
فردی بخاطر نجات هواپیما ، زير چرخ پريد !
راستش رو بخواهيد از تصاوير گرافيستي اين پست اصلآ راضي نيستم .. تقصير من نيست هم عكس هايي كه دارم ديگه تكراري شده است . و بار ها و بارها ازشون استفاده كرده ام .. و هم اين كه تو كار فتو شاپ زياد حرفه اي نيستم .. ! فقط يكي دو تا از كليد هاي اون رو مي دونم .. خيلي دلم مي خواد فرصتي پيش بياد تا همه ابزار هاش رو ياد بگيرم .. يا كسي كاربرد اون ها رو به من ياد بده .. امام علي ( ع ) مي فرمايد .. هر كي به من چيزي بياموزد ، من را بنده خويش كرده است .. و من دوست دارم بنده كسي باشم كه فتو شاپ رو به من ياد بده .. همين يه ذره آشنايي هم كه دارم ، از دوست عزيزم هومن موسوي در ماهنامه سينمايي مكث آموختم . بهش هم گفتم بنده اش شده ام .. ولي بنده نيمه وقت !! از خوانندگان عزيزي كه تصاويري از هواپيماهاي سي - ۱۳۰ ايران رو دارند خواهش مي كنم اگه امكان داره برام بفرستند . واقعآ لطف مي فرمايند .
عده اي از خوانندگان لطف كرده و اشتباهات نگارشي ام رو گوشزد مي فرمايند .. كه واقعآ از همه شون ممنونم . بعضي از اين اشتباهات رو حتمآ در پست هاي بعدي رعايت مي كنم .. مثلآ مدتي بود در مطالب ام از واژه هاي ... نموده ... نمايم .. گرديد ، استفاده مي كردم . خودم مي دونستم غلطه اما نمي دونم چرا باز تكرار مي كردم . يادمه وقتي در مجله سروش دبير سرويس بودم به خانم هاي خبرنگار مرتب تآكيد مي كردم كه از به كار بردن اين افعال پرهيز كنند ... و رسم الخط دانشگاه شهيد بهشتي رو مطالعه فرمايند . ولي با تذكري كه يكي از خوانندگان خوب اين سايت ، فكر كنم آقا رضا بود داد ، ديگه حواسم رو جمع كرده و رعايت مي كنم . اما واقعيت اينه كه من تند تند مي نويسم و براي اين كه حالت مستند گونه اش از بين نره ، اون رو نمي خونم ! پس اگه با چنين اشتباهاتي مواجه شديد ، به بزرگي خودتون من رو عفو بفرماييد .
ديشب وقتي ماجراي مشهد رو مي نوشتم ، ناگهان ياد يكي از دوستانم افتادم كه اسم اش علي بود . بلافاصله بر روي كاغذي ماجرايي كه براش رخ داده بود رو يادداشت كرده تا در اين پست به اون بپردازم . اين ماجرا روايت واقعي از حادثه اي است كه براي علي پيش اومد و چيزي نمونده بود كه جونش رو از دست بده . كه خدا خيلي بهش رحم كرد . من قصد دارم با شرح خاطراتم ، به بخشي از فعاليت هايي كه قبل از پرواز در روي زمين بر روي هواپيما ها صورت مي گيره آشنا شويد . چون معمولآ در هيچ جايي به آن ها اشاره نمي شود . مثلآ در پست قبلي نكته آموزشي اش اين بود اگه خلباني اشتباهي مرتكب بشه ، چه اتفاقي مي افتد ..؟ و متوجه شديد كه تيم بازرسي با مشاهده صحنه ، خلبان رو از پرواز منع كرده و اجازه پرواز حتي تا تهران رو هم ندادند !!
نكته بعدي در باره تبليغات رايگان است . اگه يادتون باشه من تبليغ كافي شاپ رو يه مدتي در بخش تبليغات مخصوص كه به عبارتي رايگان نيستند قرار داده بودم . اما بعد از گذشت مدتي طولاني ، من هر چه به اي ميل مدير اين كافي شاپ پيغام مي فرستادم كه ... دوست عزيز استقبال چگونه است ... اين بزرگوار پاسخ ام رو نمي داد . و من مجبور شدم آن را بردارم . اين گذشت تا اين كه چندي پيش ديدم كامنتي برام گذاشته و طي آن ياد آور شده كه به مدت دوسال من و ميهمانانم هر چه در آن رستوران بخوريم ، رايگان بوده و به اصطلاح ميهمان او هستيم . اولآ من اهل كافي شاپ و اين حرف ها نيستم . بعدش هم اگه روزي قصد رفتن به چنين جايي رو داشته باشم ، هرگز روم نمي شه كه راست راست به چشم هاي مدير اون جا نگاه كرده و بزنم بيرون !! اصلآ مگه مي شه يكي دوسال اون هم با دوستان اش به كافي شاپ يا رستوراني رفته و پول ندهند ؟!! من كه چنين رويي رو در هيچ كس نمي بينم ! اما به خاطر اين تعارف و بذل و بخشش اش با اراده خودم و بدون اين كه ايشون درخواستي كرده باشه تبليغ زيباي او را در سايت و وبلاگ ام قرار دادم !

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp
مقدمه
قبل از اين كه به شرح خاطره پردازم لازمه نكته اي رو عرض كنم .. يك جوون عزيز به اسم عليرضا كه عاشق خلباني و پروازه برام نوشت كه هواپيمايي كه در تصوير مشاهده مي كنيد ، يعني ۵۰۴ هموني است كه در فيلم حادثه طبس ازش استفاده كرده بودند . واقعآ از نكته سنجي بعضي از خوانندگان جوان خيلي لذت مي برم .. يا يكي نوشته بود تو كه گفتي مدال ها تو همسرت گم كرده .. پس چرا مي گي فروختم ..؟ كه من توضيح دادم ... اوني كه فروختم مدال هاي سلطان قابوس بود .. اوني كه گم شد مدال هاي روي سينه ام بود ! اسم فيلم حادثه طبس پيش آمد ، ياد ماجرايي افتادم كه خالي از لطف نيست . تو فيلم نشون داده مي شه كه خلبان باند خاكي رو بوسيله رادار مشاهده مي كنه و .. در صورتي كه رادار جلوي خلبان مخصوص نمايش ابر است نه اين كه تصاوير زمين رو نشون بده !!
روزي كه براي نخستين بار اين اثر در جشنواره فيلم فجر نمايش داده شد ، بعد از پايان جلسه پرسش و پاسخ با خبرنگاران و منتقدين رو برگزار كردند . شمقدري كارگردان فيلم وقتي اين سوال رو به اضافه نكات فني پروازي ديگري رو ازش پرسيدم ، با زيركي خاصي طفره رفته و با شوخي گفت ... اين جوون معلومه باباش خلبان بوده است ..!! آخه اون موقع كمي جوون بودم . بعدش هم افزود ما در ساخت اين فيلم از مشاوران خبره نيروي هوايي استفاده كرديم . اگه موردي بوده حتمآ به ما مي گفتند !! واقعآ من نمي دونم چرا فيلمي كه به دو زبان ساخته شده است ، و قراره با اون آمريكاي جهان خوار رو رسوا كنيم چه اصراري است كه با به كار گيري جلوه هاي غلط مورد تمسخر قرار گيريم ؟! جالب اين كه تقصير دروغ هاي شاخدار رو هم به گردن مشاوران خلبان مي اندازه !!
خط پرواز سي - ۱۳۰ قبل از انقلاب
وضعيت اجراي مقررات در پيش از انقلاب با بعد آن خيلي فرق پيدا كرده بود . من هرگز خداي ناكرده قصد تعريف و تمجيد از گذشته و يا زير سئوال بردن وضعيت بعد از آن رو ندارم .. ..اگه به تاريخ هم اشاره اي مي كنم ، صرفآ براي تجسم واقعي وضعيت است . خب اون موقع سلسله مراتب نظامي خيلي رعايت مي شد . درجات پائين تر واقعآ به ارشد تر از خود احترام مي گذاشتند ... حال اگه از روي ترس يا اجبار بوده من كاري ندارم .. براتون نوشته بودم كه در دوران آموزشي به ما ها كه تازه وارد ارتش شاهنشاهي شده بوديم تآكيد زيادي مي كردند كه اگه يه درجه بر روي شاخه درختي ديديد حتمآ بايد به آن احترام بگذاريد !! حتي كسي كه يه روز از شما زودتر وارد اين سيستم شده است ، از شما قديمي تر محسوب شده و مي بايستي به او احترام بگذاريد .
تازه وضعيت نيروي هوايي نسبت به قواي ديگه مخصوصآ نيروي زميني خيلي فرق مي كرد . يادم مي آيد هر روز قبل از اين كه سرويس اداري تموم بشه ، همه بچه هاي خط پرواز رو به خط مي كردند .. و آن گاه فرمانده خط كه اون موقع آقاي ميرسعيدي بود ، براي همه سخنراني مي كرد . و هميشه به نظم و دقت در انجام امور محوله مخصوصآ در پرواز تآكيد فراوان مي كرد .. خب بچه ها هم زير چشمي به ساعت هاشون نگاه مي كردند كه سرويس ها راه نيفتادند .. و بعد از پايان سخنراني مثل پسر بچه هاي شيطون دبستاني همه به سرعت به سمت ايستگاه اتوبوس ها كه در انتهاي رمپ پرواز مرتب به صف ايستاده بودند ، با عجله مي دويدند . فرمانده هم مخصوصآ حرف هاي تكراري خودش رو به اصطلاح تا دقيقه نود ادامه مي داد تا حال ما كه جوون بوديم گرفته بشه !
خدا حفظ اش كنه .. الان گاه گداري اون رو تو كوچه مون مي بينم .. حسابي پير شده است .. قدي خميده با مو هاي سپيد و صورتي چروك .. بار اول جلو رفته و خودم رو معرفي كردم نشناخت ! بعد از كلي نشوني دادن ها ... عاقبت من رو شناخت . يادم مياد يه روز كه همه رو جمع كرده بود به يكي از بچه ها كه قد و قواره بلندي داشت و ما او رو گوريل انگوري مي ناميدم اش ، حسابي گير داد !! و بعد در حالي كه خنده هاي بريده بريده اي مي كرد . گفت اصلآ تمام قد بلند ها خرفت هستند .. ! يادش نبود كه خودش هم قدي بلند دارد !! و همه زير لب به اين مثال او خنديدند ... اين مثل من رو ياد خاطره ديگه اي از اين نوع انداخت . بد نيست به آن هم اشاره كنم . بعد از انقلاب يكي از خلبانان قديمي سي - ۱۳۰ شده بود فرمانده پايگاه يكم ترابري ..
