درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  با ژنرال ها - 2

 

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

2q00js0srxrmu0n5ybx0.jpg

خاطراتی  از ژنرال های شاه

قسمت دوم

 

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

وقتی مطلب " خاطراتی از ژنرال های شاه " رو دیشب می نوشتم اصلآ انتظار نداشتم که مورد قبول خوانندگان مشکل پسند واقع بشه . اما متوجه شدم که تصورم اشتباه بوده است . این موضوع رو  همراهان محترم و صمیمی به وسیله ای میل و کامنت اطلاع دادند . ضمن این که افزایش  آمار بازدید کنندگان هم تآئید بر این ادعا بود . دوستان بسیاری خواستار خاطراتی از ژنرال جهانبانی ، خاتم ، ربيعي و ديگران بودند . به همين دليل و به پاس حرمت  نظرات شما دوستان صميمي و محترم تصميم دارم تا اون جا كه حافظه ضعيف ام اجازه مي دهد خاطرات ژنرال ها رو ادامه دهم .

 اوايلي كه وبلاگ " يادداشت هاي يك خبرنگار " رو راه اندازي نموده بودم . با سايت معتبري آشنا شدم كه كاربران با عضويت در آن مي توانستند لينك خبر يا مطلبي رو در آن منتشر نمايند . در اساسنامه آن سايت عنوان شده بود كاربران در ماه تنها يك بار مي توانند لينك به سايت و نوشته هاي خود بدهند . چند ماه اول من نيز چنين كردم . تا اين كه دو نفر از خوانندگان عزيز برام نوشتند ما بعد از عضويت در سايت فوق لينكي از نوشته هاي شما رو گذاشته بوديم ولي حذف شد !! به ان ها اطمينان دادم حتمآ اشتباهي رخ داده است . و از آن ها خواهش نمودم با مديريت سايت مكاتبه فرمايند . خودم هم طاقت نياورده اين مسئله را منعكس كردم . پاسخي كه گرفتم نوشته بود براي جلوگيري از تبليغ ما اين كار رو انجام داديم !! خب من ساده هم پذيرفتم . اما ديشب بعد از گذشت دو ماه پست قبلي رو لينك دادم . با كمال تعجب ديدم اين مدير محترم كه خود سال ها داراي سايت است آن را سانسور نموده است . راستش رو بخواهيد خيلي ناراحت شدم .. آخه تنگ نظري تا كي ؟ اون هم از مديري كه متعلق به خطه خوزستان است . و آوازه جوانمردي و ميهمان نوازي ان ها الگوي همگان است . فقط در يك كلام مي گويم واقعآ متآسفم . تنگ نظري هم خدي دارد !!

وقتي در پست قبل اعلام نمودم قصد دارم چند خطي هم انگليسي خلاصه اي از مطالب رو زير صفحه قرار بدهم . دو تا از دوستان با صفاي اين سايت آقايان " عليرضا " و " اسماعيل " اعلام آمادگي فرمودند كه حاضرند اين مهم را به انجام برسانند . اين حركت اون ها واقعآ من رو شرمنده نمود . منتها بعد از كلي انديشيدن به اين نتيجه رسيدم به جاي درج خلاصه مطلب در روز بعد، كه كاري وقت گير و با تآخير است . بهتره اين عزيزان در روز چند تا خبر مربوط به صنعت هواپيمايي رو تهيه كرده . و با نوشتن اصل خبر به زبان انگليسي و قرار دادن ترجمه فارسي  به همراه چند عكس ، آن ها رو  زير صفحه قرار دهيم . تا نظر شما عزيزان چه باشه ؟

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

0ud083hzi6kx2tgk9px3.jpg

http://www.gogo.ir/index.html 


x5magewkh25j6mg6szx6.jpg 

برای ثبت نام گرین کارت آمریکا به سایت :

http://www.mohajerateiranian.com/general/index.php

مراجعه فرمایید .


قبل از اين كه به بيان خاطرات به پردازم اجازه مي خواهم بار ديگر موضع خودم رو بيان نمايم . ممكنه بعضي ها خرده بگيرند كه چرا در باره ژنرال هايي مطلب مي نويسم كه توسط دادگاه هاي انقلاب محكوم و اعدام شده اند ؟ لذا به اين وسيله اعلام مي كنم بنده هيچ ارتباطي با هيچ يك از آن ها نداشتم . و هدف از بيان خاطرات ، تنها آگاه ساختن جوانان اين مرز و بوم با گوشه اي از رويداد هاي پيش از انقلاب است . خود حضرت امام خميني ( ره ) از وطن پرستي ژنرال رحيمي كه تيرباران شده بود به نيكي ياد فرمودند . لذا بنده هم به گوشه اي از عملكرد آن ها مي پردازم . مسئوليت خوب يا بدش با خود آن هاست . اميدوارم جوان هاي عزيز هم به نكات خوب افراد توجه فرمايند حتي اگر دشمن نظام تلقي شده بودند .


ژنرال نادر جهانباني   :‌

همان گونه كه درپست قبلي اشاره نمودم ، اين ژنرال ارتش شاهنشاهي به دليل اين كه يك رگ آن به روس ها مي رفت . و دوران تحصيل و آموزش خلباني اش رو در اتحادجماهير اون ايام گذرانده بود ، چندان مورد اعتماد شخص شاه نبود . و تمام پست هاي اجرايي كه به وي سپرده شده بود در حد معاونت بوده است . موضوع اعتماد نداشتن شاه به جهانباني چنان علني شده بود كه در اون روزگار تقريبآ اكثر پرسنل نيروي هوايي آن را مي دونستند . چه افرادي كه او را ديده بودند و چه كساني كه فقط نام او را شنيده بودند . اما در حالي كه بازار شايعات در باره اين امير خلبان دهان به دهان مي گشت . وضع در گردان هاي پروازي نيروي هوايي به گونه ديگري بود . يعني اون ها كار به اين نداشتند كه مورد اعتماد است يا خير ؟ بلكه حول محور گفتگوي بچه ها در باره مهارت در پرواز و شاهكار هاي او بود . بحث شاهكار پيش اومد ياد يه موضوعي افتادم كه در همون ايام خيلي شنيده مي شد .

داستان عبور از زير پل !!

در روزگار پيشين هر جا بحث خلباني پيش مي آمد . اگه يكي مي خواست در باره شجاعت فاميل خلبان اش سخن بگويد ، حتمآ داستان عبور از زير پل را با آب و تاب شرح مي داد . اگر طرف خوزستاني بود مي گفت : فلاني ( يعني فاميل خلبان اش ) از زير پل كارون با هواپيما عبور كرده !! اگر شمالي بود صد در صد بدونيد كه فاميل او هم يكبار به سرش زده بود كه از زير پل هاي آمل و بابل گذشته باشد !! باور كنيد اين قضيه پل در شجره نامه همه خلبانان مشاهده مي شد !! البته نه از سوي خودشون ، بلكه دوستان و هم ولايتي ها آن را با آب و تاب تشريح مي كردند . و باعث مباهات مي دونستند . حال در اين ميان يه بدبخت بي نوايي چون من كه در روستاي زادگاه ام هيچ پلي وجود نداشت . و تمام گاو و گوسفندامون از خشك سالي و بي آبي تلف شده بودند ، دوستان و اقوام از عمه جون و خاله جون گرفته تا بچه محل ها جريان از زير پل عبور كردن مون را به دوران آموزشي در آمريكا ربط مي دادند !! باور كنيد ديگه داشت به فرهنگ تبديل مي شد . يعني اگه خلبان جواني براي خواستگاري مي رفت ، اولين سوال خانواده عروس اين بود كه آيا آقا داماد از زير پل با هواپيما عبور كرده ؟!! دوستان شايد اين نوشته رو به طنز بگيرند ولي دوست دارم از قديم تر ها بپرسيد حتمآ يكي دو مورد رو به خاطر مي آورند !!

