درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
   دادخواست از شاه برای الاغ !!

uoztxwgc6goapeveg597.jpg

انتقاد از اعلیحضرت به دلیل رفاه الاغ !!

2moam54hmol5qr99728s.gif

67g0g6va9fv3kkskqels.jpg

ndouk2taek557undch3o.jpg

تصاوير جنبه تزئيني دارد

در تمام مدتی که وبلاگ و سایت یادداشت های یک خبرنگار رو راه اندازی کردم ، جز يكي دو بار با آدم هاي مشكل دار برخوردي نداشتم . كه با توجه به آمار بالاي بازديد كنندگان اين يك امري طبيعي است . و خوشبختانه مدت زيادي است كه مزاحمتي نداشتم . ولي شخصي به نام حسني برايم كامنتي فرستاد مبني بر اين كه نوشته هايم كذب محض است و من درغگو هستم ! وي در توجيه هتاكي هاي خويش عنوان كرده بود ... در جايي من نوشته ام مدال هايم را همسرم گم كرده ، در حالي كه در پستي ديگر نوشته ام آن را فروخته ام ! و با مصداق به ضرب المثل دروغ گو كم حافظه است ، اين سخنان من را خلاف واقعه برداشت كرده بود ! اگه خوانندگان مطالب قبلي ام رو مطالعه فرمايند ، نوشته ام كه مدال هاي پروازي ام رو همسرم گم كرده بود . ولي در بحث مدال هاي سلطان قابوس اشاره كردم كه به دليل نياز مالي فروختم . خدا رو شكر كل مطالب موجود است . 

عزيزان خواننده مي دانند كه من نيازي به دروغ پردازي ندارم .. چون نه جوان و جوياي نام و كارم تا به اين وسيله  براي خود جايگاهي بدست آورم . و نه مسئوليت نهاد و سازماني رو عهده دارم تا به اين وسيله قصد بقاء و سوء استفاده رو داشته باشم ! يك بازنشسته اي هستم كه براي دل خودم مي نويسم . و هر چيزي رو هم كه ندونم ، قيد مي كنم كه يادم نيست .... اگه علاقه اي هم به اين كار نشون مي دم ، صرفآ به دليل  عشقي است كه به جوون ها دارم . ولي امثال حسني ها آدم هاي ناراحت و معلوم الحالي هستند كه سخن و توهين هاي آن ها هيچ ارزشي براي من و خوانندگان سايت ام  ندارند . و اگر فكر مي كند دروغ مي نويسم ، مجبور نيست بخواند !

مطلع شدم دو نفر از دوستان عزيزم به جمع وبلاگ نويسان پيوسته اند . اولي  آرمان بيات است كه سايت تخصصي جامعه هواپيمايي ايران را به اتفاق دوست ديگرم نويد راه اندازي كرده است (اينجا ) ، كه واقعآ جاي چنين سايت هايي خالي بود . همچنين دوست عزيز ديگرم جناب مهندس شكرالله فضلي هم با راه اندازي وبلاگ ( اينجا رو ببينيد ) خاطرات و مشاهدات خود را مي نويسد . كه به هر دو عزيز تبريك مي گويم و براشون آرزوي موفقيت و پيروزي دارم . و به جوون هاي عزيز هم توصيه مي كنم حتمآ سري به اين وبلاگ و سايت بزنند . مخصوصآ كساني كه به صنعت هوانوردي علاقه مند هستند . مطمئن هستم از خواندن آن ها لذت خواهيد برد . 

سخن آخر اين كه ... بعضي  افراد  در بخش كامنت ها ، لينك هايي رو قرار مي دهند كه مطمئن هستم اگه سهوآ هر سايتي آن رو منتشر كنه ، قطعآ به درد سر خواهد افتاد . البته من حواس ام است و هميشه آن ها رو چك مي كنم . ولي استدعاي عاجزانه دارم كه اين عمل رو در سايت هاي ديگري انجام ندهند . اين كار اصلآ درست نيست . چندي پيش برخي از اين لينك ها رو چك مي كردم واقعآ با مشاهده مطالب آن ها خيلي ناراحت شدم . چون تمام ارزش ها و قواعد نگارشي رو زير پا گذاشته و با چشماني بسته هتاكي كرده بودند . همچنين برخي هم لينك هاي سياسي و مبارزاتي خويش را قرار مي دهند . از اين عزيزان هم استدعا دارم در سايت من از اين لينك ها نگذارند . چون نه بنده فرد سياسي هستم و نه خوانندگانم خواستار اين گونه مطالب هستند .


ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 


tqt7i2cnxuch2nzrpfpd.jpg 

در وصف روستائيان ...

قبل از نگارش خاطره فوق ، اجازه مي خواهم دليل اصلي پرداختن به آن رو  توضيح دهم . راستش رو بخواهيد من عاشق و شيفته انسان هاي شريف و بي غل و غش هستم . كه در اين ميان روستائيان عزيز ما سر آمد تمام اين ها هستند . مردماني بزرگوار ، زحمتكش ، ساده و مهربون ... كه آدم لذت مي بره با اين قشر معاشرت كنه . نمي دونم شما چقدر با روستائيان در ارتباط بوديد .. و يا چه شناختي از اون ها داريد . باور كنيد  تمام خصلت هايي كه در باره ما ايراني ها در اقصي نقاط جهان گفته مي شه ، در ذات روستائيان متجلي است . همان طور كه در يكي از پست هايم اشاره كردم ، پدر بزرگ ام يكي از ملاكين بزرگ خراسان بود . و خوب يادمه در سنين كودكي و نوجواني وقتي پدرم در آذربايجان خدمت مي كرد ، همه ساله ما به مشهد و قوچان مي رفتيم .

از اون جايي كه من خيلي به محيط روستا عشق مي ورزيدم ، پدر مرحومم من و برادرم رو به روستاهايي كه زماني پدرش مالك ان جا بود مي برد . نمي دونيد چقدر احساس شادماني مي كردم . اون موقع همه روستائيان من رو پسر ارباب خطاب مي كردند . و من اون ايام معني اين حرف رو نمي دونستم ! با خود فكر مي كردم چون از شهر آمده ام و نوع گويش و سر و وضع ام با اون ها متفاوت بود ، اين واژه را نسبت به من و برادرم به كار مي برند . البته اين رو بگم تا قبل از اصلاحات ارضي كه در سال ۱۳۴۲ صورت گرفت ، برخي ز اقوام پدري ام از جمله يكي دو تا از پسر عمو هايم در روستا كه به زبان مشهدي " قلعه " تلفظ مي شود ، زندگي مي كردند . البته آن ها در اون جا صنعت مرغداري  راه انداخته بودند . و يا بر سر زمين هاي مزروعي خويش بودند .

