درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  پاسخ به :کتاب بهروز وثوقي

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif

zmnvznsyp71zzsf9zp7h.jpg

آقاي وثوقي ، ما انسان حمل مي كرديم نه كاه و يونجه !  

aohye64rafzp9wej5049.jpg

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

به دلايلي اين حرف ها تكراري است !

قدیمی ها مثال خوبی می زدند که " دوست خوب تعمت است " واقعآ هم راست گفته اند . من اخیرآ به مناسبتی با دوستان خیلی خوبی قاطی شده ام . که هر کدوم شون واقعآ در کار شون خبره و یه پارچه آقا یند . یکی شون همین آرمان بیات جوون دوست داشتنی و پر تلاشیه که دو پست قبل یکی از کاراش رو براتون نقل کردم . یکی دیگه جوونی است به نام " هادی حسینی " که همه سید صداش می کنند . این عزیز تو کار نشر و تحقیق و مطالعه است . چند روز پیش تقویم جدیدی به من هدیه نمود که من تا حالا لنگه اش رو ندیده بودم . اول این که این سالنما ، از مهر امسال تا مهر ۸۷ است !! يعني يك سال تحصيلي كامل رو در بر مي گيره  . دوم اين كه چون كار اساتيد دانشگاهي است ، تمام مناسبت هاي علمي و عمومي رو به شكل خيلي زيبا طراحي نموده اند . كه به نظر من يك گنجينه كامل علمي - ادبي است . روي آن هم نوشته " تقويم علمي و دانشگاهي " كه در صفحه نخست آن نام دوستم  " سيد "  هم به عنوان ناظر امور هنري قيد شده و هم به عنوان يكي از همكاران نشر .... واقعآ به وجود چنين جوون هايي افتخار مي كنم .

حتمآ بار ها اين ضرب المثل را شنيديد  " خدا گر ز حكمت ببندد دري ، ز رحمت گشايد در ديگري " واقعآ من به اين كلام اعتقاد قلبي دارم . حتمآ يادتونه كه نوشته بودم همون يكي دو تا دوست خوبي هم كه داشتم به خاطر داشتن اين سايت از ترس شون ولم كردند ..!؟ عوض اش از بركت همين سايت دوستان خيلي خوبي پيدا كرده ام . يكي از اون ها خلباني است كه الان هم داره در اير لاين مي پره . وي وقتي شنيد من خاطراتم رو مي نويسم ، با لهجه شيرين تبريزي اش ماجراي عشق به حرفه خلباني اش رو برام تعريف كرد كه قصد دارم براي تشويق جوون ها به صورت كتاب منتشر نمايم . يعني همين برادر سيد هادي حسيني قول چاپ اش رو داد . اما سر اين كه اول در سايت خلاصه اون رو نقل كنم ، با سيد اختلاف نظر داريم . وي معتقد است اگه در سايت بنويسم ديگه كسي كتاب رو نمي خره .. ولي نظر من اينه كه هر چيزي به جاي خودش نكوست . اما اين رو بگم بقدري خاطرات اش جالب و شنيدني است كه آدم از شنيدن آن دل نمي كنه ... ! اين كاپيتان عزيز برام تعريف كرد چگونه در شهر غريب تهران با پول مسافر كشي بر روي پيكاني كه از دم قسط خريده بود ، شهريه آموزشگاه خلباني رو تآمين مي نمود ! اين عزيز علاوه بر خلباني ، سياستمدار توانايي است . و فعاليت هاي سياسي در مجلس و نهاد هاي كشور انجام مي دهد . منتظر آلبوم عكس هاش هستم كه هر هفته بخشي از خاطرات او را در سايت درج نمايم . مطمئن هستم خيلي خوشتون خواهد اومد .

بعضي از خوانندگان ازم ايراد مي گيرند كه فضاي وبلاگ رو مثل مجله ، تصويري نموده ام . من نمي گم حق  با اون ها است يا نه . .. ولي چه جوري بگم ..؟ راستش اين فرمي خيلي حال مي كنم . البته اگه عكس نگذارم كارم خيلي راحت تر مي شه .. چون ساعت هاي متوالي وقت ام براي مونتاژ و طراحي تصاوير گرفته مي شه . به عبارتي با اين كار ها مشكلاتم رو فراموش مي نمايم . اما از اون جايي كه از روز نخست عهد كردم مطيع نظرات شما عزيزان باشم . ادامه اش رو به انتخاب شما مي گذارم . اگه اكثريت موافق همين روش بود ، ادامه مي دهم . اگه نه كه فقط يك عكس همون بالاي سردر مي گذارم . راستي اين رو هم بگم به دليل سرعت پائين اينترنت در ايران ، به پيشنهاد يكي از خوانندگان خوب ، حجم عكس ها رو خيلي پائين مي گيرم . ولي باور كنيد چون تازه فتوشاپ رو ياد گرفته ام خيلي از كار با تصاوير لذت مي برم .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 

پاسخ به آقاي بهروز وثوقي :

جناب آقاي وثوفي ، قبل از اين كه گله و اعتراض خودم رو بيان بكنم . اجازه مي خواهم به اطلاع تون برسونم من از زماني كه يه الف بچه بودم عاشق فيلم و سينما و هنرپيشه هاي آن بودم . كمي كه بزرگ تر گرديده و به اصطلاح شاگرد مدرسه اي شدم .  يعني همون هنگام كه دوستي ها از روي ريا و تزوير نبود ، شما را دوست داشته و براتون احترام مي گذاشتم . شما حتمآ به خاطر مي آوريد كه در اون روزگار عكس  و كارت پستال هنرپيشه ها رو به همراه تصنيف فيلم جلوي مدارس مي فروختند . عين همون صحنه تصنيف خواني شما كه در فيلم " سوته دلان " به خوبي آن رو اجرا نمودي . و من پول هاي اندك تو جيبي خود را جمع كرده و كارت پستال شما رو خريده و به پشت كلاسورم مي چسبوندم . و موقع تعطيل شدن مدارس مخصوصآ آن قسمتي  كه عكس شما روي آن بود رو به شاگردان ديگر مخصوصآ دختر خانم ها نشان داده و پز مي دادم . با اين عشق و علاقه به شما بزرگ و بزرگ تر شدم . تا قسمت بر آن شد كه براي تحصيل به آمريكا بروم ...