يه روز همه خلبانان را به سالن كنفرانس جمع كرد و در حالي كه خيلي عصباني بود با حالتي تقريبآ فرياد گونه گفت .. ديروز كدوم يك از شماها به محدوده جماران نزديك شده ايد ؟!! آخه اين كدوم احمقي بوده كه چنين اشتباهي رو مرتكب شده ؟ همين الان يك فاكسي از ستاد مشترك دريافت كردم كه ما رو مواخذ كرده بود .. و هي همين جوري از خطرات اين كار و اين كه اون جا پدافندش آتش به اختيار هستند با خشم سخن مي گفت ... ناگهان يك رندي از ته سالن گفت ... جناب سرهنگ ببخشيد .. ديروز خودتون بوديد كه اين خطا رو مرتكب شديد !! همين بابا قبل از انقلاب گاهي كه افسر عمليات مي شد ، مدام خوابش مي آمد ! و پشت ميزش عينك جيوه اي زده و مي خوابيد ! يه روز كه خيلي خسته بود و معلوم نبود شب گذشته چه كار كرده بود كه اين قدر بي تاب بود ؟
اون موقع من در عمليات پايگاه مامور بودم .. دلم به حالش سوخته در يكي از اتاق ها رو به سرباز گفتم باز كنه تا ايشون استراحت كنه .. بعد هم به سربازه مرخصي دادم . بعد از اين كه سرويس اداري تمام شد ، فراموش كردم كه اين بابا تو دفترخوابيده ست .. و رفتم خونه .. !! شب بود كه ديدم راننده عمليات اومد در خونه و گفت كليد دفتر رو بده .. جناب سرگرد اون تو زندوني شده است !! طفلك تا شب خوابيده بود . بگذريم ... از مقررات اون ايام مي گفتم ... زماني كه ژنرال امير فضلي فرمانده پايگاه يكم ترابري بود همه پرسنل از كوچك و بزرگ از او حساب مي بردند . و همه اش مي ترسيدند تيمسار سر برسه .. و به اصطلاح برق اش آدم رو بگيره .. ! اين واژه اغلب بين بچه ها رايج بود . و هميشه به كار مي بردند . تيمسار عاشق گل و گلكاري و فضاي سبز بود ..
تمام بوته هاي گلي كه الان تو پايگاه موجوده رو از هلند با هواپيماي سي - ۱۳۰ آورده بودند . عجب گل هاي سرخ و محمدي زيبايي .. واقعآ در فصل بهار و تابستان روح ادم باز مي شه .. يادمه هميشه تو ساك پروازم يه قيچي كوچولو داشتم .. شب ها اون موقع كه خونه سوسن مي نشستم ، يواشكي مي رفته و كلي گل چيده و به سوسن هديه مي دادم .. تو اتاق خودم هم هميشه پر از گل بود .. سوسن خودش با سليقه آن ها رو برام تزئين كرده و روي ميز ام مي گذاشت . يه روز در زمان تيمسار اميرفضلي كه مي گفتند واقعآ امير زاده و از خاندان قاجار است ، قرار بود صبح زود يك فروند هواپيما پرواز وي آي پي انجام بده .. نمي دونم قرار بود كدوم شخصيت والا مقام درباري پرواز بره .. فقط اين رو مي دونم كه تيمسار خيلي روي اين پرواز حساسيت نشون مي داد .
خدا وكيلي او روي همه پرواز ها حساس بود و بد جوري خلبانان يا مسئولان فني رو براي تآخير موآخذه مي كرد . چه برسه به پرواز هاي مهم و ( وي . آي . پي ) ! اين رو هم بگم كه اون موقع مسافران مهم به سه گونه تعريف شده بودند . يك نوع پرواز ( آي . پي ) داشتيم كه براي اين گروه از مسافران ، تشكچه هايي رو روي صندلي هاي قرمز برزنتي هواپيما قرار مي دادند . تا آقايون زير شون نرم باشه ! گروه ديگر كه با كد ( وي . آي . پي ) تعريف مي شدند ، روي صندلي هاي هواپيما تشكچه هاي تاشوي چرمي كه علاوه بر زير ، پشت مسافر رو هم پوشش مي داد . البته در اين پرواز ها ميهماندار خانم هم بايد حضور مي داشت . و نوع غذايي كه از كترينگ ايران اير هم مي آوردند فرق داشت .. هم ظروف آن چيني بودند و هم دسر و كوفت و زهر مار هم داشت !!
نوع سوم پرواز آبي يا همون سلطنتي بود كه كلآ داستان و تشريفات آن با بقيه خيلي فرق داشت . همان طور كه قبلآ هم اشاره كردم .. يك اتاقك يا بهتره بگم كانكسي بود كه درست به اندازه قالب داخل سي - ۱۳۰ ساخته شده بود .. و داخلش همه چيز داشت . اين اتاقك رو فقط براي اعليحضرت قرار مي دادند . داخلش علاوه بر آلات دقيق ناوبري و پرواز ، اتاق مطالعه و خواب و دستشويي هم داشت . در پرواز هاي سلطنتي رسم بود كه قبل از پرواز ، يكي دو ساعت اون هواپيما پرواز مي رفت كه به اين پرواز آزمايشي ( اف . سي . اف ) هم مي گفتند .. اين كار براي اين بود كه اگه خداي ناكرده كسي خرابكاري كرده يا اصولآ هواپيما ايرادي داشته باشه مشخص بشه .. عين زمان پادشاهان قديم كه اول عده اي به عنوان پيش مرگ از غذاي شاه مي خوردند !!
تيمسار امير فضلي براي پرواز فوق خيلي سفارش كرده بود . از اون جا كه زمستان بود و برف شديدي مي باريد بچه هاي گردان نگهداري هواپيماي فوق رو شب در آشيانه سي - ۱۳۰ قرار دادند تا براي روز بعد آماده باشه ... از شانس بد اون شب هوا خيلي سرد و همه جا يخبندان مي شه .. اما آن ها خيالشون راحت بود كه قارقارك تو آشيانه است !! نيم ساعت قبل از پرواز ماشين يدك كش اومد تا هواپيما رو به رمپ پرواز ببره .. اولين چيزي كه حال همه اون ها رو گرفت .. وجود فضله هاي فراوان كبوتران بر روي شيشه هاي هواپيما و ساير نقاط اش بود !! انگار اين حيوون ها مخصوصآ دست به يكي كرده باشند .. اون هم يك شبه بلايي سر هواپيما آوردند كه نگو و نپرس !! بيچاره فرمانده گردان نگهداري نمي دونست چه كار بايد بكنه ..؟!!
فرصت داشت از دست مي رفت .. و هواپيمايي كه كلي نظافت شده بود ، تشكچه چرمي براي مسافران اش قرار داده بودند ، ظاهر بيروني اش بد جوري تو ذوق مي زد !! احتمالآ پرندگان به خاطر سرماي شديد شب قبل بد جوري زور بهشون وارد شده بود كه بيش از حد مجاز خير سرشون فضله انداخته بودند !! تازه بعضي فضله ها ساختارش با بقيه خيلي فرق داشت .. به قول معروف از اون نوع وحشتناك اش بود .. معلوم بود بيچاره پرنده ته مونده غذاي بي مزه پايگاه رو خورده بوده كه مزاج اش به هم ريخته و آن گونه فضله نگاري فرموده بودند .. به دستور فرمانده گردان كه براي خود شيريني و ايضآ پاچه خواري صبح زود به پايگاه آمده بود ، همه بچه هاي فني شعبات مجبور شدند هر يك با آفتابه اي بر سقف هواپيما رفته و تلاش براي محو آثار بر جاي مانده كنند .. !!
اون بيچاره كه زبون اش هم اغلب مي گرفت ، وقتي عصباني مي شد ، بدتر اوضاع تكلم اش به هم مي ريخت .. چيزي به زمان پرواز نمانده بود ... همه مي دانستند سر و كله تيمسار الان پيدا مي شه .. و به صغير و كبير رحم نمي كنه .. باري به همت و تلاش پرسنل هواپيما آماده شده و كابل كلفت مخصوص يدك را با عجله به قلاب چرخ جلو بسته .. و همين كه آمدند درهاي بزرگ آشيانه رو باز كنند ، ديدند اي دل غافل در ها هم يخ بسته اند ..! و به هيچ عنوان حركت نمي كنند !! سريع به دستور فرمانده عده اي ديگر خود را به در آشيانه رسونده .. ولي هر چه زور مي زدند .. انگار نه انگار كه قصد باز شدن رو داشته باشد . به ناچار مجبور شدن با كمك بوش كار يا همون يدك كش در ها رو هل بدهند .. ديگه وقت به پايان رسيده بود و مي بايست هواپيما در رمپ باشه !
اما وقتي همه چيز با هم بد شانسي بياره به چنين وضعي دچار مي شه .. راننده ماشين كه چهره اش از داد و بي داد هاي اول صبحي كلافه نشون مي داد نمي دونست به ساز كدوم يكي از آقايون برقصه .. ؟ يكي مي گفت بيا جلو .. يكي فرياد مي زد راست .. يكي ديگر سمت چپ رو نشون اش مي داد .. !! در همين هنگام بود كه سر و كله تيمسار اميرفضلي پيداش شد .. همه خبر دار ايستاده بودند .. فرمانده گردان نگهداري كه رنگ به چهره نداشت دوان دوان خود رو به نزديك تيمسار رسونده و همانند يك چوب خشك خبر دار ايستاده بود .. از اون فاصله معلوم نبود كه آن ها چه مي گويند .. ولي هر چه بود ، مشخص بود كه تيمسار اصلآ از شرايط پيش آمده راضي نيست .. حتمآ مي گفته كه شما بايد زود تر از اين ها هواپيما رو بيرون مي آورديد .. باري بعد از دقايقي فرمانده به پرسنل و راننده كه همگي به حالت خبر دار ايستاده بودند دستور فعاليت مجدد داد
ولي انگار نه انگار .. درها قصد نداشتند باز شوند ... عاقبت نمي دونم ايده كدوم يك از آقايون بود كه به فكرشون رسيد آب جوش بياورند ... اين بار خود تيمسار هم از خود رو پياده شده و از نزديك شاهد اجراي عمليات بود .. آفتابه هاي حاوي آب جوش يكي پس از ديگري به منافذ در ها ريخته مي شد .. تا اين كه تيمسار در حالي كه دستش به كمرش بود .. فرياد زد از بالا آب ها رو بريزيد .. سريع چند نفري به سوي استند هاي بزرگ زرد رنگ رفته و با زحمت فراوان آن ها رو به نزديكي هاي در آشيانه رساندند .. و در حالي كه دست به دست مي دادند ، آفتابه ها رو از بالا سرازير مي كردند ... از سوي ديگر خود روي بوش كار هي مرتب گاز مي داد .... ولي در هاي آشيانه بد جوري با پرواز وي آي پي اون روز سر ناسازگاري گذاشته بودند .. !!
در همين هنگام يكي از ستوانياران قديمي كه مسئول انبار آشيانه سي - ۱۳۰ بود و خدا رحمت اش كنه سكته كرد و مرد .. زير لب زمزمه كرد اين ديونه ها چرا به اين در فقط گير داده اند ..؟!! خب از در غربي هواپيما رو خارج كنند .. هنوز كلام او تمام نشده بود كه يكي از بچه هاي متخصص خودش رو به فرمانده گردان رسونده و آهسته پيشنهاد جديد رو مطرح كرد .. سرهنگ كه انگار تازه از خواب غفلت بيدار شده باشه .. گفت بچه ها بريد در هاي اون سمت رو امتحان كنيد ... چند نفر به سرعت باد خود رو به اون سمت آشيانه رسونده و با كوچكترين حركتي در ها كه بر روي ريل آهني قرار گرفته بودند به نرمي باز شدند !! دليل اش هم نزديكي ساختمان گردان نگهداري به اين در بود كه جلوي وزش سوز باد رو گرفته بود .. ولي براي عبور مشكلات ديگري داشتند !
از اون جا كه هواپيماي ديگري پشت قارقارك مربوطه قرار داشت .. ابتدا آن را سريع از آشيانه خارج كرده و سپس به سراغ هواپيماي اصلي آمدند ..و با سلام و صلوات آن را از آشيانه بيرون آوردند .. چيزي حدود دو ساعت از زمان پرواز گذشته بود .. تيمسار با بي سيم خودش با آشيانه سلطنتي تماس گرفته و علت تآخير رو اعلام كرده بود .. كروي پروازي كه از ساعت ها قبل شاهد اين ماجرا ها بودند .. به دستور تيمسار سريع داخل هواپيما شده و آن را به حركت در اوردند .. هواپيما با وقار خاصي عرض هر دو باند رو قطع كرده و به صورت ميان بر وارد محوطه آشيانه سلطنتي شد . در صورتي كه بايد تا انتهاي باند رفته و از آن جا به مسير خود ادامه مي داد . ولي به دليل تآخير پيش آمده و به دستور شخص فرمانده پايگاه و با هماهنگي برج آن ها تخلفي آشكار انجام دادند !!
