درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  سانحه اي ديگر

حواس پرتی خلبان اوریون باعث سانحه شد !

53oq9t72que3qguq19en.jpg

 هواپيما به زمين نزديك و نزديك تر مي شود... دژخيم مرگ در كابين حضور يافته است .. سنگيني سايه حضور دژخيم باعث شده است كروي پروازي هم چنان غرق در افكار خود باشند ... همه چيز براي سانحه آماده است ..  افكار پريشان چنان در مغز خدمه چنگ انداخته است كه همگي طلسم فكر خويش گشته اند

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif

lg7nnx7epsu8c9g9puor.jpg

 حواس پرتی خلبان اوریون باعث سانحه شد !

fve52f9nabdi0sgms58k.jpg

d9zaf8s05rowsemwrkw4.jpg

FiledonyFiledonyFiledony

تصاویری از هواپیمای اوریون - پی تری - اف


bbck0mxnwn7x5nglls69.jpg

اگر چه من قبلآ در مورد هواپیمای اوریون یا همون پی تری - اف مطلب نوشته بودم . اما به درخواست   یکی از خوانندگان محترم به نام " علی " که خواستار خاطره ای از این نوع هواپیما بود می نویسم . امیدوارم این دوست عزیزمون با خوندن آن ناراحت نشه .

دوستان عزیز اگه بدونید چقدر حالم از عمل یکی از خوانندگان محترم گرفته شده است ؟ بقدری ناراحت و عصبی هستم که حتی نمی تونم ماجرا رو تشریح نمایم . البته مقصر اصلی خودم هستم که به همه کس اعتماد می کنم . اگه خاطر مبارکتون باشه چندی پیش نوشتم قصد دارم مطالب مربوط به خاطرات پرواز و جنگ را در سالروز راه اندازی وبلاگ ام در کتابی منتشر نمایم . و در همین راستا از دوستان خواهش کردم هرکسی زحمت این کار رو بکشه تمام امتیاز و در آمد حاصل از فروش کتاب مال خودش . و متعاقب آن تمام این نوشته ها رو  در وبلاگی جداگانه جمع آوری نمودم . بعد از مدتی یک جوان محترمی ادعا کرد که این کار رو انجام می دهد . و در ادامه تعدادی از مطالب وبلاگ رو در نرم افزار " ورد " قرار داد و برام فرستاد. اما دیگه خبری از او نشد . خودم اومدم در وبلاگی جداگانه به نام " آثار چاپی " مطالب را قرار دادم . و هر روز چندین ساعت وقت صرف نموده و آن ها رو به فرمت چاپ تهیه کرده و با قرار دادن عکس های مناسب تقریبآ آماده چاپ نمودم . در پی اعلام آمادگی جوان دیگری من رمز وبلاگ رو به او داده و خواستم باقیمانده مطالب رو اضافه نماید . و از طرفی با چند ناشر وارد گفتگو شدم . اما  وقتی  امشب خواستم ابیاتی رو که یکی دیگر از خوانندگان برای هر مطلب انتخاب نموده بود در آن قرار دهم با كمال تآسف ديدم همه حذف شده اند و به جاي آن ها تصاوير پرنو و مستهجن جاي گرفته اند !! باور كنيد قلبم تير كشيد . اين نخستين بار نيست كه چوب اعتماد به مردم رو مي خورم . راستش نمي دونم چي بگم . فقط اين رو مي دونم حالم خيلي بد است .

سخن آخر از تمام دوستان و ياران همدل خواهش مي كنم فقط به جي ميل نامه بفرستيد  . چون با تغير فرمت ياهو نمي توانم نامه هاي ارسالي شما رو ببينم . خواهش ديگر آن كه به دليل حجم بالاي نامه ها كه گاهي به بالاي هفتاد عدد در روز مي رسد  و تشابه اسامي و گيج بودن ام ، اغلب فراموش مي نمايم موضوع درخواست نامه هاي قبلي دوستان چه بوده است ! و خيلي به زحمت مي افتم . براي مثال ۹ تا اسم عليرضا وجود دارد . كه يكي تبليغ دارد . ديگري زحمت ترجمه خبر را مي كشد . و آن يكي سوال دارد و ... در نامه هاي بعدي اين عزيزان چون اغلب محتواي تشكر آميز دارند واقعآ نمي دانم تشكر بابت چيست و مدام دلهره پاسخ اشتباه فرستادن رو دارم ! استدعا مي كنم دوستان در نامه هاي بعدي يه جوري اشاره كنند تا دوزاري ام بيفته !! مثلآ عليرضايي كه تبليغ داشت ...!!!

