
پروازی با ساواکی ها برای زیارت شاه و فرح
دیشب مطلع شدم سایت خوب و پر محتوای یک نفر ایرانی با نام " یک پزشک " که دوست عزیزمون علیرضا مجیدی آن را با اقتدار مدیریت و ادامه می دهد ، كانديداي " بهترين وبلاگ سال " شده است . اين مسابقه جهاني به همت " سايت دويچه وله " برگزار مي شود . آن چه مسلم است ارزش وبلاگ يك پزشك خيلي بالاتر از اين عناوين است .
هر از گاهي كه فرصت مي يابم سري به آمار بازديدكنندگان " وبگذر " مي زنم تا ببينم چه سايت هايي ما رو لايق دونسته و سري به كلبه سربازي ما مي زنه ... اگه بگم اين كار برام يه نوع عادت شده است سخن به گزاف نگفته ام . شايد بقيه مديران سايت هم اين دغدغه رو دارند .. نمي دانم . اما ديشب ديدم از وبلاگي به نام "زهرا " خيلي بيش از اندازه مراجعه كننده دارم ! چون تاكنون اين سايت رو نديده بودم كنجكاو شده و سري به آن زدم . ديدم اين خانم محترم محبت كرده و لينك يكي از مطالب ام رو بالاي سر اتاق خود گذاشته است . اين امر سبب شد تا مروري به مطالب آن بكنم . واقعآ خيلي پر محتوا بود . جا داره از اين خانم عزيز تشكر و قدرداني بكنم .
راستش رو بخواهيد قصد دارم براي رونق كار جوانان عزيز دست به يك ابتكار جديد بزنم . و از همين حالا اعلام مي نمايم هر يك از جواناني كه مشغول تجارت كالايي هستند . مي توانند با ارسال مشخصات برند خويش ، آن را در سايت قرار داده و حتي به صورت رايگان براي اين عزيزان تبليغ نمايم . صحبت تبليغ كالا شد اجازه مي خواهم مطلبي رو بيان نمايم . يكي از دوستان عزيز اين سايت كه من براي ايشون خيلي احترام قائل هستم يه روز از روي خيرخواهي و محبت براي سايت يك آگهي گرفت و خواهش نمود تا شماره حساب ام رو به او بدهم . وي همچنين از من خواست تا در باره آن كالاي خاص تبليغ هم بكنم . من از اين كلام وي خيلي دلخور شدم . ( نمي دونم حق با من بود يا خير ؟) و در پاسخ وي نوشتم من هرگز براي پول تبليغ كالاي كسي رو نمي كنم . فقط مي توانم لوگوي آن همراه با چندخط توضيح رو درج نمايم . از آن جا كه نيت او خير بوده است ، از اين پاسخ ام خيلي برآشفت . و نوشت ديگه براي كسي آگهي نمي گيرم . اين رو عرض كردم تا جوون ها بدونند چقدر براي آن ها ارزش قائلم كه كاري كه براي پول انجام ندادم ، حاضرم به رايگان براي آن ها اين عمل را انجام دهم . ضمنآ همكاران عزيزي كه زحمت ترجمه رو مي كشند . اين حق را دارند در فواصل مطالب خويش ، براي خودشون آگهي بگيرند . و نيازي به هماهنگي با من نيست ...
GOGO.ir این امکان را به شما میدهد تا بتوانید از طریق یک سرور خارجی در کشور آمریکا به شبکه سراسری اینترنت متصل شوید این اتصال از هرجای دنیا موقعیت شما را به آمریکا تغییر می دهد و شما به عنوان یک کاربر آمریکائی شناخته میشوید.
پس از اتصال با استفاده از این سرویس به اینترنت اطلاعات مورد درخواست شما به GOGO.ir ارسال شده و از طریق آن به دست شما میرسد.
پس شما میتوانید بدون هیچ محدودیتی و با اعتماد کامل به امنیت اطلاعاتتان از اینترنت استفاده کنید.
برای ثبت نام گرین کارت آمریکا به سایت :
http://www.mohajerateiranian.com/general/index.php
مراجعه فرمایید .
يك توضيح ضروري .....
قطعآ شما هم در تاريخ و رسانه ها مشاهده كرديد يا خوانده ايدكه شخص شاه و همسرش فرح پهلوي هر از گاهي براي زيارت راهي اماكن مقدس مي شدند . من اصلآ كاري به عملكرد اين خاندان ندارم . و يا اين كه در طول سلطنت چه اعمالي رو انجام دادند كه باعث سرنگوني تاج و تخت شاهنشاهي شد . و صرفآ گوشه اي از تاريخ كه خودم ناخواسته شاهد يا در متن آن بودم رو براي آگاهي خوانندگان جوان كه در آن روز گار هنوز متولد نشده يا خيلي كودك بودند عرض مي نمايم . خواهش مي كنم به حساب سياست نگذاريد . من بارها در همين سايت ديدگاه ها و علايق ام رو به طور شفاف صادقانه بيان نموده ام . و عرض كرده ام تا پيش از انقلاب واقعآ به شخص شاه علاقه مند بودم . و دليل آن نظامي بودن پدرم بود كه از همون كودكي شعار " خدا ، شاه ، ميهن " را به ذهن ما فرو برده بودند . و بعد از انقلاب هم همه شاهد هستند اگر چه يك انقلابي نبودم ، ولي عملكردم در دفاع از خاك وطن و پرواز به مناطق جنگي از همه بالاتر بود . و هيچ گاه آن عشق و علاقه را براي تظاهر كتمان ننمودم . و هميشه به عنوان يك نظامي وظايف ام رو به نحو احسن انجام مي دادم . همين صداقت و روراستي سبب آن گرديده بود كه مورد اطميتان مسئولان عقيدتي واقع شده و اجازه دهند با عالي ترين مفامات نظام اسلامي به پرواز بروم . پس لطفآ بعضي ها نق نزنند كه چرا از شاه يا طاغوتيان مي نويسم ...
نقش هواپيماهاي سي - ۱۳۰
با ورود هواپيماهاي غول پيكر سي - ۱۳۰ به ناوگان هوايي ارتش و خروج تدريجي هواپيماهاي داكوتا اين هواپيماها نقش بسيار فعالي را در لجستكي هوايي انجام مي دادند . از آن جمله خاندان سلطنتي هم براي مسافرت هاي خويش از ان بهره مي بردند . و حتي با ورود هواپيماهاي جت بوئينگ ۷۰۷ و جامبو جت بدنه وسيع ۷۴۷ ، از ارزش و اعتبار هواپيماهاي هركولس كم نشد . مخصوصآ كه وزير دربار شاهنشاهي " اسدالله علم " اهل بيرجند بود . و اين هواپيماها راكب خوبي براي مسافرت هاي پي در پي او به اين خطه بودند . از اون جايي كه خود شخص شاه هم خلباني مي دونست ، اغلب در پرواز ها خودش پشت فرمان قارقارك مي نشست . اگر هم حال و حوصله پرواز رو نداشت . يك كانتينر يا كانكس مجهزي به نام اتاق " وي . آي . پي " وجود داشت كه ابعادش درست اندازه كارگو يا بدنه هواپيما بود . و به وسيله ليفتراك به داخل هواپيما بارگيري مي شد . در اين اتاق انواع و اقسام آلات دقيق كه نشان دهند وضعيت هواپيما در پرواز بود ، وجود داشت . و شاه از داخل آن به راحتي هم با خلبان هواپيما مي توانست تماس بگيرد و هم از موقعيت آن آگاه باشد .
