درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  ماجراي چتر بازان

وقتي چتر بازان بر روي سيم هاي خار دار افتادند !

myj2zhnmmnrmq02zdymz.gif

 وقتي روي ميدون آزادي رسيديم محسن هواپيماشو خيلي چسبونده بود به بغل دستي ... تو گوشي بهش گفتم محسن جان خيلي خطرناكه .. يه تكان يا توربالانس هر سه منفجر مي شيم .. يه كم تو رو خدا فاصله بگير !! مردمي كه پائين هستند نمي دونند كه اين كار چقدر تاكتيكي و سخت است ! ده متر هم فاصله بگيرم ، برامون هورا مي كشند !!

وقتي چتر بازان بر روي سيم هاي خار دار افتادند !

mm3jm3mtyzzffyd5ewuy.gif 

eum0mmzmn5tt4iy24yaw.gif

yjjmdmuxi0yonhyzhot1.gif

owf4mzgnnimhwgwnjytk.gif


nywnlautd2djejn5owdn.gif

قبل از هر چيز از تمام خوانندگان عزيز و نازنين به خاطر اظهار نظر هاي محبت آميزشون تشكر و قدرداني مي كنم . راستش انتظار داشتم از ميان ۲۸۰۰ نفر مراجعه كننده به سايت دست كم ۲۸ نفر زحمت مي كشيدند و به من مي گفتند بيشتر چه نوع مطلب يا خاطره اي رو مي پسندند. تا من هم خط و خطوط دستم مي آمد . چون  علاوه بر خاطرات پرواز و جنگ ، در زمينه مسايل صدا وسيما و مطبوعات همچنين ايام كودكي و نوجواني گفتني هاي بسياري دارم . اما آن چه از همين تعداد اندك نظرات شما دوستان متوجه شدم  " خاطرات پرواز " طرفدار بيشتري دارد . البته عده اي هم خواستار تلفيقي از آن ها بودند . به همين دليل تصميم گرفتم اگر عمري بود ، همين شيوه رو رعايت نمايم . يعني يك بار از پرواز و پستي ديگر از صدا و سيما يا مطبوعات رو تقديم شما بزرگواران نمايم .

يه خبر خوبي هم بدهم ، آقاي "  امير عظمتي " طراح محترم سايت  خبر داد تصميم دارد ورژن جديدي از اديتوري كه در حال حاضر دارم نصب نمايد . همان گونه كه مستحضريد ، تصاوير در سايت بر عكس وبلاگ به صورت منظم در صفحه قرار نمي گرفتند . من براي پرهيز از اين مشكل حتي ابعاد عكس ها رو كوچك كردم . اما باز متآسفانه شاهد بوديد كه خيلي با فاصله   و به صورت خيلي بد سليقه چيده شده بودند !! در پست قبلي هم ديديد كه حتي جمله اي كه مربوط به بخش تبليغات بود ، چگونه سر از بالاي مطالب در آورد !! البته اين رو هم بگم طفلك آقاي عظمتي از مدت ها نرم افزاري رو برام فرستاده بود كه اگر نصب مي نمودم ، ظاهرآ اين اشكالات بر طرف مي شد . اما سيستم از من درخواست " آپ دت " مي كرد . و چون  ويندوز در ايران ريجستر قانوني نيست . مطمئن بودم بعد از مدتي كامپيوتر از كار مي افتاد . چون قبلآ اين بلا سرم اومده بود ...

مطلب بعدي در باره تبليغات رايگاني است كه در پي نوشت مطالب مي آيد . تا امروز مشكلي نداشتم . و همان گونه كه شاهد بوديد استقبال خيلي كم بود . اما اخيرآ تعدادي در خواست جديد رسيده است و راستش رو بخواهيد من دلم نمي آيد قديمي ها رو بردارم . از اين مي ترسم خداي ناكرده دلخور بشوند . از اين رو بار ديگر خواهش مي كنم خوانندگان گرامي حتي اون هايي كه ذينفع نيستند ، بزرگواري كرده دريك خط برايم بنويسند چند عدد تبليغ كافي است ؟ و چه مدت بايد در صفحه قرار گيرد ؟ اگر اين بار كامنت ها كم باشد ، به اين حساب مي گذارم كه دوستان اصلآ اهمتي براي عرايض ام قائل نيستند . اگر به اين يقين برسم ، خب من هم يه مقدار از تعهدات ام كاسته خواهد شد !! اما در باره مطلبي كه قصد دارم براتون بگم ، مربوط به يكي از خاطرات پرواز هاي چتر بازي است . كه من سعي مي نمايم كمي علمي تر توضيح بدهم تا دانسته هاي شما افزايش يابد .