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

o28zvyulk6s979cueaw4.jpg

http://www.gogo.ir/index.html

GOGO.ir این امکان را به شما میدهد تا بتوانید از طریق یک سرور خارجی در کشور آمریکا به شبکه سراسری اینترنت متصل شوید این اتصال از هرجای دنیا موقعیت شما را به آمریکا تغییر می دهد و شما به عنوان یک کاربر آمریکائی شناخته میشوید.

پس از اتصال با استفاده از این سرویس به اینترنت اطلاعات مورد درخواست شما به GOGO.ir ارسال شده و از طریق آن به دست شما میرسد.

پس شما میتوانید بدون هیچ محدودیتی و با اعتماد کامل به امنیت اطلاعاتتان از اینترنت استفاده کنید.

 


x5magewkh25j6mg6szx6.jpg 

برای ثبت نام گرین کارت آمریکا به سایت :

http://www.mohajerateiranian.com/general/index.php

مراجعه فرمایید .


رابطه با آمريكا ....... :

قبل از انقلاب شاه به سرش مي زنه  براي تقويت امنيت خليج فارس يه سري هواپيماهاي ضد زير دريايي موسوم به " اوريون " يا همون پي تري - اف  از آمريكا خريداري كنه . خب اون موقع   ايالت متحده آمريكا با ايران جون جوني بود و هر هواپيمايي رو كه شاه مي خواست فوري بهش مي داد . يادمه  آخر هاي دوره آموزشي ام تو آمريكا بود كه شاه با فرح به اون جا اومدند . پريزدينت نيكسون رئيس جمهور بود . همون بابايي كه خبرنگار ها زير پاش رو خالي نمودند . و نگذاشتند به خير و خوشي دوران رياست جمهوري اش رو به پايان ببره . دليل اش رو حتمآ شنيديد . به خاطر استراق سمع و رسوايي هايي كه به وجود آومد اسم اون بحران را  " واترگيت " گذاشتند . شاه يك راست اومد به همون ايالتي كه ما دوره مي ديديم . يعني ايالت ويرجينيا . اين رو هم بگم اون زمان چون خيلي شاه دوست بودم از كلاس جيم شده و خودم رو از پايگاه  " لنگ لي " به دانشگاه " ويليامز برگ " رسوندم . ولي از بخت من شاه تشريف برده بود . بعد از چند روز ديدم روزنامه ها عكسي رو از شاه انداخته اند كه پشت فرمون ( ببخشيد كابين ) هواپيماي اف - ۱۴ يا همون " تام كت " نشسته و انگشت شستش رو از كابين بيرون آورده و علامت تصديق يا همون  " اوكي " خودمون رو به دوربين عكاسي نشون مي ده در بالاي اون عكس با تيتر درشت نوشته شده بود.... Let,s Buy it

همین موضوع باعث شد ما صاحب هواپیمای تام کت بشیم . ولی این رو هم بگم پشت بندش به بهانه ی ورود این تکنولوژی جدید تا دلتون بخواد مستشار آمریکایی وارد ایران شد . اغلب اون ها سواد چندانی نداشتند و تو مملکت خودشون یا آشپز بودند یا درجه دار ارتش ولی نمی دونید که چقدر برای ماها فخر می فروختند ! و واقعآ پادشاهی می کردند . هیچ کس هم جرآت رو در رویی با اون ها رو نداشت . این موضوع رو سرهنگ خلبان بهزاد معزی در خاطرات اش اشاره کرده است . این حکمرانی آمریکایی ها تو تمام پایگاه نیروی هوایی که من دیدم رواج داشت . از جمله در بندرعباس که محل نگهداری همین هواپیماهای اوریون بود .

