درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  شليك در آسمان !

bttutufzjgs9lmvxb3og.jpg

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

1lbh93mo57znwsrvzc8d.jpg

rjsnjw7zd04db3x60m23.jpg

mp9hi2pltqgt7kd8ojrq.gif

واي ... خدا اون روز رو نياره كه سايت من غريب و تنها يه گوشه افتاده باشه ... خدا نكنه اون ارتباط صميمي و تنگاتنگي كه بين من خوانندگان عزيز و گرامي ام بر قرار بود سرد بشه ..  چه شب هايي تا صبح بيدار ماندم تا با نوشتن خاطرات پرواز و جنگ و حتي مسايل خصوصي زندگي ام ، راهنماي جوون هاي عزيز باشم . واي چه لذتي داشت وقتي كامنت هاي صميمي شما بزرگواران رو مي خوندم . چه اشگ هايي با ياد آوري خاطرات دوستان از دست رفته و هواپيماهاي ساقط شده ريختم .. شايد اين همه تعصب و پشتكار براي روشن نگه داشتن چراغ وبلاگ از يك آدم پا به سن گذاشته اي چون من بعيد باشه .. ولي با عشق و علاقه ادامه مي دادم . از طرفي با نزديك شدن به فضاي عيد و نوروز ، خانه تكاني و نظافت كامل منزل كه يه امر طبيعي است ، به دليل ضعف جسماني و بيماري ترجيح دادم مدتي از اين فضاي به هم ريخته دور باشم . ولي امروز با ديدن افت شديد آمار خوانندگان خيلي حالم گرفته شد .. يه لحظه احساس كردم نكنه بي جهت اين همه وقت و انرژي صرف اين كار كرده ام !! جالبه .. اين جور مواقع ياد حرف دوستان و همكاران ام مي افتم كه هميشه مرا از ادامه اين كار منع كرده و توصيه مي كردند همين انرژي رو صرف كارهاي ديگري كنم !!

نمي دونم فقط من اين جوري هستم يا خصلت اغلب مردم اين است كه وقتي به چيزي دل مي بندم ، يا وقتي ارتباط عاطفي با موضوعي پيدا مي كنم ، ديگه خيلي سخت از اون دل مي كنم .. همه چيز رو فداي آن مي كنم . البته به اين امر واقف هستم كه افراط و تفريط در هر كاري خوب نيست .. ولي چه كنم كه دست خودم نيست . تو كار هم اين جوري هستم .. در رفاقت .. و لج بازي هم اين چنين هستم .. ولي خدا نكنه كه به اندازه يه سر سوزن احساس دلسردي و پشيماني سراغم بياد ، خيلي راحت قيد همه چيز رو مي زنم .. !! خودم مي دونم اين جور تفكر و اخلاق اصلآ روش درستي نيست . ولي همون طور كه در بالا اشاره كردم اصلآ دست خودم نيست !! اگه بدونيد چقدر در زندگي ام تاوان اين نوع تفكر و رفتار ها رو دادم ؟ اميدوارم در سال جديد بتونم تجديد نظري در كنترل عواطب و احساساتم داشته باشم . شايد  از اون جايي كه در هر كاري بي نهايت رو راست و صادق هستم ، با كوچك ترين بي مهري بد جوري به هم مي ريزم ... شايد هم ريشه در اعماق ناشناخته ام داره ! به هر حال هر دليلي هم داشته باشه ، اين گونه تفكر اصلآ درست نيست ..

بگذريم .. ياد يك ضرب المثل قديمي افتادم كه مي گه ... چي فكر مي كرديم ؟ چي شد !!  تهران كه بودم با خود فكر مي كردم وقتي رسيدم مشهد با كامپيوتر پسر برادرم با شما عزيزان در ارتباط خواهم بود .. اما با كمال تآسف شنيدم كه كارت گرافيك اش سوخته و به خاطر مدل پائين بودن اش ، گير نمي آيد ! به همين دليل بعد از دو روز اقامت ، بهانه آورده و به سمت قوچان راهي شدم . ديگه مطمئن بودم كه منزل هر دو خواهرم كامپيوتر وجود دارد .. روز اول زمان به احوالپرسي ، غيبت و چاق سلامتي گذشت .. روز دوم وقتي يكي از بچه ها رو براي خريد كارت اينترنت فرستادم ، ديدم دست خالي برگشته است و اعلام كرد ... دايي جان تمام كارت هاي نامحدود تمام شده است و فقط كارت شبانه داشتند !! گفتم اشكالي ندارد فوق اش شب ها آن لاين مي شوم ...

اما مثل اين كه قسمت نبود من وارد اينترنت بشم .. آخر شب هر كار كردم ارتباط بر قرار نشد ! مدام ارور ۶۳۳ مي داد ! حتي مجبور شدم ويندوز را دوباره نصب كنم .. تا خود صبح هر چه تلاش كردم نشد كه نشد ! روز بعد تصميم گرفتم به خانه خواهر كوچك تر خود رفته و از كامپيوتر آن ها وصل شوم .. چون مطمئن بودم به خاطر اين كه او و همسرش فرهنگي هستند اينترنت آن ها رو به راهه ... ولي متآسفانه آن جا هم به مشكل برخوردم .. به اينترنت وصل مي شدم ولي همين كه يك كامنت رو باز مي كردم تا پاسخ ياران عزيز رو بدم ، ارتباط قطع مي شد ... ديگه داشتم كلافه مي شدم .. برادرم گفت داداش برگرديم مشهد ، من كامپيوتر پسر باجناق ام رو برات مي گيرم . ديروز دوباره به مشهد آمدم ... و خوشحال بودم كه اين بار مشكلي ندارم .. اما خبر رسيد كه صاخب كامپيوتر امتحان دارد و بايد آن را بر گردانم !! اين بود كه سريع اين مطلب رو نوشته ولي فكر نكنم فرصت پاسخ به كامنت ها و اي ميل ها رو پيدا كنم ..! شايد برگشتم تهران ! چون بي كامپيوتر واقعآ سخت است . ضمن اين كه همسرم هم خانه تكاني را به اتمام رسانده است !!

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg 

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

i7ob3nyis9tl0pnh16b1.jpg

http://www.dubaipilotshop.com/servlet/StoreFront

nxl861dokiu39wurj5ma.gif

http://www.asheghi.ir/ 

    cwmxse1r55dm425g1nkr.jpg

باور مي كنيد اين سومين باري است كه اين مطلب رو تا نيمه نوشته .. اما بعد از خوندن متوجه شدم مثل سابق اون حال و هوا رو نداره و پاك اش كردم ؟ بار نخست بعد از شرح چند پاراگراف اندر احوال رزمايش ها و نقش هواپيماهاي سي - ۱۳۰ در آن ، احساس كردم به دلم نمي چسبه ! براي همين سريع پاك اش كردم ! .. بار دوم اومدم در چند پاراگراف تمام مراحل خلباني رو از زمان دانشجويي تا موقعي كه يه خلبان تاكتيكال مي شه رو شرح دادم .. زياد بد نبود ! اما ترسيدم اطلاعات ام بيات شده باشد و فردا مورد انتقاد قرار گيرم ! اين بود كه آن ها رو هم پاك كردم .. نكنه من هم مثل همسرم دچار نوعي وسواس شده ام ؟ البته قبلآ هم خيلي نسبت به شيوه نگارش مطالب حساس بودم .. به همين دليل بعد از نوشتن آن ها رو نمي خواندم چون مطمئن بودم حتمآ به خودم گير خواهم داد !! حالا براي سومين بار قصد دارم ماجرا رو تعريف كنم ..  خدا كنه خوشتون بياد . هر كاري اولش سخته . كافيه شروع كرده تا دنباله اش مثل قرقي پشت سر هم رديف بشه .. شايد هم علايم پيري است نمي دونم . البته منكر پيري خودم نيستم .. ولي راستش رو بخواهيد قبلآ چنين دنگ و فنگ ها رو نداشتم .. مي گم نكنه همون طور كه آدم وقتي جاش عوض مي شه خوابش نمي يره ، در مورد نوشتن هم صدق مي كنه ؟ به هر حال اميدوارم خوشتون بياد ..

از همون زماني كه وارد ارتش شدم هميشه از رژه و صبحگاه و مشق نظامي بي زار بودم . براي همين از روز نخست   با بيان اين كه خط ام خوبه ،  به عنوان منشي گروهان برگزيده شدم . ولي ايامي بود كه بايد همه بدون استثناء در مراسم رژه عمومي شركت كنند . مثل چهارم آبان كه روز تولد شاه بود . بعد ها وقتي بال هاي پروازم رشد كرده و وارد خط پرواز شدم ، بر عكس خيلي از همكاران ام كه از رژه هوايي متنفر بودند ، خيلي به آن عشق مي ورزيدم . و اگه يكي از همكاران ام به هر دليلي از رفتن به پرواز دسته جمعي ( فورميشن ) طفره مي رفت ، با اشتياق به جاي او مي رفتم . اصلآ همه كارهاي من بر عكس بقيه است !! به عنوان مثال ... اون زماني كه گذاشتن ريش در پايگاه هوايي يه نوع ارزش محسوب مي شد ، من احمق بلانسبت همه شماها سر و صورتم رو سه تيغه مي تراشيدم . حالا كه ديگه همه ريش خود رو كوتاه مي كنند ، من تازه حوس ريش گذاشتن به سرم زده است ! به هر حال فكر كنم دقيقآ با روحيات ام آشنا شديد . خب از اون جايي كه موضوع مطلب به مانور يا همون رزمايش مربوط مي شه ، چند خطي رو هم به آن مي پردازم .

qic37xt6u901i4qg6meh.jpg

رزمايش هاي ارتش

همه شما عزيزان هر از گاهي در رسانه ها با واژه " رزمايش " يا مانور مواجه مي شويد . و نا خودآگاه رژه منظم پرسنل غيور ارتش يا پرواز دسته جمعي هواپيماها رو در ذهن تون تجسم مي كنيد . اما واقعيت اين است  اهداف مهم تري در هر رزمايش تعقيب شده و علاوه بر سنجش توان رزمي يگان هاي نظامي ، معمولآ دست آوردهاي تحقيقي و استراتژيك ارتش مورد آزمايش قرار مي گيرد . از اين رو رزمايش ها  ارزش خاصي براي دولتمردان و تئوريسين هاي نظامي در بر دارد . اون دسته از جوون هايي هم كه افتخار خدمت مقدس سربازي رو در زندگي خويش دارند ، به خوبي مي دانند از بدو ورود به خدمت ، با تمرين نظام جمع ، رژه ، نگهباني ، تير اندازي و آموزش هاي گوناگون ورزيده گي و مهارت هاي لازم رو فرا مي گيرند . اين روند در هر يك از يگان ها و قواي سه گانه نظامي به طور مستمر ادامه داشته و گاهي هم به شكل مشترك بر گزار مي شود .