در اون جا هم بحث شما بين دانشجويان بود .  اون موقع  تازه فيلم " ممل آمريكايي " رو بازي كرده بوديد . خبرش توسط نامه يكي از بچه ها به ما رسيد . يادمه همه به هم مي گفتند بچه ها شلوار جين بخريد چون مي گن از وقتي بهروز وثوقي در اين فيلم لباس لي پوشيده ، تو تهرون همه جا مد شده .. و چه اشتياقي كه براي خريد شلوار جين به وجود آمد . وقتي هم كه بعد از مدت ها به وطن برگشتم ، تقدير اين بود كه با هواپيماي سي -۱۳۰ پرواز نمايم . و باز يادمه كه شما با اشتياق سوار اين هواپيما مي شديد و به دنبال تفرحات آخر هفته خود مي رفتيد . پايگاه وحدتي رو مي گويم آقاي وثوقي .. حتمآ يادتون است ...!!؟

از بدو حادثه يا افتخار و يا هر چيز كه اسمش رو مي گذاريد يكي دو بار بنده اين موقعيت رو يافتم تا جنابعالي رو به دزفول برده  و در مراجعت به همراه همان دختر خانمي كه مدعي بوديد دختر خاله تون است از پايگاه وحدتي به تهران آمديد ... آقاي وثوقي يادتون كه نرفته ..؟ همون خانمي كه دختر شايسته سال انتخاب شده بود .. اگه حافظه ام ياري بده اسم شريف ايشون " رويا روحاني " بود . حتمآ يادتون است كه از شما دعوت كردم به كابين خلبان تشريف بياوريد ؟ فقط اين رو مي دونم اون روز در اون پرواز خيلي با دختر خاله تون گرم گرفتيد .. و در كابين كوچك هواپيماي به اصطلاح باري ما شما چقدر از سر و كول هم بالا رفتيد .. كه راستش من مي ترسيدم  نكنه خداي ناكرده در قارقارك ما رو شوخي شوخي تو هوا باز نمايي !!

اما از بد شانسي شما يك بار ديگه هم كه قصد برگشت به تهران رو داشتيد و طبق معمول هواپيماي باري درخواست نموده بوديد ، به پست يه خلبان مقرراتي خورديد .. كه مانع از سوارشدن شما شد . هنوز صداي فرياد هاي شوهر خاله شما " تيمسار روحاني " فرمانده پايگاه تو گوشم است كه دستور مي داد برگرديد و فرمان رو اطاعت نماييد . اما فرمانده هواپيما پاش رو تو يه كفش كرده بود كه به ما گفتند قطعه تحويل گرفته و به تهران ببريم ... اين كه آقاي وثوقي است !!! راستش رو بخواهيد خيلي دلم مي خواست يك بار ديگه شما رو سوار هواپيماي باري كنم .. اما چه كنم كه فرمانده هواپيما شخصي ديگر بود . و پشيزي براي حرف هاي شوهر خاله شما خرد نكرد !! جاتون خالي بود آقاي وثوقي .. حيف شما در ترمينال بوديد و نشنيديد كه شوهر خاله شما چه داد و بيدادي راه انداخته بود . حتي مي خواستند به دستور شوهر خاله تون ما رو از روي اصفهان دو باره برگردونند . تا شما رو سوار هواپيماي باري نماييم . البته اون ايام من اصلآ نمي دونستم كه شما از هواپيماي باري خوشتون نمي آيد . واقعآ خيلي شانس آورديم . چون اگه شما از هواپيماي باري خوشتون مي آمد .. حتمآ شوهر خاله جون دستور شليك تو آسمون رو هم مي داد .

بگذريم قسمت اين بود كه انقلابي بشه و شما هنرمندان عزيز ترك وطن فرماييد . ولي جماعت مشتاق ايراني بوسيله نوار ويدئو باز هم جمال شما رو مي ديدند . و به فرزندانشون كه سعادت ديدن قبل از انقلاب رو نداشتند ، توسط فيلم آگاه و حالي شون مي كردند ... با طولاني شدن انقلاب جامعه هنرمندان كه هر روز نويد برگشت به ايران رو مي دادند ، ديگه نا اميد گشته  و هر يك كاري رو آغاز كردند . و در اين ميان شما كاري كرديد كارستان ... كاري كه تا حالا در جامعه هنرمندان به اين شكل رواج نداشت . مشتاقان حريص مثل بنده كه هميشه اخبار وصف الحال شما رو دنبال مي نمود ، آگاه شد كه شما كتاب خاطرات تون رو چاپ كرديد . شنيدن اين خبر براي ما كه از بچگي شما رو واقعآ   دوست داشتيم خيلي خوشايند بود .

هر چه چشم انتظار مونديم خبري از كتاب شما در ايران نشد .. تا اين كه امروز بر حسب اتفاق كه دنبال خبري مي گشتم .. چشمم به گوشه هايي از كتاب شما افتاد . با وجودي كه خيلي كار داشتم . خواندن خاطرات شما رو به هر چيز ديگري ترجيح دادم . اما وقتي در يكي از پاراگراف ها چشمم به اين عبارت افتاد كه : " هواپيمايي است  باري كه كاه و يونجه حمل مي كند " راستش ديگه نفهميدم چي مي خونم ؟!! به قول قديمي ها توهين از اين آشكار تر ؟!! از اون جايي كه ما فقط يك نوع هواپيماي باري داريم و اسم اون سي - ۱۳۰ است خيلي بهم بر خورد .. بر خورد چيه ؟ بگو داغون شدم .. نه فكر كني براي خودم ... نه والله .. از اين بد تر هم به ما توهين شده به خاطر عشق به ميهن تحمل كرديم . ولي اين توهين به يه صنفه .. به يك گروهي از مردم اين جامعه است كه بخاطر دفاع از ميهن جان شون رو از دست دادند .. شهيد شدند . اون هايي هم كه مثل من پوست كلفت بودند سه بار سكته كردند . بله جناب بهروز خان وثوقي ...

