
سانحه مرگبار بر فراز مادرید
از نخستين سانحه هواپيماي جامبو جت يا همون ۷۴۷ نيروي هوايي كه بر فراز اسپانيا سقوط كرد سال ها مي گذرد . من در كم تر سايتي در مورد اين حادثه مرگبار مطلبي خواندم . از اون جايي كه اغلب خوانندگان در كامنت ها شون درخواست فرموده بودند كه در مورد پرواز بيشتر بنويسم ، به فكرم رسيد براي آگاهي خوانندگان جوان ، از ماجراي اين سقوط و عامل آن بنويسم . يادمه يكي از دوستان عزيز خواستار توضيح بيشتر در مورد ابرهاي سي .بي شده بود . اگر چه من در مطالب قبلي به آن پرداخته بودم ، ولي اين بهترين فرصت براي پرداختن مجدد به آن است . چون همين ابر ها باعث كشته شدن جمعي از بهتري دوستان و همكاران ما در نيروي هوايي شد . اين جامبو جت همان گونه كه در تيتر ها متوجه شديد بر فراز مادريد سقوط كرد .
ايامي كه در مسافرت به سر مي بردم ، هر از گاهي كامنت هايي رو از بعضي دوستان كه معلوم بود تازه با اين سايت آشنا شده اند دريافت مي كردم كه در آن خواسته شده بود ، خلاصه تر نوشته ، كم تر به حاشيه بروم و از همه مهم تر از اين همه تصوير و بنر هم استفاده نكنم . ضمن احترام به اين عزيزان عرض مي كنم ... در اين يك سالي كه افتخار حضور با شما بزرگوران رو داشتم ، هميشه سعي كرده خود را با خواسته هاي خوانندگان محترم تطبيق دهم . اگر گاهي از حاشيه رفتن ها مي ناليدم ، بلافاصله دوستان با اي ميل و يا پيغام محبت آميز خود ياد آوري مي كردند كه اتفاقآ ما به خاطر حاشيه ها اين سايت رو دوست داريم . همچنين در مورد طولاني بودن ... واقعآ به خواست اكثر ياران به اين سبك و سياق رسيدم . اما در مورد تصاوير و بنر ها اجازه مي خواهم واقعيت رو بگويم .. و آن اين است .. قلبآ از اين كار لذت مي برم . اگر به مطالب اوليه سايت نظري بيندازيد ، فاقد تصوير و هر گونه حس زيبا شناسي است . ولي باور كنيد براي القاي هر چه بهتر تجسم و احساس مطالب ، ساعت هاي متوالي وقت صرف تصاوير و طراحي ان مي كنم . شما اگر به صفحه نخست سايت نظري بيندازيد ، حتي تنوع رنگ پوستر هاي مطلب رو مشاهده مي كنيد . و گرنه هر ادم عاقلي مي داند تهيه مطلب خلاصه و بي حاشيه و بدون تصوير خيلي راحت تر و بي دردسر است . به هر حال اگه اكثريت دوستان خواهان تغير در سبك و سياق سايت هستند ، به ديده منت مي پذيرم .
امروز دو خبر خوب از سوي خوانندگانم دريافت كردم كه خيلي باعث خوشحالي و مسرت ام شد . نخست اين كه يكي از خوانندگان فرهيخته به نام " سولماز " نازنين اول پيامك فرستاده و سپس تماس گرفت و اعلام كرد كه در آزمون هاي هواپيمايي كشوري پذيرفته شده است و قراره بزودي تست پزشكي رو هم انجام دهد . ضمن آرزوي موفقيت براي اين دختر خانم دانشجو ، اميدوارم روزي در فرودگاه ببينم اش . دومين خبر مربوط به كامنتي بود كه " دريا " ي عزيزم از راه اندازي وبلاگ اش سخن به ميان آورده بود . دريا جان از اون دختر خانم هاي عارف و انديشمندي است كه انس و الفت شديدي با شعرا به خصوص حافظ دارد . شايد باورتون نشه هميشه نامه هاي او به من خيلي عشق و اميد مي داد . و حال خيلي خوشحالم كه از درياي معرفت اش در وبلاگ " درياي مهر " حسابي فيض خواهيم برد . من آدرس وبلاگ دريا جان رو مي نويسم ، مطمئن هستم از مطالب آن حتمآ خوشتون خواهد اومد
http://www.darya2500.blogfa.com/
براي ورود به وبلاگاينجا رو كليك كنيد
كلام آخر اين كه .... يكي از خوانندگان عزيز و گرامي به تام " حامد " كه در خارج از كشور اقامت دارد ، پيشنهاد جالبي ارائه كرد . او نوشت تابستان به تهران خواهم آمد ترتيبي بدهيد تا در يك روز معين و از پيش تعين شده همه خوانندگان سايت در يك جا دور هم جمع شده و گل بگيم و گل بشنويم . اين كار از سوي " سام " عزيز كه در سوئد زندگي مي كند هم مورد تآئيد قرار گرفته و قول داد او هم به تهران بيايد . من از هر دوي اين عزيزان خواستم اين مسئله رو هماهنگ فرمايند . بعد از اين كه روزش مشخص شد ، دوستاني كه مايل به حضور هستند ، در كامنت اعلام مي فرمايند . ضمن اين كه خوشحال مي شوم ساير عزيزان اگه پيشنهادي براي بهتر برگزار شدن مراسم ، چگونگي آن ، محل اجتماع به ذهن شون مي رسه محبت فرموده و به ما اطلاع دهد .

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp
http://www.dubaipilotshop.com/servlet/StoreFront
.
يكي از آموزش هايي كه خلبانان از همون دوران دانشجويي آن را مي گذرانند ، "علم هواشناسي " است . به عبارتي هر خلباني ، فرقي نمي كند كه با هواپيماي كوچك پرواز مي كنه يا بزرگ ، بايستي به اين علوم مسلط باشه . چون جان خود و مسافرانش بستگي به شناخت وضعيت هوا و ابر ها دارد . اما حالا كه صحبت از ابر شد ، اجازه مي خواهم ابتدا نگاه اجمالي به انواع ابر ها انداخته و سپس در باره يكي از خطرناك ترين نوع آن بگويم . از نگاه هواشناسي ما ۸ گونه ابر داريم كه براي خلبانان هريك از آن ها داراي معاني متفاوتي است . اسامي آن ها عبارت اند از .... ۱- ابر سيروس ، ۲ -ابر سيرواستراتوس ، ۳-ابر سيركومولوس ، ۴ - ابر آلتوكومولوس ، ۵ - ابر استراتوس ، ۶- ابر استراتو كومولوس ، ۷ - ابر كومولوس ، ۸- ابر كومولونيمبوس ( سي . بي )
ابر كومولونيمبوس چيست ؟ :CUMULONIMBUS (Cb)
قبل از هر چيز منو ببخشيد كه موفق نشدم لاتين آن ها رو بنويسم . چون به محض نوشتن يك كلمه لاتين ، تمام خطوط و نظم مطالب فارسي به هم مي ريخت !! به هر حال اصولآ هريك از ابرهايي كه نام بردم داراي ويژه گي هاي خاصي است . كه در سه نوع ارتفاع قرار مي گيرند . الف - ابرهاي ارتفاع پائين : اين ابر ها معمولآ در ارتفاع زير ۵۰۰/۶ پا قرار دارند . در هواي سرد ممكنه داراي يخ و برف هم باشند . ب - ابرهاي ارتفاع متوسط : اين ابر ها معمولآ از ارتفاع ۵۰۰/۶ پا تا ۰۰۰/۲۰ پا قرار دارد . داراي كريستال و باران است . ج - ابرهاي ارتفاع بالا هم از ۰۰۰/۲۰ هزار پا به بالا است . ولي ابرهاي كومولونيمبوس يا همون " سي . بي " گاهي اوقات تا ارتفاع ۳۹۰۰۰ پايي هم كشيده مي شود . سرعت اين ابر ها گاهي اوقات به ۵۰ نات هم مي رسد . اين ابر ها به دليل همراه داشتن بار الكتريكي بسيار بالا و ميليوني خود ، هر هواپيمايي كه بر اثر غفلت خلبان با آن برخورد كند ، در يك چشم به هم زدن تبديل به توده اي خاكستر مي شود .
البته وحشت نكنيد .. امروزه به همت تجهيزات و رادار هاي خيلي مدرني كه در هواپيماها نصب شده است ، خلبانان به خوبي آن را تشخيص داده و از نزديكي به آن پرهيز مي كنند . به همين دليل است خلبانان قبل از پرواز ، هواي حاضر مقصد و همچنين مسير رو بعلاوه پيش بيني آن ها رو كه معمولآ بين يك تا سه ساعت است ، از مسئول هواشناسي دريافت مي كنند . البته اين رو هم بگم كه بودن ابر هاي سي بي در مسير دليل بر آن نمي شود كه پروازي رو كنسل اعلام كنند . به همين دليل سقف كامل اين نوع ابر را هشت ، هشتم در نظر گرفته و با همين معيار محدويتي براي هر نوع هواپيما ، بستگي به جثه و سرعت آن ها تعين شده است . با ذكر مثالي به مطلب ام ادامه مي دهم . فرض كنيد اداره هواشناسي براي مسير تهران - بندرعباس مقدار چهار ، هشتم سي بي پيش بيني كرده است . اين مقدار سي بي براي هواپيماي سي - ۱۳۰ در مسير مجازه . در حالي كه اگر همين مقدار بر روي فرودگاه واقع شده باشد ، مجاز به اپروچ نيست . و بايد صبر كند تا هواشناسي حركت آن را از منطقه مربوطه گزارش نمايد . جالبه بدونيد براي هواپيماي كوچك تر از قارقارك ما مثلآ فرند شيب ، چهار هشتم در مسير مجاز نيست ، و تنها اگر سه هشتم بود ، مي تواند از آن مسير پرواز كند . با اين حساب شما متوجه مي شويد كه براي تآمين امنيت پرواز چه تمهيداتي شده است .
