درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  داماد خلبان نمی خواهم !

به این دختر کمک کنید !

5b667b8ha7w8u66v5ktl.jpg

در ادامه سعي كردم به اين دختر عزيز و غمگين حالي كنم كه .... او در صورتي بايد ناراحت و غمگين باشد كه گفته هاي مادرش واقعيت داشته باشد . در صورتي كه مي دانيم اصلآ تصورات مادر حقيقت نداشته بلكه برعكس ، خلباني حرفه اي است مانند پزشكي ، قاضي ، مهندسي و ..  در رتبه بالاي اجتماع جاي گرفته است . سپس به او گفتم دخترم ..

uoztxwgc6goapeveg597.jpg

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

به این دختر کمک کنید !

lol8uh2sd3187ytgopwf.jpg

 63x0yd3ghnaltyv73ika.jpg

jg7kvk7nvkusflbkc6w7.jpg

چند شبی است ، مرتب نیمه های شب برق محله ما كه در آرياشهر است قطع مي شود . شايد هم در اغلب مناطق تهران همزمان برق قطع مي شه ! نمي دونم . بار اول ساعت يك شب يا به عبارت صحيح ترش يك بامداد بود . شب بعد ساعت دو بامداد ! ديشب هم چهار و سي دقيقه بامداد بود كه برق رفت !  نمي دونم دليل استمرار آن هر شب در نيمه شب ها چيست ؟ ابتدا فكر كردم به دليل تغير يا جاي گزيني جنراتور هاي وزارت نيرو باشد . اما با تكرار آن در شب هاي ديگر آن هم در آن ساعت براي من واقعآ خيلي عجيب بود . جالب اين كه هيچ يك از همسايگان ساختماني كه در آن زندگي مي كنم ، متوجه  اين اتفاقات نشدند ! چون اون ها سر شب مي خوابند . مخصوصآ همسايه روبروي ما ، ساعت هفت شب مي خوابند ! ولي اين قطع شدن ها خيلي براي من مشگل ساز شده است . چون سال هاست كه كارهاي نگارشي ام رو شب ها انجام مي دهم . حالا تجسم كنيد كلي فكر كرديد مطلب نوشتيد و عكس اديت كرديد ، قبل از آپ شدن به باد بره !! چه حالي پيدا مي كنيد ؟ كمترين انتظار از مسئولان محترم وزارت نيرو اطلاع رساني است .. همين !

يه مدتي شب ها در محله ما و خيلي از مناطق غرب تهران شبنامه هايي پخش شد كه ماجراي آن به بعضي رسانه ها هم كشيده شد ! حتمآ تعجب مي كنيد اين چه نوع شبنامه است كه موضو ع اش  رو هم  در حرف هاي خودموني و هم در رسانه ها درج شده است ! حالا موضوع چي بود ؟ .. بله عزيزان اين شبنامه ها كه به داخل منازل مسكوني مردم  و حتي روي صندوق ها زباله چسبانده شده بود داراي مضموني متفاوت بود . در اين ورقه ها از شهروندان محترم تقاضا شده بود پس مانده غذا هاي خود را داخل صندوق هاي زباله نيندازيد .. ! و اجازه دهيد گربه ها كه در اين سرماي كشنده با نگاهي ملتمسانه به شما نگاه مي كنند ، بتوانند غذا بخورند .. واقعآ از اين اعلاميه عاطفي خيلي خوشم اومد . اي كاش همه چنين همتي بكنند .. نه فقط براي گربه ها ، پرندگان ... سگ ها . واقعآ يك عمل شرافتمندانه بود . شما هم اگه مي شه انجام دهيد .

خب مباركه .. حرف هاي خودموني رو هم مصور كردم ! اگه بدونيد كه چقدر دوست دارم نوشته هايم رو تصوير كنم  .. ! از همون ايام كودكي ارتباط خوبي با تصوير در متن داشتم . تعجب مي كنم چرا عكاس نشدم ! به هر حال اگه دقت كرده باشيد مدتي است كه براي تيتر مطالبم به اصطلاح پوستر طراحي مي كنم ..! اگر چه ناشيانه است . ولي خب دست كم عشق ام رو به خواننده مي رسونه . واي كه واقعآ چه وقتي رو از من مي گيره ؟!! بگذريم ..   يه بار ديگر از خوانندگان محترم خواهش مي كنم كامنت فينگليش تو سايت  نگذارند . واقعآ عذاب مي كشم تا اون ها رو بخونم . البته مشكل از چشم هايم است . ولي خواهش مي كنم رعايت فرماييد . خوبه حالا آدرس دو تا سايت تبديل كننده فونت هم اون پائين قرار داده ام ..! لطفآ استفاده فرماييد .

