درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  زیارت شاه و فرح

پروازی با ساواکی ها برای زیارت شاه و فرح

s9u6o0j1qvdxnjy9v10n.jpg

وقتي به نزديكي هاي حرم رسيدم .. ديدم قسمتي از خيابون كه مشرف به حرم است .. بسته شده است . راننده تاكسي زير لب قري زده و گفت نمي دونم باز چه خبر شده است كه حرم را دارن قرق مي كنند . و سپس خودش در ادامه افزود شنيدم امشب علياحضرت براي زيارت به مشهد تشريف مي آورند

bx151pxl9etw9pgi3uc3.gif

 

obhb5zs9hf8v79lqejnk.jpg

پروازی با ساواکی ها برای زیارت شاه و فرح

v37wvah1ixfe58b1dz2c.jpg

cp5qy7lat3zev5vbwb41.jpg

Filedony3u2lg3pybetn6s88efje.jpghwq4g47cniicjpqjlem0.jpg


5mn3wim1qjhe7x03wn9e.jpg

دیشب مطلع شدم  سایت خوب و پر محتوای یک نفر ایرانی با نام " یک پزشک " که دوست عزیزمون علیرضا مجیدی آن را با اقتدار مدیریت و ادامه می دهد ، كانديداي " بهترين وبلاگ سال " شده است . اين مسابقه جهاني به همت " سايت دويچه وله " برگزار مي شود . آن چه مسلم است ارزش وبلاگ يك پزشك خيلي بالاتر از اين عناوين است .

هر از گاهي كه فرصت مي يابم سري به آمار بازديدكنندگان " وبگذر " مي زنم تا ببينم چه سايت هايي ما رو لايق دونسته و سري به كلبه سربازي ما مي زنه ... اگه بگم اين كار برام يه نوع عادت شده است سخن به گزاف نگفته ام . شايد بقيه مديران سايت هم اين دغدغه رو دارند .. نمي دانم . اما ديشب ديدم از  وبلاگي به نام "زهرا " خيلي بيش از اندازه مراجعه كننده دارم ! چون تاكنون اين سايت رو نديده بودم كنجكاو شده و سري به آن زدم . ديدم اين خانم محترم محبت كرده و لينك يكي از مطالب ام رو بالاي سر اتاق خود گذاشته است . اين امر سبب شد تا مروري به مطالب آن بكنم . واقعآ خيلي پر محتوا بود . جا داره از اين خانم عزيز تشكر و قدرداني بكنم .

راستش رو بخواهيد قصد دارم براي رونق كار جوانان عزيز دست به يك ابتكار جديد بزنم . و از همين حالا اعلام مي نمايم هر يك از جواناني كه مشغول تجارت كالايي هستند . مي توانند با ارسال مشخصات برند خويش ، آن را در سايت قرار داده و حتي به صورت رايگان براي اين عزيزان تبليغ نمايم . صحبت تبليغ كالا شد اجازه مي خواهم مطلبي رو بيان نمايم . يكي از دوستان عزيز اين سايت كه من براي ايشون خيلي احترام قائل هستم يه روز از روي خيرخواهي و محبت براي سايت يك آگهي گرفت و خواهش نمود تا شماره حساب ام رو به او بدهم . وي همچنين از من خواست تا در باره آن كالاي خاص تبليغ هم بكنم . من از اين كلام وي خيلي دلخور شدم . ( نمي دونم حق با من بود يا خير ؟‌) و در پاسخ وي نوشتم من هرگز براي پول تبليغ كالاي كسي رو نمي كنم . فقط مي توانم لوگوي آن همراه با چندخط توضيح رو درج نمايم . از آن جا كه نيت او خير بوده است ، از اين پاسخ ام خيلي برآشفت . و نوشت ديگه براي كسي آگهي نمي گيرم . اين رو عرض كردم تا جوون ها بدونند چقدر براي آن ها ارزش قائلم كه كاري كه براي پول انجام ندادم ، حاضرم به رايگان براي آن ها اين عمل را انجام دهم . ضمنآ همكاران عزيزي كه زحمت ترجمه رو مي كشند . اين حق را دارند در فواصل مطالب خويش ، براي خودشون آگهي بگيرند . و نيازي به هماهنگي با من نيست ...

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

o28zvyulk6s979cueaw4.jpg

http://www.gogo.ir/ 

GOGO.ir این امکان را به شما میدهد تا بتوانید از طریق یک سرور خارجی در کشور آمریکا به شبکه سراسری اینترنت متصل شوید این اتصال از هرجای دنیا موقعیت شما را به آمریکا تغییر می دهد و شما به عنوان یک کاربر آمریکائی شناخته میشوید.