البته فراموش كردم بگم كه در زمان جنگ گاهي مفهوم رزمايش خيلي فراتر از اهداف تعريف شده كلاسيك آن بود . به عبارتي فكر كنم براي تخريب روحيه دشمن به كار مي رفت . تا اون متجاوزان با شجاعت و ايثارگري دلاور مردان ايراني آشنا شوند . در اين ميان هواپيماهاي نيروي هوايي نقش بسيار حساسي در اجراي عمليات هاي رزمايش به عهده داشتند . مخصوصآ خلبانان غيور و تيزپرواز شكاري در منهدم كردن مواضع دشمن فرضي خيلي مهارت به خرج مي دادند . و به همين دليل همواره  توسط متخصصان خارجي مورد تشويق و تحسين قرار مي گرفتند . خب در اين ميان نقش هواپيماهاي ما هم مشخص بود . اين زبون بسته ها با پشتيباني همه جانبه خود و حمل نيرو و تجهيزات نظامي ، مخصوصآ با انجام عمليات هاي دشوار مثل ريختن محموله هاي هوايي در نقاط از پيش تعين شده و پياده كردن چتر باز ، زهر چشم سنگيني از دشمن بعثي مي گرفتند .

hk3039bh5pin2i5arrgu.jpg

يكي از حسن هاي مهم اين گونه مانور ها بالا رفتن توان تكنيكي بچه بود . چيزي كه به عينه در جنگ شاهد آن بودم . مثلآ بار ها شده بود كه  رزمندگان دلاور ايراني در كوه هاي صعب العبور گير كرده و آذوقه يا تجهيزات نظامي آن ها تمام شده  و هيچ راهي براي پشتيباني آن ها وجود نداشت . كه با پرواز هواپيماهاي سي - ۱۳۰ به مناطق جنگي و انداختن محموله هاي مورد نياز آن ها  به نقاط تعريف شده ، به آن عزيزان جان بر كف كمك كردند . كوه هاي پر برف مرزي كردستان شاهد خوبي بر اين ادعا هستند . يا پرش نيروهاي ويژه تيپ هوابرد در پشت نيروهاي متخاصم عراقي ، موازنه نبرد رو به نفع ما به پايان رسانده بودند . ياد خاطره اي در اين مورد افتادم  كه با اجازه تون آن رو بيان مي كنم ... اواسط جنگ با عراق بود . يه روز صبح  وقتي مثل هميشه اداره رفتم .. با ديدن چهره متفكر و گرفته همكارانم حدس زدم اتفاق ناگواري رخ داده است ..

داخل دفتر بزرگ خط پرواز بچه ها هريك در گوشه اي نشسته بودند .. انگار خاك مرده تو ي دفتر پخش كرده بودند !! هيچ كس حرف نمي زد .. هريك سعي داشت به نوعي چهره خود رو از ديگري پنهان نمايد . بعد از دقايقي يكي از دوستان به سخن آمده و اعلام داشت .... از عمليات خبر دادند ، آماده باشيد احتمالآ  امشب قراره  دو فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ با حمل چتر باز در ارتفاع پائين تو خاك عراق پرواز كرده و كماندو هاش رو اون جا پياده كنه . مقام دستور دهنده همچنين اعلام كرده است ، امكان بازگشت خيلي ضعيف است . يادمه همون موقع گفتم جلوي يكي از آن ها اسم من رو بنويسيد .. و البته هرگز آن دو فروند پرواز نكردند .. شايد هم براي سنجيدن روحيه بچه ها اين بلوف رو زدند !! به هر حال همه همكاران قديمي يادشونه كه من قلبآ دوست داشتم اين پرواز رو انجام بدم . كه نشد . يك بار ديگه هم اعلام كردند قراره يك فروند سي - ۱۳۰ تو خاك عراق پرواز كنه و از ارتفاع بالا منور تو منطقه رها كنه ... كه آن هم متآسفانه كنسل شد .

0oca7jv3dvkrwrp1l81n.jpg

در مطالب گذشته توضيح داده ام پرواز چتر بازي و بار ريزي هوايي مخصوصآ از ارتفاع پائين يكي از سخت ترين ماموريت هاي سي - ۱۳۰ محسوب مي شود . خلبان بايد طوري سرعت وزش باد و هواپيما رو تنظيم كنه كه به محض خارج شدن محموله از انتهاي هواپيما ، با توجه به ورني كه داره دقيقآ در مجل تعين شده فرود بيايد ! روش كار هم به اين صورت است كه ابتدا محموله ارسالي ، از خودرو گرفته تا تجهيزات نظامي و مواد غذايي رو بر روي پالت فلزي ( كفي مخصوص ) قرار داده و آن را به وسيله كمربند هاي بادوام محكم به حلقه هاي اطراف پالت مي بندند ... سپس براي تسريع در امر تخليه همچنين نرم فرود آمدن آن بر روي زمين ، انتهاي آن رو به چتري بزرگ گره مي زنند . وقتي به منطقه مورد نظر رسيدند ، خلبان با روشن كردن چراغ سبز ، به لودمستر ها اعلام مي كند تا بارها رو از در عقب هواپيما رها سازند . به همين منظور ابتدا چتر از هواپيما خارج شده و به محض افتادن باد به درون آن ، با شدت به جهت عكس مسير پروازي ، از هواپيما خارج شده و به نرمي قرود مي آيند .

از اون جايي كه در پرواز هاي چتر بازي و بارريزي هوايي خلبان مي بايستي ابتدا فشار موجود در كابين رو تخليه كرده تا در هاي هواپيما باز شوند ، به همين دليل هواي رقيق بيرون به داخل هواپيما نفوذ كرده و بعد از دقايقي پرواز به علت كمي اكسيژن ، تمام كروي پروازي احساس خستگي مي كنند . به عبارتي انگار همه آن ها بالاي يكي از قلل مرتفع ايستاده اند ! براي همين دانشمندان يك ساعت پرواز چتربازي رو مساوي با شش ساعت پرواز معمولي مي دانند . واقعآ خسته كننده است . و از اون جايي كه پروازهاي روتين چتربازي گاهي به بيش از دوساعت مي كشيد . در موقع رسيدن به خونه آدم واقعآ احساس مي كنه يه كوه بزرگي رو به معناي واقعي از جا كنده است .. مخصوصآ در پرش هاي سقوط آزاد بعضي از  چترباز هاي قديمي و حرفه اي كه با خلبانان سلام و عليكي پيدا كرده بودند ، به داخل كابين آمده و اصرار مي كردند چند هزار پايي بالاتر پرواز كنيم !! تا آقايون بهتر تو هوا آزادي مانور داشته باشند ! آن ها اصلآ به فكر ما بيچاره ها نبودند كه چه مي كشيم !!

mi3wv2s7sas57d73sva4.jpg

مانور مشترك ارتش ...

در يكي از روزهاي اوج جنگ تحميلي عراق به دو فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ماموريت داده شد تا با حصور در منطقه ، در يك مانور بزرگ مشترك نظامي شركت نمايند . يادمه كه دوفروند هم از پايگاه هفتم ترابري آمده بودند . قبل از آغاز رسمي مانور ، در نشست توجيهي تمام نكات مهم و اساسي رو گوشزد كردند . و با تشريح جزئيات مانور ، تقريبآ وظايف هر گروه و منطقه عمليات آن ها مشخص شده بود . از اون جايي كه مانور مشترك بود ، علاوه بر قواي سه گانه ارتش ، نمايندگان سپاه و بسيج هم حضور داشتند . واقعآ آدم احساس غرور مي كرد .. هماهنگي بين قوا و نيروهاي پياده نظام خيلي عالي بود . بچه هاي نيروي دريايي بر روي آب هاي نيلگون خليج هميشه فارس با ابزارو ادواتي كه داشتند ، برتري نسبي خود رو در منطقه به اثبات رسوندند .. جوون هاي بسيجي به همراه پاسداران با استقرار بر روي منطقه بزرگي از خشكي و ساختن سنگر هاي استتار شده اقتدار خود رو به نمايش گذاشتند . ما هم قرار بود طبق برنامه هر روز بخشي از نيروها رو جا به جا كنيم ..

گاهي اوقات ماموريت مي يافتيم با پياده كردن سريع چتر بازان ، آمادگي رزمي آن ها رو به نمايش بگذاريم .. حدود يك هفته اين ماموريت ها ادامه داشت .. روز آخر با پايان يافتن رزمايش قرار شد به تهران باز گرديم .. يادمه هر دو فروند با فاصله اي مشخص از يك ديگر به سوي تهران در پرواز بوديم .. بايد اعتراف كنم همه بچه ها واقعآ خسته و كوفته بودند . همه توي دلشون دعا مي كردند تا هر چه زودتر به تهران رسيده تا يه استراحت درست حسابي بكنند . نيمه هاي راه بوديم كه از عمليات پايگاه به ما ابلاغ كردند سر راه در پايگاه دزفول فرود آمده و از آن جا يه گروه از بچه هاي چتر باز رو سوار كرده و به تهران بياوريم . گاهي اوقات از بالا دستوراتي به آدم ابلاغ مي شد كه واقعآ از نظر روحي ظرفيت انجام اون كار رو نداشتيم . ولي خب از قديم به ما آموخته بودند كه .. ارتش چرا نداره !! ضمن اين كه مقرون به صرفه هم نبود كه يك فروند هواپيماي ديگر از تهران براي انجام اين ماموريت به پايگاه چهارم شكاري پرواز كنه ... در صورتي كه سر راه ما بود

هنوز زمان زیادی از تغیر مسیر ما نگذشته بود .. ما در حال اعلام وضعیت به مسئول کنترل هوایی دزفول بودیم .  و در همین حال هم کم کم ارتفاع هواپیما کاهش می یافت . هوا کمی غبار آلود بود . و از محلی که ما قرار داشتیم باند پایگاه دیده نمی شد . ولی محل تقریبی آن را می دانستیم .. در همین حال از زمین به ما اطلاع دادند که وضعیت قرمز اعلام شده است .. و ظاهرآ چند فروند هواپیمای شکاری دشمن در منطقه دیده شده است . ما معمولآ در چنین مواقعی هماهنگ می کردیم تا وضعیت را سفید اعلام کنند و بعد از نشستن مجددآ قرمر نمایند . اما در شرایطی که هواپیماهای شکاری در منطقه حضور داشتند این امر غیر ممکن بود . راستش رو بخواهید برای این جور مواقع دستور العمل خاصی نداشتیم .. واقعآ شرایط خیلی بغرتج بود . تصور بفرمایید نزدیک فرودگاه قرار گرفته اید و در همین هنگام اعلام وضعیت قرمز می شود ... نه می توانید سریع اوج گرفته و از منطقه دور شوید . و نه ماندن در آن ارتفاع امنیت دارد . معمولآ هر خلبان در شرایط تصمیم نهایی رو می گیرد

i29qcpt8ex5tkcd8p6yu.jpg

از آن جا که خوشبختانه بار و مسافر نداشتیم  ، خيلي سريع توانستيم به ارتفاع مطلوب دست يابيم . و از طريق فركانس راديويي اوضاع رو كنترل مي كرديم . خوشبختانه با درايت عقابان تيز پرواز پايگاه دزفول ، شكاري هاي دشمن ناكام فراري شدند . ولي خطر همچنان در سر راه هواپيماي ما وجود داشت . زيرا احتمال شليك خودي ها خطز بسيار جدي بود . به خاطر اين كه ايستگاه هاي پدافند در بيابان هاي اطراف مستقر بودند . و معمولآ خيلي دير متوجه اعلام وضعيت سفيد مي شدند . و چون اغلب آتش به اختيار بودند ، با شنيدن هر صدايي شليك مي كردند .. البته حق هم داشتند . چون دزفول منطقه اي بود كه هميشه شكاري هاي دشمن در اطراف آن مي پلكيدند ! و منتظر غفلت خلبانان شكاري ما بودند .. كه خوشبختانه بچه هاي ما خيلي حواس شون جمع بود . و به كسي باج نمي داد . خلاصه به هزار مكافات در  پايگاه چهارم شكاري فرود آمديم .