 

و اما سخن آخر ...  همه ما در عمرمون یا به خواستگاری رفته ایم يا به خواستگاري مون آمده اند .. و يا اين كه در آينده اين اتفاق ميمون و مبارك برامون رخ خواهد داد ... تا اين جاي قضيه هيچ اشكالي نداره ..  و باز مي دونيم كه اكثر خانواده هاي عروس خواهان دامادي خوشنام ، ثروتمند و داراي جايگاه اجتماعي خوبي هستند .. و هميشه آرزو دارند اگه دامادي نصيب شون ميشه ، حتمآ يكي از پارامتر هايي كه نام بردم داشته باشد . اما مطلبي كه قصد نگارش آن را دارم .. عجيب ترين ماجرايي است كه من در عمرم مشاهده كرده ام . كه باور آن برايم مسئله است ! از اين رو از همه خوانندگان محترم مخصوصآ مددكاران اجتماعي خواهش مي كنم گره كور اين خواستكاري را باز كنند . از كاربران سايت بالاترين هم تقاضا مي كنم محبت فرموده تا اين لينك در مقابل ديد بيشتري قرار گيرد .  

PicbaranPicbaranPicbaran 


ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 


vyl5eyipp88oydqy5t3g.jpg 

يك روز كه طبق معمول سرگرم خواندن كامنت هاي سايت ام بودم .. پيغامي نظرم رو جلب كرد . نويسنده دختر جواني بود كه به دليل مشكلي كه در زندگي برايش به وجود امده بود ، از من راهنمايي مي خواست . من هم از او خواهش كردم ماجرا رو برام از طريق اي ميل بنويسه .. اولش فكر كردم مثل اغلب دختر خانم هاي جوان حتمآ در باره شرايط ميهمانداري هواپيما ، چگوني غلبه بر ترس در پرواز و يا سوالاتي از اين دست مي خواد ازم بپرسه .. تا اين كه نامه سراسر غم و انبوه وي را دريافت كردم . و از اين كه با چنين مشكل عجيبي مواجه شده است ، متآثر شده و سعي كردم به روش هاي پدرانه خود او را دلداري داده تا به فكر راه علاجي باشم . او در اين نامه نوشته بود دختري هستم با تحصيلات بالاي دانشگاهي ....  چند سالي با يك جوان كه افسر خلبان نيروي هوايي است آشنا شده و با او معاشرت داشتم . از اون جايي كه وي را مناسب همسري تشخيص دادم ، تصميم گرفتم اين موضوع رو به خانواده ام اطلاع داده تا آن ها هم در جريان قرار گيرند .

اما همين كه در باره اين پسر و شغل او با والدين ام صحبت كردم ، خانواده ام بي نهايت ناراحت شده و با اين وصلت مخالفت كردند . در اين ميان مادرم بييشتر از همه واكنش منفي نشان داده و با عصبانيت گفت ... من به هيچ وجه اجازه نمي دهم افسر خلباني براي خواستگاري تو به در اين خونه بياد !! من اين ننگ و آبرو ريزي رو چگونه تحمل كنم ؟ به اقوام و فاميل هاي خود چي بگم ..؟ چگونه روم مي شود به مردم بگويم داماد من يك فرد نظامي است ..؟ و بدين سان شروع كرد به ايراد گرفتن و بهانه جويي .. تا اين كه واقعآ حالش بد شد ! وقتي در فرصت هاي بعد از او دليل مخالفت هايش رو سوال كردم ، گفت .. اغلب نظامي ها آدم هاي ديكتاتور و بد اخلاقي هستند . و در بين مردم هيچ گونه جايگاهي ندارند . آن ها يه مشت آدم هاي زور گويي هستند كه فقط به فكر خويش هستند . و هيچ گونه ارزشي براي تربيت فرزندان خود قائل نيستند و ...