پس از اتصال با استفاده از این سرویس به اینترنت اطلاعات مورد درخواست شما به GOGO.ir ارسال شده و از طریق آن به دست شما میرسد.

پس شما میتوانید بدون هیچ محدودیتی و با اعتماد کامل به امنیت اطلاعاتتان از اینترنت استفاده کنید.

 


x5magewkh25j6mg6szx6.jpg 

برای ثبت نام گرین کارت آمریکا به سایت :

http://www.mohajerateiranian.com/general/index.php

مراجعه فرمایید .


FiledonyFiledonyFiledony 


يك توضيح ضروري .....

قطعآ شما هم در تاريخ و رسانه ها مشاهده كرديد يا خوانده ايدكه شخص شاه و همسرش فرح پهلوي هر از گاهي براي زيارت راهي اماكن مقدس مي شدند . من اصلآ كاري به عملكرد اين خاندان ندارم . و يا اين كه در طول سلطنت چه اعمالي رو انجام دادند كه باعث سرنگوني تاج و تخت شاهنشاهي شد . و صرفآ گوشه اي از تاريخ  كه خودم ناخواسته شاهد يا در متن آن بودم رو براي آگاهي خوانندگان جوان كه در آن روز گار هنوز متولد نشده يا خيلي كودك بودند عرض مي نمايم . خواهش مي كنم به حساب سياست نگذاريد . من بارها در همين سايت ديدگاه ها و علايق ام رو به طور شفاف صادقانه بيان نموده ام . و عرض كرده ام تا پيش از انقلاب واقعآ به شخص شاه علاقه مند بودم . و دليل آن نظامي بودن پدرم بود كه از همون كودكي شعار " خدا ، شاه ، ميهن " را به ذهن ما فرو برده بودند . و بعد از انقلاب هم همه شاهد هستند اگر چه يك انقلابي نبودم ، ولي عملكردم در دفاع از خاك وطن و پرواز به مناطق جنگي از همه بالاتر بود . و هيچ گاه آن عشق و علاقه را براي تظاهر كتمان ننمودم . و هميشه به عنوان يك نظامي وظايف ام رو به نحو احسن انجام مي دادم . همين صداقت و روراستي سبب آن گرديده بود كه مورد اطميتان مسئولان عقيدتي واقع شده و اجازه دهند با عالي ترين مفامات نظام اسلامي به پرواز بروم . پس لطفآ بعضي ها نق نزنند كه چرا از شاه يا طاغوتيان مي نويسم ...

نقش هواپيماهاي سي - ۱۳۰

با ورود هواپيماهاي غول پيكر سي - ۱۳۰ به ناوگان هوايي ارتش و خروج تدريجي هواپيماهاي داكوتا اين هواپيماها نقش بسيار فعالي را در لجستكي هوايي انجام مي دادند . از آن جمله خاندان سلطنتي هم براي مسافرت هاي خويش از ان بهره مي بردند . و حتي با ورود هواپيماهاي جت بوئينگ ۷۰۷ و جامبو جت بدنه وسيع ۷۴۷ ، از ارزش و اعتبار هواپيماهاي هركولس كم نشد . مخصوصآ كه وزير دربار شاهنشاهي " اسدالله علم " اهل بيرجند بود . و اين هواپيماها راكب خوبي براي مسافرت هاي پي در پي او به اين خطه بودند . از اون جايي كه خود شخص شاه هم خلباني مي دونست ، اغلب در پرواز ها خودش پشت فرمان قارقارك مي نشست . اگر هم حال و حوصله پرواز رو نداشت . يك كانتينر يا كانكس مجهزي به نام اتاق " وي . آي . پي " وجود داشت كه ابعادش درست اندازه كارگو يا بدنه هواپيما بود . و به وسيله ليفتراك به داخل هواپيما بارگيري مي شد . در اين اتاق انواع و اقسام آلات دقيق كه نشان دهند وضعيت هواپيما در پرواز بود ، وجود داشت . و شاه از داخل آن به راحتي هم با خلبان هواپيما مي توانست تماس بگيرد و هم از موقعيت آن آگاه باشد .

