درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
   آیا مدیری مرد هزار چهره ست ؟

b70b6hp80i6b6bcj0xtr.jpg

2moam54hmol5qr99728s.gif

h5mjjsy940j3i4zcwa6n.jpg

چرا آثار مهران مدیری پر مخاطب است ؟

 fym0l3uetm57mbzk3c72.jpg

suz2nb11jyhzueu6c9y4.jpg

mp9hi2pltqgt7kd8ojrq.gif

d818gdd9ufshnd6lnqqb.jpg

 انگار همين ديروز بود كه از سر تفنن و بي كاري اقدام به راه اندازي وبلاگ كردم . بله دقيقآ پنجم فروردين ماه پارسال بود كه نخستين مطلب ام رو نوشتم . و دو روز بعد نرم افزار شمارش مخاطب رو از سايت وبگذار بر روي آن قرار دادم . اصلآ فكرش رو نمي كردم كه روزي اين وبلاگ به دليل استقبال تبديل به سايت خواهد شد . هرگز به مخيله ام خطور نمي كرد كه اين وبلاگ براي من دوستاني اين چنين با محبت و گرامي به ارمغان آورد . ولي اجازه مي خواهم يه اعتراف كوچك بكنم ... با آمدن اين وبلاگ به قلب من كه حامل پيام عشق و دوستي شما عزيزان است ، ديگه افسردگي و قلب درد از خانه ام كوچ كرده است . شايد باور نكنيد حاضر نيستم لحظه اي با شما بودن رو با دنيا عوض اش كنم . از بركت همين سايت بود كه با ياران و دوستان ارجمندي آشنا شدم . و باز از همين طريق بود كه دوستان و همكاران قديمي ام رو پيدا كردم . واقعآ شما همه چيزم هستيد . واژه زيباي عشق رو با شما ها معتي مي كنم .. نخستين بار سه ماهگي وبلاگ رو جشن گرفتم ... چندي بعد جشن شش ماهگي به راه بود . و حال خاطره يك سال با شما ياران همدل بودن رو گرامي مي دارم . چه اشگ هايي كه موقع نگارش خاطرات گذشته از ياد آوري فقدان دوستان قديمي يا به ياد هواپيمايي ساقط شده ريختم ... چه ذوق و شوق هايي را پشت مانيتور كامپيوترم از پيام شما ها بروز دادم . هر چه بود عشق بود و دوستي ... من صميمانه ترين شادباش ها رو در سال جديد نثار شما عزيزان مي كنم ... قربون همه تون برم . اميدوارم در سال جاري لياقت حضور مجدد در پيشگاه شما رو داشته باشم .

 ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg 

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

i7ob3nyis9tl0pnh16b1.jpg

http://www.dubaipilotshop.com/servlet/StoreFront

nxl861dokiu39wurj5ma.gif

http://www.asheghi.ir/ 


4gjunglv49lmhznt03r1.jpg

در غیبت نشریات !

در ایامی که تمام نشریات و جراید به مناسبت آغاز سال نو در تعطیلی به سر می برند ، كار سايت هاي هنري و خبري حسابي سكه است ! و در غيبت رسانه هاي مكتوب حسابي غوغا به پا كرده اند . آن چه اين روزها نظر وب گرد ها رو جلب كرده است ، نقد هاي متفاوتي است كه در مورد سريال اخير مهران خان مديري به رشته تحرير در آمده است . اغلب  با نگاه مثبت به سريال تلويزيوني " مرد هزار چهره "  پرداخته اند . خب از آن جايي كه من از ابتداي حضور " مهران مديري " به عرصه كارهاي هنري ، شاهد تلاش هاي  مستمر او بودم ، و در مقاطعي هم به عنوان مدير تبليغات و روابط عمومي اش با وي همكاري نزديك و تنگاتنگي داشتم ، از غيبت رسانه ها سوء استفاده كرده ! و بر آن شدم تا از زاويه ديگري به بيان خاطراتي كه با اين هنرمند خلاق داشتم ، بپردازم .  

چي شد كه به تلويزيون پيوستم ؟

در خاطرات قبلي ام  چگونگي حضور و همكاري ام با صدا وسيما رو به تفصيل شرح داده ام . ولي از اون جايي كه ممكنه برخي خوانندگان محترم تازه دگمه تلويزيون ... اوه ببخشيد منظورم تازه به جمع ياران همدل سايت پيوسته اند ، بار ديگه به آن مي پردازم . فقط خواهش مي كنم باز اعتراض نكنيد كه چرا طولاني مي نويسي ؟!! بعد از آن كه از نيروي هوايي بازنشسته شدم ، و از شوك حاصل از آن و بي كاري به همراه خانواده ام سماق مي مكيدم يه روز بر حسب اتقاق محافظ ارشد يكي از مقامات عالي رتبه نظام رو تو خيابون زيارت كردم . حاج آقا كه بر عكس ظاهر خشن و عبوس خود قلبي رئوف در سينه اش مي تپيد ، وقتي فهميد بي كار هستم دلش حسابي به رحم اومده و خطاب به من گفت ... دوست داري يه قرار ملاقات با حاج آقا ( منظورش همون مقام عالي رتبه بود ) بگذارم ؟ بلافاصله پيشنهادش رو پذيرفتم . منتها يه شرطي گذاشت و آن اين بود كه .... وقتي براي پرسيدن زمان ملاقات به خونه مون زنگ زدي ، به حاج خانم ما يه وقت نگي كارت چيه !! سريع دوزاري ام افتاد كه طرف شغل حساس اش رو از عيال مربوطه پنهان كرده است !!

qq6vefkno6hbz7k2giew.jpg

 هفته بعدش طبق قرار قبلي به خونه رئيس محافظان آن مقام مسئول زنگ زدم ... خوشبختانه خودش گوشي تلفن رو برداشت و بدون اين كه پاسخ سلام و تشكر هاي مودبانه من رو بدهد سريع آدرس محل ملاقات و ساعت حضورم رو بيان داشت . يادمه سه شنبه روزي بود كه با ترس و لرز كه حاكي از شرم و حيا بود به دفتر آن بزرگوار مشرف شدم . اين رو هم بگم ، در زمان جنگ من به دفعات حاج آقا رو به همراه محافظ هايش به جبهه هاي حق عليه باطل برده بودم . و از اون جايي كه قبل از سكته آدم معاشرتي و خوش مشربي بودم ( نگيد از خودش داره تعريف مي كنه ! ) با اكثر شخصيت ها آشنا بودم . دليل اش رو قبلآ هم عرض كردم.. فقط براي حل مشكلات مردم بود . و هرگز براي شخص خودم چيزي از آقايون درخواست نكرده بودم . و اين نخستين بار بود كه به اصرار فردي ديگر آن هم جهت پيدا كردن كار به پيشگاه مقام مهم حكومتي مي رفتم ..

خلاصه بگم ... ايشون كلي من رو تحويل گرفته و در پايان مقرر فرمودند هفته آينده در چنين روزي به ملاقات رئيس سازمان صدا و سيما كه آن ايام آقاي محمد هاشمي رفسنجاني بود ، بروم . ماجراي چگونگي حضورم  نزد آقاي هاشمي خود داستان مفصلي داره كه اگه فرصت شد در مطلبي جداگانه به آن اشاره خواهم كرد . در نهايت به امر ايشون در مجله سروش به عنوان كارمند امور بين الملل ( بهتره شما بخوانيد پا دو !  ) مشغول به كار شدم . چون اون موقع رسم بود نسق تازه وارد ها رو بكشند ! تا اگر اهل كار بود ، استخدامش كنند ... به اين ترتيب بود كه جزء اهالي سروش شدم . و از اون جايي كه به نويسندگي و تهيه گزارش هاي هنري علاقه زيادي داشتم ، طولي نكشيد كه پله هاي ترقي رو يكي يكي و گاهي هم دو تا دوتا طي كرده و بعد از مدت كوتاهي علاوه بر نقد كتاب ، به كار هاي تهيه مطلب هم پرداختم . و در كم تر از يك سال در مقام دبير سرويس واحد راديو تلويزيون مشغول به كار شدم ... هيچ گاه خاطره چاپ نخستين نقد كتاب ام رو فراموش نمي كنم .

wuyv8bkssquok5kx0q4b.jpg

پشت پرده تلويزيون و توليدات آن ...

اجازه می خواهم مثل روال همیشگی سایت ، يه مقدار عميق تر به مسايل صدا و سيما و روابط پشت پرده  آن پرداخته تا بيشتر با فضاي حاكم آن آشنا شويد . مسايلي كه حتم دارم در كم تر جايي آن را خوانده ايد . مخصوصآ از زماني كه  تعداد شبكه هاي تلويزيوني افزايش يافته و به طبع آن بخش خصوصي وارد كارزار تهيه كنندگي توليدات تلويزيوني شد و يا با گسترش چشم گير تبليغات راديو تلويزيوني كه به دنبال آن شركت هاي انحصاري به ثبت رسيده و يك شبه خيلي ها به اوج رسيدند .. در چنين شرايطي ، روابط انسان هاي درون سازمان هم تابع شرايط خاصي شد . بي دليل نيست چهره هايي ماندگار شدند .. و برخي هم كه قاعده بازي را فرا نگرفته بودند ، خود به خود از صحنه خارج شده و صحنه فعاليت  را براي تازه وارد ها به جاي گذاشتند . در اين ميان نقش مديران سالم و انديشمند در ارتقاي رسانه ملي از حساسيت بالايي بر خوردار شد ...

صادقانه می گم ... ای کاش می شد به راحتی از انواع روابط حاکم بر صدا و سیما سخن گفت .. ولی افسوس که خطوط قرمز این سازمان ، خيلي گستره تر از خطوط قرمز خود نظام جمهوري اسلامي است !! و بي اغراق من تمام اين خطوط و حريم آن ها رو مي دونم . بي جهت نيست كه هشت سال تمام مسئوليت دبير سرويسي تنها نشريه تخصصي سازمان را عهده دار بوده و هرگز به اصطلاح گاف ندادم . آن هم سرويس حساس و پر تنش راديو و تلويزيون را !!‌ به همين دليل ارتباط تنگاتنگي با هنرمندان و تهيه كنندگان داشتم . مخصوصآ از زماني كه با حفظ سمت به تلويزيون دعوت شدم بيشتر با اين گونه روابط آشتا شدم .. به هر حال همه مي دانند در هر سازماني دو گروه افراد حضور دارند ... سالم و نا سالم .. من سعي مي كنم با تشريح برخي  روابط سالم ، فضاي تجسم عكس آن را هم براتون فراهم آورم . تا خودتون به آن برسيد ...

حاميان بزرگ تلويزيون .....

وقتي صحبت از حامي در تلويزيون مي شود ، همه ناخودآگاه ياد حاميان مالي افتاده كه با اسپانسر شدن در توليدات تلويزيوني ، به تبليغ كالاي خود مي پردازند . اما واقعيت اين است در سازمان صدا و سيما دو گونه حامي وجود دارد . اولي مديران رده بالاي سارمان است . كه از اهميت خاصي برخوردار است . و هر تهيه كننده قبل از هر چيز بايد زمينه اعتماد مدير ارشد خود را به دست آورد . تا بتواند بدون هيچ دغدغه اي كار هنري خويش را توليد نمايد . البته هر چه ميزان بودجه لازم براي تهيه مجموعه تلويزيوني بالا برود ، نياز به حامي بزرگ تر دارد . به همين دليل با طبقه بندي توليدات و گروه بندي آن ، حلقه ارتباط با حاميان مشخص مي شود . براي مثال اگر تهيه كننده اي قصد ساخت سريال " الف " را داشته باشد ( مثل سريال امام علي ع و غيره  ) مي بايستي براي تصويب مخارج آن علاوه بر جلب نظر مساعد مدير گروه و مدير شبكه ، از طريق سيستم هاي تعريف شده ، نظر شوراي عالي را هم كسب كرده و به اصطلاح تآئيد آن ها رو هم بگيرد .

حامي دوم كه همان اسپانسر است ، زياد مهم نيست . زيرا افرادي وجود دارند كه خيلي راحت اين وظيفه رو به عهده دارند . و با گرفتن كمسيون مربوطه ، اين شركت هاي بزرگ رو وارد معامله با تلويزيون مي كنند . در سينما هم اخيرآ پاي اسپانسر ها به فيلم هاي فارسي باز شده است . يادمه يكي از بازيگران خيلي مشهور كه اتفاقآ با من هم دوستي عميقي دارد ، يه روز به دفترم آمده و گفت ... فلاني تا كي مي خواهي با نوشتن گزارش و نقد براي نشريات چندر قاز درآمد كسب كني ؟!! به جاي اين كار ها شاگرد هاتو بفرست سراغ شركت ها تجاري ... فرقي نمي كنه توليد كننده دستمال كاغذي باشه .. يخچال فريزر باشه يا يك بيمارستان خصوصي . ببين چقدر براي تبليغ كالاشون حاضرند پول بدهند ؟ به همان نسبت هم ما در فيلم هاي فارسي از كالا هاي آن ها استفاده مي كنيم . و مثلآ به خانم هديه تهراني مي گوييم دماغ اش را در كدام دستمال كاغذي فين كند !! يا بازيگران از داخل چه يخچالي آب بردارند !! اگه صاحب يه بيمارستان پول بده ، ما از هنرپيشه مون مي خواهيم جلوي تابلوي بيمارستان آدرسي را بپرسد .. تا تابلو بيمارستان در كادر بيفتد !! اگه زياد پول داد .. ما بخشي از لوكشين فيلم را در بيمارستان طرف مي گيريم !! زياد اگه حال داد ، حتي فيلمنامه رو هم عوض كرده و از بخش هاي مختلف آن فيلم مي گيريم !!

xdl82v66r5j0ndb7bkwc.jpg

اگر چه من احمق اين پيشنهاد رو نپذيرفتم و بعد ها شنيدم بچه خواهر همين بازيگر سرشناس اين كار رو با برنامه انجام مي دهد ، ولي عوض اش هر وقت يك فيلم سينمايي يا برنامه تلويزيوني رو مي بينم ، قبل از هر چيز به اين جزئيات آن دقت مي كنم !! البته اين رو هم بگم .. اداره بازرگاني صدا وسيما جلوي اين گونه ترفند ها رو گرفته است . و تنها تبليغاتي رو نشون مي ده كه صاحب كالا طبق تعرفه حق و حقوق آن ها رو پرداخت كرده باشد . ولي در سينما اين قاعده هنوز مهار نشده است . و به گفته دوست بازيگرم ، فيلم هاي سينمايي بعد از مدتي در سيما نمايش داده مي شود ، و اداره بازرگاني هم به اين تبليغات كاري نداره !! فكر كنم خيلي حاشيه رفتم .. ولي براي درك مطلب اصلي لازم بود . خب با اين تفاصيل ، مي بينيم بعضي از كارگردان هاي سيما مثل همين آقاي مديري خودمون  خيلي خوب اين سوراخ دعا رو پيدا كرده و علنآ لوكشين هاي خود رو در فروشگاه هاي بزرگ محصولات خانگي خارجي يا بانك ها قرار مي دهد . گاهي هم خيلي در اين زمينه افراط كرده و كل محتواي مجموعه رو به تبليغ محصولي خاص مي پردازه ! البته اشتباه نكنيد .. او تمام اين كار ها رو در چارچوب قانون انجام مي دهد . به عبارتي حق و حقوق واحد بازرگاني رو مي پردازد . 