پريدن زير هواپيما ... !!
خيلي ببخشيد حسابي سرتون رو درد آوردم .. راستش قصد داشتم در باره عملكرد فرماندهان پايگاه در قبل و بعد از انقلاب پرداخته و آن ها رو با بيان خاطره هايي كه براي خودمن پيش آمده بود مقايسه كنم .كه سخن به خاطره پرواز در زمستان كشيد ... اگر عمري بود در بخش حرف هاي خودموني پست بعدي به آن اشاره خواهم كرد . بگذريم ......... يكي از كارهايي كه بچه هاي فني بر روي هواپيما ها انجام مي دهند ، موتور گرداني است . اين عمل همان گونه كه از نام اش بر مي آيد روشن كردن موتور هواپيما به منظور عيب يابي است . به همين دليل بعضي از پرسنل فني گردان نگهداري پس از طي د.ر هاي سخت آموزشي ، و دادن امتحان هاي مختلف مجوز موتور گرداني داده مي شد . البته اين عمل يعني روشن كردن موتور هواپيما ، واقعآ كار دشوار و خطرناكي است .
از اين كه مي گويم خطرناك تعجب نكنيد .. چون خلبان وقتي مي خواد هواپيما رو روشن كنه ، علاوه بر خود و كمك اش ، مهندس پرواز هم حضور داره . تازه يكي از آقايون لود مستر ها هم پائين به گوشه و با خلبان در تماسه .. تا يه وقت خداي ناكرده شخصي نا خواسته از زير بال هواپيما عبور نكنه و مانند اون سرهنگ بيچاره كه براتون نوشتم سرش جلوي چشم زن و بچه اش از بدن جدا نشه .. چون همان گونه كي مي دانيد رنگ ملخ هاي هواپيماي سي - ۱۳۰ نقره اي است و وقتي موتور هاي ان روشن مي شه .. به دليل سرعت چرخشي بالا ، ملخ ها ديده نمي شوند ! به همين دليل كارخانه سازنده هواپيما يه اندازه يك وجب انتهاي هر ملخ را با رنگ هاي زرد و قرمز مشخص كرده اند و هنگام چرخش ، دايره اي رنگي به شكل زيبايي مشخص مي شه ..
براي همين يك متخصص فني وقتي قصد روشن كردن موتور هواپيما رو داره ، بايد خيلي حواس اش جمع باشه .. چون اولآ تنها است .. فقط يك نفر بيرون با گوشي مراقب است كه خداي ناكرده كسي از اون نزديكي عبور نكند .. يا اگه مشكلي پيش آمد سريع به فردي كه داخل كابين است اطلاع دهد . يكي ديگر از دلايلي هم كه به اين افراد مجوز موتور گرداني داده اند ، اين است كه براي هر ايراد جزيي شبانه نروند در خونه خلباني و او را براي اين كار به پايگاه بياورند !! يكي از ايراد هايي كه افراد متخصص مجبورند براي ان موتور گرداني كنند ، مشكل پرشرايز يا همون فشار داخل هواپيماست كه اكسيژن لازم رو در پرواز تآمين مي كنه .. و اگه مشكل ليك يا خروج داشته باشه مجبورند كه ان را بر طرف كرده تا در پرواز مشكلي براي خدمه و مسافران پيش نيايد
بعد از اين كه منافذ نشت هوا رو تعمير كردند براي اطمينان و امضا كردن فرم هواپيما ، بايستي به مدت طولاني موتور هاي هواپيما رو روي زمين روشن كرده و متخصصان مربوطه فشار موجود در هواپيما رو اندازه گيري كرده و مطمئن شوند كه هيچ گونه نشتي وجود ندارد .. همچنين برخي ايراد هاي ديگري هم مثل مشكل موتور ، يا زاويه هاي ملخ نيازمند موتور گرداني بعد تعميرات است . اون قديم ها تعدا افراد موتور گردون در گردان هاي فني كم بودند .. و تك و توكي از آقايان مجوز اين كار رو داشتند . مي گويند در شيراز در همون ايام قديم تنها يك نفر اجازه اين كار رو داشت . اين شخص مسيحي بوده و اسم اش ژان بود . البته الان فرانسه است ! ظاهرآ يك روز اين بابا خلافي مرتكب مي شه و مي اندازنش زندون .. جوك در آورده بودند هر وقت نياز به موتور گردوني بود ، هواپيما رو مي كشيدند جلوي زندان تا ژان بياد اون و بچرخونه !! كه بعد ها افراد افزايش يافتند
يكي از كارهايي كه قبل از موتور گردوني بايد رعايت بشه .. چك كردن چوب چرخ ها است كه مطمئن باشند جلوي چرخ هاي عقب هواپيما قرار داده شده اند . و فرد موتور گردون بايد قبل از فشار آوردن به دسته هاي گاز ، از ترمز دستي هواپيما مطمئن بشه .. تا خداي ناكرده هواپيما از جا كنده نشه و همين جوري راه بيفته !! فراموش نكنيد كه در رمپ پرواز معمولآ هواپيما ها در رديف هاي منظم پشت سر هم پارك شده اند . و اگر به هر دليلي هواپيما حركت كنه .. تا طرف بياد بفهمه چي شده ، محكم به هواپيماهاي جلويي كوبيده مي شود .. اون هايي كه خونه هاشون نزديك فرودگاه است اغلب صداي يك نواخت موتور هواپيما به گوش مي رسه .. و حتمآ تعجب مي كنند چرا پس پرواز نمي كنه و ساعت ها صداي گوشخراش آن از اطراف شنيده مي شود ؟!!
در يكي از شب هاي پيش از انقلاب ، هواپيمايي ايراد آورده و بعد از رفع معايب آن براي موتور گردوني يكي از متخصصان قديمي شعبه موتور ماموريت مي يابه كه موتور گردوني كنه .. ايراد فوق از اون دسته معايبي بوده كه براي اطمينان از صحت ان بايد هواپيما ساعاتي با آخرين قدرت موتور هايش بچرخد ... كه به اصطلاح عاميانه مي بايستي تخت گاز مي داده ..! يكي از تعمير كاران شعبه موتور به همراه يك متخصص از آلات دقيق كه ظاهرآ همافري بوده به همراه اين بابا موتور گردونه وارد كابين هواپيما مي شوند . در بيرون هم يك نفر كروچيف ( متخصص فني - پروازي ) به نام علي كه بچه قوچان هم بود با گوشي در گوش بيرون ايستاده بود .. متخصص موتور گردون بعد از بر قراري تماس راديويي با برج مراقبت پرواز مهرآباد ، اجازه روشن شدن موتور ها رو مي گيره ...
معمولآ در اين گونه تماس ها ضمن اعلام شماره ريجستري هواپيما .. مثلآ ۵۰۴ ، براي روشن كردن موتور هواپيما ، اجازه استارت مي گيرند . علي آقا هم از توي گوشي به او مي گويد كه مثلآ موتور شماره ۳ آماده است مي توني روشن كني .. و بعد شماره ۴ و همين طور موتور هاي شماره ۲ و ۱ رو اعلام مي كند كه مشكلي نيست روشن كن .. بعد از روشن شدن موتور ها .. فرد متخصص داخل كابين به علي مي گويد مواظب باش مي خواهم تخت گاز بروم ... علي بايد حواس اش باشه كه از پشت انسان يا ماشيني عبور نكنه .. اگر كسي بي خبر از اون طرف ها رد بشه .. با دست علامت مي دهند كه اي عمو .. از اون طرف ديگه برو .. چون به هوا بلند شده يا مي سوزي !! و به اين ترتيب هواپيما با قدرت تمام گاز مي دهد ...
وقتي هواپيما در حالت تخت گاز باشه ، علاوه بر صداي كاملآ گوشخراش ، تكان هاي شديدي هم مي خورد .. فردي هم كه بيرون ايستاده براي اين كه پرده گوشش پاره نشه ، يا گوشي به گوش هايش مي گذاره و يا دگمه هاي پلاستيكي مخصوصي رو ( اير پلاگ ) در گوش خود فرو مي برد .. بله همان طور كه عرض كردم هواپيما در اين حالت بد جوري تكان مي خورد .. به مانند اسب وحشي اي مي شود كه قصد فرار از كمند ي رو داره ... آن شب هم همين لرزه هاي محكم و تكان هاي شديدي كه به قارقارك وارد مي شود ، كم كم ترمز دستي كه ظاهرآ قفل نكرده بود شل مي شود .. ! اين رو اضافه كنم كه اگه ترمز دستي قفل شده باشد به هيچ عنوان هواپيما از جاي خود حركت نمي كند .. و بر عكس پيكان كه با ترمز دستي هم راه مي رود ، بر جاي خود ميخكوب مي ماند !!
به هر حال از شانس بد اين علي آقاي ما ، به هر دليلي كه بود و مشخص هم نشد ، در يك لحظه هواپيما رو به جلو از جاي خود كنده مي شود .. و پس از عبور از روي چوب هايي كه مقابل چرخ ها قرار داشتند به سمت جلو راه مي افتد .. علي كه قد و قامت درشتي داشت .. به خاطر حفظ هواپيما كه واقعآ از فرزند آدم عزيز تر است ، براي يك لحظه تصميم مي گيرد فدا كاري كرده و با انداختن خود زير چرخ هواپيما مانع از حركت بيش تر آن شود ..!! از طرقي هم متخصصي كه در كابين بوده خيلي زود متوجه حركت هواپيما مي شود .. چون لرزش زياد است معمولآ آدم خيلي دير متوجه حركت مي شود .. از طرفي فرد فوق سرش تو آلات دقيق است و به بيرون هم كمتر توجه مي كند .. ولي از شانس علي اون شب بلافاصله متوجه شده و ترمز ها رو محكم مي گيرد ..!
او غافل از اتفاقي كه براي علي رخ داده است ، از داخل گوشي مي گويد .. علي جان چوب چرخ ها رو بگذار ... ولي علي كه مردانه و با شهامت خودش رو جلوي لاستيك انداخته بود ، گوشي از سرش به بيرون پرت شده بود .. وصداي دوست خود را نمي شنويد !! او پس از چند بار صدا زدن علي .. نا چار به يكي از همراهان داخل كابين مي گويد سري به بيرون بزن ببين علي شايد خوابش برده است !! طرف به محضي كه از پله هاي هواپيما بيرون مي آيد ، پاهاي علي رو در زير دماغ هواپيما مشاهده مي كند .. سريع از بيرون علامت مي دهد كه موتور ها رو خاموش كن .. ! بعد از دقايقي كه پائين آمده مي بينند علي زير چرخ جلو است و كتف او دقيقآ زير لاستيك هاي جلو قرار گرفته است !! سريع از طريق سيستم هواپيما به گردان نگهداري ماجرار رو خبر مي دهد ..