از نقش حساس هواپيماهاي سي - ۱۳۰ سخن بسيار مي توان گفت . يادمه در اوايلي كه قصد داشتم به نيروي هوايي به پيوندم . مصادف با جشن هاي ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي بود . و بعد ها همكاران قديمي ام در خط پرواز از آن ايام و پل هوايي كه بين ايران و فرانسه ايجاد شده بود خيلي خاطرات جالبي رو تعريف  نمودند . از جمله اين كه آن ها شب روز در اين مسير پرواز مي كردند . به طوري كه از آب خوردن براي نوشيدن ميهمانان گرفته تا دسر و غذاي آن ها رو از كشور فرانسه با هواپيماي سي - ۱۳۰ مي آوردند . اگر فرصتي پيش آمد يك مطلب كامل در باره آن ايام و پروازهاي فرانسه خواهم نوشت . ولي بعد ها هم خودم چندين پرواز با خاندان سلطنتي به كيش و مشهد داشتم . و يا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران براي آوردن لوازم كاخ وليعهد در نوشهر ، پروازهايي به مصر و انگليس داشتيم . شاه عادت داشت در ايام تعطيلات نوروز به جزيره كيش پرواز نمايد . و ما از قبل از آغاز تعطيلات تا پايان آن مرتب براي حمل همراهان ، خدمه و گاهي خود خانواده شاه به اين جزيره زيبا پرواز مي كرديم . اون موقع هم سرهنگ بهزاد معزي خلبان مخصوص اين خاندان بود . هنوز بوئينگ خريداري نشده بود . معزي قبل از پرواز به كروي پروازي تآكيد مي كرد تا شخص اعليحضرت سوالي از شما نفرموده ، اجازه صحيت با ايشون رو نداريد .

 


وظيفه ساواك در تآمين امنيت ..

خب در اين وانفسا اداره امنيت رژيم شاهنشاهي يا همون ‌" ساواك " نقش فعالي در تآمين امنيت داشت . اگر بگم واقعآ شورش رو در آورده بودند ، دچار قضاوت تاريخي - سياسي خواهم شد كه در حيطه دانش و آگاهي من نيست . و تنها مي توانم خاطرات ام رو كه با آن ها داشتم بيان نمايم . قضاوت و داوري رو به عهده خود جوون ها مي گذارم . مطلب امشب ام مربوط به يكي از همين پرواز هاست كه ما ساواكي ها رو از قبل براي تآمين امنيت منطقه با خود به مشهد برديم . چون قرار بود شخص شاه به اتفاق فرح پهلوي به زيارت حضرت امام رضا ( ع ) بروند . من در طول خدمت ام تنها دو بار ماموريت يافتم  به اين گونه پرواز ها اعزام بشوم . دومي هم زماني بود كه خود شهبانو به تنهايي قصد داشت به زيارت برود . و به قول معروف حضرت او را تنها طلبيده بود . زمان اين ماموريت دقيقآ يادم نيست . ولي فكر مي كنم مربوط به سال هاي ۵۵ يا ۵۶ باشه ... راستش رو بخواهيد من تمام پروازهايم رو در تقويم كوچك جيبي كه هر سال خود نيروي هوايي هديه مي داد ، براي فراموش نكردن ساعات پرواز ، هميشه در آن علاوه بر مسير پروازي ، شماره هواپيما و مدت پرواز را مي نوشتم . يادمه تا همين چند سال پيش همه ي آن ها رو داشتم . ولي از اون جايي كه همسرم زني وسواس و به اصطلاح خودش تميز است !! هميشه آرشيوهاي من رو " آشغال " تلقي كرده و در هر فرصتي كه به دست مي آورد ، به راحتي دور مي ريخت !! مخصوصآ از زماني كه خير سرم روزنامه نگار هم شدم و از هر نوشته ام يك نسخه انبار نمودم ، حسابي حال اش گرفته بود . و به شوخي مرتب به من مي گويد اگر روزي نو مردي ، اولين كاري كه خواهم كرد ، ريختن اين مجلات و كاغذ پاره هاي توست !!

مداليوم هاي پرواز ....

