درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  ترفند قاچاقچي ها

 وقتی ماهی های خلافکار  تریاک حمل مي نمايند !

 2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

دوستان با پوزش از اشكالي كه براي سرور هاي ايران پيش آمده است ، براي خواندن ماجرا به آدرس زير مراجعه فرماييد .

ادامه مطلب http://oldpilot.blogfa.com/post-264.aspx

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

1n29i86djflhg9qfqob8.jpg

ماجراي حمل مواد مخدر از بندر جاسك  با سي  - ۱۳۰

l46nn31fp0zsxflo40gl.jpg

zhf7z7p0p4umumtpie1w.jpg


wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

اگه يكي بياد  به اتاق كار من سر بزنه واقعآ تعجب مي كنه ! چون  هر جا رسيدم يه يادداشت كوچيك چسبوندم از رمز عابر بانك و اي ميل و جي ميل گرفته تا عناوين مطالبي كه قراره بنويسم ! تازه يه دفترچه يادداشت با قلم هم بغل تخت خوابم قرار دادم تا اگه تو خواب  چيزي يادم اومد ، دنبال كاغذ و فلم نگردم .. با وجود اين همه دنگ و فنگ بازم اغلب تو انتخاب سوژه هام مي مونم ! حالا شما تجسم كنيد با اين همه ريخت و پاش آدم همسر وسواس هم داشته باشه !! چه شود ..؟ طفلك تا يكي مياد خونه اول مي دوه و در اتاق من رو مي بنده تا به قول خودش آبروش نره و نگن چه شوهر شلخته اي داره ..!! هر چي مي گم خانوم اينا ابزار كارمه .. مي گه مرده شور تو  و كارتو ببرن  درآمد كه نداري ريخت و پاش هم داري ! ( البته اين جاش رو شوخي كردم .. او هميشه احترام من رو داره .. ولي چون زير لب غر مي زنه ، من پيش خودم اين گونه ترجمه مي نمايم )

 حمل مواد مخدر با هواپيماي سي - ۱۳۰ عنوان موضوعي است كه خيلي وقته قصد داشتم بنويسم ولي هر بار يه مطلب ديگه مي آمد و جاي آن رو مي گرفت . واقعآ جاي تآسف داره كه يه عده با بدبخت كردن جوون ها به ثروت هاي كلان مي رسند . راستش رو بخواهيد قصد داشتم ماجراي حمل مواد مخدر كه تو شكم ماهي مي گذاشتند رو بنويسم . ولي همين الان يك مورد ديگه هم يادم اومد .. نمي دونم اون رو  تو همين پست بنويسم يا در فرصتي ديگه .. ؟ حالا به اميد خدا پيش مي رم تا ببينم چي پيش مياد .. شايد آن را هم به طور خلاصه بيان كردم .

هيچ دقت كرديد مدتي است از تصاوير تركيبي و كولاژ استفاده مي كنم ؟! خدا نكنه به يه چيزي علاقه پيدا كنم .. ديگه دست بردار نيستم . هميشه دلم مي خواست كار با فتوشاپ رو ياد بگيرم .. و اگه بدونيد چقدر پول كتاب و سي دي هاي آموزشي دادم ..؟ ولي هيچ وقت ياد نگرفتم .. تا اين كه خدا خير بده آقاي " هومن موسوي " مدير هنري نشريات جدول رو كه ابتدا قصد داشت نحوه تنظيم عكس در فتوشاپ رو يادم بده كه براي سايت راحت باشم .. بعدش همين جوري شوخي شوخي هر روز يه بخش اون رو يادم داد و اخيرآ هم خيلي تلاش و تمرين كردم تا به اندازه رفع نياز كارهاي خودم ، اون رو ياد بگيرم .. خيلي سايت كم وقت ام رو مي گرفت ، حالا اين هم شده قوز بالا قوز .. ولي اشكالي نداره عوض اش هر روز يه ترفند جديدش رو مي اموزم . خدا رو چه ديديد .. شايد يه روز بقدري حرفه اي شدم كه سفارش كار هم گرفتم  .. البته اگر بزك بزاره بهار بياد !!