هواپيما رو نزديك ترمينال  پايگاه پارك كرده و سپس همگي وارد ساختمان شديم . در همين هنگام عمليات به ما اطلاع داد كه بچه هاي چتر باز در راه هستند . و بايستي آن ها رو با خود به تهران ببريم . يادم نيست چقدر معطل شديم .. بالاخره كاميون حامل چتر بازان از راه رسيد . و همه آن ها با نظم خاصي از كاميون پياده شدند . آن ها تكاوراني بودند كه ظاهرآ از مانور برگشته بودند . همه آن ها مسلح بودند . معمولآ در تمام پرواز ها طبق آئين نامه تمام افرادي كه به هر دليل با خود سلاح حمل مي كنند ، بايستي قبل از پرواز اسلحه خود را تحويل خدمه پروازي داده و در مقصد تحويل بگيرد . ولي از آن جايي كه همه افراد مسلح بودند ، نمي شد تمام اسلحه ها رو جمع كرد . چون در هواپيما فضايي براي اين منظور پيش بيني نشده است . به همين دليل از آن ها خواهش كرديم فشنگ سلاح هاي خود را بيرون بياورند . و سپس سوار هواپيما شوند .

شيوه كار به اين صورت بود كه افراد قبل از سوار شدن به هواپيما گلنگدن اسلحه خود را كشيده و در حالي كه لوله تفنگ رو به آسمان است در حصور يكي از خدمه ماشه را مي چكاند تا مطمئن شود هيچ گلوله اي در اسلحه وجود ندارد . آن روز هم من شاهد بودم كه پرسنل نظامي ، به ترتيب اين عمل رو تكرار مي كنند . خلاصه .. بعد از اين كه همه سوار هواپيما شدند ، بار ديگر از آن ها در خواست كرديم كه به هيچ عنوان خشاب هاي خود را درون اسلحه قرار ندهند . يادمه كه فرمانده آن ها هم كه افسري ورزيده و داراي هيكل تنومندي بود با صداي غراي خود بار ديگر اين موضوع را به پرسنل تحت امرش ابلاغ كرد . و هنگامي كه پرسيد آقايون متوجه شديد ؟ همه با صداي بلند فرياد زدند ... بله قربان !! با شتيدن اين بله قربان بلند ديگه كاملآ خاطرمون جمع شد كه همه چيز مرتب است . ولي طبق آئين نامه ما يك اصل مهم رو ناديده گرفته بوديم . و آن گرفتن تمام خشاب ها بود . ولي از آن جا كه آن ها مثل خودمون نظامي بودند زياد سخت گيري نكرديم

93zk02fxm7oohnzsenbq.jpg

دقايقي بعد هواپيماي شماره ۵۴۵ ( همان سي - ۱۳۰ كه بعد ها در كرمانشاه به دست برادران پدافند خودي اشتباهي سرنگون شد !) در حالي كه به نرمي در حال خزش بود به ابتداي باند پايگاه چهارم شكاري نزديك شد . مسئول برج كنترل تمام اطلاعات لازم رو به زبان انگليسي اعلام كرد . همه چيز براي يك پرواز ايده آل آماده بود . بعد از دقايقي هواپيماي غول پيكر سي - ۱۳۰ از روي باند به نرمي از جا كنده شد . افسر ناوبر سريع مشخصات مسير و ساعت دقيق ايستگاه هاي بين راه را بر روي كاغذي كوچك يادداشت كرده و به دست كمك خلبان داد . و او هم تمام آن اطلاعات را به برج مراقبت پرواز اعلام كرد .. هواپيما به آرامي در حال اوج گيري بود .. ديگه زمين هم به جهت وجود غبار شديد ديده نمي شد .. همه سيستم ها به طور طبيعي در حال كار كردن بودند .. صداي غرش موتورهاي هواپيما بر روي گوش مسافران تآثير گذاشته بود .. بعضي ها بقدري خسته بودند كه در آن سر و صدا به راحتي خوابشان برده بود .. اما بعضي ها با خيره شدن به نقطه اي بيدار بودند ...

هنوز مدت زيادي از پرواز نگذشته بود كه ناگهان صداي شليك گلوله اي از داخل هواپيما به گوش رسيد .. يادمه فرمانده هواپيما سرهنگ اخلاقي بود . يكي از بهترين و خونسرد ترين معلم خلبان هاي سي -۱۳۰ مسئوليت و فرماندهي پرواز رو به عهده داشت .. او با حفظ آرامش در حال پرواز بود .. من سريع از كابين بيرون آمده تا ببينم چه مشكلي پيش آمده است .. همه اش دعا مي كردم با شليك گلوله قسمتي از بدنه شكاف بر ندارد .. چون در اين صورت تمام افرادي كه در نزديكي شكاف باشند به دليل وجود پرشرايز هواپيما ، به بيرون كشيده مي شوند ... سرهنگ اخلاقي سريع با كنترل هوايي تماس گرفته و اعلام وضعيت اضطراري براي فرود كرد . وقتي به داخل كارگو رسيدم ، متوجه شدم خدا واقعآ رحم كرده است زيرا گلوله درست به كنج مخزن هيدروليك برخورد كرده است . جايي كه از نظر استحكام خيلي محكم است . و به همين دليل بدنه شكاف بر نداشته بود .

اگز گلوله چند ميلي متر به چپ يا راست برخورد مي كرد ، قاجعه اي جبران ناپذير به وقوع مي پيوست .. زيرا در سمت چپ مخزن هيدروليك سوراخ شده و ديگر كنترل هواپيما خيلي مشكل مي شد . همچنين ترمز ها هم كارايي لازم رو از دست مي داد . اگر هم به سمت راست اصابت مي كرد ، بدنه در آن قسمت خيلي نازك است و امكان كشيده شدن مسافران به بيرون وجود داشت . ازيرا همان گونه كه مي دانيد هواپيما به خاطر پرواز در ارتفاع بالا ، از سيستم پرشرايز استفاده كرده كه و داخل هواپيما رو مانند بادكنكي كه باد كنند ، هوا و اكسيژن لازم رو با فشار توليد مي كند .. و به همين دليل با كوچكترين سوراخي در بدنه هواپيما ، مسافران به بيرون كشيده مي شوند . و تا زماني كه خلبان به ارتفاع مطلوب كه تقريبآ ده هزار پايي است نرسد ، امكان پرت شدن مسافران وجود دارد . گاهي هم باعث منفجر شدن هواپيما مي شود . به هميئ دليل اسلحه ها رو مي گيرند

رنگ درجه دار مربوطه پريده بود .. ظاهرآ خودش مي دانست كه چه اشتباهي رو مرتكب شده است . و خداوند چقدر به همه رحم كرده است كه گلوله به قسمت  وسط هواپيما جايي كه به دليل قرار گرفتن ستون ارابه هاي فرود محكم تر از بقيه قسمت هاي ديگر است .. يا اگر گلوله كمي آن طرف تر مي رفت به شقيقه همكاران خود برخورد مي كرد .. درجه دار مربوطه با لكنت زبان گفت .. خوابم گرفته بود .. به همين دليل خشاب را به داخل اسلحه قرار دادم تا جلوي دستم رو نگيره .. ولي گويا فراموش كرده بودم دگمه سلاح خود را روي حالت قفل قرار دهم ..و با تكان هاي هواپيما آستين كاپشن او به ماشه گير كرده و ناخودآگاه گلوله شليك شده بود .. هر چه بود خيلي شانس آورديم .. فقط دعا مي كرديم دوباره وضعيت پايگاه درفول سفيد باشد تا بي دردسر فرود بياييم .

سرهنگ اخلاقي وضعيت رو به عمليات پايگاه اطلاع داده بود . و از آن ها درخواست هواپيما كرده بود . ما با تلاش فرمانده اي دانا به سلامت به زمين نشستيم .. ساعاتي بعد يك فروند سي - ۱۳۰ ديگر از راه رسيده و مسافران ما را سوار كرد .  و به اتفاق راهي تهران شديم .. به همراه اين هواپيما تعدادي متخصص هم براي تعمير هواپيما آمده بودند ..يادمه روز بعد كه هواپيماي ۵۴۵ به تهران برگشت ، از طرف پايگاه گوسفندي رو جلوي چرخ جلوي آن قرباني كردند .. و گوشت آن را به كارگران هواپيما شور دادند .. تا مدت ها اين حادثه سر زبان بچه ها بود .. و هر كي ما رو مي ديد مي گفت ... فلاني واقعآ شانس آورديد .. نكته جالب اين كه .. قبل از فرود اعلب پرسنل داخل هواپيما بد جوري ترسيده بودند .. زيرا انعكاس صداي گلوله بد جوري آن ها رو شوكه كرده بود .. مخصوصآ موقعي كه هواپيما ارتفاع كم مي كرد و به همين دليل تكان هاي شديد مي خورد ، آن ها محكم دسته صندلي خود رو گرفته بودند .. ترس و وحشت در قيافه مسافران مشخص بود

با تشكر و احترام

بهروز مدرسي

اين مطلب در ساعت ۱۲:۴۰ دقيقه بعد ازظهر بيست و هفتم اسقند ماه به اتمام رسيد

                            ايام به كام


jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  

6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

 

"Happy new year

IRANIAN FIGHTER SHAFAGH

The Shafaq(Means:dawn) is planned to be Iran's third locally produced fighter aircraft. Shafaq will be a sub-sonic aircraft but this might be improved, and it will have a skin of radar-absorbing material according to Iranian officials.This two-seat Advanced training and Attack aircraft appears to be based on the Russian-Iranian "Project Integral" and are fitted with Russian ejection seats. Reportedly there are plans to produce some versions -- one two-seat trainer/light strike version and two one-seat fighter-bomber versions.At the start of the program Iran received help from Russia and the aircraft was known as Integral. Russia later backed away from this project due to several reasons and Iran carried on the project by itself and the aircraft became known as Shafaq.