در حقيقت يكي از راز هاي ماندگاري " مهران مديري "‌ استفاده از روابط اقتصادي سالم و ترغيب سرمايه داران براي پذيرش اسپانسر برنامه هاي خود است . چيزي كه خواست مديران رده بالاي تلويزيون هم است . زيرا با تزريق اسكناس هاي كلان ، دست آن ها را هم براي تهيه و توليد برنامه هاي پر هزينه باز مي گذارد . و ديگر متكي به بودجه كم سازمان نيستند . و هر گونه كه صلاح بدانند از اين سرمايه استفاده مي كنند . در سال هاي نه چندان دور كه هنوز مقرراتي براي اين گونه بودجه ها تدوين نشده بود ، تهيه كنندگان و مديران به مشگل بر مي خوردند . براي روشن شدن ذهن شما با بيان مثالي مي روم سر اصل موضوع .. اگه يادتون باشه سال ها پيش در ايام ماه مبارك برنامه اي از شبكه پنج سيما پخش مي شد ( حالا هم مي شود ) كه هدف آن آزادي زندانيان و رسيدگي به افراد بي بضاعت بود . يادمه در همون ابتدا پول كلاني از سوي خيرين جمع شد . كه نه متعلق به سيما بود و نه تهيه كننده آن مي توانست آن را خرج كند !! به همين دليل تهيه كننده آن با همكاري عده اي يك بنياد خيريه تآسيس كردند كه من هم خير سرم مدير كل امور بين الملل آن بودم ! ولي بعد ها با تجمع سرمايه هاي مردم و عدم مديريت صحيح ، همه مديران راهي زندان اوين شدند ! و از آن جايي كه من به خاطر خيريه بودن آن  ديناري دريافت نكرده بودم ، جان سالم به در بردم !!

پس متوجه شديد كه حاميان چه نقش حساسي در رشد و بقاي يك تهيه كننده يا گارگردان و حتي بازيگر دارند . و كساني هميشه برنامه هاشون روي آنتن مي رود كه بازي با قوائد رو بلد باشند . خيلي ها رو هم مي شناسم كه از حمايت حاميان سوء استفاده كرده و خيلي زود از صحنه اوت شدند . نمونه آن آقاي " پ " در شبكه پنج تهران بود كه با جلب نظر مدير وقت شبكه ، توليد روزانه برنامه زنده اي رو به دست آورد . و با زد و بند هايي كه انجام داد ، يك شبه به يكي از سرمايه داران بزرگ تهران تبديل شد ! اما خيلي زود دست او رو شده و با يك اردنگي از محيط تلويزيون بيرون رانده شد . پس متوجه شديم وجود نهادي قانوني براي انباشت اين گونه سرمايه ها چقدر به نفع سازمان تمام شده است . و تنها كساني برنده اند كه اين روابط رو شناخته و از راهش وارد آن شود . بگذريم .. حال با اجازتون سراغ مهران مديري رفته تا ببينيم چرا موفق است ؟!

چگونه مهران مديري بازيگر موفقي شد ؟

 lpdl6a7jfz9lbqg25j56.jpg

تا يادم نرفته عرض كنم برخي تصاويري كه در اين صفحه استفاده كرده م ، از سايت " ۳۰ نما " كه در بالاترين قرار داشت برداشتم . كه جا دارد از مسئولان و عكاس آن تشكر كنم . خوشبختانه من در مقطعي به تلويزيون پيوستم كه آهنگ تحولات اساسي آن كليد خورده بود . به عبارتي از نزديك شاهد افتتاح شبكه هاي تهران ( كانال پنج ) ، شبكه سوم ، شبكه چهار  و شبكه خبر بودم . جالبه بدونيد در هر شبكه يكي دوتا خانم خبرنگار زبر و زرنگ هم معرفي كرده بودم تا در مقام نماينده ام هر گونه خبري رو بهم اطلاع دهند . ضمن اين كه به دليل ارتباط صميمانه اي كه با مديران شبكه ها داشتم هميشه خبر هاي دست اول رو كسب مي كردم . شايد باورتون نشه كار به جايي رسيده بود كه ساير نشريات خبرهاي تلويزيوني شون رو از ما مي گرفتند . چون آن ها اجازه نداشتند مستقيم خبر يا گزارشي رو از شبكه اي دريافت نمايند و بايستي از طريق روابط عمومي سيما به آن ها دست مي يافتند ! در صورتي كه فقط سروش مجاز به ارتباط مستقيم بود .

در آن زمان همين آقاي " علي اصغر پورمحمدي " مدير فعلي شبكه سوم سيما در راديو فعاليت مي كرد . و از آن جا كه به دليل مسئوليت ام با اغلب مديران گروه ها و شبكه هاي راديو تلويزيون در ارتباط بودم ، ايشان از من دعوت كرد تا با راديو همكاري كنم . ولي من نپذيرفتم . تا اين كه حاج آقا پور محمدي به تلويزيون آمده و مسئوليت گروه اجتماعي شبكه هاي اول و سوم رو به عهده گرفت . او به همراه خودش بعضي از تهيه كنندگان و مجريان راديو رو هم به تلويزيون آورد . در همين مقطع بود كه من هم به ايشون پيوستم . در ميان ياران قديمي حاج آقا شخصي به نام " آقاي ك " بود كه اغلب برنامه هاي طنز رو توليد مي كرد . و چون آدم درستكاري بود ، هميشه برنامه اي براي توليد داشت . اين بابا تمام كارهاي روابط عمومي و تبليغات اش رو به من سپرده بود . در همين زمان مهران مديري به همراه چند جوان ديگر از جمله ... شفيعي جم ، امير فضلي ، رادش و ...  در  برنامه اي تحت عنوان " ساعت خوش " كه در ايام نوروز پخش مي شد ، خيلي خوب درخشيدند .

7rkkbn6zshsfhgovof69.jpg

به بركت اين برنامه و بازي هاي چشم گير مهران مديري  ، آن ها يه شبه تبديل به چهره شدند . ديگه هر جا پا مي گذاشتند بعضي مردم هنرپيشه نديده طوري غش و ضعف مي رفتند كه نگو ... متآسفانه يه رسم خيلي بدي كه در صدا و سيماي ما جاريه به محض گل كردن برنامه اي ، بلافاصله عده اي دست به كار شده و عين آن كار رو كپي كرده و به خورد مردم مي دهند . غافل از اين كه هر برنامه شرايط زماني و مكاني خودش رو داره ... از اين رو كارهاي متفرقه اين گروه ديگه مثل ساعت خوش نگرفت . و گروه متفرق شده و هر كي در برنامه اي جذب شدند . مهران مديري هم كه از لحاظ ارايه هنر بازيگري يه سر و گردن بالاتر از بقيه جوون ها بود ، عاقلانه عمل كرده و گول وسوسه هاي اغوا كننده ساير تهيه كنندگاني رو كه در سر انديشه ساعت خوشي ديگري رو داشتند نخورد . و به طور مستقل شروع به تهيه برنامه هاي تركيبي و آيتم هاي طنز پرداخت ..

تا اين كه بخت و اقبال به سوي اين بازيگر عاقل و انديشمند روي آورده و يه روز غروب كه در يكي از خيابان هاي تهران ( فكر مي كنم خيابان شريعتي بود ) سرگرم تهيه برنامه طنز خود بود ، آقاي " ك " از او دعوت كرد تا به گروه آن ها پيوسته و به تهيه كنندگي او كارهاي بزرگ تري را در گروه اجتماعي شبكه سوم سيما زير نظر حاج آقا پورمحمدي انجام دهند . اتفاقآ من هم در آن روز همراه آقاي " ك " و " الف " كه قائم مقام جاج آقا در گروه بود ، به لوكشين مهران مديري رفتيم . آوازه حاج آقا پور محمدي و تهيه كننده آس او قبلآ به گوش مهران مديري رسيده بود . به همين دليل خيلي زود پاسخ مثبت به پيشنهاد فوق داده و رسمآ به اين گروه پيوست . جالبه بدونيد تهيه كننده فوق علاوه بر ساخت برنامه هاي جالب طنز و شو هاي زنده تلويزيوني به دليل همون اعتمادي كه نام بردم اغلب مديريت جشن هاي سالگرد شبكه سوم رو هم به عهده داشت . و از آن جا كه آدم دست و دل بازي بود و مثل بعضي تهيه كنندگان تلويزيوني خسيس و ناخن خشك نبود ، خيلي ها آرزوي كار با او را داشتند .

 renoj2kpsqy5vzt0se4t.jpg

بدین ترتیب مهران مدیری که ستاره بخت اش می رفت تا با از یاد رفتن خاطره ساعت خوش از اذهان مردم به فراموشی سپرده شود ، با پيوستن به گروه اين تهيه كننده و حمايت مستقيم حاج آقا پورمحمدي كه واقعآ اعتبار درخشاني در صدا و سيما داشت و تلاش بيش از حد خود او و هنر نمايي هاي منحصر به فردش سبب شد تا برنامه هايش گل كند . اما نكته قابل توجه ديگري كه در محبوبيت اين بازيگر نقش داشت و كمتر رسانه اي به آن اشاره كرده بود ، حضور نويسنده طنز پرداز توانا  " ابراهيم نبوي " بود كه با دريافت دستمزد گزاف ، به كاراكترهاي مجموعه او روح تازه اي مي دميد . حضور اين نويسنده توانا در گروه توليد برنامه هاي اجتماعي شبكه سوم سيما مصادف شد با تحول برنامه هاي سياسي كشور كه طي آن ابراهيم نبوي به خاطر تفكرات و حمايت هاي خويش از جناحي خاص ، به محاق انزوا كشيده شد . و جلوي فعاليت هاي او در نشريات طيف اصلاح طلب كه بعد ها هم به تعطيلي كشيده شدند ، گرفته شد . اما به خاطر نفوذ و قدرت شخص پورمحمدي در رآس گروه اجتماعي ، نبوي هم چنان در گروه توليد حضور داشت و بدون اين كه نامي از وي در تيتراژ برنامه برده شود ، به كار خود ادامه مي داد . در آن هنگام من عضو شوراي بررسي برنامه هاي تركيبي گروه بودم . ولي جالبه بدونيد برنامه هاي خاص هيچ گاه به شورا نمي رسيد . و شخص پور محمدي نظارت مي كرد .

هنر نمايي خاص مهران مديري كه بعد ها با جاي گزيني نويسندگان جواني چون سروش صحت و تني چند ديگر به اوج خود رسيده بود . مجالي بود براي ساير بازيگران  تا در كنار مديري به محبوبيت برسند . يكي از اين بازيگران " لاله صبوري " بود كه با ايفاي نقش مريم ، و استقبال بي نظير مردم ، يه شبه به اوج رسيد . و بعد از ترك گروه مديري اگر چه در خيلي سريال ها نقش آفريني كرد ، اما هرگز محبوبيت و روزهاي اوجي كه در كنار مهران مديري بود به دست نياورد . اين پروسه با حضور ساير بازيگران خانم هم چنان ادامه دارد . آقاي " ك " با اجاره كردن منزلي بزرگ در خيابان نياوران ، تمام عوامل توليد رو به آن جا انتقال داده و چندين مجموعه تلويزيوني را در آن جا ضبط كرد . يكي از ويژه گي هاي منحصر به فرد تهيه كننده فوق حمايت از يكايك اعضاي گروه تحت امرش است كه در تمام كار ها آن ها حضور دارند . و هر از گاهي چهره هاي جديد حسب نياز افزوده مي شود .

 با آغاز زمزمه خصوصي سازي تلويزيون و تشكيل كنسرسيوم هاي تبليغاتي ، اين بار تهيه كننده فوق با حمايت حاج آقا صاحب يك شركت تبليغاتي بزرگ براي ساخت انواع تيزر هاي تلويزيوني شد . و دفتر جديد خود را در خيابان ولي عصر مستقر كرد . ولي مهران مديري همچنان در كنار اين تهيه كننده و با حمايت معنوي وي به تهيه و ساخت برنامه هاي تلويزيوني ادامه داد . بعد از مدتي به دليل تغير و تحولاتي كه در سازمان صدا و سيما بوجود آمد ، حاج آقا پورمحمدي مسئوليت مديريت شبكه تهران رو به عهده گرفت . ضمن اين كه من پيش از آمدن حاج آقا در اين شبكه به عنوان روابط عمومي و بازبين برنامه هاي خارجي همكاري مي كردم . و بار ديگر سبب گرديد تا از نزديك شاهد برنامه سازي زير مجموعه هاي حاج آقا و  مهران مديري باشم . اما از آن جا كه حس حسادت و بد گويي در تلويزيون مانند ساير جاهاي ديگر رواج دارد ، كم كم زمزمه كنار گذاشتن مديري به گوش مي رسيد .

اما حادثه اي سبب شد تا اين هنرمند محبوب ، يعني مهران خان مديري از تير رس شايعه سازان در امان نمانده و گريبان گيرش شد . بله در شرايطي كه شايعه اي بر سر زبان هاي مردم پايتخت و شهرهاي ديگر كشور افتاده بود كه جمعي از هنرمندان  در مجتمع مسكوني " آي اس پ " در محفل پارتي گونه اي كه  برقرار بود دستگير شده و به زندان افتاده اند . خيلي ها سعي كردند نام اين هنرمند سخت كوش را هم در ميان سايرين بگنجانند ! اما با حضور در دفتر كار خويش به همه شايعات پايان داد . حتي يادمه از من خواست شايعه بودن اين خبر رو در تمام نشريات كشور حتي كيهان بچه ها به چاپ برسونم . و به مردم خوب كشورمون اعلام كنم اين وصله ها به مهران خان نمي چسبد . حال تا چه حد موفق بودم ، بايد خود مديري به آن پاسخ دهد .