خود من هم اون اوايل در مورد سرلشگر نادر جهانباني اين موضوع رو شنيده  بودم ولي واقعيت نداشت .   اما اين امير خلبان كاري مهم تر از عبور از زير پل انجام داده بود كه عرض مي كنم . يك روز يك فروند فانتوم نيروي هوايي كه براي گشت زني رفته بود . وقتي به حوالي آسمان شهر ساوه مي رسد دچار نقص فني گشته و كنترل هواپيما نا ممكن مي گردد . اين رو هم بگم كه اكثر خلبانان به خاطر تعلق خاطري كه به پرنده آهنين خويش دارند ، علي رغم تآكيد قانون مبني بر پرش به وسيله چتر نجات ، ولي آن ها تا آخرين ثانيه ها سعي در كنترل آن دارند . ما در همين جنگ با عراق خيلي از بهترين خلبان هايمون را به خاطر اين مسئله از دست داديم . و آن ها موفق به پرش به موقع نشدند . همون طور كه مي دانيد اگه ارتفاع يك فروند شكاري خيلي به زمين نزديك بشه ، عملكرد چتر نجات قطعي نيست . و ممكنه به سمت زمين راكب خود را بكوبد . به هرحال آن روز هم آن افسر خلبان نهايت سعي خود رو مي كنه و هواپيماي فانتوم خود رو در جاده ساوه به زمين مي نشاند ....

فرود اضطراري شكاري در جاده :

با فرود اضطراري هواپيما در جاده ... كه با دشواري خاصي هم همراه بود. اون هم هواپيماي شكاري كه در باند آسفالت طولاني با چتري كه از عقب هواپيما باز مي شود به زحمت مي نشيند . چه برسه به جاده پر چاله و چوله اون زمان كه ماشين ها و كاميون ها هم در حال عبور بودند !! كلي مستشار امريكايي به همراه مسئولين نيروي هوايي و متخصصان مربوطه  مثل مور و ملخ مي ريزند اون جا . هر كس يك نظري مي دهد . آخرين نظر كارشناسي چنين بود كه شكاري فوق با جدا نمودن بال هايش آن را سوار تريلي كرده و جهت تعمير به مهرآباد ببرند . وقتي موضوع به گوش جهانباني مي رسد . خود به منطقه رفته و از نزديك آن جا رو بررسي مي نمايد . و سپس اظهار مي دارد هواپيما رو همين جا تعمير نمائيد خودم با آن به سوي تهران پرواز مي كنم .

مستشاران امريكايي با دليل و مدرك ثابت مي كنند كه اين پرواز امكان پذير نيست . زيرا با موانعي كه در سر راه است امكان بلند شدن در حد صفر است . حتي پا را فراتر گذاشته و با قاطعيت مي گويند تنها يك در صد اين امكان وجود دارد و نود و نه درصد شكاري به ساختمان برخورد مي نمايد . مي دونيد كه امريكايي ها خيلي دقيق هستند. و چه بسا بارها اون فاصله هواپيما رو تا ساختمون مورد نظر متر كرده بودند. جواب جهانباني به امريكايي ها ، اونا رو واقعآ شوكه مي كنه . ژنرال مي گويد اگه يك درصد امكان پذير باشه من با همون يك درصد بلند مي شوم . در نهايت بعد از چند روز تلاش متخصصان نيروي هوايي روز موعود فرا مي رسه .. تيمسار پشت كابين اف - ۴ اي نشسته و موتور هاي آن رو روشن مي نمايد . نفس تو سينه همگان حبس شده بود . همه يقين داشتند كه شكاري به ساختمان بر خورد خواهد نمود . حتي خوش بينانه ترين متخصصان هم چنين برداشتي داشتند . ژنرال خوش تيپ با خونسردي درپوش كابين را مي بندد . با اشاره دست او موانع چوبي از زير چرخ هاي هواپيما برداشته مي شود . و در حالي كه لبخند به لب داشت با جلو بردن دسته گاز حداكثر نيرو را به موتور ها وارد مي كند . صداي غرش موتورهاي جت جنگنده تا كيلومتر ها شنيده مي شود . و در يك آن با آزاد كردن ترمز ها هواپيما در جاده به راه مي افتد ... با هر تكان هواپيما ، آگاهان منتظر وقوع فاجعه اي مي شوند .. و عاقبت هواپيما در نزديكي ساختمان از زمين كنده مي شود .. به گفته شاهدان ميلي متري از روي ساختمان مرگ پرنده رو به آسمان مي برد . و دقايقي بعد به ارابه هاي فرود اجازه لمس باند مهر آباد رو مي دهد .

گريز از چنگال دشمن :

در زمان فرمانروايي " حسن البكر " حاكم وقت عراق كه فكر كنم به دست همين صدام حسين در پي كودتايي خونين سرنگون شد ، اختلافات مرزي با دولت ايران به وجود مي آيد . طرفين در آماده باش كامل به سر مي برند . در اون هنگام جت هاي جنگنده ايران مرتب در خط مرزي به گشت زني مي پردازند . در يكي از روزهايي كه ژنرال نادر جهانباني مشغول گشت زني بود به ناگاه توسط پنج جت جنگنده ارتش عراق محاصره مي شود . در اين گونه شرايط خلبان چاره اي جز تسليم ندارد . چون چهار فروند هواپيماي متخاصم از چهار طرف شكاري ايران رو محاصره كرده و يك فروند هم از جلو در حركت است تا راه را نشون دهد . تيمسار خيلي خونسرد به همراه شكاري هاي دشمن راهي عراق مي شود . با نزديك شدن به منظقه فرودگاه ، هواپيماي جلويي به زمين مي نشيند .. چهانباني دور موتور را كم مي كند .. و بعد از دقايقي چرخ هاي هواپيما رو هم پائين مي آورد ... خلبانان دشمن وقتي وضعيت جت جنگنده ايراني رو مي بينند كه در حال فرود است ، هر يك به سمتي رفته تا جت جنگنده ايراني به زمين بشيند . تيمسار آروم آروم به سمت باند فرود دشمن نزديك و نزديك تر مي شود . سرعت هر لحظه كم تر مي گردد . تا جايي كه از اون بالا شكاري هاي عراقي مي بينند كه هواپيما سر باند و در حال فرود است .... اما به محض اين كه چرخ هواپيما سطح باند رو لمس مي نمايد .... ژنرال چشم آبي با فشار آوردن مجدد بر دسته گاز ، به صورت وارو از زمين كنده مي شود و با استفاده از نيروي كمكي پس سوز ، همان طور در حالت پشت هواپيما به سمت زمين و چرخ ها رو به آسمان ، با سرعت سرسام آوري از منطقه دور مي شود ... هواپيماهاي عراقي كه سرعت خود را كم كرده بودند و براي فرود آمده مي شدند ، ناگهان مشاهده كردند كه جا تره ولي از بچه خبري نيست ... !! تا به خود آمده و بر سرعت خود افزودند ، هواپيما در خاك ايران به زمين نشسته بود !!  