gv3uzbbgrbn8fwv1lz6v.jpg

FiledonyFiledonyFiledony

حمل مواد مخدر به وسیله هواپیماهای سی -۱۳۰ موضوعی است که تا حالا هیچ جا عنوان نشده است . البته این رو هم بگم نیروی های حفاظت نیروی هوایی همیشه با قاطعیت جلوی متخلف ها ایستاده است . . اگر هم موضوع در زمان خودش جایی درز نکرده است فکر کنم صرفآ برای شناسایی و دستگیری عوامل و باند های توزیع بوده است .. پیش از انقلاب شنیدم یکی دو تا از کروی پروازی به علت مبادرت به خرید و فروش و حمل مواد مخدر دستگیر شدند . و دیگه کسی از اون ها هیچ خبری نشنید . منتها تعجب من از این بود که چرا از همون اول با این افراد که اتفاقآ تو پایگاه همسایه ما بودند برخوردی صورت نگرفت  ..؟ همه می دونستند آقایان ایکس و ایگرک مرتب در این زمینه فعالیت می نمایند . وضع مالی آن ها بقدری خوب شده  بود که معلوم بود با چندر قاز حقوق ارتش آن ها به این سرمایه هنگفت دست نيافته اند ..

پایگاه یکم ترابری - پیش از انقلاب

روش کار آن ها هم به این صورت بود که مواد مخدر را از پایگاه های نیروی هوایی با هواپیمای سی -۱۳۰ خیلی راحت حمل می کردند . و به دلیل احترام و اعتمادی که  به  خدمه پروازی قائل می  شدند آن  ها از موقعیت خودشان سوء استفاده می نمودند . شبی که ماموران مبارزه با مواد مخدر به همراه آقایون دژبان های کلاه قرمز به منزل آن ها در خانه های سازمانی شهرک توحید یورش بردند مقادیر زیادی تریاک و هروئین به دست آمد .. ودیگه ما آقایون رو ندیدیم . تا مدت ها بچه های خط پرواز در باره این موضوع بحث می نمودند .... اون موقع واحدی به نام اداره ضد اطلاعات در ستاد پایگاه یکم ترابری وجود داشت که مامورین آن ها همیشه به دنبال کشف و ضبط کالای قاچاق بودند . کالای قاچاق از دید آقایان مواد مخدر نبود .. بلکه بیشتر اشیایی بود که بچه ها دز ماموریت هایی که به خارج از کشور داشتند با خود به تهران می آوردند ..

نون دونی ای به نام عمان !!

خب اون موقع آمار پرواز ها خیلی بالا بود . مخصوصآ پرواز به عمان که واقعآ برای بعضی ها نون دونی شده بود . اغلب بچه ها در مراجعت از عمان کلی کالا برای فروش به همراه خود می آوردند . پرسنل دیسپچ و عملیات موظف بودند قبل از نشستن هواپیما ، ساعت فرود آن را به بچه هاي ضد اطلاعات خبر دهند . و به محض نشستن هواپيمايي كه از منطقه ظفار مي آمد ، سرو كله اين افراد با يك دستگاه ماشين جيپ فكستني پيدا مي شد . مجسم كنيد روز روشن چهره اين پرسنل به دليل شغلي كه داشتند وحشتناك به نظر مي رسيد .. واي به حالي كه نيمه شب آقايون مجبور باشند براي بازرسي پاي هواپيما بيايند . ولي از حق نگذريم زياد گير نمي دادند ..  شايد هم از قبل حق و حساب گرفته بودند .. خدا مي داند . ولي بعضي ها واقعآ شورش رو در آورده بودند .. !! از اون جايي كه اجناس در عمان خيلي ارزون بود . اين حضرات تا مي توانستند هواپيماي ارتش رو بار مي زدند !! از سيگار وينستون بگيريد تا تلويزيون سوني و فرش ماشيني و ضبط صوت هاي برزگ استريو .. قيمت اجناس تقريبآ كمي ارزون تر از يك سوم بهاي ان در تهران بود .. مثلآ تلويزيون سوني  ۲۰ اينچ  با قاب چوبي و آنتن سيار با چونه زدن سه هزار تومان مي شد خريد . در حالي كه در تهران همون جنس بين ده تا دوازده هزار تومان بود . به عبارتي براي كسي كه تو خط تجارت بود خوب مي صرفيد !!

