درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  خاطرات صدا وسیما

پیشنهاد بی شرمانه در تلویزیون  

ناگفته هایی از مجموعه " جسارت در اوج "

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif

 

بلا هایی که سر یک مجموعه تلویزیونی آوردند !


5mn3wim1qjhe7x03wn9e.jpg

فردی معلوم الحال که معرف حضور همه شما عزیزان است بعد از کلی به کار بردن الفاظ رکیک که واقعآ معرف شخصیت خانوادگی اوست ، پيشنهادي كه در مورد تبليغات نموده بودم را به " گدايي " تعبير نموده بود . بايد عرض نمايم من پشيزي براي انسان هاي زالو صفت وبي هويتي همچو رهگذر كه با نام دوستان اين سايت هتاكي مي كنند قائل نيستم . و همگان حتمآ ديدند كه با عرض شرمندگي آن را حذف نكردم و آن قدر ماند تا به درخواست خوانندگان محترم حذف نمودم . اما پاسخ من به شخصي با نام " مجتبي " است كه متآسفانه اشتباهي حذف نمودم .

اين شخص ضمن محكوم كردن سخنان فرد هتاك ، نوشته بود گرفتن تبليغات براي سايت تازه تآسيس كار درستي نيست . از همين آقا سوال مي نمايم اگر مبني درج تبليغات عمر سايت است . بياييد من صد ها سايت نشان بدهم كه چندين سال از عمر آن ها گذشته ولي آمار بازديد كنندگان آن به تعداد ده روز  آمار  اين سايت نيست . و مخاطب خودش را دارد . دوم اين كه تا حالا كدام مدير سايتي براي گرفتن آگهي يا هر چيز ديگر نظر خوانندگان اش را جويا مي شود ؟ آيا بد كاري مي كنم كه به نظر يكايك خوانندگانم حرمت مي گذارم ؟ جهت اطلاع عرض مي نمايم سايت هايي كه بالاي هزار نفر خواننده دارند ، بستر مناسبي براي درج تبليغات است . حال يك سايت بعد از چهار سال هم به اين تعداد بازديد كننده در روز نمي رسد ، بعضي ها مثل اين سايت در كمتر از سه ماه موفق مي شوند . دليل اش را تنها در صداقت و رو راستي مي دانم عزيز . ضمن اين كه  من ديناري بابت تبليغات دريافت ننموده ام . و هنوز بخش آگهي ها را راه اندازي نكرده ام !!

در باره درج لوگو سايت بر روي تصاوير به اطلاع مي رسانم در اين هفت ماه عمر سايت " يادداشت هاي يك خبرنگار " هرگز  لوگو و آرم سايت ام رو بر روي تصاويري كه از سايت هاي ديگر استفاده شده است نگذاشته ام . مگر آن كه عكس هايي كه برايم ارسال مي شود . و از آن جايي كه اغلب تصاويري كه استفاده مي كنم مربوط به هواپيماهاي سي - ۱۳۰ است ، اغلب منابع آرشيوي ام توسط خوانندگان محترم ارسال شده است .كه خود يا عكاس بودند ويا از او اجازه داشته اند . براي نمونه من تصاوير ديدني فراواني از هواپيما در سايت قرار داده ام كه خوشبختانه مورد استقبال هم واقع شده است . ولي چون فرستنده اش اجازه درج لوگو نداده بود ، اين كار را نكردم . ولي تصاوير مربوط به پست قبلي را يكي از دوستانم فرستاده بود .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

o28zvyulk6s979cueaw4.jpg

http://www.gogo.ir/ 

GOGO.ir این امکان را به شما میدهد تا بتوانید از طریق یک سرور خارجی در کشور آمریکا به شبکه سراسری اینترنت متصل شوید این اتصال از هرجای دنیا موقعیت شما را به آمریکا تغییر می دهد و شما به عنوان یک کاربر آمریکائی شناخته میشوید.

پس از اتصال با استفاده از این سرویس به اینترنت اطلاعات مورد درخواست شما به GOGO.ir ارسال شده و از طریق آن به دست شما میرسد.

پس شما میتوانید بدون هیچ محدودیتی و با اعتماد کامل به امنیت اطلاعاتتان از اینترنت استفاده کنید.

 


x5magewkh25j6mg6szx6.jpg 

برای ثبت نام گرین کارت آمریکا به سایت :

http://www.mohajerateiranian.com/general/index.php

مراجعه فرمایید .


خاطره اي از صدا وسيما ... :

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif

 

بلا هایی که سر یک مجموعه تلویزیونی آوردند !