راستي در پاراگراف بالا فراموش كردم بگم كه هر يك از ابر هاي ياد شده داراي مقدار متناوبي از آب ، برف ، كريستال و تگرگ است كه نسبت به سطحي كه قرار دارد كم و زياد مي شود . وجود يخ براي هواپيماها خيلي خطرناك است زيرا باعث مي شه ، سطوح فرامين و بال هاي آن ها تغير شكل داده و سبب عدم كنترل شده و سانحه دهد . نمونه بارز آن سقوط هواپيماي مسافربري به داخل رودخانه اي در شيكاگو بود كه از روي آن فيلم سينمايي هم ساخته شد . همچنين وجود كريستال در بعضي ابرها كه گاهي بيش از اندازه خشك و سرد هستند ممكنه توليد بارندگي هاي منجمد كرده و سبب تخريب در گيرنده ها با فركانس پائين شود . در بعضي هواپيماها مثل سي - ۱۳۰ براي پيش گيري از وضعيت فوق ، از پشت موتور هاي آن لوله هايي به سراسر لبه فرار بال كشيده شده است ، كه در شرايط يخ زدگي با زدن دگمه اي كه بالاي سر خلبان قرار دارد ، تمام آن يخ ها ذوب شده و به پائين سقوط مي كنند . گاهي انجماد بقدري زياد است كه ما با چشم آن ها رو بر روي لبه بال ها مشاهده مي كرديم . و با هر بار زدن دگمه ، شاهد افتادن قالب هاي بزرگ يخ بوديم .
منو واقعآ ببخشيد كه از مبحث ابر " سي بي " كمي دور شدم . ولي اجازه مي خواهم براي آگاهي بيشتر يه مقدار به حاشيه برم ! اغلب خلبانان در طول خدمت شون با كابوسي به نام سي بي دست و پنجه نرم كرده اند . من خودم خيلي خاطره از مواجه با سي بي دارم . در اينجاست كه حساسيت نقش ناوبر ها در هواپيماهايي چون سي - ۱۳۰ به چشم مي خورد . مجسم كنيد شب است و هوا بسيار طوفاني و ابري ... و شما ناخود آگاه مجبور شده ايد وارد اين توده هواي متلاطم بشويد . از همون ابتدا هواپيما همانند پر كاهي شروع به بالا پائين رفتن مي كند . مسافران ناشي بد جوري دسته صندلي رو فشار مي دهند .. بعضي ها هم گلاب به روتون ، بالا مي آورند . اين در حالي است كه زير لب نام اغلب ائمه اطهار ( ع ) رو نجوا كرده و از ان ها كمك مي خواهند . در كابين هم كروي پروازي به دستورات ناوبر توجه مي كنند كه گاهي مي گه چپ برو ... يه خورده بگير به راست ... حالا دماغ هواپيما رو يك كم بالا بگير و از اين جور حرف ها ...
البته اون بنده خدا هم تمام اين اطلاعات رو از روي رادار قوي اي كه روي ميزش قرار داره مي گه .. اگه گذرتون به كابين سي - ۱۳۰ افتاده باشه ، مي بينيد كه دو تا رادار اون جا وجود داره .. يكي جلوي ميز افسر ناوبر و ديگري جلوي داشبورد نزديك شيشه هاي جلو . كه البته كار اصلي رو اون راداري كه روي ميز ناوبره انجام مي دهد و مانيتور جلوي خلبان ، صرفآ براي كنترل داده هاي ناوبر است . به خاطر مي آورم بارها گرفتار توده هاي ابر هاي بزرگ مي افتاديم . و با راهنمايي افسر ناوبر از ميان آن همه ابر دنبال كوچه اي باريك مي گشتيم و با چپ و راست رفتن هاي متعد از ابر خلاص مي يافتيم . اين رو بگم كه هر ابري سي .بي نيست . از مشخصه هاي ابرهاي سي بي ، ورقلمبگي آن هاست . گاهي به صورت يه توده ثابت و گاهي هم تا كيلومتر ها ادامه داشت . براي همين است خلبانان هميشه ترجيح مي دهند ارتفاعي رو انتخاب كنند كه بالاي ابر ها قرار گيرند . گاهي مثلآ در ارتفاع ۲۲ هزار پايي پرواز مي كرديم كه از دور مواجه با توده اي ابر مي شديم . در اين جور مواقع خلبان با كنترل زميني تماس گرفته و تقاضاي دو يا چهار هزار پا بالاتر را مي كند . گاهي هم ادم بد شانسي آورده و با يك سي بي در ارتفاع خيلي بالا مواجه مي شد . ديگه نمي شد هيچ كارش كرد . چون موتور قارقارك ما ظرفيت اوج گيري تا ۴۰ هزار پا رو هم داره ، ولي كمپاني سازنده بدنه هواپيما ، تا ۳۵ هزار پا بيشتر تضمين نداده است . در اين جور مواقع ما مجبور به دور زدن مي شديم .
در تمام دوراني كه پرواز مي كردم ، فقط يك بار يادمه مجبور شديم تا ۳۲ هزار پايي بكشيم بالا ... اون هم از ترس جونمون بود !! يادمه در زمان جنگ ظفار بود . اون موقع كشور هايي مثل يمن و ليبي با ما خوب نبودند . درست يك هفته قبلش دو تا از خلبانان شكاري ما رو زده بودند و اون طفلكي ها بعد از پريدن به دست يمني ها افتاده بودند . ظاهرآ بد جوري شكنجه شده بودند . اين بود ما هم كه نمي دونم به چه دليل گذرمون به اون نزديكي ها افتاده بود ، تا جايي كه جا داشت گازش رو گرفتيم .. نخستين بار بود تا اون ارتفاع با سي - ۱۳۰ مي رفتيم بالا !! هوا رقيق ، رقيق بود . خيلي دلم مي خواد خاطرات اون دوران رو به ياد بياورم . افسوس پيري و آلزايمر همه چي رو گرفته . خب ... فكر كنم خيلي در مبحث ابر ها سخن به درازا كشيده شد ! بريم سر اصل مطلب .
پايگاه يكم ترابري ، قبل از ورود بوئينگ
پايگاه يكم ترابري كه به پايگاه سي - ۱۳۰ معروفه ، قبل از ورود هواپيماهاي بوئينگ زياد گسترده نبود . تمام لجستيك هوايي رو كاكل هواپيماهاي سي - ۱۳۰ مي چرخيد . قبل از ورود هركولس ها ، اين وظيفه به عهده هواپيماهاي داكوتا بود . و به همين دليل نسل قديمي تر ما از برو بچه هاي داكوتا بودند . در اون زمان كه ما تازه وارد بوده و به اصطلاح " آش خور " ما رو مي ناميدند ، پرسنل قديمي اسكادران داكوتا واقعآ پادشاهي مي كردند .. بد جوري به نسل تحصيلكرده در آمريكا حسد ورزيده و سعي در گرفتن حالشون داشتند . البته بعضي هاشون ! اين عده گاه با كنايه هاي خود از زجر و مشقتي كه قبل از پيوستن هواپيماهاي سي - ۱۳۰ به نيروي هوايي شاهنشاهي كشيده بودند ، مدام ما رو ملامت مي كردند . آن ها خاطرات زيادي از پرواز با داكوتا تعريف مي كردند . ولي افسوس قدر آن قديمي ها رو ندونسته و يكي يكي دار فاني رو وداع گفتند . به هر حال ما وارث نسلي بوديم كه از ابتدا شاهد تحول نيروي هوايي در بخش ترابري بود .
نمونه اي از هواپيماي داكوتا
قبل از اين كه هواپيماهاي بوئينگ وارد نيروي هوايي شوند ، ابتدا با تعريض رمپ پرواز سي - ۱۳۰ و ساختن آشيانه اي بزرگ و مجهز تمام وسايل كار را آماده كردند . فكر كنم سال ۱۳۵۴ بود كه بوئينگ ها وارد شدند . من در اون هنگام از عشق سوسن سر به بندرعباس گذاشته بودم !! . و با هواپيماهاي اوريون يا همون پي تري - اف كه تازه خريداري شده بود پرواز مي كردم . زمزمه پيوستن همدوره هايم به گردان هاي بوئينگ مرتب به گوش ام مي رسيد . آخه رسم است با خريد هواپيماهاي جديد ، كروي پروازي رو از ميان قديمي تر ها انتخاب كنند . حتي يادمه سرپرست سابق ام كه خدا رحمتش كنه ، پيغام فرستاد ... جناب محنون اگه حالت خوب شده اسمت رو براي جامبو يا سوخت رسان رد كنم .. ولي حماقت كرده و پاسخ ام منفي بود . بعد از يك سال كه برگشتم ، چشمم به جمال هواپيماهاي تانكر افتاد كه به رنگ سبز و خاكستري جلوي آشيانه تازه تآسيس به صف پارك شده بودند . ولي از شما چه پنهان جامبو جت ها خيلي با عظمت بودند ( حالا هم هستند ) . اون زمان هواپيمايي كشوري هنوز بوئينگ ۷۴۷ وارد نكرده بود . و در ايران ، فقط نيروي هوايي آن ها رو داشت .
از قرب افتادن هواپيماهاي سي - ۱۳۰ !!