اون هايي كه اهل مشهد يا قوچان هستند ، حتمآ نام آبادي هايي چون .. گلشن آباد ، كلاته پيشو ، چكنه و كليدر  رو شنيده اند . كليدر همون روستا يا به قول معروف قلعه اي است كه محمود دولت آبادي كتابي به همين نام در چند جلد منتشر كرده است . و براتون نوشتم كه پرفسور صادقي جراح بزرگ قلب در جهان اهل همين چكنه است كه جهان به او افتخار مي كند . و حتي شنيدم كه به خاطر حضور بيشتر او در امر جراحي قلب ، گنگره پزشكي سوئيس سن بازنشستگي رو از شصت به شصت و پنج سال ارتقا داد ! به هر حال گلشن آباد نام همون قلعه يا آباديي بود كه روزگاري جزء املاك پدري ام محسوب مي شد . و تا چكنه راه چنداني نيست . و نوشتم كه پدر مرحوم پرفسور صادقي در سوئيس خيلي خوب من و خانواده ام رو شناخت .

 

پرفسور صادقي و نمايي از چكنه

خب فكر مي كنم به اندازه كافي حاشيه رفتم ! بهتره برم سر موضوع اصلي . در همون سال هايي كه من به نيروي هوايي پيوستم ، پدرم از نيروي زميني ارتش شاهنشاهي بازنشسته شد . و از پادگان قوشچي به مشهد و سپس به قوچان نقل و مكان كرد . و من بعد از اين كه پروازم رو آغاز كردم ، از هر فرصتي استفاده كرده و اغلب پروازهاي مشهد رو مي رفتم . و اگه به هر دليلي امكان مي يافتم ،براي ديدن خانواده مخصوصآ پدرم  سري به قوچان مي زدم . علاوه بر اين سالي يك بار هم مرخصي گرفته اون جا مي رفتم . يادم مي آيد كه فقط چند روزي در قوچان مانده و سپس به روستاها مي رفتم . و واقعآ لذت مي بردم . پدرم در يكي از محله هاي قوچان خانه بزرگي اجاره كرده بود و با خانواده اش زندگي مي كرد . تا اين كه سيل ويرانگري قوچان رو فرا گرفت .

شدت سيل و طغيان رودخانه ها به حدي بود كه سيل به داخل شهر سرازير شده و خيلي از خانه ها رو ويران كرده و يا آب به داخل منازل رخنه كرده بود . اون موقع عبدالعظيم وليان استاندار مشهد بود . و نيابت توليت آستان قدس رضوي هم به عهده وي بود . وليان در تمام مدت مديريت خود سعي كرد به نماي شهر مشهد مخصوصآ اطراف مرقد امام رضا ( ع ) سر و ساماني بدهد . اون هايي كه مشهد قديم رو به خاطر مي آورند ، حتمآ يادشون است كه دورتا دور حرم از فروشگاه هاي قديمي و تو در تو تشكيل شده بود و تنها به وسيله كوچه هاي باريكي به هم راه داشت . كسبه با هر نوع ساخت و ساز و تغير ساختارقديم مخالف بودند . و به شدت با طرح جديد كه تخريب بناهاي قديمي اطراف حرم بود  مخالفت مي ورزيدند و مايل به همكاري نبودند .

يادمه همون موقع وليان يه روز به تلويزيون آمده و اعلام كرد كه ديشب حضرت رضا ( ع ) به خوابم آمده و خطاب به من فرمود  ... " وليان خيلي دورم شلوغه .. نفسم بند اومده است !  " و اين گونه بود كه به سرعت مشغول تخريب بناهاي قديمي شده و بازار هاي مدرن امروزي رو تآسيس كرد . با جاري شدن سيل در قوچان ، نيروهاي امدادي و كمك هاي مردمي به سوي قوچان سرازير شد . و در يكي از نوشته هايم اشاره كردم كه من هم به هر بهانه اي بود خود رو به اون جا رساندم . اون موقع جمعيت شير خورشيد سرخ كه بعد از انقلاب به جمعيت حلال احمر تغير نام يافت ، چادر هايي رو براي اسكان مردم سيل زده در محل جنوب شهرك ولي عصر فعلي بنا كرده و مردم رو در آن اسكان داد . كه پدر من هم با خانواده اش مدتي در چادر زندگي كردند .

عبدالعضيم وليان مرتب به قوچان رفته و از نزديك  ساخت و ساز منازل مسكوني كه در شرق شهر قوچان در حال تآسيس بود ، رو نظارت مي كرد . او خوب مي دانست كه شخص شاه حتمآ براي بازديد به اين شهر خواهد آمد . به همين دليل فشار خود رو هر روز بيشتر بر مسئولان محلي شهر قوچان وارد مي آورد  البته به دليل اين كه ماده اوليه ساختمان هاي تازه تآسيس ،  بلوك هاي سيماني بود ، و به صورت خانه هاي ويلايي يك طبقه تهيه مي شد ، خيلي زود چهره يك شهرك رو به خود گرفت . و با انتقال كابل هاي فشار قوي ، برق و ساير ملزومات كم كم براي انتقال سيل زدگان مهيا مي شد . فرمانداري قوچان با ليست برداري از خانواده هايي كه در چادر زندگي مي كردند ، خدمات پزشكي ، دارويي و ساير احتياجات آن ها رو تآمين مي كرد .

در يكي از پست هاي قبلي نوشتم كه در يكي از همين چادر ها دختر جواني مي زيست كه پدرش به دليل حمل مواد مخدر شايد هم قتل ، فراري بوده و حكم تير او صادر شده بود . و پدرم با آن دختر رفتار مهربانانه اي داشته و از او حمايت مي كرد . يك بار هم كه پدرم در چادر زندگي مي كرد ، فرصت اين رو يافتم كه به آن ها سر زده و از نزديك شاهد مشكلات آن ها باشم . با تكميل شدن شهرك مردم سيل زده به ترتيپ به اين خانه ها انتقال داده شدند . و بعد ها هم سند منزل به نام آن ها زده شد و با كم ترين قيمت به صورت اقساط به آن ها واگذار شد . البته اين رو هم اضافه كنم كه هنوز كه هنوز است و سال ها از تحويل منزل و مرگ پدرم مي گذرد ، نا مادري ام به بانك هم چنان قسط مي دهد ! چون اقساط خيلي پائين است و طبيعي است طول بكشد .