5mn3wim1qjhe7x03wn9e.jpg

فردی معلوم الحال که معرف حضور همه شما عزیزان است بعد از کلی به کار بردن الفاظ رکیک که واقعآ معرف شخصیت خانوادگی اوست ، پيشنهادي كه در مورد تبليغات نموده بودم را به " گدايي " تعبير نموده بود . بايد عرض نمايم من پشيزي براي انسان هاي زالو صفت وبي هويتي همچو رهگذر كه با نام دوستان اين سايت هتاكي مي كنند قائل نيستم . و همگان حتمآ ديدند كه با عرض شرمندگي آن را حذف نكردم و آن قدر ماند تا به درخواست خوانندگان محترم حذف نمودم . اما پاسخ من به شخصي با نام " مجتبي " است كه متآسفانه اشتباهي حذف نمودم .

اين شخص ضمن محكوم كردن سخنان فرد هتاك ، نوشته بود گرفتن تبليغات براي سايت تازه تآسيس كار درستي نيست . از همين آقا سوال مي نمايم اگر مبني درج تبليغات عمر سايت است . بياييد من صد ها سايت نشان بدهم كه چندين سال از عمر آن ها گذشته ولي آمار بازديد كنندگان آن به تعداد ده روز  آمار  اين سايت نيست . و مخاطب خودش را دارد . دوم اين كه تا حالا كدام مدير سايتي براي گرفتن آگهي يا هر چيز ديگر نظر خوانندگان اش را جويا مي شود ؟ آيا بد كاري مي كنم كه به نظر يكايك خوانندگانم حرمت مي گذارم ؟ جهت اطلاع عرض مي نمايم سايت هايي كه بالاي هزار نفر خواننده دارند ، بستر مناسبي براي درج تبليغات است . حال يك سايت بعد از چهار سال هم به اين تعداد بازديد كننده در روز نمي رسد ، بعضي ها مثل اين سايت در كمتر از سه ماه موفق مي شوند . دليل اش را تنها در صداقت و رو راستي مي دانم عزيز . ضمن اين كه  من ديناري بابت تبليغات دريافت ننموده ام . و هنوز بخش آگهي ها را راه اندازي نكرده ام !!

در باره درج لوگو سايت بر روي تصاوير به اطلاع مي رسانم در اين هفت ماه عمر سايت " يادداشت هاي يك خبرنگار " هرگز  لوگو و آرم سايت ام رو بر روي تصاويري كه از سايت هاي ديگر استفاده شده است نگذاشته ام . مگر آن كه عكس هايي كه برايم ارسال مي شود . و از آن جايي كه اغلب تصاويري كه استفاده مي كنم مربوط به هواپيماهاي سي - ۱۳۰ است ، اغلب منابع آرشيوي ام توسط خوانندگان محترم ارسال شده است .كه خود يا عكاس بودند ويا از او اجازه داشته اند . براي نمونه من تصاوير ديدني فراواني از هواپيما در سايت قرار داده ام كه خوشبختانه مورد استقبال هم واقع شده است . ولي چون فرستنده اش اجازه درج لوگو نداده بود ، اين كار را نكردم . ولي تصاوير مربوط به پست قبلي را يكي از دوستانم فرستاده بود .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

o28zvyulk6s979cueaw4.jpg

http://www.gogo.ir/ 

GOGO.ir این امکان را به شما میدهد تا بتوانید از طریق یک سرور خارجی در کشور آمریکا به شبکه سراسری اینترنت متصل شوید این اتصال از هرجای دنیا موقعیت شما را به آمریکا تغییر می دهد و شما به عنوان یک کاربر آمریکائی شناخته میشوید.

پس از اتصال با استفاده از این سرویس به اینترنت اطلاعات مورد درخواست شما به GOGO.ir ارسال شده و از طریق آن به دست شما میرسد.

پس شما میتوانید بدون هیچ محدودیتی و با اعتماد کامل به امنیت اطلاعاتتان از اینترنت استفاده کنید.

 


x5magewkh25j6mg6szx6.jpg 

برای ثبت نام گرین کارت آمریکا به سایت :

http://www.mohajerateiranian.com/general/index.php

مراجعه فرمایید .


خاطره اي از صدا وسيما ... :

همان گونه كه در سوابق كاري ام مي خوانيد ، سال هاي طولاني بعد از بازنشسته شدنم رو در در صدا وسيما گذراندم . و خوشبختانه مشاغل حساسي هم داشتم . و افتخار مي كنم پاك خدمت كرده و هرگز به خود اجازه نداده ديناري سوء استفاده نمايم . تنها سوء استفاده ام جذب جوانان انديشمند و جوياي كار بوده است كه بي ريا معرف آن ها بوده ام والان افتخار مي كنم كه اكثر افرادي كه من به اين سازمان عريض وطويل معرفي كردم . خود از مديران و برنامه سازان موفقي هستند .

