درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  سرباز خانه های ما نیاز به تحول دارند .

چرا از سربازان بی جهت بیگاری می کشیم ؟!!

1fgmxvqwkgfk6f0hec9w.jpg

 آیا نمی شود چنین سیستمی رو در ایرانی پیاده کرد ؟ آیا نمی شود برنامه ای رو طرح ریزی کنیم که یک سرباز بعد از طی دوران چهار ماهه آموزشی ، روزها در کلاس های علمی کاربردی به فراگیری شغل و حرفه ای بپردازند ؟ آیا واقعآ سخت است که ترتیبی دهند سربازان روزی دو ساعت زبان انگلیسی ، فرانسوی یا آلمانی بیامورند ؟ و هر کی هم که خوب فرا گرفت تشویقی مدتی از خدمت او کسر شود ؟خب البته نگهبانی و رژه و این اعمال هم به جای خود ..

uoztxwgc6goapeveg597.jpg

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

چرا از سربازان بی جهت بیگاری می کشیم ؟!!

4drft0uvuskck1p8bfm6.jpg

45slifg6p1ewbpfv3sr2.jpg

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

قبل از این که به موضوع امشب بپردازم لازم می دونم با صراحت اعلام کنم که به هیچ وجه قصد تضعیف ارتش کشور عزیزم ایران رو نداشته بلکه برعکس عاشقانه به تمام دلاور مردان ارتش به ویژه سربازان شجاع عشق می ورزم . و حرف هایم صرفآ پیشنهادی است برای فرماندهان محترم ارتش که به لیاقت و درایت آن ها ایمان دارم . و بار دیگر تآکید می کنم به هیچ وجه کیفیت دوران آموزشی سربازان رو در پادگان ها  نفی نکرده ، بلکه سخن ام بیشتر به ایام بعد از آموزش های اولیه است . بدون تردید همه ما در خانواده خود افرادی رو داریم که به خدمت مقدس سربازی اعزام شده ، و یا قصد پیوستن به آن را دارند . و باز نیک می دانیم وضعیت کشور ما در شرایط فعلی ایجاب می کند با تقویت پادگان ها شرایط دفاع از مرز و بوم کشور خود را فراهم آوریم .

از شما چه پنهان اولش قصد داشتم با شیوه جدی به تحلیل مسئله سربازی در ایران بپردازم . و نقطه نظرات خویش رو بیان دارم . ولی از اون جایی که اغلب خوانندگان محترم از بدو راه اندازی سایت از لحن خودمونی نگارش استقبال کرده اند ، لذا سعی می کنم این مسئله خیلی جدی رو با روش همیشگی حضورتان تقدیم کنم . اما چی شد که به این فکر افتادم ؟ من یه پسری به نام آرش دارم که سمبل نسل جوون امروزی است . به عبارت ساده تر دیدگاه ، طرز تفکر و انتظارات اش با دوران نسل ما خیلی تفاوت داره . !! آرش هم مثل فرزند اکثر دوستان و همکاران ام همیشه از والدین خود طلبکاره ! یعنی هر محبتی بکنی ، می گه وظیفه تون است ! همین آقا پسر وقتی کلاس سوم راهنمایی بود و اصلآ از مفهوم خدمت چیزی نمی دونست ، کارت معافی اش رو گرفت !

نه این که خدای ناکرده فکر کنید من به دلیل ارتباطاتی که در ارتش داشتم براش پارتی بازی کرده و کارت معاف از خدمت سربازی براش گرفتم .. به هیچ وجه . بلکه بر عکس اعتقاد داشتم این دردونه باید به سربازی رفته تا قدر زندگی ، خانواده و عافیت رو بدونه . اما بدون این که خودم در جریان باشم ، در همون ایامی که در شبکه پنج فعالیت می کردم ، یکی از دوستان دوران نیروی هوایی ام پیش ام اومده و اظهار داشت ...  تمام افرادی که ساعت پرواز بالایی در ماموریت های جبهه و جنگ دارند ، به دستور مقام معظم رهبری یکی از فرزندان ذکورشون از خدمت معاف می شوند . و از اون جایی که ساعت پرواز تو بالاست بدون هیچ مشکلی آرش معاف می شه .. و خلاصه چند قطعه عکس و فتوکپی شناسنامه اش رو گرفت و بعد از مدتی کارت پسرم به در خونه اومد !