يه وقت فكر نكني كه من حمل كاه و يونجه رو توهين به خودم يا هواپيمايي كه جواني ام رو روش گذاشتم مي دونم .. نه .. بلكه توهين به افرادي مي دونم كه من تو خاك پاي آن ها هم نمي شويم . قبل از اين كه بگم چه كساني رو يا به عبارتي چه انسان هايي رو حمل مي كرديم ، جهت روشن شدن ذهن مبارك تون عرض كنم كه اين هواپيما كاربرد هاي متفاوتي داره ... يكي از اون كاربرد ها حمل چتر بازه .. چتر باز كه حتمآ مي دوني چيه و يا كيه !!!؟؟؟ افرادي هستند كه با تحمل سخت ترين آموزش ها سعي مي كنند ياد بگيرند كه چگونه از آسمون روي سر دشمنان وطن فرود بيايند . حالا مي فهمم گله اي كه از بسيجيان داشتم به جا بود كه چرا در هفته هاي بسيج هيچ گاه يادي از هواپيماي سي - ۱۳۰ و نقش آن در دفاع مقدس نمي كنيد ؟

دومين كاربرد اين هواپيماي باري كه شما با سوار شدن به آن افتخار به اين مركب آهنين و خدمه آن داديد ، حمل نيروست . به جرآت مي توانم بگم ۸۰ درصد رزمندگان ما در طول هشت سال دفاع مقدس با همين هواپيماي باري جا به جا شدند .. چه امرا و فرماندهاني رو با اين هواپيما يا نزديك آن از دست داديم . اگه حوصله كني و مطالب گذشته همين سايت رو بخوني ، خواهي ديد كه در اهواز چطوري بهترين فرماندهان و پرستاران زير بال اين هواپيما به شهادت رسيدند . يا فرماندهان عاليقدري چون فكوري و فلاحي و كلاهدوز و خيلي انسان هاي گمنام ديگر در مراجعت از جبهه نزديكي هاي كهريزك سقوط كردند و شهيد شدند .

اين هواپيماي باري در حمل مجروحين به عنوان آمبولانس هوايي نقش به سزايي داشته است . اگه بدوني چه جوون هايي با اين هواپيما به موقع به مراكز درماني سراسر  ايران رسيدند و زنده ماندند تا فيلم هاي شما رو ببينند ؟!! اگه بدوني چه رزمندگاني در حسرت ديدن آزادي خرمشهر در داخل همين هواپيماي باري به شهادت رسيدند ؟ تازه صحبت بار كردي ... بله ما باري بوديم .. اما كاه ويونجه نبرديم . اگه بدوني چه مقدار خون و دارو به جبهه ها رسونديم . تازه جاهايي ايجاب مي كرد ما بار مون رو از هوا بريزيم . مطمئن هستم كه نمي دوني براي چه كساني ما بار از آسمون مي ريختيم ؟ براي اون هايي كه در كوه و كمر براي محافظت از وطن من و شما در محاصره برف و توفان گير كرده بودند . و مدت ها بود كه چيزي نخورده بودند .. ما حتي اين كار رو براي كشور هاي همسايه هم انجام داديم . خود من چند بار رفتم روي كوه هاي سربه فلك كشيده افغانستان و براي آدم هايي كه اون جا گير افتاده بودند پتو و آذوقه ريختيم .

جناب وثوقي در تمام اين مدت كه نبودي اين هواپيماي باري در تمام حوادث و بلاياي طبيعي واقعآ نقش حساسي رو ايفا نمودند .. مثل زلزله كرمان .. رود بار و خيلي جاهاي ديگر پس مي بيني كار اين هواپيما حمل كاه و يونجه نبوده است . تازه من از پرواز هاي حمل مسافر كه همون طور كه عرض كردم خود شما يه مدت از مسافران پروپا قرص همين هواپيماي باري بودي سخن نگفتم .. از ماموريت هاي مهم و حساس آن كه اجازه بيان آن رو ندارم . بگذريم ...  شما براي اين كه شآن و منزلت خودت رو به مردم نشون بدي .. خواستي عنوان بكني كه ببين در تبريز چقدر هوا پس بوده است كه من مجبور شدم با هواپيماي باري .... اين جا براي اين كه آب روغن اش رو زياد كني به قول بنگاهي ها زدي تو سر مال كه بله هواپيمايي كه كارش حمل كاه و يونجه بود سوار شدم و از مهلكه گريختم . !! ببخشيد عمليات پايگاه حواس شون نبود و گرنه به لطف شوهر خاله جونت حتمآ برات هواپيماي اختصاصي جت فالكون مي فرستادند . شايد هم مي خواستند اين كار رو بكنند ولي به دليل اين كه هوا خيلي پس بود ناچار شدي روي كاه و يونجه بنشيني !!

آقاي وثوقي شما كه گفتي مي خواستي بزرگواري كني و بگي كه كاه و يونجه كه سهله ، اون موقع من از ترس جونم اگه هواپيماي سمپاش يا حمل حيونات هم بود سوار مي شدم !! ضمن اين كه اصلآ از بدو ورود سي -۱۳۰ به ايران ، اين هواپيما هرگز از اروميه كاه و يونجه به جايي نبرده است ؟ به عبارتي چون به تهران پرواز داشت مي خواهي بگي كه كاه و يونجه رو براي پايتخت مي آورند كه برحسب تصادف شما هم روي آن ها لميدي ؟  من يادمه در طول تمام مدتي كه پرواز مي كردم ، تنها يك بار علوفه براي دام هايي كه در خوزستان در دام سيل ويرانگر اسير شده بودند برديم . و من واقعآ اون روز افتخار كردم كه يه مشت حيوان زبون بسته را كه چندين روز هيچ غذايي نخورده بودند سير كرديم . شايد به من بخندي كه چرا براي گاو ها افتخار مي كنم . جناب وثوقي عزيز .. در اغلب روستا ها تمام سرمايه يك خانواده اي فقط چند رآس حيوان است . همون روستاهايي كه شما براي بازي و يا تفريح مي رفتيد از بركت همون گاو ها بهترين شير و ماست و كره را نوش جون مي كردي

آقاي وثوقي واقعآ با تمام احترامي كه براي شما قائل هستم از ذكر اين عبارت كه با معني خاصي آن رو بيان كردي واقعآ حالم گرفته شد . اصلآ از شخصيتي چون شما انتظار نداشتم كه در صفحه ۱۶۱ كتاب ات اين گونه بي رحمانه نقش كاربردي هواپيماهاي ما رو زير سوال ببري . نمي دونم چه جوري مي خواهي اصلاح اش كني ... ولي كم ترين توقع من تصحيح آن در چاپ هاي بعدي است .