فرود با چتر  :

امروزه ديگه  امور چتر بازي تنها در انحصار ارتش ها  نيست . بلكه به عنوان يه ورزش مفرح و نشاط آور  مورد استقبال جوان ها هم قرار گرفته است . و هيچ محدوديتي هم براي جنسيت قائل نيست . و خانم هاي بسياري به اين ورزش روي آورده اند . البته چندين سال  است كه هنر هاي نمايشي هم به آن افزوده شده است . يعني چتر باز هم زمان با پرشي كه انجام مي دهند ، اقدام به انجام حركات آكروباتيك نموده و گاهي هم تخته پرش يا اسكيت حتي در مواردي هم شاهد بودم با موتور سيكلت فرود آمده اند ! به طور كلي دونوع فرود با چتر داريم . در نوع اول اش چتر باز بعد  چند ثانيه بعد از پرش از هواپيما ، قلاب چتر خود را مي كشد . نوع بعدي سقوط آزاد است . در اين روش چتر باز از ارتفاع بيشتري نسبت به پرش هاي معمولي ، از هواپيما بيرون پرده و مسافتي را بدون چتر در آسمان طي نموده و در فاصله معيني از زمين ، اقدام به كشيدن قلاب چتر خود مي نمايند .

نحوه پريدن :

 چتر بازان با هواپيماهاي متعدي عمليات پرش خود را انجام مي دهند . معمولآ از هواپيماهاي سبك دو موتوره استفاده مي نمايند . ولي چتر بازان نظامي اغلب با هواپيماي سي - ۱۳۰ كه تجهيزات خاصي هم براي چتر بازان درآن نصب شده است ، استفاده مي كنند . همان طور كه مي دانيد در ارتفاعي كه هواپيما پرواز مي نمايد جريان وزش باد خيلي شديد است . و براي اجتناب از اصابت چتر باز به دم هواپيما ، در دو طرف در هاي عقب هواپيماي سي - ۱۳۰ كه محل خارج شدن چتربازان است ، دو عدد " در "  اضافي به نام (  ایر دفلکتور دوور )  نصب شده اند که به صورت " نیم کش " یا نیمه باز می شوند . تا چلوی وزش باد تقریبآ به فاصله نیم متر گرفته شود . اما با وجود آن من یکی دوبار شاهد برخورد چتر باز با دم هواپیما بوده ام . که دریک مورد آن  سرگرد چتربازی بعد از پرش سرش به دم هواپیما برخورد نموده و در آن واحد کشته شد .

 عزیزانی که با هواپیماهای  سی - ۱۳۰ مسافرت نموده اند ، حتمآ در داخل آن شاهد دو رشته كابل قوي كه از سر تا انتهاي آن ادامه دارد ، شده اند . شايد هم از خود پرسيده باشيد اين دو رشته كابل چه كاربردي دارد ؟ اين كابل ها ويژه استفاده چتربازان است . هر چتر باز وقتي داخل هواپيما مي شود ، چتر او در كيسه قرار دارد كه انتهاي آن به قلابي قوي متصل شده است . مسئولان پرش يا مربيان كه  آن ها رو  اصطلاحآ " جامپ مستر " مي نامند . قبل از پرش چترباز ، آن قلاب رو به يكي از اون كابل هايي كه اشاره كردم وصل مي نمايد . خلبان چند دقيقه قبل از رسيدن به منظقه مورد نظر ، از طريق گوشي به لودمستر اعلام آمادگي مي كند . و همزمان چراغ قرمز رنگي كه بالاي هر يك از درهاي خروجي قرار دارد را روشن مي نمايد . جامپ مستر اون تعداد از چتر بازاني رو كه قرار است درسري اول فرود بيايند رو در يك خط رديف كرده و در حالي كه براي آخرين بار چتر يكايك افراد را كنترل مي نمايد ، آماده براي فرستادن آن ها مي شود . در همين موقع هم لودمستر در هاي خروج يا همون پرش رو كه به سمت بالا كشيده مي شوند ، باز نموده و منتظر سبز شدن چراغ بالاي در مي ماند .

 هواپيما وقتي به منطقه مورد نظر مي رسد خلبان دگمه چراغ سبز را كه در پانل سمت چپ اش در كابين قرار دارد رو روشن مي نمايد . در همين هنگام جامپ مستر سريع يكي يكي افراد را به بيرون مي فرستد . البته در تمام مدت انجام مراحل چتر بازي لودمستر هاي هواپيما با پوشيدن چتر نجات در كنار   در خروجي مي ايستد . روش كار هم به اين صورت است كه مربي درست در لحظه پرش چترباز ، با قرار دادن دست اش بر پشت افراد ، آن ها رو به بيرون هل مي دهد ! و اين  كار به اين دليل است كه چتر باز هم از هواپيما فاصله بگيرد . و هم اگر براي لحظه اي قصد درنگ يا دودلي داشته باشد ، فرصت آن گرفته شود !! البته اين رو هم بگويم واقعآ وحشتناك است . شما تجسم كنيد در ارتفاع بالا وقتي در هواپيما باز مي شود و صداي شديد موتور ها به همراه حرارت به داخل وارد مي شود و اگر روز باشد زمين از اون ارتفاع خيلي ترسناك است و اگر هم شب باشد ، يا زمستان باشد .. بدتر .. در تاريكي مطلق بايد به بيرون بپريد !! خب واقعآ ترس هم  داره ..