با به كار افتادن خط پرواز هواپيماهاي ۷۴۷ و ۷۰۷ ، ديگه پرواز هاي آمريكا و اروپا كه سال ها در تيول گردان هاي سي - ۱۳۰ بود به ان ها محول شد . يادمه دست كم هفته اي يك پرواز به آمريكا داشتيم . البته هركولس ها هم هر از گاهي ماموريت امريكا رو انجام مي دادند . به خصوص كه براي چك فرمانده هواپيما ، وساير ماموريت هاي ويژه كماكان از سي - ۱۳۰ استفاده مي شد . اگه بگم افسراني رو مي شناختم كه ده بار بيشتر به ماموريت آمريكا اعزام مي شدند ، ولي هيچ گاه موفق نمي شدند در آزمون هاي فرمانده هواپيما موفق شوند . راستش رو بخواهيد خيلي سخت بود . در فرودگاهي كه هر دقيقه يك هواپيما اپروچ كرده و يا از زمين بلند مي شد ، مسئول برج در كم تر از يك دقيقه تمام اطلاعات مربوط به اپروچ رو به زبان غليظ انگليسي قرائت كرده و از راديوي ما خداحافظي مي نمود .. ديگه علي مي ماند و حوض اش .. ! اون خلباني كه قرار بود تست شود ، بايد خيلي مسلط قادر مي شد ضمن دريافت ان اطلاعات و ارقام ، هواپيماي رو در آن آشفته بازار فرود بياره .. كوچك ترين اشتباه ، سبب برخورد چند هواپيما مي شد . نمي شد كه از مسئول برج مراقبت خواهش كني .. مستر جوون عمه ات يك بار ديگه آهسته و شمرده شمرده بگو تا يادداشت كنم !!
كري خواندن همكاران قديمي .... !!
اوايل كه پرواز هاي مستمر بوئينگ ها به آمريكا شروع شده بود ، همكارن قديمي كه از سي - ۱۳۰ به آن گردان پيوسته بودند ، مرتب براي بقيه كري مي خوادند ... ولي ان ها فراموش كرده بودند كه گهي زين به پشت است و گهي پشت به زين ! طولي نگذشت كه مشاهده كرديم آن طور هم كه مي گفتند نيست .. و ماموريت هاي سي - ۱۳۰ همچنان برقراره . منتها اين بار اين ما بوديم كه به اهالي بوئينگ كري مي خونديم . چون ان ها روي برنامه مي رفتند و بر مي گشتند .. نهايت كم تر از يك هفته مي شد . ولي پروازهاي ما به آمريكا مثل سفر ماركوپولو بود ! كلي طول مي كشيد تا بريم و برگرديم .. تازه ما اختيارمون دست خودمون بود .. آن طفلكي ها به قول خودشون فقط مي رفتند دست به ديوار زده و سريع بر مي گشتند !! من بايستي در يك پست جداگانه از ماجراي يكي از اين سفر ها رو براتون باز گو كنم .. و فعلآ به اين بسنده مي كنم كه واقعآ ماموريت رفتن ما در اون زمان ها نوبر بود . مگه مي شد بچه ها رو گير آورد ؟ سر راه در هر كشوري كه براي استراحت توقف مي كرديم ، موقع ترك اون جا مكافات داشتيم .. يهو مي ديدي يكي از بچه ها مي گفت شام همه ميهمان من ... آخه يه دوست زيبا روي پيدا كرده ام !! روز بعد اين سناريو با فرد ديگري تكرار مي شد !!
سقوط يه فروند بوئينگ ۷۴۷ در اسپانيا ...
بيستم ارديبهشت ماه ، يا نهم مي ۱۹۷۵ بود . از اول صبح جنب و جوش فراواني در مقابل هواپيماي ۷۴۷ به شماره سريال ۲۸۳- ۵ به چشم مي خورد . معمولآ اين رفت و امد ها در روزهايي كه جامبو جت قرار بود به ماموريت اون ور آب اعزام بشه شدت مي يافت . از تكنسين ها گرفته تا متصدي كترينگ ( غذاي هواپيما ) اغلب هم سرو كله بچه هاي ضد اطلاعات با اون قيافه هاي عبوس و سرد و بي روح خود دور و بر هواپيما پيداشون مي شد . تقريبآ هيچ كار خاصي نداشتند كه انجام دهند .. فقط خيره مي شدند به كرو .. شايد اين يه نوع زهر چشم گرفتن بود .. شايد هم مي خواستند بگويند ما همه جا هستيم .. !! سرگرد محمود كدخدايان از معلم خلبان هاي سي - ۱۳۰ بود كه به گردان ۷۴۷ پيوسته بود . او معمولآ آدم جدي و منظمي بود . من خنده او رو كم تر ديده بودم . يادمه قبل از رفتن از گردان ، دو باري به اتفاق هم با هواپيماي هاك كماندر به پرواز رفته بويديم . آخرين بار آن انجام ماموريتي فوري تا دوشان تپه بود . وقتي اون جا رسيديم با تحكم به من گفت جايي نري ها !! فكر كنم براي فرمانده نيرو پيغامي مهم برده بود . در مراجعت هم با وجودي كه هوا خيلي خراب بود ، بي پروا به ابر زده و حاضر نشد سر قارقارك كوچولو رو براي رهايي ار ابر كج كنه !!
اسامي خدمه پرواز ...
در اين پرواز سرگرد كدخدايان در مقام فرمانده هواپيما پرواز مي كرد . خلبان يكم هواپيما هم ستوان يكم مير جهانگيري بود . او واقعآ افسر محجوب و با شخصيتي بود . وي هم از سي - ۱۳۰ به گردان ۷۴۷ پيوسته بود . پروازش حرف نداشت . اون زمان من در عمليات پايگاه مامور به خدمت بودم . هواپيماهاي بوئينگ هم روبروي پنجره ساختمان عمليات پارك شده بودند . همين جوري بي اختبار ذل زدم تا ببينم از بچه ها ي قديمي چه كس ديگري جزو كروي اين هواپيما است . كه ناگهان چشمم به ستوانيار امين الله طلوع بديعي افتاد . او با موهاي يك دست سفيد در بين بچه ها به اصطلاح خيلي تابلو بود . شنيده بودم داره بازنشسته مي شه .. در جايي گفته بود اين اخرين پرواز منه .. او بهايي بود . اون موقع كسي ابايي نداشت كه بگه بهايي هستم ! شايد هم موجب تفخر بود . من كه از اين مسايل سر در نمي آوردم .. دقيقآ مثل حالا !! فكر كنم شانس آورد كه خورد زمين ، اگه نه بعد از انقلاب بيرون اش مي كردند . بله مي گفتم طلوع بديعي مهندس پرواز اين هواپيما بود .
در يكي از سايت هايي كه مربوط به نيروي هوايي بود خواندم كه هيچ اطلاعاتي از نام خدمه اين هواپيما ندارند . و خواهش كرده بودند هركي اسامي آن ها رو داره اطلاع بده .. البته هواپيماهاي ديگري هم در ليست بودند . به همين دليل من خيلي سعي كردم نام تمام خدمه اين هواپيما رو بدست بيارم . بجر اسم يك نفر كه كروچيف هواپيما بود ، بقيه رو پيدا كردم . بله ... آقايان استوار عباس خالدي و گروهبان ابراهيم رستخيز هم لود مستر هاي اين هواپيما بودند . ابراهيم جوان خيلي خوش تيب و خوش بر رويي بود كه همه از گفت و گو با او لذت مي بردند ... يه اتوموبيل قديمي سبز رنگ نمي دونم اپل بود يا هيلمن سينجر ، داشت . كه تا ماه ها بعد از مرگ اش در پشت آشيانه سي - ۱۳۰ هم چنان پارك شده باقي مونده بود . در روز هاي نخست پيروزي انقلاب ماشين او به همراه تعدادي پيكان نو عنابي رنگ كه متعلق به مستشاران آمريكايي بود ، توسط غارتگران ابن الوقت شبانه به يغما رفت . فقط تعدادي به دست برادران به اصطلاح انقلابي افتاد !!
پرواز به سوي مرگ ...
علاوه بر افرادي كه نام بردم ، نه نفر هم آمريكايي كه در اون ايام در گردان هاي بوئينگ به عنوان مستشار و متخصص حضور داشتند ، از جمله سرنشينان اين پرواز بوند . كه در بين آن ها چهار نفر هم خلبان و استاد خلبان اين نوع هواپيما بودند كه براي مرخصي به كشورشون باز مي گشتند . مقصد اين هواپيما پايگاه " مگوار " آمريكا بود . در اون زمان پرواز هاي نيروي هوايي كه به مقصد آمريكا انجام مي شد ، با پيشوند " يو . ال . اف " كه مخفف ( يوناتيد لاجستيك فلايت ) بود به همراه فكر كنم سه رقم اخر شماره هواپيما ؛ ( كه هنوز فرمت شماره هاي آن تغير نكرده بود ) يعني با عنوان يو ال اف ۲۸۳ ، ناميده مي شد. از برج اجازه خزش گرفت . كارمند شيفت برج مراقبت تمام اطلاعات لازم رو به زبان انگليسي خيلي روان و سليس براي خلبان هواپيما خواند و مير جهانگيري سريع آن ها رو يادداشت كرده و در كنار يوك ( فرمان هواپيما ) قرار داد . بعد از دقايقي جامبو جت عظيم الجثه نيروي هوايي از روي باند ۲۹ چپ به هوا برخاسته و به سوي غرب پر گشود .
آخرين مكالمه به جاي مانده از خلبانان ....