وقتي حساسيت موضوع رو فهميدم ، سعي كردم اين دختر مهربون رو دلداري داده و به فكر چاره اي بر بيايم . به همين دليل تلفن خودم رو  برايش نوشته و از او خواستم با من تلفني صحبت كند . تا بلكه بتوانم دليل مخالفت خانواده او را دريابم . روز بعد وي با من تماس گرفت .. خيلي سوال ها داشتم كه مي بايستي پاسخ دهد .. ولي در خلال گفت و گو با وي متوجه شدم به دليل تلقين هاي مدام خانواده ، او هم تا اندازه اي در باره جايگاه شغل خلباني به شك افتاده است ! اين موضوع رو از نحوه سوالاتي كه در باره جايگاه اجتمايي خلبانان و نوع تربيت قرزندان اين قشر ازم مي پرسيد ، متوجه شدم !! ابتدا سعي كردم با مثال هايي واضح او را قانع نمايم كه مشكل او آن قدر ها هم كه فكر مي كند حاد نيست .. چون عالم و آدم مي دانند خلباني شغل افتخار آميزي است كه همه آن را تحسين مي كنند . و آرزو مي كنند داماد يا فرزندي خلبان داشته باشند .

در ادامه سعي كردم به اين دختر عزيز و غمگين حالي كنم كه .... او در صورتي بايد ناراحت و غمگين باشد كه گفته هاي مادرش واقعيت داشته باشد . در صورتي كه مي دانيم اصلآ تصورات مادر حقيقت نداشته بلكه برعكس ، خلباني حرفه اي است مانند پزشكي ، قاضي ، مهندسي و ..  در رتبه بالاي اجتماع جاي گرفته است . سپس به او گفتم دخترم .. خودت برو جلوي يك دبيرستان پسرانه .. و سعي كن از نگاه آماري ازشون سوال كني در آينده دوست دارند چه كاره شوند ؟ مطمئن هستم كه اكثريت آن ها خلباني رو ترجيح مي دهند .. همين سوال رو از دختران دبيرستاني بپرس كه دوست دارند شوهر آن ها چه شغلي داشته باشند ..!! و خواهي ديد كه مادرت سخت در اشتباه است . و از اون جايي كه پدر و مادر دشمن هاي تو نيستند .. و خوشبختي ات رو مي خواهند ، پس نبايد غمگين باشي و فكر كني دنيا به آخر رسيده است !!

دختر كه تا اندازه اي آرام شده بود .. ولي از من خواهش كرد آدرس يا شماره تلفن تني چند از خلباناني كه در شهر تبريز مقيم هستند به وي داده تا او شخصآ با آن ها گفت و گو كرده و از نزديك وضعيت آن ها رو ببيند . فهميدم كه حرف هاي خانواده حسابي روي او تآثير گذاشته است . .. ! در همين حال از اين دختر نازنين خواهش كردم در صورت امكان به نامزدش بگويد تا با من تماس بگيرد .. راستش رو بخواهيد خيلي دلم مي خواست با او هم حرف بزنم تا گره اين ماجرا رو كشف كنم .. از شما چه پنهان مرتب با خودم فكر مي كردم كه نكنه پسره مشگلي داره .. حال يا از نظر اخلاقي ... يا خانوادگي ... درسته خلباني حرفه اي مقدس و قابل احترامه .. اما تو هر صنفي بد و خوب پيدا مي شود ... خلبانان زيادي رو مي شناسم كه كلاه بردار از آب در آمدند !! يا اخلاق خوبي نداشته و بعد از مدتي از همسر خود جدا شده .. و يا خيلي مسايل ديگه كه ممكنه نامزد او داشته باشه .. !

البته فراموش كردم ... من به اين دختر عزيز گفتم .. از نامزدت بخواه بره مشكل خودش رو شخصآ با خانواده ات حل كنه .. و سپس مثالي زدم و به او گفتم .. شايد اين يك نوع آزمايش براي سنجيدن شدت علاقه اون جوون با توست . اصلآ چرا غصه مي خوري و زندگي رو براي خودت تنگ كردي ؟ وظيفه او است كه به نزد خانواده ات رفته و آن قدر حرف بزند تا يا قانع شود و يا آن ها را قانع كند . دختر درپاسخ گفت .. اتفاقآ او مي خواهد چنين كاري رو بكند .. اما مادر من گفته من او را به خانه راه نمي دهم .. !! اگه تو واقعآ او را دوست داري .. خب دور پدر و مادر را خط زده و پاشو وسايلت رو جمع كن و برو .. ! به اين ترتيب فهميدم ريشه اين بدبيني در جايي ديگر نهفته است . و در اعماق تفكرات خانواده  جاي گرفته است و مربوط به گذشته هاي دور است .

