سوال كرد .. مادر جان چرا وقتي گفتند هواپيما رو ترك كنيد ، بر جاي خود هم چنان نشستيد ؟! .. پير زن گفت .. آخه يكي از آقايون ( منظور سر ميهماندار بود ) در موقع راهنمايي گفت كه در موقع خطر بايد ماسك بزنيد ... سرتون رو خم كنيد .. روي بالش بگذاريد ... و ما فكر كرديم اين كه مي گويند از هواپيما خارج شويد ، باز هم مربوط به آن تمرينات است !!

3htjzaty5gv73u6qfp06.jpg

اگر چه نا آگاهي مسافران از امور پرواز و آتش سوزي هواپيما ، سبب شد آن ها وحشت نكرده و خيلي راحت هواپيما رو ترك كنند ، ولي درس بسيار بزرگي به كارشناسان امور هوايي داد . و آن اين كه حفظ خونسردي و عدم وحشت ، مهم ترين عامل نجات مسافران در شرايط اضطراري است . و همان گونه كه مي دانيد ، اكثر اتفاقات و تلفات به خاطر عجله مسافران در خروج از هواپيماست كه سبب كندي خروج و زير دست و پا ماندن آن هاست . مسافران ترك ثابت كردند عدم وحشت و خونسردي مي تواند بر خيلي از مسايل اضطراري فائق آمده بدون اين كه صدمه اي به مسافران وارد آيد . خوانندگان عزيزي كه مرتب از وحشت خود در پرواز مي گويند ، با ياد آوري اين ماجرا مي توانند در صورت بروز مسايلي از اين دست ، جان خود و همراهان اش رو نجات بده

با تشكر و احترام

بهروز مدرسي

اين مطلب در ساعت يك و سي دقيقه بامداد بيستم فروردين به پايان رسيد .

                                    ايام به كام


   jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  

6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

PHALCON SYSTEM:

The Phalcon is an Israeli manufactured Airborne Early Warning, Command and Control (AEWC&C) system. It is one of the most powerful such systems in the world.It provides real time surveillance of a few hundred kilometres of territory and also command and control. It can pick up a low flying aircraft, a missile or communication and provide advance warning after correlation. It will help the Indian Air Force to maintain air superiority in a battle. It can pick up an incoming object in all weather conditions, reportedly up to some 300 miles. It can also pick up all sorts of communications from air, sea or land. All the information collected can be conveyed live to the control centre in the headquarters.The Phalcon system has four sensors, which coordinate with each other. If one of the sensors picks up an incoming object or enemy communication it automatically co-relates with other sensors and reconfirm.Most other AEWS are mechanically rotating antennas, or rotodomes, mounted on an aircraft. In the Phalcon it would be a stationary dome mounted on the aircraft and based on an Active Phased Array Electronic Scanning Technology. It would be able to track continuously any fast, high manoeuvring objects in much shorter period of time than the rotodome-based AWACS.Phalcon radars can be mounted on the an aircraft's fuselage or on the top inside a small dome. Either position gives the radar 360 degree coverage. This allows it to track high maneuvering targets and low flying objects from hundreds of kilometers away, under all weather conditions, in both day and night.The Phalcon is also a command and control centre mid-air that can be deployed to direct the aircraft, providing them a picture of the entire battlefield thus allowing them superiority over enemy fighters. The operators are Israel,China,Chile and India.

Source:www.rediff.com              BY:Alireza Sadeghi

9h4asdw1vymijijws68p.jpgidbhag3vu12lat1dcdfh.jpg

ترجمه فارسی:

سیستم فالکون:

فالکون سیستم هشدار زودهنگام هوایی-فرماندهی و کنترل اسراییلی می باشد.این سیستم یکی از قدرتمندترینها در جهان می باشد و مراقبت هوایی همزمان از چند صد کیلومتر از منطقه مورد نظر بهمراه فرماندهی و کنترل را برقرار میکند.میتواند هواپیما در حال پرواز در ارتفاع پایین یا موشک یا مکالمات را شناسایی کرده و هشدار زودهنگامی را پس از هماهنگی مهیا کند و قرار است که نیروی هوایی هند را در برقراری برتری هوایی در میدان نبرد کمک کند.سیستم میتواند هر شیی رااز فاصله 300 مایلی در هر شرایط آب و هوایی و هر نوع مکالمه ای را از هوا-دریا و زمین شناسایی کند.همه اطلاعات جمع آوری شده میتواند بصورت زنده به مرکز فرماندهی کنترل انتقال داده شود.سیستم فالکون چهار حسگر دارد که با یکدیگر هماهنگی دارند.اگر یکی از حسگرها شیی ورودی را شناسایی کند بطور خودکار با دیگر حسگرها ارتباط برقرار کرده و تایید میشود.اغلب سیستمهای هشدار هوایی دارای آنتنهای دوار مکانیکی یا آنتن گنبدی هستند که روی هواپیما سوار شده است.در مورد فالکون یک گنبد ثابت وجود دارد که روی هواپیما سوار شده است و بر پایه تکنولوژی رادار اسکن الکترونیکی آرایه فازی فعال میباشد و قادر به ردیابی پیوسته هر شیی سریع با مانورپذیری بالا در محدوده زمانی بسیار کوتاهتر از رادارهای گنبدی سایر آواکسها میباشد.رادارهای فالکون میتواند بر روی بدنه هواپیما یا در نوک آن داخل گنبد کوچکی قرار گیرد و در هر دو وضعیت پوشش 360 درجه ای را تامین میکند.این مطلب به سیستم امکان ردگیری اهداف با مانورپذیری بالا و ارتفاع پست را از صدها کیلومتر دورتر وتحت هر شرایط آب و هوایی چه در روز و چه در شب می دهد.فالکون همچنین یک مرکز واسطه کنترل و فرماندهی است که قادر به هدایت هواپیماها و تهیه تصویری از درون منطقه نبرد است که به جنگنده ها امکان برتری هوایی را میدهد.کاربران آن اسراییل-چین-شیلی و هند میباشند.

 گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقیwww.rediff.com  منبع: 


 

r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد 

016nwf7kt3y71otmejyj.jpg


مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید


7alav1r7nibszhawaa16.jpg

 xx0gcidu7e9tuuuo21nr.jpg

http://www.minsk.blogfa.com/ 


 http://fun.mahyaonline.com/ 


373ippzd8coe2ruui46d.jpg 

اينجا رو كليك كنيد

http://phoenix69.blogfa.com/


 


7w57l65r6cdykphszjc5.jpg

http://www.khaleban.com/ 


- تعداد بازديد
  • 6228
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35