بعد از چند ساعت پرواز هواپيما بر فراز قاره اروپا رسيده بود . همه چيز به طور طبيعي در جريان بود . آمريكايي ها در طبقه فوقاني در حال استراحت و عيش و نوش بودند ... بچه ها هم در پائين غرق در افكار خود به سر مي بردند ... هواپيما غرش كنان الياف هوايي رو شكافته و به سرعت پرواز مي كرد . در داخل كابين هر دو خلبان به دليل اين كه هواپيما بر روي سيستم اتوپايلوت ( خلبان اتوماتيك ) قرار داشت ، تقريبآ در حال استراحت بوده . و تنها با چشمان خود نظاره گر سيستم ها و آلات دقيق بودند... در همين هنگام بود كه از داخل گوشي خود شنيدند كه برج اسپانيا هواپيماي مسافربري شركت ايتاليايي آليتاليا رو مرتب صدا مي رند ... ولي خلبان خطوط آليتاليا به دلايلي صداي مسئول برج رو نمي شنيد ! معمولآ در اين جور مواقع رسم است ، خلبان ديگري كه در همان اطراف صدا را مي شنود ، براي همكار ديگر خود پيغام رو برساند ... به همين دليل مير جهانگيري كه تا اون موقع پشتي صندلي خود رو كمي عقب كشانده بود ، ضمن تنظيم صندلي ، با فشردن دگمه ميكروفن كه بر روي يوك قرار دارد ، به زبان انگليسي هواپيماي آليتاليا رو صدا زد .....
در ميان سكوت و آرامش حاكم در كابين هواپيماي ۷۴۷ ايراني ، اين صداي ميرجهانگيري بود كه همانند يه جتلمن انگليسي خطاب به همكار ايتاليايي خود مي گفت ... آليتاليا .. آليتاليا دو يو ريد مي ؟ ( آيا صداي من را مي شنوي ؟ ) بعد از چند ثانيه همكار ايتاليايي به صدا در آمده و با پررويي تمام گفت ... نو !! در همين هنگام سرگرد كدخدايان كه تا اين موقع سكوت كرده بود در صداش در امده و در ميكروفن داخلي به طوري كه فقط كروي خود بشنوند ، با عصبانيت به فارسي گفت ... مادر .. ق .. صدار رو مي شنوه ولي مي گه نه !! هنوز چند لحظه از بيان كلمات فرمانده ارشد هواپيما نگذشته است كه ناگهان مير جهانگيري در حالي كه اضطراب در كلام اش موج مي زند ، خطاب به كدخدايان مي گويد ... اوا فرامين كار نمي كند .. اوا چرا فرامين كار نمي كند ؟ متعاقب آن اين كدخدايان است كه فرمان مي دهد از اتو پايلوت در بيار .. از اتوپايلوت در بيار ... زود باش
چند لحظه اي سكوت مرگبار در كابين بر قرار مي شود . حتي صداي نفس از كسي بيرون نمي آيد ... در همين هنگام و درست در لحظه اي كه هواپيما از كنترل خارج شده است ، و با سرعت وحشتناكي به سوي زمين در حركت است ، ناگهان صداي باز شدن در كابين به گوش مي رسد . در اين لحظه صداي باز شدن در همانند صداي حاكم بر فيلم هاي دراكولايي سنگيني خاصي با خود به همراه دارد . انگار سال ها لولا هاي در روغن نخورده است ... ظاهرآ يكي از معلم خلبان هاي آمريكايي است كه با مشاهده وضع غير عادي جامبو جت به اميد نجات آن ، خود رو با عجله به كابين مي رساند . ولي در يك لحظه انگار مسخ شده باشد . چون هيچ كلامي رد و بدل نمي شود . طرف آن قدر سرش مي شد كه كاري از دست كسي ساخته نيست .. شايد هم از اون بالا شكسته شدن بال رو ديده بود .. به همين دليل بعد از چند ثانيه سكوت مي گويد ... دتس ايت ... فينيش ! و اين آخرين كلام ضبط شده در نوار باقي مانده از آن هواپيماست كه بار ها و بارها شنيده مي شود ...
خبر سقوط جامبو جت نيروي هوايي در حوالي مادريد خيلي زود به تهران مي رسد .. بچه ها همه شوكه شده اند . هيچ كس باور نمي كند كه اين اتفاق وحشتناك روي داده است . بالاخره هواپيمايي ديگر براي آوردن جنازه خدمه پروازي عازم اسپانيا مي شود . متعاقب آن گروهي از زبده ترين كارشناسان امور سوانح هوايي از آمريكا به همكاران ايراني خود در محل سانحه مي پيوندند ... صداي نوار به دست آمده از جعبه سياه ( كه اتفاقآ رنگ آن صورتي است !! ) ۳۰ دقيقه مكالمات آخر بچه ها رو در خود دارد .. بيست و نه دقيقه آن ارزش تحقيق و تفحص رو ندارد .. چون هر چه بود مسايل شخصي مسافران خارجي و خدمه بود .. ولي يك دقيقه پاياني گوياي همه چيز بود ... جواب ندادن خلبان آليتاليا ، ناسزاي گويي كدخدايان كه از حالا به بعد بايد مرحوم بناميم اش .. و قفل شدن فرامين و كلام اخر امريكايي ... در نهايت بعد از ماه ها بررسي متوجه دليل حادثه مي شوند .. شايد باور نكنيد اگه فقط دو وجب سيم ضد مغناطيس در بال وجود داشت ، شايد هرگز اين اتفاق روي نمي داد .. بله كارشناسان به اين نتيجه رسيدند كه رعد و برق حاصل از ابر سي بي ، به داخل جعبه باك بنزين اصابت كرده و به دليل دفع نشدن جريان قوي الكتريسته ، موجب انفجار گرديده است ....
نگاه فني به حادثه ....
حتمآ از خود مي پرسيد اين جعبه در باك چه كار مي كند ؟ معمولآ داخل باك هاي هواپيماها جعبه اي كوچك به كف باك قرار مي دهند كه درون اين باكس مكعبي شكل ( سرچ باكس ) پمپ هاي مكنده قوي بنزين قرار دارد . كه اگر به دليل اهمال و غفلت تمام بنزين هاي باك تخليه شد ، پمپ نسوزد . و به همين دليل اين جعبه هميشه پر از بنزين است . كارشناسان متوجه شدند اگه سيم هاي ضد مغناطيسم رو كه در انتهاي بال ها قرار دارند ، افزوده شود ، ديگه رعد و برق تآثيري بر آن ندارد .. و اين درست حكايت نوش دارو بعد از مرگ سهراب بود كه پس از ان به دستور كارخانه سازنده تمام جامبو جت ها سيم هاي مغناطيسي شون تقويت شدند ... شما اگه قصد پرواز با جامبو جت يا هر هواپيماي ديگري داريد ، دقت كنيد حتمآ اين رشته سيم هاي نقره اي كه مانند ريش راقم اين سطور آويزان است رو مشاهده خواهيد فرمود .. و ان گاه است كه به خاطر مي آورديد كه به خاطر همين چند رشته تار ناقابل چندين نفر مظلومانه در آتش سوختند .... يادشان گرامي باد
با تشكرو احترام :
بهروز مدرسي
اين مطلب در ساعت سه و پنجاه و پنج دقيقه بامدادان پانزدهم فروردين ماه ۱۳۸۷ به اتمام رسيد .
ايام به كام
به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .
بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .
دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )
چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )
بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
AWACS:
The Airborne Warning and Control System (AWACS) is an aircraft system designed to carry out surveillance, and C2BM (command and control, battle management) functions.Modern AWAC systems can detect aircraft from up to 400 km (250 miles) away, well out of range of most surface-to-air missiles except the Russian SA-5 and S-400. In air-to-air combat, AWAC systems can communicate with friendly aircraft, extend their sensor range and give them added stealth, since they no longer need their own active radar to detect threats. However, AWACS aircraft can be detected by opposing forces beyond its own detection range. This is because the outgoing pulse reduces in strength the further it travels. Therefore, a signal which is intended to go out and be reflected back must be strong enough to cover twice the distance between the sender and the target.This is not a specific system with a rotating radar dome "rotodome" radome designed and built by Boeing (Defense & Space Group) using Westinghouse (now Northrop Grumman) radar. It is mounted on either the E-3 sentry aircraft (Boeing-707) or more recently a modified Boeing 767. Only the Japanese Air Self-Defense Force has the 767 version, calling it the E-767.Other contries have also developed AWACS based on different aircraft platforms and radars.
Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
آواکس:
سیستم کنترل و هشدار هوایی (آواکس) هواپیمایی است که جهت اعمال مراقبت -فرماندهی وکنترل و مدیریت جنگ طراحی شده است.سیستمهای آواکس جدید قادر به تشخیص هواپیما از فاصله بیش از 400 کیلومتر(250 مایل) می باشند که خارج از محدوده برد اغلب موشکهای زمین به هوا بجز سام-5 و اس-400 روسی قرار دارد.در نبردهای هوایی سیستمهای آواکس می توانند با هواپیماهای خودی ارتباط برقرار کرده وباعث افزایش برد حسگرهای آنها شوند واز آنجاییکه نیاز بیشتری به استفاده از رادار فعال خود جهت تشخیص تهدیدها را ندارند به آنان توانایی بیشتری در قابلیت مخفی کاری می دهد.بهر حال هواپیمای آواکس می توند توسط نیروهای مقابل در خارج از برد شناسایی آن تشخیص داده شود.این موضوع به این خاطر است که چون پالسهای ارسالی از طرف آواکس هر چه جلوتر می روند ضعیفتر می گردند لذا سیگنالی که قرار است ارسال و بازتاب شود باید بحد کافی قوی باشد تا بتواند دو برابر فاصله بین فرستنده و هدف را پوشش دهد.این سیستم تنها در یک نوع مشخص دارای یک رادار گنبدی طراحی شده توسط بویینگ و رادار وستینگهاوس نمی باشد و روی هواپیمای "ای-3 سنتری"(بویینگ 707) و یا هواپیمای تغییر یافته بویینگ 767 نیز سوار شده است و تنها نیروی هوایی دفاعی ژاپن نمونه 767 را در اختیار دارد که ای-767 خوانده میشود.سایر کشورها نیز آواکسهایی را بر پایه هواپیما ها و رادارهای مختلف ساخته اند.