با تشكر و احترام

بهروز مدرسي

                          ايام به كام


jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )


6mfmukopgefyux613u8m.jpg

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد .

THE 21TH CENTURY FIGHTER:

The F/A-22 is destined to replace the F-15 and become the next-generation fighter of the USAF. it was designed to "supercruise" fly at supersonic speeds without afterburner. The F/A-22 has a relatively conventional appearance, with twin tails and flat fuselage sides. The engines have two-dimensional thrust vectoring nozzles. To conserve a low radar cross-section, the armament is carried in internal weapons bays. The F-22 possesses a sophisticated sensor suite that allow the pilot to track, identify, and shoot the threat before it detects the F-22. Significant effort is being placed on cockpit design and avionics fusion to improve the pilot's situational awareness. SOME PREFERENCES:.First look/first kill in all environments,Reduced observables,Supersonic persistence,Increased maneuverability,Improved combat radius on internal fuel,Improved reliability and maintainability,Increased lethality and survivability,Air-to-surface capability.Service entry is expected to begin in 2005-2010. Total production, originally planned to be 648 aircraft, has now been reduced to 339.some magazine reports have claimed that the name "Rapier" has been assigned. However, people (including F-22 acquisition officers) are using Lockheed's name of "Lightning II", so that may be officially approved after all. Some sources names "Raptor".SPECIFICATION (YF-22A): length 18.90 m,Height:5.08 m max speed 2655 km/h (Mach 2.5), ferry range 3704 km;combat radius:1400 km, power plant: two 155.68 kN Pratt & Whitney F119-100 augmented turbofans; Ceiling:18000 m,MAX g:9.5.armament: 20mm cannon, internal bays for two AIM-9 and four AIM-120A or six AIM-120C air-to-air missiles, or two AIM-9, two AIM-120, and two air-to-surface missiles, external hardpoints for four more AIM-120s or other ordnance; radar: Westinghouse/Texas Instruments APG-77.

Source:www.defenceindustrydaily.com               BY:Alireza Sadeghi

جنگنده قرن بیست ویکم:

قرار بر اینست که جنگنده اف-22 جایگزین اف-15 شده و جنگنده نسل بعد نیروی هوایی آمریکا گردد.طراحی این جنگنده جهت پرواز با سرعت مافوق صوت بدون استفاده از پس سوز صورت گرفته است.اف-22 دارای ظاهری دلنشین با یک جفت دم و بدنه ای با طرفین مسطح می باشد وموتورهای آن دارای خروجیهای دوبعدی قابل تغییرجهت می باشند.برای کاهش سطح مقطع راداری تسلیحات در محفظه ای داخلی تعبیه شده است.اف-22 حسگرهای پیشرفته ای دارد که به خلبان امکان جستجو-تشخیص وشلیک به سمت هدف را قبل از اینکه خود شناسایی شود می دهد.کوششهای مشخصی جهت برخی برتریها:قابلیت اول بودن در تشخیص وانهدام دشمن در هر محیطی/کاهش قابلیت تشخیص/تاکید بر پرواز مافوق صوت/افزایش قدرت مانورپذیری/افزایش شعاع عملیاتی با استفاده از تانکهای خارجی/افزایش قابلیت اعتماد وپایداری/افزایش قدرت تخریبی ونجات پذیری/تواناییهای هوا به زمین .انتظار میرود که این جنگنده بین سالهای 2005 تا 2010 وارد خدمت گردد.تعداد تولیدی آن که ابتدا648فروند بود اکنون به 339 فروند کاهش یافته است.برخی مجلات خبری نام این جنگنده را "راپیر" که به معنی شمشیر دودم است ذکر کرده اند اگرچه بسیاری از مردم و افسران اطلاعاتی از آن به لایتینگ 2-رعد 2-که کمپانی لاکهید بر آن گذاشته نام می برند.برخی منابع نیز از "راپتور" به معنی شکارچی نام برده اند. طراحی کابین و یکپارچگی تجهیزات الکترونیکی پرواز در کابین صورت گرفته است.

خصوصیات:طول:18.9 متر/ارتفاع:5.08 متر/حداکثر سرعت:2655 کیلومتر بر ساعت(2.5 ماخ)/برد:3704 کیلومتر/شعاع عملیاتی:1400 کیلومتر/منبع قدرت:دوموتور توربوفن قوی پرات &ویتنی اف-119-100 با کشش 155.68 کیلونیوتن./سقف پرواز:1800 متر/حداکثر تحمل جی:9.5

تسلیحات :توپ 20 میلیمتری/محفظه های داخلی جهت حمل دو موشک ای آی ام-9 یا چهار موشک ای آی ام-120آ و دوموشک ای آی ام -120 آ یا شش موشک آی آی ام-120 سی یا دو عدد ای آی ام-9 دو عدد ای آی ام-120 ودو موشک هوا به زمین می باشد.نقاط سخت سازی شده خارجی جهت نصب چهار یا بیشتر ای آی ام-120 اس یا توپ/رادار وستینگهاوس/تگزاس آی پی جی -77.

