رابطه بالاترين با محمد رضا شاه و شوهر ننه من !
بي هيچ مقدمه اي مي خواهم برم سر اصل موضوع . فقط خواهش مي كنم خوب به عرايض من توجه فرماييد و از روي تعصب خداي ناكرده موضع مثبت و منفي نگيرد . چون پيشاپيش مي دونم خيلي ها مثل خود من تعصب شديدي روي بالاترين و مخصوصآ آقا مهدي گل و گلاب دارند . ولي چيزي كه من قصد دارم به آن اشاره كنم ، صرفآ نظر شخصي و احساس خودمه كه بيان مي كنم .
از زماني كه دست چپ و راست ام رو شناختم تا به امروز كه بيش از نيم قرن از سن و سال ام گذشته است يه عادت هميشه همراه من است . و آن اينه كه هر وقت عكسي مي بينم يا مطلبي مي خونم يا حتي موسيقي اي گوش مي كنم ، ناخود آگاه و بدون هيچ اراده اي ذهن ام به پرواز در آمده و مرا ياد يك ماجرا يا خاطره اي مي اندازد . خب مسلم است كه خاطرات همه شيرين نيستند . و طبيعتآ يه احساسي از خواندن و نگاه كردن به من دست مي دهد . كه اغلب غم انگيز اند . و همين حس لعنتي سبب مي شود كه نظرم روي اون نوشته و يا تصوير كه اصلآ و ابدآ ربطي به گذشته من ندارند ، مغشوش بشه ! و اين براي آدمي به سن و سال من خيلي ناخوشايند و دردسر سازه . بد نيست بدانيد يه مدتي هر وقت حس بدي به من دست مي داد ، نا خودآگاه اين حس منو ياد شوهر ننه ام مي انداخت !!

حتمآ تا حالا در لابلاي خاطرات گذشته ام متوجه شديد كه پدرم مادرم را از همون سن كودكي ام طلاق داده بود . و تقريبآ اواخر دوره دبيرستان ام به طور اتفاق اون هم با افتادن دنبال خواهرم ( اينجا ) و ( اينجا ) ، مادرام رو پيدا كردم . و ديدم شوهري داره كه اسم اش " اوستا رضا " است . بنده خدا بسيار آدم مهرباني بود ولي من از يك نوع رفتار او بسيار بدم مي آمد . يعني متنفر بودم . و آن اين كه اين اوستا رضا هميشه عادت داشت تو خونه زير شلواري تنگ و بدن نما بپوشه !! راستش رو بخواهيد از ته دل چندش ام مي شد . و زورم مي آمد به چنين آدمي حتي سلام بكنم . و همين رفتارش سبب شده بود محبت هاي اش به چشم من نيايد . جالب اين كه هر وقت اون حسي كه اول نوشته ام عرض كردم ، به سراغ ام مي آمد ، ناخودآگاه منو ياد شوهر ننه ام مي انداخت !
واقعيت رو بخواهيد از روزي كه با سايت بسيار خوب بالاترين آشنا شدم . هميشه يه پاي ثابت اين سايت بودم .و هر وقت فرصتي بدست مي آوردم يه راست مي رفتم اون جا و از خوندن مطالب متنوع آن لذت مي بردم . اما از شما چه پنهون هر وقت به هر دليلي چشمم به عكس آقا مهدي مي افتاد ، يه احساس خيلي بدي سراغ ام مي آمد . چه جوري بگم اون عكس هيچ روحي نداشت . چهره مردي رو نشون مي داد كه دماغ اش رو چسبونده به دوربين عكاسي و تصوير هم با آن رنگ هاي آبي مرده ، القاء كننده يه آدم فضايي بود . كه در آن هيچ مهر و محبت يا كشش عاطفي به چشم نمي خورد . با خودم فكر مي كردم اين آقا مهدي حتمآ يه آدم خشك و بي احساسي است . و تصويري هم كه قرار داده مجازي است و حتمآ يه كار گرافيكي است ! باز هم طاقت نياورده و چند بار با ترس و لرز براش پيغام گذاشتم كه آقا اين عكس رو عوض كن ...