مطلبي كه قصد دارم به آن به پردازم مربوط به آن ايام است . اما براي روشن شدن ذهن عزيزان خواننده عرض مي كنم يكي از مشاغل پر درآمد در سازمان صدا و سيما برنامه سازي و تهيه و توليد مجموعه هاي تلويزيوني است . كه واقعآ سرمايه هنگفتي در اختيار تهيه كننده قرار مي دهند . و بستگي به كرم و انصاف تهيه كننده دارد كه چگونه اين سرمايه ها رو مصرف نمايد . از آن جا كه علاوه بر صدا و سيما در نشريه تخصصي آن هم  " سروش "  به عنوان " دبير سرويس " بخش راديو و تلويزيون فعاليت مي نمودم ، ارتباط تنگاتنگي با عوامل توليد و هنرمندان داشتم . و بار ها شاهد بوده ام كه تهيه كننده اي با درايت خويش كل سرمايه را صرف توليد و محتواي آن نموده و برعكس بودند افرادي كه هرگز به محتوا فكر نكرده و فقط به جيب خود مي انديشيده است .!!

تلويزيون جايي كه ترفند ها جواب مي دهد !

جالب اين كه هر كسي وارد اين سازمان بزرگ مي شد . تنها هدف اش گرفتن برنامه بود !! باور كنيد افراد زيادي را مي شناسم  يك جور هايي خود شون رو به اين سازمان وصل كرده و به هر ترفندي دست مي زدند تا به هدف خود برسند ! براي نمونه جواني رو مي شناختم كه به اتفاق خواهر محجبه خود وارد سازمان شده بودند . اوايل در يكي از برنامه هاي مذهبي در مقام دستيار فعاليت مي نمودند . و از آن جا كه من در سروش بدعتي جديد گذاشته بوده و به شاگردانم مرتب تآكيد مي نمودم كه بر عكس روال مرسوم ، در موقع تهيه گزارش از پشت صحنه هاي تلويزيوني فقط به بازيگران نقش اول و كارگردان بسنده ننمايند ، بلكه سعي كنند تمام عوامل مجموعه رو به نوعي مطرح نمايند ، از اين روي فعاليت اين خواهر و برادر را هم منتشر كردم .

چاپ شدن تصاوير اين جوون در سروش ، سكوي پرشي الحمدالله براي او خواهرش گرديد . و در كمتر از چند سال به يكي ازتهيه كنندگان پولساز بدل شدند . به طوري كه به آن هم قتاعت ننموده وارد فضاي اگهي و ساخت بنر هاي تلويزيوني گرديدند . و چون در همون مقطع تلويزيون به سوي خصوصي سازي مي رفت ، از فرصت استفاده كرده و با گرفتن مجوز تهيه ساخت تبليغات در يك چشم به هم زدن به ثروتي افسانه اي دست يافتند . من روزي در خيابان عباس آباد يا همون شهيد بهشتي با يكي از شاگردانم پياده به سوي دفترم مي رفتيم كه يك ماشين آخرين مدل جلوي پايم توقف كرد . ابتدا فكر كردم اشتباه گرفته اند . اما ديدم كه همون جوان بود . به اصرار ما را به دفترش برد . تا از امپراطوري اي كه ساخته بود ديدن كنم !!

امپراطوري در تبليغات  .... :

شايد باورتون نشه در يكي از برج هاي گرانقيمت سعادت آباد دفتري بزرگ خريده بود . و در همان روز هم همشيره اش سرگرم چونه زدن با همسايه بغلي براي خريد ملك وي بود . او علاوه بر ايجاد استوديوي كوچكي در دفتر ، با روابطي كه داشتند ، انحصار تبليغات ورزشي استاديوم هاي ورزشي رو گرفته بودند . و قرار دادهاي چند ميلياردي با شركت هاي بزرگمي بستند . وي لطف كرده و در حضور كارمندان دفترش ، بنده را به عنوان معرف خود در سازمان معرفي كرده و از من خواست با او همكاري نمايم .. !! بهش گفتم من در اين كار تجربه اي ندارم !  و همين نگارش چند خط در نشريات برايم كافي است . اگر چه در آمدي نداره و مجبورم با قلبي عمل كرده كيلومتر ها پياده روي نمايم ! ولي عشق خدمت خالصانه به مردم به تمام اين زرق و برق ها مي ارزد !!

من از همه خوانندگان محترم پوزش مي خواهم كه اين قدر مقدمه ام طولاني شد . ولي اجازه مي خواهم در پاسخ به افرادي كه كسب اجازه از خوانندگان  براي درج تبليغ در سايت ام رو " گدايي " تعبير مي نمايند ، عرض نمايم ..  اگر احترام گذاشتن و صادق بودن با خوانندگان گدايي است . من به اين گدا بودنم افتخار مي كنم . جهت اطلاع همين دوستان عرض مي كنم . موقعيت و ارتباطاتي كه در سازمان صدا و سيما داشتم ، خيلي راحت مي توانستم با تهيه چند برنامه تلويزيوني ، امروز نيازمند افراد تازه به دوران رسيده نباشم . و كرايه منزل ام ماه ها عقب نيفتد ! حتي بارها از سوي مديران ارشد تلويزيون مثل آقاي " صافي " مدير شبكه سوم سيما كه الان خوشبختانه زنده هستند و مي توانند شهادت بدهند ، به من پيشنهاد ساخت مجموعه ۱۸۰ قسمتي " آن چه شما خواسته ايد " را فرمو.دند . اما به دليل تعهدي كه در مجموعه سروش داشتم ، قبول نكردم . و حتي خوب يادمه تهيه كنندگان زيادي به من مراجعه كردند تا قبول كنم و كاري به بقيه ماجراها نداشته باشم !! چون خودشان مي ساختند .. مي دانيد پاسخ من به ان ها چي بود ؟ تنها پاسخ ام اين جمله بود چگونه وقتي خودم درمطبوعات ضعف محتوايي برنامه سازي در تلويزيون را نقد مي نمايم ، خود دست به اين كار بزنم !!؟