بازديد شاه از شهرك ولي عهد

همان طور كه گفتم اسم شهرك اون موقع ولي عهد بود كه بعد از انقلاب به شهرك ولي عصر تغير نام داده شد . در همين هنگام بود كه از طريق اسدالله علم كه  اون زمان وزير دربار محمد رضا شاه بود به وليان اطلاع داده مي شود كه اعليحضرت قصد بازديد از قوچان و شهرك ساخته شده دارد . خود علم هم اهل بيرجند بود . و در فرصت مناسب خاطراتي هم از او و پرواز هايش به بيرجند و اروپا مخصوصآ انگليس خواهم نوشت كه چگونه هواپيماهاي سي - ۱۳۰ اين ماموريت ها رو انجام مي دادند . ياد خاطره اي از اوايل انقلاب افتادم كه بعد از پيروزي انقلاب ، خبرنگار صدا و سيما به رمپ پرواز سي - ۱۳۰ آمده و در حال تهيه گزارش بود . همين دوست ديرينه ام ماشاالله مداح فرزند نوروزعلي يكي از افرادي بود كه براي مصاحبه و گفت و گو دعوت شد .

او كه تازه از پرواز نشسته بود درست  زير بال هواپيما در حالي كه باد هم موهاي هميشه ژوليده اش را به هم زده بود در باره رژيم پهلوي گفت ... بله .. واقعآ در اون زمان به ما خيلي اجحاف مي شد .. اغلب ماموريت ها مون براي درباريان بود . آن ها از ما مي خواستند سگ ها و اسب هاي دربار رو جا به جا كنيم .. به عبارتي آن قدري كه براي جون سگ ها ارزش قائل بودند ، به ما اهميتي نمي دادند . من كه اون موقع شديدآ شاه دوست بودم ، به خاطر اين مصاحبه كلي با او دعوا كردم . يادمه بهش گفتم ... بدبخت اگه فردا شاه برگرده مي دوني چه بلايي سرت مي آورند ؟!! و اون طفلك ساده ، حسابي اين بلوف ام رو باور كرده بود ! بعدش هم تا مدت ها با او قهر كردم ! ببخشيد باز به حاشيه كشيده شدم ! البته براي ثبت وقايع اون ايام ضروريه .

خلاصه مقدمات براي بازديد شاه در حال فراهم شدن بود . همه به جنب و جوش افتاده بودند . روزي نبود كه وليان  به قوچان سر نزده و يا تلفني در باره تشريفات و مراتب بازديد دستوراتي به عوامل خود و فرماندار صادر نكند . يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ ابتدا يك تيم از ماموران ساواكي رو به مشهد برده و آن ها  با تغير شكل و شمايل خود با ده ها ماشين سواري و ميني بوس با لباس هاي مبدل راهي قوچان شدند . اين افراد وظيفه داشتند حلقه پوششي نامحسوسي در اطراف محل بازديد فراهم كنند . كارگران ساختماني به دستور شهرداري و شخص شهردار كه از نزديك بر پيشرفت كار نظارت داشت ، مشغول پاك سازي محوطه و بيرون بردن نخاله هاي ساختماني بودند . در كوتاه ترين مدت جاده خاكي منتهي به شهرك رو آسفالت كردند .

شهرداري همچنين در اطراف خيابان اصلي و كوچه هاي داخل شهرك با استفاده از باغبان هاي حرفه اي مشغول كاشتن انواع درختچه ، نهال و فضاي سبز شدند . در ميانه شهرك باغ ميوه نيمه متروكه اي قرار گرفته بود كه بركت بازديد عالي ترين مقام كشور ، در يك چشم به هم زدن تبديل به پاركي زيبا شد كه در آن انواع و اقسام وسايل تفريح كودكان هم تعبيه شده بود . كودكاني كه نون نداشتند بخورند ، صاحب پارك شدند ! كه اكنون هم موجود است و تنها در فصل تابستان مسافران عبوري و خانواده آن ها از آن استفاده مي كنند . ديگه همه چيز براي بازديد شاه آماده شده بود . تا اين كه تاريخ دقيق بازديد به استانداري و مقامات مربوطه اطلاع داده شد . دل تو دل مسئولان نبود .. و از اين مي ترسيدند مورد غضب شخص شاه قرار گيرند !

از چند روز قبل به مردم آموزش داده شده بود كه چگونه در حضور پادشاه صحبت كرده و در چه فاصله اي قرار گيرد . پدر مرحومم تعريف مي كرد ... به ما تآكيد شده بود كه به هيچ عنوان اجازه صحبت سر به خود با شخص اول مملكت را نداريم . و در صورت پرسيدن سوالي از سوي معظم عليه ، خيلي كوتاه و خلاصه پاسخ دهيم . و تآكيد كرده بودند دعا به جان خاندان جليل پهلوي رو هرگز فراموش نكنيم . يادمه بابام مي گفت اگه اين آموزش ها رو هم به ما نمي دادند ، من خودم از پيش بلد بودم .. آخه گفته بودم كه او هم از عاشقان واقعي شخص شاه و خاندانش بود ... حتي يادمه يك بار كتك مفصلي در نوجواني به خاطر همين موضوع خوردم . قضيه از اين قرار بود براي مدرسه روزنامه ديواري تهيه مي كردم ، كه در آن از ماجراي طلاق ثريا نوشته بودم .

پدرم كه معمولآ به درس و مشق فرزندانش كاري نداشت .. اما با ديدن تصوير شاه در روزنامه ديواري ام ، كنجكاو شده و آن قسمت از مطلبي كه در باره شاه نوشته بودم  رو به دقت مطالعه كرد . همان طور كه خط به خط مقاله رو مي خواند ، متوجه عصبانيت او و تغير چهره اش شدم . با تمام شدن مطلب ، بقدري برافروخت كه پدر سوخته كي گفته در باره  مسايل خانوادگي شاه بنويسي ؟ مي دوني با نوشتن اين اراجيف شخصيت شخص اول مملكت رو زير سوال مي بري ؟ ما وظيفه داريم در باره كار هاي خوب اعليحضرت صحبت كنيم و ... انگار من ثريا رو طلاق داده بودم !! يا من باعث اين جدايي شده بودم ! خلاصه هرگز آن كتك خوردن رو هيچ گاه فراموش نمي كنم . به هر حال روز موعود فرا رسيد ... و شاه با همراهانش وارد قوچان شدند .