ديگه يقين حاصل كرده بودم كه حدس و گمان من در باره آقا مهدي درست است . و سعي مي كردم كمتر به اون صفحه بروم تا اين احساس اوستا رضايه به سراغم نياد ... اين گذشت تا اين كه طبق معمول تو بالاترين بودم كه ديدم يك عكس بسيار دلنشين كه هر بيننده رو به خود جلب مي كرد در سايت قرار گرفته و زيرش توضيح داده شده بود كه اين عكس آقا مهدي مدير سايت بالاترين است . با ديدن اون عكس تمام احساس بدي كه داشتم از ذهن ام محو شد . راستي يادم رفت كه بگم همون طوري كه خيلي ها با ديدن كف دست و يا قهوه فال مي گيرند ، من هم با ديدن هر عكسي كه نشونم بدهند ، بدون اين كه قبلآ صاحب عكس رو ديده باشم شخصيت اون آدم رو خيلي كامل تشريح مي كنم . و به همين دليل تو تحريريه خانم ها مرتب هر روز به من عكسي رو نشون مي دهند تا در باره اون عكس نظر بدم !1
درد سرتون ندم با ديدن عكس واقعي آقا مهدي متوجه شدم چه شخصيت مهربون ، صبور ، قاطع ، كم حرف و زيرك البته كمي اقتصاد گرا و آينده نگري دارد . بعد ها ديدم اشخاص ديگري از دوستان آقا مهدي در بخش نظرات ازش خواسته بودند اون عكس رو عوض كنه ... اين گذشت و تقريبآ بدون هيچ احساس نا خوشايندي مطالب سايت بالاترين رو هميشه مي خوندم . ولي از اون جايي كه من شانس ندارم ، همين چند روز پيش بود كه چشمم به يك اطلاعيه به قلم آقا مهدي افتاد .. با اشتياق اون صفحه رو سيو كردم تا با اين كانكشن هاي ضعيف ايران بتونم خوب بخونم . و بالاخره رفتم و خوندم ... ولي در لابلاي گفتار منطقي آقا مهدي ، نمي دونم چرا مرتب " محمد رضا شاه " جلوي چشمم مي آمد ؟!! هر چه فكر كردم دليل اش رو ندونستم . اين رو جدي عرض مي كنم دوستان ...
خيلي در اين مورد فكر كردم . به اين نتيجه رسيدم شايد به خاطر جملاتي چون " ما بر آن شديم تا بساط محفلي ها رو جمع كنيم .... ( تقريبآ چيزي شبيه به اين مضمون )
ما اجازه مي دهيم ....
البته من حدس مي زنم شايد به خاطر اين سطور باشه .. دقيقآ نمي دونم . براي همين گفتم اين بار بيان نمايم تا شايد دوستان ديگر بر غلبه بر اين احساس كمك ام نمايند . عزيزان به من خرده نگيريد . من فقط و فقط در يك محيط دمكراتيك احساس ام رو گفتم . و مهدي جان رو خيلي هم دوست دارم و به عنوان يك جوان خلاق هميشه تحسين اش مي كنم . ولي با اين احساسم نمي دونم چه كنم ... شما به من بگيد چه كنم ؟!!
با احترام و تشكر :
بهروز مدرسي
ايام به كام
پي نوشت :
عزيزان همان طور كه وعده داده بودم از اين پس اين قسمت رو به تبليغ رايگان براي خوانندگان محترم اختصاص خواهم داد . با ارسال تقاضاي خود با تصوير به آدرس جي ميل ام ، در نوبت قرار خواهيد گرفت : ( مديريت اين سايت هيچ گونه مسئوليتي در قبال آگهي هاي درج شده ندارد )
جوياي كار :جواني متآهل ، با تجربه و خوش بيان و بر خوردار از روابط عمومي قوي و ضامني معتبر كه داراي سابقه فعاليت و مديريت در امر هتلداري است ، جوياي كار در اين حرفه است .. اين فرد آمادگي خدمت در شهرستان هاي ايران و كشور هاي حاشيه خليج فارس را دارد . صاحبان هتل و رستوران هاي بزرگ در صورت نياز با جي ميل مدير اين سايت مكاتبه فرمايند
نمايشگاه و نمايندگي خودرو در آمريكا
آقاي ( Keith GHanian ) هموطن ايراني ما در ايالات متحده آمريكا نمايندگي انواع خودروهاي ايراني پسند از قبيل فورد ، مركوري ، جي ام و ... را دارد . نمايشگاه اين ايراني عزيز هميشه براي مشاوره و پاسخ گويي به هموطنان گرامي آماده است . براي آشنايي بيشتر با اين هموطن به سايت او به آدرس : http://www.countrysidegm.com/index.cfm مراجعه فرماييد .