در ظرف چند دقيقه همه پاي هواپيما مي ريزند .. با امدن امبولانس و پزشك كشيك ، علي رو كه الحمدالله صدمه چنداني نديده بود از زير هواپيما خارج كرده و به بهداري مي برند .. جريان مثل برق همه جا مي پيچد .. بعد از مدتي كه حال او بهبود مي يابد .. تيمسار اميرفضلي به دليل جاعتي كه از خود به خرج داده بود ، او را تشويقي به آمريكا مي فرستد .. خب مي دونيد بازار شايعات اين جور موقع ها فراوان است ... شايعه كرده بودند كه او از ترس بي هوش شده بود .. يا اين كه او غافلگير شده و به هواپيما برخورد كرده بود .. ! خلاصه هر كي يك نوع شايعه نسبت به اين حادثه بيان مي كرد .. مجوز ان متخصص هم باطل اعلام گرديد . ولي هر چه بود ماجرا به خيرو خوشي به پايان رسيد ..ولي شجاعت اين جوون ايراني براي نجات هواپيما در تاريخ سي - ۱۳۰ به ثبت رسيد
با تشكر و احترام :
بهروز مدرسي
اين مطلب در تاريخ يازدهم بهمن ماه ساعت پنج و سي دقيقه بامداد پايان يافت .
ايام به كام
به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .
بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .
دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )
چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )
بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )
همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد
خ ولیعصر بالا تراز پارک ساعی
ساختمان صدف ط همکف 88774591
www.iranchef.com
www.farhood.ir
www.sadafcoffeeshop.blogfa.com
www.coffeemaniran.pirsianblog.ir
سايت مرجع هتل ، رستوران و كافي شاپ در ايران
برنامه هاي آموزشي مدير اين سايت در شبكه هاي تهران و جام جم به روي آنتن است .
مرکز آپلود عکس ایرانی





سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه

















سلام عقاب،
اگر مجسمه یک جغد یا یک عقاب(جسارت نشود!) رو کنار آشیانه میگذاشتند، چنین مشکلاتی پیش نمی آمد.
راستی نکنه اون کفترا ته مونده "قرمه سبزی"!! پایگاه رو خورده بودن که حالشون بد شده بوده؟؟!!
دست شما هم درد نکنه...
پابنده و بهروز باشید.
یا حق...
پاسخ
خيلي ممنون امير جان از كامنتي گه گذاشتي
آقاي مدرسي من چند تا عكس جالب از C130 دارم كه تبديل به آواكس شده براتون مي فرستم ايشالا كه اون هارو نداشته باشيد.
ادرسه يه سايت آموزش رو هم ميفرستم براي شما كه زبان مي دونيد راحت تره. (همه رو به ايميل)
پاسخ
سپاسگزارم امير نازنين
سلام آقای مدرسی
کسی پیدا شده که بهتون توی چاپ کردن خاطراتتون کمک کنه؟
اگه هنوز کسی پیدا نشده خودتون هم میتونید با یه پرینتر این کار را انجام بدید...راحته.
پاسخ مهزداد جان .. من مي خواهم به صورت كتاب چاپ بكنم نه به صورت دستي در روي آ چهار
به هرحال ممنون از كامنت شما
ضمن عرض سلام!
در مورد فیلم حادثه طبس تا آنجا که بیاد دارم فرد دیگری که مامور روی زمین بود چراغهایی را دو طرف باند کار گذاشت که روشن شدن آنها از داخل هواپیما صورت میگرفت و با روشن شدن آنها محدوده باند مشخص شد و خبری از رادار در میان نبود.
پاسخ
عليرضا جان بله يك صحنه همين است كه اشاره كردي و ما در سي -130 ها نداريم همچنين همون موقع از داخل رادار باند را نگاه مي كرد
سلام
در پست قبلی در بخش انگلیسی اشاره به بکارگیری موشک زمین بهوا بعنوان موشک هوا بهوا در جنگنده تامکت شد.آیا این پروژه صحت دارد یا فقط تبلیغ است؟
تشکر
پاسخ
عزيزم اين بخش را آقاي عليرضا صادقي زحمت ترجمه اش را مي كشد . و من خبري از محتواي آن ندارم
درود به کپتن دوستداشتنی
داستان خوبی بود ٫اما ....اگر هواپیما تنها با سرعت ۰.۲۵ متر در ثانیه هم در حرکت بوده وقتی علی خودش رو اون زیر انداخته٫با توجه به اینکه (امپتی ویت) سی۱۳۰ دور و بر 83,000 lb (38,000 kg) است و این به این چم است که علی آقا با اینکه ۱۱۸۷.۵ J انرژی را در کمتر از ۱ ثانیه دریافت داشته اند٫ خیلی شگفتانگیز است که همه چیز به خوبی گذشته! شاید آنوقت که ایشان آن زیر پریده٫ هواپیما فقط تکان خورده و نه اینکه در حرکت بوده.
برای نمونه: انرژی دریافتی از سنگینترین بکس محمد علی کلی بیشتر از دور و بر ۷۵ J نیست.
کپتن من هم آن ایمیلی را که دیروز گفتم فرستادم و هم ایمیلی که قبل از آن فرستاده بودم و شاید دریافت نکرده بودید را.
خوش و بهروز باشید
مهرداد
پاسخ
خيلي ممنون مهرداد جان .. استفاده كردم
سلام بهروز جان پیش از خواندن مطلب چند عکس جدید تقدیم شما
8513-5
http://www.postimage.org/image.php?v=aV1YjCQ0
8515-5
http://www.postimage.org/image.php?v=aV1Yiq_J
8517-5
http://www.postimage.org/image.php?v=PqtsyoS
8528-5
http://www.postimage.org/image.php?v=aV1YkfKi
http://www.postimage.org/image.php?v=PqtsZQr
8535-5
http://www.postimage.org/image.php?v=PqttnMS
8538-5
http://www.postimage.org/image.php?v=aV1Ylz30
8553-5
http://www.postimage.org/image.php?v=aV1YmFU0
اگر درآینده تصاویر جدید از هرکولسها پیدا کردم در اختیارتان قرار خواهم داد موفق باشید
خدانگهدار.
پاسخ
واقعآ چه عكس هاي زيبا و به ياد ماندني دستت درد نكنه .. اگه بتوني چند عكس هم از ماشيم مراتعقيب كنيد بفرستي ممنون مي شوم
سلام ودرود خدمت عمو بهروز خودمون خسته نباشیذ.عمو واقعا همچنین دلیر مردانی که برای این اب وخاک این وطن خدمت می کنند و جان خود را فدای کشور می کنند قابل ستایش هستند.عمو جان واقعا یه خسته نباشید از طرف همه برو بچه های سایت به شما بگم که واقعا ما جوانها رو شرمنده می کنید من وقتی دیدم شما جواب کامنت بنده را ساعت 6 صبح جواب میدهید از روی خودم خجالت کشیدم که تو کامنت نوشته بودم امشب به من زنگ بزنید واقعا من را عفو کنید واقعا میگم از ته دل بنده را بقظی من و گرفت که دیگه روم نمی شد براتون کامنت بگذارم عموجون بازهم میگم واقعا بنده را عفو کنید واقعا شرمنده روی شما هستم عمو جان من 3 روز دیگه راهی مشهد مقدس هستم خیلی دوست دارم شما رو قبل این 3 روز زیارت کنم باتشکر.یاعلی
پاسخ
رضا جان عزيزم
پسرم اين حرف ها چيه مي زني ؟ دشمنت شرمنده .. چشم حتمآ مزاحم ات خواهم شد
رضا از کرج
با سلام ...مطلب خوبی بود ...اطلاعات علاقمندان را کامل می کند ...لطفا از بهترین و بدترین و سخت ترین و وحشتناک ترین پرواز خود برای مشتاقان پرواز بنویسید....دعا گوی شما ....رضا از کرج ...
پاسخ
مرسي رضا جان چشم
merc
jaleb bood
پاسخ
متشكرم
سلام جناب مدرسی
عکسی از مارشالرهای قدیمی نیروی هوایی و غیر نظامی پیدا نکردم.
یاد اون پیکان هیلمن های شطرنجی و جیپ آهو ها بخیر.
تنها تصویر که فکر کنم برایتان مناسب باشد.
پژو 405 مارشالر فرودگاه مشهد در کنار ایرباس 320 الجزیره ایروایز
این عکس کار دوستم مصطفی تقدیم شما.
http://www.postimage.org/image.php?v=PquaGWJ
اگر بازهم هر عکسی میخواهید بگویید در خدمتم.
خدانگهدار بهروز جان
پاسخ
دوست عزيز و نازنين
واقعآ من تمام تصاويري كه دارم و از آن ها در سايت استفاده مي كنم ، مديون زحمات شما هستم ..
من دنبال يك ماشين " فالو مي " مي گردم كه فقط اون تابلوي آن معلوم باشد . اگه به پست شما خورد برام بفرست . بازهم از شما تشكر مي كنم
Dear colonel
Does your wife know, you always remember Susan in your stories?and can you stay at home yet?
It is just for laughs)
Ali_France
پاسخ
Hi My Dera .. Yes She knows all My Stories about Susan . And My Blue Love To Her !!
I believe : To Have Love & Lost Is Better than Not To Have Love At All !
thats why All The Time Im thinking To Her !! Just in the web .
thanks For remembering me again
سلام آقاي مدرسي
ممنون از پاسخ سوال ديروز ولي در مطلب امروز مسيله اي بود كه ميخواستم بپرسم چرا وقتي يك هواپيما ميخواهد درجا موتورش را روشن كند بايد از برج اجازه بگيرد چون اين هواپيما كه نميخواهد پرواز كند
خيلي متشكر
علي از كانادا
پاسخ
علي جان اين جز مقررات است كه هر گاه موتور هر هواپيمايي مي بايستي روش
شود .. يا در روي رمپ تاكسي كند ، با برج مراقبت هماهنگ شود
اين قانون بين المللي است .
دليل ديگر اين مي تواند باشد كه اگر برج در جريان نباشد ، با روشن شدن آن فكر مي كند كه قصد پرواز غير قانوني دارد !! و خيلي مسايل ديگه ..از جمله ايمني كه مثلآ اگه نياز به آتش نشاني دشت برج در جريان بوده و اقدم كند
با سلام مجدد
سوال ديگري كه دارم اين است كه چرا نيروي هوايي يا هواپيمايي كشوري از وجود شما وساير خلبانان بازنشسته به عنوان مدرس در دانشكده هاي خود استفاده نميكند اين همه هزينه شده تا پخته شود خامي بعد هيچ
حداقل ميتوانند از تجربيات شما در مورد شرايط اضطراري حين پرواز استفاده كرده و آنرا در اختيار دانشجو ها قرار دهند
آخر چرا يك خلبان بعد از اين همه تلاش بايد دنبال كار به هر تازه به دوران رسيده اي رو بياندازد
قربان شما
علي از كانادا
پاسخ
علي جان اتفاقآ خيلي دعوت نامه از اين گونه مراكز داشتم ..