در موقع حضور ، يكي از افرادي كه شانه به شانه شاه راه مي رفت شخص وليان بود . اين رو هم بگم كه قبل از اين موضوع او از دست ارتشبد ازهاري مدال لياقت يا به عبارتي نشان گرفته بود . ولي رنگ و رخسار او حسابي پريده بود ... او به خوبي مي دانست هيچ گاه در اين گونه مراسم ، همه چيز آن طوري كه از قبل پيش بيني شده است ، پيش نخواهد رفت . همين دغدغه رو هم مسئولين ارشد امنيتي و ساواك داشتند . و در دل خود دعا مي كردند كه خدا كنه همه چيز به خير و خوشي تمام بشه .. طبق يك سنت هميشگي ابتدا دسته گلي توسط يك دخترك كوچولو تقديم به شاه شده و متعاقب آن خيرمقدم گيرايي رو بيان كرد . شاه با كشيدن دستي به سرو روي دخترك به راه افتاد ... جماعت زيادي هم از روستاهاي اطراف آمده بودند و در طرفين مسير عبور هورا مي كشيدند . البته در لا به لاي آن ها ساواكي ها مستقر شده بودند و همه چيز را كنترل مي كردند .

شاه وقتي وارد شهرك شد .. همه چيز مرتب بود . خيابان ها آب پاشي جارو شده بود . همه اطرافيان در پشت سر شاه با فاصله گام بر مي داشتند . اعليحضرت هر از گاهي  از مردم در باره مسكن جديد سوال مي كرد .. آن ها هم طبق آموزش هايي كه ديده بودند ، از او تشكر كرده و در پاسخ مي گفتند به لطف شما ما خيلي راحت  زندگي طبيعي خود را آغاز كرده ايم . وليان  با شنيدن اين تعاريف در ته دل خود قلبآ شادمان بود . بازديد هم چنان ادامه داشت .. يكي از اين افراد همون دختري بود كه در باره اش نوشتم . و او با حرارت خاصي صحبت كرده و در پايان نامه اي براي نجات پدر خود به شاه داد .. اين بخش قبلآ پيش بيني نشده بود ! بعضي چهره هاي اطرافيان و مسئولان در هم رفت زيرا آن ها تصور كرده بودند اين خانم شكايت تقديم به شاه كرده است !

ديگر بازديد به پايان خود نزديك مي شد كه در همين هنگام يك پير مردي روستايي ساده از ميان جمعيت قدم به بيرون گذاشته تا با شاه حرف بزند .. ماموران و اطرافيان متوجه شدند و قصد عقب راندن او را داشتند كه شاه متوجه شد .. و خواست كاري با او نداشته باشند .. از اين رو از وي پرسيد .. پدرم از خانه اي كه در اختيار تو قرار گرفته راضي هستي ؟ و در حالي كه همه منتظر تعريف و تمجيد او بودند ، آن پير مرد با همون لهجه غليظ مشهدي اش گفت ... نه آقا جون .. ! اصلآ راضي نيستم !! همه از تعجب خشك شون زد . وليان كم مانده بود پس بيفتد ... !! شاه پرسيد چرا پدر جون راضي نيستي ؟ و آن پيرمرد بدون توجه به جو  حاضر ادامه داد ..  نه بابا جون به درد مو نمي خووره ... شوما كه زحمت كشيديد .. چرا براي الاغ ام طويله نساختيد ...! شاه كه از اين حاضر جوابي او خنده اش گرفته بود ، رو به وليان كرده و گفت اين بابا حق داره .... قوري براي او يك طويله بسازيد .. و اين گونه بود كه شبانه براي الاغ آن پيرمرد هم طويله ساختند ...!!

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

                           ايام به كام

jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد . 

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )

  


6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد .

Recent Crashes:Date: January 23, 2008 Time: 19:00 Location: Miroslawiec, PolandOperator:Military - Polish Air Force AC Type:CASA C-295MAboard: 19 Fatalities: 19 Ground: 0 Route:Warsaw - Miroslawiec Details:While attempting to land, the plane fell to the ground from about 500-650 feet and crashed into a wooded area, 2 miles from the airport

Date: January 19, 2008 Time: 08:00Location: Near Huambo, Angola Operator: Gira Globo Charter AC Type: Beechcraft King Air B200 Aboard: 13 Fatalities: 13 Ground: 0 Route: Luanda, Angola - Huambo, Angola Details: The twin engine plane crashed into mountains in rain and fog. The crew was flying below minima in a mountainous area

.

Date: January 17 2008 Time: 12:42,Location: London, England Operator: British Airways Flight: 36 AC Type: Boeing 777-236ER Aboard: 152 Fatalities: 0 Ground: 0 Route: Beijing, China - London, England Details: The airliner landed short of Runway 27L at London-Heathrow Airport after losing power as it was landing. The plane skidded through grass and came to rest on the runway. The left main landing gear smashed through the wing, while the right landing gear was sheared off. All 136 passengers and crew of 16 exited the plane safely through emergency slides. An initial investigation has concluded the engines didn't respond to a demand for an increase in thrust

.

Source:planecrashinfo          BY:Alireza Sadeghi

سوانح اخیر هوایی:

تاریخ:23 ژانویه 2008-زمان:19:00-مکان:میروسلاویچ-لهستان-خط هوایی:نیروی هوایی لهستان-نوع هواپیما:سی 295 ام-تعداد سرنشین:19-تلفات:19-تلفات روی زمین:0-مسیر:ورشو به میروسلاویچ-جزییات:در تلاشی برای نشستن هواپیما از ارتفاع بین 500 تا 650 فوتی بزمین برخورد کرده ودر منطقه ای جنگلی در 2 مایلی فرودگاه سقوط کرد.

تاریخ:19 ژانویه 2008-زمان:8:00-مکان:نزدیک هوآمبو آنگولا-خط هوایی:چارتر جیرا گلوبو-نوع هواپیما:بیچ کرافت 1کینگ ایر بی-200تعداد سرنشین:13-تلفات:13-تلفات روی زمین:0-مسیر:لوآندا آنگولا به هوآمبا آنگولا-جزییات:هواپیمای دو موتوره در باران و مه بداخل کوهستان سقوط کرد در حالیکه زیر حداقل ارتفاع مجاز حرکت میکرد.