SOME REVEALED SPECIFICATIONS:

Crew: one or two (pilot and radar intercept officer),Powerplant: 1× klimov rd-33 turbofan, 11,230 lbf (5,098 kgf),Maximum speed: Mach 1 ? (1,150 km/h) ,service ceiling: 16,780 m ,rate of climb: 110 m/s weight:5000kg

ARMAMENTS:Sattar, Shabaz, Fatter missiles

Source:wikipedia          BY:Alireza Sadeghi

bah41a1xkxiy80gskvaf.jpgxgge3fd6bnp3rxyabwop.jpg

xc65nfhbsrq9na5c5f5t.jpg7tbklz5hay3lvm1hm1pk.jpg

"با عرض تبریک سال نو" 

ترجمه فارسی:

جنگنده ایرانی شفق:

قرار است که "شفق" سومین جنگنده ساخت ایران باشد.شفق هواپیمایی است که زیر سرعت صوت پرواز می کند که البته احتمال ارتقا در این مورد وجود دارد و بر طبق گفته مقامات رسمی دارای یک پوشش جاذب امواج رادارنیز می باشد.نمونه دو سرنشینه آموزشی و نمونه تهاجمی آن بر پایه طرح روسی-ایرانی انتگرال ساخته شده وتوسط صندلیهای پرتاب شونده روسی مجهز گردیده اند.بنا بر گزارشات چند نمونه از این هواپیما بصورت تک سرنشینه هجومی سبک و دو سرنشینه آموزشی وتک سرنشینه جنگنده -بمب افکن ساخته میشود.در ابتدای طرح ایران کمکهایی را از روسیه دریافت می کرد و هواپیما "اینتگرال" نامگذاری شده بود اما در ادامه روسیه بدلایلی کنار رفت وایران بتنهایی طرح را ادامه داده و نام "شفق" بر آن گذارد.

برخی خصوصیات فاش شده:

خدمه:2-1 نفر(خلبان وافسر رادار)/موتور:یک موتور توربوفن آردی-33 کلیموف با کشش 11230 پوند معادل 5098 کیلوگرم نیرو/حداکثر سرعت:1 ماخ برابر 1150 کیلومتر بر ساعت/سقف پرواز:16780 متر/نرخ اوجگیری:110 متر بر ثانیه.وزن:5000 کیلوگرم

تسلیحات:موشکهای ستار-شهباز وفاطر

منبع:ویکیپدیا       گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 

 


r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد 

016nwf7kt3y71otmejyj.jpg


مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید


7alav1r7nibszhawaa16.jpg

 xx0gcidu7e9tuuuo21nr.jpg

http://www.minsk.blogfa.com/


 http://fun.mahyaonline.com/



7w57l65r6cdykphszjc5.jpg

http://www.khaleban.com/ 




- تعداد بازديد
  • 3119
  • مرتبه

    نظرات

    سلام استاد

    چه در سفر ، چه در منزل مطالبتان همیشه گیرا و جذاب است به عبارت دیگر این مطلب هم شاهکاری مانند شاهکارهای قبلیتان.

    پیشاپیش عید نوروز و فرارسیدن سال 1387 خورشیدی را به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم و آرزوی سالی خوش همراه با سلامتی و موفقیت را برای شما و خانواده محترمتان دارم.

    همیشه سبز و بهاری باشید
    سام (سوئد)
    پاسخ
    پسر عزیزم ، سام نازنین
    واقعآ همیشه با تعاریف مهربانانه شما شرمسار می شوم . امیدوارم لیاقت این همه مهر و محبت را داشته باشم
    سال پر از مهر و صفا را برای شما آرزومندم .. سال نو مبارک

    سلام.جلو جلو عيدتون مبارك!شما را منع كردم سر خودم امد!يعني حالا مدتيه از صبح تا شب همش خونه تكوني داريم و مامانم مدام بهم ميگه تنبل!كم شدن بازديدكننده ها اين موقع از سال طبيعيه مخصوصا كه خودتون هم گفته بودين ميرين مسافرت.خاطره قشنگي بود_يعني حالا قشنگ به نظر مياد ان موقع حتما همه زهره ترك شده بودن_معلوم ميشه هواپيماهاي باري هم درصد خطر در پروازهاشون بالاست.راستي من از وقتي با سايت شما اشنا شدم خيلي به خلباني علاقه مند شدم_نه اينكه بخوام خلبان بشم ها نه نه اصلا اصرار نكنيد!!_منظورم اينه كه راجع بهش مطالعه ميكنم.جالبه بدونيد دايي من يك زماني خلبان فانتوم بوده اما بعد از انقلاب از خدمت در ارتش مرخص شد و حالا خارج زندگي ميكنه.البته من تا حالا از نزديك نديدمش_چون نه من ميتونم برم انجا نه او حاضره بياد اينجا!_اما طبق شنيده ها خيلي خوشحاله كه ايران نمونده چون ممكن بود به جرگه شهدا بپيونده!ميخوام بگم قبلا ديدم زياد خوب نبود مخصوصا نسبت به خلبانان شكاري اما حالا بهتر شده.درباره خلبانان قديمي كه ميخوندم يك نفر خيلي نظرم را جلب كرد كه اگر درباره اش غلو نكرده باشند بايد بهترين خلبان دنيا بوده باشه.اين شخص تيمسار جهانباني است اگر خاطره اي از ايشون داريد بنويسيد.خيلي ممنون.خسته نباشيد.
    پاسخ
    شیوا جان عزیز و نازنین
    من هم سال عید سعید باستانی رو به شما و خانواده گرامی تان تبریک گفته و سالی ÷ر از شادکامی براتون آرزومندم .
    شیوا جان این نهایت افتخار و خوشحالی من است که خانمی به بزرگواری شما رو شیفته ی مسایل مربوط به خلبان ها کرده ام .. دخترم دایی شما دیگه عادت کرده است و مطمئن باش این جا بهش خوش نخواهد گذشت .. در مورد تیمسار جهانبانی .. همان طور که شما اشاره فرمودی .. خلبانی با شخصیت و ماهر بود .. اما به دلیل این که در اوایل انقلاب با سایر ژنرال های ارتش شاهنشاهی اعدام شد .. من علی رغم میل خودم نمی توانم چیزی در مورد ایشان بنویسم . و آن چه که به خاطره شخصی ام مربوط می شد ، با احتیاط نوشتم .. زیرا همان گونه که می دانی من باید تمام خطوط قرمز نظام را رعایت کنم . که البته بنده به دلیل حفظ ارتباط با شما دوستان این وظیفه رو سعی می کنم انجام بدهم .. اما گاهی نا ÷رهیزی کرده در لوای خاطره مستند ، یادی از آن ها می کنم .. ولی چشم سعی می کنم با نهایت احتیاط خاطرات دیگری از ایشون بنویسم .
    باز هم از کامنتی که نوشتی ، تشکر می کنم

    سلام آقاي مدريب عزيز.
    مي خواستم بگم علت كم شدن آمار سايت "عيد" و "مسافرت" خوانندگان سايت و همچنين " خونه تكوني" هست. عمو نكنه از ادامه كار دلسرد بشيد.
    پاسخ
    امیر جان ... خیلی ممنون از کامنتی که گذاشتی .. بله دقیقآ درست می فرمایی .. انشاالله بعد از عید دوباره می ریم سر جای اول

    سلام عمو بهروز . ببخشيد كه fengelish هست ، آخه من اينجا فونت فارسى ندارم (منو يادتون هست از شيكاگو)، بچه ها هم مشغول عيد هستن ، و الا سايت شما marofeh ، الان همه سرشون شلوغه ، من هم اينجا سال تحويل تنهام ، برام دعا كنيد . غربت خيلى سختِ ، قدر دوره هم بودن و بدونيد ، اينجا اصلا بوى عيد نمياد ، خيلى ghamginam ، ولى خدا بزرگ هست ، doam كنيد حتما
    عمو بهروز لطفا اگه ميشه ۱ خاطره هم از زمانى كه آمريكا بوديد وقت eydesh بنويسيد ، سرماى اينجا هم كه بيچاره مون كرده ، شايد بچه هاى ايران بيشتر قدر ايران و بدونن ، به خدا اينجا ايران نميشه با همه به ظاهر خوشى هاش
    اين هفت سينو براتون آرزو ميکنم : 1- سلامتي 2- سعادت 3- سربلندي 4- سخاوت 5- سروري6- سرحالي 7- سرخوشي
    پاسخ
    حامد عزیز و نازنین
    قبل از هر چیز فرا رسیدن عید نوروز باستانی رو به شما پسر فرهیخته ام تبریک گفته و برات سالی پر نشاط توآم با موفقیت آرزو می کنم
    حامد جان به شرفم قسم وقتی متوجه شدم غمگینی ... خیلی ناراحت شدم .. اشگ ام در آمد .. من هم این لحظات و روزها را داشتم ... منتها خیلی سخت تر از زمان شما ... ولی پسرم هرگز ناراحت نباش ... از قدیم گفته اند اگه سختی نباشه ... مزه خوشی را هرگز نخواهی چشید .. خدا رو شکر کن سالم هستی و به عنوان یک ایرانی سرگرم درس و تحصیل هستی .. یه روز به این ایام خواهی خندید ... یه روز خاطرات این دوران رو برای فرزندان و نوه هایت تعریف خواهی کرد .. اون موقع خیلی لذت داره ... زندگی با این چیز ها زیباست
    حامد جان ... با دیدن نام شیکا گو و سرمای آن یاد خاطراتی که در این شهر داشتم افتادم ... من در پایگاه لنگلی ویرجینیا خیلی به شیکاگو نزدیک بودیم .. مرتب راید می گرفتیم .. سرما غوغا می کرد ... یادمه در یک روز زمستانی که به کلاس می رفتم ، باد کلاه فرم نظامی ام رو برد ... بقدری سوز می آمد که نتوانستم برای برداشتن کلاهم به عقب برگردم ... شاید باور نکنی تا آخر دوره من بدون کلاه فرم نظامی ماندم .. کلاه های فرم امریکایی هم با مال ارتش شاهنشاهی ایران خیلی فرق داشت .