 اغلب اتفاق مي افتاد از آن تعداد نفراتي كه مربي براي هر سري پرش آماده كرده بود  و سرپا پشت سر هم ايستاده بودند ، در هنگام پرش به دليل دور شدن از منظقه مورد نظر ، خلبان چراغ سبز را ناگهان خاموش نموده و چراغ قرمز روش مي شد . مربي يا همون جامپ مستر بايد سريع جلوي پرش چتر باز رو بگيرد . چون اگر بپرد معلوم نيست سر از كجا در بيارد . فراموش نكنيد كه سرعت هواپيما زياد است . و فرصت كمي براي هر سري بيرون پريدن است !! يه موردي كه در مورد قلاب ها فراموش كردم توضيح دهم اين است كه اگر به هر دليلي چتر ، چتر بازي بعد از بيرون پريدن باز نشود ،به وسيله  همون قلابي كه به كيسه چتر متصل است ، فرد به داخل هواپيما كشيده مي شود .  نكته مهم اين است ، در حالت عادي وقتي چترباز به سلامت چترش بعد از بيرون پريدن باز شد ، كشيدن كيسه خالي به داخل هواپيما خيلي كار دشواري است . زيرا به دليل همون شدت بادي كه به آن برخورد مي كند ، ايجاد مقاومت كرده   و به سختي با همياري يكي دو نفر به درون كشيده مي شود .

 حال فكرمي كنيد اگر چتر بازي هم به آن آويزان باشد ،  يكي دونفر يا با ۵ نفر مي شود آن چتر باز را به داخل كشيد ؟ به نظر شما در اين موقع چه كار بايد كرد ؟ لطفآ كمي فكر كنيد ....  فراموش نكنيد كيسه خالي كه وزني هم نداره  را به سختي داخل هواپيما مي كشند !! هر كس قبل از خوندن ادامه مطلب حدس زد لطفآ براي من در بخش نظر ها  بنويسد ... خب البته براي اين مشكل هم از قبل فكري انديشيده شده است . در داخل هواپيما يك دستگاه  " وينچ " فوق العاده قوي اي كه يك رشته سيم همانند كابل بكسل كه سر آن به  قلابي وصل است  قرار دارد ، و در صورتي كه چتري تو هوا باز نشود ، همون قلابي كه به كيسه چتر متصل است  توسط همين وينچ  به راحتي به داخل كشيده مي شود . به همين دليل است كه قبل از پرواز هاي چتر بازي ، بايد از سالم بودن وينچ داخل هواپيما مطمئن شد . چون در صورت باز نشدن چتر ، چتر باز فلك زده به خاطر وزش شديد باد و توربالانس هواي پشت موتور ، همچون فرفره بين زمين و آسمان مي چرخد . كه اغلب هم باعث بيهوشي چتر باز مي گردد . و تنها به كمك وينچ قادر به كشيدن آن هستند ..


lkfjmj2lwnmzzucywmtl.gifzwyi1g4tontnywzhx2gy.gifowdwqojiiwzgemxzzg4d.gif

2uvjmhzjjmzxkjyngnht.gifjqd0mgyxw0wwqymumono.gif


بار ريزي هوايي  :

احتمالآ در پست هاي قبلي به اين موضوع اشاره كرده بودم كه انجام پروازهاي چتربازي و بار ريزي هوايي  يكي از دشوارترين ماموريت هاي خلبانان هواپيماهاي سي - ۱۳۰ محسوب مي شود . به همين دليل  براي آزمون خلباناني كه قرار است " تاكتيكال " بشوند ، معلم خلبانان آن ها رو به پرواز چتر بازي و بارريزي هوايي مي برند . شايد بپرسيد تاكتيكال يعني چه ؟  در يك گردان پروازي  ممكن است مثلآ از ميان ۲۰ نفر افسر خلبان ، كه همگي آن ها هم مجاز به پرواز هم هستند ، تنها ۸ نفر تاكتيكال يا خلبان عملياتي باشند . مسلم است براي بعضي پرواز هاي دشوار يا براي فرود در باند هاي كوتاه يا اصولآ پرواز هايي كه درجه ريسك آن بالا است ، حتمآ از خلبانان تاكتيكال بهره مي برند . پس متوجه شديد كه پرواز چتر بازي يا انداختن چند كيسه بار از هوا كه به نظر خيلي ساده مي آيد ، خيلي دشوار و اصول خاص خودش رو داره . و باز قبلآ هم اشاره كرده ام كه كلآ دو روش براي پرواز وجود دارد . كه يكي پرواز با چشم   " وي . اف . آر " است . كه در اين روش خلبان با نگاه كردن به زمين و  با تطبيق نشانه هايي كه در نقشه اشاره شده است ، به راه خود ادامه مي دهد .