 Filedony

تيمسار - ميم  : 

با پوزش نام نمي برم چون در قيد حيات است

اين ژنرال را بر خلاف جهانباني ، بارها ديده بودم ... چه اون زماني كه فرمانده پايگاه چهارم شكاري ( دزفول ) بود و چه هنگامي كه فرماندهي پايگاه نهم شكاري رو در بندرعباس به عهده داشت . او هم داراي قدي بلند ولي چهره اي نيمه سوخته بود . از هوس بازي ها  و انديشه هاي بلند پروازانه او حكايت هاي بسياري در بين برو بچه هاي نيروي هوايي شايع بود . قبل از هر چيز ذكر اين نكته ضروري است بيان خاطرات من بر پايه شنيده هاي خودم است. و هيچ جنبه سنديت ندارد . و همان گونه كه مي دونيد ، معمولآ بازار شايعات در مورد امراي ارتش و مسئولين مملكتي فراوان بود . و به دليل غير قابل دسترس بودن آن ها در اون ايام پچ پچ ها رواج داشت . ولي خب هر شايعه اي هم از عملكرد خود آن ها به وجود مي آمد . مثلآ يكي از حرف و حديث هايي كه در مورد اين ژنرال مي گفتند . بزم هاي آن چناني و ميهماني هاي شبانه وي جكايت داشت . او بقدري براي ميهمانان خود سنگ تموم مي گذاشت كه آوازه آن به همه جا پيچيده بود . او به افراد زير دست خود دستور مي داد در ظرف كمتر از ۴۸ ساعت پاركي سرسبز و گل كاري شده براي ورود ميهمانان او آماده و مهيا گردد . و بيچاره سرباز ها كه به چه اميدي براي گذراندن دوران سربازي خود و آموزش فنون نظامي از خانه و كاشانه خويش جدا شده بودند ..در پادگان نيروي هوايي بيل و كلنگ به دستش داده و در گرماي بالاي پنجاه درجه دزفول مشغول به كار اجباري يا همون بيگاري مي شدند تا محيط رو براي ورود تني چند انسان از نوع خود سرسبز نمايد ...

داستان خنك نگاه داشتن حوض اين امير هم حكايت خاص خودش رو داشت . در پايگاهي كه قطره اي آب نعمت محسوب مي شد . استخر ويلاي امرا هميشه مملو از آب بود ... و جالب اين كه اين ژنرال براي خنك كردن استخر منزل خويش دستور مي داد با كاميون هاي ارتش قالب هاي يخ را در استخر خالي كرده تا ميهمانان ويژه گرما زده نشوند . ماجرايي كه من يادمه زماني كه در بندرعباس با هواپيماهاي اوريون يا همون پي تري - اف پرواز مي كردم ، تيمسار همسري جوان فكر كنم هيجده ساله اختيار كرده بود . و براي اين كه چشم غريبه اي به او نيفتد وقتي به شهر براي خريد مي آمد عده اي دژبان به سان ايام پادشاهان ساساني راه را باز مي نمودند تا اين تازه عروس كه هوس خريد به سرش زده بود با خيالي آسوده در شهر چرخي بزند . پدر اين عروس نوجوان استوار ارتش بود . يك روز كه به تهران پرواز داشتيم ايشان با مادر خانم تيمسار مسافر ما تا تهران بودند . نمي دونم به چه دليلي سرراه ما يك نشست ۵ دقيقه اي به شيراز داشتيم . بله يادم اومد .. قرار بود يكي از آقايون لود مستر را سر راه پياده نماييم . چون پرواز چتر بازي داشت . اگه بدونيد چه موآخذي ما را نمود !! و مرتب ما را تهديد مي كرد كه موضوع رو از طريق تيمسار پي گيري خواهم كرد .. بچه ها هم كه منتظر اين گونه صحنه ها بودند ريال حسابي سر به سر او گذاشته و ازش خواهش مي كردند كه به تيمسار چيزي نگويد !! طفلك باور كرده بود كه كاره اي است !!

Filedony

تيمسار خاتم فرمانده نيروي هوايي  :

در زمان فرماندهي اين امير ارتش شاهنشاهي من وارد نيروي هوايي شدم . مي گفتند او داماد شاه است . ظاهرآ يكي از خواهران محمد رضا شاه را به همسري گرفته بود . فكر كنم همون خواهري كه خلبان بود .  تيمسار كه علاوه بر خلباني ، ورزشكار ماهري هم بود . عادت داشت با پاي برهنه اسكي نمايد . نون مربي هاي اسكي او تو روغن بود . يه همكار شمالي داشتيم كه ايامي مربي خاتم بود . شنيده هاي من بيشتر به نقل از او است . وي مي گفت تيمسار هميشه عادت داشت چاي را در استكان كمر باريك و داغ بخورد . يعني ملازمان او قبل از ريختن چايي ابتدا استكان را به مدت ده دقيقه داخل سماور جوشان مي گذاشتند . و بلافاصله بعد از در آوردن از داخل سماور چاي درون ان ريخته و به تيمسار مي دادند .. و ژنرال انگار نه انگار كه ليوان داغ است به سان آب خنك بلافاصله سر مي كشيد . اين مسئله براي ما هميشه سوال بر انگيز بود . مي گفتيم حتمآ دهان تيمسار آستر دارد كه نمي سوزد .

Filedony

پرواز با كايت ...

بعد از مرگ مشكوك ژنرال خاتم شايعه شده بود كه او به سياست هاي شاه اعتراض كرده بود . و همين مسئله سبب آن گشته بود كه شاه از او كينه به دل گرفته و دستور دستكاري كردن كايت رو داده بود . حتي در ايامي كه اعتراضات مردم بر عليه دستگاه حاكميت شاه شدت گرفته بود . اين شايعه دهان به دهان در بين بچه هاي نيروي هوايي مي چرخيد كه پسر تيمسار خاتم وقتي فهميده بود كه مرگ پدرش به دستور شخص شاه بوده است  . با پارو به دنبال دايي تاجدار خود نموده بود . البته من همون موقع هم باور نكردم . باز اگر مي گفتند  چوب يا بيل شايد مي پذيرفتم . با خود فكر مي كردم  شايد  متعلق به باغبان  ها بوده است ولي پارو در قصر كمي غير منطقي به نظر مي آيد !! اگر كسي هم مسئول پارو كردن برف پشت بام منزل شاه بوده مگر جرآت مي كرده پارو رو وسط حياط رها نمايد .. ساواكي ها همون پارو رو تو آستين برف روب فرو  مي كردند !!

من تا قبل از مرگ تيمسار خاتم دو بار با او پرواز رفته بودم . اولين باري كه اومد با ما به پرواز بره ... يادمه خودش نشست پشت فرمون هواپيماي سي -۱۳۰ ..اون موقع من چك مستقل نشده بودم . نمي دونم معزي بود يا يكي ديگر كه با آمدن خاتم سوال نمود تيمسار خودتون پرواز مي فرماييد ؟ خاتم با تكان دادن سر خود به او فهماند كه خودم مي نشينم ... يادمه خيلي كنجكاو بودم ببينم بعد از پرواز تيمسار چه رقمي رو به عنوان شماره خدمتي اش در فرم هواپيما به ثبت مي رسونه !! و در تمام طول پرواز من همه اش در اين انديشه بچه گانه بودم . آخه مرسومه بعد از هر پرواز خدمه پروازي بعد از نوشتن نام و نام خانوادگي خود به لاتين در فرم پرواز ، شماره خدمتي اش رو هم مي نويسه ... معمولآ پنج ، شش رقمي است . آن روز كه اتفاقآ به دزفول مي رفتيم بعد از پايان پرواز تيمسار در مقابل نام خود عدد يك را به ثبت رسوند . و چقدر ذوق زده شده بودم كه اين موضوع رو كشف كرده ام . و تا مدت ها با بچه هاي خط پرواز در مورد اين كشف ام سخن مي گفتم . فكر نكنم ارشميدس اين قدر ذوق زده شده بود تا من .. !!