 

گردآوری وترجمه:علیرضا صادقی               www.defenceindustrydaily.com منبع:


r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد

 jzm2ynhgwltynljjjynj.jpg 

 http://www.filedony.com/

اينجا 


- تعداد بازديد
  • 2894
  • مرتبه

    نظرات

    خوب شد گفت کاه و یونجه میبره. نگفت بهروز وثوقی میبره!
    آي گفتي !! ولي حتمآ اون هم متوجه نبوده و گرنه اين جمله رو نمي نوشت
    موفق باشي

    سلام کاپیتان عزیز
    این یادداشتی که الان می خواهم بنویسم حقیقتا برای من تلخ است و مردد بودم که بنویسم یا نه در هر صورت تصمیم گرفتم که بنویسم.
    این مطلب شما در ارتباط با بهروز و ثوقی را خواندم حقیقتا نپسندیدم چون مثل همیشه
    نبود من روحیات شما را به خوبی ذرک می کنم (و باید بگویم من هم تا حدود زیادی روحیاتم شبیه شما است) یعنی من شدیدن احساساتی وتعصب روی آن عقیده ام و یا
    کارم و یا کسی که دوستش دارم ووقتی کسی علیه آن کس یا چیزی که دوست دارم حرف بزند شدیدن ناراحت و عصبانی می شوم.
    از طرفی هم می دانم که شما به کارتان و شغلتان شدیدن حسا سیت داریید و این را من خوب درک می کنم و تمام حرف های شما در رابطه با جنگ را که ذر این پسستتان نوشتید
    را من قبول دارم و منکر آن اصلا نمی شوم
    ولی ولی ولی من بعذ از خواندن مطلبتان فوری به آن سایتی که آن مطلب را شما اشاره
    کردید ولی اصلا و ابدا آن نتیجه ای که شما گرفتید من نگرفتم چرا؟؟؟؟؟؟؟
    چون اولا من از جملات قبل و بعد از آن مطلب چیزی ندیدم و واقعا برای قضاوت این مطلب
    نیاز به جملات بعد و قبل از آن دارد من تصور می کنم آن پرواز کاه و یونجه حمل کرده است
    اولا شما چه طور متوجه شدید که آن هواپیما c-130
    است شاید واقعا یک پرواز باری بوده است و اگر هم فرض بر این بگذاریم که c-130
    بوده است من واقعا استنباط نمی کنم که بهروز خان منظورش این بوده است که وظیفه
    این هواپیما حمل کاه و یونجه بوده است(باز هم تاکید می کنم ما از سطور قبل و بعد آن
    اصلا خبر نداریم و بدون آن جملات ما نمی توانیم قضاوت کنیم)
    کاپیتان عزیز
    خیلی بهتر بود که قبل از این که این مطلب را در وبلاگ منتشر می کردید به طور خصوصی
    یک میلی برای ایشان می زدید .
    ضمنا شما اشاراتی به بعضی از کارهایی که ذر جوانی انجام داده اند کردید و باز هم من این را در شان شما نمی دیدم که منتشر می کردید چرا؟
    چون می دانم که
    بهروز وقتی که به آمریکا رفت یک تحول بسیار بزرگی ذر زندگی اش یافته است می دانم
    که او لب به مشروبات الکلی نمی زند و حتی سیگار هم نمی کشد ومی دانم که او نماز
    هم می خواند
    و در آخر این که این مطلب اخیرتان را در شان شما نمی دانم ودر آن شتابزدگی و عصبانیت
    وبه نظر من یک مقداری قضاوت عجولانه کردید.
    در هر صورت امید وارم که این سو تفاهم بر طرف گردد
    در پایان اگر من بی ادبی و جسارتی کردم امیدوارم که مرا به بزرگی خودتان ببخشید
    پاسخ
    جناب آقاي رضوي عزيز
    اتفاقآ با نظر شما صد در صد مخالفم چون اولآ بنده در نيروي هوايي بوده ام عمر و جواني ام را گذاشته ام . و اين قدر مي دانم كه در ارتش هواپيماي باري جز سي -130 نداريم
    دوم اگر كسي كوچكترين آگاهي با ادبيات فارسي داشته باشد مشخص است كه اين آقا اگه منظورش همون پرواز بود كه بر حسب تصادف كاه و يونجه مي برد مي نوشت حمل مي كرد .ولي وقتي ايشان نوشته و تاكيد كرده كه : هواپيمايي كه كاه و يونجه حمل مي كند .. دقيقآ يعني اين كه كار اين هواپيما حمل كاه و يونجه است
    سوم : مسايلي كه من در مورد ايشان گفتم واقعيتي است كه از ديد خدا پنهان نبوده و همه عالم و آدم در آن موقع مي دانستند . و نيازي به نوشتن من نيست
    چهارم اگر نماز خوان شده و سيگار نمي كشد اين موضوعي است كه مر بوط به اعتقادات الان او است . ربطي به كار هايي كه در گذشته كرده ندارد
    پنجم : خود ايشان گذشته را مطرح كردند و در آن به يك قشر توهين كردند و من تنها پاسخ مربوط به گذشته را مي دهم .
    ضمن اين كه نادر جان اگه من در گذشته هر كار كرده باشم و الان به صرفي كه نماز مي خوانم مي توانم به يك صنف نخود فروش ها توهين كنم ؟ اين صنف اگه پاسخ من را بدهند كار خلافي انجام شده است چون من نماز خوان شده ام ؟
    اصلآ نماز يك مسئله اعتقادي است نمي شود عملكرد شخصي را به خاطر اعتقاددات اش ناديده گرفت ! شما يك بار ديگر جمله را بخوان ... خواهي ديد كه مي گه مي كند .. نمي گويد مي كرد
    يعني مي توانم بگم شخصيت افراد نماز خوان تر از خودش را مثل فرماندهان جبهه و جنگ را زير سوال برده است