عشق واقعي به پرواز ...  :

همان گونه كه دوستان مي دونند ، من علاقه عجيبي به هواپيماي سي -۱۳۰ دارم . و دليل آن كاملآ روشن است . تمام خاطرات گذشته ام به پرواز با اين هواپيماها خلاصه مي شود . جواني و زندگي ام رو با اين پرنده هاي آهنين گذراندم . و هرگز اين عشق خالصانه به پرواز رو به ماديات نفروختم . چه در پيش از انقلاب و چه بعد از آن . در همين حرفه هم مي توانستم به دنبال كسب درآمد بروم . ولي افتخار مي كنم اگر به ماموريتي هم مي رفتم كه امكان تجارت در آن وجود داشت  و كاري بسيار حلال و قانوني شمرده مي شد ، خريد هاي ام اغلب براي سفارش افرادي بود كه پرواز نمي رفتند . مانند كارگران نظافتچي يا پرسنل اداري ... يا اگر با مقام عالي رتبه اي پرواز مي نمودم ، هرگز تقاضاي زمين يا امكانات براي خودم نمي نمودم . و اگر توصيه اي هم مي گرفتم ، تنها براي آزادي افرادي بود كه احساس مي كردم حق آن ها زندان نيست . و حال نه تنها پشيمان نيستم بلكه افتخار هم مي كنم .

وقتي هوس برنامه سازي به سرم زد !

خب اجل مهلت نداد در اين وادي عشق سير نمايم . اگر چه به حكم پزشكي اجبارآ بازنشسته شدم ، ولي اين عشق هم چنان با من بود و هست . به همين دليل وقتي در صدا و سيما بودم هميشه دلم مي خواست به نوعي جايگاه اين عشق ام رو به جامعه معرفي كنم . به عبارتي تصميم داشتم در مورد نقش هواپيماهاي سي - ۱۳۰ در جنگ تحميلي رو به تصوير بكشم . بيشترين هدف ام حول اين محور بود كه  اين پرندگان آهنين  در همه كشور ها وجود دارد . وخيلي ها از آن در ماموريت ها استفاده مي كنند . اما آن چه آن را با ديگر نقاط دنيا مجزا مي كند ، عشقي است كه ايرانيان نسبت به وطن خويش دارند . و به خاطر ان ايثار و از خود گذشتگي انجام مي دهند . و واقعآ قصد داشتم اين تفكر عشق و علاقه رو يه جورهايي به تصوير بكشم . تا مردم بدانند اين هواپيما نيست كه افتخار كسب مي نمايد ، بلكه انديشه هاي انساني است كه از آن استفاده مي كند . مي خواستم زحمات كروي پروازي و التهاباتي كه در زمان جنگ داشتند رو نشون بدم .

به همين دليل برنامه كارهاي روز مره ام رو طوري تنظيم كردم كه در روز چند ساعاتي رو به تكميل اين طرح اختصاص بدم . يه اشكال بزرگي كه من در نوشتن دارم  ... فرقي نمي كنه گزارش براي نشريه باشه ، يا براي خاطره نويسي در وبلاگ باشه  يا طرح تلويزيوني .. اول بايد تيتر آن را انتخاب نمايم !! و يكي از نقطه ضعف ها يا نقاط قوت من همين تيتر است . بدين معني كه اول ساعت ها براي نوشتن تيتر فكر مي كنم و سپس شروع به نوشتن مي نمايم . اين كار بيشتر در مجله سروش وقت من رو مي گرفت !! همين مسئله در مورد ساخت برنامه تلويزيوني هم صدق مي كرد . شايد باورتون نشه بيشتر از يك ماه مرتب فكر مي كردم چه نامي براي مجموعه تلويزيوني خويش بگذارم !!‌؟  چون معتقد بودم از واژه پرواز خيلي استفاده شده است . و نمي شود به عشق پرواز هم ربط داد . چون پرنده هم مي پرد . انسان هم اگر از روي جوي آبي بپرد ، از همين واژه استفاده مي شود !! به همين دليل خيلي وقت من گرفته شد . تا اين كه  بعد از مدت ها تفكر كلمه ‌" جسارت در اوج " را انتخاب كردم . كه به هدف مورد نظر من نزديك بود .

