درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  آيا كمبود حقوق خلبانان واقعيت دارد ؟

چرا خلبانان در شهر مسافر كشي مي كنند ؟!

تصوير تزئيني است

كمي جلوتر ماشين را نگه مي دارد . رويش نمي شود مانند سايرمسافر كش ها  با صداي بلند ميدان گمرك و راه آهن را فرياد بزند . جوان معتادي به او نزديك شده و مي گويد

چرا خلبانان در شهر مسافر كشي مي كنند ؟!

تصوير تزئيني است

 

 به بهانه مقدمه  :

  • از روزنامه وزين و خوب "  اعتماد ملي " تشكر و قدرداني مي كنم كه با معرفي سايت يادداشت هاي يك خبرنگار باعث شد تا آقاي محمود فرنودي  صميمي ترين دوست و همكلاسي دوران دبيرستانم را بعد از 36 سال پيدا نمايم .

  • چندي پيش حجت اسلام علي زادسر نماينده جيرفت و عنبرآباد از رئيس جمهور و اعضاي دولت خواست تا فكري به حال خلبانان كشور و حقوق آن ها كرده تا از جذب آنان به كشور هاي حاشيه خليج فارس ممانعت شود .

  • اين نماينده مجلس طي گفتگويي با خبرگزاري ايسنا خاطر نشان كرد بسياري از خلبانان به دليل پائين بودن سقف حقوق دريافتي ، خلباني شغل دوم آن ها محسوب مي شود و از اين رو برخي از آنان در آژانس هاي مسافر بري مسافر كشي مي كنند . عده اي در رستوران ها پشت دخل مي ايستند و يا در مغازه كار مي كنند و ...

  • بنده در زمان حضورم در نيروي هوايي فقط چند مورد از اين مشاغل را توسط خلبانان شاهد بوده ام . ولي اكثرآ آنانان  از رفاه كامل برخوردار بودند .

تصوير تزئيني است

 يك روايت در چند پرده : 

مكان : فرودگاه مشهد

زمان : يكي از روز هاي سال 85

ميني بوس   خلبانان و خدمه پروازي را از هتل لوكس و مجلل چهار ستاره سوار كرده و به سوي فرودگاه در حركت اند . يكي از بچه ها از كاپيتان ايكس خواهش مي كند در صورت امكان به راننده ميني بوس دستور داده تا در سر راه خود دوري اطراف حرم امام رضا ( ع ) بزند و سپس راهي فرودگاه شوند . راننده با شنيدن اين پيشنهاد چهره عبوس خود را در هم كشيده و در حالي كه پك غليظي به سيگار بد بويش مي زند با لهجه غليظ مشهدي اش زير لب مي گويد : مو كه داشتوم از اون ور م رفتوم يره .. و در همين حال سر ماشين را به سمت بالا خيابون مي چرخاند . كروي پروازي هريك در خلوت خود  در حالي كه با امام خود به راز ونياز مشغولند از پنجره  ميني بوس محو تماشاي عظمت بارگاه و زوار مي شوند . بعد از چندي خود را در محوطه شلوغ فرودگاه مي بينند .

خلبان به همراه كمك خودش وارد دفتر عمليات شده و بقيه خدمه براي سوار كردن مسافران به سمت هواپيما مي روند . در ساختمان ديسپچ و عمليات خلبان بعد از پر كردن فرم حاوي اطلاعات هواپيما كه شامل نام خلبان ، ارتفاع مسير ، مقدار سوخت ، تعداد مسافران و فرودگاه رزرو است . وضعيت فعلي هواي بين راه و مقصد را به همراه پيش بيني هاي بعدي اداره هواشناسي را دريافت مي كند . و بعد از خوش و بش كردن با كارمندان به سوي هواپيما مي رود . بعد از بازديد اوليه اطراف هواپيما و محفظه چرخ ها وارد كابين بوئينگ 707 مي شود . مهندس پرواز سرگرم محاسبه سرعت لازم طي جدول استاندارد است .  لودمستر از توي گوشي به كاپيتان اعلام مي كند كه مسافران همه سوار شده اند . كمك خلبان از روي چك ليست دستور العمل قبل از پرواز را يكي يكي مي خواند .