باور مي كنيد  در تمام مدتي كه به ماموريت هاي اين چنيني مي رفتم ، هرگز به ياد ندارم كالايي براي فروش آورده باشم . البته خريد مي كردم ولي همان طور كه قبلآ به آن اشاره نموده ام ، اغلب براي اون عده از افرادي كه پرواز نمي رفتند مثل راننده سرويس يا آقايون دژبان يا حتي آقايون سربازاني كه زحمت نظافت هواپيما رو مي كشيدند . حتي تلويزيون سوني كه براي خونه خودم خريده بودم ، دوستان و آشنايان آن را برداشته و  گفتند تو دوباره براي خودت يكي ديگه بخر .. !! ديگه كار به جايي رسيد كه مجبور شدم از تهران براي خونه خودمون تلويز يون  خريدم !! اين روال و حمل كالاي قاچاق با هواپيماي سي -۱۳۰ از عمان و ساير كشور هاي جهان همچنان ادامه داشت . و تنها كانال نظارت همون دو سه نفر افسر اداره ضد اطلاعات بودند ..

پايگاه يكم ترابري بعد از انقلاب

با پيروزي انقلاب ديگه پرواز هاي عمان براي هميشه قطع گرديد . يادمه در همون اوايل انقلاب آخرين پرواز  ظفار را من رفتم . از اون جايي كه ارتش ايران تجهيزات گرانبهاي فراواني در اون منطقه به جا گذاشته بود ، ما ماموريت داشتيم يك ناخداي ارشد نيروي دريايي رو با خودمون به عمان برده تا از نزديك مقدار تجهيزات به جاي مانده رو تخمين زده و اعلام كنه كه چند تا كشتي بايد براي حمل آن ها به عمان اعزام بشه . واقعآ با ديدن وسايل گران قيمت كه همين جوري تو بيابون گرم بر روي شنزار ها ولو شده بودند دلم به درد آمد . از خودرو هاي سنگين و نيمه سنگين ارتشي بگيريد تا نجهيزاتي مثل كولر گازي و لوازم اداري دفاتر مستقر در اون جا .. مردم عمان هم يه شبه نظرشون نسبت به  ما عوض شده بود ! همين آدم هايي كه تا ديروز التماس ايراني ها رو براي خريد مي نمودند ، حالا به هيچ وجه پول ايراني رو قبول نداشتند ..و مي گفتند دلار بدهيد ! من به شوخي يك قطعه اسكناس هزار توماني را نشون فروشنده داده و گفتم يك شيشه نوشابه بده .. اما قبول ننمود !!

coyx2dkkpa2rwh83gpab.jpg

FiledonyFiledonyFiledony

بعد از انقلاب برو بچه هاي گروه ضربت پايگاه مسئوليت نظارت بر امر قاچاق كالا را به عهده گرفتند . و به روش پرسنل ضد اطلاعات بازديد از كالاهاي همراه خدمه رو به عهده گرفتند . اما روش كار آن ها نسبت به پرسنل ضد اطلاعات فرق مي كرد . به اين صورت كه آن ها با تعبيه كانكسي در مبدآ ورودي  رمپ پرواز  موقع رفت و هم برگشت كليه كالاهاي همراه خدمه پرواز رو بازديد مي كردند .. و اما در اين ميان تكليف صدها مسافري كه از پايگاه هاي مختلف نيروي هوايي با هواپيماهاي ارتش جا به جا مي شدند چي ؟ معمولآ رسم بر اين بود كه كالاهاي همراه مسافر در هر پايگاهي به وسيله مسئولان بازرسي همون پايگاه كه در ترمينال مستقر بودند بررسي مي شد . اما با توجه به اين كه هواپيماهاي سي - ۱۳۰ يا ساير هواپيماهايي مثل فرند شيپ ( اف - ۲۷ ) يا بوئينگ ها علاوه بر ماموريت هاي لجستكي خود براي ساها هم مسافر حمل مي نمودند . و طبق مقررات هر نظامي مي توانست علاوه بر خانواده خود  براي اقوام سببي و نزديك خود هم بليط هواپيما تهيه نمايد ، پاي افراد غير نظامي به خطوط هواپيمايي ارتش هم باز شد .