هواپیمای پی تری - اف ..... :

ببخشید باز طبق معمول حاشیه رفتم .  با خرید هواپیماهای اوریون برای تآمین کروی پروازی از دیگر گردان های پروازی مخصوصآ از پایگاه یکم ترابری نیرو جذب نمودند . اگه یادتون باشه در پست های قبلی نوشتم که به خاطر شکست در عشق و گیج بازی های من به خاطر قرار گرفتن خونه " سوسن " در مسیر نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد با خواهش و التماس خودم رو منتقل بندرعباس نمودم . البته شهر بندرعباس اون ایام مثل حالا آباد و پیشرفته نبود . و بیشتر به عنوان تبعید گاه ازش استفاده می شد . و  طبیعی بود اغلب بچه هایی که برای این نوع هواپیما ها منتقل می شدند، داراي شرارت هاي خدمتي بودند . ( البته يك سري كه از پيش براي پرواز دوره ديده بودند ، پرسنل نجيب و سر به زيري بودند ) . به اين ترتيب من هم سر از پايگاه نهم شكاري در آوردم .

9j7h86yxng065cznidxb.jpg

 موتور هواپيماي پي تري - اف تقريبآ مثل سي - ۱۳۰ است . و از نوع توربو پراپ بود . ولي بال هاي اين هواپيما براي آزادي عمل در مانور دريايي بر عكس سي - ۱۳۰ در زير بدنه قرار گرفته است . براي آگاهي شما جوون هاي عزيز عرض كنم كه كلآ هواپيماها ساختار قرار گرفتن بال هاشون بر سه نوع هستند . ( يا در بالاي بدنه كه به آن " هاي وينگ " يا وسط بدنه " ميد وينگ " يا زير بدنه " لو وينگ " مي نامند ) . داخل اين هواپيما پر از سيستم هاي شناسايي و مخابراتي است . كه علاوه بر خدمه پروازي ، يك تيم ويژه هميشه در پرواز ها حضور دارند . همون طور كه در تصاوير مشاهده مي فرماييد هواپيماهاي اوريون  يك دم تقريبآ دراز هم دارند كه رادار در آن قرار گرفته است . ( رادار خود هواپيما در نوك دماغ اش است ) . خب فكر كنم به اندازه كافي توضيح در باره هواپيما دادم .

سانحه در شيراز ...

بعد ها  ناوگان اين هواپيماها از بندرعباس به پايگاه هفتم ترابري در شهر گل و بلبل يعني شيراز  انتقال داده شد . قبلآ براتون نوشته بودم آقايون خلباني كه در پايگاه يكم ترابري مهرآباد قرار بود چك شده و آزمايش ارتقاء دهند يك هفته اي با استاد خلبان براي انجام عمليات چتر بازي و بار ريزي هوايي به شيراز مي رفتند . در يكي از همين ماموريت ها بود كه به اتفاق يك تيم پروازي به شيراز رفته بودم . و متآسفانه شاهد يكي از نادر ترين اشتباهات خلباني در كشور شدم . حادثه بقدري غير قابل باور بود كه مدت ها بحث حواس پرتي خلبان آن موضوع روز بين برو بچه ها بود .

3nx4i2l8b4ynhzn7ku9j.jpg

براي اين كه بهتر در جريان اين سانحه هوايي قرار گيريد . بايد عرض كنم تمام خلبان ها  قبل از برخواستن و يا فرود آمدن كتابچه اي دارند كه به آن اصطلاحآ  " چك ليست " مي گويند . و حتمآ هم در فيلم هاي سينمايي با ژانر هواپيمايي تا حالا زياد ديده ايد . در اين كتابچه تمام چك هاي لازم براي انجام نشستن يا برخواستن در آن قيد شده است كه معمولآ خلبان دو يا همون كمك خلبان مي خواند و بقيه خدمه از خلبان گرفته تا مهندس پرواز يا افسر ناوبر از روي آن سيستم ها رو چك و بازرسي مجدد مي نمايند . حتي خلبان هاي قديمي و همچنين در فرودگاهايي كه بيش از صد ها بار عمليات تقرب رو انجام داده اند . ملزم به خواندن آن هستند . و از اون جا كه معمولآ همه بچه ها بخاطر خواندن روزانه آن را حفظ هستند . ولي قانون صراحتآ تآكيد دارد كه حتمآ بايد خوانده شود ... 