تاریخ:17 ژانویه 2008-زمان:12:42-مکان:لندن -انگلستان-خط هوایی: بریتیش ایرویز-نوع هواپیما:بویینگ 777-تعداد سرنشین:152-تلفات:0-تلفات روی زمین:0-مسیر:پکن در چین بسمت لندن انگلستان-جزییات:هواپیما پس از از دست دادن قدرت موتورها جلوتر از باند 27 چپ در فرودگاه هیترو لندن بزمین نشست و پس از سر خوردن روی چمنها روی باند متوقف شد.ارابه فرود چپ از محل بال شکست و ارابه سمت راست نیز قیچی شد.تمام 136 مسافر و 16 خدمه از طریق سرسره های اظطراری خارج شدند.تحقیقات مقدماتی نشان میدهند که موتورها به درخواست افزایش قدرت جواب ندادند.

منبع:recentcrashinfo            گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

فارسي نويس

 

خوانندگان محترمي كه در خارج از كشور فاقد كيبورد با فونت فارسي هستند ، خواهش مي كنم براي نوشتن كامنت جتمآ از اين نرم افزار ها استفاده فرمايند . بديهي است با كمال شرمندگي از اين پس به نظراتي كه به صورت فينگليشي درج شده باشد ، پاسخ داده نخواهد شد .

http://www.dodoost.com/aryanevis/ 

http://www.bitaweb.com/fa/farsiNegar.html

 


همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد

 jzm2ynhgwltynljjjynj.jpg 

 http://www.filedony.com/

اينجا 


http://www.talashco.ir/ 



- تعداد بازديد
  • 1767
  • مرتبه

    نظرات

    عالی بود.لذت بردم. تبریک وموفقیت.
    پاسخ
    ممنونم حسين جان

    سلام کاپیتان عزیز
    خیلی ممنون از خاطره زیبایتان مثل همیشه عالی بود.
    ولی وقتی متوجه شوم که شما با آن مجله پرواز همکاری نمی کنید خیلی خیلی ناراحت
    شدم چون معتقد بودم آن شغل برای شما هم لازم است و هم از نظر کاری شما را راضی می کند و یقین داشتم که این کار یک آرامش روحی به شما خواهد داد.
    در هر صورت خیلی متاسف شدم.
    ولی امید وارم که شما ومن بتوانیم بزرگترین انتشاراتی در سطح خاورمیانه را تاسیس کنیم (البته با معیارها و استاندارهای انتشاراتی های ممتاز دنیا).
    اما سخنی با بعضی از دوستان جوان و شاید هم نسلان من.
    من بعضی از این کامنت ها را که می خوانم با یک نوع مطلق گرایی رو به رو می شوم
    توصیه می کنم این خصلت مطلق گرایی(که متاسفانه اکثر ما ایرانیان و من جمله خودم مبتلا به آن هستیم) را کنار گذاشته و به جای آن حقیقت گرایی را جایگزین کنیم.
    این را دقیقا من در ارتباط با بعضی مسایل تاریخی که این جا مطرح شد می گویم
    ممنون
    پاسخ
    نادر عزيزم از اين همه بزرگواري و محبت شما واقعآ تكر مي كنم . پسرم قسمت نبود كه همكاري ادامه داشته باشد . ولي مطمئن باش در امر انتشار من حتمآ در خدمت شما خواهم بود مخصوصآ كه سابقه اين كار رو هم دارم
    با تشكرمجدد از شما دوست گرامي

    حالا اگه شاه بازدید نمی کرد چی میشد؟
    یاد یک مسئول بی لیاقت دیگه هم افتادم.

    سلام جناب مدرسي عزيز
    مطالب و خاطرات زيبايي مرقوم فرموده ايد.از جنابعالي هم تشكر مضاعف دارم به خاطر معرفي وبلاگ ابتدائي اينجانب.البته اهداف بنده ايجاد وبلاگي همانند ديگر عزيزان نيست و حدود 90 درصد درج خاطرات و مسائل متفرقه ايست كه بيشتر با روحيات خود و خانواده و بستگان خودم سازگار بوده و مطالب و خاطراتم برايشان كاربردي است.براي ديگر عزيزان مطالب قابل طرح و عنواني فعلاندارم.ضمنا به لحاظ شرايط خاص شغلي بنده ،چندان مجاز به طرح مسائل متفرقه و اظهار نظر نميباشم.
    مجددا از جنابعالي تشكر ميكنم.خداي بزرگ نگهدارتان باد
    پاسخ
    با درورد خدمت مهندس فضلي گرامي ... بله مي دانم .. منظور من هم از بيان خاطرات شخصي هم چيزي شبيه آن چيزي كه كه شما قصد انجام آن را داريد است .. اصولآ نفس وبلاگ ها چنين است كه انسان هر وقت خواست بخشي از خاطرات يا حرف هاي خويش را در آن بنويسد .. و تعهدي براي كسي جز خود ايجاد نكند . به هر حال همين يك گام هم خيلي ارزشمند است . و جاي تقدير دارد

    رضا از کرج
    با سلام مجدد ...با تشکر فراوان از اینکه در حق من لطف کرده و پرسشم را پاسخ دادید....حال یک پیشنهاد کوچکی دارم ....شما که سردبیری یک نشریه هوایی را هم تجربه کردید...حالا موقع یک یا علی (ع)گفتنه که با علم ، تجربه و همت خودتان و یاری دوستان و عاشقان علوم و فنون هوایی کشور یک نشریه بسیار پر محتوای هوایی را در کشور راه اندازی کنید ...این می شود یک کار خیر دنیا و آخرتی ....
    دعا گوی شما ....رضا از کرج .....
    پاسخ
    رضا جان عزيز
    اتفاقآ اين كار شده است و مقدمات يك نشريه تخصصي به نام خلبان از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي درخواست شده است . و براي تسريع در كار به دليل نياز جامعه از طريق نمايندگاني در مجلس در حال پي گيري است . اين نشريه به مدير مسئولي آرمان بيات درخواست شده است و بزودي شاهد آن خواهيد بود .