قاچاق مواد مخدر با سي -۱۳۰

 با توجه به  تعاريف فوق ، از اون جايي كه قاچاقچيان هميشه به دنبال راه كارهاي جديدي براي حمل مواد مخدر به پايتخت هستند .  حمل از طريق هواپيماهاي ارتش خصوصآ سي - ۱۳۰ مي توانست يكي از راه كار ها باشد .. اطمينان مسئولان نظارتي بومي در پايگاه ها به مسافران ، حجم انبوه خانواده ها براي سفرهاي ارزان قيمت هوايي ، نبود سيستم هاي مجهز بازرسي سبب مي شد سوداگران مواد مخدر خصوصآ در پايگاه هاي دور افتاده جنوب كشور  مثل ايستگاه ها ي هوايي بنادر جاسك و چاه بهار محل مناسبي براي حمل مواد مخدر باشد . البته بايد اضافه نمايم هوشياري برادران سپاه پاسداران در مباني  فرودگاه چاه بهار و مجهز شدن به سيستم هاي پيشرفته كنترلي جلوي خروج مواد مخدري كه با قيمت ارزان از مرزهاي شرقي كشور وارد مي شد گرفته شد . و اين عده مجبور به تغير تاكتيك براي حمل محموله هاي خود گرديدند ..

در ايامي كه هنوز سكته قلبي نكرده بودم و به قول معروف هنوز بالي براي پرواز داشتم ، سعي مي كردم حداقل هر دوهفته يك بار به بندر جاسك پرواز نمايم . من اين پرواز رو خيلي دوست داشتم . يكي اين كه مسيرش طولاني بود .. و من عاشق پروازهاي اين چنين طولاني بودم .. در طول مسير سعي مي كردم اگه هوا خوب بود به مناظر بكر و دست نخورده طبيعت نگاه كنم . دوم اين كه باند كوچك ولي زيباي اين بندر را كه درست در كنار ساحل قرار گرفته است رو خيلي دوست داشتم . به عبارتي با روحيه حساس من سازگاري داشت . عيب اين باند زيبا اين بود كه بعد از غروب آفتاب به دليل نداشتن چراغ اطرف باند نمي شد پرواز كرد . البته  داخل پرانتز  به اين نكته اشاره نمايم كه در مواقع اضطراري پرواز در شب هم صورت مي گرفت . به عبارتي دو طرف باند پرواز رو با قرار دادن كوزه هاي كوچكي مثل فانوس كه به " گوزنت " معروف بود ، اين امكان را براي پرواز در شب به وجود مي اوردند . نكته جالب در مورد اين چراغ موشي ها كه سوخت آن احتمالآ روغن سوخته است ، مقاومت آن در برابر باد شديد موتور هواپيما بود به طوري كه با وجود وزش باد گرم شديد حاصل از حركت هواپيما ، هيچ گاه خاموش نمي شدند ! بله عرض مي كردم .. دليل ديگر علاقه ام به اين بندر ، خريد ماهي خصوصآ از نوع شوريده بود . از شما چه پنهون من و خانواده ام خيلي به ماهي علاقه داريم .