از نقش حساس هواپيماهاي سي - ۱۳۰ سخن بسيار مي توان گفت . يادمه در اوايلي كه قصد داشتم به نيروي هوايي به پيوندم . مصادف با جشن هاي ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي بود . و بعد ها همكاران قديمي ام در خط پرواز از آن ايام و پل هوايي كه بين ايران و فرانسه ايجاد شده بود خيلي خاطرات جالبي رو تعريف نمودند . از جمله اين كه آن ها شب روز در اين مسير پرواز مي كردند . به طوري كه از آب خوردن براي نوشيدن ميهمانان گرفته تا دسر و غذاي آن ها رو از كشور فرانسه با هواپيماي سي - ۱۳۰ مي آوردند . اگر فرصتي پيش آمد يك مطلب كامل در باره آن ايام و پروازهاي فرانسه خواهم نوشت . ولي بعد ها هم خودم چندين پرواز با خاندان سلطنتي به كيش و مشهد داشتم . و يا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران براي آوردن لوازم كاخ وليعهد در نوشهر ، پروازهايي به مصر و انگليس داشتيم . شاه عادت داشت در ايام تعطيلات نوروز به جزيره كيش پرواز نمايد . و ما از قبل از آغاز تعطيلات تا پايان آن مرتب براي حمل همراهان ، خدمه و گاهي خود خانواده شاه به اين جزيره زيبا پرواز مي كرديم . اون موقع هم سرهنگ بهزاد معزي خلبان مخصوص اين خاندان بود . هنوز بوئينگ خريداري نشده بود . معزي قبل از پرواز به كروي پروازي تآكيد مي كرد تا شخص اعليحضرت سوالي از شما نفرموده ، اجازه صحيت با ايشون رو نداريد .
وظيفه ساواك در تآمين امنيت ..
خب در اين وانفسا اداره امنيت رژيم شاهنشاهي يا همون " ساواك " نقش فعالي در تآمين امنيت داشت . اگر بگم واقعآ شورش رو در آورده بودند ، دچار قضاوت تاريخي - سياسي خواهم شد كه در حيطه دانش و آگاهي من نيست . و تنها مي توانم خاطرات ام رو كه با آن ها داشتم بيان نمايم . قضاوت و داوري رو به عهده خود جوون ها مي گذارم . مطلب امشب ام مربوط به يكي از همين پرواز هاست كه ما ساواكي ها رو از قبل براي تآمين امنيت منطقه با خود به مشهد برديم . چون قرار بود شخص شاه به اتفاق فرح پهلوي به زيارت حضرت امام رضا ( ع ) بروند . من در طول خدمت ام تنها دو بار ماموريت يافتم به اين گونه پرواز ها اعزام بشوم . دومي هم زماني بود كه خود شهبانو به تنهايي قصد داشت به زيارت برود . و به قول معروف حضرت او را تنها طلبيده بود . زمان اين ماموريت دقيقآ يادم نيست . ولي فكر مي كنم مربوط به سال هاي ۵۵ يا ۵۶ باشه ... راستش رو بخواهيد من تمام پروازهايم رو در تقويم كوچك جيبي كه هر سال خود نيروي هوايي هديه مي داد ، براي فراموش نكردن ساعات پرواز ، هميشه در آن علاوه بر مسير پروازي ، شماره هواپيما و مدت پرواز را مي نوشتم . يادمه تا همين چند سال پيش همه ي آن ها رو داشتم . ولي از اون جايي كه همسرم زني وسواس و به اصطلاح خودش تميز است !! هميشه آرشيوهاي من رو " آشغال " تلقي كرده و در هر فرصتي كه به دست مي آورد ، به راحتي دور مي ريخت !! مخصوصآ از زماني كه خير سرم روزنامه نگار هم شدم و از هر نوشته ام يك نسخه انبار نمودم ، حسابي حال اش گرفته بود . و به شوخي مرتب به من مي گويد اگر روزي نو مردي ، اولين كاري كه خواهم كرد ، ريختن اين مجلات و كاغذ پاره هاي توست !!
مداليوم هاي پرواز ....
و الان چقدر افسوس مي خورم كه آن ها رو ندارم . و گرنه از روي برگ برگ صفحات اون تقويم ها به راحتي هرپرواز را به خاطر آورده و جزئيات آن رو مي نوشتم . صحبت افسوس شد .. ياد دو موضوع ديگه افتادم كه هر وقت يادم مي آيد آه از نهادم بر مي خيزد . يكي فروختن مدال هاي طلايي است كه پادشاه عمان " سلطان قابوس " به دليل حضور مستمر در جنگ ظفار به من هديده داده بود . و متآسفانه بعد از بازنشستگي و قطع حقوق ماهيانه ام ، از مجبوري براي سير كردن شكم زن و بچه ام كه آن اواخر با فروش شيشه هاي شير به زحمت قادر به خريد بك قرص نان بربري بوديم . آن ها رو خيلي ارزان فروختم . جالب اين كه فروشنده از من كاغذ خريد هم طلب مي كرد !! دومي كه خيلي بيشتر سوختم ، گم شدن مدال هاي طلايي كه به افتخار پرواز طولاني با سي - ۱۳۰ گرفته بودم . شركت لاكهيد سازنده هواپيماهاي سي - ۱۳۰ به ازاي هزار ساعت پرواز يك نوع مداليوم نقره هديه مي دهد كه به اتيكت روي سينه وصل مي شود . و به ازاي دو هزار ساعت پرواز هم ، مدالي از جنس طلا كه منقوش به تصوير هواپيماست اهدا مي نمايد . و آخرين و مهم ترين مداليوم مربوط به پنج هزار ساعت پرواز است كه معمولآ كمتر كسي در طول ۳۰ سال خدمت خود موفق به اخذ آن مي گردد . ولي من در ظرف كمتر از ۱۸ سال آن را گرفتم .. كه جنس آن از طلاي اعلا و آميخته اي از نقره است . كه هر سه مدال را به روي اتيكت اسمم چسبونده بودم . و همسرم يك روز آن ها رو براي نشان دادن به دوستان جلسه قرآني خود ، همراه اش مي برد ... و در مراجعت به منزل گم مي كند ... !!

تصاوير مربوط به اسدالله علم و هواپيماي داكوتاست كه به آن ها اشاره شد .
پرواز با ساواكي ها به مشهد ...
من رو اگر به حال خودم رها نمايند همين جوري از اين شاخه به اون شاخه مي پرم .. موضوعي كه اصلآ خودم راضي نيستم . ولي ظاهرآ عزيزان خواننده مي پسندند . بعضي ها هم مثل اون آقايي كه ظاهرآ به گفته خودش كارمند صدا و سيماست و از خوندن پست قبلي ام ناراحت شده بود ، اين نوع نگارش رو به ديالوگ شوفرهاي ميدون شوش تشبيه كرده بود . به هر حال من براي دل خودم مي نويسم . اين آقا هم مي تونه نخونه !! ( عجب واكنش خودخواهانه اي !! ) ... بله در يكي از روزهايي كه به اداره اومدم .. ديدم جلوي اسمم نوشته كه بايد به ماموريت مشهد بروم ... اين رو هم بگم من خيلي پرواز هاي مشهد رو دوست داشتم . و سعي مي كردم هرچه پرواز مشهد بود رو بروم . شايد به دليل اين كه اجدادم مشهدي بودند .. يا خانواده ام اون جا زندگي مي كردند . به هر حال اون روز هم سوار قارقارك مون شدم كه ديدم از عمليات اعلام شد كه به پاويون سلطنتي رويم . و از اون جا مسافرانمون رو سوار كنيم .. راستش همون اول كه سوار قارقارك شدم ديدم تشكچه هاي چرم قرمز رنگ رو روي صندلي هاي برزنتي هواپيما قرار داده اند ... ولي آن قدر مثل حالا گيج بودم كه دوزاري ام نيفتاد پرواز ويژه است . شايد هم عشق پرواز كورم كرده بود ...
