درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
  چرا بالاترين به حسين درخشان مي پردازد ؟

بالاتريني ها ،چرا حسين درخشان رو بزرگ می کنید ؟

تصويري از حسين درخشان

من بخدا تو كار اين بالاتريني ها مونده ام . نمي دونم چرا هر از گاهي اين بابا رو مطرح مي كنيم ؟ اول از همه اين رو بگم كه من هيچ خصومتي با اين جناب حسين خان درخشان نداشته و ندارم . يه زماني هم او رو نديده تحسين مي كردم . چون تو مملكت خودمون اسم او وبلاگ و وبلاگ نويسي رو تداعي مي كرد . خب ما جماعت خبرنگار هم كه مرتب دنبال خبر و سوژه و اين داستان ها بوديم ، از همون خشت اول اش با اين عزيز يه جور هايي ارتباط وبلاگي پيدا كردم . كم كم دست زياد شد و تا چشم باز كرديم ايران شد پر از وبلاگ . از شعر و عاشقي گرفته تا خبر و خاطره نويسي . ديگه همه وبلاگ دار شديم . اما به وبلاگ حسين درخشان يه جور هاي ديگري نگاه مي كرديم . و به قول قديمي ها حرمت پيش كسوتي اش رو نگه مي داشتيم .....

تصوير حسين درخشان

تا اين كه دست روزگار اين گونه رقم زد كه بنده سراپا تقصير هم به جمع اين وبلاگ نويس ها بپيوندم . اما بر حسب عادت يا بهتره بگم عطش مطالعه مرتب يه نوع هايي ارتباطم با نوشته هاي حسين درخشان برقرار بود . بايد اعتراف كنم كه علاوه بر تحسين براش احترام فوق العاده اي هم قائل بودم .... اين گذشت تا اين كه با " بالاترين " آشنا شدم . فضاي دمكراتيك تنوع مطالب دلبستگي ام رو نسبت به اين سايت افزايش داد . و كم كم شديم پاي ثابت بالاترين . حضور مداوم تو اين سايت باعث شد باز هم به قول قديمي ها چشم و گوش ام باز تر بشه .. تو همين بالاترين بود كه اولين بار مطلبي عليه حسين درخشان خوندم . و در فاصله يك چشم بر هم زدن ، خبر رفت تيتر اول بالاترين . اين جا بود كه دوزاري ام افتاد كه فقط من مطالب و خبر هاي مربوط به حسين درخشان رو دنبال نمي كنم ...

تصويري از حسين درخشان

در ادامه روند افشا گري عليه او از قلم ابراهيم نبوي روز به روز افزايش مي يافت . و من با وجودي كه با آقاي نبوي در ايامي كه ايران حضور داشت سلام عليكي داشتم . اما چيزي از محبوبيت حسين خان درخشان كم نمي كرد . يعني هم چنان او رو تحسين مي كردم . كار به جايي رسيد كه دامنه افشا گري ها افزايش يافت . حالا ديگه فقط اين ابرم نبوي نبود كه خط و نشان مي كشيد و اعمال حسين آقا رو كه به ديار فرنگ سفر كرده تقبيح مي كرد . بلكه كسان ديگري وارد اين بازي با درخشان شده بودند ... يكي بهش اولتيماتوم مي داد ديگري بر روي فلان كار او اعتراض داشت و ... اما شايد باور نكنيد براي من حسين همون حسين اولي بود .

تصويري از حسين درخشان

اما عاقبت اين تابو هم براي من شكست . و آن دقيقآ روزي بود كه پا تو كفش آرش كمانگير يكي از اعضاي قديمي سايت بالاترين گذاشت . جالب اين جاست كه اون ايام من اصلآ نمي دونستم آرش كمانگير مسئوليتي در سايت بالاترين داره . حتي يكي دو بار هم تو كامنت به خاطر مطالب ام با آرش سرشاخ شده بودم . اما عمل آقاي درخشان طوري بود كه هيچ توجيه اخلاقي نداشت  . براي همين خيلي ازش دلخور شدم . اما به سبب همون احترام قبلي كه بهش داشتم . براي حسين يادداشتي گذاشته و اين كارش رو تقبيح كردم . با سكوتي كه درخشان كرد يعني پاسخ ام رو نداد ، فهميدم كه قبول كرده كه عمل درستي  براي كمانگير انجام نداده است . ..