روش ديگر پرواز به وسيله سيستم هاي ناوبري است كه به آن اصطلاحآ ‌" آي . آف . آر " مي گويند . و خلبان تنها با اتكا به سيستم هاي ناوبري خود به مسيرش ادامه مي دهد . مثل پرواز در شب يا هواي ابري كه زمين ديده نمي شود . با اين مثال ها متوجه شديد كه پرواز پيچيده و دشوار چتر بازي و بار ريزي هوايي به مراتب درشب خيلي سخت است . و يك خلبان بايد بقدري مهارت داشته باشد كه به تواند در دل شب بسته يا چتر باز را در نقطه مورد نظر پياده بكند . در اين نوع پرواز ها تعين دقيق لحظه پرتاب و تخليه خيلي دشواراست . و جريان و شدت وزش باد خيلي تآثير گذار است . البته اين نكته رو اضافه كنم در طول مدتي كه افتخار پرواز با اين هواپيما ها رو داشتم به كرات به اين نوع ماموريت ها اعزام شدم كه خيلي كاربرد حياتي و انساني داشت . چه در زمان جنگ و چه در زمان حوادث و بلاياي طبيعي مثل سيل و زلزله كه امكان فرود اصلآ ميسر نيست . اگر اجازه دهيد قبل از اين كه به ماجراي اصلي بپردازم ، طبق معمول به حاشيه رفته و يك چند تا مثال در اين رابطه بيان نمايم ...

اميدوارم بر من خرده نگيريد كه چرا اين قدر به حاشيه مي روم  ...!! هدف ام صرفآ شرح يه داستان خالي نيست . بلكه دلم مي خواهد خوانندگان محترم حسابي در فضاي ماجرا قرار گيرند . تا بهتر به عمق ماجرا پي ببرند . يادمه سيل عظيمي استان خوزستان رو فرا گرفته بود . از بالا كه نگاه مي كرديم ، سطح آب در منطقه ‌" شايگان " تا حد تير هاي چوبي قديمي مخابرات رو فراگرفته بود . طبيعي است كه در اين شرايط راه مراسلاتي اكثر روستاها قطع شده بود . مهمتر از همه گرسنگي دام هاي بيچاره روستاييان بود كه تنها سرمايه يه خانواده رو تشكيل مي داد . براي همين ضمن تخليه آذوقه و وسايل گرمازا ، قرار گرديد در چند سورتي علوفه از بالا براي روستاهاي محاصره شده بريزيم . ما ابتدا در فرودگاه كوتاه مسجد سليمان فرود آمديم . چندين تريلي علوفه توسط جهاد كشاورزي به فرودگاه آورده بودند . علوفه ها به صورت بسته هاي مكعبي داخل هواپيما چيده شد . وقتي به پرواز در آمده و بر روي مناطق مورد نظر رسيديم ، به لودمستر ها اطلاع داده شد كه درعقب زير دم هواپيما رو را بازكنند ..

هنوز چند دقيقه از پرتاپ بسته هاي علوفه نگذشته بود كه يكي از لودمستر ها اطلاع داد كه هيچ كدوم از بسته ها به زمين نمي رسندند !!‌ يعني چه ؟ مگر چنين چيزي امكان دارد ؟ وقتي دليل آن را جويا شديم  گفتند به دليل توربالانس هواي پشت هواپيما و شدت باد ، به محض پرتاب هر بسته اي ، در همون آسمون و درهوا بسته ها متلاشي شده و هريك از ساقه هاي علوفه چون پر كاهي درآسمان لايزالي رقص كنان به مسيري ديگر كشيده مي شوند !! سريع در و پيكر ابوقراضه مون رو بسته و به سمت مسجد سليمان راهي شديم . وقتي رسيديم هر كي يه پيشنهادي مي داد . بهترين روش اين بود كه علوفه ها رو درون كيسه گوني ريخته و سپس تخليه كنيم ... كه الحمد الله جواب داد . بعد از ساعاتي به ما اطلاع دادند كه حتمآ چند بسته رو هم به دهكده ‌" ‌لالي " بريزيم . كه ظاهرآ بيچاره دام ها بد جوري گرسنه اند . اما متآسفانه درنقشه پروازي ما هيچ نامي از لالي نبود . خب نمي شد همين جوري برگشته و بگيم پيدا نكرديم !! وجدانمون كجا رفته ؟