منبع:ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد
مرکز آپلود عکس ایرانی


https://balatarin.com/permlink/2008/4/2/1263724
از تمام خوانندگان محترمي كه عضو سايت بالاترين هستند ، خواهش مي كنم در صورت امكان رآي مورد نظر خود را به مطلب فوق بدهند :

































اطلاعات جالبی بود!!! من شخصاً تا حالا درباره این حادثه چیزی نشنیده بودم!!!
میدونید از سرچ کردن مهران مدیری در مرد هزار چهره به سایت شما رسیدم :) خوشحالم از اشنائیتون :)
امیدوارم دیگه کمتر شاهد همچنین اتفاقاتی باشیم گرچه که بعید میدونم
!!!!
پاسخ
ندا جان عزيزم ... خيلي ممنون كه اظهار نظر فرمودي .. خوشحالم كه به جمع ياران صميمي و همدل سايت پيوستيد . من هم اميدوارم ديگه شاهد اين گونه سوانح دردناك نباشيم
جناب مدرسي
يه ايميل من براتون زدم چند روز پيش
خوندينش؟
پاسخ
فريد جان
متآسفانه اي ميلي از شما به دست من نرسيده است .. چون در يكي دو روز گذشته سعي كردم به انبوه نامه ها يي كه روي هم انباشته شده بود پاسخ دهم ... اما امروز فرصت نكردم هنوز
سلام آقای مدرسی،
ممنون از مطلب جالبتون، مثل همیشه عالی بود. در مورد نظری که بعضی از دوستان در مورد خلاصه نویسی و عدم استفاده از بنرها در نوشته هایتان داده اند، باید بگم یکی از دلایلی که من اینجا رو میخونم، همین تصاویر، حاشیه ها و کلام گرم شماست.
پاینده باشید.
پاسخ
قربونت برم بهزاد عزيز .. اين نظر لطف شماست . اگه لايق اين همه مهر و محبت باشم
سلان عمو بهروز
خیلی ناراحت شدیم ولی چی میشه کرد قسمتشون این بود خدا همه آنها را بیامرزد و از سر تقصیرات همه ما بگذرد.
راستی عمو خیلی دوس دارم تو این مجلسی که گفتید شرکت کنم.ولی مدونید که امسال کنکوردارم.ولی اگه برنامه جور شد به روی چشم حتما میام.
راستی عمو به خدا من عاشق این حاشیه های شما هستم آخه هم این حاشیه ها جالب هستند و هم مثل یه کتاب اطلات عمومی هستند امیداوارم که این حاشیه کمتکان ادامه داشته باشد.
راستی جا دارد ار آقای صادقی و افراد دیگری که در تهیه بخش انگلیسی و افراد دیگری که در این سایت به شما کمک میکنن مثل آقای عظمتی و ... تشکر کنم امیدوارم همه این برادران عزیز موفق باشن.
راستی عمو فقط این جلسه اگه میشه بعد از کنکور برگزار بشه تا انشا الله اگه جور شد ما هم بتونیم بیایم
عمو جون خیلی دوستون دارم و امیدوارم موفق باشید
پسرتون اسی
پاسخ
پسر عزيزم .. اسي جان نازنين
در مورد تاريخ برگزاري گردهمايي ، كه هنوز تاريخ آن مشخص نشده است ، احتمالآ در مرداد ماه خواهد بود ... چون بعضي از دوستان كه اين پيشنهاد را داده اند از اروپا قراره در اين تاريخ تشريف بياورند .. ولي خب اين هم يه پيشنهاد خوبي است كه بعد از كنكور اين جلسه برپا بشه .. لطفآ شما هم تاريخ كنكور را بگو تا حامد جان بدونه ...
از اين كه از حاشيه نويسي هاي من خوشت اومده ، خيلي خوشحالم .
قربون همه دوستان عزيز و با مرام بشم
خيلي ممنون از مطلب زيباتون.به نظر من طرز نوشتنتان بسيار خوبه و حاشيه ها قشنگترش هم ميكنه پس همينطوري بنويسيد.راستي در مورد شكايت من ميگم ولش كنيد ارزش نداره همينكه افشاگري در سايت كرديد كافيه ميترسم عصباني بشيد يك بلايي سر خودتون بياريد.راستي فرامين چيه؟به نظرتون چرا اون خلبان ايتاليايي جواب نميداد؟
پاسخ
شيوا جان از اين كه حواشي مطالب مورد قبول شما واقع شده است ، خيلي خوشحالم .. اين كه خواننده اي به فرهيخته گي شما از سايت تعريف كنه برام كلي افتخار است . شيوا جان راستش رو بخواهيد من به حرف دوستان خواننده خيلي ارزش قائلم . از آن جا كه پسر عزيزم جناب نادر رضوي فرمود دنبالش رو نگير ... علي رغمي كه با يكي از وكلاي درجه يك و طراز اول كشور هماهنگ كرده بودم ، ولي اطلاع دادم كه بي خيال شده ام
شيوا جان ... فرامين .. هواپيما .. همان گونه كه از اسم اش بر مي آيد .. ابزار كنترل هواپيما است كه شامل : فرمان كه به آن اصطلاحآ يوك مي گويند و باعث كنترل شهپر ها و بالچه ها مي شود .. به وسيله فرامين كنترل هواپيما بالا پائين ، چپ و راست و يا دور محور عرضي خود مي چرخه ... و اما گاهي اتفاق مي افتد كه صداي برج از طريق فركانسي كه تنظيم شده است به خلبان هواپيمايي نمي رسد . در اين جور مواقع ساير خلبانان عبوري گفتار مسئول كنترل زميني را از طريق فركانسي ديگر كه اغلب خلبانان با آن در ارتباط هستند ، و توسط سيستم يو اچ اف مكالمه مي شود ، به اطلاع خلباني كه مشكل راديويي دارد مي رساند ... گاهي اوقات هم بعضي بچه ها به دلايلي شيطنت مي كنند .. و مخصوصآ پاسخ نمي دهند .. اين مواقع عبارت اند از .. ممكنه هواپيماي شما با دو يا سه هواپيماي ديگه همزمان به منطقه يا فرودگاهي برسيد ... مسئول ترافيك ضمن تماس با خلبانان به آن ها شماره مي دهد .. مثلآ به آليتاليا شماره يك .. به ايران اير شماره دو ، وبه سوميشماره 3 .. در اين گونه شرايط هواپيماهاي شماره دو و سه ..در ارتفاع تعين شده اي دور خود مي چرخند تا شماره يك تقرب خود را انجام داده و بعد از ترك باند فرود ، نوبت بعدي و بعدي مي رسد .. گاهي بعضي ها كه ممكنه با دوست دختر خود قرار داشته باشند و تحمل چرخيدن هاي اضافي رو ندارند .. لذا با عدم پاسخ ... آن دو هواپيماي ديگه بعد از او قرار مي گيرند ... اين چيزهايي كه گفتم صرفآ جنبه طنز داره .. و كم تر در عالم واقعيت پيش مي آيد .. ولي گاهي هم اشكال از خود سيستم يو اچ اف است . كه در اين گونه موارد ، خلبان از راه هاي ارتباطي ديگري كه در هواپيما داره ، با زمين تماس حاصل مي كنه .. حالا كه بحث عدم شنيدن ارتباط راديويي رسيد .. اجازه بده يه موضوع جالب ديگه رو هم برات بگم ...
شيوا جان گاهي اتفاق مي افتد خلبان در آسمان تمام ارتباطات خود و سيستم هاي راديويي خود را ار دست مي دهد ( نمونه آن در يكي از مطالب ام نوشتم كه در ايتاليا براي ما رخ داد ) در اين جور موارد خلبان براي اين كه به مسئولين زمين اطلاع بدهد كه كه هيچ گونه ارتباط راديويي ندارد .. در هوا يك مثلث به ضلع دو مايل مي سازه .. يعني دومايل به راست مي ره .. يه زاويه 60 درجه مي چرخه و دو مايل جلو مي ره و به همين ترتيب در روي رادار هاي زميني اين ايجاد مثلث ديده مي شود .. به همين دليل راحت بدون تماس به فرودگاه مورد نظرش مي نشيند .. و برج مراقبت پرواز طوري برنامه ريزي مي كنه كه هيچ هواپيمايي اون دور و بر نباشه
سلام جناب مدرسي عزيز و بزرگوار
مجددا از اين طريق سال جديد را تبريك عرض ميدارم.اميد است درسال جاري نيز همانند سال قبل از بيان خاطرات زيبا و در مواردي سرنوشت تاسف بار برخي عزيزان كه اينك در بين ما نيستند ،مطالب بيشتري را فراگيريم و اين جاي تشكر و قدرداني دارد.
به روان پاك همه مرحومان اين حادثه تاسف بار از جمله فرمانده و خلبانان و كروي پروازي هواپيماي مذكور درود ميفرستيم و ازخداي بزرگ ميخواهيم كه كمك نمايد شاهد اين قبيل حوادث درهيچ نقطه اي از جهان نباشيم.