و بارها براي تدريس دعوت شدم . اما راستش رو بخواهيد من از هر جا ببرم ، ديگه به هيچ عنوان بر نمي گردم . شايد اين يك نوع خود خواهي باشد .. ولي من انتظارم اين بود وقتي هفت رگ داخل قلبم گرفته شده بود و نفس به سختي مي كشيدم ، شب و روز پرواز بودم .. اما بعد از اين كه با هزينه گزاف و خريد دلار آزاد قلب ام رو عمل كردم و مجوز پرواز را گرفتم آن ها نپذيرفتند .. و ذوق و اشتياق من را كور كردند .. در حالي كه شرايط پرواز هم نسبت به گذشته خيلي آسان شده بود و جنگ هم به پايان رسيده بود .. ولي آن ها نپذيرفتند ... ضمن اين كه اين عادت من است كه از هر جايي عذرم رو بخواهند ديگه نمي توانم كار انجام دهم .. شايد يكي از دلايلش اين باشد كه من با دل و جان انرژي و صداقت در كار نشان مي دهم ..و درقبال اين روراستي و درستكاري تنها توقع حرمت دارم .. براي مثال همين مجله پرواز .. بعد از چند روز كه متوجه شدند نمي توانند تنهايي منتشر كنند ، يا افراد ديگري هم كه بيايند توقع مادي بسيار بالايي دارند ، مرتب هر روز زنگ مي زنند كه آقا اشتباه شده است برگرد .. ولي اگه رو.زي يك ميليون تومان هم بدهند ديگر نمي روم .. ولي در مورد تدريس آخرين پيشنهد از سوي همين آرتا كيش بود كه از من خواستند دپارتمان دانشكده زبان آن ها را به عهده گرفته و علاوه بر تدريس خودم از اساتيدي ديگري هم كمك بگيرم .. و آن ها با هماهنگي با اغلب ايرلاين ها دانشجويان خود را به اين مركز مجهز اعزام كنند .. راستش به دليل حضور تيمسار دادپي كه من واقعآ مريد او هستم .. و شخصيت آدم هايي چون آقاي كاپيتان جلالي و جاويد پور كه واقعآ انسان هاي فرهيخته اي هستند ، موافقت ضمني خودم رو اعلام كرده ام .
به هرحال آرامشي كه الان دارم با دنيا عوض نمي كنم .. وجدان راحت بزرگترين سرمايه است
آقاي مدرسي عزيز اين عكسي كه گذاشتم حتما ببينيد خودم از تو google earth پيدا كردم.
http://i31.tinypic.com/5a4cg8.jpg
ايشالا خوشتون بياد.
پاسخ
تشكر مي كنم امير جان الان نگاه مي كنم
سلام عمو بهروز.به خدا اگه بگم شرمنده ام دروغ نگفتم.از دو جهت هم نسبت شما شرمنده ام.
اول اینکه خیلی کم کامنت میذارم.ولی عمو به خدا قسم این قدر درس و امتحان دارم که اصلا وقت سر خاروندن ندارم و وقتی که خاطراتتون رو می خونم زیرش خواب میرم. ولی امیدوارم که بنده رو عفو بفرمایید
دوم اینکه وقتی میبینم شما تا نزدیک صبح از تمام زندگیتون میزنید برای ما مطلب منویسید دیگه خجالت میکشم از شما چیزی بخوام.
ان شاالله خدا تمام مشکلات رو از جلوی پای همه برداره.
راستی عمو وقتی فهمیدم که اون 707 که در مهرآباد در روز اول جنگ آتش گرفته بود دوباره به همت متخصصان داخلی تعمیر شده از ته قلب خوشحال شدم.
راستی عمو جون یه حرفه که همیشه دوست داشتم بهتون بگم ولی روم نمیشده اما وقتی دیدم که شما تا این موقع صبح بیدار هستید و همه این سختی ها رو برای ما تحمل میکنید دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.
از صمیم قلب و با تماتم وجودم و به اندازه پدر ومادرم که خیلی دوسشون دارم شما رو دوست دارم و امیدوارم که سایه شما همیشه بالای سر ما باشه .
از دور بر دستهای شما که 8 سال از این کشور دفاع کردید بوسه میزنم و امیدوارم در پناه حضرت حق همیشه موفق و موید باشید
به امد کامیابی و بهروزی شما
پسرتون اسی
پاسخ
اسي جان عزيزم ..پسر نازنين و مهربان ام
باور مي كني اگه بگم چقدر براي من ازرش داري و چقدر با ديدن كامنت هايت خوشحال مي شوم .. اسي جان من مي دانم كه خيلي درس داري .. براي همين از تو خواهش كردم فعلآ به فكر درس و مشق ات باش .. هيچ كس از شما گله نخواهد كرد كه چرا كامنت نگذاشتي و يا چرا نامه نفرستادي .. هر كي خوشبختي شما را بخواهد ، با قبولي در درس ها خوشحال مي شود
پسرم من كاري خاصي نمي كنم .. من سال هاي مديدي است كه شب ها كار مي كنم .. حتي اون زماني كه در مجله سروش بودم .. تا صبح بيدار بوده م كار مي كردم و سپس صبح زود به سر كار مي رفتم ، اما عصر كه مي آمدم مي خوابيدم و دوباره ساعت يك بامداد يا دو بيدار مي شدم .. اين روز ها كه كار خاصي ندارم .. مشكلي نيست ولي از هفته آينده احتمالآ در جايي مشغول به كار خواهم شد .. ان گاه بايد برنامه نوشتن مطلب رو با كارم هماهنگ كنم ..به هر حال نگارش مطالب به من جان و انرژي مي هد
روي همچون ماهت رو مي بوسم و باز هم تكرار مي كنم پسرم با جديت درس هات رو بخوان .. من انتظار كامنت از شما ندارم
سلام وخسته نباشید خدمت عمو بهروز خودمون . عمو جان واقعا ببخشید که باز هم مزاحم شدم عمو بهتون گفتم راهی مشهد هستم .تا چند روز دیگر میرم عمو اگه میشه قبل این زیارت من شما رو ببینم باز هم معذرت که هی مزاحم شما میشم عمو من یکشنبه ساعت 4 میرم برای همین اصرار به ملاقات زودتر دارم واقعا اگر مشگلی هست من میگذارم برای بعدا مزاحمتون میشم باز هم شرمنده اگه شما تونستید وکارهاتون جور شد به شماره بنده یک زنگ بزنید بازهم بنده را عفو کنید باتشکر .یاعلی
پاسخ
علي جان انشاالله زيارت قبول باشه . چشم من سعي مي كنم شنبه عصر يه جور هايي با شما قرار بگذارم
با سلام به کاپیتان عزیز
همانطور که خودتان فرمودید عکسهای این سری زیاد جالب نبود ولی در کل کار شما در فتو شاب بد نیست شکسته نفسی نفرمائید.در خاطرات قبلی واقعا عالی بود و من به شخصه خیلی لذت بردم.ان شاالله روز به روز بهتر هم می شود.
پاسخ
خيلي ممنون دوست من .. به هر حال انسان قابل پيشرفت است .. اميدوارم با علاقه و پشتكاري كه دارم روزهاي بعد بهتر هم شود
ba salam Do you know a former pilot of c-130 whose name’s is Mehrzad Farhangfar ?
Ali_france
No Sir....I Dont Know Him
جناب مدرسی عزیز
چون شما هر شب ابدیت می کنید
و دیشب ابدیت نکرده اید نگران شما شدم
انشالله که مشکلی نداشته باشید
با تشکر
دوست دار شما مهدی
پاسخ
مهدي جان ممنون از توجه شما
راستش هر روز فايده اي نداره .. احساس كردم خوانندگان ديگه زده مي شوند . براي همين قصد دارم يه مقدار بين آن ها ففاصله بيندازم تا ازرش اش حفظ بشه
باز هم از لطف شما ممنونم
سلام عمو بهروز ببخشید فقط اومدم بگم ببخشید که انقدر سماجت کردم وشما رو در این وظع هی اذیت می کنم واقعا ممنونکه من را پذیرفتید.پس من فردا منتظر تماس شما هستم باز هم معذرت می خواهم که شما رو تو زحمت انداختم با تشکر .یاعلی
خواهش مي كنم رصا جان
اگه زنده بودم حتمآ با شما تماس مي گيرم
سلام عمو مدرسي گلم
چطوريد؟
خيلي كم پيدا شدم نه؟ واقعا شرمنده. چند روزي دسترسي به اينترنت نداشتم الان هم اومدم و سه تا پستتون رو با هم خوندم و لذتش رو هم با هم بردم. دستتون درد نكنه.
عمو جونم خيلي خوشحال شدم كه كارتون راه افتاده و الان شاد و در آرامش هستيد. براتون ميل ميزنم. يه سري حرفها باهاتون دارم كه تو ميل ميگم
شاد شاد شاد باشيد
دامون عزيز نگران ات شده بودم . خوشحالم كه دوباره مي بينمت
سلام جناب مدرسی
هرجا که گشتم عکسی پیدا نکردم
هر عکسی دارم از مقابل هست.
توی اینترنت هم تصاویر مارشالر های خارجی پیدا میشود که کلمهء فالو می پشت آنها نقش نبسته.
من خیلی تلاش کردم با کیفت ترین عکس مارشالر را پیدا کردم که متاسفانه از مقابل هست.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/25/Marshaller_at_hannover_airport.jpg/800px-Marshaller_at_hannover_airport.jpg
امیدوارم نیازتان را برطرف کند.
پاسخ
خيلي ممنون .. راستش من هم خيلي گشتم .. ولي از اون قديمي ها پيدا نكردم
سلام کاپیتان،
لطف بفرمایید آدرستون رو برام ایمیل کنید تا یک مجموعه آموزش فتوشاپ رو که بسیار کامل و از مبتدی تا پیشرفته هست برانون ارسال کنم.
فقط خواهش می کنم که تعارف رو کنار بگذارید چون باعث افتخار منه اگه کمک کوچکی از دستم بر بیاد و انجام بدم.
پاسخ
رضا جان عزیزم .. واقعآ از لطف و یزرگواری شما خیلی تشکر می کنم .. با این حرف ات انگار به من رسید
فقط بگو اسم آن چیست تا خودم برم بخرم .
مطمئن باش اگه ÷یدا نکردم از شما خواهم گرفت
موفق باشی پسرم
سلام جناب مدرسی
نهایتا با گشت و گذار درون مجلات قدیمی و... یک عکس جالب پیدا کردم که مارشالر جیپ آهو به همراه سسنا 180 ژاندارمری در قلعه مرغی پیش از انقلاب لعنتی هست.
تقدیم به شما
http://www.postimage.org/image.php?v=aV2fRu6S
پاسخ
خیلی ممنون عزیزم .. من این لطف شما را فراموش نمی کنم
من اغلب تصاویری که دارم مدیون شما می دانم
سلام جناب مدرسي عزيز
اگر براتون امكان داره با توجه به اينكه اين روزها سالروز حادثه برخورد C130 ارتش با اير باس هما در 14 بهمن 78 هست در خصوص اين حادثه هم مطلبي بنويسيد . همچنين در خصوص سقوط C130 در كوههاي بينالود و همچنين سقوط در حوالي جنوب تهران ( مربوط به حدود 3 يا 4 سال پيش ) هم اگر مطلبي داريد بنويسيد.
با تشكر
با تشكر.
پاسخ
علی جان گرامی ... چشم . مطمئن باش من هر آنچه در مورد سوانح هوا÷یماهای سی - 130 بدونم خواهم نوشت .. حادثه برخورد به کو های بیناالود را یادمه .. هواپیما متعلق به پایگاه هفتم ترابری بود و خلبان آن را به خوبی می شناختم .. سعی می کنم با کامل کردن اطلاعات ام حتمآ این کا را انجام دهم
با سلام خدمت جناب آقاي مدرسي
در خصوص سوال آقاي رامين ، بايد گفت كه در آذر سال 1365 اين پروژه كه تبديل موشك زمين به هواي هاوك به موشك هوا به هوا براي استفاده در تامكت بود و به نام پروژه سجيل معرفي شد توسط معاونت جهاد خودكفايي نيروي هوايي ارتش به بهرهبرداري رسيد و همانطور كه در پست قبلي نوشته شدهبود اولين شليك اين موشك در منطقه سمنان به سمت هواپيماي بدون سرنشين توسط خلبان مازندراني با موفقيت صورت گرفت و پس از آن اين موشك به عنوان سلاح سازماني هواپيماي تامكت در ايران معرفي گرديد و در زمان جنگ نيز تا آنجا كه بنده اطلاع دارم يك بار هواپيماي سوپر اتاندارد فرانسوي توسط خود خلبان مازندراني و يك بار نيز هواپيماي ميگ عراقي توسط خلبان اسدا... عادلي توسط اين موشك سرنگون شد . در ضمن پس از جنگ نيز اين پروژه موفق به دريافت جايزه بهترين اختراعات از جشنواره خوارزمي گرديد .