8bc5vkb8m5zozgyyi661.jpg

 همان طور كه اشاره كردم ، اين بازيگر به خاطر هوش سرشار و خلاقيت منحصر به فردش ، بعد از اين ماجرا تازه دوزاري اش افتاد كه بايد به نا بخردان و دسيسه سازان خودي نشون دهد . از اين رو اولين حركت انقلابي خود يا بهتره بگم نخستين تصميم درست زندگي هنري اش رو گرفت و با خونسردي تمام اعلام كرد .. از اين پس خودش تهيه كنندگي برنامه هايش رو به عهده خواهد گرفت . اين خبر ابتدا همچون بمب در شبكه پنج سيما پيچيد . و هيچ كس باور نمي كرد كه مديري از آقاي "‌ ك " جدا شود ! ولي ادامه اين تصميم به شخص پورمحمدي بستگي داشت كه آيا قبول مي كند كه تهيه كننده سنتي اش رو كنار گذاشته و مستقلآ تهيه كننده شود يا خير ؟!! ولي از آن جا كه حاج آقا مديري با عدل و انصاف بوده و از طرفي مديري به حد كافي چهره محبوب براي مخاطبان شبكه اش شده بود . با اين كار موافقت كرد . و پس از آن وي علاوه بر بازيگري تهيه كننده هم شد .

 از درايت مهران مديري همين بس كه بگويم او براي نشان دادن حسن نيت اش به آقاي " ك " و بستن زبان مخالفان  نه تنها در دفتر اين تهيه كننده ماند ، بلكه در بعضي كارهاي هنري هم شريك وي شد ! يكي از اين كارهاي مشترك ، پروژه خوانندگي او بود . كه با تلاش فراوان و زحمات زيادي كه كشيد ، كاست صداي خود را كه با آهنگ سازي بزرگان موسيقي كشور تهيه شده بود ، آماده كرد . مديري با شم اقتصادي قوي اي كه داشت مطمئن بود با پخش نخستين سري كاست صداي خود به بازار ، به دليل نبودن قانون كپي رايت در كشور ، خيلي زود زحمات او و يارانش به يغما خواهد رفت ! از اين رو دست به ابتكار جديدي زد و آن اين بود كه كاست صداي خود را كه تبليغ زيادي هم براي آن شده بود ، پيش فروش كرده تا در تاريخي مشخص روانه بازار نمايد . او حتي به من هم كه مسئوليت تبليغات او را داشتم ، كاست صداي اش رو نداد . بلكه اجازه داد در دفتر كارش فقط گوش كنم ! و قول داد بعد از انتشار به من هم بدهد !! خدا رو شكر اهل موسيقي نبودم و گرنه به من حسابي بر مي خورد !!

خوب يادمه ايام عيد بود كه جناب مهران خان مديري به همراه آقاي " ك " شال كلاه كرده و به قصد سفر به دبي ولي در حقيقت براي فروش كاست صداي خود عازم امارات عربي شد . اما اين بار واقعآ بد شانسي آورده و همزمان با حضورش در اين كشور ، مشاهده كرد خانم گوگوش يا به قول اهالي لس آنجلس .. شاه ماهي آواز ايران زود تر از او به اين شهر زيبا و توريستي تشريف آورده و نظر همه مشتاقان موسيقي رو به خود جلب كرده است . و امت موسيقي دوست ساكن دبي با پرداخت مبالغ هنگفتي براي گوش كردن و مشاهده كنسرت خانم گوگوش در صف ايستاده اند ! و فهميد كه آن چه با شريك اش برنامه ريزي كرده بود ، نقش بر آب شده و كلي كاست روي دستش باد كرد . حتي سنگيني حضور گوگوش در محافل هنري ، منجر به اين شده بود كه ديگر كسي به هنرمند وطني ما توجه اي نكند ! لذا مهران خان ما با چمدان هايي مملو از صداي خويش به تهران بازگشت !

البته يادم رفت بگم كه بعد از اين كه مهران مديري به همراه گروه اش به خيابان نياوران نقل و مكان كردند ، وي كارگرداني آثار خود رو هم آغاز كرده بود . وي واقعآ با تلاش و درايت خود توانست اطمينان و اعتماد مديران سيما رو به خود جلب كرده و با دعوت پيمان قاسم خاني به گروه خود ، كارهاي مخاطب پسندي رو ارائه دهد . و همان گونه كه مي دانيد تمام آثار او با استقبال بي نظير مردم مواجه بوده است . مخصوصآ كار آخر او يعني " مرد هزار چهره "‌ واقعآ از مقبوليت خاصي برخوردار است . و او خيلي راحت از پس نقش هايي كه از قلم پيمان قاسم خاني شكل گرفته است ، بر آمده و تحسين همگان را بر انگيخته است . مرد هزار چهره در حقيقت شمه اي از بافت اجتماع ما رو نشون مي دهد كه مردم چشم بسته و بدون تحقيق دنباله روي افراد قرار مي گيرند .

 lep7r59tu9xw2mhcibvk.jpg

نقطه اوج سريال مرد هزار چهره ، حضور مديري در نقش سرهنگ نيروي انتظامي است . كه با زبان هنر مشكلات موجود در سيستم پليسي رو به نقد مي كشد . يا در صحنه حضور در جمع شاعران ، به خوبي پوشالي بودن و تمجيد هاي دروغين برخي روشنفكر نما ها رو به تصوير مي كشد . واقعآ مديري در عالم هنر مرد هزار چهره اي است كه به خوبي از پس ايفاي هر نقشي بر مي آيد . او با اشراف بر روابط حاكم بر رسانه ملي و ارتباط با صاحبان صنعت و سرمايه و دعوت اسپانسر هاي قوي ، گام هاي خود رو خيلي محكم در اين عرصه بر مي دارد . بايد اعتراف كنم در تمام مدتي كه در زير مجموعه حاج آقا پورمحمدي و يا ساير شبكه ها فعاليت مي كردم ، هم زمان با مديري شاهد حضور افراد متعددي در اين حيطه بوده ام . كه متآسفانه بعد از معروف شدن ، خود رو گم كرده و دست به حركات ناشايستي مي زنند . يا با قيافه گرفتن و فراموش كردن مردم ، به عالم و آدم فخر مي فروشند . كه مهران خان واقعآ همان است كه بوده . براي اين هنرمند شايسته آرزوي موفقيت دارم .

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

اين مطلب در ساعت دو بامداد به  تاريخ شنبه دهم فروردين ماه سال 1367 به پايان رسيد .

                                               ايام به كام


مطلب آينده .....

راستش آن قدر از هنر و هنرمند حرف زدم تا اين كه من هم به سبك تبليغات سينمايي ، برنامه آينده سايت رو تبليغ مي كنم !!

n8i6lljzfenz655f67pi.jpg


jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  

6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

 

SURFACE TO AIR MISSILE ROLAND:

The Roland is a Franco-German mobile short-range surface to air missile (SAM) system. The Roland is one of a very few foreign SAM systems to be purchased for the US Army.Four different versions of Roland have been produced so far.Roland 1 - manual optical tracking and guidance, entered service 1977.Roland 2 - full automatic tracking and guidance with radar, 1981 .Roland 3 - extended range, enlarged warhead, 1988 .Roland VT1 - hypervelocity missile .Roland is currently in service with the defence forces of France, Argentina, Brazil, Nigeria,Qatar, Slovenia, Spain, and Venezuela. It is no longer in service in Germany,USA or Iraq. It is said that an Iraqi Roland missile succeeded in shooting down a US A-10 Thunderbolt II in the beginning of the Iraq War, though this claim has never been verified .The Iranian Air Force ace,Abbas Doran,was hit by a roland missile over Baghdad.

SPECIFICATIONS:Engine:Dual-thrust solid-fueled rocket,mass:67kg,length:2.4m,speed:1.6 mach,range:8km,flying altitude:5500m,warhead:6.5kg high explosive,guidance:tracking radar .

Source:Wikipedia          BY:Alireza Sadeghi

Picbaran

ترجمه فارسی:

موشک زمین به هوای رولند:

رولند سامانه موشکی زمین به هوای کوتاه برد آلمانی-فرانسوی میباشد.رولند یکی از معدود سامانه های موشکی خارجی است که برای ارتش ایالات متحده خریداری شده است.تا بحال 4 مدل مختلف از آن ساخته شده است.رولند-1 که ردگیری و هدایت آن دستی و نوری میباشدودر 1977 وارد خدمت شد.رولند-2 سیستم ردگیری و هدایت آن کاملا راداری و کاملا خودکار است ودر 1981 وارد خدمت شد.رولند- 3 با برد بیشتر وسرجنگی بزرگتردر سال 1988 و رولند وی تی 1موشک با سرعت فوق زیاد.رولند در حال حاضر توسط نیروهای دفاعی فرانسه-آرژانتین-برزیل-نیجریه-قطر-اسلوونی-اسپانیا و ونزوئلا بخدمت گرفته میشود.این موشک دیگر در آلمان-آمریکا ویا عراق استفاده نمی گردد.گفته میشود که یک موشک عراقی رولند موفق به سرنگونی یک هواپیمای آ-10 تاندربولت 2 در آغاز جنگ عراق شد هر چند که این ادعا تایید نشده است.تکخال نیروی هوایی ایران-عباس دوران-توسط یک موشک رولند بر فراز بغداد مورد اصابت قرار گرفت.

مشخصات:موتور:سوخت جامد دو مرحله ای/وزن:67کیلوگرم/طول:2.4متر/سرعت:1.6 ماخ/برد:8 کیلومتر/ارتفاع پرواز:5500متر/سرجنگی:6.5 کیلوگرم ماده با قابلیت انفجاری بالا/هدایت:ردگیری راداری

منبع:ویکیپدیا            گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 


r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد 

016nwf7kt3y71otmejyj.jpg


مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید


7alav1r7nibszhawaa16.jpg

 xx0gcidu7e9tuuuo21nr.jpg

http://www.minsk.blogfa.com/


 http://fun.mahyaonline.com/


  

 


7w57l65r6cdykphszjc5.jpg

http://www.khaleban.com/ 



- تعداد بازديد
  • 7574
  • مرتبه

    نظرات

    salam
    ancheh bari man ajib ast ineh ke chegooneh masolin seda va sima ejazh pakhsh in serial ro dadand. mosahebeh farzad hasani ba sardar radan ro be yad darid.man fecr miconam mahran modiri ya parti khili ghavi dard ya inke in akharin barnameh ou khahad bood
    ke albateh omivaram chenin nashavad
    Ali_France
    پاسخ
    علي جان اگر به نوشته من دقت كرده باشي .. عرض كردم حاميان نقش بسيار مهمي براي بازيگران و پرسنل صدا و سيما دارند .. كه در اين بين شخص آقاي پور محمدي ..مقامش حتي از رياست سازمان هم بالا تر است .. او به راحتي افرادي كه ممنوع اچهره بودند را اجازه همكاري مي داد ... او مدير سالم و قدرتمندي است .. مسئله فرزاد حسني با اين موضوع خيلي فرق داره .. اولآ اين يك برنامه طنز است كه با كمي اغماض به خاطر گاف هايي كه سردار زارعي داده بود ، كمي فضاي انتقاد را كه دستور مقامات بالا دست اوست ، موقتآ باز كردند .. و با انتقاد كنترل شده سعي كردن حرمت ناجا رو ترميم كنند .
    علي جان من خودم در صدا و سيما بازبين بودم .. در مقطعي از زمان كه بستگي به شرايط كشور داره ... سوپاپ اطمينان را كمي باز مي گذارند .. و اين دقيقآ خواست مسئولان عالي رتبه نظام است . مطمئن باش اگه اشكالي داشت هرگز اجازه پخش نمي گرفت .. موفق باشي

    سلام خدمت سرباز وطن
    مجددا فرا رسیدن سال جدید را خدمت شما و خانواده عزیز و گرامی اتان تبریک می گویم
    من به شخصه این سال را بسیار فرخنده و مبارک می دانم چون نوروز امسال همزمان شد
    با ایام ولادت فخر کائنات قطب عالم وجود و آخرین پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (ص)
    و فرزندش امام جعفر صادق(ع).
    دو روز قبل خدا خدا می کردم که شما یک مطلبی در ارتباط با صدا و سیما بنویسید چون می خواستم بگویم که همواره خوشحال و شاد باشید که دیگر در آنجا مشغول خدمت نیستید این را از الطاف و لطف خدا بدانیید و همواره شاکر خدا باشید هرچند که قطعا سختی های کشیده اید(فقط از من نپرسید که چرا؟)
    حال که در باره هنرمند ارجمند جناب مدیری و دوستانش شد خوب است که یادی بکنیم از تازه درگذشته جمع ساعت خوش زنده یاد داوود اسدی که چندین روز قبل دار فانی را وداع
    گفت و خانواده هایی را داغدار کرد.
    من مصیبت را به خانواده او و جامعه هنری ایران تسلیت می گویم. روح اش شاد باد
    پاسخ
    پسر عزيزم نادر جان نازنين
    من هم صميمانه ترين شاد باش ها رو به مناسبت عيد سعيد نوروز و ميلاد با سعادت منجي عالم بشريت و امام جعفر صادق ع به شما و خانواده محترمتان عرض مي كنم .. نادر جان واقعآ رحمت خدا بر خانواده با تقواي شما باد ... كه چنين فرزندي متقي و با ايمان تحويل جامعه امروزي داده اند .. من قلبآ لذت مي برم از كامنت هاي شما كه همواره بوي معنويت و احساس بشردوستانه در آن موج مي زند .. شما تنها كسي هستي كه همواره ياد تازه گذشتگان رو ياد آوري كرده و برايشان طلب آمرزش مي نمايي ... آفرين به شير حلالي كه خوردي .. من بايد دست پدر و مادر شما رو ببوسم كه چنين فرزندي بزرگوار و انسان تربيت نموده اند ... اميدوارم سايه آن ها سال ها بالاي سر شما و ساير اعضاي خانوادتان باشه .. نادر جان به دوستي با شما افتخار مي كنم .. و مئاظب خودت باش .. ضمنآ روح هنرمند تازه در گذشته داود اسدي هم قرين رحمت الهي باد .. خدا اموات شما رو هم بيامرزه

    بهروز مدرسی، ای دوست گرامی، ای رفیق قدیمی، سلام. سال نو مبارک. هرچند از مهمان نوازی ات وقتی که برای چند روزی به تهران آمده بودم، و جزو دو سه نفر محدودی بودی که به تو زنگ زدم تا احوالت را بپرسم، هنوز که هنوز است حسابی شرمنده ام( :) ) ولی باید بگویم. مهرت نه سرسری است کز سر به در رود ... عزیز دل :)
    بازم مطلبی از قدیم ندیم ها نوشتی، ما رو هوائی کردی که به همین بهونه سلامی عرض کنیم. سال خوبی داشته باشی. به همه سلام برسون
    پاسخ
    مهدي جان فدات بشم عزيزم
    خوبي ؟ واقعآ اين باعث افتخار من است كه يكي از بهترين و پر بيننده ترين برنامه ساز تلويزيوني دوست هستم ..
    مهدي جان يادش بخير .. با محمد حسيني و تو چه خاطراتي داشتيم
    خيلي ئلم برات تنگ شده است
    به خانواده محترم خيلي سلام برسون
    مهدي جان گرامي ... سال نو را به شما دوست بزرگوار و انديشمندم تبريك گفته و سال پر نشاطي برات آرزو مي كنم .