Filedony

پرواز مرگ .... :

يك روز تابستاني بود كه صبح تيمسار با سي - ۱۳۰ به مقصد پايگاه دزفول پرواز رفت . قرار بود روز بعدش ما برويم و او را برگردانيم . فردا ي آن روز وقتي زود تر از معمول به اداره مي آمدم از راديوي ماشين شنيدم تيمسار خاتم با كايت سانحه داده و به كوه برخورد كرده است . معني كايت را نه من مي دونستم و نه همكارانم . راستش رو بخواهيد تا اون روز اصلآ اين واژه رو نشنيده بودم .حق هم داشتم نه بابام كايت سوار بود كه با اين وسيله آشنايي پيدا كنم و نه خودم . اون هايي كه براي اوردن جنازه تيمسار رفته بودند تعريف مي كردند كه تيمسار كنار سد بعد از اين كه يك دور با كايت خود پرواز كرد در دور دوم نزديكي هاي كوه كنترل از دستش خارج شده و بعد از دقايقي بال بال زدن به شدت به كوه برخورد مي نمايد . صورت او به كلي داغون شده بود .

روز تشيع جنازه او مراسم باشكوهي گرفته شد . اون هايي كه براي تماشا يا شركت در مراسم رفته بودند مي گفتند يك دست تيمسار رو از تابوت بيرون گذاشته بودند ... وقتي دليل اين كار رو پرسيدم . گفتند براي اين كه گفته بشه در دست او چيزي نبوده كه با خود به اون دنيا ببره !! جلل خالق آدم چه حرف ها و شايعاتي رو مي شنوه .. به هر حال او هم خلبان شجاع و با تدبيري بود در زمان او نيروي هوايي ارتش خيلي پيشرفت كرد . دليل اش هم قرابت او با خاندان سلطنتي بود .

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

                                 ايام به كام


r3q10av7egwq79syn6xk.jpg

همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد

 jzm2ynhgwltynljjjynj.jpg

http://www.filedony.com/

اينجا 

jlrapz6z2dchq2hl4k6m.jpg

 به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي  سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

        حلقه‌زرد: ابتدای باند‌های فرودگاه مهرآباد - حلقه‌ی قرمز: شهرک توحید (منازل مسکونی نیروی هوایی) - مسیر آبی: مسیر فرضی حرکت هواپیما برای فرود اضطراری

حلقه‌زرد: ابتدای باند‌های فرودگاه مهرآباد
حلقه‌ی قرمز: شهرک توحید (منازل مسکونی نیروی هوایی)
مسیر آبی: مسیر فرضی حرکت هواپیما برای فرود اضطراری
(Google Earth )

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران  - قسمت اول  ( اينجا )

 چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟  - قسمت دوم  ( اينجا )

  بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر  ( اينجا)

 


موفق و پيروز باشيد


- تعداد بازديد
  • 5029
  • مرتبه

    نظرات

    ضمن عرض سلام به شما نازنین از اینکه حالتان خوب شده خیلی خوشحال شدم . اوایل هفته می خواستم باشما تماس بگیرم ولی گفتم شاید خدای نکرده هنوز حالتون خوب نشده . ضمن سپاس از اینکه در حالیکه ناخوش بودید ولی بامن تماس گرفتید .به سایت takeoff.ir رفتم وهمان طور که فرموده بودید به بخش فرودگاه ها سر زدم واز آن یکسری اطلاعات کسب کردم به بخش سوانح هوایی ایران هم سرزدم وهمان طور که شما هم اشاره کردید در بعضی از موارد اطلاعات ناقص یا مخدوش است . البته هنگامی که دراینترنت در حال search بودم به یک سایت خارجی برخورد کردم به اسم aviation-safety.net که وضعیت آن هم درمورد سوانح ایران چندان عالی نبود . دراین سایت به یکسری سوانح برخوردم که در سایت های ایرانی به آن اشاره ای نمی شود ومی خواستم در مورد آنها از شما کمک بگیرم چون بیشتر c-130و f-27 بودند. راستی در مورد سانحه توپولف مشهد طبق تحقیقات وپرسشهایی که از کارمندان فرودگاه مشهد کردم گفتند هواپیما به(( هوک بریر )) کنار باند برخورد کرده در ضمن در مورد یکسری از فرودگاه ها که ماهیت نظامی دارند ولی حمل مسافر هم از آنها صورت می گیرد از جمله بیشه کلا و جاسک وتنب بزرگ وخاش و.... هم سوالاتی از شما دارم . می خواستم ببینم آیا اجازه دارم با آن شماره ای که از شما بر روی موبایل من افتاده با شما تماس بگیرم . باسپاس فراوان محمد رضا عبدلی
    پاسخ
    با درود و تشكر از پي گيري هاي شما
    پسرم خوشحال مي شوم هر كاري از دستم بر آمد در خدمت شما باشم
    من بعد ازظهر به بعد تلفن ام روشن است چون تا صبح بيدار بودم و الان كه ساعت 11 است دارم مي خوابم اگه سر شب تماس بگيري خوشحال خواهم شد
    با تشكر
    مدرسي

    سلام عمو بهروز .دستتون درد نکنه که پاسخ من رو دادید.
    از امروز تصمیم گرفتم که مطالب رو از طریق وبلاگ بخونم و کامنتهایم رو از طریق سایت بذارم .
    آخه عمو جون دست خودم نیست علاقه خاصی به وبلاگ دارم.
    راستی عمو مثل اینکه دیگه روال پست هایی که میذارین شده مثل قبلا.آخه هر روز آپ میکنین.
    امیدوارم در پناه حضرت حق صحیح و سالم باشین
    دوستدار شما پسرتون اسی
    پاسخ
    سلام پسر خوبم اسي عزيز
    خيلي ممنون كه يادي از ما كردي

    salam
    lotfan befarmayid sohbat emam dar bareh vatanparasti rahimi cheh boodeh va che zamani
    ba tashacor
    ali
    پاسخ
    علي جان حضرت امام در يكي از سخنراني هاي خودش گفت : وطن پرستي را بايد از ژنرال رحيمي ياد بگيزيد كه تا آخرين لحظه به سوگندي كه خورده بود وفادار بود

    سلام عمو همون طور که میدونیدمن عادت دارم اول کامنت بذارم و بعد مطلب رو بخونم اما همین که به قسمت حرفهای خودمونی رسیدم واقعا شکه شدم.
    آخه من هم خوزستانی هستم و وقتی این حرکت رو از این مدیر محترم سایت دیدم به جریت بهتون میگم ایشون خوزستانی نیست آخه خوزستانی تنها عادتی که ندارند تنگ نظری است
    ولی واقعا بهتون میگم عمو جون من به واقع خدمتتون میگم که از داشتن یه هم استانی مثل این آقا خجالت میکشم و امیدوارم شما فکر نکنین که همه خوزستانی هااین جوری هستند.
    راستی عمو جون واقعا این دو پست که در مورد ژنرال های شاه بود واقا عالی بود و ما رو با حقایق بسیاری آشنا کرد. امیدوترم این روال رو ادامه بدید.
    راستی عمو در مورد اون سوالی که در قسمت حرفهای خودمونی کرده بودید من نظری به خصوصی ندارم.
    راستی عمو این جهانبانی چه نترس بوده.
    دوستدار شما اسی
    پاسخ
    خيلي ممنون پسرم . همه جور ادم همه جا پيدا مي شوند .
    مرسي كه از مطلب خوشت آمد
    مواظب خودت باش

    من مدت 5ساله بااینترنت سرو کار دارم ولی تا حالا سایت باحالی مثل این ندیدم بابا ایول
    پاسخ
    لطف داري عزيزم
    تشكر مي كنم

    آقای مدرسی عزیز
    لطفا یکبار دیگر میل خود را چک کنید
    متشکرم
    پاسخ
    چشم عزيزم
    حتمآ

    salam
    aya shoma etela darid be che jormi marhoom jahanbani edam shod?
    ba tashacor
    پاسخ
    عزيزم من آدم سياسي نيستم و نمي خواهم باشم
    واقعآ نمي دانم عزيز

    سلام کاپیتان

    باز هم عالی بود .....

