درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  چتر نجات خلبان

 چتر نجات هواپيما ، سربازي را به سقف آشيانه كوبيد .

 تصوير آرشيوي از صندلي پرتاپ

  • چتر نجات خلبان چيست ؟
  • ماجرياي بي احتياطي يك سرباز كه منجر به مرگ اش شد .
  • روايتي از يك ماجراي غم انگيز .
  • چگونه هواپيما بدون خلبان در پايگاه دزفول مي نشيند ؟!

 چتر نجات هواپيما ، سربازي را به سقف آشيانه كوبيد .

 تصوير آرشيوي از صندلي پرتاپ

  • چتر نجات خلبان چيست ؟
  • ماجرياي بي احتياطي يك سرباز كه منجر به مرگ اش شد .
  • روايتي از يك ماجراي غم انگيز .
  • چگونه هواپيما بدون خلبان در پايگاه دزفول مي نشيند ؟!

همه ما اغلب در خبرها خوانده يا شنيده ايم كه در پي سانحه هوايي ، خلبان هواپيما  با چتر نجات از مرگ حتمي رهايي يافته است . آيا تا حالا از خود پرسيده ايد كه اين چتر نجات چيست و چگونه جان خلبان ها رو نجات مي دهد ؟ eject Seat يا همان صندلي پرتاپ شونده ، دقيقآ مانند چتري است كه چتربازان  موقع پرش از هواپيما از آن استفاده مي كنند . اين چتر كه البته مجهز تر از نوع چتر بازان است در زير صندلي خلبان تعبيه شده است . و كمر بند هاي ايمني صندلي در حقيقت بند هاي همان چتر است كه خلبان قبل از پرواز و بعد از نشستن روي صندلي آن را از روي شانه هاي خود عبور داده و به قلاب هاي صندلي وصل مي نمايد .

البته اين رو اضافه نمايم كه صندلي پرتاب شونده فقط مخصوص هواپيماهاي شكاري است . و در هواپيماهاي مسافربري تعبيه نگرديده است . وقتي خلبان شكاري مورد هدف قرار مي گيرد .يا اين كه به دلايل نقص فني هواپيما تعادل خود رو از دست مي دهد ، و خلبان بعد از اين كه مطمئن مي شود كه هيچ اميدي به حفظ طياره نيست ، با فشار دادن دگمه اي با فشار به بيرون پرتاپ مي گردد و به دنبال آن چتر به طور اتوماتيك باز شده و جان خلبان رو نجات مي دهد .بيان اين نكته خالي از لطف نيست كه بدانيد در زمان جنگ تحميلي بسياري از خلبانان ما با وجودي كه هواپيماي آن ها آسيب ديده بود و يا بخاطر اصابت گلوله مسلسل آتش گرفته بود ، تا آخرين لحظات بفكر سالم نشاندن هواپيما بوده و در اين راه به شهادت رسيدند .

تصوير يك آدمك مصنوعي بر روي صندلي پرتاپ شونده هواپيما

 در اوج جنگ تحميلي ، زماني  كه خلبانان شجاع و دلير شكاري ما خواب را از دشمن بعثي ربوده بودند و با حملات شبانه روزي خود جلوي حمله متجاوزان عراقي رو مي گرفتند ، مقرر شد كه در نزديك ترين مكان به مرز ، باند فرود اضطراري براي آن دسته از هواپيماهايي كه در جنگ تن به تن آسيب  مي ديدند ، تهيه شود . بعد از بررسي هاي كارشناسي ، جاده كرمانشاه به اسلام آباد را كه تقريبآ مسطح و طولاني بود براي اين منظور آماده شده بود . خوب به خاطر دارم  در يكي از خملات شديد به ما ماموريت دادند كه در جاده فوق مستقر شده تا در زمان نياز ، جاده مراسلاتي رو به فرودگاه تبديل نماييم .

با كمك برادران سپاه و ژاندارمري دوسوي جاده بسته شده ، و ما بعد از بررسي اجازه فرود به شكاري هاي آسيب ديده رو مي داديم . چه شب هايي  در چادر هاي كنار جاده به سر برديم . خاطره مهمان نوازي مردمان خون گرم اين منطقه هرگز از خاطرم فراموش نمي شوند . ( حتمآ خاطرات اين ماموريت را خواهم نوشت ) . بله همان طور كه اشاره كردم اكثر خلبانان شكاري ما براي حفظ سرمايه ملي از جان شيرين خود مي گذشتند و علي رغم تآكيد فرماندهان عمليات از پرش خوداري نموده و تا آخرين ثانيه ها تلاش براي نشاندن هواپيماها مي كردند . تاريخ زرين دفاع هوايي ما سرشار از اين رشادت هاست .

تصوير آرشيوي از صندلي پرتاپ شونده

ترس يا بد شانسي ؟!!