در يكي از روزهايي كه كشور هنوز درگير  جنگ تحميلي بود . و تمام بچه هاي پروازي روزهاي سختي رو مي گذروندند يك ماموريت نظامي به بچه هاي گردان پروازي ابلاغ مي شود . ظاهرآ نوع ماموريت عادي بوده و كروي پروازي بدون هيچ دلهره اي همچو روز هاي ديگر صبح بعد از خداحافظي از خانواده هاي خود راهي گردان پي تري - اف مي شوند . هواپيما از روز قبل توسط متخصصين مربوطه بعد از سوختگيري مورد بازديد قرار گرفته و در رمپ پرواز در ميان ساير هواپيما ها جاي گرفته بود . خلبان همراه افسر جوان كمك خود بعد از مطلع شدن از ماموريت  ابلاغي ، براي پر نمودن فرم پروازي راهي ساختمان ديسپچ عمليات مي شوند ..

Filedonyzt08m6ogsackmqc1ptr5.jpg

كاپيتان باتجربه كه تار هاي موي سپيد  شقيقه اش نشان از خدمت و پرواز هاي متعدد او رو نشان مي داد بعد از احوالپرسي گرم و صميمانه با درجه دارهاي عمليات ، مشغول پر كردن فرم پرواز مي شود . او بعد از درج شماره هواپيما ، مقدار بنزين ، ارتفاع مسير ، فرودگاه كمكي ، تعداد خدمه ، نام خود و ساعت پرواز از مسئول ديسپچ وضعيت هوا رو هم جويا مي شود . و بعد از گرفتن وضعيت هوا با لبخند ملايمي كه حاكي از رضايت وضعيت هوا بود ساختمان رو ترك مي كند . جلوي در ميني بوس سرمه اي رنگ زوار درفته منتظر آن ها بود . قبل از حركت به سوي هواپيما ، درجه دار مسئول كترينگ دوان دوان با كيسه   بزرگ پلاستيكي در دستانش ، خود را به ماشين مي رساند . و به تعداد خدمه پروازي جعبه هاي غذا " لانچ باكس " رو درون آن مي گذارد . ...

آن ها بعد از رسيدن به رمپ پرواز كه فاصله چنداني با ساختمان عمليات ندارد ، از ميني بوس پياده شده و سوار هواپيما مي شوند . خلبان با تجربه بعد از بازديد دور و بر هواپيما و محفظه بزرگ ارابه هاي فرود آن ، از پله هاي آهنين بالا رفته و به داخل كابين مي رود . ماموري ديگر ظرف هاي آب هواپيما ( گالي ) رو پر نموده و با دادن چند پلاستيك يخ خشك كه به شكل مكعب هاي كوچك به هم چسبيده اند به يكي از خدمه پروازي به سرعت از كنار هواپيما دور مي شود .  داخل كابين  بر اثر تابش مستقيم نور خورشيد گرماي طاقت فرسايي به خود گرفته است . و خلبان براي پرهيز از دست زدن به دگمه هاي فلزي گرم استارت هواپيما كه بالاي سرش قرار گرفته مجبور به استفاده از دستكش مي شود . بعد از دقايقي اين خلبان است كه از برج اجازه استارت مي گيرد

Filedony88t84iz9921ooi23qkww.jpg

پرواز مرگ ......