با تشكر از وبلاگ خوب شما
پاسخ
سام عزیزم
با تشکر از اطلاعات کاملی که درج فرمودی ، به اطلاع می رسانم مترجم این نوشته آقای علیرضا صادقی عزیز هستند . و معمولآ من مطالب ترجمه شده ایشان را نمی خوانم .. ولی مطمئن باشید ایشان به خاطر این اطلاعات از شما تشکر خواهد کرد
با عرض سلام خدمت استاد مدرسی عزیز
چند باری که به دفتر مجته اومدم و جویای احوال شدم جواب درستی نشنیدم.در صورت امکان ماجرا رو برام ارسال کنید.امیدوارم همیشه موفق باشید و از تجاربتون برای پیشبرد صنعت هوایی استفاده بشه
پاسخ
جناب آتشی گرامی
بنده مخلص شما و مسئولان محترم نشریه پرواز هستم .. و هیچ گونه مشکلی با آقای کوکب زاده نداشته و ندارم ..
مشکل پیش آمده را فرد دیگری به وجود آورده بود .. که با پوزش فراوان به دلیل پرهیز از تبعات آن به طور خصوصی یه ای میل شما ازسال خواهم کرد . زیرا ظاهرآ این رشته سر درازی دارد و از آن جا که قصد پی گیری از کانال های قانونی را دارم .. از بازگویی آن شرمنده هستم
موفق باشی پسرم
Ba salam,
Chand rouzye update nakardid. negaran shodam.
Ba ehteram
yasser Akbarzadeh
Colorado, USA
پاسخ
یاسر جان گرامی
خیلی ممنون از ابراز نگرانی .. به عرض می رسانم .. کامپیوترم دچار مشکل شده بود و در این مدت در تعمیر گاه بود ولی از فردا در خدمت خواهم بود
شاد و سر بلند باشی
سلام.
آقاي مدرسي چرا مطلب جديد نميذاريد؟
پاسخ
امیر جان همان گونه که در کامنت قبلی عرض کردم .. چند روزی کامپیوترم دچار مشکل اساسی شده بود ، برای ارتقاء و تبدیل به احسن کردن آن ، چند روزی در تعمیر گاه بود .. همین الان گرفته و از فردا در خدمت خواهم بود
سلام عقاب،
اینو تو بالاترین دیدم، خالی از لطف نیست! ماهی برای قلب و کلا سلامتی، بسیار مفیده...
ولی سعی کنید ماهی های کوچکتر رو انتخاب کنید که آلودگی جیوه کمتری دارند...
پایدار و بهروز باشید...
یا حق،
http://dpchallenge.com/image.php?IMAGE_ID=638916
پاسخ
خیلی ممنون .. الان نگاه می کنم
لصف فرمودی
سلام عمو جان
خاطره جالبي بودو همينطور ستودني
راستش روم نشد بيام بگم ولي چون بهم گفتيد كه بهتون بگم الان ميگم
ممنون ميشم منو به اسم خانوم مارپل لينك كنيد
متشكرم موفق و پاينده باشيد
پاسخ
خیلی ممنون از یاد آوری که فرمودی .. عزیزم .. ÷یوند های سایت از سیستم بلارولینگ است که نمی دونم چرا اخیرآ فیلتر شده است . !!؟ اگه باز شد همین حالا اضافه می کنم .. اگه نشد باید مرتب به من یاد آوری فرمایی تا بلکه با فیلتر شکنی آن را باز کنم
پی نوشت .. عزیزم درست شد و من موفق شدم اضافه کنم
سلام استاد ارجمند
من خیلی وقته پیش شما میام...اما خب زیاد اهل نظر دادن نیستم.
سر یک ماجرایی من بعد چند وقت اومدم اینجا....حالا سر فرصت ماجراشو تعریف می کنم.
فقط می خواستم بدونم آقای آرمان بیات را می شناسید؟و در چه حد؟
اگه می شه جوابشو بصورت خصوصی در وبلاگم بیان کنید.
قبلا آز ابراز لطف شما ممنونم
پاسخ
چشم . حتمآ عزیزم
سلام کاپیتان !!! شب و روزتون بخیر
واقعا از پستهایی که شما تو وبسایت تون مینویسید به اندازه چند تا فیلم سینمایی لذت میبرم !!! مخصوصا خاطرات دوران پروازتون !!!
خوهشا اینقدر از بابت حاشیه رفتن ها عذر خواهی نکنید !!! یکی از نقاط قوت نوشته های شما همین حاشیه رفتن ها هست !!! من که به شخصه عاشق همین حاشیه رفتن ها و خاطرات کوچیک در کنار خاطرات بزرگ هستم !!!
وب سایت شما واقعا عالی و پر بیننده هست !! و از اون عالیتر صمیمیتی هست که شما با ما خوانندگان برقرار کردید و لحن نوشته های خودمونی و دوستانه شما است که واقعا جای تحسین داره !!!
خیلی خیلی ازتون ممنونم !!! به نوشتن ادامه بدید و مطمئن باشید مطالبتون خیلی خریدار داره !!
ممنونم
حمید رضا
حمید رضا جان نازنین
من واقعآ خیلی خرسندم که شما دوست نازنین از نوشته های حقیر لذت می برید . امیدوارم شایستگی این محبت ها و صمیمیت های دوستان عالیقدری چون شما را داشته باشم
با آرزوی موفقیت و شادکامی
سلام استاد ارجمندم ، جناب مدرسی
ممنونم از لطف بیکران شما
حدود 4 الی 5 ماه پیش من و یکی از دوستانم که در یک وبلاگ گروهی در زمینه هوانوردی فعالیت داشتیم تصمیم گرفتیم که آنرا تبدیل به وب سایت کنیم و در همین راستا نیز فعالیت را گسترده تر کنیم.
چند روزی دنبال یک اسم مناسب گشتیم تا بالاخره روی خلبان به توافق نظر رسیدیم.
این همکار ما یک دوستی داشت در ارومیه که اینگار شرکت اینترنتی داشت.خلاصه اینک قرار شد هاست و دامین را ایشان تهیه کنند.
من تا حالا یکبار هم طراحی سایت کار نکرده بودم حتی یکبار هم ندیده بودم.جدا بیچاره شدم تا تونستم یاد بگیرم...اما چون علاقه داشتم واقعا کم نذاشتم.جدا پیشرفت سایت هم خوب بود.هر روز امکانات جدید و طراحی زیبا تر.من هر روز برای چک وب سایت..ایمیل ها ، آمار و...چندین بار میرفتم.تا یک روز که دیدم وب سایت بالا نمی یاد.البته این اتفاق قبلش هم اتفاق افتاده بود کی طی تماسهایی که با آقا نوید(همون دوست شرکت اینترنتی دارمون)داشتیم مشکل حل ش.اما این تو بمیری از اون تو بمیری ها نبود.ساعت 12 شب بود که به ایشان زنگ زدم جواب ندادند.چندین دفعه تماس گرفتم و مسیج زدم.فردا....پس فردا و.... تا همین امروز که شاید یک ماه می گذره.
بعد چند وقت دیدم یه صفحه می یاد که میزنه(مجله خلبان.....به زودی)گفتیم حتما از طرف یه شرکتی بهش پیشنهاد خوب دادن و بقیه ماجرا.
راستی اینو هم اضافه کنم که درسته که من یوزر و پسورد سایت رو داشتم اما چون به نام ایشون بود از دست من کاری ساخته نبود.تا الان که چند وقته سایتشون راه افتاده و دیدیم خیرررررررر.//
سایت ماله خودشونه و همکاری آقای آرمان بیات.
می دونی استاد من از کجاش می سوزم...اینکه من خیلی تلاش کردم و دوم اینکه درسته که اسپانسرمون اون بود اما اسم رو ما انتخاب کرده بودیم و اون حق نداره اینطوری حالشو ببره.
آدرس سایت هم خودتون دارید چون دیدم باهاش تبادل لوگو کردید.
www.khaleban.com
استاد من آدم زیاد کینه ای نیستم اما تو این مسئله خیلی سوختم.و این اطمینان هم می دم که اعتباری که بدست بیارنو زیر سوال می برم.
بازم ممنون
پاسخ
دوست عزیز و گرامی
باور کنید من هم به اندازه شما از این ماجرا ناراحت شدم .. و این کار را غیر اخلاقی و اصولی می دانم . و از آن جا که بنده از طریق دوست بسیار عزیزم آقای آرمان بیات با آقای نوید آشنا شده و گاهآ هم به دلیل ارتباطات مرسومه ، تلفنی با ایشان صحبت کرده ام ... و از آن جا که مطمئن هستم جناب فرید هم این کامنت را خواهند خواند ، من اگه اجازه بدهید بعد از شنیدن نظرات ایشان قضاوت خواهم کرد .. ولی این قول را در همین جا به شما می دهم در صورتی که آقای نوید گرامی دلیل یا توضیح قانع کننده ای در باره این موضوع ارائه نفرمایند ..بنده هر گونه ارتباط و دوستی خویش را با فرد فوق و سایت مذبور قطع خواهم کرد .. چون واقعآ این گونه کار ها را درست نمی دانم . و حتی مطمئن هستم جناب آقای بیات که در این ماجرا دخالتی نداشته ، در صورت اثبات فرمایشات شما تصمیم جدی و قاطع ای را اتخاذ خواهد فرمود . ولی تا آن جا که من در جریان هستم ، جناب بیات به دنبال راه اندازی سایتی برای انجمن تخصصی خود بودند که آقای نوید تنماس گرفته و فرمودند تمام کارهای قانونی و حقوقی سایت را انجام داده اند ... دوست عزیز .. همان گونه که مستحضرید سایت من را هم شخصی که اصلآ نمی شناختم ، به صورت رایگان طراحی و کلیه مخارج ثبت دامین و هاوست را خودش ÷رداخت کرده و قول دادند تا زنده هستند شارژ های مربوطه را خواهند پرداخت .. و با وجودی که آمار سایت من بالای شش هزار نفر بازدید کننده در روز رسید ، هرگز امتیاز آن را تصاحب نکرده و حتی به دلیل عدم ظرفیت سرور ، با هزینه خویش سرور دیگری را برای سایت من جایگزین فرمودند ... خب من هم به نوبه خود هر جا فرصتی دست داده از آن شرکت و شخص طراح و کارمندان آن تشکر و قدردانی کرده ام .. در این دو روز زندگی یک خوبی می ماند و یک بدی .. به عقیده من هیچ ارزش این کار ها را ندارد که شخصی چنین کار غیر اخلاقی را نسبت به دوست یا همکار و یا حتی غریبه روا دارد
امیدوارم به زودی تمام این سوء تفاهم ها بر طرف شود
سلام استاد ارجمندم
ممنونم برای همه چیز...و ای کاش همه مثله شما بودند
شما اگر در google این جمله را سرچ کنید صفحات cashe شده سایت رو نشون می ده...البته الان سرچ که کردم فقط یک صفحه از سایت ما باقی مونده با موضوع مارک ایر لاین ها
site:www.khaleban.com
دقیقا جمله بالا رو سرچ کنید
اگه بخواهید کل طراحی سایت رو براتون می فرستم.