و الان چقدر افسوس مي خورم كه آن ها رو ندارم . و گرنه از روي برگ برگ صفحات اون تقويم ها به راحتي هرپرواز را به خاطر آورده و جزئيات آن رو مي نوشتم . صحبت افسوس شد .. ياد دو موضوع ديگه افتادم كه هر وقت يادم مي آيد آه از نهادم بر مي خيزد . يكي فروختن مدال هاي طلايي است كه پادشاه عمان  " سلطان قابوس " به دليل حضور مستمر در جنگ ظفار به من هديده داده بود . و متآسفانه بعد از بازنشستگي و قطع حقوق ماهيانه ام ، از مجبوري براي سير كردن شكم زن و بچه ام كه آن اواخر با فروش شيشه هاي شير به زحمت قادر به خريد بك قرص نان بربري بوديم . آن ها رو خيلي ارزان فروختم . جالب اين كه فروشنده از من كاغذ خريد هم طلب مي كرد !! دومي كه خيلي بيشتر سوختم ، گم شدن مدال هاي طلايي كه به افتخار پرواز طولاني با سي - ۱۳۰ گرفته بودم . شركت لاكهيد سازنده هواپيماهاي سي - ۱۳۰ به ازاي هزار ساعت پرواز يك نوع مداليوم نقره هديه مي دهد كه به اتيكت روي سينه وصل مي شود . و به ازاي دو هزار ساعت پرواز هم ، مدالي از جنس طلا كه منقوش به تصوير هواپيماست اهدا مي نمايد . و آخرين و مهم ترين مداليوم مربوط به پنج هزار ساعت پرواز است كه معمولآ كمتر كسي در طول ۳۰ سال خدمت خود موفق به اخذ آن مي گردد . ولي من در ظرف كمتر از ۱۸ سال آن را گرفتم .. كه جنس آن از طلاي اعلا و آميخته اي از نقره است . كه هر سه مدال را به روي اتيكت اسمم چسبونده بودم . و همسرم يك روز آن ها رو براي نشان دادن به دوستان جلسه قرآني خود ، همراه اش مي برد ... و در مراجعت به منزل گم مي كند ... !!

تصاوير مربوط به اسدالله علم و  هواپيماي داكوتاست كه به آن ها اشاره شد .


پرواز با ساواكي ها به مشهد ...

من رو اگر به حال خودم رها نمايند همين جوري از اين شاخه به اون شاخه مي پرم .. موضوعي كه اصلآ خودم راضي نيستم . ولي ظاهرآ عزيزان خواننده مي پسندند . بعضي ها هم مثل اون آقايي كه ظاهرآ به گفته خودش كارمند صدا و سيماست و از خوندن پست قبلي ام ناراحت شده بود ، اين نوع نگارش رو به ديالوگ شوفرهاي ميدون شوش تشبيه كرده بود . به هر حال من براي دل خودم مي نويسم . اين آقا هم مي تونه نخونه !! ( عجب واكنش خودخواهانه اي !! ) ... بله در يكي از روزهايي كه به اداره اومدم .. ديدم جلوي اسمم نوشته كه بايد به ماموريت مشهد بروم ... اين رو هم بگم من خيلي پرواز هاي مشهد رو دوست داشتم . و سعي مي كردم هرچه پرواز مشهد بود رو بروم . شايد به دليل اين كه اجدادم مشهدي بودند .. يا خانواده ام اون جا زندگي مي كردند . به هر حال اون روز هم سوار قارقارك مون شدم كه ديدم از عمليات اعلام شد كه به پاويون  سلطنتي رويم . و از اون جا مسافرانمون رو سوار كنيم .. راستش همون اول كه سوار قارقارك شدم ديدم تشكچه هاي چرم قرمز رنگ رو روي صندلي هاي برزنتي هواپيما قرار داده اند ... ولي آن قدر مثل حالا گيج بودم كه دوزاري ام نيفتاد پرواز ويژه است . شايد هم عشق پرواز كورم كرده بود  ...

وقتي جلوي آشيانه سلطنتي رسيديم و موتور هواپيما رو خاموش كرديم .. ابتدا يه سرهنگ اخمو كه ظاهرآ مسئول اون جا بود وارد هواپيما شد .. توقع داشت از روي صندلي هواپيما بلند شويم و جلوي پاي او خبر دار به ايستيم !! وقتي ديد همه مشغول كار خودشون هستند و به قول معروف تره هم براي حضور اين والا مقام خرد نكردند .. با دلخوري نگاهي به كابين هواپيما انداخته و سپس خواستار ليست پروازي شد . ما هم كه جوون بوديم و سرمون درد مي كرد براي حال گيري آدم هاي مغرور .. خصوصآ از نوع نيرو زميني ها كه خيلي مقرراتي و خشك بودند ! اين يكي واقعآ از همه اون ها نوبر  تر بود .. چون هم جمعي نيروي زميني شاهنشاهي بود و هم عضو دربار شاهنشاهي محسوب مي شد !! با بي محلي به او گفتيم ما ليستي نداريم . !! بادي به غبغب انداخته و گفت چطور همچين چيزي ممكنه ..؟ اتوبوس شمس العماره هم براي خودش ليست داره .. !! به عرض مبارك اش رسونديم  اسامي ما در تابلو نوشته مي شود . و بعد از پايان پرواز در فرم هواپيما مي نويسم . ولي از قبل ، آن گونه كه مد نظر جنابعالي است ما نداريم .. با پرخاش گفت من اين چيز ها حالي ام نمي شود !! بايد بدونم بچه ها مون رو به دست كي مي سپارم ... !!