وقتي جلوي آشيانه سلطنتي رسيديم و موتور هواپيما رو خاموش كرديم .. ابتدا يه سرهنگ اخمو كه ظاهرآ مسئول اون جا بود وارد هواپيما شد .. توقع داشت از روي صندلي هواپيما بلند شويم و جلوي پاي او خبر دار به ايستيم !! وقتي ديد همه مشغول كار خودشون هستند و به قول معروف تره هم براي حضور اين والا مقام خرد نكردند .. با دلخوري نگاهي به كابين هواپيما انداخته و سپس خواستار ليست پروازي شد . ما هم كه جوون بوديم و سرمون درد مي كرد براي حال گيري آدم هاي مغرور .. خصوصآ از نوع نيرو زميني ها كه خيلي مقرراتي و خشك بودند ! اين يكي واقعآ از همه اون ها نوبر تر بود .. چون هم جمعي نيروي زميني شاهنشاهي بود و هم عضو دربار شاهنشاهي محسوب مي شد !! با بي محلي به او گفتيم ما ليستي نداريم . !! بادي به غبغب انداخته و گفت چطور همچين چيزي ممكنه ..؟ اتوبوس شمس العماره هم براي خودش ليست داره .. !! به عرض مبارك اش رسونديم اسامي ما در تابلو نوشته مي شود . و بعد از پايان پرواز در فرم هواپيما مي نويسم . ولي از قبل ، آن گونه كه مد نظر جنابعالي است ما نداريم .. با پرخاش گفت من اين چيز ها حالي ام نمي شود !! بايد بدونم بچه ها مون رو به دست كي مي سپارم ... !!
براي اين كه شازده بدونه بچه هاشو به كي مي سپاره .. اسامي كروي پروازي رو تو كاغذي نوشته و به دستش داديم . به محض دريافت آن انگار بد ترين توهين ها به حقش شده باشد ، با صداي بلند فرياد زد مي دونيد من كيستم .....!!؟ به من مي گن سرهنگ فلاني .. رئيس گارد امنيت .. و ... وو خب كه چي ؟ واقعآ خنده دار بود مي گفت چرا مهر نداره ..؟ آرم شاهنشاهي روي كاغذ نيست .. و ما هم مي خواستيم كه كمي سر به سر او بگذاريم .. و گرنه تو كابين پرواز كه مهر و استامپ و كاغذ آرم دار پيدا نمي شود !! به هر حال به او گفتيم اين چيزايي كه مي خواهي زنگ بزن عمليات تا برات سريع بفرستند تا خيالت را حت بشه ...
پرواز به سوي مشهد ...
خلاصه بعد از كلي معطلي و چونه زدن ها يك از همين آقايون ساواكي ها ابتدا اومده و گشتي به داخل هواپيما زده و سپس اجازه داد آقايون سوار قارقارك بشوند . يادم نيست چند نفر بودند .. ولي حدود هفتاد هشتاد نفري بودند . با خودشون هم يه جعبه هايي همراه داشتند كه نفهميدم توش چيست .. بعد از يك چهل دقيقه پرواز به فرودگاه مشهد رسيديم . و طبق دستور به رمپ نيروي هوايي نرفتيم . و آقايون رو سمت فرودگاه كشوري برديم .. جالب اين كه وقتي آن ها پياده شدند ، هر چند نفرشون از يك نوع ماشين استفاده نمودند .. تعدادي سوار پيكان هاي معمولي شدند .. تعدادي سوار اتوبوس شده .. بعضي ميني بوس و خلاصه از در پشتي باند خارج شدند .. ماهم بعد از رفتن آقايون هواپيما رو روشن كرده و به رمپ نظامي خودمون رفتيم . معمولآ هر وقت مشهد مي امديم .. براي زيارت يا سوار شدن مسافران ، معمولآ چندين ساعت توقف داشتيم . و براي ساعتي خاص با بچه ها قرار مي گذاشتيم كه پاي هواپيما حاضر باشند .. و هر كي هر جا دلش مي خواست مي رفت .. اون روز هم من هوس كردم به زيارت مرقد امام رضا ( ع ) برم . به همين دليل راهي حرم شدم .
وقتي به نزديكي هاي حرم رسيدم .. ديدم قسمتي از خيابون كه مشرف به حرم است .. بسته شده است . راننده تاكسي زير لب قري زده و گفت نمي دونم باز چه خبر شده است كه حرم را دارن قرق مي كنند . و سپس خودش در ادامه افزود شنيدم امشب علياحضرت براي زيارت به مشهد تشريف مي آورند .. و در حالي كه آهي مي كشيد .. گفت خوشا به حال اش كه راحت زيارت مي كنه .. و كسي هل اش نمي دهد !! از اخلاص او خوشم اومدم . و سپس كنار خيابون پياده شدم . هنوز با حرم خيلي فاصله داشتم كه ديدم يكي از گدايان كنار خيابون با من سلام و عليك كرد !! انگار كه من رو مي شناسد !! طبق معمول دوزاري ام كج بود و نگرفتم قضيه از چه قراره .. جلو تر كه رفتم اين بار يكي دوتا از دست فروش ها بعد از سلام و عليك چشمكي به من زدند تازه فهميدم اي بابا اين ها همين ساواكي هاي خودمون هستند كه اين گونه تغير قيافه داده اند .. جلو تر كه رفتم ديدم مدخل ورودي بسته است . و كسي را به درون حرم راه نمي دهند . از روي كنجكاوي نظري به درون صحن انداختم تا لااقل از اون جا به آقا سلامي بكنم . كه ديدم يك آقايي كرواتي جلو آمد و گفت شما بفرماييد .
از لطفي كه به حق ام نمود خيلي خوشحال شدم . فهميدم كه اون ها منو شناخته اند . ولي من چهره هيچ كدوم از اون ها رو به خاطر نداشتم . از اين مرحله به بعد تيپ مامور ها فرق مي كرد . اغلب كت و شلوار و كراوات زده بودند . و مشغول بازرسي صحن حرم بودند . اون ايام از اين سيستم هاي مغناطيسي كه الان مرسومه وجود نداشت . و آن ها مجبور بودند هر كدوم نقطه اي رو بازرسي نمايند . بعضي ها در حالي كه بيسيمي هم در دست داشتند مرتب به عوامل خود كه مشغول وارسي اطراف بودند ، دستور مي دادند .. وقتي به مجل كفش كن رسيدم .. ديدم حتي لاي برگ هاي قرآن هاي مجيد و كتاب هاي مذهبي رو هم ورق مي زنند . براي من نوع بازرسي آن ها خيلي جالب بود . و از اين كه تنها فردي بودم كه راحت اجازه تردد داشتم ، به خود مي باليدم .. جالب اين كه همه با من خيلي گرم سلام و احوالپرسي مي نمودند ...