فابل توجه گردشگران
سيزدهمين شماره نشريه داخلي انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرتي و جهانگردي ايران ويژه مرداد ماه با نام " گردشگران " منتشر گرديده است . مدير مسئول اين نشريه آقاي محمود فرنودي است .براي مشاهده مطالب خواندني آن به آدرس اينترنتي : www.aattai.org مراجعه فرماييد . " بدترين خاطره يك سفر هوايي " و " جاذبه " عنوان مطالب بسيار خواندني است كه به قلم همكار عزيزم سركار خانم " فريناز عسگري " با قلمي بسيار شيوا به رشته تحرير در آمده است . در اين نشريه علاوه بر استاد خوبم جناب فرنودي ، بزرگان و انديشمنداني چون آقايان :عليرضا باري پور و هادي عباسي نيز حضور دارند .





سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه

جناب مدرسی عزیز در مورد ابتکارتون و قرار دادن تبلیغات افراد بشما تبریک میگویم هم کار زیبا و جدیدی است و هم اینکه موجب کمک به دیگران میشود .امیدوارم دیگران هم از جنابعالی پیروی کنند.
سلام
اقاي مدرسي
اعتقاد من اين هست كه هرچه ضمير ما پاك تر باشه حس ششم قوي تري داريم
يادم باشه عكس يك بنده ي خدا رو بفرستم براي شما تا شما يه نظري روي عكس بفرماييد
شوخي كردم
در پناه خدا باشيد
ببخشيد اقاي مدرسي
جسارتا در حال حاظر تنها مشكلي كه سايت شما با اون مواجه هست همان مسئله ارسال كامنت هاست
اگر اين مشكل رو هم برطرف كنيد عالي مي شه
خدا نگهدار شما
noz عزيزم . مرسي از اظهار نظرت . من هم اميدوارم ساير دوستان هم با اين كار فرصت معرفي و در جلوي ديد قرار گرفتن رو به آن هايي كه توان پرداخت هزينه تبليغات را ندارند فراهم نمايند . البته من نمي دانم چرا استقبال نشده است !! شايد باور ندارند كه رايگان است . شايد هم دوستان به خاطر اين تعطيلات به مسافرت رفته اند . به هر حال من آماده براي معرفي هستم .
*****
سلما جان عزيزم . خوبي دخترم ؟ مثل هميشه با حضورت به من قوت قلب مي دهي . اما اين قضيه نگاه كردن به عكس رو جدي مي گويم . اي كاش از همكاران سابق و فعلي من مي توانستي بپرسي تا باورت بشه . جالب اين كه وقتي من در باره عكسي نظرم رو مي گويم ، همه مي گويند دقيقآ همينطور است . يكي از دختر خانم هاي موند بالاي مجله چند وقت پيش رفته بود دبي . اون جا لب استخر با آقا پسر پولداري آشنا شده بود و همون اول بسم الله عكس طرف رو گرفته بود تا به من نشون بده ... و خب من هم كامل توضيح دادم چه خصوصيتي داره !! و باور مي كني هر چه گفتم دقيق بود . بهش گفتم اين پسره خيلي اهل جوك گفتن و خنديدن است .. گفتم خيلي دست و دل بازه ... گفتم يك مشكل خيلي سختي داشته ... و كلي چيز هاي ديگه و همه آن ها درست بود . حتي تو تلويزيون هم كه بودم هر روز بچه ها مخصوصآ خانم ها عكس اقوام شون رو مي آوردند . يكي عكس جاري اش رو مي آورد و ..
سلما جان اگر به كامنت هاي پست هاي قبلي نگاه كني خواهي ديد هر از گاهي شخصي به نام امير مي زد تست .. درست شد ... و اين همون طراح سايت است كه طفلك حتي مجبور شد يك بار ديگه قالب رو عوض نمايد . ولي هر كاري مي كنه خراب مي شه . علاوه بر آن مشكل چيدمان عكس ها است . من تمام تصاوير را كه هر كدوم شون رو به چه بدبختي از اين ور آن ور جمع مي كنم . وقتي پست مي شود با تعجب مي بينم يكي رفته راست ، يكي پائين يكي نيست و ...
باز كامنت رو مي شود كاري اش كرد .
مشكل ديگر من پيوند ها است . قبلآ بلاگرد بود كه اصلآ پيوند هاي من را نشان نمي داد . و حالا عوض كردم بلارولينگ گذاشتيم . اون هم فقط روز اول تعدادي لينك همكاران رو قرار داد بعد من هر كار مي كنم به صورت مربع هاي كوچك مي افتد . از جمله لينك شما !!
انشاالله اين هم هر چه زود تر درست بشه
مواظب خودت باش عزيزم .
با سلام و صبح بخير
ضمن پوزش از عدم تماس ديشب اينجانب به خاطر ديسشارژ گوشي موبايل .