    خسرو پرویز به شیرویه چنین وصیت کرد :

    در اندیشه این باش که همیشه صلاح رعیتان کشور را در نظر داشته باشی زیرا آنان از ظالمان و بیدادگران فراری هستند و به فکر نابودی ظالم در خواهند آمد . در جهان هستی برتر از انصاف و عدل چیزی نیست . مردمان جهان همگی می گذرند ولی این نام نیک است که خواهد ماند و آیندگان تو را ستایش می کنند

    سربلند و پیروز باشید
    دريا جان مثل هميشه پر مغز و عالي

    many thanks. this was very very good
    مرسي دخترم خيلي لطف داري

    سلام جناب مدرسی
    اگر اشتباه نکرده باشم خلبانی که از
    زیر پل عبور کرد مرحوم شهیدی بود که
    چند ماه پیش در سن 81 سالگی در گذشت
    درموردتیمسار(م)اگر همان موردیست که
    درمطلب قبلی نام بردم فکر کنم ایشون
    اوایل انقلاب اعدام شدند.

    با سپاس .

    پاسخ
    دوست عزيز چون من مي دانم بعضي از اقوام او هستند و فرزندان اش درس مي خوانند نام نمي برم

    it was so fascinating
    مرسي فريد جان

    سلام کاپیتان !

    خسته نباشید . بعضی از خاطرات شما واقعا مو به تنم سیخ میکنه ! بعضی هاش فوق العاده خنده داره ( مثلا دنبال کردن اون سپاهیه با تبر که بهتون توهین کرده بود ! ) اون خاطره ای هم که در حال سقوط کفش دخترتون رو زیر لباستون گذاشتید اشکم رو در آورد . بسیار زیباست بسیار ...
    آبان عزيزم
    زندگي هميشه بالا پائين داره
    بايد شاكر بود

    سلام جناب مدرسی عزیز
    من همانطور که گفتم دانشجوی ارشد آموزش زبان هستم.
    حاضرم تا هر وقت که خواستید برایتان اخبار را به انگلیسی ترجمه کنم.
    لطف بفرمایید به من ایمیل یا زنگ بزنید.
    متشکرم
    مرسي پسرم
    دستت درد نكنه
    چشم

    سلام بر Old Pilot گرانقدر،
    تشیع جنازه خانم یادم هست! گوینده تلوزیون میگفت:
    "تیمسار محمد(؟) خاتمی در یک صانحه شهید!!! شد!"
    و دوربین هر از گاهی یه پاسبون رو نشون میداد که زور می زد که گریه کنه! حتی یه بچه (مثل من!) هم می فهمید که همه فیلم بازی میکنن!
    ولی من واقعا عزا گرفته بودم چون تلویزون شده بود عزا خونه و از برنامه کودک خبری نبود.
    مخLESS
    A1
    پاسخ
    بله من هم يادم است كه تلويزيون اين مراسم رو پخش مي كرد

    با عرض سلام خدمت کاپتان دوست داشتنی خودمان
    جناب مدرسی
    مثل همیشه عالی نوشتید
    لطفا از خاطراتی که با خلبانان شکاری داشته اید بیشتر بنویسید .

    سلامتی شما و خانواده محترم آرزوی ماست

    پاسخ
    شريف عزيزم
    اين نظر لطف شماست
    چشم حتمآ

    daer sir
    please check your e-mail again
    thanks
    ok my Dear
    thanks for evry thing
    best Regards

    سلام استاد عزیز

    با همه مشغله و انواع و اقسام پروژه های رنگارنگ و جور واجور دانشگاهی بازهم بی اختیار به بهانه استراحت ، به اولین سایتی که سر می زنم سایت شماست.
    جدا" قلم روان و گیرایی دارید.
    از صمیم قلب از زحماتتان تشکر می کنم.

    به امید دیدار شما در وطن عزیزم ایران
    پاینده و پیروز باشید
    سام
    پاسخ
    سام عزيزم پسر مهربانم
    باور كنيد هيچ پاسخي نسبت به اين همه لطف و محببت دوستاني چون شما ندارم و تنها از صميم قلب براتون آرزوي موفقيت و سربلندي مي كنم
    به اميد ديدار در وطن

    قبول کنید که زمان شاه ارتش و نظام واقعا قدرتمند و قابل احترام بودند. وقتی سرباز بودم یه جریانی برام تعریف کردن در مورد اینکه چطوری تیمسار خاتم دو تا استوار نیروی هوائی رو که تو کلانتری بهارستان بودن رو آزاد کرد. تو این دوره و زمونه احترامی که مردم به یک سرباز نیروی انتظامی میگذارن بیشتر از یه تیمسار ارتشیه. صبح چند روز پیش دیدم که یه سرباز نیروی زمینی سر صف نون بود و با فاصله چهار پنج نفر یه سرتیپ 2 نیرو زمینی قرار گرفته بود. یکبار دیگه هم دیدم که راننده اتوبوس به یه سرهنگ نیروهوائی گیر داده بود که برو بلیط تهیه کن بعد بیا سوار شد.
    خوب دیگه از قدیم گفتم روزی افتاده دست قوزی...
    پاسخ
    چنگيز عزيزم من جدآ شرمنده ام كه اجزه ندارم اظهار نظري در اين مورد بنمايم
    فقط آرزو مي كنم هميشه نيرو هاي ارتش ايران سربلند و سلامت باشند

    ba salam va arezoye behrozi shma .aya shoma khabari az hadesehi ke braye sarvan khaleban naser haghjou ghabl az enghelab pish amad darid .ba tashakor va ehteram Amir
    پاسخ
    امير جان احتمالآ اين عزيزي كه مي فرمايي خلبان شكاري بوده است كه متآسفانه من هيچ شناختي ندارم
    با احترام

    با سلام و تشکر از اینکه وقت می گذارید. سوالی دارم در مورد تیمسار زارع نعمتی که هنوز سرنوشت ایشان مشخص نیست (ظاهرا جزو گروه تاج طلایی شاه هم بوده)آیا با ایشان آشنایی داشتید یا خاطره ای از ایشون دارید؟
    با تشکر
    پاسخ
    خواهش مي كنم حامد جان من جز انجام وظيفه هيچ كاري ديگري نمي كنم
    راستش رو بخواهيد من بچه هاي تاج طلايي را بيشتر به قيافه مي شناختم كه صبح ها در بوفه صبحانه مي خورديم يا در نهار خوري مي ديدم
    ولي اي كاش خبري داشتم

    از قدیم نام نادر جهانبانی رو شنیده بودم و مرد خوشنامی بود ... ولی واقعا از خوندن این دو شاهکارش متحیر شدم .... واقعا آفرین به این شجاعت و قدرت تصمیم گیری و اجرای به موقع ..... حیف از اینکه انسانهایی با این مشخصات رو اعدام کردند ... اونهم با چه دادگاهی ... واقعا حیف ...
    بسیار بحث جالبی بود ... این پست شما و همون پست مربوط به معزی آدم رو به فکر کردن وادار میکند .... ساعت ها فکر کردم ...
    طبق معمول شما رو تشویق به نوشتن میکنم ... این نسل جدید که واقعا هم بی هویت و بی انگیزه شده باید بداند چه انسانهایی در این مملکت زندگی کرده اند و در شرایط مختلف و سخت چگونه از خود عکس العمل نشان داده اند ...
    تحلیل شما رو هم از داستان معزی بهش فکر کردم و فقط امیدوارم ایشون در اثر همکاری با خارجی ها اون کارهارو نکرده باشه که اگر اینگونه است بدا به حال شاه فقید که ایشون خلبان نزدیکش بوده ...
    خسته نباشید و امیدوارم از ناملایمات بعضی از این مردم حق ناشناس رو به ناامیدی نکنید .... کاری سخت میکنید و امیدوارم موفق باشید
    ضمنا یکی از کامنت های بالا خیلی درست بود .... لطفا اینقدر دم از پیری نزنید ...
    با تشکر و احترام
    جواد
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي جناب جواد عزيز
    راستش بخش اول فرمايشات شما چون كمي جنبه سياسي داره .. با شرمندگي دخالت نمي كنم . و معتقدم شخصيت هر فرد به اعمال اش بستگي دارد . در مورد معزي هم همين طور . من هميشه تحسين اش مي كردم اما وقتي سردسته جانيان رو نجات داد ديگه كاري با او ندارم . من از معزي حرف مي رنم كه بخشي از تاريخ بود
    در مورد ناملايمات با تشكر مجدد از شما بايد عرض كنم كه اتفاقآ خيلي احساس جواني و شادي مي كنم
    و هر نو كسالتي رو با تلقين و نوشتن به فراموشي مي سپارم
    به فرمايش شما هم گوش مي كنم و ديگر نمي گويم پير مرد !! آخه دليل اش اينه كه چون احساسم به زندگي مثل جوون ها است هر از گاهي به خودم نهيب مي زنم كه هي تو پيري تا يك وقت مثل جوون ها عصيان نكنم
    موفق باشيد