وقتي وارد بارگاه حضرت شدم ، از اين كه اون جا رو خلوت مي ديدم باورم نمي شد . آقايون همه جا رو مي گشتند . من هنوز يكي دو دور نچرخيده بودم كه ديدم يكي از همين ساواكي ها دستي به شونه ام زده و گفت بسه ديگه .. برو بيرون .. مي خواهيم درها رو ببنديم . من از ايشون تشكر نموده و با خوشحالي قصد خروج از اون جا رو داشتم . و ته دلم براي شهبانو دعا كردم كه به خاطر حضور او من موفق شدم يه زيارت درست حسابي بكنم . اما چيزي كه براي من خيلي دور از ذهن بود پوشش تمام اون افراد به تيپ هاي مختلف در اطراف خيابان هاي نزديك به حرم بود . بعد از بيرون آمدند اين بار كنجكاوي ام گل كرده و دوست داشتم آن ها رو شناسايي نمايم .. براي همين به بهانه خريد سعي مي كردم بيشتر به قيافه هاي مردم اون اطراف نگاه كنم . و يا به دنبال اسلحه و يا بي سيم آن ها باشم .. ولي اصلآ ميسر نبود . خيلي طبيعي همرنگ مردم عادي شده بودند .
در ساعت مقرر خودم رو به فرودگاه رسونده و ديدم بچه ها هم آمده اند .. كلي مسافر هم منتظر باز شدن در هواپيما بودند .. لودمستر هواپيما با مسئول ترمينال از روي مانيفست ( اسامي مسافران ) مشغول سوار نمودن مسافران شدند . اغلب زن و بچه هاي پرسنل ارتش بودند . بعد از تكميل مسافران قارفارك با صداي مهيب و گوشخراش خود روشن شد . و ما خرامان خرامان به سوي ايتداي باند راهي شديم . اين رو هم اضافه كنم هميشه بعد از بلند شدن از فرودگاه مشهد از برج كنترل اجازه مي گرفتيم كه يه دور از اون بالا دور حرم حضرت بزنيم . اين رو هم اضافه كنم كه طبق قانون هوانوردي ما حق نداريم بالاي ابنيه هاي تاريخي يا اماكن مقدس به هيچ وجه پرواز نماييم . دليل اش هم فقط براي امنيت اين بنا ها است . كه اگر هواپيما به هر دليلي دچار مشكل شد .. روي اين آثار تاريخي و ديني سقوط نكنه . ولي اين موضوع هميشه در مشهد رعايت نمي شد !! و تقريبآ يه نوع عادت شده بود برامون . و بچه هاي برج هم هيچ گاه مخالفت نمي كردند ..
حتي خوب به خاطر دارم خلباناني هم كه مسلمون نبودند ، براي حرمت به مسافران شون اين دور را بعد ازبلند شدن مي زدند . البته اين هايي كه گفتم مربوط به سي - ۱۳۰ بود . ايران اير رو نديدم كه اين كار رو بكنه .. ! شايد هم ان ها هم انجام مي دهند من توجه نكرده ام . خلاصه اون روز هم ما طبق عادت هميشگي بعد از بلند شدن از برج تقاضاي چرخش ( هولدينگ ) نموديم . و آن ها هم اجازه دادند . ولي هنوز دور زدن نمون رو شروع نكرده بوديم كه ناگهان برج مراقبت پرواز فرياد زد .. به حريم حرم نزديك نشويد و فورآ فاصله بگيريد .. طوري داد زد كه مجال پرسش فراهم نشد .. و ما بي اختيار مسير را تغير داده و به سمت سبزوار راهمون رو كج كرديم ... خودمون حدس زديم جريان چيه .. !! و حتي دليل اش رو هم نپرسيديم . بله دليل اش امنيتي بود !!
حالا اين كار چه ربطي به امنيت و حضور علياحصزت داشت من يكي كه متوجه نشدم .. شايد ساواكي ها فكر مي كردند ممكنه از بالا يه چيز هايي به زمين بفرستيم !! آن چه مسلم بود اين دستورات عجيب و غريب از سوي فرماندهان چاپلوس ان ها مانند همون سرهنگه انجام مي گرفت . و گرنه اعضاي پائين تر اين چنين نبودند . اصلآ فرمانده هاي گارد با بچه هاي نيروي هوايي يه خصومت مادر زادي داشتند . و ديديم بعد از پيروزي انقلاب آن ها تهديد حمله به خانه هاي سازماني نيروي هوايي رو نمودند . كه با هوشياري بچه ها در همون موقع دفع شد .
با تشكر و احترام
بهروز مدرسي
ايام به كام
همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد
به این وبلاگ حتمآ یک سری بزنید
http://selma642002.blogfa.com/
جوانی وبلاگی پر محتوا متعلق به یک دختر با احساس خوزستانی است که برای دل خودش می نویسد . من از تمام خوانندگانی که برای من احترام قائل هستند خواهش می کنم برای تشویق این عزیز حتمآ یک سری به آن بزنید .
یه وبلاگ جالب و خواندنی
قابل توجه جوون های خوب شیراز
۰۹۱۷۷۱۳۸۳۳۱ تماس بگیرید
به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .
بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

حلقهزرد: ابتدای باندهای فرودگاه مهرآباد
حلقهی قرمز: شهرک توحید (منازل مسکونی نیروی هوایی)
مسیر آبی: مسیر فرضی حرکت هواپیما برای فرود اضطراری
(Google Earth )
دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول ( اينجا )
چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم ( اينجا )
بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا)
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد .
WHAT IS VOR?,
short for VHF Omni-directional Radio Range, is a type of radio navigation system for aircraft.this system can show the angle of position related to north of vor station in ground which is called as "Radial".Indeed,this system is equal to lighthouse in sailing.First of all,you have to know the meaning of radial to understand better.The radial is the angle between magnetic north and a line in clockwise direction,as you can see in the first picture.for example the red line radial is about 135 and for green line is about 290.Vor indicator in cockpit shows the plane radial related to vor station and can indicates that plane is going "TO" or "FROM" the station.In the second picture you can see a vor indicator and some explanations about it's parts.VOR

A: A Rotating Course Card, calibrated from 0 to 360°, which indicates the VOR radial
TO or FROM station. Here, the 345° radial has been set into the display. This VOR also digitally displays the VOR radial.
B: The Omni Bearing Selector, or OBS knob, used to manually rotate the course card.
C: The CDI, or Course Deviation Indicator. This needle swings left or right indicating the direction to turn to return to course. When the needle is to the left, turn left and when the needle is to the right, turn right, When centered, the aircraft is on course. Each dot in the arc under the needle represents a 2° deviation from the desired course
D: The TO-FROM indicator. This arrow will point up, or towards the nose of the aircraft, when flying TO the VOR station. The arrow reverses direction, points downward, when flying away FROM the VOR station. A red flag replaces these TO-FROM arrows when the VOR is beyond station range.
Some examples with pictures can clear your mind
,
the aircraft in above picture is north of the station flying on the 345° radial away FROM the station. The needle(indicator picture) shows the aircraft on course and the FROM arrow is present, pointing down, toward the station behind

.
- The aircraft in above picture is south of the station. Its radial is 345° and TO arrow is present.


3-The aircraft above picture is 4 degree off cource and indeed it must be on the red light .so,the pilot must drift the plane to the left until being on cource.