 

اما  وقتي فهميدم كمانگير يكي از مسئولان سايت بالاترين است . و سمت بالا ياري رو داره ، راستش با اين كاري كه درخشان درحق بچه هاي بالاترين انجام داد . به عنوان يكي از اعضاي اين خانواده اصلآ انتظار ندارم مرتب و به بهانه هاي مختلفي هي از درخشان سخني به ميان آوريم . يعني در شآن و مقام خانواده بالاترين نمي بينم كه اين همه به شخصي بپردازه كه يه زماني با او مشكل داشت . در حال حاضر پرداختن و زير سئوال بردن درخشان در افكار عمومي اين چنين تعبير مي شود كه بالاتريني ها در صدد انتقام شخصي از او هستند . در حالي كه بخوبي مي دانيم تمام اون دلخوري هاي قبلي از دل آرش كمانگير بيرون رفته است . اگر هم نرفته باشد بزرگ كردن بيش از اتدازه انساني كه در عرصه كار به نوعي رقيب خانواده بالاترين محسوب مي شود كار پسنديده اي نيست . به ويژه  شرايطي كه اخيرآ براي سايت او پيش آمده است . كرامت انساني ما حكم مي كند تا نمك روي زخم وي نپاشيم . منزلت و جايگاه يكايك كاربران ، بالايار ها و مديران بالاترين بقدري بالاست كه نيازي به افشا نمودن چهره كساني كه زماني رو در روي اين سايت ايستاده بود ندارد . بالاترين عنوان بالاي خود را هرگز با تحقير كردن مردم و حتي رقيبان اش بدست نياورده است . پس تو رو خدا بيايم دست از سر درخشان و كارهاي خوب و بد او برداريم . و هي اين قدر بزرگ اش نكنيم . به اندازه كافي تو ساير سايت ها به او مي پردازند .

در پايان ياد آور مي شوم مطلب بدون تصوير اين پست در وبلاگ ام به آدرس : http://oldpilot.blogfa.com/ منتشر مي شود .

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

                             ايام به كام

- تعداد بازديد
  • 1175
  • مرتبه

    نظرات

    test

    سلام جناب مدرسی.جواب کامنتهامون رو نمدید.البته شما وظفه یا مسولیتی در جهت جواب به کامنت هارا ندارید اما چون احساس میکنم جدیدا تغیر رویه داده اید و جواب بعضی کامنت ها را میدهید خواستم دلیلش را جویا بشم.در هر 5 پست آخرتون من در مورد مطالبتون صحبتهایی کردم که انتظار پاسخ گویی از طرف شما رو داشتم .در واقع مواردی که شک بر انگیز بود رو یاد آور شدم اما شما پاسخی ندادید.دلیلش رو میشه بگید؟؟؟
    باز هم ممنونم حتی وقتی جواب تبریک روز خبر نگار و مبعث رو نمیدید.چه کنیم ایرانی هستیم و نازک دل.بدرود

    سلام
    فرارسیدن ماه شعبان رو به شما تبریک می گم
    در پناه خداباشید***********

    سپنتا جان گرامي ، واقعآ پوزش من را بپذير . حق با شما است . من قبل از اين كه مطلب جديدي رو بنويسم ، اول پاسخ كامنت ها و نامه ها رو مي دهم . اگر چه اخيرآ ايميل ها رو مي گيرم اما پاسخ من ارسال نمي شود !!
    اما خواهش دارم دليلي كه مي گويم به حساب توجيه نگذار ..
    من در اين چند روزي كه سه پست در باره سانحه سي -130 مي نوشتم ، بقدري درگير ذهني با اين قضييه بودم كه فرصت همه كار را از من گرفته بود . بقول هنرمندان بدجوري تو حس اين پرواز بودم و نمي خواستم نكته اي رو از قلم بيندازم . مخصوصآ در بخش آخر آن كه واقعآ خودم رو در آن هواپيما و آن شرايط قرار داده بودم تا جزئيات به مقابل چشمم بياد . شايد باور نكني 6-7 ساعت خودم را در اتاق ام زنداني كرده و كلمه به كلمه جلو مي رفتم . به عقيده خودم آن مطلب عاشقانه از بند بند وجودم نوشته مي شد . و حمل بر تعريف از خود نباشد ، تنها پستي بود كه خودم ازش راضي ام . تازه جالبه بشنوي بعد از اين همه رياضت كشيدن ها ، يادم آمد خيلي از نكات رو در پايان ننوشته ام !! علاوه بر اين كه واقعآ حواس پرتي شديد گرفته ام . به طوري كه يادم مي ره كه مثلآ هر دو قرص قلبم را خورده ام يا يكي از آن ها را !! بازهم از شما و ساير عزيزان از جمله برادر عزيزم جناب فضلي عذر خواهي مي كنم .

    دختر عزيزم سلما جان
    من هم به نوبه خود ايام شعبانيه رو به شما و خانواده محترمتان تبريك مي گويم . راستي بابت كامنت ديروزت كه آدرس مسابقه رو دادي ممنونم. ما كه از اين شانس ها نداريم . به هر حال فكر كنم اگر عدل و انصاف رعايت بشه به من برسه . چون در كمتر از سه ماه آمار بازديد كنندگان وبلاگ به بالاي 100000 نفر رسيد . تا چه پيش بيايد . لطف كردي عزيزم .