چند روز بعد افسر جوان با من تماس گرفت .. ابتدا فكر مي كردم روحيه او هم مانند نامزدش به هم ريخته است .. ولي ديدم نه .. مانند يك قهرمان با مسئله برخورد كرده و هرگز از بي حرمتي هاي مادر دختر مورد علاقه اش به دل نگرفته است .. و اين چيزي بود كه من از او انتظار داشتم .. وقتي او از خود ، پرواز هايش مي گفت ... باور كنيد به درك و انديشه او و شخصيت والاي او مرحبا گفته و از صميم قلب تحسين اش كردم . واقعآ تصور نمي كردم جواني اين قدر انديشمند ، مقاوم و صبور باشد . او ساعت ها با من حرف زد .. از گذشته اش ... از عشقي كه به نامزدش داره ... از كارهايي كه به خاطر دلدار انجام داده است .. اون طفلك براي اين كه به عشق و دلداده خود برسد .. حتي سعي كرده بود در امتحانات  استاندارد نيروي هوايي كه مرتب از خلبانان براي بررسي توانايي هاي آن ها به عمل مي آورند ، خود را مردود كرده تا بلكه بيرون اش كنند ..

به او گفتم نبايد اين كار را انجام مي داد ... نبايد اعتبار خودش رو در ارتش به خاطر يك سوء تفاهم از دست بدهد ! به او گفتم هر چيزي راهي داره ... حتي به او پيشنهاد دادم به اتفاق تني چند از خلبانان قديمي و پيشكسوت كه فن بيان خوبي دارند ، براي گفتگو به خانه نامزدش بروند .. و با مادر او صحبت كنند و تمام موارد شك بر انگيز رو هموار نمايند . حتي به او گفتم من در خودم مي بينم كه به آمده و اين مشكل را بر طرف كنم . خلبان جوان از آرزوهاش برام حرف زد .. از دلتنگي هايش حرف زد .. او از اين كه چندي پيش يكي از دوستان اش در آب هاي خليج فارس سرنگون شده بود .. خيلي غمگين بود .. و حتي از مرگ بابك گوهري خلبان سي - ۱۳۰ خبرنگاران كه در شهرك توحيد سقوط كرد .. با من حرف زد . به او گفتم با اقتدار به كارش در ارتش ادامه داده و مطمئن باشد اين موضوع يه روزي حل مي شود . اما وقتي شنيدم علي رغم تلاش براي مردودي در امتحانات استاندارد ، به تشخيص فرماندهان به سمت معلمي هم ارتقاء يافته است ..

forad35j7yhkik622adb.jpg

از شنيدن اين واقعه خيلي خوشحال شدم ... تماس هاي ما فقط به تلفن ختم نشده ، بلكه مرتب توسط اي ميل هم نامه هايي از هر دو دريافت مي كردم . و مرتب مي فهميدم كه مادر بر سر مواضع سر سختانه خويش است ! در اين ميان به دنبال درخواست دختر مبني به معرفي خلباناني كه در تبريز زندگي مي كنند .. من يكي از دوستانم رو به او معرفي كردم .. اگه يادتون باشه براتون نوشتم كه قراره خاطرات خلباني رو بنويسم كه با پول مسافر كشي اون هم در شهر غريبي چون تهران ، موفق به اخذ گواهينامه هاي خلباني مي شود ... بله همين آقا كه اخيرآ به مديريت يكي از خطوط هوايي در تبريز منصوب شده است ، و در جريان مشكل اين دو جوون بود ، خواهش كردم كه مشكل آن ها رو به نوعي حل كند . و او با آن ها قرار ديدار مي گذارد .