امروز تا پيش از ظهر تماس خواهم گرفت خدمتتان /
سلام ، در مورد این حسی که داشتید باید بگم که من هم اوایل (تقریبا پارسال بود که با بالاترین برخورد کردم) بعضی از طرز برخوردها باعث شد که همین حس به سراغ من بیاد و از این سایت دور بشم (البته اون موقع فقط خواننده سایت بودم اما دو سه ماه بعد عضو شدم) ... بهرحال ، در یک مدل کوچک از یک جامعه دمکرات که خیلی سعی داره خودش رو چند صدایی نشون بده ، گاهی اوقات بعضی کارها ، رفتارها یا حتی نقل قولها باعث میشه تا ذهن اعضا از هدف اصلی منحرف بشه . هدفی که همه ما به نوعی به خاطرش در بالاترین عضو شدیم و عضو هستیم . در ضمن ، این نکته نباید فراموش بشه که راضی کردن یا به نوعی راضی نگه داشتن همه اعضا تقریبا غیرممکن است .
hi, ready for link exchange? email me
سلام اقاي مدرسي
ولي من كاملاصحبت شما رو قبول دارم اخه با اين موضوع برخورد داشتم راستش رو بخوايد مامانم حس ششم خوبي داره يادم هست پدرم يكي از همكارهاي خودشون رو كه چندسال با هم دوست صميمي بودن به خانه دعوت كرده بودن ما براي اولين بار بود كه ايشون رو مي ديديم مامانم همان اولين ديدار تمام خصوصيات رفتاري بنده خدا رو به بابام گفت و گفتن كه احساس خوبي ندارم كه با اين اقا رفت و امد كنيد و بعد از مدتي پدرم اقرار كردن كه هرچي مامانم گفته بود درست هست
لينك سايت من زياد مهم نيست شما لطف زيادي به من كرديد الان بيشترين بازديد كننده ي وبلاگم از طريق سايت شما ست و من لطف شما رو فراموش نمي كنم
در پناه خدا سالم و سلامت باشيد
سلام خلبان
والا راستش اين حسي كه شما داريد براي من فراتز از حس رفته و عملا هم دارم يه چيزايي رو مي بينم هم ميشنوم
متاسفانه اگر واقع بين باشيم بايد بگم كه لينكهاي بالاترين به اندازه قابل توجهي جهتگيري ضد حكومت ايران رو داره و شاهد هستيم كه صاحبان بالاترين هم حمايت غيرمستقيمي رو از اين قضيه دارن
البته نقش محفلي ها هم واضحه !!
ba dorood kedmate jenabeali. ensan az tawanaiihaye ziadi barkhordar ast chon bafte selloli yekist.mohem in ast ke in tawanaiihara chtor beshnacim wa parwaresh dade ta tahte kontrol dar awarim. man zamani ke dochare in halati ke jenabeali margoom famrmodehid beshawam .aghar kamelan shakhci bashad ba zohoore in halat sariianan nogte did ra awaz mikonam wa be in miandisham ke cher bayad be khater moredi ke momken ast baraye milunha ensan pish biayad ke dar sadade ranjeshe khatere khod bar aayamwa.wa dar haman zaman khodam ra khalas mikonam wa aghar dar zamane dighari dobare ba in mozu bar khord kardam be in mozu mipardazam ke cher bayad khodam ra azar bedaham. in nazare man ast. bebekhshid ke mosaddee ogate sharif shodam. payande iran. bedrood.
ضمن سلام
بعنوان فردی که به خلبانان احترام میگذارد"خواهشمندم از خاطرات زمان جنگ واز مسایل فنی هوانوردی بیشتر بنویسید. متشکرم
سلام جناب مدرسی عزیز
شما هم احساس من رو داری وقتی موسیقیهای دههء 1360 رو میشنوم احساس اعدام و مرگ به من دست میده به حر حال هر چیزی که مرا یاد سالهای دههء 1360 و اوایل انقلاب میندازه من را به یاد بد بختییام میندازه.
خاطرات روز اول حمله به مهرآباد خیلی جالب بود جالبه بدونید اون 707 سوخترسان که باک بنزینش سوراخ شده بود با هزار زحمت تا اواسط جنگ اگر اشتباه نکنم تعمیر شده بود.
سایت بالاترین هم سایت بسیار کار درستی است من که باهاش مشکلی ندارم آقا مهدی هم خوبه.
راستی شما رجیستر اون سه تا خوفاش(EC-130E/H را نمیدانید ممکنه کمی در موردشون خاطرات برامون بگید.
یک سوال هم داشتم در مورد اون دوفروند هلیکوپتر سیکورسکی AS-61A توی دوشان تپه که برای امور VIP استفاده میشدند.