سپس نشستم به آن نگاه سوراليستي دادم . و به نوعي خواستم از همون ابتدا با بهره گيري از حس زيبا شناسي ، تصويري زيبا از عظمت اين پرندگان آهنين رو نشون بدم . و از اون جا كه آغاز هر مجموعه اي با تيتراژ يا همون عنوان بندي شروع مي شود ، تصميم گرفتم دوربين رو شب روي آشيانه كاشته و با طلوع نور طلايي خورشيد در سپيده دم ، كه پرتوهايش رو به هواپيماهاي پارك شده در رمپ پرواز مي تابد ، اولين سكانس مجموعه رو تهيه نمايم . با اين دقت و وسواس شروع به دكوپاژ فيلمنامه ام نمودم . و بعد از صرف وقت زياد و مرور خاطراتم  برگ به برگ فيلمنامه ام رو تكميل كردم .. به قول فردوسي خيلي رنج براي آن تكميل نهايي آن بردم . ولي از اون جايي كه از تمام ذرات وجودم و عشقي كه به آن معتقد بودم كار رو شروع كرده بودم  ، اگه حمل بر تعريف از خود نمي گذاريد ، يه كار خوب از آب درآمده بود . مسئله بعدي ام انتخاب شبكه مناسب بود . البته من هم دستم براي اين كار باز بود و هم رابطه ي خيلي خوبي با تمام مديران شبكه هاي تلويزيوني داشتم . آن ها خوب با شخصيت من آشنا بودند كه آدمي سوء استفاده گر نيستم .

طرح از شبكه سوم سيما در آورد .

عاقبت بعد از تحقيق بسيار شبكه سوم رو برگزيدم . يكي اين كه معمولآ ژانر هواپيما مورد علاقه خيلي از جوون هاي كشور است . دوم اين كه شبكه سه اغلب مخاطبان اش جوان ها بودند . همچنين با مدير واحد جنگ در اين شبكه سلام و عليك داشتم . به همين سبب طرح خود را كامل نموده .. ولي فقط چند خطي از نوع كار نوشتم . دليل آن هم اين بود كه متآسفانه در خيلي از گروه هاي تلويزيوني رسم بود اگر طرح يا فيلمنامه از خارج از دايره افراد خودي مي آمد . بعد از مدت طولاني عودت مي دادند . و بعد از مدتي با نام شخص ديگري به روي آنتن مي رفت . ولي مطمئن بودم با من چنين كاري نخواهند كرد . كم تر از يك ماه منشي گروه جنگ به مجله سروش زنگ زده و اعلام كرد تا براي مذاكره جهت  ساخت مجموعه به گروه ياد شده بروم . در جلسه نخست بعد از ساعت ها دفاع از طرح خويش آن ها اعلام كردند كه ما يك ناظر به شما معرفي مي كنيم و با همكاري او شما اين كار را بساز . و من ضمن تشكر از آن ها به دنبال عوامل براي پيش توليد رفتم .

عقيدتي سياسي ارتش ... :

در سازمان عقيدتي سياسي ارتش بخشي وجود داره كه كارش دادن مجوز هاي لازم براي حضور در مراكز نظامي و گرفتن گزارش و تصويربرداري است . در اون ايامي كه براي گرفتن مجوز براي ساخت مجموعه ام به آن جا مراجعه نمودم ، سرپرستي بخش به عهده سرهنگي خوش برخورد بود كه هم نام وي را از ياد برده ام و هم نمي دونم حالا هم هست يا بازنشسته شده است . اين آقا وقتي متوجه شد من قبلآ نظامي بوده ام خيلي تحويل گرفت . و حتي به من پيشنهاد داد كه تو اگر هر طرح مربوط به هواپيما به سازمان صدا و سيما ارائه بدهي ، من پشتيباني مي كنم . و بعد از چند بار رفت آمد يه روز به من پيشنهاد داد : برو طرح يك مسابقه هوايي بنويس .. من فانتوم و حتي اف – 14 هم در اختيارت قرار خواهم داد . اصلآ چطوره بروي برنامه اي مثل " آن چه شما خواسته ايد ؟ " تهيه كني ؟ خيلي ها نمي دونند يه غواص در ارتش چه كار مي كنه . ؟ يا يك روز كاري خلبان اف – 14 را به تصوير بكش ... كه وقتي من اين سخن سرهنگ را به مدير شبكه سه آقاي صافي بيان نمودم ، گفت خودت حتمآ اين كار را بكن .. اما وقتي ديد از من خبري نشد ، يكي رو فرستاد دنبال ام كه چرا طرح ات رو نمي فرستي ؟ ولي من همان طور كه اشاره كردم به دليل تعهدي كه نسبت به سروش قدر نشناس داشتم از اين فرصت طلايي استفاده نكردم !