Filedony3u2lg3pybetn6s88efje.jpghwq4g47cniicjpqjlem0.jpg

براي اين كه شازده بدونه بچه هاشو به كي مي سپاره .. اسامي كروي پروازي رو تو كاغذي نوشته و به دستش داديم . به محض دريافت آن انگار بد ترين توهين ها به حقش شده باشد ، با صداي بلند فرياد زد مي دونيد من كيستم .....!!؟ به من مي گن سرهنگ فلاني .. رئيس گارد امنيت .. و ... وو خب كه چي ؟ واقعآ خنده دار بود مي گفت چرا مهر نداره ..؟ آرم شاهنشاهي روي كاغذ نيست .. و ما هم مي خواستيم كه كمي سر به سر او بگذاريم .. و گرنه تو كابين پرواز كه مهر و استامپ و كاغذ آرم دار پيدا نمي شود !! به هر حال به او گفتيم اين چيزايي كه مي خواهي زنگ بزن عمليات تا برات سريع بفرستند تا خيالت را حت بشه ...

پرواز به سوي مشهد ...

خلاصه بعد از كلي معطلي و چونه زدن ها يك از همين آقايون ساواكي ها ابتدا اومده و گشتي به داخل هواپيما زده و سپس اجازه داد آقايون سوار قارقارك بشوند . يادم نيست چند نفر بودند .. ولي حدود هفتاد هشتاد نفري بودند . با خودشون هم يه جعبه هايي همراه داشتند كه نفهميدم توش چيست .. بعد از يك چهل دقيقه پرواز به فرودگاه مشهد رسيديم . و طبق دستور به رمپ نيروي هوايي نرفتيم . و آقايون رو سمت فرودگاه كشوري برديم .. جالب اين كه وقتي آن ها پياده شدند ، هر چند نفرشون از يك نوع ماشين استفاده نمودند .. تعدادي سوار پيكان هاي معمولي شدند .. تعدادي سوار اتوبوس شده .. بعضي ميني بوس و خلاصه از در پشتي باند خارج شدند .. ماهم بعد از رفتن آقايون هواپيما رو روشن كرده و به رمپ نظامي خودمون رفتيم . معمولآ هر وقت مشهد مي امديم .. براي زيارت يا سوار شدن مسافران ، معمولآ چندين ساعت توقف داشتيم . و براي ساعتي خاص با بچه ها قرار مي گذاشتيم كه پاي هواپيما حاضر باشند .. و هر كي هر جا دلش مي خواست مي رفت .. اون روز هم من هوس كردم به زيارت مرقد امام رضا ( ع ) برم . به همين دليل راهي حرم شدم .

وقتي به نزديكي هاي حرم رسيدم .. ديدم قسمتي از خيابون كه مشرف به حرم است .. بسته شده است . راننده تاكسي زير لب قري زده و گفت نمي دونم باز چه خبر شده است كه حرم را دارن قرق مي كنند . و سپس خودش در ادامه افزود شنيدم امشب علياحضرت براي زيارت به مشهد تشريف مي آورند .. و در حالي كه آهي مي كشيد .. گفت خوشا به حال اش كه راحت زيارت مي كنه .. و كسي هل اش نمي دهد !! از اخلاص او خوشم اومدم . و سپس كنار خيابون پياده شدم . هنوز با حرم خيلي فاصله داشتم كه ديدم يكي از گدايان كنار خيابون با من سلام و عليك كرد !! انگار كه من رو مي شناسد !! طبق معمول دوزاري ام كج بود و نگرفتم قضيه از چه قراره .. جلو تر كه رفتم اين بار يكي دوتا از دست فروش ها بعد از سلام و عليك چشمكي به من زدند تازه فهميدم اي بابا اين ها همين ساواكي هاي خودمون هستند كه اين گونه تغير قيافه داده اند .. جلو تر كه رفتم ديدم مدخل ورودي بسته است . و كسي را به درون حرم راه نمي دهند . از روي كنجكاوي نظري به درون صحن انداختم تا لااقل از اون جا به آقا سلامي بكنم . كه ديدم يك آقايي كرواتي جلو آمد و گفت شما بفرماييد .