 كاپيتان  خونسرد با چك كردن سيستم ها ، يكي يكي جواب كمك اش را كه در صندلي سمت راست نشسته است را مي دهد . بعد از اين كه چراغ نشان دهنده وضعيت در ها در جلوي خلبان خاموش مي شود كاپيتان از طريق فركانس " يو اچ اف " با برج مراقبت پرواز تماس گرفته و اجازه استارت مي گيرد . بعد از دقايقي عقربه هاي " آر پي ام " و ديگر آلات دقيق ها وضعيت  هريك از موتور ها  را به خلبان و كمك اش نشان مي دهد . كاپيتان اين بار از برج تقاضاي خزش ( تاكسي كردن ) را مي گيرد .و بعد از مدتي در ابتداي باند وضيعيت  خود را به برج گزارش مي دهد . مدتي بعد با غرش چهار موتور قدرتمند جت مسافر بري هواپيما به تدريج از انتهاي باند راهي آسمان مي شود . كاپيتان به رسم هميشه بعد از بلند شدن سمت چپ پيچيده و بعد از چرخش نيمدايره از بالاي حرم مي گذرد .

مسافران با متمايل شدن هواپيما به سمت چپ بار ديگر با گنبد طلايي حضرت وداع مي كنند . عقربه داخل كابين  باد مخالف و سرعت آن را به خوبي نشان مي دهد . بيش از  نيم ساعت از لحظه بلند شدن نگذشته است كه از پنجره هاي سمت راست هواپيما كوه سربه فلك كشيده دماوند خودنمايي مي كند . هنوز مزه كيك و چايي و شكلات  از گلوي مسافران پائين نرفته است كه صداي سرمهماندار نويد رسيدن به تهران رو مي دهد . و متعاقب آن خواهش مي نمايد كه كمر بند ها را ببنديد . دقايقي بعد جت مسافربري پرواز مشهد به آرامي بر باند 29 چپ فرودگاه مهر آباد  فرود مي آيد . كاپيتان به آرامي از سرعت هواپيما كاسته و اواسط باند از خروجي شماره 33 وارد رمپ پرواز مي شود . با وصل شدن پلكان مسافران با لبي خندان پائين مي آيند ..

پرده دوم  :

مكان : منازل سازماني پايگاه  :

زمان : همان روز

 

كاپيتان  در حالي كه ساك پرواز خود را در دست دارد خسته وارد منزل مي شود . همسرش مريم با شنيدن صداي در به استقبال شوهرش مي رود . كاپيتان بعد از بيرون آوردن لباس پرواز خود و بعد از خوردن يك ليوان چايي تازه دم ، سراغ بچه ها رو مي گيرد . و دقايقي بعد با پوشيدن شلوار جين و يك پيراهن اسپرت و كفش هاي كتاني اش  از همسرش خداحافظي مي نمايد . مريم خطاب به كاپيتان مي گويد اگر خسته هستي نرو ...  كمي هم استراحت براي تو لازم است . خلبان تيز پرواز در حالي كه لبخندي بر لب دارد مي گويد : كي گفته كه خسته ام ؟ و لحظاتي بعد در حالي كه  با لنگ رنگ و رفته خود دستي بر شيشه هاي خاك گرفته ماشين اش مي كشد ، آن را نميز كرده و اتوموبيل اش رو روشن  مي كند . و از در پايگاه به آرامي خارج مي شود . ..

 

پرده سوم  :

 

مكان : ميدان آزادي

زمان  : همان روز

 

ترافيك شديدي در اطراف ميدان آزادي به چشم مي خورد . كاپيتان وارد ضلع جنوبي ميدان مي شود . صد متر جلو تر تعدادي مسافر ايستاده اند . او با دقت به چهره مسافران مي نگرد تا خداي ناكرده كسي آشنا در بين آن ها نباشد . زماني كه مطمئن مي شود كسي او را نمي شناسند ، جلوي پاي مسافران مي ايستد ... آقا انقلاب مي خوره ؟ بله بفرماييد ..  نفري چند مي گيري ؟ هر چه دادي خدا بركت بده ..  هنوز آخرين مسافر سوار نشده است كه صداي بلند افسر پليس او را به حركت نمودن سريع فرمان مي دهد ... كاپيتان با عجله به سوي ميدان انقلاب حركت مي كند ... بعد از پياده كردن مسافران خود ، به ابتداي خيابان كارگر جنوبي مي پيچد . تعداد زياد مسافر بر هاي شخصي و تاكسي هاي خطي جايي براي ايستادن باقي نگذاشته اند...