بعد از تهيه مقدمات پيش توليد  در اولين جلسه رسمي كه براي تعين برآورد هزينه ها برگزار شد شركت نمودم . اين رو هم بگم كه معمولآ ابتدا برآورد هزينه مي كنند و بعد از آن براي پيش توليد اقدام مي نمايند . ولي من به دليل عشق و علاقه اي كه به هواپيما داشتم ، از همون ابتدا كارهاي مقدماتي رو انجام داده بودم . در اون جلسه كه نام مديراني كه شركت نموده بودند رو نمي برم .. بعد از كلي دفاع از طرح و تشريح ديدگاه هايم ، مبلغ صد ميليون تومان بودجه  براي آن در نظر گرفتند . و به من گفتند هفته آينده عوامل توليد رو معرفي كن . و چون معتقد بودم براي زيبا شدن يك مجموعه تلويزيوني  اگر از نوشته قابل قبولي برخوردار باشه ، حضور يك كارگردان باسواد و خوش ذوق مي تونه به موفقيت آن كمك نمايد . از اين رو ‌" مسعود اوحدي " مدرس دانشگاه و مجري برنامه هاي سينمايي تلويزيون رو كه رشته اصلي وي كارگرداني بود را انتخاب كردم . و ساعت ها با مسعود نشستم و در باره ديدگاه هايم صحيت كرديم . و او پذيرفت كه اين كار را براي من انجام دهد . روزي كه براي معرفي كارگردان به تلويزيون رفتم ، آن ها به دليل اين كه مسعود تو دانشكده صدا وسيما تدريس مي نمود ، او را قبول نكردند

و با كمال تعجب ديدم يك ليستي از عوامل رو به دستم دادند و گفتند بايد با اين آقايون كار را انجام بدهي !! و مطلبي گفتند كه واقعآ دو تا شاخ بزرگ روي سرم سبز شد !! آن ها گفتند ما چهل در صد برآورد را بر مي داريم و پامون رو مي كشيم كنار .. و تو با اين آقايون هر جور مي خواهي برو كار كن !! اين مطلب را اضافه كنم كه من قبلآ شنيده بودم  در صدا و سيما يك همچين خبرهايي وجود داره .. ولي فكر مي كردم چون من از خودشون هستم و ضمنآ در مجله سروش كار مي كنم ، هرگز چنين پيشنهاد بي شرمانه اي رو به من نخواهند كرد !! عجب فكر باطلي !! راستش رو بخواهيد روز اولي كه در جلسه برآورد شركت كردم ديدم  نام يكي از مديران ارشد رو به عنوان ناظر اين پروژه اعلام نمودند . ولي اصلآ تصور نمي كردم كه اين آقاي مدير كه تا چند وقت پيش از آن مدير پخش تلويزيون بود . براي كسب درآمد و ايضآ قدر داني از زحمات اش به برنامه من اضافه شده است !! اولش تو دلم جوش آورده و زير بار نرفتم ..  ولي با اصرار مسعود اوحدي و عشقي كه به هواپيما داشتم ، ناچار پذيرفتم . و از آن ها آدرس كارگردان و تصوير برداري  كه به من معرفي كرده بودند رو پرسيدم . گفتند در ساختمان توليد گروه جنگ حضور دارند ...

 

وقتي اين افراد رو پيدا كردم . ديگه به كلي نا اميد شدم . گارگردان يه  جووني بود كه تازه از دانشكده صدا و سيما فارغ التحصيل شده بود . و به دليل اين كه آنساني مذهبي بود . سر از گروه جنگ در اورده بود . تصوير بردار هم جوون ديگري بود كه به دليل پارتي بازي و دم اين و آن را ديدن از دستياري به تصوير برداري ارتقاء يافته بود . و كار من اولين تجربه كاري آن ها محسوب خواهد شد ... ديگه نتونستم تحمل كنم ..  مخصوصآ به دليل حضور سال ها در حيطه نقد نويسي برنامه هاي تلويزيوني ، و گفتگوهايي كه با كارگردان نمودم ، تشخيص دادم اين ها اين كاره نيستند !! و اصلآ با دكوپاژ من و قرار دادن دوربين روي سقف آشيانه و .... مخالف است !!به هميت دليل همون جا به اين دو تا برادر اعلام نمودم من نيستم ... اين فيلمنامه ... اين تحقيقات كه با خون جگر هر روز انجام دادم .. و اين هم رابط ها يم ...  ما ديگه نيستيم ... حتي يادمه من بهش گفتم درسته كه كلي از بودجه نيامده پريده است .. ولي من با ارتباطاتي كه با نيروي هوايي دارم .. ترتيبي مي دهم كه غذا از نهار خوري افسران استفاده نماييد . به جاي اجاره پرژكتور هاي گران ، من از پرژكتورهاي هواپيما استفاده خواهم نمود و همچنين وسيله حمل و نقل را هم از ارتش مي گيرم ... تا اين كمبود بودجه جبران شود .. ولي ديدم متآسفانه جناب كارگردان جوان دركي كه من از زيباشناسي لازم داشتم نداره ..