    سلام عمو بهروز . ببخشيد كه fengelish هست ، آخه من اينجا فونت فارسى ندارم (منو يادتون هست از شيكاگو)، بچه ها هم مشغول عيد هستن ، و الا سايت شما marofeh ، الان همه سرشون شلوغه ، من هم اينجا سال تحويل تنهام ، برام دعا كنيد . غربت خيلى سختِ ، قدر دوره هم بودن و بدونيد ، اينجا اصلا بوى عيد نمياد ، خيلى ghamginam ، ولى خدا بزرگ هست ، doam كنيد حتما
    عمو بهروز لطفا اگه ميشه ۱ خاطره هم از زمانى كه آمريكا بوديد وقت eydesh بنويسيد ، سرماى اينجا هم كه بيچاره مون كرده ، شايد بچه هاى ايران بيشتر قدر ايران و بدونن ، به خدا اينجا ايران نميشه با همه به ظاهر خوشى هاش
    اين هفت سينو براتون آرزو ميکنم : 1- سلامتي 2- سعادت 3- سربلندي 4- سخاوت 5- سروري6- سرحالي 7- سرخوشي

    salam jenab sarhange aziz,mikhastam begam ke man har shab vaghti az sare kar miyam avalin kari ke mikonam miyam bebinam shoma dastane jadid neveshtid ya na!ageh chizi nabashe man taze vaght mikonam ke beram va dastanhay ghablie shoma ro bekhonam,ine ke az tarafe man motmaen bashid ke har shab e sarak mikesham inja...sale no ro ham pishapish tabrik migam omidvaram ke baray shoma va khanade hay geramie saite shoma sali khob va sarshar az movafaghiyat bashe,behtarinha ro baray shoma va khanandehay geramiton arezo mikonam...shado pirozo sarafraz bashid.
    پاسخ
    شروین عزیزم
    واقعآ از این همه لطف و محبت و بزرگواری شما ممنونم ... به خداوندی خدا سوگند ..بزرگواری دوستان خوبی مثل شما باعث شده است که به کارم عشق ورزیده و تعهد بیشتری نسبت به آن احساس نمایم .. من دست دوستان با محبت و صمیمی چون شما را می بوسم و به یکایک شما نازنین ها افتخار می کنم
    امیدوارم لایق این همه محبت شما باشم ... من هم به سهم خود این عید خجسته نوروز رو به شما پسر گلم تبریک گفته و برات سالی سراسر عشق و محبت آرزومندم

    سلام آقاي مدرسي عزيز
    سال نو رابه شما تبريگ مي گم و اميدوارم كه سال پر از شادي و موفقيت براي شما و خانواده محترمتان باشد .
    در ارتباط با آمار سايت فكر كنم شايد چون روزهاي آخر سال باشد و ...
    نمي دونم . چون در جستجوي خيلي از مسائل هوانوردي به زبان فارسي در گوگل سايت شما به عنوان نتايج صفحه اول معرفي ميشه
    بهرحال من كه خيلي از مطالب شما لذت
    مي برم و مطمئن هستم كه افراد زيادي مثل من فكر مي كنند .
    بابت نوشتن مطالب زيبا و جالب از شما ممنونم و اميدوارم هميشه با روحيه و انرژي باشيد.
    پاسخ
    بهزاد عزیز و گرامی .. سال نو رو به شما پسر عزیزم تبریک گفته و متقابلآ سالی سرشار از موفقیت و شادکامی برایت آرزومندم . در مورد کمی آمار هم دقیقآ با شما موافقم . و از این که مطالب الکن حقیر مورد پسند شما پسر خوبم قرار گرفته است ، قلبآ خوشحالم .

    جناب مدرسی خیلی طولانی می نویسید
    حساب چش وچار ما رو هم بکنید
    پاسخ
    مهدی جان عزیزم ... قبل از هر چیز از شما به خاطر طولانی بودن مطالب پوزش می خواهم .. و فکر کنم در کامنتی دیگر به شما توضیح دادم ... ولی باز هم عرض می کنم .. بنده تمام مطالب ام رو با نظر خوانندگان می نویسم .. از حاشیه ها گرفته تا طولانی بودن .. اگر دوستان و خوانندگان محترم خواسته شون کوتاه نویسی باشد ، مطمئن باش بنده حتمآ رعایت خواهم کرد .. ضمن این که اگر خلاصه و کوتاه باشه ، خیلی به نفع بنده است .. ولی بار دیگر از شما دوست گرامی عذر خواهی می کنم .

    جناب مدرسی

    ضمن تشکراز خاطره زیبایتان وبا آرزوی شادگامی وسربلندی در سال جدید.نورزو87
    را خدمت شما و خانواده محترم تبریک عرض میکنم.
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین
    عید سعید باستانی رو به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض کرده و برایت سالی پر بار توآم با شادکامی آرزومندم

    ------------کا
    عاشقان هوانوردی که اکثرا از جوانان هستند ر میشویم و شاهد خدانگهدار.
    پاسخ
    دوست بسیار عزیز و نازنین
    ای کاش این خبر و دعوت را زودتر می فرمودی تا بنده به مسافرت نمی رفتم .. برای من کمال افتخار است که در جمع شما عاشقان واقعی باشم .
    ولی همان گونه که در حرف های خودمونی هم نوشتم .. در حال حاضر در مشهد هستم .. ولی قول می دهم در هر شرایطی باشم .. دفعه دیگر نفر اولی خواهم بود که در سر قرار حاضر خواهم شد
    باز هم پوزش من را بپذیر
    از این که سانسور کردم ، عذر می خواهم ... فکر کردم شاید دوست نداشته باشی در جمع مطرح شود .. اگر چه مسئله محرمانه ای نبود .. ولی چون اجازه نداشتم .. آن را حذف کردم
    سال خوبی داشته باشی

    سلام سرهنگ
    حالت چه طوره
    پيشاپيش عيده نوروزو بهت تبريك مي گم
    ما كه چشم انتظاريمزود تري عيد تموم شه بياي تهران و خودت سكانه اين سايتو دست بگيري
    در ضمن خيالت راهت باشه
    نمي زاريم جراغه سايت خاموش بشه
    مطلبت عالي بود
    دسته خدا پشتو پناهت سرهنگ
    پاسخ
    پسر عزیزم ... خیلی ممنون از اظهار محبت شما . من هم این عید سعید باستانی رو به شما تبریک می گویم ..
    پسرم ... راست می گی .. دل خودم هم خیلی تنگ شده است .. و لحظه شماری می کنم که کی برسم خونه خودم و پشت کامپیوتر خودم مطلب بنویسم .. هیج جا خونه خود آدم نمی شود

    سلام كاپيتان
    دو تا عكس براتون فرستادم :
    http://www.iraviation.com/Picture/OnePicture.aspx?id=104003
    http://www.iraviation.com/Picture/OnePicture.aspx?id=104001
    ببخشيد .
    بچه خلبان
    iranianpilot.blogfa.com
    پاسخ
    پسر عزیزم .. واقعآ لطف کردی .. خیلی از شما سپاسگزارم
    الان آن ها رو دیدم ... واقعآ زیبا بود .. بهترین هدیه در سال جدید بود .. واقعآ خوشحالم کردی

    عمو مدرسي عزيزم
    ظاهرا مسافرت با فاكتور گرفتن از مشكلاتتون با اينترنت! خوش ميگذره
    اين روزها سرم بدجوري گرم درسه. امتحان دكترا اوايل ارديبهشته. ميدونين كه چقدر روي اين امتحان حساب كردم!اگه كمتر كامنت ميذارم منو ببخشيد اما روزي نيست كه به اينجا سر نزنم و مطالبتون رو نخونم
    راستي عمو جونم درسته كه من خيلي بدشانسم و هر موقع زنگ ميزنم موبايلتون خاموشه اما من تا صداي نازنين عموي عزيزم ر نشنوم و سال نو رو بهش تبريك نگم نااميد نميشم (چشمك)
    مواظب خودتون باشيد
    پاسخ
    دامون جان عزیز و نازنین
    من به محض دریافت پیامک پر مهر شما ، به تلفن همراه ات زنگ زدم اما از شانس من خاموش بود .. چند بار دیگه هم در فواصل زمانی مختلف این کار را کردم اما انگاز گوشی در حال استراحت بود .. به هر حال مطمئن هستم در امتحان موفق خواهی شد. فرا رسیدن عید نوروز را به شما و حسین جان عزیزم تبریک می گویم ... انشالله امسال به خانه مشترک شما بیایم

    سلامی لذیذ خدمت خلبانی عزیز
    خلبان جان ، من هر وقت کامنتهای شما رو میخونم میبینم که اکثر کامنت گذاران بلااستثنا مشغول دعا و ثنا به ذات آن خلبان عزیز بخاطر نوشته های جالب و هیجان انگیزتون هستند که بایستی بدون اغراق بگویم که صد البته پُر بیراه هم نمیروند. اینبار فکر کنم بخاطر دوری از اهل بیت و عدم استفاده از هوای دود آلود تهران و شاید بخاطر تقرب به آستان رضوی قدری جوّ گیر شده و تیتر منبر امشب (شلیک مرگبار در آسمان) را خیلی تراژیک انتخاب کرده اید...
    خوشبختانه با توجه باینکه این حادثه هیچگونه قربانی ای نداشت لذا نمیتوان تیتر بالا را انتخاب نمود!
    خلبان جان ، خودتان نوشته اید که: "شما هم چیزی بنویسید" ما هم در حد توان چیزی نوشتیم شاید مورد قبول افتد!
    نوروزتان پیروز و عمر با عزتتان مستدام...
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین
    خیلی ممنون که با کلمات دلنشین و واقع گرانه خود ،بنده را راهنمایی فرمودی .. دستت درد نکنه عزیزم .. حق با شماست .. راستش قرار بود کامپیوتر را صاحب اش پس بگیرد ، به همیم دلیل اصلآ نمی توانستم با عجله کارم را دنبال نمایم . در ضمن من هم سال نو و عید سعید باستانی رو به شما دوست گرامی تبریک عرض کرده و برایت سالی پر بار توآم با موفقیت آرزومندم

    سلامی مجدد

    کامنت دوست عزیزمون فضول میرزا منو یاد سریالی انداخت به نام Air crash investigation که یک سریال مستند در مورد علت سقوط هواپیماها (حدود پنجاه قسمت) بود. نمی دونم فضول میرزای عزیز این سریال را دیده اند یا خیر، در هر حال در این سریال در یک قسمت نشان داده می شود که بخاطر فراموش کردن کندن چسبی که روی pitot چسبانده بودند و بعد باید آن را می کندند، یک هواپیما با کلیه خدمه و مسافران آن به کام مرگ رفت. بعبارت دیگر علت سقوط یک هواپیما Boeing 757 فقط یک نوار چسب معمولی بود. لازم به ذکر است که pitot حسگرهایی هستند که در خارج هواپیما روی بدنه آن تعبیه شده اند و وظیفه آنها مشخص کردن ارتفاع ، airspeed و سرعت عمودی (vertical speed) است که بدون داشتن این سه مولفه تا آنجایی که سواد صفر بنده می گوید خلبان قادر به فرود نیست. البته ببخشید که جلوی اساتید گرامی چیزی که در تخصصم نیست را نوشتم چون بنده نه خلبانم و نه دوره رسمی خلبانی را گذرانده ام ولی به علت علاقه بسیار زیاد به پرواز مطالعات بسیار زیاد در این رشته داشته ام. ای بابا منهم که مثل کاپیتان عزیز حاشیه رفتم. خواستم فقط اشاره کنم همانطور که استاد در مطلبشان اشاره کردند خطر از بیخ گوششان گذشت وگرنه این شلیک جدا" می توانست مرگبار باشد.
    یک چیز جالب دیگر هم بنویسم که شاید برای خیلیها باور کردنی نباشد و آن این است که در یک حادثه که در همین سری برنامه های مستند Air crash investigation که از کانال معتبر National Geographic پخش می شد نشان می دهد که با کنده شدن قسمت نسبتا" بزرگی از fuselage (بدنه هواپیما) در ارتفاع بالا ، در نهایت خلبان با درایت کامل هواپیما را سالم روی باند نگه می دارد و کل تلفات این حادثه فقط یک نفر بوده و آنهم از بد حادثه تنها شخص متوفی کسی نبوده جز مهماندار بخت برگشته که بعلت کنده شدن fuselage در ارتفاع بالا از هواپیما به بیرون پرتاب شده.
    دیدن سری مستند Air crash investigation را به همه دوستان علاقه مند به پرواز را پیشنهاد می کنم.