Since the vor station frequencies are unique a pilot by setting vor system can fly toward or from the special station and from station to another ,flying along a special route
vor stations
Source:Internet BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
وی او آر چیست؟
"وی او آر" که مخفف عبارت "جهت یابی رادیویی در همه جهات توسط امواج وی اچ اف" بزبان انگلیسی می باشد نوعی سیستم ناوبری رادیویی برای هواپیما می باشد.این سیستم قادر است که زاویه موقعیت هواپیما را نسبت به شمال ایستگاه زمینی وی او آر که" رادیال" خوانده می شود نشان دهد.در واقع این سیستم معادل فانوس دریایی در دریانوردی می باشد.قبل از هر چیز جهت درک بهتر باید معنی" رادیال" را بدانید.همانطور که در اولین تصویر می بینید رادیال زاویه بین یک خط با شمال مغناطیسی در جهت عقربه های ساعت می باشد.بعنوان مثال رادیال خط قرمز حدود 135 درجه و رادیال خط سبز حدود 290 درجه می باشد.نشانگر وی او آر در کابین خلبان رادیال هواپیما را نسبت به ایستگاه وی او آر نشان داده ومشخص می کند که هواپیما در حال نزدیک شدن یا دور شدن از ایستگاه است.در عکس دوم می توانید یک نشانگر وی او آر بهمراه توضیحاتی در مورد بخشهای آن را ببینید.
الف :صفحه مسیر قابل گردش که از 0 تا 360 درجه بندی شده ونمایش دهنده رادیال هواپیما "به سمت" یا "ازسمت" ایستگاه می باشد.در اینجا رادیال 345 درجه روی دستگاه تنظیم شده است. این وی او آر رادیال را بصورت دیجیتالی نیز نمایش می دهد.
ب:انتخاب کننده زاویه در همه جهات یا تکمه اوبی اس جهت چرخش صفحه بصورت دستی.
ج:سی دی آی یا نشانگر انحراف مسیر.این عقربه بسمت چپ یا راست می رود وجهت چرخش برای قرارگیری در مسیر صحیح را نشان می دهد.وقتی عقربه در سمت چپ است باید به چپ چرخید و وقتی که در سمت راست است باید به راست چرخیدووقتیکه در مرکز است در مسیر صحیح قرار داریم.هر نقطه روی کمان زیر عقربه بیانگر 2 درجه انحراف از مسیر صحیح است.
د: نشانگر "به سمت" -"ازسمت":این پیکان بسمت بالا یا دماغه هواپیماست وقتیکه به سمت ایستگاه وی او آر حرکت می کنیم.جهت عکس آن سمت پایین را نشان می دهد که بیانگر دور شدن از ایستگاه وی او آر می باشد.یک پرچم قرمز جایگزین پیکانها می شود وقتیکه خارج از برد ایستگاه می باشیم.
چند مطلب بهمراه تصاویر می تواند مطلب را برای شما روشن کند:
1-هواپیمای موجود در تصویر سوم در شمال ایستگاه قرار دارد و با رادیال 345 درجه در حال دور شدن از ایستگاه است.عقربه نشان می دهد که هواپیما در مسیر صحیح است و پیکان "ازسمت" بسمت پایین وایستگاه پشت سر می باشد.
2-هواپیمای تصویر چهارم به سمت ایستگاه حرکت می کند و رادیال آن 345 درجه و پیکان "به سمت" وجود دارد.
3-هواپیمای تصویر پنجم 4 درجه انحراف مسیر دارد و در واقع باید روی خط قرمز باشد.بنابراین خلبان باید هواپیما را به چپ بکشد تا در مسیر قرار گیرد.
از آنجاییکه فرکانس ایستگاههای وی او آر منحصر بفرد می باشد خلبان میتواند بسمت ایستگاه مشخصی رود یا از آن دور شود ویا از یک ایستگاه بسمت دیگری برود وبدین ترتیب مسیری را طی کند.
تصویر ششم دو ایستگاه زمینی وی او آر را نشان می دهد.
منبع:اینترنت گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
با پوزش از دوستان عزيز كه مطلب خلاصه ترجمه پست قبل هنوز به دستم نرسيده است . در پست بعدي تقديم خواهم كرد .




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه
























سلام جناب مدرسی
امیدوارم که حالتون خوب باشه.این 4 نامه ایکه مینویسم.شاید منو فراموش کردید یا نامه را نخوندید.من هر شب پستهای شما رو میخونم و تو ای غربت یاد پرواز میفتم.این بار به فارسی نوشتم که حتما جواب بدین.اگه میشه به ایمیلم جواب بدین بی زحمت شماره تماستونو برام بزارین.منتظر جواب شما هستم .روزبه
پاسخ
پسرم خيلي ممنون كه به فارسي نوشتي
من شما رو خيلي دوست دارم مگر مي شود فراموشت كنم
تو از خوانندگان قديمي وبلاگ ام هستي
من از شما هيچ نامه اي دريافت نكردم
نكنه به ياهو فرستادي . كه بار ها اعلام كردم من جي ميل را مي خوانم . ياهو اشكال داره و هنگ مي كنه
در جي ميل برات شماره ام رو مي نويسم
سلام کاپیتان
خسته نباشید
=================================
در غار بودند
هنگامی که می گفت به یار خود
اندوهگین نباش
که خدا با ماست
پس فرستاد خدا آرامش خویش را
بر او
و یاریش کرد
با لشکرهایی که ندیدشان
و قرار داد سخن آنان را
که کفر می ورزیدند
فرودین
و سخن خداست فرازین
و خدا عزتمند و حکیم است
سوره توبه آیه 40
==================================
موفق باشید
پاسخ
درياي عزيزم خيلي ممنون كه با كلام دلنشين ات خستگي رو از آدم دور مي كني
سخن شما روح آدم رو جلا مي دهد
من بعد از پست مطلب ديدم چراغ جي ميل ات روشنه .. تا اومدم پيغام بگذارم و به روش چت با شما مكاتبه نمايم
سعادت نداشته و ديدم رفتي
حتمآ فردا به شما نامه خواهم فرستاد
موفق و پيروز باشي خانمي
سلام جناب بهروز عزیز
سلام
ضمن آرزوی سلامت و سعادت برای شما
خوشحالم از خوندن مطلب جدید شما و همینطور نکات جذاب و آموزنده حاشیه ای شما.
در خصوص قرار دادن تبلیغات رایگان و غیر رایگان در سایت، این مسئله کاملاً به خود شما مربوط میشه و بحث تازه کار بودن یا نبودن وبلاگ و یا سایت و همینطور میزان خوانندگان خدشه ای به اصل وجود تبلیغات در یک سایت وارد نمیکنه.
و همینطور اینکه این مسئله، مطلبی کاملاً جاافتاده در دنیای وب هست برای تامین هزینه های سایت و همینطور حتی داشتن دید درآمدزایی برای صاحب و یا صاحبان یک سایت.
اما نکته ای که میخوام به عنوان فرزند کوچک شما (که افتخار این لفظ رو دارم) خدمتتون عرض کنم اینه که شما متاسفانه زیاد روی حرف های بداندیشان و کژفهمان متمرکز میشین و متاسفانه ذهنتون رو درگیر میکنه، که این چندان مفید نیست و من و همه دوستان و علاقه مندان شما رو نگران سلامت روح و روان شما میکنه.
امیدوارم همچنان بهره مند باشیم از مطالب و نگاشته های علمی و ادبی و اجتماعی و ... شما.