    خیلی از خودت تعریف میکنی؟
    یکی ندونه فکر مکنه تمام مسائل تلویزیون را یک تنه تو حل میکردی؟ ضمنا جالبه تو هر زمینه ای که بحث میکنی یک خاطره از اون فرد داری!
    پاسخ
    من چه تعريفي از خودم كردم ؟ خوبه كه عكس هم از خاطرات ام مي گذارم .. نكنه فكر مي كني جعلي است ؟ تو مي توني رزومه من را هم بخواني .. در ضمن احساس تو را درك مي كنم .. واقعآ دلم به حالت مي سوزد ... كه اين قدر حسود و نظر تنگ هستي
    بهتره خودت رو اصلاح كني

    جناب مدرسي عزيزم سلام سال جديد 1387 را كه تقارن ميمومني با سالگرد تاسيس سايت شما دارد تبريك و تهنيت ميگويم و اميدوارم سال نو قزين سلامت بيشتر و موفقيت براي تو عزيز گرامي باشد.از خواندن خاطرات شما در رابطه با آقاي مهران مديري هنرمند كشورمان بسيار لذت بردم و تلاش و خستگي ناپذيري شما را در روشن ساختن برخي زواياي تاريك و ناشناخته امور هنري و غيره مي ستايم.اميدوارم مثل هميشه موفق باشيد. ارادتمند محمود فرنودي
    پاسخ
    محمود جان عزيز و نازنين
    صميمانه ترين شاد باش هاي من را به مناسبت عيد سعيد باستاني پذيرا باش
    اميدوارم سال توآم با موفقيت و پيروزي داشته باشي
    محمود عزيز .. من اين سايت را به خاطر رساندن شما يار ايام جواني ام رو خيلي دوست دارم
    هميشه باعث افتخار من بودي و هستي

    مطلب هنریتون جالب بود و خیلی مسائل رو اینجور شفاف نمیدونستم.البته سردار مزینانی هم جزو سرمایه گزاران چند مجموعه آخر بودن و جزو همکاران بازرگانی و سرمایه گزاری ما هستن
    پاسخ
    داريوش عزيز و نازنين
    خيلي خوشحال شدم كه از مطلب حقير خوشتون آمده است . بله من جناب مزيناني رو خوب مي شناسم

    مطلب هنریتون جالب بود و خیلی مسائل رو اینجور شفاف نمیدونستم.البته سردار مزینانی هم جزو سرمایه گزاران چند مجموعه آخر بودن و جزو همکاران بازرگانی و دوستان ما هستن

    باسلام و احترام و عرض تبريک سال نو و تبريک تولد يکسالگي وبلاگ شما دوست عزيز و بزرگوار و ارجمند ... بزرگوار عزيز بهروزخان با غالب عرايض حضرتعالي موافقم و براي آقاي مديري و جسارتشان احترام ويژه اي قايل هستم ...
    همواره شاداب و سربلند و سرزنده و پويا باشين ... از طرف من به قلب مهربونتون سلام مخصوص ابلاغ بفرماييد و بگوييد فلاني حالا حالا ها بتپ چون من (بهروزمدرسي) خيلي کار دارم و مي خواهم رشد و بالندگي استعدادهاي جوان کشورم را در عرصه هاي فرهنگي و هنري و بخصوص احياي فرهنگ زخمي شده و مظلوم و باشکوه سرزمينم را ببينم ...
    با تجديد احترام
    دوستدار شما
    شهرام صاحب الزماني اراک
    (وبلاگ عکسام)
    --------------------------------
    جداگانه از بذل عنايت شما براي ايجاد لينک و ارتقاآن در سطوح فوقاني بسيار سپاسگذارم و اميدوار به افتخار ديدار حضوري با شما بزرگ فرزانه هستم
    پاسخ
    شهرام عزيز و نازنين
    با تبريك عيد سعيد باستاني به شما دوست گرامي ، سالي توآم با شادكامي و موفقيت براتون آرزومندم ...
    شهرام جان من مخلص دوستان خوب و فرهيخته اي چون شما بزرگوار هستم .. اميدوارم لياقت اين همه لطف و محبت شما عزيزان رو داشته باشم .

    با سلام
    خدمت استاد عزیر
    پاسخ
    سلام از بنده عزيزم

    با سلام خدمت استاد
    این بار نیز مدیری به گونه ای طنز وضعیت کلی و حال و هوای مملکت را به تصویر کشیده است و همانند سریال برره که واقعا" عالی بود کوشه هایی از درد مردم را به یاد می آورد ((کسی که دارد بخورد و آنکه ندارد بنگرد)) از صدقه سری جناب آقای احمدی نژاد بادمجان نیز کیلویی 1700 تومان است لیکن من سوالی دارم که در اینجامطرح مینمایم شاید کسی بتواند جواب دهد:
    آیا رئیس جمهور مسئول عواقب تصمیماتی که میگرد می باشد یاخیر و درصورت بروز خسارت مادی بر اثر این تصمیمات آیا از جیب خود خسارت می پردازد یا از جیب مردم. مثلا"در ایران بمدت 16-17 سال تغییر ساعت اجرا میگردید و با نظر کارشناسی آقای احمدی نزاد سال گذشته این امر اجرا نگردید و در پی آن مبلغ 300 میلیون دلار به مملکت ضرر وارد گردید و امسال وضعیت به همان 16-17 سال گذشته برگشت آیا آقای احمدی نزاد این 300 میلیون دلار را از جیب خود خواهد داد ؟ چرا زمانیکه کارشناسان توضیح می دادند و زیانهای اینکار را به او حالی میکردند قبول نداشته و آزمایش شده را دوباره با هزینه گزاف آزمایش کرد؟ از این قبیل کارهای کارشناسی ایشان و گروهشان زیاد انجام داده اند و در آینده مشخص خواهد شد. من که از حق خود نمی گذرم و او را حلال نمی کنم هرچند دوستان عرب فلسطینی و اردنی و لبنانی او را تایید کنند ولی عملکرد او برای ما ایرانیان جز افزایش فقر و بدبختی و تورم و اعتیاد و ....درپی نداشته است.
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي
    من دلم نيامد مطالب شما را سانسور كرده يا خداي ناكرده منتشر نكنم .. زيرا همان گونه كه مي دانيد من در اين سايت به مسايل سياسي نمي پردازم . هزاران سايت سياسي وجود دارد . در باره عملكرد كارشناسان دولت و حتي خود رئيس جمهور والله من چيزي نمي دانم .. من هم مثل شما از مشكلات رنج مي برم . ولي انشالله درست خواهد شد

    سلام جناب مدرسی
    نقد و بررسی جالبی بود.
    در سریال مرد هزارچهره به خوبی چهره برخی فرماندهان خشن و نالایق نیروی انتظامی به تصویر کشیده شده بود.
    پوتین نو برای سربازان جدید
    دستبند 10 عدد
    بازداشتگاه نم کشیده
    پول گاز مانده و پول آب و برق
    و دیگر هیچ
    بیانگر بسیاری از مسائل است.
    موفق باشید خدانگهدار
    پاسخ
    دوست عزيزم
    با تبريك صميمانه ترين تبريكات به مناسبت فرا رسيدن عيد نوروز ، و تشكر از اين كه هميشه به فكر حقير هستيد ... بايد عرض كنم همان گونه كه در پاسخ به كامنت قبلي اشاره كردم ... تمام اين نقد ها به پيشنهاد خود مسئ.لان ناجا است .. تا وجهه اي كه اخيرآ توسط بعضي فرماندهان خدشه دار شده بود ، بدينوسيله به مردم گفته شود كه نيروي انتظامي انتقاد پذير است .. به هر حال هميشه آرزوي مي كنم عدالت واقعي كه شعار مسئولين نظام است در كشور اجرا شود .. و آدم هاي نالايق در هر منصبي هستند بركنار و تنبيهي شوند

    سلام مخلصم جناب سرهنگ

    عیدتان مبارک امیدورام سال خوبی در پیش داشته باشید

    منم اولش که این سریال داشت بخش میشد خیلی تعجب کردم که چگونه مجوز پخش گرفته مخصوصا در صحنه هایی که جناب مدیری داشت اون یارو کی بود تیمور خان رو کتک می زد !

    چند تا کارگردان دیگه هم هستند که دلشون خوشه طنز میسازند اما در حقیقت تعریف درستی از طنز نمی دانند طنز باید مشکلات اجتماع رو به تصویر بکشه که واقعا جناب مدیری این کار را به نحو احسنت انجام میده !

    من بیشتر دوست دارم در مورد خاطرات پرواز اونم در زمان جنگ بنویسید اما خوب این خاطرات شما نیز بسیار زیبا هست حالا که بحث تلویزیون سینما شد یک سوال داشتم !

    چرا مردم ایران وقتی یک فیلم مفهوم گرا و زیبا بر روی پرده سینماست طرفش نمی رن اما همین که ببیند محمد رضا گلزار و مهناز افشار تو یک فیلم هستند حاضرن برای دیدن سیمای این دو تا یا برای لودگی گری های امین حیایی پیرهن تنشون رو بفرشند اما برن فیلم رو ببینند !!

    من اصلا باورم نمیشه که فیلم کلاغ پر که امیدوارم شما آن رو دیده باشید یکی از پر فروش ترین فیلم های سینما در سال 86 شد مگه این فیلم چی داشت غیر از لوس بازی های گلزار و افشار ؟؟؟

    راستی اسمی از سردار زارعی بردید در نظرات , هر وقت این اسم به گوشم می خوره فقط یاد ضرب المثل هر چه بگندد نمکش می زنیم وای به حالی روزی که بگندد نمک , می افتم .

    شاد و پیروز باشید
    داوود جان عزيزم
    خيلي ممنون از اظهار نظري كه فرمودي .. من هم متقابلآ عيد سعيد رو به شما تبريك مي گويم .
    داوود جان سياست هاي تلويزيون و خط مش آن تابع وضعيت سياسي كشور است .. كه از سوي مقامات بالا به مديران پيشنهاد مي شود . فراموش نكن فقط در كشور ما اين گونه است كه اگر فيلم يا سريالي كمي انتقادي برخورد كرد ، مردم آن را به ماجراهايي ربط مي دهند ... در صورتي كه اين گونه اظهار نظر كردن ها رو معمولآ منتقدان در كشور هاي ديگه انجام مي دهند .. به نظر من يك نگاه انتقاد آميز به ناجا بود .. كه اتفاقآ خود مسئولان ناجا خواستار آن بوده اند .. تا فضاي جامعه كمي تلطيف بشه ...
    در مورد خاطرات پرواز هم چشم .. به روي چشم
    در مورد سوال شما عرض كنم .. آن زماني كه من در تلويزيون بودم و در شوراي بررسي كار مي كردم ... به ما گفته شده بود طرح هايي رو قبول كنيم كه بار آموزندگي و فرهنگ سازي داشته باشه .. به عبارتي مردم از ديدن آن چيزي ياد بگيرند .. و فقط براي سرگرمي نباشه .. ولي متآسفانه به لحاظ عدم وجود فرهنگ صحيح ،برخي از مردم فقط دل به چهره بعضي هنرمندان خوش كرده اند .. و به قول شما دنبال ابتذال يا فيلم هاي بدرد نخور هستند .. و كمتر دل به فيلمي فرهنگي و آموزنده مي دهند .. اين يكي از رسالت هاي سيما است تا به مردم آموزش داده و سليقه آن ها رو جهت بده

    خيلي ممنون از پاسخهاتون.ولي يك چيزي:خلبان چطور كنترل هواپيما را رها ميكنه و ميره دستشويي؟مگه در حال پرواز ميشه همينطور هواپيما را به حال خود گذاشت؟شايد در طول اين مدت اتفاقي بيفتد.من فكر ميكنم خيلي سوانح هوايي به اين علت اتفاق مي افتد.مثلا شايد در حادثه هواپيماي c-130 هم خلبان به دستشويي رفته بوده و در غيبت او هواپيما از مسير اصلي خارج شده.اين هم احتمالي است و من تا حالا نديدم كسي بهش پرداخته باشد.شايد خجالت ميكشند انرا مطرح كنند.راستي يك چيزي شما اين امار سايت را دستكاري ميكنيد؟يك دفعه از 500 نفر رسيد به 2500 نفر!البته ببخشيدها همينطوري ميپرسم منظوري ندارم.
    پاسخ
    سارا جان خيلي ممنون كه سوال هاي اساسي مي پرسي .
    در مورد اين كه فرمودي چگونه هواپيما رو ول مي كنند عرض كنم ... اولآ هر هواپيما دو تا خلبان دارد . حتي شخصي كه به عنوان كمك خلبان شناخته مي شود به اندازه خلبان اصلي تبحر دارد و هيچ جاي نگراني نيست . ضمن اين كه هواپيما معمولآ روي خلبان اتوماتيك است و به صورت خود كار مسير را طي مي كند . حالا قانع شدي دخترم ؟ يا باز فكر مي كني تمام سوانح به خاطر دستشويي رفتن خلبان است !!؟
    در مورد آمار سايت ... اول به من بگو مگر مي شه آدم دستكاري كرد ؟ چرا وقتي آمار هزار نفر رو نشون مي داد نمي گفتي دستكاري شده است ... سارا جان اگه به آمار گذشته سايت نگاه بكني ، سابقه بالاي شش هزار نفر در روز را هم داشته است . منتها من مدتي در مسافرت بودم و پست جديدي را آپ نكرده بودم .. و اين نخستين مطلب در سال جديد است .. ولي باور كن هيچ راهي براي افزايش آمار نيست .. من هم بيرون بودم الان آمدم ديدم بيش از 3200 نفر بازديد كننده داشته است
    موفق باشي دخترم