بعد از دقايقي صداي غرش چهار موتور توربو پراپ هواپيماي پي تري - اف آرامش و سكوت خلوت هواپيماهاي سي - ۱۳۰ رو در هم مي شكند . برج مراقبت فرودگاه شيراز به خلبان اجازه خزش ( تاكسي ) نمودن تا ابتداي باند رو مي دهد . هواپيما به آرامي بر روي نوار زرد رنگ رمپ پرواز به حركت در مي آيد . بعد از رسيدن به سر باند  خلبان قبل از پرواز به دسته گاز ها فشار مي آورد . و در حالي كه ترمز دستي هواپيما كشيده شده است . به اتفاق كمك خود و مهندس پرواز به دقت چشم در عقربه هاي آلات دقيق مي دوزند ... آمپر هاي فشار روغن ... فشار هوا ... دور موتور ... حرارت سنج و بقيه .. همه چيز را طبيعي جلوه مي دهد . و در همين حال كمك خود از روي چك ليست خود تند تند آخرين مراحل پرواز رو مي خواند ... ديگران هم پاسخ مي دهند .. كاپيتان هواپيما. بعد از لحظاتي با رها كردن ترمز دستي و بر داشتن پاهاي خود از روي هر دو پدال ترمز ... اجازه مي دهد اين مركب آهنين كه با رنگ هاي ابلقي آبي جلوه اي خاص از زيبايي دارد .. در باند پرواز حركت نمايد ....

هواپيما هر لحظه بر شتاب خود مي افزايد ... هنوز يك سوم باند را طي نكرده اند كه خلبان با مشاهده عقربه كيلومتر هواپيما ، متوجه مي شود الان وقتش رسيده است ... و با كشيدن اهرم ( يوك ) دماغ هواپيما به آرامي از زمين بلند مي شود ... و در ادامه  اين چرخ هاي سنگين عقبي هستند كه از جا كنده مي شوند .... هواپيماي پي تري  - اف درست از مقابل ساختمان برج به آسمان پر مي كشد ... با اجازه كاپيتان كمك او به آرامي فلاپ هاي بال را به تدريج جمع مي كند . و در نهايت با كشيدن اهرم شيشه اي چرخ ها به سمت بالا ، ارابه هاي فرود همچو پاهاي عقابي قوي به زير بدنه جمع مي شوند .. كاپيتان از درون گوشي خود و از طريق يكي از سيستم هاي  " يو . اچ . اف " هواپيما يه زبان انگليسي به برج اعلام مي كند كه برخواسته اند ( اير بورن ) ....

vhjwby5s96e6t1wow7bh.jpg

              مسئول برج با چشماني نگران كه عادت ذاتي آن ها است با زباني شيرين اطلاعات لازم مسير را مي دهد . و در ادامه اين خلبان است كه ساعت دقيق مسير ها رو به برج گزارش مي دهد . در همين هنگام كاپيتان با دست راست خود به آرامي دسته گازهاي هواپيما رو به عقب مي كشد ... و در حالي كه به سمت  چپ متمايل شده است بعد از يك نيم دور چرخيدن از كنار شهر شيراز به آرامي اوج مي گيرد .. خدمه با نگريستن به زمين شاهد حركت زندگي روزمره در شهر مي شوند ... خيابان ها و اتوموبيل ها كوچك تر به نظر مي آيند ... ولي چراغ هاي راهنمايي و رانندگي و ترافيك شلوغ شهر هنوز نمايان است ... با تابش نور بر گنبد شاه چراغ جلوه اي خاص به محيط بارگاه بخشيده است ... بعضي از بچه ها به دنبال منطقه مسكوني خويش مي گردند ... جوون تر ها با چشم خانه يار را مي پايند ... ولي افسوس كه سرعت اين تكنولوژي هيچ گاه به عشاق مجال اين شناسايي رو نمي دهد ...

آخرين نشانه زمين ارتفاع هشت هزار پايي كوهي است كه در سمت چپ آن ها قرار گرفته است .. خدمه به خاطر نبودن بچه هاي اطلاعات و عمليات كه هميشه فضاي داخل هواپيما با حضور اون ها فعال تر نشون مي داد ، يه نوع احساس دلتنگي مي نمايند ... حالا هواپيما اوج گرفته است .. زمين خيلي كوچيك به نظر مي رسد . عقربه ارتفاع سنج ، رقم ۲۳ هزار پا رو نشون مي دهد .. هواپيما غرش كنان آسمون آبي استان فارس را در مي نوردد .. همه چيز عادي و نشان از يك پرواز لذت بخش رو حكايت مي كند .. هواي آرام و كنترل هواپيما به وسيله خلبان اتوماتيك بهترين فرصتي است كه كروي پروازي غرق در افكار خودشون بشوند ... اون  جوون تره به ياد تولد اولين فرزند خويش است .. ديگري به فكر دعواي روز قبل اش با مادر زن خود است ... ديگري فكر تهيه شيرخشك براي نوزاد دلبندش آزارش مي ده ... و آن يكي حتمآ غرق در جمع و تفريق بدهي هاي معوقه خويش است ...