    سال نو بر همه دوستان مبارک
    سام (سوئد)
    پاسخ
    پسر عزیزم سام گرامی
    دقیقآ درست می فرمایی .. احتیاجی نیست آدم خلبان باشد تا نکات و اصول پرواز را وارد باشد .. اگه یادت باشه در چند پست قبل در باره همین " پیتوت " نوشتم و اشاره کردم به همین دلیل داخل لوله فلزی آن را گرم نگاه می دارند تا اگر حشره ای داخل آن رفت باعث سانحه نشود .. اما متآسفانه بعضی ها به این مطلب مهم علمی ختدیدند و اظهار فرمودند که همچین چیزی حالا نیست و من در پاسخ نوشتم ... در زمان ما بود .. حالا رو نمی دونم .
    به هر حال باز هم از شما به خاطر بیان اطلاعات فنی تشکر می کنم ..
    پسر گلم ... من هم عید سعید باستانی رو به شما و خانواده محترم ات تبریک گفته و سالی سراسر کامیابی رو برات آرزومندم

    amo jan salam
    bebakhshid engili minevisam, man alan daneshgah hastam o dastresi be fonte farsi nadaram, be har hal behtarin ha nasibe behtarin ha mishe va chon shoma behtarini nasibe shoma ham mishe
    sali por oaj ra baratoon az samime ghalb arezoo daram
    ÷اسخ
    پسر عزیزم آروین جان گرامی
    از صمیم قلب برای شما سالی توآم با موفقیت و شادکامی آرزومندم . امیدوارم بعد از اتمام تحصیلات ات ، در تهران تو را در آغوش بگیرم
    آروین عزیزم ... باور کن من همیشه به تو پسر فرهیخته و با احساس ام افتخار می کنم ... خیلی دوستت دارم .. سال نو مبارک

    Saleh 1387 & Noruzetan mobarak :) Saleh khoobi ra barayetoon arezoomandam.
    Bahar Bayat
    پاسخ
    دختر عزیزم بهار جان نازنین
    از این که بار دیگر پیام پر مهر و محبت شما رو می بینم ، قلبآ خوشحال شده و انگار بهاره دخترم خودم برام کامنت گذاشته است .. از قدیم گفته اند دل به دل راه داره .. من عشق و محبت و صفا و صمیمیت را در کامنت های تو می بینم .
    بهار جان ، سال نو با تمام زیبایی هایش تقدیم به قلب همیشه پر مهر تو باد
    دخترم ضمن تبریک عید سعید باستانی ، امیدوارم سالی توآم با موفقیت و شادکامی داشته باشی
    مواظب خودت باش عزیزم

    سلام استاد !! وقتتون بخیر
    پست واقعا زیبایی بود ! درست مشابه همه مطالب جنابعالی که واقعا زیبا است و مهمتر آنکه یک دنیا صداقت و صفا در آن نهفته است !!
    حلول عید باستانی نوروز رو به شما و خونواده گرامی و دوقلو ها که غنچه های نوشکفته ای هستند و خانواده محترم شما تبریک و تهنیت گفته و از درگاه خداوند متعال برای شما و فرزندان و نوه ها و خانواده سالی سرشار و صفا و صمیمیت و خنده و مهربانی و کامیابی آرزومندم !!
    فرزند کوچک شما
    حمید رضا
    پاسخ
    حمید رضا جان عزیزم
    من هم عید سعید نوروز و بهار دل ها رو به شما دوست نازنین و گرامی تبریک گفته و از صمیم قلب براتون آرزوی شادکامی دارم .. کوچولو ها هم دست بوس عوی نازنین خود هستند

    Jenab sarhang ba salam. Sale no mobarak piruz bashid
    سینا جان عزیزم
    من هم به شما بسر خوب ئ بزرگوارم فرا رسیدن نوروز باستانی رو تبریک گفته و برات سالی سراسر موفقیت و شادکامی آرزومندم ..

    سلام آقاي مدرسي عزيز:
    سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارك باشه ، وانشاالله سال بهتري از هر نظر براتون باشه.
    امیر جان عزیزم ... فکر کنم در کامنت قبلی سال نو رو به شما تبریک گفتم ... ولی بار دیگر سال نو را به شما دوست عزیزم تبریک عرض کرده و برات آرزوی موفقیت دارم

    Saleh 1387 & Noruz ra beh shoma tabrik gofteh. Saleh khoobi dashteh bashid :)
    Bahar Bayat
    دختر عزیزم بهار نازنین
    من هم فرا رسیدن سال نو بهار دلها رو به شما دختر گلم تبریک گفته برات سال توآم با موفقیت و شادکامی آرزومندم .. مواظب خودت باش بهار جان عزیزم

    salam jenab sarhang
    alan yek saati az saal tahvil migozareh .va khooshhal hastam ke shoma avalin fardi hastid ke man sale jadid ra behesh tabrik begam inashal sal khoobi dashteh bahsid
    ali_france
    علی جان عزیز و نازنین
    واقعآ من رو با محبت های خودت شرمسار کردی ... و نمی دونم چه گونه باسخ این همه لطف و محبت رو بدهم
    علی جان من هم متقابلآ فرا رسیدن سال جدید
    را به شمخانواده محترمتان تبریک می گویم ... سال خوبی داشته باشی

    سلام بر عمو بهروز خودم سال نو شمسی رو به شما و همه دوستان تبربک میگویم.
    عمو جون تورو خدا بع jsf و حم بچه خلبان بگید که اگه زحمتی نیشت هر چی عکس از شکاریهای ایرانی یا هرکولس های ایرانی پیدا می کنن برای عیدی بچه ها در این سایت قرار بدن تا ...
    با تبریک مجدد سال نو برای شما عموی خوشگلم
    پسرتون اسی
    Pasoukh
    اسی جان عزیزم
    با تشکر فراوان از لطف و محبت شما بسر خوبم .. برای شما و خانواده محترمت سالی سراسر از موفقیت و شادکامی آرزومندم . اسی جان تعطیلات بهترین فرصت برای مطالعه و تقویت دروس است ... حتمآ تا می تونی درس بخوان .... فرصت برای تفریح همیشه وجود دارد

    سلام استاد ارجمندم....جناب مدرسی

    بهار 87 مبارک

    استاد من همیشه میام اینجا
    اینقدر تو دلم حرف هست که حرفم نمی یاد....
    شاد و سلامت باشید
    دوست عزیز و نازنین
    ضمن تبریک عید سعید نوروز به شما دوست نازنین ، از این که من را شرمنده محبت خودت می کنی ازت ممنونم

    باسلام خدمت بهروز مدرسی عزیز
    سال نو مبارک
    امیدوارم در سال جدید موفق و پیروز باشید درمورد نگرانی که شمااز کاهش آمار سایتتون دارید این نکته رو به عرضتون برسونم که عید و مردم سرشون مشغول دیدو بازدید و مسافرت است حتی قبل از عید هم سرشون مشغول خرید و خانه تکانی هستند پس به دل نگیرد خدا نکنه که شما سایتتون رو تعتیل بکنیدمن که خودم تازه عادت کردم ارادتمند شما هاتف
    pasoukh
    هاتف عزیزم
    خیلی ممنون از اظهار محبتی که فرمودی ... بله من هم با شما موافق هستم که بعد از عید کمی از تعداد بازدید کنندگان کاسته می شود ... هاتف جان تا زنده هستم اگه لایق باشم حتمآ در خدمت شما دوستان نازنین خواهم بود

    سلام سلام
    سال نوتون مبارکککک
    اس ام اس بهتون زدم نمیدونم رسیده یا نه .
    امیدوارو سفرهم بهتون خوش بگذره!! و باز هم

    با آرزوی 12 ماه شادی، 52 هفته پیروزی، 365 روز سلامتی، 8760 ساعت عشق، 525600 دقیقه برکت، 3153000 ثانیه دوستی. سال نو مبارک باد
    پاسخ
    نیلوفر جان عزیز و نازنین
    من نمی دونم چرا فقط پیامک های شما به من نمی رسد .. شاید آن ها هم برای پاپیون محدودیت قائل می شوند ... یا شاید هم از بد شانسی و کم سعادتی من است !! به هر حال من آن ها را رسیده فرض می کنم ..
    نیلی جان من هم سال نو رو به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض نموده ، و سالی توآم با شادکامی و موفقیت آرزومندم
    راستی .. پاپیون هم یک پیغامی به شما داد و آن این که ... لطفآ امسال اجازه ندهید علف های خیابان شهید گلاب مانند سال پیش آن قدر رشد و نمو نماید

    سلام عمو بهروز من چند تا کامنت گذاشتم و مفصلا سال نو رو به شما تبریک گفتم اما نمی دونم چرا در بخش نظرات فقط یه کامنت ازمن هست.
    این کامنتی که گذاشتین کامنت سومی منه.
    خلاصه عمو جون اگه کامنتهام پیدا نشد دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید.از راه دور بر دستان شما دلاور مرد وطن و سرباز پر افتخار ارتش بوسه میزنم.
    پسرتون اسی
    باسخ
    بسر عزیزم اسی جان نازنین
    اصلآ نیازی به نوشتن چند کامنت نبود ... تو بقدری با محبت و عزیز هستی که همان یک کامنت هم کفایت می کند .. اسی جان نازنینم ... عشق و محبت شما خیلی وقت است که به من ثابت شده است ... و من به داشتن دوست عزیزی چون شما قلبآ افتخار می کنم ... مواظب خودت باش بسرم

    درود بر شما استاد فرا رسيدن عيد سعيد نوروز را به شما و خانواده محترمتان تبريک عرض ميکنم سالي پر از شادي و ازادي برايتان ارزو ميکنم بلند پرواز عزيز
    پاسخ
    پسر عزیزم علی جان نازنین
    ضمن تشکر از شما دوست بسیار نازنین ، من هم فرار رسیدن سال نو را به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض کرده و برای شما سالی توآم با موفقیت و شادکامی آرزومندم

    نه خب اگر قراره نوشتن از جهانباني باعث دردسر شما بشه لازم نيست چيزي ازش بنويسيد.پيشنهاد ميكنم از خاطرات پروازتون بنويسيد مثلا پروازهايي كه ايام عيد داشتين يا بالاخره عيدهايي كه خارج از ايران بودين يا اينطور چيزها.من عيد هيچ جا قرار نيست برم چون اهل ديد و بازديد هم نيستم بيشتر پاي كامپيوترم و مدام به سايتتون سر ميزنم.
    باسخ
    خیلی ممنون شیوا جان عزیزم که خیلی دختر فهمیده و آینده نگری هستی ... چشم ... اتفاقآ به مطلب خیلی خوبی اشاره کردی ... فکر می کنم و حتمآ در این موارد مطالبی خواهم نوشت
    موفق باشی دخترم