خداي بزرگ نگهدارتان باد
پاسخ
سرور گرامي جناب مهندس فضلي گرامي
با درود و تبريك مجدد سال نو ، و تشكر از حسن توجه شما به جانباختگان راه ميهن و استقلال كشور ، اميدوارم افتخار نگارش خاطراتي بيشتر از اين بزرگواران رو داشته باشم . و من هم از خداوند متعال درخواست مي كنم .. سايه هر گونه حوادث را از سر مردم ما و همه جاي دنيا بردارد . تا كم تر شاهد سوانح دردناك باشيم . به خانواده محترمتان مخصوصآ دلبند نازنين رو سلام برسانيد
سلام جناب مدرسی
امیدوارم حالتون خوب باشه و سایتون کماکان روی سر ما باشه
یه سوال داشتم ازتون
میخواستم ببینیم شما از مدارس آموزش خلبانی کشورهایی مثل دبی و آفریقای جنوبی اطلاعاتی دارید؟
یا اینکه منبعی رو سراغ دارید که بتونم اطلاعات جامعی بدست بیارم؟
ممنون میشم
پاسخ
عرفان جان عزيزم ... راستش اين گونه اطلاعات رو جناب آرمان بيات خيلي خوب وارد است كه فكر كنم تا دور روز ديگه از مسافرت تشريف مي آورند .. حتمآ ياد آوري فرماييد تا از ايشون بپرسم . در ضمن يك دختر خانم محترم كه از خوانندگان دائمي سايت بودند در دبي مشغول تحصيل آموزش خلباني است و خانواده آن ها هم در آن جا يك شركت بين المللي دارند .. متآسفانه با وجودي كه اين عزيز براي من خيلي اي ميل فرستادند .. و حتي مايل بودند من به آن جا بروم .. به دليل انبوه نامه ها ، اسم ايشون رو فراموش كرده ام ... ولي مطمئن باشيد در دبي دوستان زيادي اين مطلب را مي خوانند مخصوصآ دو نفر از دوستاني كه در بخش تبليغات مخصوص آگهي داده اند در دبي تشريف دارند .. بهتره شما به سايت آن ها رفته و از آن ها سوال فرماييد . مطمئن هستم كه كمك تون خواهند كرد .. فراموش نكنيد كه دو اگهي بالا مربوط به دبي است .. . و سومي كه سايت عاشقي است در ايران هستش . موفق و پيروز باشي
سلام آقای مدرسی سال نو روبه شما و خانواده عزیزتان تبریک می گم
یه خواهشی داشتم از شما
این کد بنر وبلاگ من هستش من از قبلا اون رو آپلود کردم فقط شما کافیه اون رو تو قسمت تبلیغ های رایگان بزارید ممنون میشم
موفق باشید
کد بنر
پاسخ
محمد جان عزيزم
من هم سال نو رو به شما و خانواده محترمتان تبريك مي گويم . پسرم همان گونه كه در اي ميل هم حضورت توضيح دادم .. كد هاي سايت دست من نيست . ولي اين دليل نمي شود كه بنر سايت شما را قرار ندهم .. به همين دليل از شما خواهش كردم يك تصويري كه نشان دهنده لوگو يا سايت شما باشه برايم ارسال فرماييد به ديده منت آن را در سايت قرار مي دهم . ولي بعيد مي دانم اين كد هايي كه فرستادي با گذاشتن در صفحه اجرا بشه ... اگه فكر مي كني اجرا مي شه و من با قرار دادن در زير مطالب نشون داده مي شود ، كه هيچ .. اگه نه لطفآ يه تصوير يا لوگوي كوچك بدون آپلود برام بفرست خودم ترتيب بقيه مراحل را مي دهم
با درود بروان شهیدان این ÷رواز- یادم هست که در ساعات اواسط شب در مهرآباد و شیفت شبکار بودم که این خبر مصیبت بار را شنیدم و چقدر همه کارکنان و جو عمومی فرودگاه تحت تاثیر این حادثه واقع شدند و همه برای مدتی مسخ گردیدند.امسال حدود 33 سال از شهادت این پرسنل میگذرد فقط خدا میداند آنها در واپسین لحظات به چه فکر میکردند.خاطرم هست همه میگفتند این پرواز در آسمان اسپانیا و بعلت نامعلوم منفجر شده است که البته مشخص است که بیراه هم نبوده است. بهرحال از اینکه تجدید خاطره این فرزندان وطن را کردید متشکرم. روحشان شاد باد.
پاسخ
دوست عزيز و فرهيخته ام جناب آقاي فرنودي گرامي .. بله دقيقآ درست مي فرماييد . شب بود كه اين خبر را به ما دادند .. و به قول فرمايش شما واقعآ تحمل اش خيلي سخت بود . مخصوصآ براي ما كه كه همه رو از نزديك مي شناختيم ..و با آن ها رفاقت و دوستي داشتيم ..
محمود جان .. يادم رفت در ادامه مطلب ياد آوري كنم ... اون ايام كه كيفيت عكاسي در ايران مثل حالا نرسيده بود ، ما معمولآ فيلم هاي عكاس هاي خودمون و خانواده رو به همكاران جامبو جت مي داديم تا در مگوار ظاهر نمايند ... خيلي هم ارزان بود و در قطع بزرگ آآن ها را چاپ كرده و در قاب هاي اشانتيوني يه روزه تحويل مي دادند .. من تمام نگاتيو هاي عكس هايي كه در آمريكا گرفته بودم ، كه بخش اعظم اش هم با دختران و دوستان بود ، بر اثر غفلت و حسودي سوسن .. همه آن پاره شده بودند ، به مرحوم ميرجهانگيري دادم .. و خواهش كردم همه آن ها رو در آمريكا برام چاپ كنه .. با سقوط اون هواپيما ، تمام خاطرات تصويري كه در آمريكا و هنگام تحصيل ، مخصوصآ مسافرت هايي كه مرتب داشتم ، از بين رفت .. و تنها تعدادي عكس كه در شعاع يك كيلومتري اش هيچ خانمي ديده نمي شد ، از آتش خشم سوسن در امان ماندند !! محمود جان منو ببخش كه خيلي حرف زدم
متاسفانه من مجبورم به اين سفر هوايي برم چون خانواده همه برنامه ريزي كردن و اگر من نرم همه برنامه ها به هم ميريزه وگرنه مريض كه نيستم خودم را زجر بدم.ولي امروز با ديدن اين مطلب با همه طي كردم كه اگر هوا ابري باشه و ابرهاي cb در اسمان ديده بشه من عمرا سوار بشم حتي اگر همه زابراه بشوند.امروز با شنيدن صداي غرش هليكوپتر بيرون را نگاه كردم و ديدم يك هليكوپتر در ارتفاع پايين پرواز ميكند و كبوتري هم در اسمان بود.هرلحظه ممكن بود برود لاي پره ها.بخودم گفتم خلبان بدبخت جانش الان درگرو يك كبوتر است.نميدونم ديگه لاي پره رفت يا نه اگه رفته باشه خبر سقوطش را بايد بشنويم.ميگم حداقل بگين كدوم خط هوايي امنتره؟
پاسخ
دخترم ... من مي دانم به قدرت خداوند ايمان داري ..و هر گز سرنوشت كسي تا خواسته عوض نمي شود . اين قدر به خودت ناراحتي و استرس وارد نكن .. هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد ... اصلآ به اين مسايل توجه نكن ... دوست دارم وقتي برگشتي در كامنت برام بنويسي كه چقدر بهت خوش گذشته است . و ديگه نمي ترسي ... در مورد كبوتر ها هم .. عزيزم آن ها زماني خطرناك هستند كه وارد موتور هواپيماهاي جت بشوند ..زيرا موقع نشستن دور موتور كم است و در نزديك فرودگاه ها كبوتر و پرندگان زياد هستند .. در اين صورت است كه با رفتن به داخل موتور ، سبب از كارافتادگي آن مي شوند .. در ارتفاع بالاتر .. فقط ممكنه به بدنه آسيب برسونند .. ولي هلي كوپتر در اون ارتفاعي كه ديدي مشكلي نداره .. چون اولآ جت نيست يعني موتور توربيني ندارد ... هم چنين هلي كوپتر به خاطر ملخ هاي قوي كه داره و خلآيي كه در اطراف اش ايجاد مي كنه ، هيچ پرنده اي نمي تونه به آن نزديك بشه .. اصلآ صداش پرندگان رو فراري مي دهد .
در مورد كدوم خطوط امن تره ... عزيزم هيچ فرقي با هم ندارند ... به دليل خدماتي كه مي دهند طبقه بندي مي شوند ... در اصل خود هواپيما مهم است كه هيچ فرقي نمي كنه در چه خطوطي پرواز كنه ... يادت باشه هواپيماها اگر مشكلي داشته باشند اولين نفر خلبان و خدمه آن هستند كه با آن پرواز نمي روند ... مطمئن باش آن ها جان خود رو از شما بيشتر دوست دارند . ديگه حرف ترس و وحشت رو نيار .. ولي اگه سوال ديگري داري بپرس .. و به لطف و محبت خداوند ايمان داشته باش
خلبان جان
شما هر طور که بنویسی زیباست ، چه با حاشیه و چه بی حاشیه...
افکار انسانی و زیبای شما در هر قالبی که نوشته شود چون از دل بر میآید لاجرم بر دل می نشیند. خداوند شما و قدرت خلاقه شما را حفظ کند
پاسخ
الهي من فداي محبت و بزرگواري شما بشم
شما خيلي به بنده لطف داري ميرزا جان ... دستت رو مي بوسم .