    مقاله ای در مورد شهید سپهبد نادر جهانبانی در تارنمای میهن پرستان کرمانی قضاوت در مورد این مقاله را به استاد بهروز مدرسی واگذار میکنیم.http://panskeper.blogfa.com/post-66.aspx

    پاینده ایران
    مدير محترم تيم پان ايرانيست كرمان
    از اطمينان شما نسبت به بنده ممنونم

    سلام مدرسی عزیزم.امید که سربلند و سلامت باشید. در مورد تیمسار جهانبانی یکی از اقوام نزدیک من میگفت ( البته این فامیل ما بسیار موجه و با سواد نظامی و امیر نیروی هوایی بود) و اینک هم زنده و بازنشسته است - میگفت نادر جهانبانی بعلت دستور پرواز به چند جنگنده ایرانی که از آمریکا خریداری شده و از طریق ترکیه عازم ایران بودند و بعلت بدی هوا ترکها اجازه پرواز به ایشان ندادند ولی بنا به دستور شخص جهانبانی که لیدر گروه بوده پرواز کرده و در طول پرواز و در آخرین نقاط خاک ترکیه بعلت بدی هوا یکی از آنها ساقط شده و خلبان ورزیده آن شهید میشود لذا عمل وی سرپیچی از مقررات تلقی و باعث و بانی از دست رفتن هواپیما و خلبان آن معرفی میگردد. میگفت تیمسار فرماندهی نیرو که ظاهرا خاتم بوده است در پرونده پرسنلی وی با دستخط خود مینویسد که این شخص هرگز فرمانده و نفر اول نشود.ایشان تا آخر عمر در تشکیلات نظامی همیشه نفر دوم بود.من این گفته را عینا نقل کردم. صحت و سقم آنرا مطمین نیستم و مثل خیلی از هموطنان نمیخواهم بر حرف خودم پافشاری کنم.اگر کسی نقل قول مستند تری دارد با ذکر منبع و جهت ثبت در تاریخ نیروی هوایی ایران اعلام نماید. در مورد امیران ارتش شاه هم لازم است بپذیریم که در میان آنها هم مثل همه اقشار دیگر آدم خوب و بد فراوان بوده است و بنده خودم در اوج قدرت سیستم قبلی شاهد افتادگی و آقایی بسیاری از آنان بودم که اگر هستند سلامت باشند و اگر رفته اند خدایشان بیامرزد.ما که خدا نیستیم راجع به خوب و بد افراد قضاوت کنیم.همه با اوست و خوشا بحال کسانیکه در نزد او سربلند باشند. آمین.
    خيلي ممنون محمد جان
    راستش من اين موضوع رو نشنيدم ولي اين خيلي به عقل جور در مي آيد كه شاه از كمونيست ها متنفر بود و هميشه با همكاري آمريكا در نقاط مرزي تمام حركات آن ها را زير نظر داشت . البته خواست خود امريكايي هم اين بود لذا جهانباني به دليل اين كه يك رگ اش به روس ها مي رفت . تحصيلات خود را حتي خلباني را در شوروي اموخته بود شاه هيچ گاه به او اطمينان نمي نمايد و هميشه پست معاونت را در نيروي هوايي داشت . به هر حال تاريخ درآينده همه چيز را نشان خواهد داد
    خيلي ممنون كه نظر دادي
    دلم برات خيلي تنگ شده است
    بدرود

    با سلام خدمت استاد محترم
    از شما متشكرم به خاطر ارائه اين همه مطالب .
    من از بچگي عاشق پرواز بودم و هم اكنون اين علاق بسيار شديد تر هم شده
    كه مرا به خواندن مطالب شما و هرچيز در ارتباط با هواپيما سوق مدهد. ولي با
    اين همه علاقه نتوانستم به اين عشق هم از لحاظ علمي وهم از لحاظ تئوري
    ادامه بدهم چون در اين رشته قبول نشده ام ولي با اينكه مهندس عمران هستم هر
    موقه بيكار شوم به خواندن مقالات يا پرواز (فلايت سيميلاتور) ويا مسافرت
    هوايي نياز خودم را برطرف ميكنم .چند سال پيش به اروپا سفر كردم و با
    هواپيماهاي هلندي و پلژيكي چندين با از نقاط مختلف مسافرت كردم. البته اين سفر
    سفر علمي بود ولي هيچ وقت هواپيماي ايراني رو ول نمي كنم وسوار هواپيماي
    خارجي بشم چون پرواز با هواپيماي ايران مخصوصا توپولف - ام رو خيلي دوست
    دارم.
    اميدوارم كه هميشه سلامت باشيد .
    متشكرم
    سعيد طبري

    دوست عزيز و گرامي
    جناب آقاي طبري نازنين
    براي بنده كمال افتخار است دوست بزرگواري به جع ياران همدل سايت پيوسته است
    خير مقدم مي گويم
    برات آرزوي سلامتي مي نمايم

    سلام استاد
    من خواهرزاده يكي از خلبانهاي اف5 بازنشسته نيروهوايي هستم ايشان از خلبان بدالله جوادپور خيلي تعريف مي كردند شما هم ازشايشان بنويسيد
    من عاشقانه شماهارا دوست دارم
    پاسخ
    آريانا جان
    به دايي عزيز و محترمت ات از قول بنده خيلي سلام برسان
    چشم در اولين فرصت اين كار را خواهم كرد

    جالبه گفتم نظر بدين:
    http://froogle.blogfa.com/post-21.aspx

    خلبان نادر جهانبانی بودند که از زیره پل خوزستان گزشتن .خلبان که نه عقاب اسمان .خدا قعر رحمتش کند

    سلام استاد انشاالله هرجا که باشید زیره سایه حق سلامت و تندرست باشید.جا دارد در اینجا از شما تشکر کنم که این خاطرات را برای ما می نوسید و ما را با شیر مردان این سرزمین اشنا می کنید.
    استاد میخواستم بدانم اگر ممکن است برام از خاطرات,زندگی شخصی و دلاوریهای تیمسار نادر جهانبانی بیشتر بنویسید (یادر ایمیلم یا در وب سایتتون).
    استاد اگر قبول کنید ممنون میشم .
    با تشکر از شما.
    پاسخ
    چشم پسرم ... قبلآ اشاره كردم . ولي باز به خاطر گل روي شما دوست عزيز حتمآ ..به محض اين كه حالم خوب بشه .. خواهم نوشت

    ممنون استاد خوبم مرا خیلی خوشحال کردین از شما متشکرم.انشا الله به یاری خدا زوده زود خوب میشین.خدا یارتان.
    پاسخ
    فدات پسرم