 

كمي جلوتر ماشين را نگه مي دارد . رويش نمي شود مانند سايرمسافر كش ها  با صداي بلند ميدان گمرك و راه آهن را فرياد بزند . جوان معتادي به او نزديك شده و مي گويد مي خواهي چهار تا مسافر براي راه آهن برات پر كنم ؟ مي پرسد چقدر مي گيري ؟ پانصد تومان !!  من چقدر از مسافر ها بگيرم ؟ نفري 700 تومان ..  هنوز جمله او تمام نشده است كه چهار نفر به مقصد ميدان راه آهن درون اتوموبيل جاي گرفتند .. او بعد از دادن پول جوانك به سمت مقصد راه مي افتد .. بعد از گذشت سه چهار ساعت و چرخيدن در خيابان هاي شلوغ تهران ، تصميم مي گيرد مسير را طوري انتخاب كند كه به سمت پايگاه بخورد . بعد از نيم ساعت معطلي عاقبت سه مسافر را براي سه راه آذري سوار مي نمايد ....

 

پرده چهارم  :

 

مكان  : منزل خودش

زمان : همان شب

 

خسته و كوفته روي مبل لم داده است .  همسرش مريم مي گويد كاسبي امروز چه طور بود ؟ پاسخ مي شنود به خستگي اش نمي ارزد .  زن مي گويد  ناهيد خانم مي گفت ناصر بعد از ظهر ها مي رود هتل  و پشت صندوق مي ايستد . چرا تو اين كار را نمي كني ؟ كاپيتان مي گويد آخه اين كار هم پارتي مي خواهد ..  مريم مي گويد مگر نگفتي دوستت آقاي محمود فرنودي رو پيدا كردي كه زير هتل بزرگ تهران دفتر هواپيمايي داره ؟ آره خب كه چي ؟ خب خودت گفتي كه با صاحب هتل دوسته ..  خب كه چي بشه ؟ بابا جان برو به آقاي فرنودي بگو سفارش تو رو به صاخب هتل بزرگ آزادي بكنه .. آخه روم نمي شه ... بعد از 36 سال برم از مشكلات ام بگم  ؟ زن مي گويد تو اگه روت نمي شه من تلفني مي گم !! بهتر از مسافر كشي و كار تو مغازه است ...

 

                                             *********

آن چه در بالا گذشت تنها تجسمي از سخنان نماينده محترم مجلس خطاب به هيات دولت بود . ولي تا آن جا كه حقير اطلاع دارم اكثر خلبانان محترم هواپيمايي ملي و نيروي هوايي از رفاه و آرامش كاملي برخوردارند . اگر چه به گفته اين نماينده محترم بعضي ها واقعآ از كمي حقوق رنج مي برند . ولي جهت آگاهي عزيزان خواننده عرض مي نمايم : در گردان ها پروازي افسران بيشماري در آزمون خلباني قبول شده اند . و قادر به پرواز مستقل هم هستند . اما تا مرحله تاكتيكال و حرفه اي شدن  هنوز زمان لازم است . اين عده اگر چه خلبان ناميده مي شوند ، ولي هنوز در ابتداي راه اند . خب طبيعي است كار شرافتمندانه هرگز عيب نبوده و خلبان هم چون همه اقشار مملكت خق برگزيدن حرفه اي ديگر دارد .

پي نوشت : سخنان نماينده مجلس :

زادسر تاكيد كرد: طبق تحقيقاتي كه انجام داده‌ام و با مشاهده فيش حقوقي برخي خلبانان، آن چه به آن‌ها بعد از كسورات داده مي‌شود، بين 350 تا 360 هزار تومان است كه اين سوال در اين جا پيش مي‌آيد كه يك خلبان با اين حقوق چطور مي‌تواند زندگي كند. در واقع آن‌ها با سيلي صورت خود را سرخ نگه داشته‌اند.

زادسر خاطرنشان كرد: بسياري از خلبانان كشور، خلباني جز شغل دوم آن‌ها محسوب مي‌شود و طبق اطلاعات بنده عده‌اي از آن‌ها در آژانس‌هاي مسافربري، مسافركشي مي‌كنند و عده‌اي در رستوران‌ها پشت دخل مي‌ايستند و يا در مغازه‌ها كار مي‌كنند تا زندگي خود را اداره كنند.