    سلام جناب آقاي مدرسي
    البته جنابعالي به خيلي واقعيتها و موارد ريزي اشاره كرده ايد و شايد نياز به مطالب ديگري نباشد.اما آنچه مهم است اختلاف افكار و شخصيت يك خلبان نظير جنابعالي و دوستان بزرگوارتان با افراد خاص ديگري نظير آقاي وثوقي است كه اولا ممكن است عمدي ننوشته باشند و شايد هم ندانسته كه چي نوشته و ممكن است متوجه نبوده كه رساندن كاه و يونجه به برخي دامها و حيوانات چه ارزش و جايگاهي دارد و بسيار ارزشمند تر از حمل مشروبات الكلي /اجناس قاچاق و مواد مخدر/انتقال برخي افراد براي مقاصد شخصي است.آنچه مهم است نفس كار ميباشد و احتمالا اين شعر سعدي از ذهن ايشان خارج شده است كه "گاوان و خران باربردار به ز آدميان مردم آزار"
    متاسفانه با فراموش نمودن اصالت و هويت ، نوشتن خيلي مطالب عادي ميشود.فراموش نمودن اينكه زماني اين هواپيماها چه خدمات ارزنده اي براي اين كشور درزمانهاي مختلف در بر داشته است،جالب نيست هرچند خدمات خاص و وي آي پي آنها شامل حال نامبرده نيز گشته است و بهتر بود با خاطرات شيريني كتاب خود را مي آراست.
    اميدواريم آقاي وثوقي اين مطالب را رويت كنند و نظر تكميلي خود را بنويسند تا حداقل بداند كه آينده از آن كسي است كه گذشته خود را بشناسد و آن را فراموش ننمايد.
    پاسخ
    با تشكر از پاسخ خردمندانه شما برادر عزيزم جناب مهندس فضلي گرامي

    سلام کاپیتان عزیز
    البته من باز هم با نظرات شما کاملا مخالف هسنم ولی آنچه برای من مهم تر است این پیوند دوستی است که بین ما ایجاد شده است و امیدوارم به هیچ عنوان هیچ خدشه ای
    به این دوستی ما نخورد چون شما را خیلی دوست دارم وامیدوارم روزی به کمک هم(در یک فضای پر نشاط)یک بنگاه انتشاراتی درجه اول در خاور میانه تاسیس کنیم.(این را خیلی
    جدی می گویم و به آینده امید وارم)و
    در هر صورت این از فواید جامعه مدنی است که انسان ها می توانند دوست هم باشند
    و با نظرات کاملا مخالف.
    من هرگز در مورد بهروز خان وثوقی با شما صحبت نخواهم کرد.
    و این که من هر دو بهروز را خیلی دوست دارم و برای هر دو احترام خاصی قایل هستم.
    فدات بشم نادر جان عزيز
    شما براي من هميشه عزيز و محترم هستي . اختلاف نظر حتي در بين علما هم رايج است !! پس اصل ارادت من به شماست كه هم چنان پا برجاست
    پايدار باشي

    باسلام
    البته ازياد نبايد بردكه بسياري از موفقيتهاي وثوقي به جهت رابطه كثيف او با اشرف پهلوي بوده است.
    پاسخ
    والا چه عرض كنم
    ما با اون قسمت هاش كاري نداريم .. من فقط اون بخشي كه به هواپيما مربوط بود نوشتم . كارهاي ديگرش در چارچوب مقررات اطلاعي رساني سايت نيست !! به هر حال مرسي از كامنت شما

    سلام امیدوارم ایام به کام باشد.من ازاده به قول شما اولین کسی که نظر به وبلاگتون داد هستم.تقریبا بعد از 9 ماه به اینترنت اومدم و به وبلاگم که ازم دزدیدن رفتم و با دیدن کامنت شما بسیار خوشحال شدم که منو فراموش نکردید.خوشحالم انقدر موفق هستید و به خاطر روحیه بالا و ÷شتکارتون بهتون تبریک میگم.منتظر ÷اسختون هستم.البته سعی میکنم یه وبلاگ جدید راه بندازم.ارزوی سعادت و خوشبختی.برام دعا کنید
    پاسخ
    به به آزاده جان عزيزم
    دخترم واقعآ خيلي خوشحال شدم كه بار ديگر كامنت شما رو ديدم . من در جشن سه ماهگي و جشن شش ماهگي وبلاگ و سايت خيلي چشم انتظار شما بودم . حتي در برنامه اي كه راديو زمانه از وبلاگ من تهيه كرده بود به كامنت شما كه باعث انگيزه فراوان و ادامه راه شده اشاره شده بود . آزاده جان من نمي دونم چه عواملي باعث به سرقت رفتن وبلاگ زيباي شما شده است . بهتره با آقاي عليرضا شيرازي كه جواني بسيار فرهيخته و پرتلاشي است مكاتبه فرماييد . آدرس لينك ايشون در بخش پيوند ها است . آزاده جان بي اغراق بگم .. همه جا هم گفته و نوشته ام كه من اصلآ قصد ادامه اين كار را نداشتم .. و مثل هميشه براي سرگرمي و از روي كنجكاوي سايت را راه انداخته بودم . كامنت شما مملو از انرژي بود و طوري روي من اثر گذاشت كه شبانه روز براي وبلاگ و در ادامه سايت وقت گذاشتم به طوري كه آمار به بالاي 6000 نفر در روز رسيد . اما متآسفانه مدتي است سايت مشكل پيدا نموده است و دوستان طراح تلاش مي كنند سرور قبلي را عوض نمايند . براي همين روي تعداد بازديد گنندگان تآثير گذاشته است و از حد متوسط كه 2500 نفر در روز بود حالا به 1300 نفر كاهش يافته است
    آزاده جان خوشحال مي شوم به آدرس جي ميل من مكاتبه نمايي
    شاد و موفق باشي