يك روز اين دو جوون به اتفاق پدر دختر خانم براي گفتگو به فرودگاه تبريز مي روند .. آن ها ساعت ها با يك ديگر گفت و گو مي كنند . كه تقريبآ نتيجه اي مثبت داشت .. به اين صورت كه پدر دختر از مواضع سر سختانه خودش پائين آمده و به عبارتي جوون خلبان رو به دامادي مي پذيره .. اما مشكل اصلي هم چنان باقي است .. زيرا مشكل واقعي مادر است .. روز بعد دختر از تبريز با من تماس گرفته و ماحصل گفت و گو را تعريف كرد .. جالبه بدونيد همين همكار من به نامزد اين خانم گفته بود تبريزي ها به خلبان دختر نمي دهند !! به همين دليل او هم همسر خود را از شهري ديگر اختيار كرده بود !!‌ وي همچنين گفت در پي موافقت ضمني پدرم ، قرار شد افسر جوان براي مذاكره به خانه آن ها رفته و رو در رو با مادر صحبت كند و به عبارتي او را قانع كند .

خب تا اين جا پيروزي بزرگي محسوب مي شد .. اولآ دختر نسبت به گذشته كمي آروم تر شده .. دوم پدر وي از مواضع سر سخت خويش عقب نشيني كرده ... اما مشكل اصلي هنوز پا برجا است .. عاقبت به چه مكافاتي مادر حاضر مي شود كه در خونه خود رو به روي خلبان جوان بگشايد ! و از همه مهم تر با آن فرد گفت و گو كند ..! افسر جوان ساعت ها حرف مي زند .. به او گفته بودم كه وقتي با مادر صحبت مي كند ، حتمآ ياد آوري كند كه نيروي هوايي با ارتشي هاي زمان قديم خيلي فرق مي كند .. آن تصورات بيشتر مربوط به افراد نيروي زميني و ژاندارمري در گذشته هاي دور مي باشد .. كه به دليل دور بودن از جامعه و زندگي در بيابان و خارج از جوامع شهري و زيستن در پادگان ها ، بعضي از آن ها تغير اخلاق داده و به عبارتي مستبد مي شدند .

افسر جوان ساعت ها با مادر صحبت مي كند .. مادر مي گويد .. من هيچ مشكلي با شخص شما ندارم .. اگه همين امروز از ارتش بيرون بيايي ، مي توني با دختر من ازدواج كني .. ولي براي من ننگ است كه دخترم رو به يك نظاي بدهم .. !! من به هيچ عنوان نمي توانم بپذيرم كه دامادم خلبان است . اين ننگ رو به هيچ وجه تحمل نمي كنم .. من چگونه مي توانم به روي اقوام خود نگاه كنم ؟‌! و بعد از ساعت ها گفتگو .. تنها به شرطي موافقت مي كند كه او از خلباني استفاء دهد . پس فهميدم با افسر ياد شده فوق هيچ مشكلي ندارد .. فقط با حرفه او مشكل دارد .  بعد از جلسه .. دختر غمگين تر از گذشته با من تماس گرفته و گفت ديديد آقاي مدرسي مادر من به هيچ عنوان زير بار نمي رود ..؟  نامزدم مي گه قصد داره بياد بيرون ولي نمي گذارند ... شما بگو چه كار كنه .. بهش گفتم هرگز اين كار بچه گانه رو نكنه و كمي صبر كنه تا راه حلي بيابيم

البته من تا اندازه اي به مادر اين دختر نازنين حق مي دهم اين گونه نسبت به ارتشي ها بدبين باشه .. همان جور كه مي دانيد پدر من هم نظامي بود و در آذربايجان خدمت مي كرد .. من يادم است كه خدمت در اون زمان چقدر سخت بود .. آن ها مرتب به اردوگاه مي رفتند و ماه ها در چادر به دور از زن و بچه زندگي مي كردند ... و هميشه از مقامات بالا دستي خود حرف زور مي شنيدند ... و به خاطر همين سيستم استبدادي ، روي اخلاق فردي آن ها تآثير منفي گذاشته و با خانواده هاي خود بد رفتاري مي كردند .. هميشه انسان هايي خشمگين و ناراضي و بد اخلاق بودند ... در اجتماع به همه زور مي گفتند .. و با كوچكترين سخني به مجادله مي پرداختند . براي همين براي خانواده هاي سنتي تبريز مثل اين ماد محترم ، هنور جا نيفتاده كه نيروي هوايي با نظامي هاي قديمي خيلي فرق مي كند . اغلب پرسنل آن تحصيل كرده و اجتمايي هستند .