به همين دليل توي بندر جاسك يك رفيق پيدا كرده بودم كه هميشه برام ماهي هاي درشت شوريده مي خريد و در فريزر نگهداري مي كرد . چون گاهي مي شد اين همه راه طولاني را مي رفتيم ولي به دليل هواي طوفاني اون روز هيچ ماهي اي براي فروش پيدا نمي شد ..! براي همين دوستم زحمت اين كار رو مي كشيد .. عوض اش من هم هميشه از تهران براي او هر چي مي خواست مي خريدم . حتي هفته هايي هم كه پرواز نمي رفتم ، گوني ماهي به وسيله همكارانم مي فرستاد .. حتمآ مي پرسيد يك گوني ماهي رو مي خواستم چه كار ؟ باور كنيد گاهي تا به خونه برسم براي خودم از يك گوني دو عدد هم نمي رسيد !! از اي هواپيما تقسيم مي كردم تا به خونه برسم . به همه همسايه هاي بلوك ماهي مي دادم .... ياد يه خاطره افتادم اجازه بديد بگم .. وقتي كه سكته كرده بودم و مدتي تا قبل از رفتن به سوئيس در خانه استراحت مي نمودم ، وقتي گربه ها ميو ميو مي كردند ... يك همسايه شوخ طبعي داشتيم كه به روي ايوان مي آمد و با صداي بلند خطاب به گربه ها مي گفت .. پيشته .. ديگه آقا بهروز بندر جاسك نمي ره تا برامون ماهي بياره .. !!

در همون روزگاري كه مرتب به بندر جاسك مي رفتم .. يه مدتي  وقتي به تهران مي رسيديم .. بچه هاي عقيدتي سياسي به همراه گروه ضربت پاي هواپيما حاضر شده .. و  از لود مستر هواپيما مي خواست تمام بارهاي ماهي رو در يك گوشه زمين قرار داده تا آن ها بازديد نمايند !! و به اين ترتيب ابتدا گوني ماهي كروي پروازي رو چك مي كردند و بعد از رفتن ما بيچاره مسافر ها رو مدت ها زير بال هواپيما نگه مي داشتند تا به اصطلاح خودشون ماهي ها رو كنترل نمايند .. هر كس هم كه مي پرسيد براي چي ماهي ها رو مي گرديد ..؟ هيچ پاسخي به آن ها نمي دادند ... ! اما از اون جايي كه من رابطه ام با اين آقايون نسبتآ خوب بود .. و زياد سر به سرشون مي گذاشتم .. به من گفتند كه دنبال مواد مخدر هستيم .. به ما گزارش شده است كه عده اي از اين طريق مواد مخدر به تهران وارد مي نمايند . روش كار هم به اين صورت بود كه قاچاقچيان مواد مخدر را لوله نموده و در داخل پلاستيكي قرار مي دادند .. و سپس دل و روده ماهي رو خارج نموده و كيسه مواد را در درون شكم ماهي تازه صيد شده قرار مي دادند و سپس با دوختن زير شكم ماهي ، ان ها را در فريزر قرار مي دادند . و آن گاه به عنوان بار همراه مسافر به درون هواپيما مي فرستادند ..

Filedony5r6mw0xnwgbi14uttcfd.jpg

آهاي عمو .. ماهي ها رو كشتي !!

اما در همين زمينه بشنويد حواشي اين بازرسي ها رو .. كه واقعآ هروقت ياد آن مي افتم از صميم قلب مي خندم . افسر قد بلندي به نام "‌جمال " همكار ما بود كه اهل قزوين بود . او معمولآ ادم كم حرفي بود . و به اصطلاح هميشه تو خودش بود ..  با وجودي كه آدم مهربان و باشخصيتي بود اما يه خورده بفهمي نفهمي  تند مزاج بود .. و در مقابل ناملايمات يهو كنترل اش رو از دست مي داد . همان طور كه پيش از اين اشاره كردم ، براي تحمل فشارهاي عصبي جنگ سعي مي كرديم با نام نهادن اسامي فانتزي بر روي همكاران با آن ها شوخي كرده و به قول معروف سر به سر آن ها بگذاريم . خب طبيعي است بعضي ها مثل همين آقا جمال ما از لقبي كه براش گذاشته بودند عصباني مي شد ..  بگذريم . بچه هاي خط پرواز نمي دونم به چه حسابي لقب "‌جمال حمال " رو روي او گذاشته بودند .. !! و او خيلي كفري مي شد . يك روز كه همين آقا جمال ما پرواز بندر جاسك رفته بود . ظاهرآ اون جا به مشكلاتي بر خورده بود .. يا هواپيماش ايراد آورده بود ، دقيق نمي دونم .. فقط مي دونم خيلي كفري شده بود .. پرواز هم كه قربونش برم خيلي طولاني است .. به همين جهت وقتي خسته و كفري به تهران مي نشينه و دست بر قضا تعدادي ماهي هم براي اهل و عيال خود خريده بود ..