 g5587kjylt3lsjmke3r0.jpg

بعد از چندين ساعت پرواز و انجام ماموريت ... زمان مراجعت فرا مي رسد .. هواپيما به سوي شيراز پرواز مي كند .. با نزذيك شدن به نزديكي هاي شهر هواپيما كم كم از ارتفاع خود مي كاهد ... شهر شيراز در جلوي چشم آن ها جلوه هميشه گي اش رو دارد .. بعد از عبور از كنار كوه هواپيما با آخرين چرخش به سمت راست در راستاي باند قرار مي گيرد ... مسئول برج كه اين بار شيفت كاري اش پايان رسيده و نفر بعدي جاي او را گرفته است ، آخرين اطلاعات لازم رو به خلبان ياد آوري مي كند .. هواپيما به زمين نزديك و نزديك تر مي شود... دژخيم مرگ در كابين حضور يافته است .. سنگيني سايه حضور دژخيم باعث شده است كروي پروازي هم چنان غرق در افكار خود باشند ... همه چيز براي سانحه آماده است ..  افكار پريشان چنان در مغز خدمه چنگ انداخته است كه همگي طلسم فكر خويش گشته اند .. هيچ كس را ياراي آن نيست كه وظيفه هميشگي پرواز رو ياد آوري نمايد ... به مغز پرسشان هيچ يك خطور نمي كند كه چك ليستي هم در هواپيما وجود دارد ....

شايد يكي به ذهن اش خطور كرده ... ولي تنبلي و روز مرگي اين عمل مانع از آن مي شود كه به خلبان يا كمك او ياد آوري نمايد ... كاپيتان تمام حواس اش مقابل باند روبروست ... دژخيم مرگ لبخند تلخ هميشگي اش رو به لب دارد ... و مانند خدمه چشم به ابتداي باند دوخته تا هر چه زودتر قربانيان خود رو قبض و روح نمايد ... شايد دژخيم هم به اين مي انديشيد كه ابتدا به سراغ كدام يك برود ..؟!! حتي مسئول برج مراقبت هم كه در محاوره هميشگي اش واژه چك كردن چرخ ها است ، آن روز او هم فراموش مي نمايد ... شايد به خاطر لحظه تعويض ساعات كاري بوده ... شايد براي او هم اين كلمه تكراري و بچه گانه تلقي شده بود ..در اين هنگام هواپيماي غول پيكر پي تري - اف درست به ابتداي باند رسيده است .. هنوز هم فرصت است .. كافي است يك نفر از افكار شخصي بيرون آمده و چشم به اهرم بلورين شيشه اي چرخ مي انداخت ... كاپيتان ان قدر مهارت داشت كه هواپيما رو از ابتداي باند به بالا هدايت نمايد ... خير انگار بر پيشاني تمام خدمه سانحه دردناك در آتش  سوختن رقم خورده بود ... بي جهت نبود كه دژخيم به كابين اومده بود ...

مگر مي شود اجل از راه برسد و كسي جلوي آن را بگيرد ؟ و چه راحت همه اصلي ترين وظيفه پروازي خود را بدين سان فراموش مي كنند ... لحظاتي بعد به محض اين كه هواپيما به زمين برخورد مي كند ،همچو بمب منفجر مي شود ... نزديكي بال به زمين .. و نبودن چرخ سبب مي شود ملخ ها به زمين گير كرده و هر تكه آن كيلومتر ها چون تركشي وحشي به پرواز در آيند .. ضربه شديد بدنه و كنده شدن ملخ ها باك هاي هواپيما رو كه درون بال ها جاي گرفتند رو به توده اي آتش بدل مي كند ... و درست بعد از لحظاتي از آن پرنده زيباي آهنين اسكلتي بيش بر جاي نمي ماند ... با رسيدن نيرو هاي امداد .. ماشين هاي آتش نشاني و امبولانس .. دژخيم مرگ خيلي حرفه اي كار همه رو تمام كرده و به جاي كاپيتان دفتر فرم هواپيما رو امضاي خونين مي كند ... بار ديگر دژخيم لبخند زنان و خوشحال از انجام ماموريت به سوي آسمان پر مي گشايد . و در انتظار اهمال ديگري مي ماند ...