    سلام.به قول مديري به به به به....امار بازديد كننده ها چقدر بالا رفته.ديدين بيخود ناراحت بودين..اما راستي شماهم زندگي پرماجرايي داشتينها!انگار همه كاري كردين.در ضمن از خاطرات پروازتون بيشتر بنويسين
    پاسخ
    سلام شيوا جان عزيز .. خوبي دخترم ؟ باور كن دلم براي كامنت هاي شما تنگ شده بود . شيوا جان دليل افزايش آمار ، ظاهرآ سايتي به نام هفتان آن را لينك كرده است كه اين جور يهو رفت بالا ... البته در گذشته از اين هم بالاتر مي رفت .. چون اون زمان هر روز آپ مي كردم ... و خاطرات ام مثل حالا ته نكشيده بود .
    به هر حال چشم .. مطلب بعدي در مورد پرواز است .. ديدي برنامه آينده رو ؟
    مث فيلم هاي فارسي برنامه هاي آينده رو هم مي نويسم

    سلام خلبان جان خوبی؟ میگما همین یه مدلش رو ندیده بودیم خلبان وبلاگ نویس...
    عجب...آدم چه چیزها که نمیبینه جلل خالق...
    آیا شما هم در طول خلبانی به توالت میرفتی؟ چندبار میرفتی توی یه مسافرت؟
    ولی عجب.....من بخوام خلبان بشم چیکار کنم؟ شما یه خلبان وبلاگ نویس هستید خب من میخوام یه وبلاگ نویس خلبان بشم؟ در ضمن گواهینامه پایه دو هم دارم.
    پاسخ
    دوست عزيز .. از اين كه تا حالا خلبان وبلاگ نويس نديدي ، بايد عرض كنم ... خلباني هم مانند مشاغل ديگرست و هيچ فرقي ندارد . و همه در وحله اول انسان هستند ... مثل بقيه . ملاك انسانيت است . فرقي نمي كنه
    آدم خلبان باشه ... كارگر معمولي باشه .. اصل اين است در پيشگاه خالق اش رو سفيد باشد . اما اين كه پرسيدي در طول سفر .... بايد عرض كنم بهتر نيست به جاي اين سوالات بيهوده كه هيچ نفعي در زندگي كسي نداره بهتر نيست اگه سوال فني در امر هوانوردي داري بپرسي ؟ ولي در پاسخ شما بايد عرض كنم .. هيچ گاه .. من جزء آن دسته آدم هايي هستم كه دوست ندارم حتي در محل كار خودم هم به دستشويي بروم .. اين مسئله رو همه همكاران بنده در مجله مي دانند . در پرواز هم همين جور ..
    اما در باره اين كه مي خواهي وبلاگ نويس خلبان باشي ... مشكلي نيست عزيزم .. بهتره بري در آزمون هاي آن شركت كني .. مطمئن باش با اين علاقه اي كه داري حتمآ موفق خواهي شد

    خيلي ممنون از اينكه به سرعت جوابم را داديد.راستش من تا حالا فقط يكدفعه سوار هواپيما شدم و بسيار هم ترسيدم.همش فكر ميكردم اگر پيچ و اچار هواپيما شل بشه يا مثلا خلبان حالش بد بشه يا دستشويي بره چي به سر مسافران مياد؟نميدونستم دو نفر خلبان هستند و تازه هواپيما بصورت اتوماتيك خودش ميره.در ضمن خودتون هم جايي در سايت نوشته بودين كه خلباني براي رفتن به دستشويي از نيمه راه برگشت پايگاه.اين بود كه من فكر كردم اگه طرف كارفوري داشته باشه و نتونه صبر كنه خب شايد در غيبتش سانحه اي رخ بده مثلا شايد در زمان سقوط هواپيماي خبرنگاران_كه درباره ان هم همه ميگن حواس پرتي خلبان بوده_بابك گوهري توي دستشويي بوده و كارش كمي طول كشيده.البته ببخشيدها ولي يك چيز ديگه:من زماني توي مجلسي نشسته بودم كه يك خلبان پير هم بود و از حوادث هوايي و كشته شدن يكي از دوستانش ميگفت كه من خيلي ناراحت شدم ولي نحوه مردن ان ادم به نظرم مسخره امد.ميگفت_من عين عبارات يادم نيست_چون ارتفاعش خيلي پايين بوده چترش باز نشده و خورده زمين.مگر ارتفاع پايين براي پرش بهتر و كم خطرتر نيست؟ببخشيد اگه طولاني شد.
    پاسخ
    سارا جان عزيزم .. اولآ پرواز اصلآ ترس نداره .. بلكه امنيت آن به مراتب از ماشين و قطار است .. اين حرف من نيست ، بلكه نتيجه تحقيق دانشمندان متعددي است كه با آمار و ارقام سر و كار دارند . پس از اين به بعد كه سوار هواپيما شدي ، سعي كن اين افكار را از خودت دور كرده و به جاي آن از زيبايي هاي سفر لذت ببري . و هميشه به اين اصل توجه كن كه هيچگاه هواپيما را كه سمبل تكنولوژي و نو آوري است طوري نمي سازند كه در پرواز پيچ هايش شل بشه يا لق بزنه . براي اين كه خيالت راحت و آسوده بشه عرض مي كنم .. سارا جان هواپيما بر عكس اتوموبيل ، تمام قطعات و حتي پيچ و مهره هايش قبل از اين كه شل شده يا خراب بشود ، بر اساس عمر مفيدي كه دارند تعويض مي كنند . و ديگر صبر نمي كنند تا خداي ناكرده در هوا و در مسير پروازي خراب شده و بعد تعويض نمايند . به همين دليل قطعات را در عين اين كه نو و سالم هستند به موقع تعويض مي كنند . چون ماشين نيست كه بزند كنار جاده و بعد تعميرش كنند . پس دخترم حالا با اين همه دليل و برهان كه آوردم متوجه شدي كه هيچ خطري نداره و اين تصورات غلط ناشي از تفكرات و توهمات غلط خودت است .. حيف نيست زيبايي و لذت يك پرواز رو براي خودت زهر مي كني ؟ اگه به اين مسايل بيهوده فكر نكرده و از بالا به زمين زيبا نگاه كني ، خواهي ديد كه چقدر از آن زاويه نگريستن زيباست .. ديدن همه چيز ار بالا خيلي جذاب و ديدني است . و اما در باره آن خلباني كه هواپيما رو به خاطر اجازه ندادن عوامل داخل به تهران بر گرداند ، بايد عرض كنم .. آن خلبان عزيز قصد داشت به دستشويي كه در داخل هواپيماست برود ، اما از آن جا كه داخل هواپيما سيستم هاي سري و استراق سمع وجود داشت ، تيم داخل هواپيما به او اجازه پياده شدن از كابين رو ندادند . لذا به خاطر نشان دادن اعتراض خود ماموريت رو نيمه تمام گذاشت و به مهرآباد مراجعه كرد . و از آن پس ديگه آن قانون استبدادي فسخ شد . اين ها همه وقايع تاريخي است كه در كم تر جايي نقل مي شوند . اما سارا جان در باره سوال آخرت كه پرسيدي .... عرض كنم آن خلبان محترم در باره هواپيماي شكاري صحبت مي كرده است .. بدين گونه اگه خلبان هواپيماي شكاري در ارتفاع معيني دگمه چتر پرش يا همون صندلي پران رو نزنه ، در ارتفاع پائين اگه اين عمل رو انجام بدهد ، ممكنه چتر نجات به سوي زمين محكم كشيده شود ( يا شليك شود ) از اين روي خلبانان شكاري بايستي در همان ارتفاع معين ، اين كار رو انجام بدهند . اما جالبه بدوني اكثر خلبانان شجاع ايراني به خاطر احتمال نجات هواپيما تا دقايق آخر در هواپيما مي ماندند و ديگر خيلي دير بود .. يا اگر هم مي پريدند ، به دليل ارتفاع پائين چتر نجات خوب عمل نمي كرده و آن ها به شهادت مي رسيدند ... در تمام مدت هشت سال دفاع مقدس از اين اتفاقات زياد رخ داده است .. من يك مطلب هم در باره چتر نجات يا همون صندلي پران نوشته ام كه اگه حوصله كني مي توني پيدا نمايي .. سارا جان ببخشيد خيلي طولاني شد و خيلي وراجي كردم .. اما از آن جا كه احساس كردم كه واقعآ از پرواز مي ترسي ، وظيفه خودم دانستم تا با دليل و برهان اين وحشت را از شما دور كنم ... خيلي دلم مي خواد يك بار كه قصد سفر با هواپيما رو داري ، من بدونم تا ترتيبي بدهم شما رو داخل كابين خلبان ببرند تا از نزديك شاهد تلاش آن ها باشي .. تا ديگه پشت سر شهيدي مظلوم كه واقعآ جان شيرين خود و مسافران را نابود كرد ، به سخره نگيري .. من مي دانم شما هيچ منظور خاصي نداري .. بلكه شوخ طبعي شما سبب بيان آن جملات در مورد شهيد بابك گوهري بود ... وگر نه مطمئن باش كه اگه جدي مي گفتي ، حتي پاسخ پرسش هاي شما رو هم نمي دادم ... دخترم جان خيلي شيرين است .. آن بنده خدا كه تازه تشكيل زندگي داده بود و يادگار ازدواج اش يك فرزند خردسال است ، اين چنين در عنفوان جواني به دليل مشكل فني ، جان خود رو از دست بدهد ... سارا جان عمق فاجعه خيلي بالاتر از بيان آن است .. دور از جان خودت رو جاي همسر ، مادر ، فرزند و خانواده آن شهيدان بگذار .. خواهي ديد كه اصلآ از آن نوع شوخي كه شمكا فرمودي ، خوشت نخواهد آمد ... به هر حال برات سال خوبي رو آرزو مي كنم .. به شوخ طبعي و دقت نظرت در مسايل فني و پروازي احسنت مي گويم .. مواظب خودت باش عزيزيم .. باز هم اگه سوالي داشتي بپرس عزيزم تا اطلاعات شما بيشتر شود

    سلامی دوباره جناب مدرسی

    ممنون که جوابم را دادید

    نیروی انتظامی دیگه ترکونده امشب هم از شبکه 3 یک فیلم سینمایی به نام رمز بخش شد که اتفاقا خیلی هم بیخود بود و فقط وقتم را تلف کردم تو اون هم یک مامور نیروی انتظامی به جرم رشوه گیری بازداشت شد !

    جوابم در نظر بالا دادی که این دستورات از طرف مقامات هست ولی من امیدورام این انتقاد پذیری نیروی انتظامی دائمی باشه نه در یک مقطع بخاطر گندی که اون سردار بالا اورده !

    راستی اینها که انقدر انتقاد پذیر شدن چرا دیگه مخفی کاری می کنند هنوز اعلام نکردند سردار خان چیکار کرده خوب همین که این سردار بر کنار بشه و مجازات بشه بهترین کاره تا اینکه بیان تو فیلم ها به دستور خودشان نیروی انتظامی را نقد کنند .

    والله آدم از کارهای اینها سر در نمیاره !
    پاسخ
    داوود جان عزيز و گرامي ... فكر كنم من نتوانستم دقيقآ منظورم رو بيان كنم ... من در پاسخ به كساني كه نگران ادامه كار مهران مديري بودند و معتقد بودند اين نوع انتقادات از سيستم ناجا باعث دردسر ايشون خواهد شد ، عرض كردم كه خير .. بلكه تمام پلان ها و صحنه هايي كه مربوط به ناجا است ، قبل از پخش حتمآ به رويت آن ها مي رسانند . ضمن اين كه شخص آقاي پور محمدي و ساير بازبين هاي پخش به دقت تمام سكانس به سكانس سريال رو چك مي كنند و در جاهايي كه خطوط قرمز زير سوال بره ، حتمآ اصلاح مي كنند . معمولآ هر قسمت از سريال يك روز قبل براي بازبيني و اصلاحات احتمالي به واحد بازبيني ارسال مي شود . در مورد فرزاد حسني هم كه آن اتفاق رخ داد ، صرفآ به دليل پخش برنامه زنده بود كه هيچ راه كنترلي نداشت . ولي در مورد مجموعه هاي غير زنده به همين روشي كه عرض كردم ، بازبيني مي شود . من با ذكر مثالي به ادامه پرسش هاي شما پاسخ خواهم داد ... اون اوايلي كه پليس 110 راه اندازي شده بود و ما از شبكه پنج گوشه هايي از وقايع رو پخش مي كرديم .. يادمه قبل از پخش با ناجا هماهنگ مي شد .. تازه غير از اين همه تمهيدات ، گاهي فرمانده يگان 110 از ما خواهش مي كرد صحنه هايي كه داراي بار آموزشي منفي است نشان ندهيد .. سكانس هايي چون چاقو كشي ... و يا صحنه هاي دلخراش رو تآكيد داشتند نمايش ندهيم ... و سرهنگ صدوقي نخستين فرمانده يگان 110 اگه نام ايشون رو اشتباه نكنم ، مرتب با ما در ارتباط بود . اما در باره انتقاد پذيري .... داوود جان اشتباه نكن ... سياست هاي پخش برنامه هاي تلويزيوني داراي حساسيت هاي خاصي است كه با توجه به شرايط سياسي كشور مرتب تغير مي كند . من به عنوان مثال عرض كردم كه يكي از دلايل آن مي تواند اين باشد كه به مردم نشان دهند پليس انتقاد پذيره .. اما در باره آن سردار متخلف .. عزيزم اطلاع رساني شد شما آن را نديدي ... قاضي پرونده طي اطلاعيه رسمي اعلام كرد كه طي گزارش هاي قبلي كه از حراست ناجا رسيده بود ، و جرم وي محرز گرديد ، اقدام به دستگيري نموديم . و بعد با قرار تآمين آزاد شئ كه مجددآ به خاطر بعضي تخلف هاي مالي و سوء استفاده از لباس و عنوان خود ، محكوم گرديد .. در نهايت اين كه وي با درجه سرهنگي بازنشسته شده و در حال حاضر هم دوران محكوميت خويش را مي گذراند . اما سريال مهران مديري صرفآ برشي از وضعيت نابسامان گوشه هايي از اجتماع و مردم بود كه به خوبي از پس آن برآمده است .. وهيچ جاي نگراني نيست ... زيرا همان طور كه عرض كردم .. هم حامي قدرتي پشت سرش است .. هم حامي مالي داره .. و هم اين كه هنرمند قابلي است .. پس حالا حالا ها در صحنه هنري خواهد بود
    موفق باشي