 به پست برو بچه هاي عقيدتي سياسي و گروه ضربت مي خوره و همون طور كه گفتم آن ها قصد بازرسي ماهي ها رو داشتند .. اين بنده خدا هم چون تو جريان اين بگير به بند ها نبود .. براي همين آمپرش يه خورده بالا رفته و شروع به اعتراض مي كنه .. برادران گروه ضربت براي اين كه اين بابا رو زودتر بفرستند بره اول از همه ماهي هاي او را بازديد مي كنند و بعد از اطمينان از نداشتن مواد مخدر به وي اجازه رفتن را مي دهند ...  در همين حال جمال خان براي اين كه زودتر از پاي هواپيما خلاص بشه اشاره به ماشين " مراتعقيب كنيد " ( اين خودرو با نصب تابلويي با مضمون مراتعقيب كنيد در جلوي هواپيماها به حركت در امده و محل پارك را نشان مي دهد )  كرده و از راننده آن خواهش مي كند تا وي را تا خط پرواز ببرد .  از آن جا كه گوني ماهي ها سنگين بوده است از راننده مي خواهد عقب عقب به زير بال هواپيما آمده تا گوني ماهي را عقب وانت بگذارد .. وي در حالي كه هنوز عصباني بود و با صداي بلند اعتراض خودش رو به اين اعمال و بازرسي ها  بيان مي نمود ، براي لحظه اي از وانت غافل شد . و راننده هم كه پشت سر خويش را بدرستي نمي ديد ، يك لحظه چرخ عقب به گوشه گوني ماهي هاي جمال خورد ... واي چشمتون روز بد نبينه ... او كه پيش از اين كفري و عصباني بود با ديدن اين صحنه چنان فريادي كشيد كه رمپ پرواز به لرزه در آمد .. او با صداي بلند داد زد .. آهاي عمو چه كار مي كني ..؟ ماهي ها رو كشتي ..!!  !‌مسافران ..بچه هاي عقيدتي سياسي ... گروه ضربت و بقيه همكاران اش با شنيدن اين كلمه زدن زير خنده ... خودش هم براي يك لحظه خنده اش گرفت .. و نتوانست جلوي خنده هاي خودش رو بگيره .. طفلك مي خواست بگه ماهي ها رو له كردي .. گفت كشتي !! ماهي يخي فريز شده !! براي لحظاتي آن محيط اعتراض آميز تبديل به قهقهه هاي مردم و خودش شد .. از آن به بعد هر وقت جمال را مي بينيم بهش مي گيم ماهي ها رو كشتي !!

راستش ديگه من نفهميدم آيا بچه هاي گروه ضربت موفق شدند كه باند قاچاقچيان مواد مخدر رو دستگير نمايند يا نه ؟ ولي حدس مي زنم باند آن ها در بندر جاسك متلاشي شد . اما اين رو بگم اگر چه با تلاش ماموران حراست و بازرسي فرودگاه ها جلوي اين گونه تخلف ها گرفته شد .. ولي گاهآ مي ديدم با همكاري عوامل فرودگاه نه به صورت كلان .. ولي در حد كم مثل يك كيلو از مبادي خروج ، عبور داده مي شود . براي مثال هنوز چند سالي از بازنشستگي ام سپري نشده بود  يكي از همكارانم رو كه اعتياد به ترياك داشت و متآسفانه در خريد و فروش آن هم دست داشت  رو ديدم . از روي كنجكاوي و يا همون حس ژورناليستي ازش پرسيدم از كجا مواد مخدر را بدست مي آوري..؟ و او خيلي راحت برام تعريف كرد بوسيله يكي از همشهريان اش در چاه بهار ، ترياك ها رو داخل شكم مرغ نهاده و بوسيله ماشين آتش نشاني به دور از چشم ماموران به پاي هواپيما مي اورد !!