    خواهش میکنم اختیار دارید.به نظر من بهترین راه ارتباط با مخاطب در وبلاگ نویسی کامنت نوشتن هست چون جواب ایمیل دادن سخت و وقت گیراست. شما هم انگار تا دیر وقت بیدارید ها. در مورد اون پست هم با شما هم عقیدم .از نوشته های خوبتون بود.بدرود

    با سلام و تشكر از جنابعالي
    بنده هميشه از خداي بزرگ براي جنابعالي آرزوي سلامتي كامل دارم.واقعا گرفتاريهاي جنابعالي را ميدانم .آمار بازديدكنندگان و استفاده كنندگان از سايت جنابعالي بسيار جالب توجه است.بنده احساس ميكنم احساسي كه نسبت به جنابعالي و نوشته هاي شما وجود دارد بسيار متفاوت با ديگران و سايتهايشان ميباشد.صير و حوصله و علاقه و ايمان كاري شماست كه در برابر اين همه كامنت و مطالب متنوع مشتريانتان روز به روز افزايش مي يابد.براي جنابعالي و كليه دوستان و همراهانتان آرزوي سلامتي و موفقيت مينمايم.

    جناب مدرسی سلام ، ایمیلی براتان زدم به همین آدرسی که در ابتدای بخش کامنت گذاشته اید ، راه حلی برای کاهش حجم عکس هاتان است ، احتمال می دهم به دلیل اینکه یاهو از شعور کافی برخوردار نیست ایمیل بنده مورد عنایت حضرات در یاهو قرار گرفته و به عنوان اسپم راحی بخش جانک شده لطفا چک بفرمائید . سبز باشید.

    ببخشید نمیدانم چرا راهی را با ح نوشتم ، از معایب نگاه نکردن به کیبورد است دیگر ! شما به بزگواری خود ببخشید.

    توروخدا این عکس ها رو وردارین. حال آدمو به هم می زنه.

    برادر ارجمند جناب فضلي عزيز . از لطف و محبت شما قلبآ ممنونم. واقعآ جناب فضلي تمام وقت حقير گرفته شده است . اصلآ استراحت ندارم . ولي در عوض همين ارتباط با مردم به من يه آرامش خاصي مي ده كه مشكلاتم رو فراموش نمايم .
    *****
    سپنتا جان عزيزم ممنون دوست عزيز . درست مي فرماييد تا دير وقت بيدارم چون خيلي كند مي نويسم .!!
    *****
    دوست عزيز جناب آقاي مهدي وليخاني : از اين كه بفكر حقير بوديد از شما تشكر و قدرداني مي نمايم . مهدي جان من هيچ اي ميلي از شما در يافت نكرده ام .حتي در بخش بولك را هم چك مي كنم. ضمنآ من با فوتوشاپ ابعاد آن را كم مي گيرم و براي ارسال در وب تنظيم مي كنم . به هر حال سپاسگزارم .
    *****
    بابك جان اگه تحمل عكس را نداري ، عزيزم برو به وبلاگ و بدون عكس بخوان !! من فكر خوانندگاني مثل شما را هم كرده ام ( چشمك با خنده )

    سلام به همگي
    آقاي حسين درخشان طرز فكر خاص خودرادارد كه در جاي خود باارزش است .هرچند كه همه اعمال وعكس العملهايش قابل تاييد نيست اما به خاطر برخي نگاههاي هوشمندانه وروشنفكرانه اي كه نسبت به اوضاع سياسي واجتماعي ايران داردنويسنده اي قابل تحسين است واگرهم ايرادي داردباز از بسياري از باصطلاح منتقدانش كه هميشه ركيكترين فحشها رادركامنتها ووبلاگها نثارش ميكنندمعقولترومنطقيترومودبتراست.
    ببخشيد كه حقيقت برخي مواقع بقدركافي شيرين نيست.