حتی از اعضای سایت هم می خوام بودن من را ثابت کنند.
دوست من و کسی که در سایت با هم بودیم آقای امیر یزدی
www.pilotamir.blogfa.com
باز هم ممنون
پاسخ
دوست عزیز و گرامی
من همچنان منتظر پاسخ آقای نوید در ارومیه هستم
و خیلی دلم می خواهد ببینم او چه پاسخی نسبت به این اعتراض شما دارد .. و بعد از پاسخ او .. قضاوت را به خوانندگان فهیم سایت می گذارم .. و تنها کاری هم که از دست من در صورت اثبات این موضوع بر می آید .. قطع ارتباط برای همیشه با آن مجموعه و شخص آقای نوید خواهد بود .. ولی شما هم قول دهید اگه دلایل آقای نوید قانع کننده بود ، از ایشان عذر خواهی فرمایید
سلام استاد ارجمندم
ممنونم برای همه چیز...و ای کاش همه مثله شما بودند
شما اگر در google این جمله را سرچ کنید صفحات cashe شده سایت رو نشون می ده...البته الان سرچ که کردم فقط یک صفحه از سایت ما باقی مونده با موضوع مارک ایر لاین ها
site:www.khaleban.com
دقیقا جمله بالا رو سرچ کنید
اگه بخواهید کل طراحی سایت رو براتون می فرستم.
حتی از اعضای سایت هم می خوام بودن من را ثابت کنند.
دوست من و کسی که در سایت با هم بودیم آقای امیر یزدی
www.pilotamir.blogfa.com
باز هم ممنون
سلام جناب مدرسي عزيز
با سلام و احترام.چقدر زيبا خاطرات را نقل ميكنيد.هركدام از اين خاطرات بردل و جان مينشيند و يادآور شهامتهايييست كه كمتر درتاريخ تكرار ميشوند.از جناب JSF كه تصاوير زيبايي تهيه و به نمايش ميگذارند هم بسيار ممنونيم.
خدا شما را حفظ كند
سرور گرامی جناب مهندس فضلی نازنین
با سپاس از الطاف جنابعالی و تشکر متقابل از دوست عزیزم آقای جی اس اف که زحمت تهیه و ارسال تصاویر مربوط به هواپیما را کشیده اند
با آرزوی شاد کامی برای شما دوست گرامی
سلام آقای مدرسی
من این وبلاگ رو یک ماهی میشه که ساختم تو این فکر بودم که چه کاری کنم آمار وبلاگم بره دیگه چی از این بهتر با شما تبادل لینک کنم
من سایت شما رو لینک کردم
شما هم لطف کنید وبلاگ رو با اسم وبلاگ تخصصی کامپیوتر لینک کنید
ممنون میشم
http://www.phoenix69.blogfa.com
قربان شما تام ریدل
پاسخ
محمد عزیزم
خیلی ممنون که من را لینک کردی .. عزیزم چشم من هم در اولین فرصت این کار را انجام خواهم داد .. مشکل این است که برای اضافه کردن لینک باید از بلارولینگ استفاده کنم .. که متآسفانه نمی دانم به چه دلیلی آن را فیلتر کرده اند .. و فیلتر شکن هم گاهی باز می کند و گاهی خیر ... اگه در چند روز آتی این کار را انجام ندادم .. خواهش می کنم مجددآ با گذاشتن کامنت به من یاد آوری فرمایید و حتمآ قید بفرمایید که لینک سایت را اضافه کنم
شاد و سر بلند باشی عزیزم
عمو مدرسي عزيز
مي دونم كه حتما يادتونه ام فقط خواستم يادآوري كنم كه فردا (19 بهمن)روز نيروي هواييه! خودتون يه بار گفتين اين زمانها و موقعيت هاي خاص رو بهتون يادآوري كنيم تا پستهاي موردي بذارين.وبلاگ منم امشب با يك پست در همين زمينه به روز ميشه. خوشحال ميشم شما هم سري بزنين
شاد شاد شاد باشيد
پاسخ
خیلی ممنون دامون جان که یادآوری کردی . واقعآ نمی دانم چگونه محبت های شما را جبران کنم
سلام استاد ارجمندم....جناب مدرسی
من در یک پست ویژه دو عکس از وب سایت گذاشتم.
و از دوستانم نیز خواستم که من را حمایت کنند.
چشم...اگه دلیلشون قانع کننده بود معذرت که هیچی تمام نیرویم را برای آنها به کار می گیرم.
اما فکر نکنم هیچ دلیلی وجود داشته باشه که استفاده از نام خلبان را توجیه کنه.
در ضمن من در یکی از سایتها عضو بودم که در بخش حمل ونقل در قسمت هواپیما گفتگویی را آغاز کرده بودم.
می تونید آنرا مشاهده کنید و ببینید که عکسها باز نمی شه.اگه روی عکسهایی که باز نمی شه راست کلیک کنید و گزینه properties را انتخاب کنید...آدرس عکس می بینید که از سایت خلبان بوده
این لینک فعالیت من در آن انجمنه:
http://www.parfo.com/showthread.php?t=1072
بازم ممنون
بسیار ممنون
پاسخ
دوست عزیزم خیلی ممنون از مرام و بزرگواری شما .. من تعجب می کنم که چرا خبری از نوید نشد ؟ حتی از آقای بیات هم خبرینیست ولی قطعآ پاسخ خواهند داد
سلام عمو جان
خيلي ممنونم لطف كردين
موفق باشيدهميشه
پاسخ
خواهش می کنم ... کار خاصی انجام نذاذم
به نام خالق آسمان
با عرض سلام خدمت استاد گرامي.
اميدوارم كه حالتون خوب باشه.
دوستم آقا داوود خدمت شما رسيده و مطالبي را عرض نموده است.
و من هم در اينجا باييد خدمت شما عرض كنم من فارغ التحصيل رشته مهندسي پرواز هستم ....
كه همان طور كه دوست عزيزم گفت ما تمام تلاش خودمان را مي كرديم كه مطالبي درست و راهنمايي صحيح در مورد رشته هوانوردي ( خلباني )به دوستان عزيز داشته باشيم.
و از راهنمايي هاي استادان ارجمندم آقايان : شهريار خوش سيرت ( كاپيتان فوكر 100 ايران اير )ايران اير
بهنام شير زاد ( كاپيتان ايرباس 600-300)ايران اير
افشين سيفي ( دوست عزيز و هم دوره ايم مهندس پرواز)
آقاي بهاري ( كاپيتان فوكر 100 آسمان)
استاد گنجه اي ( استاد موتور جت وپيستوني )
استاد لهوني ( ساختمان هواپيما )
استاد اسد زاده ( مقررات هواپيما )
و خيلي از اساتيد ديگه كه سرشناس مي باشند در صنعت هوانوردي
و با همه مشكلات ولي باز در صدد كمك به دوستان هستيم .
پاسخ
امیر جان عزیز در هدف مقدس شما جوانان پر تلاش شکی نیست .. من نمی دانم چگونه این ماجرا رخ داده است .. واقعآ تعجب می کنم .. البته اجتماع مانند سابق حافظ ارزش های انسانی نیست .. و خیلی عوض شده است .. ولی راستش نمی دونستم تا این حد تنزل پیدا کنه
سلام استاد
یکسال و اندی است که خواننده مطالب جناب امیر (خلبان) بوده و هستم و حتی یک دی وی دی ایران ایر و سی دی ترافیک هوایی به لطف این عزیز تهیه کرده ام. متاسفانه عکسی که ایشان در سایتشان گذاشته اند را من دیده ام و یادم است چنین سایتی وجود داشت. کاری به مسایل پشت پرده ندارم چون اطلاعی از آن ندارم فقط امیدوارم این مسئله به خوبی و خوشی ختم به خیر شود و اگر احیانا" کم لطفی از طرف کسی شده، سعی در دلجویی شود.
بهاری باشید
سام (سوئد)
پاسخ
سام عزیزم .. متشکرم از کامنتی که گذاشتی
بله عزیز جان من به صداقت و سخنان امیر عزیز هیچ گونه شک و تردیدی ندارم .. امیدوارم همان طور که شما اشاره فرمودی به خیر و خوشی پایان پذیرد
جناب مدرسی . من دوست دارم اول اعترافی کرده و بعد از شما و خوانندگان سایت خوب شما راهنمایی بگیرم . عرض به خدمت شما من از خودم به خاطر کارهایی که در گذشته انجام داده ام بشدت متنفرم . کار و خلافی نبوده که انجام نداده باشم از دزدی و شارلاتانی تا کارهای غیر اخلاقی.............................................. ولی مدتی است سعی می کنم مثل آدم زندگی کنم چون بخاطر اعمال کثیف ام همسرم و خانواده ام را از دست داده .ام و اکنون خیلی پشیمانم . می خواستم ببینم مثل مسیحیان که در کلیسا اعتراف می کنند ما هم جایی برای این کار ها داریم ؟
پاسخ
هموطن گرامی
اول از شما عذر می خواهم که بخشی از حرف های شما را پاک کردم . دوم ا : همین که به خلاف و گناهان خود واقف شده و کنار گذاشتید بسیار کار پسندیده ای است . به شرطی که دیگر دنبال آن مسایلی که اشاره کردی نروی
در باره اعتراف به عقیده من بهترین قاضی وجدان آدم است . از زمانی که تصمیم بگیرید مثل همه انسان های خوب زندگی کنید ، فکر می کنم مشکلات شما بر طرف می شود . همسر شما هم وقتی ببیند شما به راه راست برگشتید مطمئن باشید بر می گردد . ضمن آن که آن حرف هایی که در مورد همسرت نوشتی ، باورش برای من کمی مشگل است . ولی انجام کارهای خوب و نرفتن سراغ کارهایی که گفتی بهترین سرمایه است . در مورد محل اعتراف به سبک کلیسا فکر نمی کنم در ایران چنین نهادی وجود داشته باشه . و امیدوارم خوانندگان با کامنت های خود شما را
راهنمایی کنند .
رضا از كرج .....
با سلام ...خدمت آقاي فردوست ....
اول ...مهم اين است كه شما متوجه راه اشتباه خود شديد ...از اين جهت خداوند را شاكر باشيد كه به شما نظر لطف دارند ....دوم اينكه در دين مبين اسلام اعتراف به گناه نزد ديگران گناه شمرده مي شود ....شما فقط در خلوت خود پس از نماز در دعاي خود خالصانه اعتراف به گناه كنيد واز خداوند طلب بخشش كنيد ...حضرت زهرا سلام الله عليه مي فرمايند خداوند در برابر خالصانه ترين دعاي شما ، بهترين تقدير شما را خواهد فرستاد ...حال شما براي ادامه زندگي ابتدا محيط خود را تغيير دهيد ....از هر عاملي كه ممكن است شما را به گذشته ناسالم باز گرداند دوري كنيد ....مثلا شايد لازم باشد محل زندگي خود را تغيير دهيد يا با بعضي افراد قطع رابطه كنيد ...و موضوع مهمتر اينكه انسان ها نياز به معلم دارند .....كتاب هاي حديث امامان ما و كتاب هاي اخلاقي مي توانند بهترين معلم شما در اين روزگار وانفسا شوند....با موج جامعه حركت كردن هنر نيست سالم زندگي كردن هنر است ....خداوند مي فرمايند اگر يك قدم به طرف من بياييد من صد قدم به سوي شما خواهم آمد....چنانچه با خدا باشيد همه از دست رفته ها را بدست خواهيد آورد....حديثي از امام معصوم مي گويد كسي كه بر خدا توكل كند شكست نخواهد خورد ...پس با خدا معامله كنيد ....برخدا توكل كنيد...و تسليم خواست خداوند باشيد...دعاگوي شما.... رضا از كرج
پاسخ
خیلی ممنون رضا جان .. استفاده کردم .. خدا خیرت بده پسرم
این آقای فردوست ظاهرآ خیلی آلوده به مفاسد شده بود که بنده به دلیل حفظ حرمت خوانندگان آن بخش از حرف های ایشان را پاک کردم .