    با سلام مجدد خدمت استاد بزرگوارم.
    طبق امر شما وبلاگ شما رو از طریق فرم پینگ ِ بلاگرولینگ پینگ کردم اما مشکل اینجاست که این سرویس با مشکل روبرو شده , دلیل اینکه وبلاگ من پینگ شده اینه که من چون از سرویس بلاگر (گوگل) استفاده میکنم این امکان وجود داره که بعد از هر بار آپ کردن وبلاگ، به صورت اتوماتیک وبلاگ خاطی پینگ میشه، بدون انجام دادن کاری از طرف نویسنده وبلاگ، به هر حال آدرس پینگ سرویس بلاگ رولینگ اینه :
    http://www.blogrolling.com/ping.phtml
    امیدوارم که هرچه زودتر درست بشه
    راستی ، انگار همین دیروز بود که با وبلاگ شما آشنا شدم ، یک سال گذشت ، امیدوارم سایتون همیشه بالای سر ما مستدام باشه
    پاسخ
    كاپيتان عزيزم ... خيلي ممنون از قبول زحمتي كه انجام دادي .. بله من هم بار ها از بلاگرولينگ پينك كردم ، ولي انگار نه انگار .. هيچ اتفاقي نيفتاد ... بله متوجه شدم كه سيستم گوگل خيلي منظم تره ... به هر حال به بنده منت نهاديد .
    در مورد يك سالگي هم ... بايد عرض كنم در كنار دوستان با مرام و انديشمندي چون شما آدم اصلآ گذشت زمان رو متوجه نمي شه ... بگذريم كه شما تو صف بودي و ظاهرآ كمي اذيت شدي ... ولي اميدوارم امسال هميشه در خط موفقيت و پيروزي باشي ... اگه زنده موندم سال ديگه همين موقع به شما خواهم گفت كه لحظه سال تحويل هر جا بودن خرافات است ... و شما چقدر موفقيت كسب كرديد كه ربطي به صف كشتي نداشت
    موفق و كامروا باشي

    salam
    ostad

    agha ye soal?

    in site mozosh dar mored chiye... masael parvaz ya siyasat ?

    good luck
    پاسخ
    كريم جان عزيز ... آي قربون دهانت .. به خوب نكته اي اشاره كردي
    راستش رو بخواهي اين سايت غير سياسي است و به خاطرات گذشته ام اختصاص داره .. اما گاهي بعضي دوستان مسايل سياسي رو وسط مي كشند .. و من در ايام سال نو دوست ندارم سانسور كنم .
    ولي حق با شماست .. ما بايد همون خط خودمون رو برويم
    موفق و پيروز باشي

    سلام مجدد خدمت سرباز وطن
    متاسفانه من فراموش کردم که به دوست بزرگوار جناب صادقی مترجم ورزیده و توانا که زحمت ترجمه متون را می کشد فرا رسیدن سال نو را به ایشان و خانواده بزرگوار ایشان
    تبریک و تهنیت می گویم و امیدوارم که در پناه ایزد منان سال خوبی داشته باشند.
    دوستان عزیز و خوانندگان عزیز
    قطعا این سایت غیر سیاسی است و همه ما باید همواره این نکته را لحاظ کنیم ولی ولی
    ولی این بدان معنا نیست در زندگی روزمره چنین باشم و به مسایل جامعه امان بی تفاوت
    باشیم . چون سرنوشت هیچ کس تغییر نمی کند جز خودش بخواهد.
    توصیه من این است حتما اخبار روز را تعقیب و مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهید.
    یا حق
    پاسخ
    سرور گرامي جناب نادر جان رضوي
    من از طرف جناب آقاي عليرضا صادقي .. جوان بزرگواري كه در طول سال بدون منت با زحمات خويش اخبار بخش انگليسي رو تهيه و تقديم خوانندگان محترم مي كردند ، به شما دوست گرامي سال نو رو تبريك مي گويم

    سلام

    مرا ببخشید استاد

    نمی خوام باز بحث به بیراه کشیده بشه ولی حداقل من چیزی از خبر دستگیری اشون نشنیدم چون شما گفتید اعلام کردن گفتم خوب حتما درست است برای همین رفتم در خبرگزاری های دولتی فارس نیوز , مهر نیوز , ایسنا و ایرنا جستجو کردم خیلی هم اتفاقا گشتم ولی فقط همینو پیدا کردم !

    http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8612120361

    دیگه بیخیال بحث در مورد سردار

    دو تا سوال داشتم !

    یکی اینکه یادمه گفتید که مسئول بازبینی فیلم های خارجی بودید نمی دونم درست منظور بازبینی رو متوجه شدم یا نه , یعنی اینکه قسمتهایی از فیلم که نا مناسب می باشد را حذف می کنند خوب من با این کار اصلا مشکلی ندارم بله سکانس های نامناسبی در فیلم ها وجود دارد که قابلیت پخش در تلویزیون را ندارد که باید قیچی شود اما سوال من اینجاست چرا جدیدا البته جدید هم نیست ولی این روزا خیلی از این کارا می کنند به جای سانسور روی بازیگران صدا جعلی می ذارن مثلا یک فیلم رو شبکه دو بخش کرد طرف مست اومد سراغ یک زنی به زنه گفت تو دیگه نباید با فلانی بگردی ! یا اینکه فیلم مامورین مخفی که یک شنبه شب ها از شبکه 1 بخش میشه وقتی فیلم اصلیش رو دیدم , دیدم ای بابا اصلا موضوع فیلم فرق داره از بسکی حرف می ذارن تو دهن بازیگران مثلا پلیس ها دارند در مورد یک چیز دیگه حرف می زنند اینها دوبله اش می کنند تو باید بتونی به حس مدیریت غلبه کنی چطوری ؟ با استدلال با .....

    این اصلا موضع فیلم رو عوض می کنه غیر از اینکه فیلم را بی کیفیت می کنه به دستنکاران فیلم که انقدر زحمت کشیدن تا این فیلم را تهیه کردند لطمه می خوره جون من خود یکی از این فیلمسازان که الان داره فیلمش از شبکه های ایران بخش میشه بیاد فیلمش رو در شبکه های ایرانی ببینه من فکر کنم بهش حالتی دست میده که نمی دونه الان باید بخنده یا گریه کنه از بسکی موضوع های فیلم ها رو عوض می کنند فقط کافی فیلم ها رو با اصلشون مقایسه کنید تا متوجه بشوید شما که مدتی در این سمت بودید بهتر نیست اصلا این صحنه های قیچی شود تا اینکه موضوع فیلم را عوض کنند !

    سوال بعدیم در مورد RC-130 نیروی هوایی این یک عکس ازش

    http://www.postimage.org/image.php?v=aV4wVfD0

    من یک جا خوندم نوشته بود این هواپیماها وظیفه عکس برداری و فیلم برداری از مواضع دشمن را دارد یعنی همون کاری که شکاری تند تیز RF-4E انجام میده اصلا میشه با این هواپیما به این بزرگی همچین ریسکی رو کرد و باهاش از مواضع دشمن فیلمبرداری کرد یا اصلا من اشتباه فکر می کنم و اگر وظیفش این است تا در زمان جنگ ایران و عراق این کار را انجام داده ؟

    بازم مرا ببخشید بدلیل سوالاتم خوب چیکار کنم اطلاعاتم در مورد صدا و سیما در حد تیم ملی هست .

    بازم ممنون از راهنمایی کردن این بنده

    خدانگهدار
    پاسخ
    داوود عزيزم ... اصلآ بيا مسئله سردار رو فراموش كنيم .. يكي ديگه خلاف كرده .. من و شما بايد يك ساعت از وقت با ارزش مون را صرف آدم هاي بي ارزش و دزد كنيم .. ضمن اين كه همين بحث هاي سياسي ، افراد ديگري را هم وارد بحث كرده و اگر پاسخ ندهم بي احترامي است .. اگر هم نظر واقعي خودم رو بگويم به خاطر ديدگاه هاي سياسي ، بايد قيد سايت را بزنم . از شما هم خواهش مي كنم ديگه حرف آن مردك را نيار ... ولي من با چشم خودم ديدم كه قاضي پرونده شرح مبسوطي از خلاف هاي وي داده است .
    در مورد سوال اول شما ... بله يكي از كار هاي من در شبكه پنجم تهران اين بود فيلم هاي سينمايي خارجي را بازبيني مي كردم و اگر مواردي خارج از ادب اجتماع مشاهده مي كردم ، با يادداشت زمان دقيق آن صحنه از تدوين گر مي خواستم آن ها رو حذف كنه ... ولي اين بدان معني نيست كه به قول شما مثل بعضي شبكه ها با چشم بسته سليقه اي با يك اثر برخورد كنيم . من قصد دفاع ندارم .. ولي ما نهايت سعي و كوشش خود را مي كرديم تا صحنه اي كه مثلآ سينه خانم هنرپيشه پيداست را با نزديك نشان دادن صورت او ، از حذف آن خودداري كنيم .. و اگر در جاهايي به اجبار مجبور بوديم كه صحنه قبيحانه اي را حذف كنيم ، اگر در اين صحنه ها صدايي بود كه با حذف آن ضربه به كليت فيلم مي خورد ، از تدوين گر مي خواستيم صدا را حفظ كرده و با ترفندهايي كه مي دانست قسمت هايي از طبيعت يا مناظر را كپي كرده و افزايش دهد تا با قطع شدن صدا ، كليت فيلم به هم نخورد . اما متآسفانه همكاران تند رو و بي سواد ما در بعضي شبكه ها بدون توجه به اين ظرافت ها ، همين جوري الكي هر صحنه كه خوشش نمي آيد را وجبي قيچي مي كردند .. و سبب تغير محتواي و سر در گمي بيننده مي شوند . يادمه به خاطر انتخاب فيلم هاي مناسب در آن سال هايي كه من به عنوان عضو كوچكي در شبكه تهران خدمت مي كردم ، اين كانال از سوي مردم نمونه انتخاب مي شد .. و دليل آن فيلم هاي سينمايي آن بود . البته اخيرآ خيلي تحولات مثبتي در محدوديت هاي پخش ايجاد شده است .. كه من گاهي واقعآ تعجب مي كنم چگونه به آن ها اجازه پخش داده اند . در پايان براي افزايش آگاهي شما عرض كنم ، عده اي در سازمان صدا و سيما وظيفه دارند به خارج از كشور رفته و فيلم هايي كه قابليت پخش را از تلويزيون ما دارد را خريداري مي كنند . اما بعضي از اين افراد به دليل فراوان بودن فيلم هاي سفارش شده و عدم فرصت كافي بازبيني ، از روي سفارشات ساير كشور هاي اسلامي تهيه مي كنند . غافل از آن كه وضعيت آن ها با ما تفاوت دارد .. به همين دليل كافي است اين فيلم به دست بازبين بي سواد و تند رو هم بيفتد .. آن گاه همين اتفاقي مي افتد كه شما اشاره فرمودي
    در باره سوال دوم شما ..
    بعضي از اين هواپيماها به دليل تجهيزات بسيار پيشرفته اي كه از زمان شاه براي زير نظر داشتن تحركات روس ها نصب شده بود ، قادر است همانند آواكس تمام حركت هاي دشمن از جمله استارت زدن هواپيماهاي شكاري ان را شناسايي كند . ولي اين بدان معنا نيست كه حتمآ روي خاك عراق برود . كافي است در منطقه گشت زده و به اكتشاف بپردازد . در مورد خلبان اين هواپيما كه اجازه ادرار به او نداده بودند مطلب نوشته ام ... در زمان جنگ اين هواپيما ها خدمت بسيار زيادي به ارتش كرد .. اولآ تمام اعلام وضعيت قرمز ها پيش از حمله از سوي اين هواپيما كه هميشه يك فروند از آن ها در آسمان بود به شهر هاي مسير اعلام مي شد .. و خيلي كارهاي ديگر كه من با شرمندگي مجاز به تشريح آن نيستم . ولي در حد آگاهي شما دوست عزيز فكر كنم توضيح لازم رو دادم

    سلام.
    خیلی خوب مینویسید.
    من تازه با اینجا آشنا شدم. اونم به خاطر مطلبی بود که از آقای مدیری نوشته بودبد (آخه من ایشنو رو خیلی دوست دارم). ولی الان خیلی خوشحالم که شما رو پیدا کردم. چندتا از مطالب قبلتون رو خوندم، فوق العاده بود
    پاسخ
    ريحانه جان عزيزم
    من هم خيلي خوشحالم كه شما دختر عزيزم هم به جمع ياران همدل و صميمي سايت پيوستي . و از اين كه مطالب آن نظر شما رو جلب كرده خوشحالم .