    سلام عمو بهروز خسته نباشید.بازم مثل همیشه عالی بود.
    عمو به نظر من به این کامنتها اصلا فکر نکنید.حیف اون وقتی نیست که روی خوندن و فکر کردن روی این کامنت ها می ذارین.
    راستی عمو اگه میبینید کم کامنت میذارم برای اینه که خودتون گفتید کامنت تشکر آمیز نذارین.
    راستی عمو آیا خلبانان نیروی هوایی جمعه ها تعطیل هستند؟
    خیلی دوستون دارم.
    با تشکر پسرتون اسی
    پاسخ
    مرسي پسرم گل و نازنينم اسي جان گرامي
    اسي جان شما لطف مي كني .. مي دونم .. در باره پرسش شما عرض كنم كه .. سازمان هاي بزرگي چون نيروي هوايي هيچ گاه تعطيل بردار نيستند .. چطور امكان داره حراست از اين مرز و بوم به بهانه جمعه يا فلان اعياد تعطيل بشه ؟
    خلبانان نيروي هوايي به خاطر تعهدي كه نسبت به سرزمين خود ايران عزيز دارند در تمام مدت شبانه روز آمادگي حضور دارند .. منتها در روز هاي تعطيلي فقط آن هايي كه پرواز دارند يا آماده پرواز هستند به پايگاه حضور مي برند و بقيه نسبت به برنامه تنظيم شده استراحت مي فرمايند

    سلام استاد
    ببخشيد بعضى هاش fengelish ميشه اين مربوط به برنامه فارسى ساز هست ، تقصير من نيست ، در مورد اون مردِ مزاحم هم همه جا آدمِ ناراحت پيدا ميشه تنها كارى كه ما ميتونيم بكنيم اين هست كه خدا همه رو شفاء بده ، بازم لذت بردم و شما غم غربت رو از من با نوشته هاتون دور كرديد ، چون آمريكا بوديد مى دونيد ايران بودن يعنى چى انشالله قسمت باشه تابستان بيام ايران از نزديك ببينم تون ، بازم كارى اينجا بود حتما بگيد .
    موفق باشيد .
    يك پيشنهاد هم داشتم اينكه ۱ بaر خود تون اين فارسى ساز و امتحان كنىد ببينيد كدوم بهتره بد اگه ميشه آدرسِ سايت فارسى ساز رو نزديكِ نظر سنجى بگذاريد كه كه بهتر معلوم باشه از ايده نظر سنجى اين سايت هم ميتونيد استفاده كنيد به نظرِ من اين از همه بهتره ،
    به طورِ مثال
    http://www.iranianuk.com/article.php?id=24698
    حامد از شيكاگو
    پاسخ حامد عزيزم .. از اين كه يرنامه فارسي ساز فرستادي واقعآ ممنون ، من آن را در سايت قرار مي دهم تا هركي خوشش امد از آن استفاده كند . در مورد اشخاص بيمار گونه اي كه نمي توانند ارتباط بين من با دوستان را ببينند ، اصلآ اهميت به آن ها نمي دهم ... حامد جان من هم بي صبرانه منتظر ديدار باشما هستم . نوشتي شيكاگو هستي .. من هم مدتي اون حا بودم .. مي دوني ويرجينيا تا شيكاگو چندان راهي نيست .. زمستان هاي سرد و بي رحمي داره .. به هر حال اميدوارم مطالب بي محتواي من توانسته باشه براي چند دقيقه دوستان را در غربت به خود مشغول كرده باشد
    موفق و شادكام باشي پسرم

    سلام استاد
    ببخشيد بعضى هاش fengelish ميشه اين مربوط به برنامه فارسى ساز هست ، تقصير من نيست ، در مورد اون مردِ مزاحم هم همه جا آدمِ ناراحت پيدا ميشه تنها كارى كه ما ميتونيم بكنيم اين هست كه خدا همه رو شفاء بده ، بازم لذت بردم و شما غم غربت رو از من با نوشته هاتون دور كرديد ، چون آمريكا بوديد مى دونيد ايران بودن يعنى چى انشالله قسمت باشه تابستان بيام ايران از نزديك ببينم تون ، بازم كارى اينجا بود حتما بگيد .
    موفق باشيد .
    يك پيشنهاد هم داشتم اينكه ۱ بaر خود تون اين فارسى ساز و امتحان كنىد ببينيد كدوم بهتره بد اگه ميشه آدرسِ سايت فارسى ساز رو نزديكِ نظر سنجى بگذاريد كه كه بهتر معلوم باشه از ايده نظر سنجى اين سايت هم ميتونيد استفاده كنيد به نظرِ من اين از همه بهتره ،
    به طورِ مثال
    http://www.iranianuk.com/article.php?id=24698
    حامد از شيكاگو

    سلام جناب مدرسی
    حالتان چه طوره
    خاطرهء زیبایی بود
    راستی جناب مدرسی یک خاطره میخواستم در مورد 553 اگر دارید لطف کنید من را بهره مند فرمایید.
    اگر خاطره ای هم در مورد جت استار دارید هم ممنون میشوم.
    موفق باشید خدانگهدار.
    پاسخ
    دوست عزيزم از اين كه علي رغم ميل خودم بخشي از نوشته هاي شما را برداشتم پوزش مي خواهم . من هم با شما هم عقيده هستم ولي قبول بفرماييد به دليل مقررات سايت و نظام ، اجازه ندارم .. بگذريم
    در باره 553 در خاطرات مربوط به جذام توضيح كاملي داده ام .. همان پستي كه مربوط به دهكده جذاميان بود ... از طريق وبلاگ ام بهتر مي تواني پيدا كني . در باره جت استار هم چشم .. اتفاقآ خاطره از دوران نخست وزيري مير حسين موسوي دارم كه حتمآ خواهم نوشت
    باز هم از شما عذر خواهي مي كنم