FiledonyFiledonyFiledony

از لطفي كه به حق ام نمود خيلي خوشحال شدم . فهميدم كه اون ها منو شناخته اند . ولي من چهره هيچ كدوم از اون ها رو به خاطر نداشتم . از اين مرحله به بعد تيپ مامور ها فرق مي كرد . اغلب كت و شلوار و كراوات زده بودند . و مشغول بازرسي صحن حرم بودند . اون ايام از اين سيستم هاي مغناطيسي كه الان مرسومه وجود نداشت . و آن ها مجبور بودند هر كدوم نقطه اي رو بازرسي نمايند . بعضي ها در حالي كه بيسيمي هم در دست داشتند مرتب به عوامل خود كه مشغول وارسي اطراف بودند ، دستور مي دادند .. وقتي به مجل كفش كن رسيدم .. ديدم حتي لاي برگ هاي قرآن هاي مجيد و كتاب هاي مذهبي رو هم ورق مي زنند . براي من نوع بازرسي آن ها خيلي جالب بود .  و از اين كه تنها فردي بودم كه راحت اجازه تردد داشتم ، به خود  مي باليدم .. جالب اين كه همه با من خيلي گرم سلام و احوالپرسي مي نمودند ...

وقتي وارد بارگاه حضرت شدم ، از اين كه اون جا رو خلوت مي ديدم  باورم نمي شد . آقايون همه جا رو مي گشتند . من هنوز يكي دو دور نچرخيده بودم كه ديدم يكي از همين ساواكي ها دستي به شونه ام زده و گفت بسه ديگه .. برو بيرون .. مي خواهيم درها رو ببنديم . من از ايشون تشكر نموده و با خوشحالي قصد خروج از اون جا رو داشتم . و ته دلم براي شهبانو دعا كردم كه به خاطر حضور او من موفق شدم يه زيارت درست حسابي بكنم . اما چيزي كه براي من خيلي دور از ذهن بود پوشش تمام اون افراد به تيپ هاي مختلف در اطراف خيابان هاي نزديك به حرم بود . بعد از بيرون آمدند اين بار كنجكاوي ام گل كرده و دوست داشتم آن ها رو شناسايي نمايم .. براي همين به بهانه خريد سعي مي كردم بيشتر به قيافه هاي مردم اون اطراف نگاه كنم . و يا به دنبال اسلحه و يا بي سيم آن ها باشم .. ولي اصلآ ميسر نبود . خيلي طبيعي همرنگ مردم عادي شده بودند .

6nwgxbjub4mylrpv1dj3.jpg

در ساعت مقرر خودم رو به فرودگاه رسونده و ديدم بچه ها هم آمده اند .. كلي مسافر هم منتظر باز شدن در هواپيما بودند .. لودمستر هواپيما با مسئول ترمينال از روي مانيفست ( اسامي مسافران ) مشغول سوار نمودن مسافران شدند . اغلب زن و بچه هاي پرسنل ارتش بودند . بعد از تكميل مسافران قارفارك با صداي مهيب و گوشخراش خود روشن شد . و ما خرامان خرامان به سوي ايتداي باند راهي شديم . اين رو هم اضافه كنم هميشه بعد از بلند شدن از فرودگاه مشهد از برج كنترل اجازه مي گرفتيم كه يه دور از اون بالا دور حرم حضرت بزنيم . اين رو هم اضافه كنم كه طبق قانون هوانوردي ما حق نداريم بالاي ابنيه هاي تاريخي يا اماكن مقدس به هيچ وجه پرواز نماييم . دليل اش هم فقط براي امنيت اين بنا ها است . كه اگر هواپيما به هر دليلي دچار مشكل شد .. روي اين آثار تاريخي و ديني سقوط نكنه . ولي اين موضوع هميشه در مشهد رعايت نمي شد !! و تقريبآ يه نوع عادت شده بود برامون . و بچه هاي برج هم هيچ گاه مخالفت نمي كردند ..

 

حتي خوب به خاطر دارم خلباناني هم كه مسلمون نبودند ، براي حرمت به مسافران شون اين دور را بعد ازبلند شدن مي زدند . البته اين هايي كه گفتم مربوط به سي - ۱۳۰ بود . ايران اير رو نديدم كه اين كار رو بكنه .. ! شايد هم ان ها هم انجام مي دهند من توجه نكرده ام . خلاصه اون روز هم ما طبق عادت هميشگي بعد از بلند شدن از برج تقاضاي چرخش ( هولدينگ ) نموديم . و آن ها هم اجازه دادند . ولي هنوز دور زدن نمون رو شروع نكرده بوديم كه ناگهان برج مراقبت پرواز فرياد زد .. به حريم حرم نزديك نشويد و فورآ فاصله بگيريد .. طوري داد زد كه مجال پرسش فراهم نشد .. و ما بي اختيار مسير را تغير داده و به سمت سبزوار راهمون رو كج كرديم ... خودمون حدس زديم جريان چيه .. !! و حتي دليل اش رو هم نپرسيديم . بله دليل اش امنيتي بود !!