يكي از دلايل اين تفكر حضور نيروهاي زميني و ژاندرمري در تبريز بود ... و نيروي هوايي بعد ها در اين شهر پايگاه هوايي ساخته و با خريد هواپيماهاي جنگنده عده اي از فرزندان اين مرز و بوم را براي آموزش به خارج از كشور اعزام كرده تا علاوه بر فرا گيري فنون پرواز با فرهنگ پيشرفته غرب هم آشنا باشند . چيزي كه درميان پرسنل نيروي زميني مرسوم نبوده است .. به هر حال به اين دليل است كه مادري تحصيل كرده كه بازنشسته آموزش و پرورش است ، بقدري از شنيدن نام افراد نظامي ناراحت مي شود كه حتي حاضر به گفت و گو نيست ! او حتي در مقابل بيان اين جمله از زبان افسر خلبان كه گفته بود بعد از ازدواج به خانه هاي سازماني خواهيم رفت .. اين امر را ظلمي بزرگ براي دختر خود تلقي كرده و آن را نپذيرفت ! در صورتي كه مي دانيم يكي از ويژه گي هاي خانه هاي سازماني امنيت آن است و اين خودش امتياز محسوب مي شود .. ولي مادر نپذيرفت !

بله دوستان فكر كنم تا اندازه اي با گرفتاري و مشكلات اين زوج جوان آشنا شديد ... يكي دختري تحصيل كرده پاي بند به سنت ها و احترام به سخن والدين .. و عاشق افسر خلباني كه حاضر است براي رسيدن به عشق خود از شغلي كه اين همه براي رسيدن به آن سختي كشيده است ، دست كشيده  تا به آرزوي خود برسد . از طرف ديگه نيروي هوايي هرگز به همين زاحتي پرسنل خود را كه اين همه هزينه براي آموزش او كرده است ، از دست نمي دهد .. و به عبارت ساده تر بيرون امدن از آن تقريبآ غير ممكن است .. مگر تمام هزينه اين مدت را كه بالاي ميليون ها تومان است بايد برگرداند شود كه عملآ براي او غير ممكن است . اما دغدغه من فرا تر از اين حرف ها است .. دوستان عزيزان .. پرواز يه حس است .. چگونه انتظار داريم اين جوون با اين مسايل پيش امده ، تفكر و احساسات خود را در پرواز مهار كرده و در پرواز فكرش درست كار كند .

مي دانيد اغلب حوادث و سوانحي كه رخ داده است و كارشناسان  آن را خبط خلبان گزارش كرده اند از همين مسايل به ظاهر ساده نشآت مي گيرد ؟ مي دانيد افسر خلباني كه فراموش كرد موقع نشستن چرخ هاي هواپيما رو پائين آورد و باعث انهدام هواپيماي گرانقيمت و جان عده اي بي گناه ، تنه به خاطر حواس پرتي بود ؟ چه تضميني مي دهيد كه اين جوان ما خداي ناكرده دچار  غفلت در پرواز نشود . هنوز ضايعه مرگ دوست و همكار اين افسر جوان ، يعني خلبان سي - ۱۳۰ رو از ياد نبرده ايم .. هنوز اشگ هاي ما خشك نشده است .. پس بياييم همت كنيم مشكل اين دو نفر را بر طرق كنيم . من به سهم خود توانستم دختر را كمي متقاعد كنم كه تصميم  غلطي نگرفته است .. مادر فقط اشتباه مي كند .. توانستم پدر را كمي از مواضع خود پائين بياورم .. از همه مهم تر موفق شدم مادر را متقاعد كرده تا با افسر جوان همكلام شود . تا بلكه مشكل حل شود

حال نوبت يكا يك شما عزيزان است .. ازشما خواهش مي كنم از بزرگ تر ها سوال كنيد .. از مدد كاران ، روانكاو ها و خلاصه هر كسي كه فكر مي كنيد مي تواند راهي براي حل اين موضوع پيشنهاد كند .. تا اين دو زوج عاشق به هم برسند . بياييو نگذاريم خلباني حرفه مقدس خود را به خاطر خرافات از دست بدهد .. بياييد ثابت كنيم ما ايراني هستيم و مي توانيم به يك ديگر كمك فكري كنيم .. من به شخصه اگه فرد يا افرادي قادر به حل اين معما باشند .. تا آخر عمر خود را مديون آن ها دانسته و خدمت گذار ان ها خواهم شد .