وي ادامه داد: در حالي كه كمترين حقوق يك خلبان در دنيا بين 5 تا 7 هزار دلار در ماه است، لذا از خلبانان ايران چه توقعي مي‌توان داشت. بيش از 50 نفر از آنها تاكنون از كشور خارج شده و در كشورهاي عربي آسيايي با حقوق ماهانه 6 تا 10 هزار دلار مشغول به كار پرواز شده‌اند و دعوتنامه‌ي اينترنتي هم از شركت هواپيمايي خصوصا كشورهاي حاشيه خليج فارس براي خلبانان ايران فرستاده مي‌شود و عنوان شده تمام امكانات براي آنها در نظر گرفته مي‌شود.

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس با اشاره به فصل بودجه‌ريزي، از رئيس جمهور و دولت خواست فكري به حال خلبانان كنند و در ادامه گفت: چه كسي گفته بليط هواپيما گران نشود، اما خلبان ما حقوق نداشته باشند و حقوق آنها كمتر از يك راننده اتوبوس و سواري باشد؟! چه كسي گفته خلبانان بايد سوبسيد مسافران هوايي را بدهند؟ در حالي كه بيش از 50 درصد مسافران هوايي از مقامات كشور هستند كه پول بليط آن‌ها از بيت‌المال پرداخت مي‌شود و حتي عنوان مي‌شود هر كس نمي‌تواند سوار هواپيما شود، سوار نشود.

زادسر در ادامه گفت: كمترين نرخ هواپيما هر ساعت و هر صندلي در دنيا 80 تا 100 دلار است، ولي در كشور ما وضعيت به اين گونه است كه مشاهده مي‌كنيد.

وي با تاكيد بر تلاش دولت و رئيس جمهور براي جلوگيري از خروج خلبانان از كشور گفت: براي هر خلباني دهها ميليارد تومان هزينه شده، ولي به دليل مشكل معيشتي آن‌ها مجبور مي‌شوند از كشور خارج شوند و تا چنين نيروهايي دوباره ساخته شوند بايد ميلياردها دلار هزينه شود. پس بايد در اين راستا فكري اساسي صورت گيرد.

براي خواندن اصل خبر(  اينجا ) را كليك كنيد .

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

                          ايام به كام

- تعداد بازديد
  • 30445
  • مرتبه

    نظرات

    "جناب مدرسی سلام راستش منظور من این بود که خلبانها از لحاظ ویرگی های اخلاقی چه طوری اند ضمنا چرا این دوست عزیزم که نامزدش خلبان بود چرا ناراحت بود لطفا کمکم کنید
    پاسخ
    عزیزم .. باورت می شه من از پاسخ دادن به کامنت های بی هویت ناراحت هستم .. و انگاری با خودم حرف می زنم .. !؟
    لطفآ اقلآ یک نامی بنویس تا بدونم مخاطب ام مرد است یا زن

    "جناب مدرسی با عرض سلام می خواستم ازتون خواهس کنم یک توضیح کامل در مورد ویزگی های رشته خلبانی نظامی بنویسید ازتون خواهش می کنم
    پاسخ
    حسین جان عزیز .. خلبانان نظامی هم مانند سایر حرفه ها از انسان هایی با شخصیت های متفاوتی شکل گرفته است
    ولی در یک چیز مشترک هستند .. نظم ، انظباط ، وطن پرستی ، و آماده دفاع از کشور از ویژه گی های اصلی آن هاست
    ضمن این که به دلیل حضور در آسمان ها .. و احساس نزدیکی به خدا ، انسان هایی قانع و مهربان هستند
    به لحاظ حرفه منحصر به فردی که دارند .. و هیچ گاه معلوم نیست سالم به زمین برگردند ، همیشه با اطرافیان و خانواده مهربان هستند .. و در لحظه خداحافظی از خانواده .. مدام به این فکر می کنند نکنه این آخرین دیدار باشه
    همین

    az shoma babate hame chiz motshakeram
    پاسخ
    قربون شما بهرام عزیزم
    خواهش می کنم پسرم .. من که کاری انجام ندادم

    با عرض سلام و خسته نباشید می خواستم بدانم کسی که در آموزشگاه خصوصی آموزش خلبانی دیده و به زودی مدرک می گیرد به زودی میتوانداستخدام شود یا خیر ؟باچقدر حقوق؟خیلی ممنون.