عين همين ترفند رو در يكي از پست هايم نوشتم كه چگونه در جزيره كيش شيشه هاي ويسكي توسط راننده خودرو هاي مجازي كه به راحتي وارد رمپ پرواز مي شوند ، به داخل هواپيماي سي - ۱۳۰ آورده شد ..  با اين تعاريف پس بايد به نهاد هاي گزينشي فرودگاه ها اين حق رو داد كه در انتخاب نيروي انساني حتي  راننده و دربان بايد احتياط بيشتري نموده تا بدين گونه رابط حمل مواد مخدر به داخل هواپيماها نباشيم . به جرآت مي توانم ادعا كنم اغلب هواپيما ربايي ها و قرار گرفتن اسلحه و مهمات در داخل هواپيماها تنها به وسيله كارمندان فرودگاه ها ميسر است .. خوب يادمه در اوج جنگ با عراق كه  مدتي براي ماموريت به اتفاق تني چند از همكارانم به كرمانشاه اعزام شده بوديم  تا در امر سازماندهي و حمل مجروحان جنگي نظارت داشته باشيم .. يك شب كه با يكي دو تا از همكاران در ستاد تخليه بوديم .. با كمال تعجب ديديم يكي از كمك خلبانان به طور پنهاني در يك فروند سي - ۱۳۰ رو باز كرده و در حالي كه يك گوني در دستش بود ، آن را در تاريكي به داخل هواپيما برده و بعد از دقايقي خارج شد . از آن جا كه سابقه درخشاني نداشت ، بچه ها موضوع رو به تهران گزارش كردند .. ظاهرآ بچه هاي گروه ضربت در تهران بعد از نشستن هواپيما ، براي حفظ شخصيت خلبانان ، مجبور شده بودند همه را بازرسي نمايند .. و ديگه از اون پس ما افسر ياد شده فوق رو هر گز نديديم .

خوشبختانه اخيرآ با تقويت و تجهيز فرودگاه ها و آموزش پرسنل بازرسي ديگه شاهد اين ترفند ها نيستيم . در زمان گذشته هم هميشه برخورد قاطعي با اين سوداگران مرگ مي شد . اميدوارم با ريشه كن شدن هميشگي مواد مخدر ، شاهد سلامتي جامعه و مردم خوب كشورمون باشيم

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

                             ايام به كام


r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد

 jzm2ynhgwltynljjjynj.jpg 

http://www.filedony.com/

اينجا 


 

    jlrapz6z2dchq2hl4k6m.jpg

 به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي  سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

      

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران  - قسمت اول  ( اينجا )

 چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟  - قسمت دوم  ( اينجا )

  بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر  ( اينجا)

 


6mfmukopgefyux613u8m.jpg

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه  تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد .

توضيح لازم :

ديروز مطالب سايت آماده بود .. به خاطر ترجمه صبر كردم . و تا اين لحظه كه ساعت ۳ بامداد است خبري از جناب آقاي علي آقا نشد .. من نگران سلامتي وي هستم .. چون انسان متعهدي است . به هر حال از خوانندگان محترم عذر خواهي مي نمايم . و به ترجمه خبر جناب عليرضا صادقي اكتفاء مي كنم .


THE SMALLEST PLANES IN THE WORLD:

Name:Wee bee/Builder:Bee Aviation/Length:4.25m/Wingspan:5.5m/Powerplant:single-piston

30hp/Payload:90 kg(including pilot &fuel)/speed:150km/h

Several views of the Wee Bee

Name: junior/Builder:stits/Length:3.4 m/Wingspan:2.7-2.8 m/Powerplant:single-piston 35-76 hp/speed 240km/h

Stits Junior compared to a Taylorcraft L-2

Name:Little Bit or Sky baby/Builder:Staib/Length:3m/Wingspan:2.1m/propulsion:single-piston 65-85 hp/speed:300km/h

 

Stits Junior

Name:Bumble bee/Builder:starr/Length:2.9 m/Wingspan:2m/propulsion:piston 85 hp/speed:290 km/h