سلام كاپيتان
حالتون چطوره ؟ جدا منو شرمنده محبت خودتون كرديد شما استاد بزرگوار من هستيد و من افتخار ميكنم كه يك شاگرد هستم
موفق باشيد
و تشكر
پاسخ
دريا جان عزيزم .. اين چه فرمايشي است ؟ عزيزم شما بقدري بزرگوارو انديشمندي كه واقعآ به وجودت افتخار مي كنم ... شما دريايي از عشق و انگيزه هستي .. با اون ايمان و تقوايي كه داري ... زبان مسلط به شعر و درك ات از دنياي هستي .. واقعآ مثال زدني است .. ديگه از اين حرف ها نزن خانمي
سلام دوست عزیز-مایل به تبادل لینک هستیم.در صورت صلاحدید با ذکر آدرس وبلاگتان به ما اطلاع دهید.
با تشکر
پاسخ
چشم در اولين فرصت اين كار رو خواهم كرد .. نيازي نيست كه شما هم حتمآ اين كار رو بكنيد ... كافي است كه قلبآ مايل به اين كار باشيد
عمو مدرسي عزيزم
براي اولين بار مطلبتون رو نخونده كامنت مي ذارم!!
اگه وقت كرديد يه سري به وب من بزنين
تنها كاري بود كه براي قدرداني ميتونستم انجام بدم!
بازم يك دنيا ازتون ممنونم
پاسخ
چشم عزيزم ... به وب تون كه چيزي نيست .. بگو برو سر كوه قاف .. ببين مي رم يا نه ؟ خب عزيز جان خوب شدي الحمدالله ؟ من تلفني با شما هم تماس خواهم گرفت .. مواظب خودت باش عزيزم
سلام آقای مدرسی عذر می خوام باز هم مزاحمتون شدم
عکسی که گفته بودید به جی میلتان فرستادم امیدوارم به دستتون رسیده باشه.
در ضمن یه مشکلی که هست اکثر اوقات که براتون ایمیل میزنم به دستتون نمی رسه بهتره علاوه بر جی میل یه اکانت در یاهو بسازید اینجوری بهتره
لااقل اینجوری بیشتر ایمیل هایما به دستتون می رسه.
با تشکر
پاسخ
چشم حتمآ
salam
tafavot mohandes parvaz va crochif)agar dorost neveshtaeh nasham(chieh?
dar havapimi jangandeh in do estelah yeki ast?
ba tashacor
Ali_France
پاسخ
علي جان مهندس پرواز بين خلبان و كمك خلبان مي نشيند و تمام كنترل آلات دقيق را دارد . در پرواز هم اگه مشكلي بود ، او از روي كتاب به آن عمل مي كند اما كروچيف مسئول فني هواپيما است . متخصصي است كه اگه هواپيما ايرادي آورد آن را پي گيري مي كند اما در هواپيماهاي شكاري مهندس پرواز نداريم ولي كروچيف داريم
با سلام مجدد
من که جز زحمت چیزی برای شما ندارم خیلی لطف کردید
اگر یه خبری ازون خانمی که لالن مشغول تحصیل در دبی هستند بدست اوردید یه لطفی میکنید ایمیلشون رو بهم بدید؟ممنون میشم
پاسخ
چشم عزيزم ... مشكل لين است كه من نام او را فراموش كردم . شما اگه مي خواهي كارت راه بيفته به همين دوتفر كه گفتم نامه بنويس . هر دو از دوستان من است . اگهي دوم در ارتباط با اجناس خلباني است
سلام خلبان مدرسي سال نو مبارك
خاطره زيبايي بود كه بيان كرديد
جناب مدرسي بدون مقدمه:
ليسانس عمران از دانشگاه فردوسي دارم پول هم زياد ندارم به خلباني هم خيلي علاقه دارم!!!!!!!!!!!!
راهنمايي كنيد
با سپاس!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ
فرزاد جان عيد شما هم مبارك باشه پسرم
همان گونه كه بارها عرض كردم ، به دليل اين كه سال هاست از فضاي نيروي هوايي به دور مانده ام ، اطلاع دقيقي ندارم . ولي اين امر دليل بر آن نمي شود تا پاسخ شما دوست عزيز رو ندهم .
فرزاد جان من فكر مي كنم بهترين امكان اينه كه گوش بزنگ باشي تا ببيني كي دانشكده خلباني سازمان هواپيمايي اعلام پذيرش دانشجو مي كنه ، اگه به اميد خدا قبول بشي ، هزينه زيادي ازت اخذ نمي كنند و در صورت موفقيت در دروس صد در صد به استخدام هما هم در مي آيي . در مورد اين كه آيا مدرك تحصيلي شما را قبول مي كنند يا نه ؟ اجازه بده جناب آرمان بيات تشريف بياورند او بيشتر و تخصصي تر شما رو راهنمايي مي كنه
موفق و پيروز باشي
سلام سرهنگ جون
حالت چه طوره
خوشحالم كه دوباره برگشتي
سرهنگ يه سوال ازت داشتم
هواپيماي AC_130
چيه كارش چيه ايرانم داره يا نه
دست درد نكنه
راستي سرهنگ حالا كه همه پول دارن
از اروپا مي يان نمي دونم از قاره امريكا مي خوان بيان
اقا با هم يه جا بيايد شيراز
هواشم خوبه ما هم فيض مي بريم
دست خدا پشتو پناهت
پاسخ
پسر عزيزم .. خيلي ممنون از لطفي كه داري . قبل از هر چيز ما اين نوع هواپيما رو نداريم . در حقيقت مدل " آ "جز قديمي ترين سري توليدي اين نوع
هواپيما بود كه اتفاقآ ما درره مون رو روي آن ها ديديم . در مورد شيراز هم هر چه خوانندگان تصميم گرفتند . البته از ميهمان نوازي شيرازي ها خيلي شنيده ام . چشم اگه قسمت شد ، حتمآ
سلام جناب آقای مدرسی
مدتهاست که وبلاگ شما را بازدید میکنم ؛ منتها اولین باری هست که نظر میدهم
یک سوال و یک خواهش از شما داشتم ، آیاعلاوه بر 747 ها و c-130 ها ، 707 ها هم پرواز های ULF را انجام میدادند ؟ و آیا با عرض شرمندگی برای شما مقدور هست که دعوتنامه بالاترین برای بنده ارسال کنید ؟
امیدوارم که همیشه پاینده و موفق باشی د
پاسخ
دوست عزيزم به دليل به هم ريختگي لاتين و فارسي من اين چنين متوجه شدم كه آيا علاوه بر 747 ها هواپيماهاي سي - 130 يا 707 هم با اين پيشوند به پرواز مي رفتند .. كه پاسخ مثبت است
در مورد دعوت نامه بالاترين .. من حرفي ندارم .. ولي تا حالا انجام نداده ام . به عبارتي نمي دونم چه كار خاصي بايد انجام دهم . لطفآ شما بفرماييد . چشم
سلام سرهنگ اين هواپيما رو كه گفتم
تو يه وبلاگ خوندم كه همون سي_130
هست ولي روش چند تا توپ سوار مي شه و مي تونه تيراندازي كنه
تو وبلاگ بچه خلبان
اخه مگه مي شه سي _130
تير اندازي كنه
پاسخ
دوست عزيزم .. خيلي ممنون كه كنجكاوي مي كني ... بله پسرم اين هواپيما خيلي قابليت هاي فرواني داره ...از جمله در امر سوخترساني ، نجات غريق در سواحل اقيانوس يا همون گارد هاي ساحلي ، در بعضي كشورها هم همان جور كه اشاره كردي ، با بستن توپ و مسلسل از آن در نبرد ها مخصوصآ مناطق مرزي استفاده مي كنند . يه نوع ديگر هم براي خاموش كردن آتش سوزي هاي مهيب جنگل ها ازش بهره برداري مي كنند .من ابتدا فكر كردم منظورت مدل آ است .. ولي حالا متوجه شدم .. من فكر مي كنم در مطلب سي - 130 ، همه اين موارد رو نشون دادم .. به اولين پست پربيننده ترين مطالب يه سري بزن
بازم سلام
این کار رو کردم منظورم اینه که با جناب آقای بیات میل زدم ولی یادم رفت بهتون بگم
و اینکه گفتم اگه ممکنه ایمیل اون خانوم رو بدید چون ایشون در بطن کار هستند و میتونن سوالاتم رو جواب بدن چون میخواستم اطلاعاتم کامل و به روز باشه ولی خب فعلا که ممکن نیست
این پرچونگی من رو به بزرگی خودتون ببخشید
حس میکنم کاری کردم یا حرفی زدم که از دستم ناراحتید درست میگم؟
پاسخ
عرفان جون چرا چنين فكري رو مي كني ؟ من به همه خوانندگان محترم سايت ام خيلي احترام مي گذارم . و آن چه به شما گفتم ، اگه پسر خودم هم مي پرسيد همين پاسخ رو مي دادم . مطمئن باش اگه اون دختر خانم اي ميل فرستاد ، حتمآ اسم و مشخصات اش رو به همراه اي ميل اش به شما خواهم داد
مرسی عقاب تیز پرواز :d
پاسخ
فدات شم پسر نازنين ام
Slam Captain Moddaressi Aziz
Man tazeh shomara yaftam.
mamnoon az etelati ke midid.
Saalam in ast ke chera dar cockpit,seat khalabane arshad samte chap ast.
MAMNOON.