    سلام خواهش مي كنم يه توضيح كامل درباره حقوق خلبانهاي نظامي يا بنوسيد يا ايميلم بفرستيد
    اپاسخ
    امیر عزیز و نازنین
    با تشکر از شما .. راستش را بخواهی من اصلآ اجازه ندارم در باره حقوق خلبانان نظامی اطلاعاتی را منعکس کنم .. اولآ دقیقآ نمی دونم
    دوم این که .. اگر هم می دانستم .. نمی توانستم .. چون جز اسرار ارتش به حساب می آید
    سوم این که .. به درد کسی نمی خورد که در رده های مختلف نظامی ، هر خلبان چقدر حقوق می گیرد ...!!!؟؟؟

    سلام کاپیتان راستش من می خواستم خلبان نظامی بشم اما با هر خلبان نظامی که حرف زدم اونا من رو مایوس کردندوهمش در مورد کمبود و کاستی ها حرف میزدند-خواهش میکنم من رو راهنمایی کنید
    پاسخ
    حسین جان عزیز و نازنین
    راستش رو بخواهی تنها کسی که باید در این زمینه تصمیم نهایی رو بگیره خودت هستی .. و بس
    اما من معتقدم .. کسی که عاشق حرفه ای است .. فرقی نمی کنه خلبانی ، نویسندگی ، بازیگری .. باید به آن شغل عشق بورزد . وقتی عشق و علاقه باشه سختی ها راحت تحمل شده و یا اصلآ به نظر نمی رسند .. اما اگر کسی دنبال مسایل مادی بوده و از خلبانی نظامی دنبال حقوق و کلاس کارش بوده و قصد مال اندوزی و پز دادن به دیگران باشه .. مطمئن باش خیلی عذاب خواهد کشید .. چون روزگار همیشه بر وقف مراد نیست ..
    خب با این حساب کسانی که از کاستی ها حرف می زنند ، خود انسان های مادی هستند .. و همان طور که گفتم در همه مشاغل این قانون وجود دارد
    من نظر خودم را می گویم و هرگز به شما توصیه کاری را نمی کنم .. من جای شما بودم ، اگه در خودم شرایط لازم رو دیده و به این شغل عشق می ورزیدم ، یک لحظه هم معطل اش نمی کردم ... پوشیدن لباس مقدس سربازی در هر درجه و سمتی .. فقط عشق و لیاقت می خواهد .. همین
    از قدیم گفته اند .. کار نیک نیاز به استغاره نیست
    موفق باشی .. ممنون می شوم من را از تصمیم نهایی ات مطلع کنی
    بدرود