اگر چه خيلي سعي مي كنم از حاشيه پردازي خودداري نمايم ، ولي خب بيان بعضي واقعيت ها اجتناب ناپذير است . بنده به عنوان يك راوي بي طرف موظف به نوشتن واقعيت هاي تلخ هم هستم . ( همه اش كه نبايد تعريف كرد !! ) باز هم در يكي از روزهاي جنگ در پايگاه هوايي دزفول ، يكي از همين خلبان هاي ما وقتي از ماموريت برون مرزي بر مي گشته ، هواپيمايش نمي دانم نقص فني پيدا كرده بود يا زده بودنش ، طياره رو با هزار بدبختي با سلام و صلوات به سمت پايگاه مي آورد . وقتي مطمئن مي شود كه ديگر نشستن درون هواپيما جايز نيست ، با زدن دگمه پرش از طياره به بيرون مي پرد . اما از شانس بد او ، از آن جا كه طياره روي خلبان اتوماتيك تنظيم شده بود ، بعد از ترك خلبان همچنان به سوي باند فرود ادامه مسير مي دهد و در نهايت با كمال تعجب به راحتي در باند فرود مي آيد !!  البته اين خلبان شجاع بعد ها به خاطر همين مسئله  تنبيه هم مي شود !!

يك بي احتياطي ديگر :

فكر كنم جنگ تمام شده بود كه اين اتفاق تلخ روي داد . همان طور كه مي دانيد براي محافظت از آشيانه هواپيماها و رمپ پرواز، از سربازان براي نگهباني استفاده مي كنند . يك روز در پايگاه نهم شكاري كه در بندرعباس واقع شده است ، طبق روال هميشگي يك پست نگهباني از آشيانه هواپيما مراقبت مي نمود . يكي از سربازان نگون بخت كه احتمالآ حوصله اش از سكوت و خلوتي حاكم بر آشيانه به سر آمده بود ، براي تماشا داخل كابين يك فروند هواپيماي شكاري مستقر در آشيانه مي شود . شايد هم حس كنجكاوي اش اون طفلك رو وسوسه نموده بود و يا مثل من مي خواست ببينه اون تو چه خبره ..؟

سرباز با قرار دادن اسلحه اش در گوشه اي بعد از مطمئن شدن از نيامدن كسي ، به آرامي و با دلهره خاصي پا به درون كابين شكاري مي گذارد . اين رو هم بگم كه وقتي كسي براي اولين بار چشمش به آلات دقيق و عقربه هاي رنگارنگ داخل كابين مي افتد واقعآ براي لحظه اي مبهوت پيچيدگي و ظرافت اين پرنده آهنين مي شود . اين موضوع رو من در اغلب نمايشگاهايي كه به افتخار ده مباركه فجر برگزار مي شد و طي آن از هر نمونه از هواپيماهاي موجود در نيروي هوايي يك فروند به معرض ديد همگان قرار مي گرفت ، به عينه ديده بودم كه وقتي مردم عادي اجازه بازديد از كابين خلبان رو مي يافتند ، چگونه مات و مبهوت مي شدند .

تصوير آرشيوي از كابين يك فروند هواپيماي شكاري

خب احتمالآ آن سرباز هم كه فرصت كافي داشت ، با خيالي آسوده غرق در عظمت ابزارهاي پرنده مي شود . و باز شايد هم حس همذات پنداري اش كه در وجود اكثر مردم نهفته است ، براي دقايقي خود رو در قالب يك خلبان شكاري فرض كرده و در همين حالات روحي اقدام به ور رفتن به فرامين و ساير ادوات پرواز مي كند . شايد در خيال خود بر فراز خاك دشمن سير مي نمود كه چگونه با فشار دادن دگمه اي بمب يا موشكي رها گشته و دمار از روزگار دشمن بعثي در مي آورد ... و شايد هم نامزد خود رو در بيرون هواپيما تجسم كرده و براي نشان دادن مهارت هاي پروازي اش ، همانند نو جواناني كه پشت فرمان اتومبيلي نشسته ، اقدام به چرخوندن فرامين  و ... نموده بود ..

به هر حال در هر شرايطي كه بود ، ناخودآگاه دست بر دگمه ejection ( پرتاپ كننده )  برده و با زدن دگمه آن ، در يك لحظه همانند موشكي با سرعت زياد صندلي رها گشته و بدون اين كه قرباني لحظه اي براي تفكر داشته باشد ، به سقف بتوني آشيانه كوبيده مي شود . و در يك چشم به هم زدن سرباز مادر مرده جان به جان آفرين تسليم مي شود . روح اش شاد . اين رو هم اضافه كنم كه در همه هواپيماها بر روي كليد هاي مهم و خطرناك پوشش ويژهاي چون درپوش قرار مي دهند كه به رنگ قرمز از ساير كليد ها متمايز مي گردند . و در اطراف آن با علامت هايي قرمز رنگي كه معمولآ به شكل مثلث است و روي آن جمله ي خطر يا خطرناك به زبان انگليسي درج شده است ..