yfows8b292j1ea560r6f.jpg

نمی خواهم از موضوع پرت بشم ولی لازمه در باره این مسئله نکاتی رو یاد آوری کنم . راستش رو بخواهید در میان بچه های خط پرواز سی - ۱۳۰ بودند افرادی که خیلی کم پرواز می رفتند . به عبارتی همیشه به طریقی از زیر آن شونه خالی می کردند .. و برای این که مزایای پروازی شون قطع نشه ، ماهی ده ساعت شون رو با رفتن به دوتا پروازی مثل جزیره کیش و چاه بهار که هیچ خطری نداشته و بر عکس در آمد هم داشت پر می کردند . و هرگز تو عمرشون یه پرواز به منطقه جنگی هم نداشتند ! خب طبیعی است فرزندان این آقایون زرنگ قانونآ شامل طرح فوق نمی شد . ولی خدا برکت بده به کیسه گشاد و ایضآ دستکاری در فرم های پروازی !!  برای همین دوستم گفت تو مشکلی نداری ! به هر حال کارت آرش اومد در خونه و روش قید شده بود ... " عنایت رهبری " به دلیل حضور پدر در جبهه های جنگ .باورتون می شه این تنها امتیازی بود که گرفتم ؟

به هر حال اون موقع آرش چون سن و سال اش کم بود ، قدر این هدیه رو ندونست ! تا این که دیشب بحثی در باره پایان خدمت پیش اومد و من بهش گفتم پسرم اگه برای تو کاری نکردم ، عوض اش کارت معافی ات فکر کنم خیلی ارزش داره .. و او در تآئید حرف ام گفت ... بابا اگه بدونی دوست هایم از سربازی چه تعریف هایی می کنند ؟ می گن بعضی از آن ها برای این که از عهده نگهبانی های طولانی بر بیایند ، به سمت خلاف رو می آورند !! باور کنید با شنیدن این سخن خیلی ناراحت شدم . بعدش به این فکر افتادم که چرا ما از استعداد و توانایی های این قشر عظیم در دوران خدمت استفاده مناسب نمی کنیم ؟ چرا پادگان ها مون رو تبدیل به دانشگاه یا مراکز آموزش حرفه و فن نمی کنیم ؟ چرا بعضی سربازان از محیط پادگان بدشون می آید ؟ و ده ها سوال دیگه .. که من رو بر آن داشت به عنوان یک نظامی بازنشسته به طرح این موضوع بپردازم .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg 

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

nxl861dokiu39wurj5ma.gif

http://www.asheghi.ir/ 


atnjev6j0epvxncujufy.jpg

PicbaranPicbaranPicbaran

همان گونه که در مطالب گذشته بارها اشاره کرده ام ، من از زمانی که چشم گشودم خود را در محیط های خشک پادگان های نظامی دیدم . باور کنید هیچ واژهای رو نمی یابم که بتونم از سختی ها و مشقت هایی که پرسنل ارتش مخصوصآ نیروی زمینی در گذشته های دور رو بیان کنم . تازه دست چپ و راست خودم رو شناخته بودم که متوجه شدم پدرم ارتشی است . وای گه چه دوران سختی بود . ما در یک شهر کوچک به نام " شاهپور " که الان سلماس می نامند زندگی می کردیم . کلآ شهر از چهار تا خیابان اصلی و دو تا میدان بزرگ تشکیل شده بود . همه جا خاک و گل بود . از آسفالت خبری نبود . اتوموبیل خیلی کم دیده می شد . ولی تا دلتون بخواد درشکه و گاری و حیوانات اهلی مثل گاو و گاومیش در خیابان ها تردد می کردند . هر از چند گاهی کامیون های دماغ دار ارتشی با فرمان های چوبی در شهر حرکت می کردند .

پدرم اغلب به اردوگاه خارج از شهر برای مدت های طولانی اعزام می شد . گاهی هم مرا با خود به آن جا می برد ... در همون سن کودکی طعم تلخ زورگویی و سلسله مراتب خشک نظامی رو حس می کردم . یادمه پدرم تازه گروهبان یکم شده بود . با چه اشتیاقی درجه زرد رنگ خود را با سلیقه روی بازوان لباس های خود می دوخت . و من خوب می دونستم که یک درجه بالاتر یعنی چه ! نظامی ها با برپا کردن چادر های کوچک سبزرنگ تیره در یک محوطه بزرگ ، در آن محیط خدمت می کردند . زورگویی مقامات بالا دست رو با تمام پوست و جونم حس می کردم . به همین دلیل وقتی مادر اون دختر خانم عزیز و نازنین تبریزی  فریاد می زند من دخترم رو به خلبان یا پرسنل نظامی نمی دهم ، با دل و جان درک اش می کنم . چون او هم مثل من وارث خاطرات خیلی تلخ از استبداد و زورگویی پرسنل ارتشی  قدیم  است که هنوز در اذهان قدیمی ها نقش بسته است  .