    شاید بهتر باشه که این حضرات حداقل بیشتر بفکر کسانی باشند که مشاغل "حساس" دارند. (حالا بقیه مردم پیشکش). خلبانی که با کمترین حواس پرتی ممکنه فاجعه ببار بیاره نباید فکرش درگیر "چه کنم - چه کنم" زندگی باشه. نباید با خستگی شغل دوم با بیخوابی و کوفتگی جسمی و روحی پرواز کنه. هرچند که اگه کسی گوشش به این حرفها بدهکار بود و امنیت و رفاه مردم براش اهمیتی داشت اول "از خر شیطون پایین میومد" و راه رو برای خرید قطعات (تحریم شده) و هواپیماهای جدید باز میکرد. بماند... بگذریم...
    البته مشکل کمی حقوق خلبانها و سهل انگاری در مورد امنیت پرواز تقریبا داره فراگیر میشه. با گرانی سوخت در سالهای اخیر و نابسامانی اقتصادی بسیاری از هواپیمایی ها دست به استخدام خلبانهای کم تجربه با حقوق و مزایای وحشتناک و شاید بهتر بگم شرم آور زده اند. بعلاوه بیشتر این شرکتها از خریدن هواپیماهای برد متوسط سر باز زده و بیشتر راقب به استفاده از هواپیماهای کوچکتر هستند که چه از نظر نگهداری و تعمیرات و چه از نظر مخارج پرواز (از جمله حقوق خلبان) خیلی ارزانتر هستند. کم وبیش هم برنامه تعمیرات و نگهداری هواپیما حتی هفته ها و ماهها به عقب انداخته میشود در حالی که قانونا هواپیما اجازه پرواز ندارد. بسیاری از حوادث هوایی اخیر در غرب (بخصوص امریکا که بغلط کشوری مرفه جلوه داده میشود) بعلت خستگی جسمی و روحی و کم تجربگی همین خلبانان و یا نقص فنی صد در صد قابل پیشگیری اتفاق افتاده اند. البته جالب اینجاست که بقیمت جان مردم بیگناه، حقوق و مزایای مدیران عامل همین شرکتها چند برابر شده و به ارقام باور نکردنی رسیده حتی در این اوضاع بد اقتصادی. به عبارت دیگر جان مردم در رجه اول و رفاه خلبان زحمتکش در درجه دوم فدای مسائل سیاسی (در ایران) و سرمایه داری افسار گسیخته (در غرب) شده است. جالب اینکه دول این کشورها همیشه ادعاهای توخالی حفاظت از جان مردمشان را به رخ همه میکشند.
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین
    صادقانه عرض می کنم .. تا مادامی که یکی از نماینده مجلس این مسئله رو رسانه ای نکرده بود ، من هرگز به خودم اجازه نمی دادم وارد این گونه مباحث شوم .. زیرا به عقیده من پرداختن به این گونه مصادیق ، تضعیف ارتش تلقی می شود .. اما وقتی دیدم همه روزنامه ها سخن این نماینه محترم رو درج کرده اند .. دیگه مخفی کاری بی فایده بود .. من تا حدودی به فرمایشات شما اعتقاد دارم .. البته امروزه اغلب شرکت های بزرگ خصوصی هواپیمایی ، با درایت مدیران فهیم خود ، هیچ مشکلی نداشته و همیشه هم حقوق و مزایای بالایی به خلبان خود می دهد ..
    به هر حال امیدوارم روزی این مشکلات همه برطرف شوند . و ایمنی و آسایش مردم افزایش یابد .. اگر چه همین الان هم سخت معتقدم که از نظر فنی و ایمنی علی رغم تحریم ها ما هیچ مشکلی نداریم .. و گرنه اجازه پرواز صادر نمی شود .. و فشار ها رو تحمل کرده ایم .. و جز موارد هواپیماهای روسی که واقعآ بد شانسی هم آوردیم .. در سایر موارد ، خوشبختانه مشکلی هم نداشتیم
    در باره خلبان های ارتش باید اضافه کنم .. روزی که ان ها استخدام شدند .. به عنوان یک نظامی با ارتش قرارداد بستند .. و تمام حقوق و مزایای آن ها بر اساس حقوق مصوب ارتش است که به همه افسران و درجه داران خود پرداخت می کند .. البته همه پرسنل در صورت قرار گرفتن در گروه های سختی خدمت و ماموریت ، مزایایی به آن ها تعلق می گیرد .. که خلبانان هم مثل بقیه افراد نظامی تابع اون مقررات هستند .. و به هیچ عنوان گروهی رو به خاطر نوع کاری که انجام می دهند ، جدا نکرده اند .. این مسئله ای است که بعضی از دوستان به ان توجه نمی کنند .. ! البته خلبانان مزایای زیادی از قبیل اولویت در خانه های سازمانی و سایر تسهیلات پایگاهی برخوردارند .. که سایر همدرجه های آن ها برخوردار نیستند ..
    به امید روزی که وضع معشیتی همه مردم ایران خوب شود
    ممنون از شما

    با سلام
    من ازوقتی که سه 3 سالم بوده عاشق خلبانی بودم ولی یه مشکلی که دارم اینکه 3تا دندون از کوچکی تا به حالا در نیاوردم ودوست دارم به نیروی هوایی برم شما میگین چیکار کنم
    باتشکر فراوان میلاد
    پاسخ
    ميلاد عزيز و گرامي
    هر گونه پرسشي در اين رابطه داري .. لطفآ به سايت آسمون دات او آر جي مراجعه کن و از آقاي داود يوسفي سوال کن . او خيلي آپديت است
    اميدوارم به آرزويت برسي .. اگه پاسخ نگرفتي .. در اخرين پست برايم کامنت بگذار .. تا از کانال ديگري پي گيري نمايم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35