امیدوارم به راه راست هدایت شود و دست از کارهای خلاف خود بر دارد
استاد مدرسی بزرگ.
در پاسخ به آقای امیر (خلبان) باید خدمتشون عرض کنم که بهتر هست ایشون اگر قصد دارند شناختی از من داشته باشند بهتر هست با خود من ارتباط برقرار کند. در ضمن به هیچ عنوان صحیح نیست که ایشون بدن اینکه مدارکی داشته باشد شروع کند به این شلوغ بازی ها. بنده مدارک آقای نوید رو بررسی کردم و قانع شدم چون اولین کسی که به آقای نوید اعتراض کرد خود من بودم. مدارک ایشون کامل بو . همه چیز به نام آقای نوید بوده و مبلغ واریز شده به بانک هم به نام آقای نوید بوده و ایشون توضیح به من داد که با این دوستان برای انجام کارهای هوانوردی شریک شده بود به این قرار داد که وب سایت و ثبت آن و از آقای نوید و باقی امور با آقای امیر و دوستانش.
به هر حا جناب امیر یزدی دانشجوی رشته مهندسی پرواز مرکز سما پران ، ای دوست من. ما همه با هم یک خانواده هستیم و تحت مسئولیت من و رهبری من داریم کارخای بزرگی برای هوانوردی کشورمون انجام می دهیم و درست نیست در ابتدای کار به صلاح سازمان اسلامی صنعت هواپیمایی ایران نیست که اینجوری مشکلات به وجود بیاد. حتما با من در تماس باش تا بیشتر از برنامه های هم استفاده کنیم.
در ضمن بنده ارادت خاصی به پدر آقای خوش سیرت دارم و سلام خدمتشون برسونید.
یادت نره دوست من من و تو قرار هست ((ما)) بشیم تا بتونیم صنعت هوانوردی غیر نظامی کشور رو اصلاح کنیم.
استاد مدرسی دستانتان رو می بوسم.
شاد باشید.
یا علی
پاسخ
آرمان عزیز .. من نمی دونم چرا آقای نوید عزیز با وجود تذکر شما و خواهش بنده ، هیچ توضیحی در این باره نداده اند !! آرمان جان بحث قانع شدن شخص شما و من ملاک نیست .
مسئله زیر سئوال رفتن انجمن به خاطر این سوء تفاهم ها است . و از آن جا که در محلی عمومی مثل سایت مطرح شده است ، پس باید از همین رسانه توضیحات شفاف طرفین مطرح شود .. شما به خاطر شخصیت والایی که دارید و به همه کس اطمینان دارید ..با بزرگ منشی به قضیه نگاه می کنید ... ولی در این گونه مسایل حیثیتی باید همه چیز روشن شود . از امیر عزیزم هم خواهش می کنم که تا نشنیدن نظرات آقای نوید ، در هیچ جا سخنی در این باره نگوید .. و یا لااقل در جاهایی مطرح کند که مثل من سوء استفاده نکرده ، بلکه در رفع مشکل بی طرفانه کمک به حل مسئله کند .
سلام
از سایتتون خیلی خوشم اومده و خوشحالم از اینکه اینقدر زیبا با فن بیان خاص خاطراتتون رو بیان می کنید. در مورد اون مسئله که از طرف پایگاه تخصصی هوانوردی نوشته شده باید بگم من نمی دونم داستان چیه ولی خوشحالم از این طریق آقای بیات رو پیدا کردم. من ایشون رو از زمانی که در سازمان هواپیمایی کشور پست مشاور رئیس رو داشت می شناسم اما مدت ها بود از ایشون خبری نداشتم تا اینجا. ایشون آدمی هست یا کاری رو شروع نمی کنه یا اگر می کنه تا آخرش میره. از هیچ چیز هم نمی ترسه و همش کاراشو می اندازه گردنه خدا. تکیه کلامش هم توکل به خداست. شاید از دلایل موفقیت این آقا همین باشه. در ضمن در مورد اون مسئله آقای بیات حتما همه جوانب رو بررسی کرده چون سر خود کاری انجام نمی ده. آقای مدرسی شماره تلفن آقای بیات رو حتما به من بدید.
به همه دوستان توصیه می کنم با این آقا همکاری کنند. ایشون هم ارتباطات سیاسی قوی دارند و هم دنبال کار های بزرگ واساسی و زیر بنایی بودند. کارهای بزرگی در سازمان هواپیمایی انجام دادند.
امید وارم موفق باشند. در ضمن بار دیگر از شما تشکر می کنم بابت این سایت زیبا.
موفق و پیروز باشید.
پاسخ
بابک عزیزم ... حق با شماست . من دقیقآ با حرف های شما موافقم
جناب بیات خیلی زحمت و تلاش می کند .. در باره شماره تلفن ایشون باید عرض کنم با کمال شرمندگی من اجازه ندارم در یک سایت همگانی شماره وی یا هر فرد دیگری را منتشر کنم .. شما به ای میل بنده نامه نوشته و شماره تلفن خودتون را مرقوم فرمایید تا به آقای بیات بدهم یا بهتره خودتون با ای میل ایشون مکاتبه فرمایید که در پاسخ به این غائله مرقوم فرموده است
با سلام خدمت استاد مدرسی
جناب مدرسی خیلی متاسفم به بعضی ها و تو این زمونه به هیچ کسی نباید دلسوزی کرد .
دلسوزی میکنی آخرش اسمت رو میزارن دزد . استاد من با آقای امیر یزدی برای ارائه خدمات هوانوردی قرار بر این شد شراکتی سایتی رو تاسیس کنیم. بدین صورت که ثبت سایت و کلیه امور مربوط به سایت و هزینه ها با من و کار از ایشان که حتی من پسورد کل هاستم رو که 3 تا سایت دیگه هم در اختیار داشتم به این آقایون داده بودم . کلیه مدارک بانکی پرداخت هزینه ها و قرار داد و لینک ثبت دامین موجود بوده و حتی آنها رو اسکن کرده و در اختیار شما قرار دادم. بعد من با آقای داوود نامی تماس گرفتم که آقا از سایت و فروشگاه چه خبر که ایشان گفتند سایت کار نمیکنه زیاد طول میکشه این راه بیوفته تا بعد 1 ماه من با مراجعه به کنترل پانل سایت رو تعطیل کردم که قبلا یکی از سایت های مرا هم از هاست پاک کرده بودند .
واقعا متاسفم برای این دوستان که بدین صورت دارند افکار عمومی رو منحرف می کنند و بدین صورت ضربه به سازمان اسلامی صنعت هواپیمایی ایران می زنند. اما با این کار به هیچ جا نرسیده و هیچ چیز رو نمی توانند به اثبات برسونند. ولی من با ارائه کلیه مدارک و بازدید علاقه مندان این مسئله رو به اثبات رسوندم و از این آقا شکایت می کنم که بدین صورت تهمت ناروا به من زدند. حتی ایشون بنده رو محکوم به حک کردن و دزدیدن رمز و کلمه عبور سایت کردند و امیدوارم با ارائه این مدارک جوابی داشته باشند تا بدهند.
استاد مدرسی از شما عذر خواهی می کنم از این که مزاحم شما شدم.
شاد باشید.
لینک سند مالکیت : http://i26.tinypic.com/2qd5ool.jpg
پاسخ
نوید عزیزم ..این جناب آقای امیر گرامی فکر نکنم به شما توهین کرده باشند فقط گفتند این سایت متعلق به من بوده است که آقای نوید .. آن را در اختیار گرفته اند .. و من از ایشان خواستم موضوع را مسکوت گذاشته و هیچ عکس العملی بروز ندهد تا جنابعتلی توضیحات لازم را بدهید .. همه این وقایه رو آرمان عزیز برای من تعریف کرد .. من گفتم بهتره خود نوید جان برای امیر عزیز توضیح بدهد .. امیدوارم ایشان با خواندن این جواب قانع شده باشد .. به هر حال من سخنان هر دو نفر شما بزرگوران رو منتشر کردم .. حل آن با خودتان ... قضاوت با دیگران
سلام كاپيتان
لطفا به ما هم سر بزنيد.
http://iranianpilot.blogfa.com/
پاسخ
دوست عزيزم .. دستت درد نكنه ..واقعآ وبلاگ متنوع و جالبي است . خيلي استفاده كردم .. موفق باشي
جناب آقای مدرسی
سلام
خسنه نباشید بیاد دارید قبل از عید چه قولی به من دادید قرار بود برای من پرسه جو بکنید که آیا صحت داره که خانواده هواپیما سی 130 که در ارمنستان سقوط کرده اند ایا غرامت گرفته اند یا خیر؟ ممنون می شوم جواب بدهید
نمی دانم چرا از جواب دادن طفره می روید
پاسخ
عزيزم ... بيان واژه طفره رفتن اصلآ مناسب نيست .. من بايد همسر دوستم را ببينم تا از او بپرسم . وقتي هر بار سراغ اش را مي گيرم مي گويند شهرستان است .. ديگه چه جوري مي تونم از او بپرسم غرامت گرفته است يا نه .. ولي تا آن جا كه من مي دانم .. گرفته است .. ولي تا از خودش شخصآ نپرسم ... چيزي را قبول نمي كنم
سلام
عرض ادب واحترام
من پسر مرحوم جواد ظفرمندم
چه جوري ميتونم شما رو ببينم
پاسخ
واي ميثم عزيزم خودتي ... ؟ تا نوشتي ميثم ظفرمند ، ياد مرحوم پدر شما افتادم .. من اخرين بار در روز تشيع جنازه مرحوم پدرت ، شما رو با لباس پرواز ديدم كه در عالم شيرين كودكانه خودت ، داشتي راه مي رفتي .. يادمه خيلي در آغوش ات گرفته و پنهاني حسابي گريه كردم .. آخه تو بوي دوست خيلي عزيزم جواد رو مي دادي ...
من با پدر خدا بيامرزت خيلي خيلي شوخي داشتيم .. پدر شما از پايگاه شكاري به گردان سي - 130 منتقل شده بود .. و جزو بهترين ها بود .. هم از نظر شخصيتي ، هم دانش پرواز ..
ميثم جان يادمه روي شانه هاي لباس پروازت دو ستاره افسري قرار داشت ... حتمآ الان براي خودت مردي شده اي ...
ميثم جان اگه ميشه شما شماره تلفن ات رو در همين كامنت برايم بنويس .. من منتشرش نمي كنم .. بعد از يادداشت كردن آن را از وب پاك مي كنم .. و در اولين فرصت با شما پسر خوبم تماس خواهم گرفت
موفق و پايدار باشي
مدرسی عزیزم
خدا حفظت کنه که انقدر خوبی
میدونی چرا؟
هرچی داری از همنشینی هر لحظه ات با فرشته مرگه در دوران جنگ.
ببین مرگ چه مشاور خوبیه.
خدا حفظت کنه
دل سوخته و تنها باش
عین همون دوران
سی صد وسی میبینم یاد تو میافتم
همین بس که اینطور ذهنمو مشغول کردی سرباز وطن . خدا نگهدارت باشه دلاور...
پاسخ
مير عزيز و گرامي
ممنون از شما
فداي صفا و مرام شما