پاسخ
افشين عزيزم .. خيلي خوشحالم كه به جمع ياران همدل و صميمي پيوستي
اما در پاسخ به پرسش شما كه چرا خلبان اارشد در صندلي سمت چپ مي نشيند .. بايد عرض كنم من فكر مي كنم .. مطمئن نيستم . از آن جا كه معمولآ انسان همه كار هاي خود را با دست راست انجام مي دهد ، خلبان ارشد با نشستن در صندلي چپ ، عملآ دست راستش به سمت پانل آلات دقيق و كليد هاي كنترل بين دو صندلي است . و دست چپ او در اين حالت سمت پنجره قرار گرفته كه هيچ كاربردي ندارد .. و تنها هنگام جا به جا كردن صندلي و بالا بردن آن استفاده مي شود كه با دست چپ دستگيره را گرفته و تنظيم مي كند ... به همين علت خلبان ارشد يا خلبان يك در صندلي چپ مي نشيند ... ضمن اين كه در پرواز هايي كه معلم خلبان حضور دارد ، شاگرد يا خلبان دو در صندلي چپ مي نشيند و معلم يا استاد او در صندلي راست مي نشيند تا دست راست شاگرد براي كنترل هواپيما آزاد باشد .
افشين جان فراموش نكن اگر بر عكس هم مي نشستند باز ممكن بود كسي بپرسه چرا آن ها اين گونه مي نشينند !!؟
Salam Ostad va mamnoon az javabhaye mofidetan,
Chera barkhi khalabanha foroodi besiyar mohkam va na aram darand.
Mamnoon
Afshin
پاسخ
خواهش مي كنم افشين جان
دليل اين كه بعضي ها آرام و بعضي ها محكم فرود مي آيند بايد عرض كنم عمل نشستن براي يك خلبان ، حسي است .. گاهي احساس خوبي نداره و نمي تونه ان گونه كه بايد آروم به زمين بنشاند
موفق باشي عزيزم
Salam Ostade Aziz,
Yek Komak Khalabane Mosaferbari chand vaght bad Khalabane Arshad mishavad.
Mamnoonam
توروخدا یکی به من بگه چجوری از پرواز نترسم و استرس شدیدم رو برطرف کنم
پاسخ
وحيد جان عزيز و نازنين
من بار ها به دوستاني كه مثل شما ترس و استرس از پرواز رو داشته اند چند جمله كليشه اي گفته ام و آن ها با تفكر به آن كمي آروم گرفته اند .. اميدوارم شما هم به پاسخ من خوب توجه كني
وحيد عزيزم .. قبل از هر چيز .. توجه داشته باش اگه خدا بخواهد كسي رو در سانحه حفظ كنه .. اين كار رو مي كنه .. اخبار سوانح مملو از چنين معجزاتي است
دوم ... عزيزم شما چه بترسي .. چه خونسرد باشي .. اگه اتفاق بخواد رخ بده .. خب اتفاق افتاده و فرقي به اصل موضوع نداره .. تازه اگه خونسرد باشي .. ممكنه نجات هم پيدا كني .. خيلي ها به خاطر ترس از واقعه .. حتي اگه سالم هم بوده باشند ، باز از وحشت و ترس جان مي بازند
سوم ... پسرم هميشه به اين فكر كن كه عده اي به عنوان خدمه هواپيما ، مثل شما و من جان شيرين خود رو دوست دارند .. و مطمئن باش آن هم افرادي هستند كه منتظر برگشت شون هستند .. پس آن ها با نمام وجود سعي مي كنند به سلامت هواپيما رو به مقصد برسونند
چهارم ... وحيد جان سيستم ها و انسان هاي زيادي غير از خلبان نظارت بر حسن پرواز سالم دارند .. مثلآ اگه در بين راه هوا خراب بشه و براي پرواز ضرر داشته باشه .. اگه خلبان هم اشتباه كنه .. از پائين هستند كساني كه به او دستور مراجعت رو مي دهند
پنجم ... از نظر فني و سيستماتيك هواپيما ها هر لحظه بازديد مي شوند .. اگه كوچك ترين مشكل يا ايرادي داشته باشه .. مطمئن باش اولين نفر همان خلبان است كه از رفتن با آن هواپيما سر باز مي زند
ششم .. عزيزم به خداوند متعال توكل كن .. و سعي كن از زيبايي هاي پرواز لذت ببري .. حتي اگه خداي ناكرده حس كردي داريد سقوط مي كنيد .. خب ثانيه هاي آخر رو با لذت از دنيا ادم بره خوبه يا با ترس و ناراحتي .. ؟
هفتم ... در هيچ موردي ترس فايده اي نداره .. جز اين كه اگه مشكلي هم پيش بيايد شما زودتر از بقيه به خاطر استرس جان خود رو از دست مي دهيد ...
هشتم .. اين را بدان .. راحت ترين مرگ ، همين سانحه با هواپيما است .. بقدري سريع اتفاق مي افتد كه شما قبل از اين كه متوجه شوي چه اتفاقي داره رخ مي دهد .. غزل خداحافظي رو خونده اي .. اين رو جدي مي گم .. من هميشه آرزو كرده ام در هواپيما بميرم .. چون راحت ترين نوع مرگ است .. بقدري سريع و راحت انسان مي ميرد كه حتي فكرش رو هم نمي كنه .. پس دليلي نداره غصه خورده و استرس داشته باشي
موفق باشي
راستي دوست دارم يك پرواز بروي و نظرت رو بعد از اين حرف ها برام بنويسي
سلام
من خیلی سال هست که ایران نبودم و اخیرا فهمیدم سالهاست که پروازی از سمت ایران به اسپانیا و یا بالعکس نداریم و پرواز ترانزیت هست علت عدم این مسئله چیت مسافت یا مشکلات سیاسی ؟ممنون میشم اطلاعاتی بدهید
با سپاس
پاسخ
بهرخ عزيزم ... بله حق باشماست ..
تا آن جا كه من اطلاع دارم مسير هاي بين كشور ها توسط خطوط هواپيمايي خريداري مي شود .. ولي اين كه چرا ما از ايران به اسپانيا نداريم رو بايد از آگاهان سوال كنم .. حتمآ دوستان پاسخ شما رو خواهند داد .. وگر نه من سوال كرده و به عرض شما مي رسانم .. فقط خواهش مي كنم پرسش خود رو در بخش كامنت هاي آخرين پست بنويسيد تا دوستان آگاه دلايل آن را توضيح فرمايند ..
به هر حال من اگه يادم باشه حتمآ پاسخ كامل رو خواهم نوشت
موفق و پايدار باشي
جناب كاپتان
از آشناييتان بسيار خوشحالم. اطلاعاتون خيلي جالب بود .يك سوالي از شما داشتم. يك فيلم از سقوط و نجات يك هواپيماي ملخي دارم كه دوست دارم نظر شما رو بدونم. (آيا اين اتفاق شدني است يا نه). ممنون مي شم آدرس Email شما را داشته باشم (البته اگه ممكنه)
راستي رشته تخصصي من مكانيكه و در زمينه رباتهاي صنعتي فعاليت حرفا اي دارم.
با سپاس
صمد
پاسخ
صمد عزيزم از آشنايي با شما من هم خوشوقتم
عزيزم جي ميل من در سايت درج شده است
بهروز دات جورناليسم ات جي ميل دات كام است
منتظر دريافت فيلم شما هستم
موفق باشي
سلام دوستان گلم.
من سئوالاتی از حضورتون داشتم اگر کسی بتونه من رو راهنمایی کنه بسیارممنون میشم.
نامزد من در دانشکده هوانوردی تهران درس خلبانی رو به پایان رسونده.
ایشون بایست ساعتهای پرواز آزمایشی می گرفت که اعلام کردند پس از گذروندن خدمت سربازی میتونه پروازهایش رو بگیره .
حال نامزد من در حال گذروندن خدمت سربازیه و ما مایلیم اون در امارات پروازهای آزمایشی رو دنبال کنه . حال سئوالات من اینه که....
آیا اون میتونه در امارات اینکار رو انجام بده؟
اگر میتونه باید در امارات به کدوم دانشکده یا ارگان مراجعه کنه ؟
در صورت به پایان رسوندن این امردر امارات ،آیا میتونه جذب شرکتهای هواپیمایی در اونجا بشه ؟
ودر آخر اینکه سقف هزینه پروازهای آزمایشی در امارات چقدر هست ؟
قبلا" ازهمکاری شما هموطنان عزیزم کمال تشکر رو دارم.
پاسخ
خواننده محترم و نازنين
با تشكر از شما كه اين چنين دنبال مسايل آينده و حرفه نامزد خود هستيد
عزيزم .. قبل از هر چيز اي كاش شما اين كامنت رو در اخرين پست اين وبلاگ مي نوشتيد .. تا همه دوستان بتوانند درخواست شما رو ببينند
به هر حال من عينآ ان رو در اختيار خوانندگان مي گذارم
موفق باشي
سلام
می دانشجو رشته هوافضا دانشگاه شریف هستم. برای پروژه درس مدل سازی قراره بارگیری و تخلیه یک C130 رو با maya مدل کنیم (احتمالا بارگیری یک کامیون نظامی). لطفا راهنمایی کنید (سایت، فیلم، پرونده جالب، و علی الخصوص تجارب خودتون که قطعا ارزشمندتر از همه است)
پاسخ
علیرضا جان عزیز و نازنین
از آشنایی شما پسر عزیزم بی نهایت خوشحالم .. و تشکر می کنم که مورد مشورت شما قرار گرفته ام .
اما علیرضا جان از ان جا که کامنت شما تلفیقی از فونت لاتین و فارسی است ، ادیتور سایت من نمی تونه مفهوم رو به طمور صحیح برسونه .. !! و به هم ریخته است !! فقط متوجه شدم که قراره ماکت بسازید .. من از شما خواهش می کنم .. خواسته خود رو بار دیگر بدون فونت لاتین در پست آخر درج کنید .. تا علاوه بر حقیر سایر اساتید و دوستانی که می توانند راهنمایی فرمایند .. آن را بخوانند . چون معمولآ کم تر کسی به کامنت پست های قبلی نظری می اندازند .. ممنون از شما