اين بود به ناچار مجددآ به فرودگاه مسجد سليمان برگشته تا فكر و چاره اي بينديشيم . در روي زمين باز هر كي يه چيزي مي گفت . آدرس زميني نبود كه مثلآ بگيم آرياشهر كجاست ؟ و با دست نشون بدهند !! بدبختي ديگه ما اين بود كه تمام اون روستا هاي محاصره شده در ميان كوه ها قرار گرفته بودند . تا اين كه يه روستايي كه اون جا بار خالي مي كرد گفت : من مال لالي ام !‌ خيلي خوشحال شديم . و بهش گفتيم حاضري راه رو به ما نشون بدي ؟ با كمال ميل پذيرفت كه مسئوليت ناوبري ما رو در اين پرواز به عهده بگيره !! مي دونيد هواپيما براي اين بلند بشه بايد تا انتهاي باند رفته و بعد از بلند شدن دور زده ، ارتفاع گرفته و آن گاه به سمت كوه ها پيش بره ..  ما همين كار رو كرديم و وقتي به منطقه كوهستاني رسيديم به اين بابا گفتيم خب عمو جان بگو كجا بريم ؟ ديديم بابا گيج و ميج درحالي كه انگشتش رو تا آخر تو دهانش به علامت تعجب فرو برده .. گفت والله نمي دونم ما كجاييم !! يعني چه ؟ فهميديم بيچاره ( هاي پاكسيا ) شده !! يعني جهت اش رو گم كرده !! تقصيري هم نداشت .

چند دور همين جوري اون جا زديم تا شايد راه رو به ما نشون بده .. نشد كه نشد !! به ناچار گفتيم بابا جان خوب دقت كن ما دوباره برمي گرديم روي فرودگاه .. فرض كن با الاغت مي خواهي ده بري بگو از كدوم سمت به راهمون ادامه بديم ؟ طفلك قبول كرد و ما بر گشتيم تا بلانسبت نقش الاغ رو بازي كنيم ... اين ترفند ما گرفت و تونستيم دهكده رو پيدا كنيم . منتها بعد از اين كه يه سورت ريختيم و از روي روستا رد شديم ، براي بار دوم خب مجبور شديم دور بزنيم ... پيكان هم نبود كه در جا بتونه بچرخه ..مي بايستي يه دور بزرگ قمري مي زديم ... بار دوم كه اونجا رسيديم طفلك روستايي كه جهت خود رو گم كرده بود ادعا مي كرد اين جا لالي نيست !! و هر چه ما با زبون علمي و يا ساده مي گفتيم كه اين همونه ، زير بار نمي رفت ! بيچاره حق هم داشت از اون ارتفاع و با اون سرعت تشخيص كمي دشوار بود . در جنگ در منطقه كردستان و در زمستان خيلي از اين ماموريت ها انجام داديم .حتي چند بار هم در زمان احمد شاه مسعود براي افغان ها تو كوه ها پتو و آذوقه ريختيم ..

وقتي چتر باز ها روي سيم هاي خاردار ريخته مي شوند :

ببخشيد زيادي حرف زدم ! يه شب در زمان قبل از انقلاب قرار بود مانور مشترك بزرگي انجام بگيرد . به همين دليل قرار شد چند فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ از تهران و چند فروند هم از پايگاه هفتم ترابري  شيراز در قالب تيمي گسترده در اين عمليات شركت نمايند . بقدري عمليات مهم و استراتژيك بود كه گروه ما در تهران از ۲۰ روز فبل اش همه روزه چندين ساعت تمرين مي كرديم . شيرازي ها هم در شهر خودشون اين كار ور انجام مي دادند . يكي ديگر از پرواز هاي سخت براي هر هواپيمايي ، فرق نمي كنه سي - ۱۳۰ باشه ، بوئينگ باشه يا شكاري .. پرواز دسته جمعي يا به اصطلاح خودمون ( فورميشن ) است . حتمآ شما در مراسم هاي ملي پرواز هاي دسته جمعي رو ديديد كه سه تا سه تا ، يا بيشتر ،  هواپيماها در كنار هم قرار گرفته و از روي ميدان آزادي و يا از روي سر شما عبور مي كنند . و حتمآ هم پيش  خودتون فكر كرديد  اين يه پرواز معمولي است . مثل خود رو هاي ارتشي يا سربازان كه در كنار هم به صورت رديفي رژه مي روند ، اين ها هم همنطور !!