اين بود كه با تمام وجودي كه به كارم داشتم و اين همه خون دل خورده بودم ، دو دستي تقديم آن ها كرده و خود از گردونه خارج شدم .... بعد از مدتي ديدم اين برنامه تهيه شده است ... ولي اصلآ از زمين تا آسمان با آن چه من نوشته بودم فرق داره  !! اولآ آن ها به جاي سي – 130 هلي كوپتر را جايگزين كرده بودند ..!! و بعد ها فهميدم از اون جايي كه رشته اون جناب سرهنگه هلي كوپتر بوده است ، به جاي هواپيماي هركولس ، از آن استفاده كرده است . مطلب بعدي كه خيلي دلم رو به درد آورد ، تغير

فرمت و ساختار مجموعه بود .. !! يعني اين آقايون آمده بودند  دوربين را يه گوشه اي كاشته بودند .. و بعد يكي يكي خلبان هاي هلي كوپتر مي آمدند و از خاطرات با شهدا حرف مي زدند . و در آخر هم براي اين كه بودجه را كامل دريافت نمايند .. يكي دو بار هم دوربين را به پرواز بردند !! در صورتي كه تمام تلاش من اين بود بگم اين آهن آلات كه سرهم شده و وسيله اي به نام هواپيما ازش ساخته شده است ، تنها به همت و تلاش بچه هاي پروازي است كه اين همه افتخارت آفريده شده است . ولي افسوس و صد افسوس كه اين طرح هم قرباني طمع ورزي آقايوني قرار گرفت كه صدا وسيما را با تجارت خانه اشتباه گرفته بودند ...

مدت ها گذشت با هر بار پخش شدن عرق مرگ به من مي نشست .. مخصوصآ اين كه در عنوان بندي آغازين اسم من در مقام  نويسنده و محقق حك شده بود ... !! تازه اون جا بود كه فهميدم درد تلويزيون ما كجاست ...؟ يادمه وقتي در شوراي بررسي طرح در گروه اجتمايي شبكه اول تلويزيون بودم ، كه رياست آن با همين آقاي پورمحمدي مدير فعلي شبكه سوم سيما بود ...  ما سعي مي كرديم طرح هايي رو بپذيريم كه چيزي به مخاطبان ميليوني خودش بياموزه ...  و در امر فرهنگ سازي اجنماع كمك نمايد . اما متآسفانه با افزايش شبكه ها و نياز آن ها به خوراك آنتن ، آن اواخر هر مقوله اي كه آورده مي شد ، پذيرفته مي شد . خوب بخاطر مي آورم وقتي برنامه هاي طنز ارائه شده به تلويزيون رو بررسي مي كردم ، به بي محتوايي آن ها خنده ام مي گرفت . و واقعآ نمي توانستم از ميان صد نوشته طنز يكي را انتخاب نمايم !! به همين دليل طرح هاي طنز رو مي بردم خونه و مي دادم فرزندانم كه محصل بودند مي خواندند ... و هر كدوم كه آن ها مي خنديدند رو متآسفانه انتخاب مي كردم ... چون خودم هيچ كدام از ان ها رو قبول نداشتم ... و با تكرار اين وضعيت .. خودم اون جا رو ول نموده و ديگه تلويزيون نرفتم ... تا اين كه به شبكه پنج سيما براي روابط عمومي و بازبيني فيلم ها و سريال هاي خارجي دعوت شدم ..

مدت ها از پخش مجموعه " جسارت در اوج " مي گذشت .. و من ديناري دريافت نكرده بودم .. و هر چه همسرم اصرار مي كرد كه لااقل برو پول تحقيقات ات رو بگير ... از لج ام زير بار نمي رفتم ... تا اين كه فهميدم خودش به تلويزيون زنگ زده و بعد ازگفتگو با مدير واحد جنگ ، رفته و حق و حقوق ام رو كه پانصد هزار تومان بود دريافت كرد ... بله دوستان درد تلويزيون ما در اون ايام اين گونه مسايل بود ... حالا رو نمي دونم ... ولي با شناختي كه ازآقاي ضرغامي دارم ... و با ايشون در زمان حضورش در ارشاد كار فرهنگي كرده ام ، اميدوارم حسابي با اين افراد طمع كار و سود جو بر خورد كرده باشد ...

با تشكر و احترام ‌:

بهروز مدرسي

                             ايام به كام  

r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد

 jzm2ynhgwltynljjjynj.jpg

http://www.filedony.com/

اينجا 

به این وبلاگ حتمآ یک سری بزنید

jjouxkp5by2sxicixyor.jpg

http://selma642002.blogfa.com/

جوانی وبلاگی پر محتوا متعلق به یک دختر با احساس خوزستانی است که برای دل خودش می نویسد . من از تمام خوانندگانی که برای من احترام قائل هستند خواهش می کنم برای تشویق این عزیز حتمآ یک سری به آن بزنید .