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

                          ايام به كام

6mfmukopgefyux613u8m.jpg

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه  تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد .

My memories of some of the Shah's GeneralsInbox

از آقای مهندس علی

General Nader Jahanbani was without doubt one of the most gifted fighter pilots of the Imperial Air Force before the revolution. Since he was known to have a Russian background and he had completed his early training in the Soviet Union, he was not trusted by the Shah. He was, nevertheless, a brilliant pilot.
One story that comes to mind with regard to this general is about a time when a phantom (F-4E) was forced to make an emergency landing on a highway near Saveh. Various Iranian and American technicians arrived on the scene to secure and try to return the plane to Tehran. Given that there were buildings around and that the plane was deemed not have enough clearance to fly out again, they reached a conclusion to take the wings off and transport the fuselage to Tehran on a flatbed truck. Once General Jahanbani is informed of this decision, he decides to visit the location himself and after assessing the situation he orders the technicians to repair the plane on the spot so that he could personally fly it back. The success rate of this take-off was estimated by the Americans to be 1%. According to eyewitnesses, the general lifts the plane off the ground with full afterburners and clears the buildings with inches to spare.
Another time, this same general was patrolling the skies near the Iraqi border during the reign of General Ahmed Hasan al-Baker when Iran and Iraq were embroiled in a border dispute. The general finds himself surrounded by 4 Iraqi interceptors which escort him to Iraq. Once they arrive at the airbase and the lead plane lands, General Jahanbani lowers his wheels too and proceeds to land. As soon as he's assured that the escorting planes have rolled away, he performs a touch-and-go, pushes the levers forward into full afterburner and lifts off again. Making an inverted 180 degree turn (an incomplete Immelmann), he hightails it back out of Iraqi territory and by the time his pursuers attempt to re-capture their prey, he's already well inside Iran.
General Khatam was yet another talented pilot and he was married to one of the shah's sisters. This general was very athletic and preferred to ski downhill with bare feet. He was killed in a suspicious accident near Dezful while flying a hand glider. It was rumored that he was a vocal opponent of some of the policies enacted by the shah and that his equipment was rigged to fail on the orders of his brother-in-law.


r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد

 jzm2ynhgwltynljjjynj.jpg

http://www.filedony.com/

اينجا 

به این وبلاگ حتمآ یک سری بزنید

jjouxkp5by2sxicixyor.jpg

http://selma642002.blogfa.com/

جوانی وبلاگی پر محتوا متعلق به یک دختر با احساس خوزستانی است که برای دل خودش می نویسد . من از تمام خوانندگانی که برای من احترام قائل هستند خواهش می کنم برای تشویق این عزیز حتمآ یک سری به آن بزنید .


jlrapz6z2dchq2hl4k6m.jpg

 به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي  سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

        حلقه‌زرد: ابتدای باند‌های فرودگاه مهرآباد - حلقه‌ی قرمز: شهرک توحید (منازل مسکونی نیروی هوایی) - مسیر آبی: مسیر فرضی حرکت هواپیما برای فرود اضطراری

حلقه‌زرد: ابتدای باند‌های فرودگاه مهرآباد
حلقه‌ی قرمز: شهرک توحید (منازل مسکونی نیروی هوایی)
مسیر آبی: مسیر فرضی حرکت هواپیما برای فرود اضطراری
(Google Earth )

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران  - قسمت اول  ( اينجا )

 چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟  - قسمت دوم  ( اينجا )

  بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر  ( اينجا)

 


موفق و پيروز باشيد


- تعداد بازديد
  • 14093
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35