(در ضمن اون پیشنهاد من هم همیشه به قوت خودش باقی هست)
ارادتمند و دوستدار همیشگی شما
یاسـر
دوست نازنين و سرور گرامي ياسر عزيز
من قلبآ خوشحالم به بركت اين سايت عزيزان فرهيخته و بزرگواري رو پيدا نموده و افتخار آشنايي با ان ها رو پيدا نموده اك
ياسر جان راستش رو بخواهيد چون من خيلي رو راست و صادق هستم با تمام خوانندگانم ، از اين رو با كوچكترين حرفي كه در رابطه با مسايل مادي باشه ، واقعآ به هم مي ريزم . مخصوصآ تهمت هايي كه بعضي ها مي زنند . درسته من پشيزي براي اين افراد قائل نيستم ولي از فكر بعضي حرف ها نمي توانم به راحتي بيرون بيايم
ياسر جان با پوزش و جسارتآ اگه بگم من اصلآ يادم نيست پيشنهاد شما چه بوده است !!؟
منو واقعآ ببخشيد
پايدار باشي
استاد بازهم عالی و جالب خدا میدونه من از این قسم افراد چقدر بدم می یاد یه بار گیر یکیشون افتادم ولی پدرو دراوردم حال سید هم الحمدالله خوبه فقط میگه شکمش میسوزه که اونم به خاطر جراحیه
پاسخ
احمد جان از اين كه حال سيد عزيز رو به بهبودي است واقعآ خوشحالم
اميدوارم هر چه زودتر اون سوزش هم بر طرف بشه
مرسي پرم كه طبق معمول زحمت كشيدي و پيغام دادي
مواظب خودت باش
سلام کاپیتان عزیز
مانند همیشه عالی بود من می خواستم از سر کار خانم دریا خانم بسیار بسیار تشکر کنم چون ایشان مطالبی که ارایه می کنند هم مزین به شخصیت های مای ملی و اساطیری ما است وهم مزین به کلام خدا و بزرگان دین ما ست من واقعا حظ (امیدوارم در ست نوشته باشم) کردم.
دین و ملیت هر دو هویت ما تشکیل می دهد باور کنید با نفی هر کدام هویتمان را مخدوش کرده ایم.
یا علی
پاسخ
دقيقآ درست تشخيص دادي نادر جان
اين دختر خانم محترم اغلب به فراخور هر مطلب اشعاري زيبا از شاعران و سخندانان بزرگ انتخاب نموده و برايم ارسال مي فرمايند . به قدري به كلام و گفتار ايشون معتاد شده ام كه اگه يه روزي به دلايلي به من نامه نفرستند ، احساس دلتنگي مي نمايم
خانمي بسيار فهميده ، معتقد به خوبي و پاكي با دلي چون دريا
من واقعآ خدا را شكر مي كنم كه چنين دوستان نازنيني رو با من حقير آشنا فرموده است
salam jenab sarhang
khili mamnoon az mataleb zibayetan,hamantor ke midanid man daneshjo hastam dar France,bavar conid har rooz ba khandan mataleb shoma ,khastegi ra faramosh mikonam.az inke sadegh hastid va ja namaz ab nemikeshid ,khosham miyad,bazi az hamcaran shoma vaghti dar mosahebeha harf mizanad adam fecr miconeh bari inha zaman sale 58 motovaghf shodeh!harfhi kelishehi va tekrari.dar zemn bebakhshid ama bazi karhai hamsar mohtarametan mesl in gom kardan medalha hesabi laj man ro daravood!
movafagh bashid
Ali
پاسخ
علي جان عزيز و گرامي
واقعآ خوشحال هستم جواني فهميده و دانشجو از كشوري دور به جمع ياران همدل ما پيوسته است . همين كلام و گفتار صادقانه شما و امثال شما نازنين ، به من انگيزه فعاليت مي دهد
بله پسرم ... هنوز كه هنوز است من خيلي ها رو مي شناسم كه به هر گروه از مردم مي رسند ، خودشون رو با آن ها هم عقيده نشون مي دهند . و پشت سر نوع ديگري صحبت و رفتار مي نمايند .
به نظر من اين افراد خودشون رو بي ارزش مي كنند . چون طرف مقابل اگر كمي هم متدين باشد ، به راحتي مي فهمد اين باابا نقش بازي مي كنه ... هيچ چيز مثل حقيقت نيست . من اگر به دروغ عنوان نمايم كه از شاه متنفر بودم ، معلوك است دروغ گفته ام . وقتي چيزي از خدا پنهان نيست چرا از بنده خدا پنهان بمونه شايد باورت نشه .. تمام بچه هاي عقيدتي و حزب الهي در پايگاه با من رفتاري دوستانه و محبت آميزي داشتند . و بار ها مي گفتند تو كه شاه دوست هستي !! و من مي گفتم بله من شاه را دوست داشتم . و الان هم بعد از مرگ وي كتمان نمودن گول زدن خود فرد است . اصل عملكرد است . من در تمام اين سال ها كه از انقلاب سپري شده است هيچ گاه خطوط قرمز نظام را زير پا نگذاشته و مانند يك سرباز وظيفه شناس بيشتر از توانم خدمت نمودم . و هيچگاه سعي نكردم وارد مقوله سياسي بشوم . به همه احترام مي گذارم حتي به دشمن خودم ... من بعد از اعدام صدام واقعآ ناراحت شدم ... اگر چه در جنگ خيلي حضور داشتم و خيلي از يارانم رو از دست دادم كه مقصر صدام بود .. ولي خداوند روز جزا را براي اين گذاشته است . به عنوان يك انسان كه اعدام شد خيلي متآثر گرديدم . دوست داشتم حبس ابد بخورد ... نه تنها صدام بلكه از مرگ يك حيوان هم ناراحت مي شوم
موفق باشي
سلام جناب مدرسی!
مطلب جالبتان را خواندم.مثل همیشه خواندنی بود ودر پایان مثل همیشه لطفا ایمیل را چک کنید.
متشکرم
پاسخ
چشم خيلي ممنون
سلام جناب مدرسی من هم از خوانندگان همیشگی وبلاگتان هستم ..
یکی از پستهای وبلاگم توسط یکی از دوستان به بالاترین فرستاده شده اگر اکانت دارید لطفا رای بدید تا یک بار هم وبلاگ یک روستایی به بالاترین بره
لینک مطلب در بالاترین اینه
https://balatarin.com/permlink/2007/11/15/1173894
پاسخ
دوست عزيز
انجام وظيفه نمودم و مطلب شما رفت صفحه اول
همين حالا مي توانيد ببينيد
از اين به بعد لينك خودتون را در كامنت بگذاريد تا خوانندگان بخوانند و رآي لازم را بدهند
موفق باشي
سلام عمو بهروز.خسته نباشید.عمو نمی دونم شما چطور مطلب می نویسید که اینقدر به دل آدم میشینه.واقعا در بیان آن عاجزم...
راستی عمو شما در انتخاب آگهی و یا حتی رایگان بودن یا نیودن آن مختارید
و هر چی خود شما صلاح بونید درسته.
راستی عمو من ایقدر از حاشیه هایی که شما می نویسید خوشم میاد که حد نداره.اصلا من دوست دارم شما همش حاشیه بنویسید.آخه این حاشیه ها ما رو با فضا و حال و هوای اون دوران آشنا می کنه.راستی عمو من به داشتن یه همچین نظامی در ارتش کشورم افتخار میکنم.چون شما بون هیچ گونه چشم داشتی کار همه رو رواج میدادین و در همه شرایط حاضر به پرواز و دفاع از خاک عزیز کشورمون بودید.