    استاد وقتی وارد این سایت شدم و مطالب ان را خواندم به خدا قسم بدجوری حالم گرفته شد.
    اخه چرا خلبانی .............
    ............................ پاسخ
    پسرم از شما خواهش مي كنم در اين سايت هرگز بحث سياسي نفرماييد . حتي تعريف شما از بنده در اين رابطه جرم تلقي مي شود .
    اگر من هم از ان شخص يادي كردم ، صرفآ از زاويه خاطرات شخصي و غير سياسي بوده است .
    باز هم از شما پوزش مي خواهم

    استاده خوبم من از شما معذرت میخوام .من واقعا علاقهای به بحث سیاسی ندارم و و نمی خوام نه تنها اینجا بلکه هیچ جای دیگر بحث ساسی باز کنم .و اونهای که گفتم همش از روی احساساتم بود.چون سپهبد نادر جهانبای را دوست دارم از شما خواهش کردم برام از خاطراتتان بگید.
    مجددا از شما معذرت میخوام.خدا یارتان.
    پاسخ
    خواهش مي كنم دوست عزيز ... من كلي عرض كردم ولي احساس وطن پرستي شما رو درك مي كنم ... چشم پسرم حتمآ باز هم اگر موردي به خاطرم آمد ، مطمئن باش مي نويسم ..

    kheili ziba bod,dasteton dard nakone,ta hala hich weblogi ro be andaze shoma nakhondam,har roz az ke miam khone yerast bologetono baz mikonam,kheili por mohtawast. sepas besyar

    armin
    پاسخ
    آرمين عزيزم .. خيلي خوشحالم كه شما دوست عزيزم از مطالب سايت خوشت اومده است

    خواستم بنویسم سلام عقاب ....... ولی دیدم که هیچ کس به عقاب افتخار نمیکنه و هیچ عقابی اینقدر افتخار نداره...مطالبتون بسیار عالی بود.و واقع گرا ولی افسوس که نسل این خلبانان و...کلا نیروی هواییمون رو به انقراض...من در پایگاه امیدیه هر روز خلبانانی رو میبینم که خودشون اعتراف میکنن که از نصف دگمه های داخل کاکپیت سر در نمیارن...و این تاسف بار تر از هواتپیماهای از رده خارج ما و پرسنل بی کفایت جدیدن...به هر حال زنده و کامروا باشید
    پاسخ
    مسعود جان عزيزم .. واقعآ حرف دل من و خيلي از افراد قديمي اين حرفه رو زدي .. افسوس ما نمي توانيم زياد به اين موارد بپردازيم ... خيلي دلم مي خواهد شرايطي بود تا به طور كلي سطح مهارت هاي خلبانان قديمي رو با بعضي از خلبانان امروزي مقايسه نمايم ... باز هم تآكيد مي كنم فقط بعضي از قشر امروز را .. چون از حق نگذريم ، چهره هاي مستعد و نابغه هاي متعددي در اين نسل هم ديدم . ولي افسوس در اقليت هستند ... اي كاش مي شد از مهارت و نوع تمرين هاي آن ايام گفت .. از سرهنگ مكري ها كه خلبانان را به آسمان مي برد .. و تعمدآ كاري مي كرد تا هواپيما در آسمان فرامين اش قفل شود .. آن گاه از شاگردان اش مي خواست هواپيما رو از اين حالت خارج نمايند ... هيچ جزوه يا دستورالعملي در باره اين حادثه كشنده كارخانه سازنده اشاره نكرده است .. و فقط به ياري تجربه افراد قديمي بود كه اين فنون را عملي در آسمان به شاگردان مي آموخت ... ما خلباناني چون محب ها داشتيم .. اول انقلاب با تهمت هاي دروغيني كه به آن ها زديم .. زمينه رفتن آن ها رو فراهم كرديم . خلباناني چون سرهنگ مكري ، محب ، مقدادپور ، سرلك .. ميبدي ..و ... كه قدر ان ها رو ندانستيم .. الان به قول شما به طور كلي سطح مهارت ها نزول يافته است
    ببخشيد خيلي حرف زدم مسعود عزيزم

    استاد مدرسی با سلام
    تعدادی عکس از نمایشگاه هوایی لندن Aero Expo London 2008 گرفته و بر روی وب سایت گذاشته ام.عکسها حرفه ای نیستند ولی امیداوارم که مورد قبول واقع شوند. برای مشاهده لطفا بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
    http://www.iran-jabiru.com/index_files/Page554.htm

    با تشکر
    سهراب قاسمی
    پاسخ
    جناب قاسمي عزيز ...
    خيلي ممنون از زحماتي كه شما و دوستانتان در مشهد براي احياي صنعت هواپيمايي كشور مي كشيد .. هم چنين سايت واقعآ زيبايي داريد
    براي شما آرزوي موفقيت دارم

    باعرض سلام وآرزوي موفقيت براي جنابعالي
    مطالب جالب جنابعالي بنده را وادار به نقل خاطره اي از دوران خدمت درنيروي هوائي كرد در سالهاي 1349تا 1351 فرمانده اي بنام سرهنگ ستاد خلبان رضا سلحشور(اوائل انقلاب فرمانده پايگاه يكم شكاري بود)اين فرمانده محترم يك انسان با شرف يك انسان وطنپرست يك معلم اخلاق ويك شكارچي زبردست بود روزي در جلسه اي كه با فرماندهان پايگاه وبا حضور فرمانده وقت پايگاه(تيمسار كاميابي پور )داشتند تيمسار در ارتباط با موضوعي كاري شروع به بد حرفي وتوحين كردن به جمعي از پرسنل كرده واين فرمانده محترم (جناب سرهنگ سلحشور )بخاطر ديگران ودفاع از حق آن پرسنل جواب حرفهاي توحين آميز تيمسار را با شجاعت ميدهد وخودرا در خطر مياندازدوبخاطر اين مسئله و بجرم احانت به مافوق 3 شب بازداشت ميگردد0 واقعابه اين افسران خوب وشجاع بايد گفت بارك اله
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    خيلي ممنون از بيان خاطره اي كه فرموديد .. و با اين نوشته و توهين به زير دست من را به ياد خاطراتي در همين زمينه انداختيد كه از شما ممنونم
    در مورد جناب آقاي سلحشور عرض كنم بنده دقيقآ ايشان را مي شناسم و همچنين تيمسار كاميابي پور را هم مي شناسم .. واقعآ آقا رضا همان گونه كه گفتي انساني بزرگوار و مردمي بود .. ولي افسوس هر كسي از زير دستان خود دفاع كند ، بعضي ها بر نمي تابند .. اين مسئله را من حتي در صدا و سيما هم شاهد بودم .. و در زماني كه من مديريت بخشي از اين سازمان عريض و طويل را به عهده داشتم ، دقيقآ از دفاع زير دستان و كارمندان ناراحت مي شدند و توقع برخورد بدون دليل با آن ها داشتند ..و خيلي چيز هاي ديگر ... كه تحمل نكردم
    موفق باشي عزيزم

    درمورد این حکایت:

    سلام مدرسی عزیزم.امید که سربلند و سلامت باشید. در مورد تیمسار جهانبانی یکی از اقوام نزدیک من میگفت ( البته این فامیل ما بسیار موجه و با سواد نظامی و امیر نیروی هوایی بود) و اینک هم زنده و بازنشسته است - میگفت نادر جهانبانی بعلت دستور پرواز به چند جنگنده ایرانی که از آمریکا خریداری شده و از طریق ترکیه عازم ایران بودند و بعلت بدی هوا ترکها اجازه پرواز به ایشان ندادند ولی بنا به دستور شخص جهانبانی که لیدر گروه بوده پرواز کرده و در طول پرواز و در آخرین نقاط خاک ترکیه بعلت بدی هوا یکی از آنها ساقط شده و خلبان ورزیده آن شهید میشود لذا عمل وی سرپیچی از مقررات تلقی و باعث و بانی از دست رفتن هواپیما و خلبان آن معرفی میگردد. میگفت تیمسار فرماندهی نیرو که ظاهرا خاتم بوده است در پرونده پرسنلی وی با دستخط خود مینویسد که این شخص هرگز فرمانده و نفر اول نشود.ایشان تا آخر عمر در تشکیلات نظامی همیشه نفر دوم بود.من این گفته را عینا نقل کردم. صحت و سقم آنرا مطمین نیستم و مثل خیلی از هموطنان نمیخواهم بر حرف خودم پافشاری کنم.اگر کسی نقل قول مستند تری دارد با ذکر منبع و جهت ثبت در تاریخ نیروی هوایی ایران اعلام نماید. در مورد امیران ارتش شاه هم لازم است بپذیریم که در میان آنها هم مثل همه اقشار دیگر آدم خوب و بد فراوان بوده است و بنده خودم در اوج قدرت سیستم قبلی شاهد افتادگی و آقایی بسیاری از آنان بودم که اگر هستند سلامت باشند و اگر رفته اند خدایشان بیامرزد.ما که خدا نیستیم راجع به خوب و بد افراد قضاوت کنیم.همه با اوست و خوشا بحال کسانیکه در نزد او سربلند باشند. آمین.

    1-ارتشبد جهانبانی در روسیه درس خوانده بود
    2-پدرش هم در روسیه درس خوانده بود ،و مادر ارتشبد جهانبانی اهل شوروی بوده است
    3-ارتشبد جهانبانی از نوادگان یکی از شاهان قاجار بوده است.

    با توجه به این سه عامل، کاملا طبیعی بود که شاه از ارتشبد جهانبانی حساب می برد.و قاعدتا نمیخواسته که او در سمت فرماندهی باشد.
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي آقاي جهانباني عزيز
    آن چه كه شما نوشتي .من هم در همان سال هاي 49 و 50 شنيدم .. البته هر كسي نمي دانست .. ولي تمام خلبانان شكاري اين موضوع را مي دانست .
    بله درست در همان روزهايي كه فانتوم هاي خريداري شده به كشور وارد مي شد .. سر دسته و ليدر آن ها شخص جهانباني بود
    يك چيز ديگر هم من شنيدم كه نمي دانم تا چه حد واقعيت داشته است و آن اين كه شاه نمي توانست آدم هاي معروف و اشخاصي كه دامنه محبوبيت او از شخص شاه بالا مي رفت را تحمل كنه .. و يك جور هايي سد راهش مي شد .. كه در اين مورد به نختي و مرگ او اشاره مي كنند .. در مورد معاون بودن او خود شاه هم همين نظر را داشته است چون به دلايلي كه شما شمردي ، بيشتر در آن زمان روي اين مسايل حساس بودند نه سقوط يك فروند هواپيما ي شكاري

    درود بر شما دست شما و همه خلبانان شجاع نیروی هوایی را به عنوان یک ایرانی می بوسم . اگر در آن جنگ شکست می خوردیم الان خیلی وضعمون بدتر بود به خاطر رشادتهای امثال شمابا افتخار به خارجیها می گویم که ایرانی هستم.و آنها هم در دل ایرانی را تحسین می کنند.
    پاسخ
    وحيد جان عزيز و نازنين .. من هم به عنوان يك سرباز ايراني دست شما دوست عزيزم رو مي بوسم ... وحيد جان حق با شماست ما اگر كوچكترين ضعفي در دفاع از خود نشان مي داديم .. الان كلاهمون پس معركه بود ..
    من فداي تمام مردم با صفاي كشورم ايران بشم
    سبز و خرم باشيد

    سلام زنده باد آن ایام
    خیلی دوست دارم از شهید سرتیپ خلبان علی اکبر همتیان هم مطلبی بنویسد.با هم بیشتر آشنا می شیم.
    پاسخ
    چشم حتمآ اگه اطلاعاتي از ايشون به دستم برسه .. حتمآ منتشر مي كنم

    شهید نادر جهانبانی بهترین خلبان تاریخ ایران و جهان است و این انقلاب تخمی او را به درجه بزرگ شهادت رسانید
    پاسخ
    در مورد اين كه او خلباني بزرگ و با تجربه بود با شما موافق هستم ..

    سلام
    جستجو درباره سپهبد جهانباني مرا باسايت شما آشنا كرد كه از اين بابت خوشحالم . مي خواستم بدانم افسري كه به دستور ايت الله خلخالي تير باران شد و هنگام اعدام خودش دستور آتش داد و در حال سلام نظامي از دنيا رفت كه بوده است .من به اين افسر كه تااين درجه وفادار و شجاع بوده بي نهايت احترام مي گذارم.
    پاسخ
    یاسمن عزیزم .. از این که به جمع یاران همدل و صمیمی این سایت پیوستی ، بی نهایت خوشحالم
    دخترم در مورد افسری که خودش فرمان اتش تیرباران را داد و حتی اجازه نداد چشمان اش را ببندند و تا اخرین لحظه هم به شاه وفادار بود .. تیمسار رحیمی بود . رفتار و وفاداری این افسر بقدری جالب توجه بود که یک بار حضرت امام خمینی (ره ) از این افسر شجاع و وفاداری اش یاد کرده و ان را مثال زد . او به همراه خسروداد فرمانده هوانیروز در اوایل انقلاب تیر باران شدند

    با سلام و درودجناب مدرسی تو این دوره زمونه نسله جووون انقدر قدرت تحلیل دارند که مطالبه مختلف را از دیدگاههای متفاوت بخونن و سطح سواد فرهنگی و ... خودشونو بالا ببرن . از اعماق وجودم آرزو میکنم روزی برسه که امثالشما انسانهای شریف و مسئولیت پذیر بتوون بدونه نگرانی و سانسور به بیانه دیدکاهها و عقایدشون بپردازند به امید دیدار
    پاسخ
    ممنون رضا جان عزیزم ..
    حال خودت چطوره ؟
    باور کن من بی نهایت نگران سلامتی شما هستم
    رویم هم نمی شود زنگ زده و جویای حالتون بشم
    در مورد آزاد و بی سانسور نوشتن .. راستش ما به این وضع اش هم راضی هستیم .. چشمک
    ممنون از شما

    درود
    ممنون از مطالب جالب و آگاهی‌ بخش شما...
    اگر امکان دارد مطلبی از زنده یاد سپهبد ربیعی بنویسید...فکر کنم که خیلی‌ مظلوم واقع شده و کمتر جائی دیدم که نامی‌ از این فرمانده نیروی هوائی که به دست خلخالی اعدام شد، نوشته باشند...
    ممنون میشم که محبت کنید و از این قهرمان هم بگید...
    بهترینها و زیباترین ها را برای شما از اهورای نیرومند و دانا آرزومندم.
    پاسخ
    ممنون فرشید عزیز و گرامی
    خوشحالم مطالب بنده نظر شما دوست فرهیخته ام رو به خود جلب کرده است
    در مورد سپهبد ربیعی ، اتفاقآ خیلی خاطره از او دارم .. او فرمانده ما بود
    و من مرتب هر روز با او برخورد داشتم ..
    اما راستش رو بخواهی .. همین جوری نمی شه بدون مقدمه مطلبی بنویسم .. !! خودت که درک ام می کنی ؟
    مگه یک موردی به خاطرم بیاد که در ادامه یا به قول معروف در حاشیه از چنین افرادی نام ببرم
    خودت بهتر شرایط ام رو درک می کنی
    به هر حال ممنون از شما

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35