    آقای مدرسی عزیز
    اجازه میخوام بابت این پستتون هم ازتون تشکر کنم و هم با اجازه شما ازتون گلایه کنم. فکر میکنم تذکر دادن به آقای وثوقی و به بقیه کسانی که مثل ایشون فکر میکنند وظیفه هواپیمای باری حمل و نقل کاه و یونجه و ... است کار بسیار درست و به جایی بوده. مخصوصا کسایی که میدونن و خودشون رو میزنن به ندونستن! اما در مورد پیشینه این آقا ای کاش مسایل رو اینقدر به جزئیات شرح نمیدادین. کسایی که با گذشته ایشون آشنا بودند قطعا میدونستند که ایشون چه کارها کردند و کسانی که نبودند مثل من چیزی که از آقای وثوقی میدونن شخصیت الانشونه. من نمیگم گذشته مرده یا شخصیت الان یه نفر کارهای گذشتشو توجیه میکنه اما اگر کسی با عبرت از کارهای گذشته الان در مسیر درستی قدم بگذاره به نظر من انگشت گذاشتن روی نقاط تاریک زندگی اون فرد و اون رو دوباره به رخ خودش و جامعه کشیدن زیاد انصاف نیست!
    معذرت اگه جسارت کردم
    پاسخ
    دامون عزيزم
    خيلي ممنون كه به نكته بسيار انساني و عالي اشاره فرمودي
    قبل از هر چيز دامون عزيزم من حرف شما رو كاملآ قبوا دارم و راستش خودم هم بعد از انتشار نوعي عذاب وجدان گرفتم . ولي دامون عزيز به اين نكته هم توجه داشته باش كه خود ايشون آغاز گر اين ماجرا بودند . اين درست كه ايشان به قول شما توبه نموده و به راهي كه خداپسندان بوده رفته ( كه مربوط به عقيده و اعتقادات مي شود به عملكرد هيچ ربطي ندارد ) ولي توجه داشته باش كه در بيان همون گذشته اي كه به قول دوستان از نگاه امروز وي نفي شده است ، آمده و به صنفي توهين نموده است . شما اگر جمله را بخوانيد .. كاملآ متوجه مي شويد كه تعمدي ... تكرار مي كنم تعمدي نقش كارببردي يك هواپيما رو زير سوال برده است . وي اگه در اين جمله بجاي واژه مي كند .. مي نوشت مي كرد . هيچ مشكلي نبود و مي شد اين گونه استنباط نمود در آن پرواز به خصوص محموله اش بار و يونجه بوده است . اما بيان واژه مي كند يعني اين كه اين هواپيما كارش حمل كاه و يونجه است . مگر هواپيما گاري است كه كاه و يونجه حمل نمايد ؟ معلومه به من بر مي خورد . نه به من به همه كساني كه با اين هواپيما پرواز نموده و جانشون رو در راه ميهن فدا نموده اند . اجازه مي خواهم مثالي عرض كنم . فرض كنيد شما با پيكان مدل پائين در خيابان رانندگي مي كنيد . فردي از كنار شما رد شده و بگويد " بكش كنار اين گاري را " به شما بر نمي خورد . ؟
    فراموش نكنيد كتاب آن هم كتاب همچون شخصيتي ، ويراستاران متعدد آن را بررسي نموده مخصوصآ به قلم يك منتقد و نويسنده آثار ادبي خاطرات بازنويسي شده است . پس نمي تواند سهوي باشد . اگر من به گذشته اشاره نمودم ، دقيقآ به مواردي اشاره كردم كه در حوزه هواپيما بوده است . يعني تنها به مواردي كه تشكيل مثلثي را مي دهد ( من ، هواپيما ، بهروز وثوقي ) اشاره كرده ام . اگر من به مطالبي خارج از هواپيما اشاره مي كردم آن گاه همه اين حق را داشتند كه سوال فرمايند چرا وارد اين حوزه ها شدي ؟ من به عنوان يك روزنامه نگار و منتقد فيلم هاي سينمايي مسايل زيادي از پشت پرده رفتار هنرمندان از جمله ايشون واقف ام . ولي همان طور كه عرض كردم تنها به بخشي كه مربوط به هواپيماي باري مي شود ياد آوري نمودم
    در پايان ياد آور مي شوم اگر ايشون در ايران بودند ، مطمئن باشيد حتمآ از او شكايت مي نمودم . و به عنوان كسي كه هزاران ساعت با اين هواپيما پرواز نموده و اغلب همكاران و دوستانم رو از دست دادم اين حق رو داشتم به مراجع قضايي بكشم . حتي اگه در آمريكا وكيلي پيدا شود كه دنبال كار را بگيرد مطمئن باشيد هرگز از موضع خودم كوتاه نمي آيم و شكايت ام رو پي گيري مي كنم . من كاري به بقيه همكارانم ندارم . از حق خودم و توهيني كه به حرفه من شده است شكايت مي كنم
    شاد و پيروز باشي

    سلام جناب مدرسي با سلام و احترام.اينجانب به اميد خداي بزرگ از تاريخ 23/9/86 با چند نفر از دوستان ديگر به مدت 10 روز درتهران خواهيم بود و براي امور استخدام رسمي در يكي از وزارت خانه ها (رشته هاي مهندسي مكانيك/شيمي/برق/تكنسي هاي مكانيك/برق/شيمي) كه در آزمون كتبي آبانماه سال جاري شركت نموده اند،حضور خواهم داشت.به اميد خدا فرصت خوبي است كه جنابعالي را زيارت و خدمتي براي نسل جوان و فارغ التحصيلان عزيز دانشگاهها انجام دهيم.
    به اميد ديدار جنابعالي/درتهران تلفني تماس خواهم گرفت.
    برادر ارجمن جناب آقاي مهندس فضلي گرامي
    از شنيدن اين خبر بي نهايت خوشحال شدم . دقيقه شماري مي كنم تا شما تشريف بياوريد

    سلام جناب آقاي مدرسي
    بسیار زیبا و عالی نوشتید.

    منظور از توهین به هنرمند محبوب ایران چیست .بسیاری خواسته اند هنرمندان را از میان ببرند ومحبوبیت آنها را زیر سوال ببرند ولی آنها یک عمر برای این محبوبیت تلاش کرده اند واز بین نمی روند.
    اگر هم خیلی ناراحت هستید . ...نتون را بزنید توی آب یخ تاکمی آرام شوید
    پاسخ
    حسين ... اول پيامت را كه خواندم ، فكر كردم يه آدم حسابي برايم كامنت گذاشته است .. ولي خيلي زود متوجه شدم با چه نوع شخصيتي مواجه هستم ..
    هنرمند فوق از اين كه من به توهين سهوي وي پاسخ دادم ناراحت نمي شود .. اين يك امر رايج در فرهنگ ايران است كه نوشته اي را نقد كرد ... اما اين لحن صحبت كردن معرف شخصيت اصيل شماست كه بهروز وثوقي در اغلب فيلم هايش با اين نوع افراد مواجه بود
    واقعآ برات متآسفم .. كه خانواده ات به تو تربيت نياموختند .