میشه در موردشون توضیح بدین چه رنگی بودن؟
بعد از مدتها که ویندوز کامپیوترم را عوض کردم توانستم برایتان کامنت بگذارم من پس از هر مطلب جدیدتان یک کامنت میگذاشتم اما به دستتان نمیرسید.
با تشکر فراوان از شما خدا نگهدارتان.
سلام
الان که این خطوط رو مینویسم ساعت 4:06 بامداد هست در حالی که دو ساعت دیگه باید برم سر کار امشب کمی بی خوابی به سرم زد یه چرخ نیم ساعته تو نت زدم و یاد شما و نوشته هاتون افتادم اودم تو سایتتون که تو آخرین نوشته دو تا لینک به مطالب گذشته داشتین خوندن همین دو پست منو کنجکاو کرد تا پست هایی از خاطراتتونو بخونم ماجراهایی مثل خوستگاری و عاشقی وووو
خیلی لذت بردم راستش یادم خاطرات خودم افتادم
الان 28 سالمه حدود 17 سالگی عاشق دختر همسایه که سه سال ازم بزرگتر بود شدم که این علاقه از محبت های او بود که شروع شد ....
خیلی با احساس نوشتید ....
چند روز پیش از خدمتتون در باره خلبانی و نحوه انتخاب هواپسما سوال کردم که ممنون از پاسختون میخواستم اینبار هم چنین سوالی بپرسم که بماند فردا مطرح میکنم
فقط این طرح گذاشتن تبلیغات در سایتتون رو متوجه نشدم برای چی هست
میبخشید که فضولی میکنم اما از اونجایی که به شخصیت حضرتعالی علاقمندم ممنون میشم بفرمایید تا منم تو جریان باشم
موفق و سلامت باشید
آقامن که میشناسمت خواهشا" برای یکبار درتمام زندگیت کمتر چاخان کن؟!
خلبان کهنه کار و ....کار و....کار
دست بردار نصف مطالبت بخصوص درباره خودت یه خورده چاخان (ببخشید:اغراق آمیز)هست ماکه میشناسیمت
سلام
از پست های خیلی خوبتون ممنونم
میخواستم بدونم برای خلبانی هواپیماهای مسافربری اگر کسی عینکی باشه چی میشه؟
و اگر کسی سینوزیت داشته باشه...
ممنونم
سلام
از پست های خیلی خوبتون ممنونم
میخواستم بدونم برای خلبانی هواپیماهای مسافربری اگر کسی عینکی باشه چی میشه؟
و اگر کسی سینوزیت داشته باشه...
ممنونم
سلام
از پست های خیلی خوبتون ممنونم
میخواستم بدونم برای خلبانی هواپیماهای مسافربری اگر کسی عینکی باشه چی میشه؟
و اگر کسی سینوزیت داشته باشه...
ممنونم
جای تاسف داره . شما که تحصیل کرده نظام شاهنشاهی هستین و از امکانات و صدقه سر اون رژیم خلبان شدین و به آمریکا فرستاده شدین , حالا محمد رضا شاه فقید خار چشم شما شدن و یاد رضاشاه با پیژامه می افتین ؟ حداقل نمکی میخورین نمکدون نشکنین !!!! این رسمش نیست ... هر بدی ای هم داشته یا نداشته حداقل از امروزی ها بیشتر برای شما مفید بوده .
بنده از دوستان قدیمی شما هستم ارش و بهار وخانم(ا) چطورنداگر شناختی یک
زنگ بزن
پاسخ
دوست عزيز و گرامي
اگه نمي فرمودي كه دوست قديمي هم هستي ، باز هم وظيفه خودم مي دونستم كه با شما دوست گرامي تماس بگيرم .. ولي نمي دونم چرا از بيان نام خودت طفره رفتي ؟ خوشحال مي شوم يك نشاني ... چيزي ..بده .. چون همه دوستان من از بنده طلبكارند .. اينه كه مي ترسم با دوستان قديم تماس بگيرم ( چشمك ) ولي از شوخي گذشته لطفآ خودت رو معرفي بكن يا يك نشوني از خودت بده نه از من
موفق و پيروز باشي
بله
ovRB9q gyuyegzkpdef, [url=http://fjfiulkxcsrc.com/]fjfiulkxcsrc[/url], [link=http://rizvygahbbsf.com/]rizvygahbbsf[/link], http://mgkrrkntpvqz.com/
Of8RuP pcptreyqifmh, [url=http://grkyvemoauav.com/]grkyvemoauav[/url], [link=http://dkvntidxjehr.com/]dkvntidxjehr[/link], http://udhseerbbwsu.com/