امیدوارم در پناه حضرت حق صحیح و سالم باشین
پاسخ
پسر عزيز و نازنينم اسي جان گرامي
پسر كجا بودي ؟ كم پيدا شدي ؟ مي دونم مشغول خواندن درس هايت هستي
تا مي توني بخوان تو اين زمونه فقط سواده كه به دردت خواهد خورد
از اين كه از من مصل هميشه تعريف كردي واقعآ به خود مي بالم
و دعا مي كنم لياقت اين همه مخر و محبت شما جوان هاي گرامي را داشته باشم
اسي جان پسر خوبم .. مواظب خودت باش ... حسابي به درس و مشقت برس فرست براي خواندن سايت و تفريح هميشه است .
قدر اين ايام را بدون كه خيلي زود خواهد گذشت
موفق و سلامت باشي
جناب مدرسی سلام
این خاطرهء شما یکی از بهترین خاطرات شما بود.
شما مرا به اون روزهای زیبا بردید.
بهروز جان همیشه دعایت میکنم عالی بود.
در مورد از دست دادن مدالهایت و اون تقویمها که نوشتی بنده هم همین جوری یکی از بهترین آرشیوهایم را از دست دادم خیلی ناراحت کننده است میتوانم درکتان کنم خیلی سخت است.
مجلات و نشریاتی که با خون دل جمع آوری کرده بودم از نشریات پیش از انقلاب گرفته تا حدود 15 سال پیش همگی به خاطر اهمال درون انباری به علت آب گرفتگی از دست رفت کلی از تحقیقاتم به همین شکل از بین رفت هیچ وقت یادم نمیرود.
بازهم از شما سپاس گذارم مرا به اون روزهای زبا بردید.
خداوند همهء عاشقان پهلوی را حفظ کند.
خدا یار و نگهدارتان باشد.
پاسخ
دوست عزيز
با درود و تشكر از كامنتي كه گذاشتي
راستي اون عكس قبلي كه فرستادي يك اضطراري معمولي بود كه ملخ را فدر كرده بود . و اين در پرواز مسئله عادي است
بله واقعآ مشكل است آدم آرشيو خودش را از دست بدهد .
از طرفي همسر من هم حق داشت چون من در مطبوعات خيلي فعال بودم . و همزمان در 12 مشريه و روزنامه مطلب مي نوشتم . نگاه داري ان ها براي فردي كه مستآجر است خيلي سخت است در هر اسباب كشي يك مقدار را مي ريخت دور
از اين مطالب من شما را به آن دوران خاطرات شما برد خوشحالم
موفق باشي
ضمن عرض سلام خدمت شما بزرگوار امیدوارم که حالتون خوب باشه
تو این یک هفته اخیر مرتب به سایت سر می زدم ولی فرصت نظر دادن پیدا نکردم ولی امروز که جمعه می خواستم بگم که (( آگهی خون کارهای فرهنگی است ))
واگر افرادی صحبت هایی کردند با این مسائل آشنایی نداشته اند.
از آنجایی که بیشتر افراد بازدید کننده از سایت جوانان هستند ومهمترین دغدغه جوانان امروز یکی کار ودیگری تحصیلات عالیه است می خواستم ببینم آیا اجازه دارم با موسسات کنکوری در مورد تبلیغات در سایت صحبت کنم ودر صورت تمایل آن ها شماره شما رو بهشون بدم ؟
در ضمن یکی از دوستان من که تو کار چاپ کتابه میگفت به شما بگم که در مورد مشخصات فنی هرکولس یک کتاب بنویسید چون امروزه اینگونه کتابها فروش خوبی داره در مورد پایگاه های هوایی آمریکا هم همین طور
موفق و پیروز باشید .
پسر خوبم خيلي ممنون از محبت شما
شما از طرف من مجاز هستيد هر تصميمي بگيريد
به دوستت بگو چشم .. حتمآ و بپرس مطالب را در چه فرمت و با چه اگزه اي جمع آوري كنم ؟
شما به هر كسي كه صلاح دونستي شماره من را بده
با تشكر
dear sir
check your e-mail again
thanks
جناب آقای مدرسی
شما بعنوان فردی موفق در عرصه ارتباطات توانسته اید در فرصت کوتاهی رابطه ای عاطفی و خوب با بسیاری از جوانان برقرار کنید بطوریکه بطور حتم نیمی از هزاران بازدید کننده سایتتان جوانان هستند و این رسالت بزرگی برای شما در روشن کردن اذهان این جوانان و منتقل کردن تجربیات گرانبها و البته خیرخواهانه شما ایجاد می کند. آقای مدرسی همانطور که واقف هستید یکی از معضلات جامعه ما مسائل جنسی و بی اطلاعی جوانان در این مورد است و همین بی اطلاعی موجب سر خورده گی و نهایتا رواج اعتیاد و خشونت و یا انحرافات جنسی و ابتلا به بیماریهای خطرناک است. لطفا بدون هیچ گونه پیش داوری و نگاه مذهبی و یا تعصب گونه که البته در شما نیز سراغ ندارم به این موضوع بپردازید و با بیانی واضح آنگونه که فرزندان خود را راهنمائی می کنید به جوانان آموزش بدهید و بخصوص در مورد استفاده از کاندوم و شیوه های مرسوم ...در ضمن در مورد تعصبات و غیرت های بی مورد مانند اهمیت پرده بکارت و ..که منشاء آن تفکرات قومی و قبیله ای و به جا مانده از ذهنیت و تفکر جامعه سنتی و خرافی است به جوانان توضیح دهید. ممنون
شاهین
پاسخ
شاهين عزيز و گرامي
من با پوزش كامنت قبلي شما را پاسخ ندادم . چون تقريبآ خصوصي تلثقي ميشد . در مورد پيشنهادي كه داديد ممنون و سپاسگزارم نفس عمل بسيار زيباست . ولي قبول بفرماييد جامعه ما آن روشي كه فرموديد ، كسر شآن مي دانند . اگر هم قرار است لطفي بشود به عقديده من تبليغ بهترين گزينه است . از اين كه نام من را پيشنهاد داديد ممنونم . فقط توجه به وضعيت و شرايطم توجه فرماييد . در باره آموزش مسايل جنسي .. راستش بايد خاطره اي داشته باشم تا بنويسم كه چيزي اكنون به ذهن ام نمي رسه .. مگر شما مقالاتي شيرين برايم ارسال فرماييد تا من به شيوه خودم آن را تعريف نمايم
با تشكر از محبت شما
سلام جناب مدرسی عزیز مثل اینکه مارو هم فراموش کردین راستی آقای احمد نجاتی هم خیلی سلام رسوندن راستی آدرس سایتتونم بهشون دادم.راستی اگر تمایل داشتین شمارتونو برام میل کنید تا به ایشون بدم راستی جناب مدرسی شما از سرنوشت سرهنگ خلبان شمسایی اطلاعی دارید اگه اشتباه نکنم ایشون خلبان c-130 بودن.