اما حالا چی ؟ آیا دیگر شاهد زورگویی در ارتش نیستیم ؟ اجازه می خواهم کم کم به این پرسش برسم . البته فراموش نکنید زورگویی با اطاعت از دستورات مافوق خیلی فرق می کند . اصولآ اساس هر ارتش  بر پایه نظم و انضباط استوار است . ولی قصد من پرداختن به مسائلی است که هیچ ربطی به آموزش و مشق نظامی ندارد . بلکه زورگویی بعضی از مقامات به افراد زیر دست خود ، مخصوصآ سربازان عزیز است . که جای کنکاش و مطالعه دارد . همین دیشب که بر حسب جستجوی تصاویری چند از چهره سربازان دلاور برای تزئین سایت ام بودم ، نا خواسته به وبلاگ هایی برخوردم که سربازان عزیز اتفاقآ با شرح خاطرات خود ، به همین زورگویی های غیر منطقی به زبان خیلی شیرین و شیوا پرداخته بودند .. وای که چقدر متآثر شدم مخصوصآ وقتی که خواندم بعضی از فرماندهان یا سرگروهبان ها علی رغم بخشنامه ممنوعیت تنبیه بدنی ، چگونه به تحقیر این جوون های عزیز پرداخته .. واقعا دلم می خواد حتمآ سری به این سایت ها بزنید .

کافی در جستجوگر گوگل خود کلمه سرباز رو درج کرده و وبلاگ هایی که سربازان از خاطرات سخت دوران سربازی خود نوشته اند مطالعه فرمایید . بله سخن من این است چرا باید چنین وضعی رو در حکومت اسلامی شاهد باشیم ؟ یه سربازی در باره تحقیری که شده بود و از تنبیهات سخت بدنی نوشته بود .. دیگری از سخت گیری های بیش از اندازه ارشد گروهان و کلآ مسایلی مطرح شده بود که واقعآ دل آدم به درد می آمد . البته در همون قدیم ها هم وضع نیروی هوایی و دریایی با نیروی زمینی از زمین تا آسمون تفاوت داشت .. تو همین خاطرات سربازان دیشب خوندم که بخشنامه های زیادی از مقامات بالا مبنی بر عدم آزار و اذیت سربازان می آید .. ولی آن ها هیچ گاه به این نامه ها و قوانین اهمیت نمی دهند ..! حتی اشاره کرده بود تا چند ماه نخست اجازه برخورد با سربازان قدیمی رو نداشتند تا احیانآ آن ها رو روشن کنند . ! واقعآ چرا ؟

05bpfsarau5e1d5kqx6b.jpg

یادمه وقتی در آمریکا دوره آموزشی ام رو می گذروندم ،بعد از مدتی به دلیل پیشرفت در فراگیری دروس مربوطه ، من را از سایر ایرانی ها جدا کردند . و به کلاسی رفتم که همه شاگردان آن آمریکایی بودند . بعد از مدتی متوجه شدم اغلب آن ها سرباز معمولی هستند !! وقتی ازشون پرسیدم چی شد که به سربازی آمدید  یا این که حقیقت داره خدمت سربازی اجباری نیست و هر کی دلش خواست به صورت داوطلبانه به ارتش می پیونده ..؟ جواب شون مثبت بود .. می گفتند ما خودمون دلمون خواست تا به خدمت سربازی بیائیم ..! چون هزینه آموزش فراگیری دوره های خلبانی و فنی هواپیما خیلی سرسام آوره ، لذا تصمیم گرفتیم تا با پیوستن به نیروی هوایی ، هم به مملکت مون خدمت کرده و هم به صورت رایگان دوره های مورد علاقه مون رو فرا بگیریم !! باور کنید با دل و جون درس می خواندند .. وقتی زنگ تفریح زده می شد ، ایرانی ها مثل شاگرد مدرسه ای ها با عجله و هیاهو به سمت بوفه یا کامیون حامل مواد غذایی هجوم می بردند ! ولی آن ها با خونسردی مشغول تکمیل نوشته های خود بودند .. و تا درس مربوطه رو نمی نوشتند کلاس رو ترک نمی کردند !