    آقاي مدرسي خيلي عزيز
    سلام
    اول اينكه چه قدر بد شد كه كارتون توي مجله پرواز درست نشده. اي كاش مسوولان مجله قدر شما رو ميدونستند!
    ديگه اين كه آقاي مدرسي يه خواهش ازتون داشتم. شما كه خودتون خلبان نظامي بودين و با حال و هوا و مشكلات ارتش و نظام از دير باز آشنا هستين. مي خواستم پيشنهاد بدم كه اگه ممكنه يه خورده هم در مورد وضعيت حالاي پروازيهاي ارتش بنويسين. كارشون، وضعيت زندگيشون، درددلاشون، وضعيت نيروي هوايي الان و ... ميدونم كه در اين موارد بعضي محدوديتها هست كه البته به جا هم هست كه باشه اما قطعا بازم ميشه خيلي چيزا راجع بهش نوشت. باور كنين الان وضعيت صنعت هوانوردي غيرنظامي ما هر چه قدرم بد باشه وضعيت پروازيهاي نظامي ما چند برابر بدتره! خيلي ها ديگه روحيه پرواز رو از دست دادن. خيلي ها دست و دلشون سرد شده. مردم هم زياد با اين قشر آشنا نيستند. خوب مردم عادي بايد بدونن كه بچه هاي نيروي هوايي چقدر زحمت ميكشن و چه قدر وظيفه شون سنگينه. مثلا همين كه 14 روز عيد رو همه تو خونه هاشون نشسته اند اما بچه هاي اف-4 دائم تو ماموريت و پرواز گشتي هستند رو خيلي ها نمي دونن يا مثلا اسي خان كه حالا خيلي بيشتر از بقيه مردم عادي اطلاعات در مورد پرواز دارند مي پرسند كه آيا جمعه ها خلبانها تعطيل هستند يا نه! خوب اينها همه از ضعف اطلاع رسانيه جمعي در مورد اين قشر خاصه و خيلي خيلي چيزاي ديگه...
    ممنونم به خاطر اين خاطره قشنگتون
    راستي چند نفر تو كامنت ها شما رو عمو خطاب ميكنن. كه من خيلي بهشون حسوديم ميشه!!! اجازه ميدين منم عمو صداتون كنم؟
    راستي عمو مدرسي (من منتظر اجازه شما نشدم!!!) منو كه يادتون نرفته؟ دامون همون ماراله هاااا!! حالا فكر كنم بيشتر درك كنيد كه چرا ازتون خواهش كردم راجع به نيروي هوايي بيشتر بنويسيد.
    شاد شاد شاد باشيد
    پاسخ
    واي ... مارال جان عزيزم ...... دختر عجب ترفندي زدي !! واقعآ من رو غافل گير كردي .. چشم مارال جان روي چشمانم .. حتمآ خواهم نوشت .. ولي راستش رو بخواهيد .. خيلي دلم مي خواد در باره مشكل شما بنويسم و از مردم ، روان شناسان كمك بخواهم ... اجازه مي دهي ۀ اسم نمي برم .. نه تو و نه حسين رو .. اگه اجازه بدي دست به كار بشم .. اگه زودتر بگي ، پست بعدي رو به همين بهانه شروع كنم و در لا به لاي آن هم به نيروي هوايي و وضعيت آن اشاره خواخم كرد .
    منتظر پاسخ شما مي مانم .. همون طور كه گفتم بدون اشاره به مشخصات شما
    موفق باشي دخترم ..... هميشه تو قلبم تو حسين جا داريد
    موفق باشي

    سلام اقای مدرسی
    متاسفانه این کامنت من مثل قبلی ها احتیاج به سانسور داره اولا یاد اون دوران رو تو دل من و دوستان زنده کردید واقعا متشکرم وجود شما یه نعمته تو اینترنت و وبلاگتون اعتیاد اور .در ثانی میخواستم عرض کنم به توصیه شما به........................................
    کاش همه مثل شما بودند .شرمنده دست خودم نیست ولی از تمامی کسانی که اخرتشون رو به دو روز دنیا فروختند و دنبال دستمال کشی و این جور چیزها هستند بدم میاد یادمه وقتی شما خاطراتتون رو از خلخالی خونخوار نوشتید ذره ای احساس نکردم که شما ازش طرفداری کرده باشید یا نون به ملا ها قرض داده باشید فقط رو راست با خودتون و خواننده ها و اونطور که قضایا رو دیدید تعرف کردید البته کاری به چاشنی ها ندارم که اونم طبیعیه ولی این بابا غوره نشده میخواد مویز بشه فقط تاسف .مگه دو روز دنیا چقدر ارزش داره در ضمن اگه کل کامنتم رو هم پاک کنید مشکلی نیست چون فقط خواستم با شما درددل کرده باشم اجر تمامی خوشی هایی که برای خواننده هاتون میارید با خد
    پاسخ
    كورش جان من را ببخشيد براي حفظ هويت خوانندگان مجبور شدم به توصيه خودتون حذف كنم .
    كورش جان البته نبايد انتظار داشت همه طوري حرف بزنند كه مورد پسند اغلب مردم باشد . حتي در مورد همين مطلب خلخالي كه اشاره فرموديد ، خيلي ها هم به من تاختند كه چرا نوشتم ..!! و من همون ايام توضيح دادم صرفآ به شرح خاطراتي پرداختم كه اتفاق افتاده است . بدون غرض ورزي ... بدون كوچكترين تحريف .. حتي در باره خاطرات شاه هم بي طرف مي نويسم .. چون اين ها خاطره است و من حق سانسور يا تحريف ندارم .
    به هرحال عزيز هموطن بايد به همه فرصت رشد داد

    salam jenab sarhang
    lotfan nameh man ra pasokh nadahid chon faghat yek mordi ra mikhastam begam har chand shoma ostad man hastaid, motovajeh shodam efradi ke bishtar ham Iran nistand va tarafdar regim sabegh, hamash tarif mikonad,va man ra bebakhshid ama shoma ham harchand ba sansor minevisid lotfan movazeb khodetoon bashid inha be kasi rahmnemicond.ham ravih ghadim khod ra ke siysi nistid edameh dahid.bebakhshid ghasde nasihat nadashtam doost daram web shoma hamisheh bargharar bashed
    ali_france
    پاسخ
    علي عزيزم ... خيلي ممنون از راهنمايي هاي شما .. اتفاقآ خودم هم به اين فكر افتاده ام كه ديگه به موضوعات و خاطرات مربوط به شاه نپردازم . چون ممكنه براي بعضي ها اين سوء تاهم پيش بيايد كه من قصد تبليغ نظام شاهنشاهي رو دارم يا خداي ناكرده با رژيم حاكم مخالفت مي كنم . در صورتي كه من مطلقآ چنين نيتي ندارم . و فقط قصد داشتم خاطرات اون ايام خودم رو بدون تحريف بيان كنم . البته علي جان همان طور كه عرض كردم من با فرمايش شما كاملآ موافق هستم . ولي اين رو بگم كه رژيم به اين مسايل كاري ندارد . آن ها خيلي زرنگ هستند و خوب تشخسص مي دهند كي منظورش سياسي است و چه كسي منظورش سياسي نيست . ولي من هم با وجود اين حرف ها بايد رعايت كنم . آخه مي دوني چيست ؟ وقتي مثلآ موضوعي از گذته به يادم مي آيد ..بي اختيار سلسله وار تعدادي ديگر در آن رابطه به ذهن ام خطور مي كند كه اين گونه مجبور مي شوم پشت سر هم بروم !! ولي چشم ديگه وارد اين گونه مباحث نمي شوم . اگه يه وقتي ديدي يادم رفت .. خواهش مي كنم باز هم ياد آوري ام فرماييد