    استاد مدرسي بزرگ
    با تبريك سال نو.
    من به هيچ وجه اين جور تبريك گفتن رو كقبول ندارم. فقط مجبور شدم چون شما مقصر بوديد . هم موبايل شما خاموش بود و هم منزل كسي گوشي رو جواب نمي داد. ولي من باز هم تماس مي گيرم. ديگه جناب مدرسي نوه دار شديد پسرتون رو فراموش كرديد . باشه. طلبتون.
    دوستتون دارم
    آرمان بيات
    پسر بسيار عزيزم آرمان جان گرامي
    مگه مي شه من شما فرزند انديشمند ، آقا ، فهميده ، مهربان ، تحصيل كرده ، مدير لايق ، با مرام خودم رو فراموش كنم ؟
    آرمان جان عزيزم .. همان گونه كه مي داني من در مسافرت هستم . و محدوديت هاي زيادي در دسترسي به اينترنت دارم .. يه جا كامپيوتر است اينترنت نيست .. يك جاي ديگر اينترنت فراهم است كامپيوتر مشكل داره ... جايي ديگر من شرايط لازم رو ندارم .. همه اين عوامل دست به دست داده تا ارتباط ام با عزيزاني چون شما براي مدتي مختل بشه .. ولي مطمئن هستم خوانندگان محترم و دوستان بزرگوار بقدري با محبت هستند كه اين قصور بنده حقير رو مي پذيرند . آرمان جان البته من در روز نخست عيد خيلي تلاش كردم با موبايل شما ارتباط برقرار كنم . اما متآسفانه به هيچ وجه راه نمي داد .و من با ياد آوري اين موضوع كه وقتي در تهران به سختي مي شد با شما ارتباط برقرار كرد ، اين چه انتظاري است كه شما و من هر دو در مسافرت هستيم !!‌؟ از اين رو تنها به پاسخ اين كامنت سراسر محبت آميزت اكتفا كردم . راستي دختر عزيزم بهار نازنين هم از آمريكا محبت كرده و برايم تبريك فرستاد .. واقعآ رحمت به شيري كه شما خورديد .. با وجودي كه هر يك از شما در گوشه اي از كره زمين تشريف داريد ، ولي هرگز عشق و محبت شما ذره اي كم نشده بلكه افزايش هم يافته است .. واقعآ شرمنده ام فرمودي .. منتظر تشريف فرمايي شما از مسافرت هستم .. خبرهاي بسيار خوبي برايت دارم كه مطمئن هستم قلبآ خوشحال خواهي شد . يك خبر مربوط به مجله است .. دومين خبر كه مربوط به خودم است و خيلي هم خصوصي تلقي مي شود ، وقتي بشنوي حتمآ خوشحال خواهي شد . پس منتظرت هستم
    اميدوارم سالي سراسر از عشق و پيروزي داشته باشي

    سلام. امیدوارم سال خوبی داشته باشین
    پاسخ
    شما هم همچنين ... دوست عزيزم.

    سلام آقاي مدرسي عزيز
    اگه اشتباه نكنم 5/1/87 سالگرد تاسيس سايت شماست.درسته؟
    پاسخ
    امير جان عزيزم ... خيلي ممنون بابت دقت نظري كه داري . البته پسرم من بين پنجم و هفتم فروردين شك دارم . بايد به وبلاگ مراجعه نمود و تاريخ اولين مطلب رو پيدا كرد . من كه در اين جا اصلآ فرصت جستجو و تحقيق به اين سادگي رو هم ندارم .. مگر اين كه خودت دست به كار شده و من را هم از سر در گمي نجات دهي

    سلام بر عمو بهروز گرامی.
    عمو جون تو رو به خدا ببخشید اینقدر مزاحمتون میشم.
    راستش اموز یه مهمان عزیز قراره از تهران بیاد خونه ما البته به همراه زن و بچه اش.و قرار که دو هفته اینجا بمونن که قدمشون روی چشم.البته اشکالش اینجاست که بازم مثل همیشه قراره اتاق بنده قربانی بشه.که البته این اتاق ما قابلشون رو نداره.ولی عمو جون به خدا از حالا دلم برای شما تنگ شده چون دیگه نمی تونم بشینم پای کامپیوتر و بیام اینجا.دیگه به بزرگواری خودتون ما رو ببخشید.
    از دور میبوسمتون.
    پسرتون اسی
    پاسخ
    پسر عزيز و مهربانم
    با تبريك صميمانه ترين شاد باش ها به مناسبت عيد سعيد باستاني ، خدمت ات عرض كنم كه ...
    از قديم گفته اند ... ميهمان حبيب خداست .. درسته دو هفته من از ديدن شما و كامنت هاي سراسر مهر شما محروم مي شوم ، اما اسي جان شما با در اختيار گذاشتن اتاق ات در اختيار ميهمانان ، علاوه بر لطفي كه كردي .. خير و بركت در سال جديد شامل حال شما و خانواده محترمتان خواهد شد . اگر چه من هم دلم براي شما تنگ خواهد شد .. ولي فكر نكنم تا بعد از پايان تعطيلات فرصت نگارش مطلب جديدي رو پيدا كنم . البته من تمام سعي و كوشش خود رو خواهم كرد ..

    جناب مدرسی عزیز سلام

    در اینجا من این عید سعید و باستانی رو به شما و خوانواده ای محترم شما تبریک عرض می کنم

    امید دارم که موفق باشید
    [b]
    توضیح: جناب مدرسی من نظرات رو می خوندم دیدم شخص دیگری نیز به نام " مهدی" برای شما کامنت می گذارند
    پس از این به بعد برای اینکه کامنت های من با کامنت های این دوست عزیزمون اشتباه نشن

    از این پس با این عنوان برای شما کامنت می گذارم

    " مهدی---عاشقی دات ای ار"[/b]

    جناب مدرسی عزیز
    موفق باشید
    دوست دار شما مهدی
    مهدي عزيزم
    من هم فرارسيدن عيد سعيد باستاني را به شما بهترين دوست عزيزم تبريك گفته و سالي مملو از عشق و محبت توآم با شادكامي و موفقيت آرزومندم
    در مورد كامنت آن شخص هم اصلآ خودت رو ناراحت نكن . من به تمام اظهار نظر ها احترام مي گذارم و هرگز از راهنمايي دوستان نمي رنجم . شما كه جاي خود داري و مي دوني كه چقدر دوستت دارم

    سلام کاپیتان

    عیدتون مبارک

    من برای شما جی میل زدم و عید رو تبریک گفتم تصور میکنم که فرصت بازدید از جی میل رو نداشتید
    امیدوارم بهترین سال زندگی را پیش رو داشته باشید

    نوه های گلتون سلامت باشند

    امیدوارم امسال سال خوبی برای وبلاگتان باشد

    دیگه باید وب شما یک ساله شده باشه

    تولدتان وب سایتتون را هم تبریک
    میگم

    موفق باشید
    پاسخ
    درياي عزيز و نازنين
    واقعآ از اين همه لطف و محبت شما ممنونم
    و صميمانه ترين شاد باش ها را به مناسبت فرا رسيدن عيد سعيد نوروز
    تقديم شما مي كنم .. دريا جان باور مي كني اگه بگم صدها اي ميل روي هم تلنبار شده است كه همه حاكي از لطف و محبت خوانندگان عزيز و گرامي است .. ولي من در اين جا با محدويت تماس با اينترنت مواجه هستم ... و اگه به سلامتي تهران رسيدم ... يه روز بايد وقت بگذارم تا به همه آن ها پاسخ دهم .. به هر حال سال نو را به شما و خانواده محترمتان تبريك گفته وسالي سراسر موفقيت و شادكامي برايت آرزومندم ..
    پوزش من را به خاطر دير شدن پاسخ اي ميل ات پذيرا باش

    سلام و درود خدمت عمو بهروز مدرسی تنها خلبان لوتی و با مرام دنیا. عمو جان امیدوارم وقفه بنده برای نگذاشتن کامنت ببخشید عمو جان ما چه کامنت بگذاریم یا نه سایت شما یکی از پر بازدید ترین سایت هاست ولی باز ما مخلصیم{چشمک}.عمو جان میدونید که من نوشهر هستم وخونه نیستم بخاطر همین نتونستم زیاد به سایت سر بزنم الان هم از خونه خاله جانم برای شما کامنت می فرستدم فکر نکنید تنبل بودم وبه کافی نت نرفتم ولی به خدا وقت نشد باز هم شرمنده ها عمو جان الان هم که این کامنت رو گذاشتم پسر خاله و دختر خاله و پسر دایی هام ریختم سرم برای همین زیاد نمی تونم کامنت بفرستم ولی خوب بهتون زنگ زدم واز خوش شانسی من روشن بود و جواب دادید عمو جان اگه این ور ها اومدید از غرب مازندران تا شرق مازندران ما در خدمتتون هستیم یه کلبه درویشی هست تا پذیرای عمو بهروز و زن عمو وبچه ها ونوه های گلتون هست به امید سالی پر برکت و خوش برای شما قربان شما. با تشکر .یا علی
    پاسخ
    پسر عزيزم رضا جان نازنين
    همان گونه كه بار ها خدمت شما عرض كردم ... چه كامنت بگذاري .. چه ننويسي ... چه محبت كرده تماس بگيري يا نه .. هميشه در قلب من جاي داري . اميدوارم هر كجا هستي بهت خوش بگذره .. از قول من خدمت خاله جان عزيزت و فرزندان گل ايشون سلام مخصوص بنده رو برسون .. و عيد رو هم تبريك بگو ...
    رضا جان من هم براي شما پسر بسيار عزيزم .. سالي توآم با شادكامي و موفقيت آرزومندم .. مواظب خودت باش ..