جالبه بدونید اون موقع به ما می گفتند هزینه هر ساعت آموزش برای هر نفر ساعتی چهل دلار آمریکاست که تمام مبلغ آن از پیش توسط دولت ایران پیش پرداخت شده است . ولی اون سرباز آمریکایی به صورت رایگان در کنار شاگردان خارجی نشسته و به فراگیری دروس مورد علاقه اش می پرداخت . تازه همون طور که گفتم اون ها با دقت تمام به حرف های اساتید توجه می کردند .. ولی ایرانی ها اغلب یا خواب بودند یا فکرشون جای دیگری بود . موقع امتحانات هم استاد سوال ها رو می داد و خودش کلاس رو ترک می کرد ! وقتی که یکی از ایرانی ها قصد داشت از روی دست شاگرد زرنگه تقلب کنه ، واقعآ با تعجب به این  اعمال می نگریستند ! و مرتب می پرسیدند شما چرا تقلب می کنید ؟ دودش به چشم خودتون می ره !! فردا خودتون در پرواز دچار مشکل می شوید !! و نتیجه آن این شد وقتی به ایران برگشتیم تازه فهمیدیم هیچی یاد نگرفته ایم ..

خب این همه مقدمه طولانی گفتم  تا به این نتیجه برسم .. آیا نمی شود چنین سیستمی رو در ایرانی پیاده کرد ؟ آیا نمی شود برنامه ای رو طرح ریزی کنیم که یک سرباز بعد از طی دوران چهار ماهه آموزشی ، روزها در کلاس های علمی کاربردی به فراگیری شغل و حرفه ای بپردازند ؟ آیا واقعآ سخت است که ترتیبی دهند سربازان روزی دو ساعت زبان انگلیسی ، فرانسوی یا آلمانی بیامورند ؟ و هر کی هم که خوب فرا گرفت تشویقی مدتی از خدمت او کسر شود ؟ خب البته نگهبانی و رژه و این اعمال هم به جای خود .. هیچ می دونید ما در ارتش چقدر فرمانده  تحصیلکرده و با سواد داریم ؟ آیا می دانید فرماندهانی که موفق به گذروندن دوره عالی " دافوس " در ارتش می شوند از چه سطح تبحر و دانشی برخوردارند ؟  آیا اصلآ به این موضوع اندیشیده اید که چه افسران و درجه داران نابغه ای در تمام سطوح ارتش خودمون داریم ؟ که واقعآ سرمایه های عظیمی هستند ؟

نمونه عرایض ام پیشرفت های فنی و اختراعات مهمی در فن آوری های دفاعی ، موشکی و هوایی است که در اخبار رسانه های کشور اغلب  شنیده و به آن افتخار می کنیم . اما هرگز به پتانسیل  قشر عظیمی  از جوون های خودمون که در مقام سرباز در ارتش خدمت می کنند ، توجه چندانی نمی کنیم ! و اغلب در مشاغل پائینی چون نظافت ، باغبانی ، بوفه داری ، رانندگی از آن ها استفاده می شود . البته در خیلی از صنایع ارتش از سربازان به عنوان نیروی کار رایگان استفاده می شود . ولی هرگز اصولی و از روی برنامه نبوده است . منظورم اینه که هیچ گاه برنامه ای برای آموزش علمی ، حرفه ای و تخصصی برای سربازامون نداشته و اگر هم در بخش های فنی هم به کار اشتغال داشته باشند ، صرفآ برای پیشبرد پروژه های خودشون است . و هیچ هدف آموزشی رو اجرا نمی کنند . یا اگر هم هست من اطلاع نداشته و از آن بی خبرم .

lhsbt9o88aeo4fuwwzkj.jpg

چرا محیط پادگان های ما طوری است که سرباز ها احساس دلتنگی می کنند ؟ یا چرا باید آن قدر به سرباز فشار بیاوریم که به اصطلاح پخته شده و تبدیل به مرد شوند ؟!! آیا هیچ طرح دیگری برای جای گزینی این گونه  روش های  قرون وسطی ای وجود ندارد ؟ من نمی دانم چرا سربازان بیگاری می کنند ؟ چرا در برنامه روزانه آن ها واژه ای به نام بیگاری وجود دارد ؟ به عقیده من با بهره گیری از همون فرماندهان باسوادی که عرض کردم می شود طرح جامع آموزشی رو تدوین کرده که طی مدت دوسالی که سرباز ها میهمان پادگان ها هستند ، علاوه بر آموزش اصول اولیه نظامی که شامل اسلحه شناسی ، حراست ، آمادگی رزمی و دفاعی  است ، دوره هایی رو هم به عنوان کار آموزی در رشته های صنعتی و مشاغل مورد نیاز ارتش و جامعه تدوین کرده که بعد از فارغ التحصیلی و ایضآ اخذ مدارک معتبر ، قادر باشند بعد از اتمام دوره سربازی در همون حرفه مشغول به کار شوند .