    جناب مدرسی
    ضمن عرض سلام و احترام
    با دیدن تیتر مطلب جنابعالی تعجب کردم و وقتی مطلب شما را خواندم تعجبم بیشتر شد. شاید بخاطر مطالب و نوشته های بسیار عالی و متین و واقعی جنابعالی و نیز احساس دینی که نسبت به شما بسبب فداکاریها و ایثار شما در راه وطن دارم برایم کمی سخت باشد که کوچکترین انتقادی را نسبت بشما داشته باشم. ولی از آنجایی که می دانم جنابعالی بر خلاف آقای نبوی (که هر کسی با خواندن مطالب ایشان به مشکلات روانی عمیق ایشان پی خواهد برد) دارای سعه صدر فراوان هستید و این فرزند حقیر خود را خواهید بخشید، مطالبی را خدمت شما عرض می کنم. درست است که این وبلاگ متعلق بشماست ولی خدا می داند که من با نوشته ها و خاطرات شما احساس شرف و سربلندی می کنم و جنابعالی را یک سر مشق مناسب برای خود و دیگر جوانان می دانم.
    اما فکر می کنم وبلاگ معظم جنابعالی اصلا محل مناسبی برای مطرح کردن اختلاف نظرهای هوچی گرانه و بی ادبانه و لات منشانه و ضد فرهنگی آقای نبوی (که 180 درجه با آن چیزی که در ایران بود تفاوت کرده) با آقای درخشان که من آشنایی زیادی با ایشان ندارم، نیست. بسیار متاسف شدم که شما بعنوان یک انسان فرهنگی در مورد این افراد باری بهر جهت و خودفروخته که هیچ سنخیتی با انسان شریفی مثل شما نمی توانند داشته باشند، در وبلاگ خود مطلب نوشتید.
    اما در مورد بالاترین: جناب مدرسی من نه یک آدم مذهبی هستم و نه باصطلاح حزب اللهی و نه اعمال مذهبی خود را بدرستی بلدم و نه بجز مراسم ترحیم تا حالا مسجد رفته ام. اما روزی که در سایت بالاترین دیدم که کسانی به پیامبر اسلام رکیک ترین عناوین و ناسزاها را نسبت دادند و براحتی نقایص و رذایل شایسته بخود را به ایشان منتسب کردند، از بالاترین بدم آمد. آیا شرط اول دموکراسی احترام به یکدیگر و تحمل نظر همدیگر نیست؟ احترام به عقاید و انسانهای مورد احترام دیگران نیست؟ آیا آزادی یعنی همین برخوردی که در بالاترین می شود؟ با مکانیزمی که در سایت بالاترین وجود داشت براحتی نوشته ای که تنها چند نمره منفی می گیرد hide می شود . جالب آن بود که بعد از دفاع مختصر من از حضرت پیامبر و قرآن شدیدترین فحشها و رکیکترین الفاظ به سمت بنده سرازیر شد! آنجا بود که متوجه شدم متاسفانه سایت بالاترین شاید بدلیل فیلتر بودن در آن زمان به محل تردد افراد نا سالم تبدیل شده. کسانی که احتمالا بدلیل زندگی در خارج کشور و تحمل سختی زیاد و ظلمهایی که بهنگام حضور در کشور خود متحمل شده اند پیامبر اسلام را مقصر همه آنها می دانند!
    آقای مدرسی آیا حسین درخشان را باید افشا کرد یا امثال آقای نبوی که خود را محق می داند از هر کسی که خوشش نیامد با زشت ترین الفاظ و زشت ترین تعابیر لجن مالش کند؟ و جالب آنکه آقای عقل کل و همیشه منتقد تحمل کوچکترین انتقاد به مطالب خود را ندارد! بنظر من ما اگر از کسی خوشمان نمی آید براحتی می توانیم مطالبش را نخوانیم همان کاری که مردم جهان مترقی می کنند اما من از نحوه تفکر و برخورد بسیاری از هموطنان مدعی آزادی خواهی تعجب می کنم.
    با امید موفقیت روز افزون جنابعالی

    salam doste aziz.webe besyar aliyi darid.khaste nabashid.mayelam shomaro dar linkboxam link konam va linke sabet be shoma bedam.bezodi linkboxe ariyana be bozorgtarin linkboxe iran tabdil khahad shod.hamintor hazmer be tabadol link ba sh
    پاسخ
    سعيد عزيزم خيلي خونشحال مي شوم در خدمت شما و لينك هاي شما باشم . هر وقت بفرمايي در خدمت خواهم بود

    چون گفتید "هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست"
    من هم یک مطلبی دارم البته امید ندارم که شما آن را نشان دهید
    (( مرگ حق است پس مرگ بر تو ))
    پاسخ
    ممنون عزیزم .. چرا نشان ندهم
    شما که توهین به کسی نکردی
    مرگ واقعآ حق است عزیزم ... کسی باید بترسه که کارش مشکل داره .. برای من مرگ هم زندگی است .. وشما زندگی معنوی به من تعارف کردی
    چرا ناراحت بشم !!؟
    اما من برات آرزوی خوشبختی و شادکامی می کنم
    یا حق

    58j56v tbfmjeksksdb, [url=http://ydeidbpfanlr.com/]ydeidbpfanlr[/url], [link=http://orutobyxriar.com/]orutobyxriar[/link], http://zeippjaphkey.com/

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35