حالا اين كار چه ربطي به امنيت و حضور علياحصزت داشت من يكي كه متوجه نشدم .. شايد ساواكي ها فكر مي كردند ممكنه از بالا يه چيز هايي به زمين بفرستيم !! آن چه مسلم بود اين دستورات عجيب و غريب از سوي فرماندهان چاپلوس ان ها مانند همون سرهنگه انجام مي گرفت . و گرنه اعضاي پائين تر اين چنين نبودند . اصلآ فرمانده هاي گارد با بچه هاي نيروي هوايي يه خصومت مادر زادي داشتند . و ديديم بعد از پيروزي انقلاب آن ها تهديد حمله به خانه هاي سازماني نيروي هوايي رو نمودند . كه با هوشياري بچه ها در همون موقع دفع شد .

با تشكر و احترام

بهروز مدرسي

                             ايام به كام


 

r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد

 jzm2ynhgwltynljjjynj.jpg

http://www.filedony.com/

اينجا 

به این وبلاگ حتمآ یک سری بزنید

jjouxkp5by2sxicixyor.jpg

http://selma642002.blogfa.com/

جوانی وبلاگی پر محتوا متعلق به یک دختر با احساس خوزستانی است که برای دل خودش می نویسد . من از تمام خوانندگانی که برای من احترام قائل هستند خواهش می کنم برای تشویق این عزیز حتمآ یک سری به آن بزنید .


یه وبلاگ جالب و خواندنی

858hd9r9xs7vzcfwdl00.jpg

http://erfanna.blogspot.com/


قابل توجه جوون های خوب شیراز

l0uc7jezynlq5mumkyul.jpg

۰۹۱۷۷۱۳۸۳۳۱ تماس بگیرید jlrapz6z2dchq2hl4k6m.jpg

 به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي  سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

        حلقه‌زرد: ابتدای باند‌های فرودگاه مهرآباد - حلقه‌ی قرمز: شهرک توحید (منازل مسکونی نیروی هوایی) - مسیر آبی: مسیر فرضی حرکت هواپیما برای فرود اضطراری

حلقه‌زرد: ابتدای باند‌های فرودگاه مهرآباد
حلقه‌ی قرمز: شهرک توحید (منازل مسکونی نیروی هوایی)
مسیر آبی: مسیر فرضی حرکت هواپیما برای فرود اضطراری
(Google Earth )

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران  - قسمت اول  ( اينجا )

 چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟  - قسمت دوم  ( اينجا )

  بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر  ( اينجا)

 


6mfmukopgefyux613u8m.jpg

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه  تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد .


WHAT IS VOR?,

 short for VHF Omni-directional Radio Range, is a type of radio navigation system for aircraft.this system can show the angle of position related to north of vor station in ground which is called as "Radial".Indeed,this system is equal to lighthouse in sailing.First of all,you have to know the meaning of radial to understand better.The radial is the angle between magnetic north and a line in clockwise direction,as you can see in the first picture.for example the red line radial is about 135 and for green line is about 290.Vor indicator in cockpit shows the plane radial related to vor station and can indicates that plane is going "TO" or "FROM" the station.In the second picture you can see a vor indicator and some explanations about it's parts.VOR

Click to show it on original size!

VOR Indicator

 

A: A Rotating Course Card, calibrated from 0 to 360°, which indicates the VOR radial

TO or FROM station. Here, the 345° radial has been set into the display. This VOR also digitally displays the VOR radial.

B: The Omni Bearing Selector, or OBS knob, used to manually rotate the course card.

C: The CDI, or Course Deviation Indicator. This needle swings left or right indicating the direction to turn to return to course. When the needle is to the left, turn left and when the needle is to the right, turn right, When centered, the aircraft is on course. Each dot in the arc under the needle represents a 2° deviation from the desired course

D: The TO-FROM indicator. This arrow will point up, or towards the nose of the aircraft, when flying TO the VOR station. The arrow reverses direction, points downward, when flying away FROM the VOR station. A red flag replaces these TO-FROM arrows when the VOR is beyond station range.

Some examples with pictures can clear your mind

VOR-345-from ,Omni-345-from

  the aircraft in above picture is north of the station flying on the 345° radial away FROM the station. The  needle(indicator picture) shows the aircraft on course and the FROM arrow is present, pointing down, toward the station behind

VOR-345-toOmni-345-to.

 

- The aircraft in above  picture is south of the station. Its radial is 345° and TO arrow is present.

VOR-345-off-courseOmni-345-off-course

3-The aircraft above picture is 4 degree off cource and indeed it must be on the red light .so,the pilot must drift the plane to the left until being on cource.