من خوب یادمه تنها مدرکی که اون  قدیم  ها ارتش به سربازان می داد ، گواهینامه رانندگی بود . باورتون می شه هیچ کجا برای اون گواهینامه ارزشی قائل نبودند ؟ فکر کنم بعد از انقلاب بساط این گونه مجوز های رانندگی هم ور افتاد .. یا اگر هم هست من بی اطلاع ام ! . اصلآ چه اشکالی داره در هر پادگان تیم مخصوصی از روانکاوان و روان پزشکان برای مشاوره با سربازان وجود داشته باشه تا آن ها احساس دلتنگی نکرده تا خدای ناکرده  سراغ مواد افیونی حتی سیگار هم نروند ؟ به اعتقاد من اگر آموزش های اصولی که عرض کردم وجود داشته باشه و سرباز حس کنه دو سال خدمت او به بطالت و بیگاری تلف نشده بلکه بر عکس حرفه ای هم آموخته ، نه تنها از محیط پادگان زده نمی شه ، بلکه با اشتیاق دل به خدمت داده و کم تر شاهد اتفاقاتی چون خودکشی ، افسردگی یا حتی دلتنگی خواهیم بود . شاید عده ای خرده بگیرند که مگر خونه خاله است که همه گونه وسایل رفاه و آسایش رو برای سرباز ها فراهم آورد ..؟ در این صورت دیگه نمی شه اسم اش رو پادگان گذاشت !!

شاید من نتوانسته باشم منظورم رو از طرح جامع آموزشی در دوران خدمت مقدس سربازی بیان کرده باشم . ولی کل عرض من این است به جای بیگاری های طاقت فرسا ، به آن ها چیزی یاد بدهیم که بعد از دوسال بتواند در روستا ، شهر و محله خودش مثمر ثمر باشه . نظم و انضباط جای خود .. به چپ چپ به راست راست جای خود ، رژه و مانور و نگهبانی جای خود ... ولی بیاییم فکری برای اوقات فراغت سرباز ها داشته باشیم . بیاییم شخصیت ان ها رو جدی بگیرییم . انسان شدن و یا به اصطلاح خودمون آدم شدن یک فرد با تحقیر و زور گویی و تنبیه هرگز میسر نمی شود . دیگه بلانسبت از زندانی هم کم تر هستند ؟۱ که با اموختن حرفه درآمدی هم کسب می کنند ؟ آیا برای مسئولان دانشگاها کاری دارد که شعباتی رو هم در پادگان ها راه اندازی کرده تا سربازان دیپلمه دو سال رو مجانی درس بخوانند ؟ یا در روزهایی که نگهبان نیستند و کار خاصی ندارند به ادامه تحصیل بپردازند ؟ همه این نکاتی رو که گفتم با یک عزم ملی و برنامه ای مطالعه شده در لوای قوانین و مقررات ارتش می شود پیاده و اجرا کرد . به امید روزی که دل هیچ سربازی در پادگان ها نگیرد .

در پایان به اطلاع می رسانم کلیه تصاویر استفاده شده از این سایت آرشیوی است . و از اینترنت آن ها را انتخاب کرده ام . اگر چهره و تصویر فردی مشخص است ، به بزرگی خودشون منو ببخشند .. قربون تمام سربازهای دلاور و قهرمان ایران عزیز که برای آسایش مردم کشور زحمت می کشند ..  و با مراقبت و پاسداری از مراکز نظامی ما ، امنیت رو مردم هدیه داده اند .. دست همه سربازان وطن رو می بوسم و برای همه این جوون ها آرزوی سلامتی و شادکامی دارم .

با تشکر و احترام

بهروز مدرسی

                               ایام به کام


jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اینجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  


r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد

016nwf7kt3y71otmejyj.jpg


مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید

7alav1r7nibszhawaa16.jpg

 



7w57l65r6cdykphszjc5.jpg

http://www.khaleban.com/



- تعداد بازديد
  • 7594
  • مرتبه

    نظرات

    thanks
    پاسخ
    خواهش می کنم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35