سلاام دوست عزيز و نازنين
مگر مي شود آدم عزيزس چون شما را فراموش نمايد . راستش سرم بي نهايت شلوغ است . از اين كه از احمد عزيزم خبر آوردي و آدرس را بهش دادي خيلي ممنونم
در باره سرهنگ خلبان شمسايي عرض كنم كه من ايشون رو خوب مي شناسم از دوستانم بود قبلآ با سي - 130 پرواز مي كرد ولي با آمدن بوئينگ او اولين خلباني بود كه به آن گردان پيوست و خيلي زود معلم هم شد . من در مورد برنامه هايي كه انجام داده بود مي دانم و حتي مي خواستم يه مطلب بنويسم . ولي مي دونم دستگير شد و در زندان شيراز فوت نمود . و من به اليلي كه نمي دونستم چي شد كه فوت كرد .. به همين سبب مطلب ننوشتم . اگر احمد يا كسي كه مي داند چگونه فوت نمود ، و برايم بنويسد ، حتمآ ماجراي زندگي پر فراز و نشيب آن را براي عبرت جوانانان خواهم نوشت . اتفاقآ آن پستي كه در مورد افسر نگهباني زندان داشتم مي نوشتم قصد داشتم به ايشون اشاره كنم كه اولين بار در آن شب با هم آشنا شديم . ولي به دلايلي كه گفتم و نمي دانستم دقيقآ چه به سرش آمده موضوع مطلب را به سمت سوي ديگري كشيدم . لطفآ از بچه ها بپرس اگر خبري دارند برايم بنويس
موفق باشي
سلام جناب مدرسی
من توی طرح تقرب مشهد و طرح خروجی (جپسن) دیدم که دور زدن دور حرم رو داره. اگه خواستید میتونم بهتون بدم.
پاسخ
آقا مجتبي جان خيلي ممنون كه به فكر سايت خودت هستي
راستش رو بخواهي اغلب تصاويري كه در سايت استفاده مي كنم خوانندگان خوب و صميمي چون شما زحمت ارسال ان را كشيده اند
اگر براي شما زحمتي نيست خيلي خوشحال مي شوم هر عكسي در زمينه هاي مطالب سايت گيرت آمد برام بفرستي
با تشكر و قدر داني مجدد
آقای مدرسی سلام
خوشحالم مشکل سایت برطرف شد.
بله درسته مشکل 537 عادی بود فقط یک نقص ساده بود که ملخشو فدر کرده بود فقط نگرانم که مشکل قطعه پیدا نکنه.
این طور که از دوستان شنیدم به نظر می آید مشکل از بخش Combustion Secttion موتور بوده.
به هر موفق باشید.
وقتی دیروز به وبلاگتان سر زدم سخن یک فرد بی ادب را دیدم که شما را تهدید به هک کردن سایت کرده بود خوشحالم که چه قدر ناتوان است.
خداوند شما و سایتتان را حفظ کند.
پاسخ
بابك عزيزم
خيلي ممنون كه نگران توقف دو روز ه سايت بودي
در مورد آن هواپيما عرض كنم به لطف پروردگار بچه هاي متخصص ما در شعبه ملخ و موتور و ساير قسمت ها بقدر ماهر و حرفه اي هستند كه تاكنون علي رغم تحريم ها ناوگان نظامي ما را سر پا نگه داشته اند
در مورد اين افراد اصلآ اهميت نمي دهم
همين الان در بخش كامنت ها تعدادي انگشت شمار شرو به هتاكي نيبت به مقامات نظام كرده اند
نمي دانم چه عايد اين افراد مي شود ؟
برايت آرزوي شادكامي دارم
سلام جناب خلبان مدرسی.وبلاگتون جدا قشنگه.به شخصه واقا حظ کردم.خیلی ابتکار جالبی بود.پدر بزرگ من هم همکار شما بود در پایگاه شاهرخی همدان.
بودن شما برای زنده نگهداشتن بعضی فرهنگها و خاطرات لازمه.
دستتون درد نکنه.
راستی وبلاگ من رو ببنید و راهنماییم کنید.ممنون میشم.
پاسخ
مسعود عزيزم
خيلي خوشحال شدم دوستي ديگر افتخار داده و به جمع ياران صميمي اين سايت پيوسته است
مسعود جان خوشحام كه پدر بزرگ شما از همكاران شريف بنده هستند
از قول من به ايشان سلام برسانيد
من حتمآ به وبلاگ شما هم سر خواهم زد . دعا كن يادم نره ... چون دو روز ارتباط سايت هاي ايراني قطع شده بود و من فرصت نگارش و پست جديد را نداشتم
ولي حتمآ باعث افتخار من است تا با مرور بر سايت شما پسر نازنين چيزي به معلوماتم اضافه بشه
سلام آقای مدرسی
خاطره زیبایی بود. امیدوارم همیشه بتونیم خاطرات زیبای شما را بخوانیم.
موفق باشید.
پاسخ
سهراب عزيزم
خيلي ممنون از اين كه اظهار نظر فرمودي
اميدوارم هميشه سعادت ميزباني شما دوست گرامي را داشته باشم
خیلی زیاد و پر محتوا و کسل کننده بود
پاسخ
راست می گویید
از خاطرات شما بسیار لذت بردم . منتظر خطرات دیگه شما هستم.
پاسخ
هادي جان خيلي خوشحالم كه پسنديدي .. چشم حتمآ باز هم خواهم نوشت
اقای مدرسی
سلام
سایت جالب و جذابی دارید . تصادفا هفته پیش انرا دیدم و تا این هفته اکثر مطالب انرا خوانده ام . ابتکار جالبی بخرج داده اید . هم به لحاظ سوژه هاو هم به لحاظ نحوه پردازش انها . فقط با عرض پوزش فکر میکنم در برخی از مقالاتتان حاشیه پردازی قدری زیاد است که اگر بهینه تر باشد کیفیت بالاتر میرود و البته این نظر و ذائقه من است . به هر حال برای شما موفقیت ،سلامت ،نشاط و طول عمر باعزت را از خداوند متعال خواهانم . حال و احوال شما را هم درک میکنم . عمر خیلی سریع بجلو میرود و حال به خاطره تبدیل میشود .ولی هنوز پیر نشده اید (انطوریکه در لابلای نوشته هایتان اظهار میدارید ) هرچند شداید و مسائل روزگار انسان را افسرده میکند .ولی :
مصطفی فرمود دنیا ساعتیست .
we should take it easy
انشالله سعی میکنم مستمر به سایت شماسربزنم
پاسخ
دوست عزيز و گرامي
خيلي خوشحالم انسان فرهيخته اي چون شما به جمع ياران صميمي و همدل سايت پيوسته است
فرهنگ جان .. همان گونه كه مي دوني .. آغاز نگارش خاطرات گذشته اصلآ از روي برنامه قبلي نبوده است .. و به تدريج اين ساختار شكل گرفت .. من حق رو به شما مي دهم .. براي نگارش خارات مستند آن هم از نوع جنگي اش ، بهتره آدم خط و خطوط خاصي رو دنبال كرده و خلاصه و مفيد به نگارش بپردازه .. راستش رو بخواهي تصميم دارم .. يك بازنگاري و بازنويسي از مطالب آرشيوي قديم داشته باشم .. و به قول شما شكل و شمايل روايي ماجرا ها رو هماهنگ و يك دست نمايم
از شما به خاطر تذكر به جا و مفيدتون سپاسگزارم
ايام به كام
ba salame mojaddad,dashtam matlabe bala ro mikhoondam va akharesh be in natije residam ke dalile bad boodane gardiha ba niroye havaye ha badan dar bahmane 1357 maloom shod ostad!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ghorbone shoma
مشخص که خیلی برای وبتون زحمت میکشید.امیدوارم زود به زود جدید شه..
پاسخ
ممنونم آرمان عزیز
بله .. من تمام وقت ام رو جز موارد استراحت به این سایت اختصاص می دهم
خوشحالم که مورد توجه شما دوست عزیزم قرار گرفت
ممنون از حضورتون