    جناب آقاي مدرسي عزيز؛
    سلام، سال نو را به شما تبريك گفته و از خداوند سالي سرشار از موفقيت را برايتان آرزو دارم.من رضا اهل آبادان،ساكن تهران و شركت نفتي هستم.مدت زيادي است كه مطالب شما را به خاطر عشق به پرواز و همچنين زيبايي قلم شما مي خوانم ولي تا به حال (از روي تنبلي) هيچ كامنتي نگذاشته ام .جناب بهروز خان من از بچگي عاشق پرواز بوده ام و مطالب فراواني در زمينه هاي مختلف پرواز و هواپيماهاي جنگي دارم و با خواندن خاطرات شما اين مطالب به معناي واقعي برايم شبيه سازي مي شود . باز هم از شما به خاطر مطالبتون سپاسگذارم. با آرزوي ديدار شما بزرگوار
    رضا فروزش فر
    پاسخ
    دوست بسيار عزيزم جناب آقاي فروزش فر
    من هر بار خبر پيوستن ياري جديد به جمع صميمانه دوستدداران سايت و خوانندگان محترم مي شنوم قلبآ انرژي گرفته و خوشحال مي شوم . اميدوارم در عشق و علاقه اي كه به پرواز و هواپيما داريد ، هميشه در اوج و شادماني باشيد . رضا جان من هم فرا رسيدن غيد نوروز اين ميراث باستان را به شما دوست خوبم تبريك گفته و سالي سرشار از عشق و اميد و موفقيت برات آرزومندم

    موفق باشید

    سلام.راستش من قصد شوخي و مسخرگي نداشتم و اصلا اهلش نيستم و شما هم لطف ميكنيد جواب من را ميديد.من اصولا ادم حساسي ام و دانستن جزييات برام جالب هست.احتمالاتي كه مطرح كردم هم چيزي بود كه به نظرم امد شايد اينكه ميگن خطاي انساني همين چيزها باشه وگرنه خلبان كه كور نيست جلوشو نبينه بخوره به ساختمون كه با توضيحات شما معلومه اشتباه ميكردم.من در تنها پروازي كه در عمرم داشتم هم نگران اين مسايل بودم مثل فرسودگي هواپيما و خطاي انساني و اين چيزها.در ضمن امريكا ما را تحريم كرده و ايران نميتواند قطعات نو بخرد و همان قبليها را احتمالا تميز كرده و به اسم قطعه نو جاسازي ميكنند.حالا سوال بعد:در عكسهايي كه من ديدم خلبان در فضاي كوچكي نشسته و در شيشه اي هم روي او قرار دارد.اين ادم چطور نفس ميكشد؟هوا كم نمياد؟و چرا خلبانان از كبوترها ميترسند؟كبوتر كه ازاري نداره
    پاسخ
    سارا جان عزيزم
    خيلي خوشحال شدم كه منظور خاصي نداشتي ... من احساسات شما و حس كنجكاوي ات رو تحسين مي كنم . .. ولي دخترم وقتي صحبت خطاي انساني در يك سانحه هوايي مي شود ، منظور آن نيست كه خلبان هواپيما رو رها كرده و رفته دستشويي !! بلكه عواملي كه به انسان مربوط مي شود ، از خلبان گرفته تا عوامل كنترل هوايي ، برج مراقبت ، تكنسين ها و كليه انسان هايي كه به نحوي در سانحه دخيل بودند را خطاي انساني مي نامند . به عنوان نمونه اگر تكنسيني در موقع بازديد هواپيما اشتباهي مرتكب بشه كه منجر به سانحه بشه .. يا مامور برج مراقبت حواس اش نباشه به تمام اين ها خطا يا عامل انساني مي گويند . ولي اگر مشخص شود كه اشتباه فني خلبان باعث سانحه شده است ، به آن خبط خلبان مي گويند . شيوا جان يك نكته اساسي هم به شما بگويم ... پرواز و مسايل هوايي تنها موردي است كه شوخي بردار نيست . و تعارف با كسي ندارند ... اگر به دليل تحريم يا هر مسئله اي هواپيما نياز به قطعه داشته باشد ، و به قول شما تقلبي يا دست دوم تحويل بدهند ، هيچ خلباني پرواز نمي رود .. چون زن و بچه همان تكنسين هم ممكنه در آن پرواز باشه .. پس اگر ديدي هواپيمايي براي پرواز آماده است ، مطمئن باش كه تمام استاندارد ها در آن رعايت شده است . در مورد كابين هم بگويم ... از بيرون كوچك به نظر مي رسد ... در صورتي كه اگه داخلش بري خواهي ديد فضاي جالب و چشم نوازي داره .. مخصوصآ هواپيماهاي ما يعني سي - 130 كه بزرگ ترين كابين را دارد .. و حتي يك كاناپه دو طبقه هم در كابين تعبيه شده است . اميدوارم ديگه ترس ات ريخته باشه .. ولي در مورد دعوت شما به داخل كابين جدي عرض كردم ... دفعه ديگه كه قصد سفر با هواپيما رو داري با من تماس بگير تا هماهنگ كنم از شما براي ديدن كابين دعوت كنند . ببخشيد الان متوجه سوال شما شدم .. كابين شكاري منظور شما بود كه در شيشه اي داره ... در اين مورد هم عرض كنم ... هواپيماهاي جنگنده به دليل سرعت و ارتفاع بالا ، هميشه از ماسك اكسيژن استفاده مي كنه .. و احتياجي به هواي كابين رو نداره ... پرسش آخر شما در مورد كبوتر ها بود . شيوا جان درسته كبوتر حيواني بي آزار و حتي دوست داشتني است . اما طبق قوانين فيزيكي همين كبوتر كوچولو و حتي گنجشك اگه در آْسمان به هواپيما برخورد نمايد ، طبق قانون فيزيكي كه عرض كردم ، سرعت و وزن هواپيما به جسم مقابل منتقل شده و به مجددآ به خود آن بر مي گردد . به همين دليل است كه وقتي پرنده اي به هواپيما بر خورد مي كنه ، بخش زيادي از بدنه يا بال جر خورده و پاره مي شود . در صورتي كه منطقي به نظر نمي رسد يك كبوتر قادر باشه حتي خراشي به هواپيما وارد نمايد ... در اين مورد من يه پست كامل در گذشته آپ كرده ام كه چگونگي خسارت هاي وارده توسط پرندگان نشان داده مي شود . اميدوارم با ديدن آن به سوال خود رسيده باشي .. دخترم اگه باز هم سوالي در مورد اصول پروازي داري .. بپرس خوشحال مي شوم در خدمت شما خواننده نازنين باشم
    موفق باشي

    امشب مرد هزار چهره رو ديدين؟به نظرتون چرا كلمه فرهنگ رو از اسم طرف سانسور كردن؟من واقعا تعجب كردم.راستي شايد گفتنش درست نباشه اما نظرات رو كه ميخوندم ديدم بعضيها درباره رييس پليس تهران چيزهايي نوشتن.به نظر من عقل باور نميكنه ايشون خلافكار باشه اونم خلاف اخلاقي!اينها شايعات بچگانه است.يعني طرف اينقدر بيشعوره؟در ضمن برنامه اينده تون تكراري نيست؟من تو اين تعطيلات سايت رو زير و رو كردم و همه مطالب را خوندم.يك همچين عنواني را قبلا هم داشتين درباره سفير امريكا در تركيه....يكچيزي:شما همه رو شيوا صدا ميكنين؟!
    پاسخ
    شيوا جان عزيزم ... خيلي ممنون از كامنت كنجكاوانه شما
    دخترم .. من هم متوجه حذف اين قسمت شدم . شايد دليل اش سياسي باشه .. راستش رو بخواهي من سواد اين چيز ها رو ندارم .
    در مورد خلاف اخلاقي هم حق با شماست .. چون قاضي پرونده در جايي اعلام كرده بود ... اين بابا همه كار كرده بود الا اين كار
    پس با نظريه شما موافقم . شيوا جان احسنت به هوش و ذكاوت شما .. من بايد تيتر رو عوض كنم .. بله يادم اومد اون پيشنهاد بي شرمانه آمريكايي مربوط به سفري كه به تركيه داشتم .. و توضيح دادم كه براي آوردن هواپيماي شكاري اف - 5 كه خلبان اش فرار كرده بود ، رفتيم برگردانيم كه سفير آمريكا پيشنهاد داد ما هم بر نگرديم .. ولي اين پيشنهاد بي شرمانه مربوط به انتظار غير اخلاقي است .. كه در بندرعباس اتفاق افتاد ... براي همين از تصوير هواپيماي پي تري اف استفاده كرده ام . در اصل اين پيشنهاد نسبت به مطلب قبلي به معناي واقعي بي شرمانه است ... چون طرف همجنس باز بود .. ولي شايد منصرف شدم و ننوشتم . راستش تا نيمه ها نوشتم به اين نكته كه رسيدم ، شرم و حيا مانع از ادامه آن شد .. نمي تونم به سبك خودم كه صادقانه خاطرات رو روايت مي كنم بنويسم . براي همين دو دل هستم .. از لفظ قلم نوشتن اصلآ خوشم نمي آيد ... من فكر مي كنم يكي از دلايل استقبال خوانندگان هم همين صداقت كلامي است .. اگر چه در خيلي جاها به ضرر خودم هم بوده است . براي همين واقعآ نمي دونم چه كار كنم ؟ اگه ننويسم .. زير قولم زدم . اگه هم بنويسم .. خب .. نمي تونم جزئيات رو بيان كنم .. كه زيبايي روايت فوق هم مربوط به همين قسمت خاطره است .. اي كاش يكي به من مي گفت چه كار كنم .
    در مورد اين كه فرمودي همه رو شيوا خطاب مي كنم ..حالا فهميدم چه اشتباهي مرتكب شدم . احتمالآ به جاي سارا ، شيوا نوشتم !! واقعآ منو ببخش . اگه واقعيت رو بگم ناراحت نمي شوي .. چون در ميان خوانندگان دختر ... فقط شما هستي كه خيلي بي پروا سوال مي پرسي .. و در دراز مدت ديگه به حرف هاي تندت عادت كردم . ( عصباني نشي يه وقت !! ) ولي البته اوايل تند مي نوشتي ... قبول كن كه ارادت خاصي به شما دارم .. اين رو به اين حساب بگذار كه براي من شما خيلي مهم هستي .. من كه روز اول عيد نوشتم دلم براي كامنت هايت تنگ شده ... حتمآ باور نكرده بودي كه من هم دچار اين اشتباه شدم .. به هر حال اميدوارم اشتباه من را كه از گيجي و كم حواسي من نشآت مي گيره ببخشي ... الان مي روم و اصلاح مي كنم
    شاد و كامروا باشي عزيزم

    سلام جناب سرهنگ مدرسی
    امیدوارم حالتون خوب باشه و خوش و خرم باشید میخواستم زودتر ازین بیام و سال نو رو بهتون تبریک بگم ولی متاسفانه در سفر بودم و دسترسی به اینترنت نداشتم.
    برای شما و خانواده محترمتون سالی سرشار از موفقیت رو آرزومندم.
    ایام به کام.
    پاسخ
    عرفان عزيزم
    خيلي ممنون از لطف شما كه مثل هميشه بنده رو شرمنده الطاف محبت آميز خودتون مي فرماييد .
    عزيزم من هم فرا رسيدن عيد سعيد نوروز رو به شما تبريك گفته و سالي سراسر عشق و پيروزي براتون آرزومندم

    salam ostad azizi

    agha mamnon ke javab mano dadid...
    man in mozo ra bekhater in dalil matrah kardeh bodam ke ye vaghat be khater chand jomle in site por mohtava va jaleb f i l t e r nashe ...

    omidvaram movafagh bashid
    ya hagh
    پاسخ
    خيلي ممنون كريم جان نازنين .. بلَه متوجه شدم عزيزم. حق با شماست آدم نبايد بي گدار به آب زد

    اشكالي نداره اقاي مدرسي!به نظر من شما به همه ميتونين بگين شيوا!ميگم من كم كم دارم تو سايتتون اعمال نفوذ ميكنم ها!!در مورد حذف ان كلمه فرهنگ راستش من خيلي كنجكاو شدم بدونم چرا.به هر حال چيزي كه مسلمه عقل شما بيشتر از ماست.چرا فكر ميكنين دليلش سياسيه؟مگر نگفتين اين سريالها قبل از پخش حسابي بازبيني ميشوند؟يك چيز ديگه:خاطره تون اگه چيز جالبيه_كه حتما هست_بنويسيدش.نترسيد فيلترتون نميكنن.يك نكته ديگه:شما مشكلي با درج خاطراتتون در سايتهاي خارجي ندارين؟
    پاسخ
    شيوا جان عزيزم ... شما صاحب اختيار هستيد .. من قلبآ به تمام خوانندگان محترم مخصوصآ شما احترام خاصي قائل هستم .
    شيوا جان در مورد حذف يك جمله در برنامه اي حساس كه اغلب منتقدان آن را سياسي ازريابي كرده و به خيلي موضوعات سياسي مملكت ربط مي دهند ، ناخوداگاه مسئولان شبكه و پخش هم نسبت به آن حساس مي شوند . به همين دليل وقتي از كانال هاي معمول و ناظرين گذشته و به روي آنتن مي رود ، در حين پخش ممكنه واژه يا اشاره اي باشه كه قبلآ هيچ كس به آن توجه نكرده باشه و تازه بعد از پخش از تلويزيون ، مدير شبكه يا يكي از مشاوران به يك بخش ديالوگي گير داده و دلايلي بر عدم پخش آن مي آورند . و در اين صورت است كه به تشخيص مدير شبكه ، يا ناظر پخش آن قسمت اصلاح مي شود . و شما در تكرار آن را نمي بينيد . يادمه زماني كه من خودم بازبين بودم .. يك روز كه استراحت ام بود ، در منزل برنامه اي پخش شد كه همكاران بازبين متوجه نشده بودند و آن پخش سرود آمريكا به عنوان موزيك متن بود .. كه فوري تماس گرفتم و در تكرار حذف شد و آن جوان بازبين گفت من در عمرم سرود ملي آمريكا را نشنيده بودم كه حذف كنم . از اين جور گاف ها خيلي پيش مي آيد ... حذف " داخل پرانتز فرهنگ " ممكنه شامل اين گونه اعمال نظر يا سليقه شده باشد . شيوا جان در مورد نگراني ام از بابت بيان آن خاطره فيلترينگ نيست . چون دقيقآ مصاديق فيلترينگ و شيوه كشف آن ها رو مي دانم .. مشكل من همان طور كه در كامنت شما عرض كردم ، حجب و حيا است كه نمي تونم مستند گونه دقيق بيان كنم ... و اشاره كردم كه بار اصلي مطالب من بر مبني واقعيت و صداقت در گفتار تا امروز بوده است ... در مورد اين كه سايت هاي خارجي مطالب من را لينك مي كنند .. مسئله مهمي نيست ... خيلي از سايت هاي معتبر بار ها اصل مطلب من را با ذكر منبع و حتي بي ذكر منبع درج كرده اند .. حتي راديو هاي بيگانه و شبكه هاي ماهواره اي به آن اشاره كرده اند .. كه قانونآ به من ارتباط پيدا نمي كنه ... هر كسي مي تواند كتاب يا اثر شخصي را مطالعه كرده و از آن استفاده كند .. به صاحب اثر ربطي پيدا نمي كنه .. ولي اگر ثابت بشه كه خودم به آن ها داده ام .. در آن صورت حق باشماست .. موفق باشي دخترم