    با عرض سلام مطالب جالب جنابعالي در مورد بهروز وثوقي بنده را وادار كردخدمتتان عرض كنم كه درسال1350 كه افتخار خدمت مقدس سربازي را در پايگاه هوائي دزفول داشتم سربازي پيش ما در فرارگاه خدمت ميكرد بنام چنگيز وثوقي (برادر بهروز وثوقي )كه همانند ساير سربازان بكار سربازي مشغول بود (در آن زمان فرمانده پايگاه تيمسار كاميابي پور وجانشين او سرهنگ مهرمند(بعد تيمسارشدند) با انتقال تيمسار مهرمند به همدان سرهنگ روحاني معاونت پايگاه شدند چند روزي از آمدن ايشان نگذشته بود كه آقا چنگيز را به ستاد احضارو راننده مخصوص جناب سرهنگ روحاني شدند از آن تاريخ به بعد ديگر چنگيز خان هم نانش توي روغن قرار گرفت و ديگر هيچكس را تحويل نميگرفت البته حق داشت چون لطف جناب سرهنگ شامل حال ايشان كه برادر بهروز وثوقي بوده نيز شده بود
    پاسخ
    حسين عزيزم .. خيلي ممنون از بيان خاطراتي كه نوشتي
    در باره چنگيز عرض كنم كه من از نزديك با او مراوده داشته و گاهي با او در همون زمان ها موتور سواري مي كرديم .. من عاشق موتور و پرش بودم .. چنگيز هم موتور سوار ماهري بود .. اما در مورد مسايل سربازي چنگيز كه نوشتي بايد عرض كنم كه همين سرهنگ روحاني كه بعد ها تيمسار شد ، دختري داشت به نام كلوريا كه در يكي از همون سال ها به عنوان دختر شايسته انتخاب شد . من در يكي از پست هايم نوشتم كه بهروز وثوقي مرتب به پايگاه دزفول مي رفت و با همين دختر خانم اغلب به تهران مراجعت مي نمود .. او به خود من يك بار در پرواز گفت ايشان دختر خاله ام هستند .. راست يا دروغش رو نمي دونم .. چون معمولآ رسم است كه هر كسي را كه بخواهيم فاميل جا بزنيم .. دختر خاله يا پسر خاله مي ناميم
    البته اگه اين داستان فاميلي بودن آن ها واقعيت داشته باشد ، پس طبيعي است كه چنگيز را هم بهش حال بدهند ... اما اگر فاميل نباشند .. دليل اين عنايت آقاي روحاني را مي شود به دليل عشقو علاقه دختر ايشان و ارتباطي كه با عالم سينما داشت ، پاي بهروز وثوقي و برادرش را به پايگاه دزفول كشاند .. يكي از همين دختر هاي شايسته هم كه هنرپيشه شد و الان هم فيلم بازي مي كند ، بيتا فرهي است .. كه او هم دختر شايسته شد و توسط برادرش كه در راديو مجري و گوينده بود ( فرهنگ غرهي ) به عالم سينما كشيده شد
    به هرحال هر چه بود دوران آن ها هم با پيروزي انقلاب به پايان رسيد

    salam hamkare aziz.aman az daste in dokhtar khale ha yadesh be kher cheghar dokhtar khale week end ha mibordim be payegah baraye amozesh honar ghorbanet naser.
    پاسخ

    ناصر عزيزم .. واقعآ به موضوع جالبي اشاره كردي ... و من را ياد خاطرات زيادي در ان دوره انداختي ... يادمه يكي از بچه ها خانمي رو به منزل مجردي خود در پايگاه برده بود و به همه عنوان مي كرد او خاله من است ... يك روز سرپرست همين آقا در غياب او وارد خانه شده و با خاله .... و سپس به اداره امده و مي گويد .. گفتي او خاله ات بود ؟ طرف مي گه بله .. مي گه من ... بله ناصر جان خيلي ها به قول شما آخر هفته دختر خاله مي برد تو پايگاه ... ممنون از شما

    salam hamkare aziz.manzoore man az bordaneh dokhtar khale ha too payegah braye yad dadane honar pishegi bob chon bishtare dokhtar khale ha mikhastan honar pishe beshan.manzoram az honar pishe yani adaye digari ro dar avoradan va in karo hame mitonan anjam bedan
    پاسخ
    واي ببخشيد ناصر عزيزم ... حالا متوجه شدم ... .. راستش چون با فونت لاتين نوشتي و چشم هاي من هم ساخت 6 دهه قبل است ، ديگه نمي توانم خوب و دقيق بخوانم .. فقط شبه فونت ها رو مي خوانم و درك محتوا از نوشته ها نمي كنم .. به همين دليل متوجه منظور شما دوست نازنين نشدم .. واقعآ عذر خواهي مي كنم .. ولي الان متوجه شدم .. بله .. حق با شماست .. هنرپيشگي و باقي قضاايا .. . موفق باشي عزيزم

    سلام دوست عزیز
    امیدوارم حالتون خوب باشه
    سال نو را به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم
    ویژه نوروز قدیمی ها شماره 113 منتشر شد
    خوشحال می شویم ببینید

    تیتر های این هفته:
    بهاریه
    پیام نوروزی ناصر ملک مطیعی به قدیمی ها
    بهروز وثوقی: آرزوهایم در این سال
    پیام نوروزی پوری بنایی به قدیمی ها
    پیام نوروزی نصرت الله وحدت به قدیمی ها
    پیام نوروزی فرزانه داوری به قدیمی ها
    پیام نوروزی ر اعتمادی به قدیمی ها
    آخرین مصاحبه مرحوم بیک ایمانوردی هنرپیشه قدیمی سینما
    یادی از لهجه گیلانی سینمای فارسی به همراه مزار میری
    خاطرات ناتمام سینما از زبان عباس وفایی
    چگونگی ساخت فیلم ماه عسل از کتاب خاطرات بهروز وثوقی
    اوضاع غریب شاپور قریب
    چنگیز جلیلوند و تجربه جدید سینمایی
    برای سلامتی‌اش دعا کنیم: ایرج قادری بیمار است
    ویژه نامه نوروزی وبلاگ بهروز وثوقی منتشر شد
    موفق باشید
    خدا نگهدار

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35