    سلام استاد اين اولين باريه كه واستون كامنت ميدم ولي من از خوانندكان هميشكي سايت شما هستم(لا اقل در اين جند ماهي كه با سايتتون اشنا شدم) من كلا عادت ندارم كامنت نميىونم جرا ولي حتي تو همون جند تا سايت محدوى كه هميشه ميرم هم كامنت نميزارم اما اين دفعه به 2 دليل كامنت ميزارم اول واسه اينكه شما مطمئن بشيد كه خواننده هاي سايتتون جند برابر تعداد كامنت ها است و ديكري اينكه شما به همه كامنت ها جواب مي ديد
    ارادتمند شما محمد دانشجوي كامبيوتر
    محمد عزيز و گرامي
    پسرم واقعآ خيلي ممنونم كه زحمت كشيدي و به اين وسيله ابراز محبت فرمودي . از آن جا كه خود من هم مثل شما كمتر عادت به نوشتن كامنت در سايت هاي دوستان دارم ، از اين رو زياد دلخورنشده و كسي را به دليل ننوشتن كامنت ملامت نمي كنم . محمد جان نازنين .. وقتي متوجه شدم دانشجوي كامپيوتر هستي خيلي خوشحال شدم . اميدوارم هميشه در تمام امور زندگي ات موفق و كامروا باشي . شما جوون هاي فرهيخته چشم و چراغ مردم ايران هستيد . و همه ما به داشتن فرزنداني فرهيخته و با مرام قلبآ افتخار مي كنيم . سال خوبي رو برات آرزو مي كنم . مواظب خودت باش پسرم

    جناب مدرسی عزیز
    سلام
    خسته نباشید

    جناب مدرسی عزیز
    پاسخ
    مهدي جان عزيزم .. واقعآ نمي دانم چرا شما چنين تصوري نسبت به بنده كرده ايد ... همان طور كه مي داني من در مسافرت به سر مي برم . امكانات اينترنت در اين جا خيلي محدود است . ولي من از هر فرصتي استفاده كرده و در همان فرصت كوتاه به كامنت دوستان عزيز پاسخ مي دادم . مگر مي شود من كامنت يكي از خوانندگانم رو بي پاسخ بگذارم ؟ نمي دانم چرا شما چنين فكري در باره حقير كرده اي ... خودت مي داني من چقدر براي شما و عقايد و افكارتون احترام قائل هستم . ولي گاهي نمي دونم به چه دليلي كامنت ها از صفحه اصلي مي پرند !! و غيبشون مي زنه .. به هر حال من بدينوسيله اعلام مي كنم ... مخلص شما پسر فرهيخته و نازنين خود هستم .. و به خاطر مشكلاتي كه نمي دانم دليل آن چيست از شما دوست عزيزم معذرت خواهي مي كنم ... اميدوارم سال خوبي داشته باشي

    در ضمن جناب مدرسی به این کامنت توجه کنید و جواب شما
    ............

    جناب مدرسی خیلی طولانی می نویسید
    حساب چش وچار ما رو هم بکنید
    پاسخ
    مهدی جان عزیزم ... قبل از هر چیز از شما به خاطر طولانی بودن مطالب پوزش می خواهم .. و فکر کنم در کامنتی دیگر به شما توضیح دادم ... ولی باز هم عرض می کنم .. بنده تمام مطالب ام رو با نظر خوانندگان می نویسم .. از حاشیه ها گرفته تا طولانی بودن .. اگر دوستان و خوانندگان محترم خواسته شون کوتاه نویسی باشد ، مطمئن باش بنده حتمآ رعایت خواهم کرد .. ضمن این که اگر خلاصه و کوتاه باشه ، خیلی به نفع بنده است .. ولی بار دیگر از شما دوست گرامی عذر خواهی می کنم .
    ................

    این کامنت از من نیست
    ولی شخص نویسنده از عبارت من استفاده کرد
    منظورم جناب مدرسی
    هست

    و اسمش رو هم مهدی گذاشته

    و من نیز اگر گفتم اسممم را تغیر می دهم
    به علت این بود که این کامنت را دیدم
    خواستم بدونید که این شخص من نیستم

    من هیچ وقت به خودم اجازه نمی دم اینگونه برای شما کامنتی بگذارم

    در ضمن اینکه من این سبک نوشتاری شما را دوست دارم

    بهر هال خواستم بدانید که این مهدی
    من نیستم

    با تشکر
    دوست دار شما مهدی
    پاسخ
    الهي فداي بزرگواري و مرام شما دوست عزيزم بشم .. مهدي جان هيچ فرقي نمي كرد آگه شما هم اين انتقاد بجا رو از من مي كرديد ، من صادقانه پاسخ داده و هرگز نمي رنجيدم . و همان گونه كه شاهد هستي ، هميشه به خواسته خوانندگان و دوستان احترام گذاشته و مطيع نظرات آن ها بودم ... اين دوست عزيزم هم حق داره گله كنه .. چون در جريان نظرات خوانندگان گرامي نبود . و از شما هم به دليل اين حسن نيت و مهرباني تشكر مي كنم . من به داشتن دوستان انديشمندي چون شما افتخار مي كنم .
    مهدي جان نازنين .. اميدوارم سالي مملو از شادكامي و موفقيت داشته باشي

    عمو سلام. سال نو مبارک. این لینک را دیدی عمو؟ راستی دعوتنامه بالاترین ما چی شد که قولش را داده بودی؟! :
    http://alishir.blogspot.com/2008/03/blog-post_25.html
    پاسخ
    شيرعلي جان ... واقعآ حيف شد اكانت شما در بالاترين بسته شد . البته من اين آقا فرزاد را مي شناسم ... پسر خيلي خوبي است . خيلي انسان با شخصيتي است . من فكر نمي كنم ايشان در بسته شدن اكانت شما نقشي داشته باشد . من توصيه مي كنم شما يك اي ميل به مدير محترم سايت بالاترين زده و از وي درخواست فرماييد تا دوباره اكانت شما رو باز كنند . شيرعلي جان قبول كن كه زير پا گذاشتن مقررات سايت ، حالا به هر دليلي كار پسنديده اي نيست .. البته من تعجب مي كنم كه چرا بدون اخطار حساب شما را مسدود كرده اند ... چون در اين يك سالي كه من عضو اين سايت وزين هستم ، به ندرت شاهد بستن اكانت از سوي آن ها بودم . به هر حال اميدوارم شما هم به دل نگيري ... وجود سايت بالاترين و كاربران فرهيخته آن در كنار هر سايت يا وبلاگي ، باعث افزايش بازديد كننده و افزايش اعتبار آن است .. من واقعآ رشد بازديد كنندگان سايت ام رو مديون بالاترين مي دانم .. كاربران محترم آن با راهنمايي و تذكر هاي منطقي خود ، سبب اصلاح اشتباهات سهوي من در اكثر مواقع بوده است .
    شير علي جان با تبريك سال نو ، اميدوارم همچون گذشته شاهد پويايي سايت خوب شما باشم

    سلام
    كجائي بابا سرهنگ داغون شديم
    پاسخ
    ممد جان ، خيلي ممنون از لطف و محبت ات . باور كن من هم دلم براي همه شما عزيزان خيلي تنگ شده است . با اجازه شما برگشتم .. و از فردا در خدمت خواهم بود . سال خوبي رو برايت آرزومندم

    سلام آقاي مدرسي عزيز:
    به وبلاگ مراجعه كردم 5 فروردين اولين مطلب رو فرستاديد.

    http://oldpilot.blogfa.com/8601.aspx
    پاسخ
    مرسي امير عزيزم .. واقعآ زحمت كشيدي . من هم به سايت وبگذر سري زدم .. و متوجه شدم پنجم فروردين اولين مطلب بوده ولي از تاريخ هفتم ، نرم افزار آمار را قرار دادم ... يعني مبناي محاسبه آماري هفتم فروردين ماه سال پيش است
    به هر حال خيلي ممنون امير جان كه هميشه زحمات ما به گردن شماست

    سلام.با عرض تبريك عيد دو تا سوال داشتم:خلبانها موقع پرواز پشت سرشون را چطور ميبينند؟يك خلبان در حين ماموريت جنگي_مثلا در زمان جنگ كه ماموريتشون ممكنه چند ساعت طول بكشه_اگه بخواد بره دستشويي بايد چكار كنه؟_مسلما از پوشك استفاده نميكنند!!_
    پاسخ
    سارا جان عزيزم .. من هم متقابلآ عيد سعيد رو به شما و خانواده محترمتان تبريك گفته و سال خوبي را برات آْرزومندم . دخترم ... خلبان هاي شكاري به دليل اين كه در نبرد هاي هوايي شركت مي كنند ، ديدن پشت سرشون براي مصون ماندن از حمله دشمن خيلي ضروري است . به همين دليل از روش هاي گوناگوني براي ديدن بهره مي برند . اول اين كه با بهره گيري از رادار هاي قوي كليه اجسام پرنده رو شناسايي مي كنند . دوم اين كه پرسنل كنترل زميني كه
    همه آن ها به دانش جنگ هاي الكترونيك در نبرد هاي هوايي مسلط هستند به آن ها ياري مي رسانند . سوم اين كه بعضي ها هم از آئينه پشت سر خود را مي بينند . ولي همان طور كه گفتم ، به دليل سرعت زياد هواپيماهاي شكاري ، رادار بهترين وسيله است . و اما در هواپيماهاي مسافربري و باري و غيره ، نيازي به ديدن پشت سر خود ندارند . زيرا مسيري كه طي مي كنند ، قبلآ مشخص شده است و ارتفاع و زمان عبور از هر منطقه مشخص است . لذا نيازي به ديدن پشت سر خود نيستند . اخيرآ هم در اغلب هواپيماهاي جديد ، با نصب دوربين هايي بر روي هواپيما ، خلبان تمام وضعيت هواپيماي خود را از داخل كابين مشاهده مي كند .
    و اما در مورد دستشويي كه اشاره كردي .. در اين مورد هم خلبان هاي غير شكاري مانند هواپيماهاي مسافر بري و غيره ، از دستشويي كه داخل هواپيما تعبيه شده است استفاده مي كنند . حتي هواپيمايي چون سي - 130 هم داراي دو دستشويي تا شو در قسمت عقب خود است . هم چنين دو لگن كوچك هم براي ادرار سر پايي تعبيه شده است . كه در موقع استفاده با پارچه اي كه دور آن محيط كشيده مي شود ، آن را از نگاه هاي ساير مسافران تفكيك مي كند . ولي خلبان هاي شكاري به دليل اين كه اصولآ زمان پرواز آن ها خيلي طولاني نيست ، خلبان نيازي به دستشويي پيدا نمي كند . اما در مورد ادرار ، لوله هايي براي اين كار پيش بيني شده است . اميدوارم پاسخ سوالات ات رو دريافت كرده باشي

    سلام استاد ارجمندم...جناب مدرسی

    بازم عید رو بهتون تبریک می گم.
    اول بزارید از آقای بیات گلایه کنم چون حداقل می دونم اینجا رو می خونم..شما هم به سمعشون برسونید(بی زحمت)

    آقای بیات!!!!استاد ارجمند

    ممنونم از اینکه اینقدر برای ما ارزش قایل شدید و عاشقان هوانوردی رو تحویل گرفتید.از جلسه ای که با شما داشتیم بسیار بسیار خرسند شدیم!!!

    جناب مدرسی
    همون طور که قبلا گفتم سایت
    asemoon.org
    را ثبت کردم و به خاطره مشغله فراوون به وبلاگ وصل کردم.
    خوشبختانه کار طراحی سایت تموم شد و بزودی روی هاستم قرار می دم.

    آقای بیات سایت که آماده شد به خودتون زحمت بدید و اونو نگاه کنید.
    یه روزی خلبان دات کام این شکلی بود!!!

    بازم مرسی
    منتظر حضورتون هستم
    پاسخ
    دوست بسيار عزيزم ... خواهش مي كنم در اين سال نو ، مسايل گذشته رو فراموش كن .شما كه توانايي اين كار رو داري چرا ناراحت مي شي .. البته حق هم داري
    به هر حال من هم سال نو رو به شما و خانواده محترمتان تبريك مي گويم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35