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

                  ايام به كام


 jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  


6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد .

 SURFACE TO AIR MISSILE HAWK:

The MIM-23 HAWK is an American medium range surface to air missile.The HAWK was initially designed to destroy aircraft and was later adapted to destroy other missiles in flight. The missile entered service in 1960, and a program of extensive upgrades has kept it from becoming obsolete. It was superseded by the MIM-104 Patriot in United States Army service by 1994.The missile is propelled by a dual thrust motor, with a boost phase and a sustain phase. The MIM-23A missiles were fitted with another motor which burns for 25 to 32 seconds. Later missiles are fitted with another motor with a 5 second boost phase and a sustain phase of around 21 seconds.The original HAWK system used 4 radars: to detect to track and to engage targets. As the system was upgraded the functionality of some of the radars was merged. The final upgrade of the system consists of only 2 radars, an enhanced phased array search radar and an engagement radar The Islamic Republic Iran Air Force is reported to have modified a number of MIM-23 HAWK missiles for carriage on F-14 TOMCAT fighters in the air-to-air role. Iran has also modified its ground-based HAWK systems .

SOME SPECIFICATIONS:propulsion:solid rocket motor,length:5.08 m,diameter:0.37 m,wingspan:1.19 m,range:25 km,ceiling:13700 m,speed:800 m/s,guidance system:semi-active radar homing,warhead:54kg,rate of fire:1 in every 3 seconds

SOURCE:WIKIPEDIA            BY:Alireza Sadeghi

s2extyqkn2930m9u2uo7.jpg

l9iez7b3sz929g1oht0k.jpgswhayjnpa4xjxp2x9zn0.gif

ترجمه فارسی:

موشک زمین به هوای هاوک:

ام آی ام-23 هاوک موشک آمریکایی میانبرد زمین به هوا می باشد.هاوک در ابتدا جهت انهدام هواپیما طراحی شد و پس از آن برای انهدام سایر موشکها تطبیق یافت.این موشک در سال 1960 وارد خدمت شد ویک برنامه شدید ارتقا سازی مانع از خدمت خارج شدن آن گردید و در سال 1994 توسط موشک ام آی ام-104 پاتریوت چایگزین گشت.موشک توسط یک موتور دو مرحله ای تحت دو مرحله کمکی ودائمی بجلو رانده می شود.موشک ام آی ام23آ توسط موتور دیگری مجهز گشت که 25 تا 32 ثانیه کار می کرد.موشکهای بعدی با موتور دیگری جایگزین شدند که 5 ثانیه مر حله کمکی و 21 ثانیه مرحله پایدار داشتند.نمونه های اولیه سیستم هاوک شامل 4 رادار برای شناسایی -رهگیری و درگیری با هدف بود که در طی عملیات ارتقا سازی بصورت دو رادار یکپارچه درآمد.در آخرین بروزرسانی بصورت دو سیستم رادار آرایه فازی جهت جستجو ودرگیری درآمد.گزارش شده است که نیروی هوایی ایران تعدادی از ام آی ام-23 های هاوک را روی هواپیمای اف-14 نصب نموده است.ایران همچنین سیستم حمل ونقل زمینی را نیز تغییر داده است.

برخی خصوصیات:پیشرانه:موتور سوخت جامد/طول:5.08 متر/قطر:0.37 متر/بال تا بال:1.19 متر/برد:25 کیلومتر/سقف پرواز:13700 متر/سرعت:800 متر بر ثانیه/سیستم هدایت:راداری نیمه فعال/سر جنگی:54 کیلوگرم/نرخ آتش:یکی درهر سه ثانیه.

منبع:ویکیپدیا        گردآوری وترجمه:علیرضا صادقی


r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد

m1k8ntuto5svpr4ldl6h.jpg

 

http://www.iranchef.com/

سايت مرجع هتل ، رستوران و كافي شاپ در ايران

 برنامه هاي آموزشي مدير اين سايت  در شبكه هاي تهران و جام جم  به روي آنتن است .


از دوستان محترمي كه عضو سايت بالاترين هستند ، لطفآ به لينك ذيل رآي مورد نظر خود را مرقوم فرمايند :

https://balatarin.com/permlink/2008/1/26/1217981

- تعداد بازديد
  • 7675
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35