درصورتي كه شما از هر خلباني سوال كنيد خواهد گفت كه اين كار خيلي دشوار است . و براي عبور از روي همون ميدان آزادي ، كم كم دو هفته تمرين كرده اند . من حتي يادمه يك بار در همون رژيم گذشته ۳۲ فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ دريك پرواز فورميشن شركت كرديم !! ۱۶ فروند از تهران و ۱۶ فروند ازپايگاه شيراز !! هنوز هم هر وقت به آن پرواز فكر مي كنم ، انجام اش باورم نمي شود و هي فكر مي كنم خواب مي ديدم !! واقعآ شاهكار هنر و مهارت پرواز و خلبانان اون دوره بود .. بعد ها با سه فروند پرواز دسته جمعي مشكل داشتيم ! باز اجازه مي خواهم دراين رابطه يه مثال ديگه بزنم . چون حيفه نگم . بعد ممكنه فرصت اش بدست نياد . يه باربعد ازانقلاب  به مناسبت روز ارتش بود يا يكي از همين ايام ملي ، ما سه فروند سي - ۱۳۰ بوديم كه قرار بود از بالاي جايگاه واقع درميدون آزادي رژه بريم ... براي همين سه فروند ۵ تا هواپيما مدت ها تمرين مي كردند ....

 در روز موعود كه ازچندين ساعت قبل اش ما در اون ور منطقه كرج دور خودمون مي چرخيديم . وقتي اطلاع دادند حالا وقتش است به سمت آزادي راه افتاديم . خدا حفظ اش كند سرهنگ محسن نجفي كه بعد ها رفت بوئينگ البته  تيمسار شد . با ما بود . وقتي روي ميدون آزادي رسيديم محسن هواپيماشو خيلي چسبونده بود به بغل دستي ... تو گوشي بهش گفتم محسن جان خيلي خطرناكه .. يه تكان يا توربالانس هر سه منفجر مي شيم .. يه كم تو رو خدا فاصله بگير !! مردمي كه پائين هستند نمي دونند كه اين كار چقدر تاكتيكي و سخت است ! ده متر هم فاصله بگيرم ، برامون هورا مي كشند !! جمله اي پاسخم را داد كه تا دم مرگ هم فراموش نمي كنم . گفت : بهروز جان .. درسته كه مردم پائين با هر فاصله اي برامون هورا مي كشند و دست تكان مي دهند . ولي تنها اگه يه نفر آدم اون پائين  حاليش باشه ، ما براي نشون دادن مهارتمون به اون  يك نفر بايد كار خودمون رو درست انجام بدهيم . چه بسا ممكنه كارشناسان آمريكايي هم ببينند . پس ناراحت نباش ما كارمون رو مي كنيم ..

فكر مي كنم با اين توضيحات فراواني كه دادم  ديگه حسابي هم اهميت پرواز چتربازي رو متوجه شديد و هم پرواز دسته جمعي رو . در ضمن اين را هم بگم كه از نظر علمي يك ساعت پرواز چتر بازي برابر ۶ ساعت پرواز معمولي است ! دليل اش رو حالا نمي گويم . اگر اجازه بدهيد در پست بعدي توضيح دهم . شما لطفآ فكر كنيد كه چرا ؟ هر كي هم كه فكر مي كنه دليل اش رو مي دونه برام كامنت بگذاره .. فردا تو صفحه اسامي كياني كه درست پاسخ داده اند رو هم معرفي خواهم كرد ..بله عرض مي كردم كه ما براي شركت در همون مانور كلي تمرين مي كرديم . ليدر هواپيماهاي تهراني همين آقا محسن نجفي كه اون موقع معلم خلبان سي - ۱۳۰ بود . كه اون موقع يا ستوان يك بود يا سروان .. دقيق يادم نيست . و ليدر شيرازي ها هم خلباني بنام جباري بود . اين دو نفر يه خورده با هم لج بازي داشتند . البته آقا محسن از اون دسته آدم هاي مومني بود كه از قبل از انقلاب هم با تقوا و اهل عبادت بود . هميشه تو ساك پروازش نهج البلاغه پيدا مي شد ...

نمي دونم اختلاف اين ها سر چه بود . به هر حال در آخرين روز مانور ، قرار بود شب چتر باز پياده كنيم . مي دونيد كه تيپ هوابرد شيراز خيلي معروف است .  و چتر باز هاي ماهري رو تربيت كرده اند . در شب  واقعه همون آقاي جباري ليدر بود . و تمام هواپيماها چتر باز و تجهيزاتي كه بايد از بالا ريخته بشه رو بار زدند . قرار بود اين بار اون ها رو در منطقه اي نزديك دزفول پياده نمايند . ماموريت خيلي دشواري بود . البته هواپيماها هم نو بودند .. قدرت موتورشون خيلي بالاتر از حالا بود . از حق نگذريم خلبان و معلم خلبان هاي ماهري هم داشتيم .. كه متآسفانه تعداد زيادي از آن ها براثر سانحه اي در نزديكي ساوه سقوط كرده و كشته شدند . ( ماجراشو حتمآ شرح خواهم داد ) . ساعت ۹ شب ما همه براي پرواز آماده شده بوديم . من از اين كه جناب نجفي ليدر نبود كمي حالم گرفته بود ...از طرفي دلم هم مدام شور مي زد .  مي دونستم اتفاقي درشرف وقوع است .. براي اين ماموريت شبانه كلآ ۸ فروند پيش بيني كرده بودند . رمپ پرواز پر شده بود از مقامات ارتشي ....