    به به .... باسلام خدمت شما
    مطالب جالبی بود واقعا آقای مدیری فردی باهوش و هنرمند هستند پروژه بربره از شاهکار های بی نظیر ایشون بود ولی نمی دونم هر کاری رو که آقای مدیری انجام می دهند موجی از اعتراضات از طرف کسانی که ظرفیت نقد رو ندارند شروع می شه همین چند روز پیش بود که تو یکی ازسایت های خبری نامه اعتراض اداره ثبت و احول شیراز رو زده بود آخه نمی دونم تواین کشور هیچ کس حق ساخت یک کارکتر طنز رو نداره که شغلش مسول بایگانی اداره ثبت است ؟ توکشورهای دیگه فیلم هایی رو می سازند که بالاترین مقام کشور رو زیر سوال می بره ولی کسی اعتراض نمی کنه!
    باتشکر و ارادتمند شما هاتف
    پاسخ
    هاتف عزيزم .. دقيقآ حق با شماست . صحبت از كشور هاي ديگه كردي .. وقتي من در آمريكا تحصيل مي كردم ، فيلم هايي رو ديدم كه حضرت مسيح ع در نقش يه چوپان چگونه در دامنه كوهي گيتار مي زد و با دختران زيبا روي معاشقه مي كرد !! بدون اين كه كسي معترض بشه كه چرا اين فيلم رو ساختيد .. يا حتمآ در همين تلويزيون خودمون شاهد فيلم هايي بوديم كه عملآ سياست هاي رئيس جمهور كشورشون رو به نقد مي كشند . نمونه بارز آن فيلم مستند اا سپتامبر بود . براي همين هم پيشرفت مي كنند . من نمي گويم خداي ناكرده رئيس دولت يا انبيا ع رو سوژه قرار داد ... منظورم اين است با انتقاد پذيري خيلي از مشكلات حل مي شود . ضمن اين كه معتقدم حرمت ها رو همچنان بايد حفظ كرد

    سلام استاد !! وقتتون بخیر !!
    راستش اصلا فکرش رو هم نمیکردم که جنابعالی با اقای مهران مدیری هم آشنایی داشته باشید !! واقعا عجب سرنوشت جالبی دارید شما !! تو جوونی که مثل یه عقاب تو قعر آسمون بودید و کلی اتفاقات تلخ شیرین پست سر گذاشتید و محافظ ما بودید و بعد از آن هم تو رسانه ملی همه کاره به حساب میومدید و همین الان هم گنجینه ای هستید از چندین تخصص !!
    اما در مورد سریال اخیر آقای مهران مدیری باید عرض کنم ایشون کارهاش هر روز بهتر از روز دیگه است !! از جمله همین مرد هزار چهره که نشون میده یه فیلمنامه بسیار قوی پشتش بوده و همه عوامل فوقالعاده عالی کار کردند و انتخاب بازیگران بسیار بجا بوده !!
    اما چیزی که باعث شد امشب مزاحم جنابعالی بشم همین سکانس دادگاه در آخرین قسمت سریال بود که این هنرمند مهربان جلوی قاضی بطور واقعی زد زیر گریه !!!
    واقعا حالم گرفته شد !! میتونم قسم بخورم این آقا مهران تو اون سکانس یه صحنه فوقالعاده جگر سوز رو برای خودش تجسم کرده که اینطوری معصومانه اشک میریخت و بجای طلب بخشش از قاضی از خدای خودش طلب بخشش میکرد !!
    من که یه جوون بیست و خورده ای ساله هستم و کلی مردانگی و غرور دارم بزور تونستم بغض خودم رو نگه دارم و بلافاصله بعد از اتمام سریال بلند شدم اومدم اتاق خودم و نشستم پای کامپیوتر عزیزم و اومدم به وبسایت شما !! چون میدونستم یه پستی درباره این هنرمند نوشتید و خیلی بهتر از من ایشون رو میشناسید و از همه مهمتر اینکه برای احساسات خواننده وبسایتتون ارزش قائلید !!!

    همه چیز این سریال زیبا و تاثیر گذار بود و علاوه بر اون کل حرف داشت و خیلی از زوایای پنهان و آشکار جامعه مارو به زبان طنز بیان میکرد که این به نظرم یکی از خصوصیات کارهای مهران مدیری هست !!

    خوب
    خودتون چطورید کاپیتان ؟؟
    بچه ها چطورند ؟؟ نوه ها سلامتند انشاالله ؟؟
    پاسخ
    حميد رضا جان نازنين
    خيلي ممنون از اظهار لطفي كه فرمودي .. پسرم همان گونه كه در رزومه ام نوشته ام ، بعد از بازنشستگي بر حسب اتفاق به صدا و سيما و مجله سروش كشيده شدم ... و مدتي افتخار حضور و همكاري با جناب پورمحمدي رو داشتم .. ضمن اين كه در ساير شبكه ها هم مدتي فعاليت مي كردم .. و به همين دليل و همچنين به دليل اين كه عضو بررسي طرح ها بودم ، با اكثر اين بازيگران مولف . از جمله مهران خان مديري همكاري داشتم .. در چند مقطع هم من مسئول تبليغات كار ها ايشون و روابط عمومي اش بودم و خيلي خوب مي شناسم .. تحليل شما بسيار درست است . نوه ها هم دست بوس عموي مهربان خود هستند . سال خوبي داشته باشي پسرم

    سلام مدرسی عزیز و خوانندگان گرامی. در باره ÷زسش یکی از کامنت گذاران در باره حذف کلمه فرهنگ در دیالوگهای سریال آقای مدیری بنظر من اصلا موضوع مشکلی نیست و به احتمال 90 درصد یک محتوای کلمه فرهنگ که بسیار وزین و جامع است و دوم مشابهت داشتن این کلمه با هزاران نفری که دارای این نام فامیل هستند و جهت جلوگیری از اعتراض احتمالی ایشان کنترل کنندگان تصمیم به حذف آن گرفتند. بهمین سادگی است و قطعا سیاسی و بودار نیست. بودار بسیاری از موارد دیگر بود که از حوصله این مقال خارج است و
    دردسر نمیدهم. درود به همه شما گرامیان. محمود فرنودی
    پاسخ
    دوست عزيز و فرهيخته ام جناب آقاي فرنودي عزيز
    دقيقآ همين گونه است كه مي فرماييد . من حتي از يكي از دوستان تدوين گر شبكه شنيدم به گفته شما براي اين كه به داريوش فرهنگ بر نخورد آن را حذف كردند ... شما كامل تر هم بيان فرموديد .. خيلي فرهنگ هاي ديگري وجود داره كه شايد به آن ها بر مي خورد
    باز هم از كامنتي كه محبت كردي سپاسگزارم

    سلام مدرسي جان عيدت مبارك
    زحمت بكش تنظيماتت را درست كن كه لينكهاي معرفي شده در پنجره جديد باز شود نه صفحه سايتت .. پاينده ايران ..- رضا قمي
    پاسخ
    رضا جان عزيز و گرامي .. عيد شما هم مبارك باشه .. اميدوارم سال خوبي داشته باشي
    عزيزم من متوجه منظور شما نشدم .. راستش تنظيمات سايت به عهده طراح است .. ممكنه دقيقآ زحمت كشيده و برام بنويسي مشكل چيست .. تا عيتآ براي ايشون اي ميل نمايم ۀ
    دست گل ات درد نكنه

    سلام آقا مدرسی
    دلم برای اینجا تنگ شده بود. شرمندم که مدتی نشد خدمت برسم!
    خیلی خیلی مطلب جذابی بود و کلی هیجان زده شدم! از وقتی این رو خوندم همش دارم فکر می کنم واقعا چه چیزایی می تونه به چیزای دیگه ربط داشته باشه و ما غافلیم! (به خصوص در مورد کنسرت گوگوش و آقای مدیری!!!)
    فقط یه سوال دارم، علت اینکه آقای پورمحمدی اینقدر راحت می تونن عمل کنن و دستشون بازه چیه!؟
    امیدوارم موفق باشین و پایدار در نوشتن!
    باز خیلی خیلی ممنونم بابت این مطلب!
    پاسخ
    سحر جان عزيزم .. احساس شما رو كاملآ درك مي كنم . اميدوارم روزي فرا برسه كه بتوني از كشور خودت ديدن كني . از اين كه مطلب مورد پسند شما واقع شد ، خوشحالم .
    در مورد حاج آقا پور محمدي بايد عرض كنم .. ايشون به دليل درستكاري و مورد وثوق بودن از سوي مسئولان عالي رتبه مملكتي ، همچنين خوش فكري و تلاش قابل ستودني ، پله هاي ترقي رو پشت سر هم طي كرده ، و از يك تهيه كننده مومن معمولي راديو ، به مديريت گروه اجتمايي شبكه اول و سوم سيما ارتقاء پيدا كردند .. در ان جا به دليل تآثير گذار بودن در فرهنگ سياسي كشور و ايفاي نقش فعال در فرهنگ سازي و غيره .. به مديريت شبكه تهران منصوب شدند ... بعد از مدتي به شبكه سوم سيما دعوت شده و
    در مقام مديريت شبكه خيلي خوب كارهاي شبكه از جمله بخش ورزشي آن را سرو سامان دادند .
    حاج آقا اگه به كسي اعتماد بكنه ، حمايت هاي زيادي از او به عمل مي آورد . او بسيار مهربان و انساندوست هستند ... يادمه تازه با ايشون كار مي كردم كه هر وقت يكي از بازيگران يا مجريان ممنوع الچهره مي شدند و به من روي مي آوردند كه كاري براشون بكنم ، به حاج آقا مي گفتم و ايشون با يه تلفن ترتيب آزادي او را مي دادند .. خيلي از مجريان بخشودگي تخلافات خود را مديون اين مرد هستند .

    خیلی ممنونم از جواب کاملتون!
    پاینده باشید در ادامه ی نوشتن خاطرات!
    پاسخ
    ممنونم دخترم

    سلام جناب آقای مدرسی

    من از یکسال پیش خواننده سایت شما هستم. واز اینکه با شما آشنا شدم بسیار خوشحالم .جناب مدرسی ارزو دارم شما را ازنزدیک ملاقات کنم.
    مطلبی خواندم مبنی بر گردهمایی دوستان اگر قابل بدانید من هم شرکت داشته باشم.
    باتشکر
    سیامک آذرپندار
    21/01/87
    پاسخ
    سيامك عزيزم ... اين نهايت افتخار من است كه دوستان خواننده در اين نشست حضور داشته باشند .. اصلآ بناست اين گردهمايي مخصوص خوانندگان باشه ..پس همه مي توانند تشريف بياورند

    besyar ghalame shivai darid. movafagh bashid
    پاسخ
    اين نظر لطف و محبت شماست دوست عزيز و گرامي
    خيلي خوشحالم كه مورد پسند شما قرار گرفته است
    موفق باشيد

    با سلغام سال نو شما مبارک
    وبلگ بسیار پرباری دارید همینطور قلم بسیار شیوایی دارید
    من جذب مطلب شما در مورد استاد بزرگ مهران مدیری شدم و این جمله شما که"بايد اعتراف كنم در تمام مدتي كه در زير مجموعه حاج آقا پورمحمدي و يا ساير شبكه ها فعاليت مي كردم ، هم زمان با مديري شاهد حضور افراد متعددي در اين حيطه بوده ام . كه متآسفانه بعد از معروف شدن ، خود رو گم كرده و دست به حركات ناشايستي مي زنند . يا با قيافه گرفتن و فراموش كردن مردم ، به عالم و آدم فخر مي فروشند . كه مهران خان واقعآ همان است كه بوده"
    واقعادر این جمله همه ناگفته ها گفته شده
    متاسفانه بعضی ها در نقدهاشون به خطا میرن و به جایی میرن که نباید برن و مثلا میگن جناب آقای مدیری آدم مغروریه و......... در حالی که اینطور نیست و شما که حداقل ایشون رو میشناسی این موضوع رو تکذیب کردین.
    خیلی خیلی از شما متشکرم
    و اینکه من وبلاگ هواداران مهران مدیری رو اداره میکنم و اگر افتخار بدین و سر بزنید خیلی خیلی خوشحال میشم
    www.atipic.blogfa.com
    باعث افتخار بنده ست
    موفق و پایدار باشید
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي
    خيلي خوشحالم كه شما با حمايت از هنرمندان واقعي ، ضمن اطلاع رساني مناسب ، فرهنگ مردمي بودن هنرمندان رو ترويج مي فرماييد . در باره مهران مديري همان گونه كه در سايت ام به آن اشاره كردم ، از روز نخست كه وارد فعاليت هاي حرفه اي شد ، در كنارش بودم .. و اعلب تبليغات و روابط عمومي آثار او رو به عهده داشتم .. مديري هنرمند آرامي است كه زياد اهل فخر فروشي نيست .. معمولآ سرش در لاك خودش است و هميشه با مردم و مخاطبان برنامه هايش ارتباط دارد .. نكته اي كه من فراموش كردم در مطلب ام به آن اشاره كنم ، اين است كه ، يكي از دلايل استقبال مردم از كارهاي او ، تحقيق همزمان از مردم و جويا شدن نظرات آن هاست .. و خيلي راحت انتقاد پذير است . ولي بعضي ها رو مي شناسم به محض اين كه مجموعه آبكي آن ها كمي رونق مي گيرد ، اولين كاري كه مي كنند ، طلاق دادن همسر و روي آوردن به كارهاي غير اخلاقي و ... مي شوند
    من بار ديگر از اين كه شما كار استثنايي و پر محتوا مي كنيد ، تشكر مي كنم .. ولي يه گله هم دارم .. شما در اين وبلاگ خودتون افرادي كه نقد منفي و يا توهين كرده بودند ، به آن ها پرداختيد ولي هيچ اشاره اي حتي گذرا به وبلاگ هايي كه نقد منطقي كرده بودند ، نفرموديد .. به عبارتي شما در جايگاه يك رسانه عدالت رو رعايت نكرديد ( چشمك ) شوخي كردم
    موفق باشيد

    جناب اقای مدرسی با سلام با عرض پوزش لطفا"تاریخ نوشتن مطلب مرد هزار چهره (سال1367)را اصلاح نمائید.متشکرم
    پاسخ
    محمود عزيزم خيلي ممنون از راهنمايي ارزنده شما و تشكر از حسن دقت جنابعالي .. اما دوست عزيزم اديتور سايت يه اشكالي داره كه اگر بخواهم اصلاح نمايم تمام فرمت عكس ها و بنر ها به هم مي ريزد .. به هرحال اميدوارم خوانندگان محترم اين قصور بنده را به بزرگي خودشون ببخشند

    سلام.ميخواستم بگم كه مهران مديري بسياركارهايش طرفدار دارد.ومن هميشه از طرفداران پروپاقرص اوهستم.
    پاسخ
    آلاله جان عزیزم
    خوشحالم که شما دختر نازنینم به هنرمندان کشور علاقه داری
    ممنون از کامنت شما

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35