Starr Bumble Bee

Name:Baby bird/Builder:stits/Length:3m/Wingspan:1.9 m/propulsion:85 hp/propulsion:55 hp/speed:175 km/h

Donald Stits posing with the Baby Bird

Name:Bumble bee 2/Builder:starr/Length:2.7 m/Wingspan:1.7 m/propulsion:85 hp/Speed:305 km/h

Starr Bumble Bee II

Source:www.aerospaceweb.org                        BY:Alireza Sadeghi

کوچکترین هواپیماهای جهان:

نام:وی بی (زنبور کوچک)/سازنده:شرکت هوایی بی/طول:4.25 متر/بال تا بال:5.5 متر/موتور:تک پیستونه 30 اسب/بار:90 کیلو شامل سوخت وخلبان/سرعت:150 کیلومتر بر ساعت

نام:جونیور(کوچولو)/سازنده:استیتز/طول:3.4 متر/بال تا بال:2.8-2.7 متر/پیشرانه:تک پیستون 76-35 اسب/سرعت:240 کیلومتر بر ساعت

نام:لیتل بیت یا اسکای بیبی(کوچولوی ریزه یا پرنده آسمان)/سازنده:استایب/طول:3متر/بال تا بال:2.1 متر/پیشرانه:تک پیستون 65-85 اسب/سرعت:300 کیلومتر بر ساعت

نام:بامبل بی(زنبور عسل پشمالو)/سازنده:استار/طول:2.9 متر/بال تا بال:2 متر/پیشرانه:پیستونی 85 اسب/سرعت:290 کیلومتر بر ساعت

نام:بیبی برد(بچه پرنده)/سازنده:استیتز/طول:3 متر/بال تا بال:1.9 متر/پیشرانه:55 اسب/سرعت:175 کیلومتر بر ساعت

نام: بامبل بی 2(زنبور عسل پشمالو 2)/سازنده:استار/طول:2.7 متر/بال تا بال:1.7 متر/پیشرانه:85 اسب/سرعت:305 کیلومتر بر ساعت

منبع::aerospaceweb                                       گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 



ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

o28zvyulk6s979cueaw4.jpg

http://www.gogo.ir/ 

GOGO.ir این امکان را به شما میدهد تا بتوانید از طریق یک سرور خارجی در کشور آمریکا به شبکه سراسری اینترنت متصل شوید این اتصال از هرجای دنیا موقعیت شما را به آمریکا تغییر می دهد و شما به عنوان یک کاربر آمریکائی شناخته میشوید.

پس از اتصال با استفاده از این سرویس به اینترنت اطلاعات مورد درخواست شما به GOGO.ir ارسال شده و از طریق آن به دست شما میرسد.

پس شما میتوانید بدون هیچ محدودیتی و با اعتماد کامل به امنیت اطلاعاتتان از اینترنت استفاده کنید.

 


hee6pqgezm7sqxn7yse8.jpg

در پاسخ به پرسش تعداد زیادی از متقاضیان ثبت نام قرعه کشی گرین کارت آمریکا به استحضار می رساند: مهلت ثبت نام سالجاری در تاریخ 11 آذر ماه به پایان می رسد، لذا از عزیزانی که تمایل دارند ثبت نامشان بر اساس استانداردهای اعلام شده اداره مهاجرت آمریکا و به درستی انجام شود، خواهشمندیم  در اسرع وقت نسبت به ثبت نام خود اقدام نموده و از جوایز ارزنده این سایت بهره مند شوند.

برای ثبت نام گرین کارت آمریکا به سایت :

http://www.mohajerateiranian.com/

مراجعه فرمایید .


http://www.lightshine.ae/Home_app.asp 


m1k8ntuto5svpr4ldl6h.jpg

 

http://www.iranchef.com/

سايت مرجع هتل ، رستوران و كافي شاپ در ايران

 برنامه هاي آموزشي مدير اين سايت  در شبكه هاي تهران و جام جم  به روي آنتن است .


- تعداد بازديد
  • 6016
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35