هواپيماي من و آقا نجفي يكي بود .  ما چتر باز زده بوديم . ليدر هم كه جباري بود هم هواپيماش پر از چتر باز بود . از اون ۶ تا ديگه هم بعضي چتر باز و بعضي بار زده بودند . به هريك از بسته هاي بار هم چتري قوي متصل بود . سر ساعت بلند شديم . خوشبختانه هوا تقريبآ خوب بود ولي باد شديدي مي وزيد .. دعا مي كرديم روي منطقه " آلفا " كه محل فرود چتر باز هاست باد فروكش كند . اگرنه مجبوربودم يك شب ديگر اين ماموريت رو انجام بديم .. درهمون تاريكي شب هم خوب يادمه هواپيماها به صورت دسته جمعي ( فورميشن ) پرواز مي كردند .. لحظه خيلي حياتي براي همه بود . چون در اصل همه داشتند چك مي شدند .. از چتر باز بگيريد تا مسئول بار ها يا خلبانان و معلم خلبان ها !! اين جورموقع ها دلهره عجيبي سراغ آدم مي ياد .... وقتي به منطقه رسيديم ، از پائين اطلاع دادند شرايظ مناسبه . و ما مي توانيم چتر باز ها رو تخليه كنيم ... هواپيماي اول با موفقيت درمرحله نخست چتربازاشو پياده كرد . اون موقع از دو تا در چتر باز ها رو مي ريختيم ..

نوبت به هواپيماي ما رسيد . ما هم همين طور .. از هر دو در عقب در وحله نخست ۱۴ نفر رو ريختيم . يكي از مشكلات مهم دراين گونه پرواز ها علاوه بر تنظيم سرعت ، و پيدا كردن نقطه فرود كه نياز به محاسبه دقيق داره ، حفظ تعادل هواپيما در موقع تخليه است . كه كوچكترين اشتباه باعث برخورد هواپيماها و يا برخورد چتر باز به هواپيماي پشت سري بود.. خلاصه كنم ... تمام مراحل نفس گير با موفقيت به اتمام رسيد . فقط دور پاياني بود . نمي دونم چه اتفاقي افتاد كه دو تا ليدر با هم سر مختصات پروازي مشاجره شون كشيد . يه لحظه غفلت همان و انحراف درپرواز همان و بيچاره چتر بازها درمسير غير امن پريدن همان ... تا بخود آمديم كه مختصات رو اصلاح نماييم . ۱۰ - ۱۵ نفري پريده بودند . هيچ كارش هم نمي شد كرد .. از شانس بد و لعنتي ما در همون لحظه هم باد تغير جهت داده و بد از بد تر شده .. از پائين هي مي گفتند چرا اين چند نفر آخري رو نمي ريزيد ؟ درحالي كه ما خيلي وقت بود ريخته بوديم ... مكافات شروع شد ..

خلاصه بگويم در روي زمين همه بسيج شدند تا اين بنده خدا ها رو پيدا كنند . ما ديگه كارمون تمام شده بود . نيم ساعتي همون دور و بر ها چرخيديم شايد خبري كسب كنيم ... و عاقبت برگشتيم . نزديك تهران رسيديم كه خبر دادند  چتر بازان به  منطفه اي كه پر از سيم خار داراست فرود آمده اند . اكثرآ زخمي و آش و لاش هستند ... يك نفر فوت نموده .. و بقيه هم مجروح مي باشند .. صداي نعره جباري از توي گوشي بد جوري به گوش مي رسيد .. خيلي ها توبيخ شدند . ولي گزارش نهايي طو.ري نوشته شده بود كه تغير ناگهاني باد ، باعث اين حادثه گشته بود .. اگر چه باد هم عامل مهمي دراين فاجعه بود ، اما خطاي انساني حرف اول را در اين ماجرا مي زد ..

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

                                 ايام به كام


يادي از يك دوست

zzt3ummkffyvkjymm2dm.gif

مرحوم سرهنگ خلبان " آيت الهي " يكي از افسران شجاع و پر تلاشي بود كه درزمان جنگ افتخارات زيادي رو كسب كرد . او كه از بيماري كليه رنج مي برد ، عاقبت نداي حق رو لبيك گفت . روح اش شاد .


بياييد دعا كنيم

مطلع شدم برادر يكي ازخوانندگان محترم اين سايت جناب آقاي " مهندس فضلي " بر اثر بيماري قلبي نياز به عمل جراحي دارد . او را ۵ شنبه دربيمارستاني واقع در شهر شيراز عمل خواهند كرد . بياييم همه براي سلامتي وي و موفقيت در عمل قلب به درگاه خداوند دعا كنيم ..