    سلام و درود خدمت عمو بهروز خودمون خسته نباشید.عمو واقعا مطلب باحالی بود عمو ببخشید چند سوال داشتم 1 چرا بالاترین فیلتر شده و ورود به ان ممنوع شده مگر مطلبی غیر اخلاقی یا.. نوشته که فیلتر کردند 2 چرا جواب نامه های من را در ایمیل یاهو مسنجرتون جواب نمیدید یا یاهو شما مشکل دارد؟؟؟؟ 3 عمو من متوجه شدم که باهم بچه محل هستیم عمو اگه می تونید یک ملاقات رو در رو داشته باشیم واقعا از ته دل میگم که دوست دارم شما از نزدیک زیارت کنم عمو اگه کارهاتون کمتر شده ترتیب این قرار را بدهیم باتشکر.یاعلی
    پاسخ
    رضا جان عزيزم
    بالاترين خيلي وقت است فيلتر شده است . درسته مطالب غير اخلاقي نداره .. اما به خاطر انتشار برخي مطالب سياسي فيلتر شده است
    در مورد ياهو بگويم .. من بار ها اعلام كرده ام با ياهو كار نمي كنم . چون هم مشكل دارم و هم فرصت نمي كنم .
    در مورد ملاقات هم چشم حتمآ .. خيلي خوشحال مي شوم رضا جان كه ببينمت

    jenab sarhang salam mojadad
    man jesart nemiconam ke che benvisid va che nanevisid, manzor man daghgan in ast ke masalan lozomi nadard ke shoma dar zemn khaterat khod masalan begid baleh man shoh doost bodam,man fecr miconam goftan in jomalat bari efradi dar hakemiyat cafi bashad ke efrad ra be dardesar biyandazand.
    ba tashacor
    ali_france
    علي جان عزيزم
    بله من متوجه منظور شما شدم عزيزم
    چشم رعايت مي كنم. اما فكر كنم دليل استقبال مردم مخصوصآ جوانان .. همين صداقت و رو راستي من است .. وگرنه مطالب كه چنگي به دل نمي زنند

    ......http://oldpilot.blogfa.com/
    .....
    آقا خواهش مي كنم از اين لينك ها در سايت من نزن
    من چند بار عرض كردم سياسي نيستم
    خب عزيزم برويد به سايت هاي سسياسي و لينك بگذاريد
    من كه از شما خواهش كردم
    هيچ فكر كردي اگه حواسم نباشه و لينك شما را بفرستم چه اتفاقي مي افتد
    من ترسو نيستم .. شجاع هم نيستم .. اجازه بده آخر عمري با آرامش زندگي كنم

    خواهش مي كنم

    با بهترين درودها
    خاطره بسيار جالبي بود، علي رغم آنكه روزي بسيار سخت و كاري را پشت سر گذاشتم. اما تا مدتها لبخند بر لبانم ماند. اين را مديون شما هستم.

    با سپاس فراوان
    دوستدار شما- عليرضا ف.راد
    پاسخ
    فداي شما دوست نازنين

    خاطرات زیبا وخواندنی بود
    پاسخ
    خیلی ممنون عزیزم

    .... به رژيمي كه به........... پر و بال مي دهند كه هر ............
    پاسخ
    عبدالله تو يك آدم بي هويت بيچاره اي هستي كه كه حتي شعور ديالوگ نوشتن رو نداري .. و هر چه لياقت خودت و خانواده ات است به مردم نثار مي كني
    آن چه كه در مورد من گفتي ... از دهان نجس خودت بيرون آمده وبالطبع هيچ كس به اندازه خودت لياقت آن ها رو ندارد ...
    خيلي دلم برات مي سوزه كه آن قدر بي سوادي كه حتي فحش هايي را كه نوشتي همه داراي غلط املايي بود .. حيف به حرمت خوانندگان خوب سايت .. نمي توانم توهين هاي تو رو منتشر كنم
    برات واقعآ متآسفم حسود منافق .

    salam aghaye modaresi dar morede khateratetan dar amrika va dar morede toohin be khatere pash aloo bodane shoma ke hamoon shalvarak kotah ke pashmhaye payetoon peyda bod va baratoon goftan animal in yek tohine bozorgie va man ghabool daram va rar payegah ham mikoftin dar amrika taabizat ma baiyne darajat dide mishe va be ghoole khodetan kabotar ba kabotar baz ba baz in ham ghabool daram vali dar mordevatane khodeman va ya behtar begam payegahe khodeman dar niroo havai khodman age yeki ham homafar bashe va ham azerbayjani va ham amrika dide bashe be nazare shoma in taabizat dar morede in ashkhas 3 barbar nemishe?40 sale pish dar amrika barayton goftan animal hanooz ham faramosh nakardin vali be nazare shoma baraye in ashkhas vatani be name iran baghi mimone ke azesh defaa konan?dar rejime ghablikhob khodetan midonid ke homafran az che jahat na razi bodan va dar rejime badi ke iran daste yek rejim ahriman tar az ghabli bod.bazia raftan kharej aslan be poshtesho ham negah nakardan yan vatav bi vatan.va bazia edam shodan va bazia ham mondan va taabizate nejadi ro motahmel shodan.be nazare shoma iran yani tehran va baghiye hich?hamin taabiza(jejad parasti)sabab mishe mellathaye digar chon azerbayjane jonobi khodeshon ro irani nadonan.ghorbane shoma hamsare yek homafare tirebaran shode. m

    باسلام.روستای کلیدر دراطراف سبزوار بودده وجناب دولت ابادی با توجه به سبزواری بودن خود و یر اساس زندگانی ادمی به اسم گل محمد کتاب کلیدر را نوشت.درضمن مطلب جالبی بود.
    پاسخ
    مرتضي جان .. ممنون از دقت نظر شما
    و خوشحالم كه از مطلب خوشت اومده است
    شاد وپايدار باشي

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35