Since the vor station frequencies are unique a pilot by setting vor system can fly toward or from the special station and from station to another ,flying along a special route

VORTAC TGO (TANGO) GermanyD-VOR (Doppler VOR) ground station, co-located with DME..

vor stations 

 Source:Internet                                        BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

 وی او آر چیست؟

"وی او آر" که مخفف عبارت "جهت یابی رادیویی در همه جهات توسط امواج وی اچ اف" بزبان انگلیسی می باشد نوعی سیستم ناوبری رادیویی برای هواپیما می باشد.این سیستم قادر است که زاویه موقعیت هواپیما را نسبت به شمال ایستگاه زمینی وی او آر که" رادیال" خوانده می شود نشان دهد.در واقع این سیستم معادل فانوس دریایی در دریانوردی می باشد.قبل از هر چیز جهت درک بهتر باید معنی" رادیال" را بدانید.همانطور که در اولین تصویر می بینید رادیال زاویه بین یک خط با شمال مغناطیسی در جهت عقربه های ساعت می باشد.بعنوان مثال رادیال خط قرمز حدود 135 درجه و رادیال خط سبز حدود 290 درجه می باشد.نشانگر وی او آر در کابین خلبان رادیال هواپیما را نسبت به ایستگاه وی او آر نشان داده ومشخص می کند که هواپیما در حال نزدیک شدن یا دور شدن از ایستگاه است.در عکس دوم می توانید یک نشانگر وی او آر بهمراه توضیحاتی در مورد بخشهای آن را ببینید.

الف :صفحه مسیر قابل گردش که از 0 تا 360 درجه بندی شده ونمایش دهنده رادیال هواپیما "به سمت" یا "ازسمت" ایستگاه می باشد.در اینجا رادیال 345 درجه روی دستگاه تنظیم شده است. این وی او آر رادیال را بصورت دیجیتالی نیز نمایش می دهد.

ب:انتخاب کننده زاویه در همه جهات یا تکمه اوبی اس جهت چرخش صفحه بصورت دستی.

ج:سی دی آی یا نشانگر انحراف مسیر.این عقربه بسمت چپ یا راست می رود وجهت چرخش برای قرارگیری در مسیر صحیح را نشان می دهد.وقتی عقربه در سمت چپ است باید به چپ چرخید و وقتی که در سمت راست است باید به راست چرخیدووقتیکه در مرکز است در مسیر صحیح قرار داریم.هر نقطه روی کمان زیر عقربه بیانگر 2 درجه انحراف از مسیر صحیح است.

د: نشانگر "به سمت" -"ازسمت":این پیکان بسمت بالا یا دماغه هواپیماست وقتیکه به سمت ایستگاه وی او آر حرکت می کنیم.جهت عکس آن سمت پایین را نشان می دهد که بیانگر دور شدن از ایستگاه وی او آر می باشد.یک پرچم قرمز جایگزین پیکانها می شود وقتیکه خارج از برد ایستگاه می باشیم.

چند مطلب بهمراه تصاویر می تواند مطلب را برای شما روشن کند:

1-هواپیمای موجود در تصویر سوم در شمال ایستگاه قرار دارد و با رادیال 345 درجه در حال دور شدن از ایستگاه است.عقربه نشان می دهد که هواپیما در مسیر صحیح است و پیکان "ازسمت" بسمت پایین وایستگاه پشت سر می باشد.

2-هواپیمای تصویر چهارم به سمت ایستگاه حرکت می کند و رادیال آن 345 درجه و پیکان "به سمت" وجود دارد.

3-هواپیمای تصویر پنجم 4 درجه انحراف مسیر دارد و در واقع باید روی خط قرمز باشد.بنابراین خلبان باید هواپیما را به چپ بکشد تا در مسیر قرار گیرد.

از آنجاییکه فرکانس ایستگاههای وی او آر منحصر بفرد می باشد خلبان میتواند بسمت ایستگاه مشخصی رود یا از آن دور شود ویا از یک ایستگاه بسمت دیگری برود وبدین ترتیب مسیری را طی کند.

تصویر ششم دو ایستگاه زمینی وی او آر را نشان می دهد.

                             منبع:اینترنت                    گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 با پوزش از دوستان عزيز كه مطلب خلاصه ترجمه پست قبل هنوز به دستم نرسيده است . در پست بعدي تقديم خواهم كرد .


- تعداد بازديد
  • 23042
  • مرتبه

    نظرات

    مشخص که خیلی برای وبتون زحمت میکشید.امیدوارم زود به زود جدید شه..
    پاسخ
    ممنونم آرمان عزیز
    بله .. من تمام وقت ام رو جز موارد استراحت به این سایت اختصاص می دهم
    خوشحالم که مورد توجه شما دوست عزیزم قرار گرفت
    ممنون از حضورتون

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35