تبليغات شما خوانندگان محترم

( رايگان )


همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود ندارد .


                              سایت تخصصی کامپیوتر و موبایل

http://www.informatice.blogfa.com/

jznyj02dnzonkmw3i2uo.gif

این سایت به پرسش و نیاز های شما مربوط به کامپیوتر و موبایل به صورت کاملآ تخصصی به زبان قابل درک توضیح می دهد . مدیر این رسانه پویا مهندس " ایمان مداح " است . برای مشاهده ( اینجا ) کلیک کنید


آچار فرانسه

یادداشت هایی در باره تبلیغات ، اينترنت و تبليغات اينترنتي

اينجا

tnonhi5y5gogfvtjlqbm.gif

http://weblog.shaar.com/


                                               شركت تبليغاتي ترانه شار

                                   تبليغات تلويزيوني / تبليغات اينترنتي / آتليه گرافيك / چاپ

اينجا

                                   ltnmwz1iwn0njgtmqmji.gif

http://www.shaar.com/


تبليغ ذيل متعلق به يكي از خوانندگان محترم اين سايت به نام آقاي " رضا ولي نژاد " است . مديريت سايت هيچ گونه مسئوليتي در قبال محتوا ، كيفيت و نرخ كالاهاي ارائه شده در اين صفحه را ندارد .

eynkzmwymuzw23wzodni.gif

وب سایت كتاب : http://php5.ir
تصویر جلد كتاب : http://php5.ir/images/cover.jpg
توضیح در مورد كتاب :
                                               كتاب خودآموز PHP 5

* آموزش قدم به قدم و نکته به نکته PHP برای ایجاد وب سایت های تعاملی
* منتشر شده در 6 زبان انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، لهستانی و اکنون زبان فارسی
* با بیش از 300 مثال آماده برای اجرا و 50 تمرین به همراه پاسخ به کلیه تمرین ها
* به همراه CD ضمیمه حاوی برنامه های لازم برای برنامه نویسی PHP و کدهای مثال ها و پاسخ به تمرین های کتاب
برای خرید به نشانی http://php5.ir مراجعه نمایید.

   یادی از مطالب گذشته

 

 

مدتی است برای آشنایی آن دسته ازعزیزانی که اخیرآ به جمع خوانندگان این سایت پیوسته اند ، نقبي به  نوشته هاي گذشته ام زده ام . اميدوارم پوزش بنده  در مورد عدم صفحه آرايي مناسب را به دليل بي تجربگي پذيرا باشيد .   

 

                                                          بهروز مدرسي 


  نقش ستون پنجم ، در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتیاینجا )

تصويري از آيت الله فضل الله مهدي زاده محلاتي


  روزی كه خلبان اعليحضرت همايوني ، خواب ماند ! (اینجا )

تصوير آرشيوي است


حقه خلبانان جنگنده عراقی ، در حمله به ايران !اینجا  )


  ماجرای اصابت موشک به هواپیمای سی - 130 در ارمنستان (اینجا )

 


  چگونه الکی الکی ، به آمريكا اعزام شدم !! (اینجا )

 

5ytzghemy5zdmmj4mcux.gif 


  

آيا تا به حال  " جانباز  شيميايي" تقلبي ديده بوديد ؟ (اینجا )

 


  • به جاي قطعه هواپيما ، بهروز وثوقي را تحويل دادند ! ( اینجا )  

 

 

 

 

 


  • چرا رنگ پوست خسرو شکیبایی بر عكس خاندانش سیاه است ؟

                                               

                                            برای خواندن این مطلب (اینجا ) را کلیک کنید


  • تنها نسخه اصلی رباعیات خیام ، با " تايتانيك " زير آب رفت .

                                  برای مشاهده مطلب (اینجا ) را کلیک فرمایید 


  ماجراي " جدا شدن سر " مسافري ، در مقابل چشم خانواده اش !  ( اینجا )


 پيشنهاد دو پست مهم دولتي توسط احمدي نژاد به من ( اينجا )

 


  چگونه به جاي يك دختر خارجي ، برادر پاسداري را تحويلم دادند ! (اينجا)

 


  چگونه يك " احوال پرسي " ساده از مرگ حتمي نجاتم داد ؟ (اينجا  )

wyzyjlymdmiejzf3memz.gif 


خر شما تا كجا پيش مي ره ؟ (اينجا  )

 


چگونه به يكي از دورترين پايگاه هاي عراق ضربه زدیم ؟ (اینجا )

 


چرا به خواستگاري خواهرم رفتم ؟!اينجا )

عكسي از دوران كودكي ام



- تعداد بازديد
  • 7342
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35