یه وبلاگ جالب و خواندنی

858hd9r9xs7vzcfwdl00.jpg

http://erfanna.blogspot.com/


قابل توجه جوون های خوب شیراز

l0uc7jezynlq5mumkyul.jpg

۰۹۱۷۷۱۳۸۳۳۱ تماس بگیرید jlrapz6z2dchq2hl4k6m.jpg

 به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي  سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

        حلقه‌زرد: ابتدای باند‌های فرودگاه مهرآباد - حلقه‌ی قرمز: شهرک توحید (منازل مسکونی نیروی هوایی) - مسیر آبی: مسیر فرضی حرکت هواپیما برای فرود اضطراری

حلقه‌زرد: ابتدای باند‌های فرودگاه مهرآباد
حلقه‌ی قرمز: شهرک توحید (منازل مسکونی نیروی هوایی)
مسیر آبی: مسیر فرضی حرکت هواپیما برای فرود اضطراری
(Google Earth )

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران  - قسمت اول  ( اينجا )

 چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟  - قسمت دوم  ( اينجا )

  بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر  ( اينجا)

 


6mfmukopgefyux613u8m.jpg

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه  تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد .


THE THREE RECENT PLANE ACCIDENTS IN THE WORLD

Date: November 4, 2007 Time: 14:10 Location: Sao Paulo, Brazil Operator: Reali Taxi Aereo AC Type: Learjet 35A Aboard: 2 Fatalities: 2 Ground: 6 Route: Sao Paulo - Rio de Janeiro Details: The executive jet took off, banked to the right and crashed to the ground striking two houses

                                  

                                    Date: October 17, 2007 Time: 21:00 Location: Phnom Penh, Cambodia Operator: Imtrec Aviation AC Type: Antonov AN-12BP Aboard: 5 Fatalities: 0 Ground: 0 Route: Phnom Pehn - Singapore Details: The cargo plane, carrying garments, crashed into a flooded rice field, 15 miles west of Phnom Penh International Airport shortly after taking off. One crew member was injured

athx8po56fqymf3qk8rf.jpg                                  

          Date: October 11, 2007 Time: 20:30 Location: Bogota, Colombia Operator: RioSur AC Type: Beechcraft Super King Air 200 Aboard: 5 Fatalities: 5 Ground: 2 Route: Bogota - Leticia Details: The air ambulance was taking off from Bogota when the pilot informed ATC he was having a problem with an engine. Soon after the aircraft stalled and crashed into four buildings in the Fontibon quarter. The pilot, copilot, two doctors, a nurse and two on the ground were killed.

                                                                         

source:www.planecrashinfo.com           BY:Alireza Sadeghi              

سه سانحه هوایی اخیر دنیا:

تاریخ:17 اکتبر 2007/ ساعت:21:00/ محل:پنوم پنه کامبوج/ خط هوایی: ایمترک/ نوع هواپیما:آنتونوف آان-12بی پی/ تعداد سرنشین:5/ تلفات:0/ تلفات روی زمین:0/ مسیر:پنوم پنه به سنگاپور/ جزئیات: هواپیمای باری که حامل البسه بود زمان کوتاهی پس از بلند شدن در 15 مایلی فرودگاه بین المللی پنوم پنه به داخل یک مزرعه پر از آب برنج سقوط کرد.یک تن از خدمه آن مجروح گردید.

تاریخ:11 اکتبر 2007/ ساعت:20:30/ محل:بوگوتا -کلمبیا/خط هوایی:ریوسور/ نوع هواپیما:بیچ کرافت سوپر کینگ ایر 200/ تعداد سرنشین:5/ تلفات:5/ تلفات روی زمین :2/ مسیر:بوگوتا-لتیسیا/جزئیات:آمبولانس هوایی در حال از زمین بلند شدن بود که خلبان به کنترل گزارش داد که مشکلی در یکی از موتورها وجود دارد.بزودی پس از آن هواپیما دچار واماندگی شده وروی چهار ساختمان در منطقه فونتیبون سقوط کرد.خلبان-کمک خلبان-دو پزشک-یک پرستار ودو نفر روی زمین کشته شدند.                          

  منبع:www.planecrashinfo.com   گردآوری وترجمه:علیرضا صادقی    


تاریخ:4 نوامبر 2007/ ساعت:14:10/ محل:سائوپائولو برزیل/ خط هوایی:ریالی تاکسی/ نوع هواپیما:لیرجت 35آ/ تعداد سرنشین:2/ تلفات:2/ تلفات روی زمین:6/ مسیر:سائوپائولو به ریودوژانیرو/ جزئیات:جت گرانقیمت از زمین بلند شده به سمت راست کج شد وبا سقوط به زمین دو خانه را نابود کرد.

6molhujhhc4c7tqmnqns.jpg


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- تعداد بازديد
  • 7478
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35