تصوير آرشيوي از يك نمونه صندلي پرتاپ شونده

اما هزار افسوس كه اين سرباز ما معني آن كلمات هشدار دهنده رو درك نكرده و با زدن آن جان شيرين خود را فداي كنجكاوي اش نمود . من در طول خدمت ام در نيروي هوايي يكي چند مورد ديگر از اين حوادث رو شنيده بودم . كه در يك مورد در همين پايگاه شكاري مهرآباد ، متخصصي هنگام كار به اين مصيبت دچار گشته بود . حتي در خود آمريكا هم شاهد چنين حوادث دردناك بوده ايم .. به اميد اين كه هرگز شاهد اين فجايع غمناك نباشيم

          تمام مطالب خاطرات پرواز و جنگ با هدف چاپ در كتاب ، در وبلاگي جداگانه به آدرس ( http://bmodarresi.blogfa.com/)  گرد آوري شده است . همچنين براي بك آپ  در وبلاگ (http://oldpilot.blogfa.com/ ) هم قرار داده ام .

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

                                                                     ايام به كام

- تعداد بازديد
  • 13996
  • مرتبه

    نظرات

    اولین کامنت من در وبلاگتونه. کارتون خیلی درسته.
    در مورد صندلی های اجکت شونده جتهای جنگی من خیلی مطالعه کردم. در واقع اف4 ها (فانتومها) و اف5 ها محدودیتی در سیستم اجکت دارند به طوری که هواپیما نباید سرعت یا ارتفاعش کمتر از میزان معینی باشه تا سیستم اجکت به خوبی عمل کنه.
    همه خلبانان ایرانی که هواپیماهای مصدوم خود را به مرز نزدیک کرده اند, نه این که در هواپیما شهید شده باشند بلکه به علت کم بودن بیش از اندازه سرعت و ارتفاع, چتر صندلی به موقع باز نشده و خلبانان با زمین برخورد کرده اند. در واقع خلبانان اف4 بعد از کم شدن سرعت و ارتفاع تا اندازه تایین شده برای اجکت, فهمیده اند که از اینجا به بعد امیدی برای زنده ماندن نیست و سعی کرده اند حداقل هواپیما را به مرز نزدیک کنند ولی این باعث نشده که در آخرین لحظه با اجکت نکردن شانس خود را یک بار دیگر آزمایش نکند.
    در مورد انجام اجکت هم حق با دوستانمان است. در هواپیمای اف14 ابتدا سوییچ مربوطه از روی پانل روشن شده و سپس با کشیدن همزمان دو دسته زرد و مشکی رنگ در میان پاها, سیستم اجکت بلافاصله فعال می شود. زمانی که هواپیما در حالت گراند باشد, این سیستم ابدا روشن نمیشود پس هزار بار هم دسته ها را بکشید اتفاقی نمی افتد. ولی در اف4 و اف5 برای اجکت باید هر دو دسته را باهم کشید و به مدت 2 ثانیه نگه داشت تا سیستم فعال شود پس با کشیدن تصادفی این دو دسته نمیتوان سیستم را به طور اتفاقی فعال کرد ولی اگر کسی بیش از اندازه با این دسته ها ور برود هیچ بعید نیست با صندلی به هوا بلند شود. در هواپیماای هم نسل مشابه روسی, سیستم اجکت برتری هایی دارد. مثلا سیستم قابل استفاده در حالت صفر صفر است (یعنی سرعت صفر و ارتفاع صفر) یعنی خلبان یک هواپیمای مثلا Su30 در حال تاکسی هم اجکت کند سالم به زمین میرسد. (روسها پا را فراتر گذاشته اند و چند مدل بالگرد نضامی میل و کاموف هم مجهز به سیستم اجکت خلبان هستند).
    هنگام اجکت, ابتندا با چند انفجار سریع و در عین حال حساب شده, مفصلهای درب کاکپیت منفجر شده و درپوش به سمت عقب پرتاپ میشود. در این مرحله بلافاصله راکتهای صندلی روشن شده و خلبان را با شتاب 14جی به بالا و سپس کمی عقب میبرد (که خلبان روی لاشه هواپیما فرود نیاید) سپس صندلی جدا شده و چتر به طور خودکار به هوا رفته و باز میشود و همزمان یک قایق هیدروژنی کوچک که با طناب به کمر خلبان بسته شده به طور خودکار باد می شود. همه این اتفاقات در کمتر از 4 ثانیه ثورت میگیرد. در هواپیماهای روسی ارتفاع پرواز صندلی به حدی زیاد است که خلبان برای اجکت در ارتفاع و سرعت صفر هم هیچ نگرانی ای ندارد.
    پاسخ
    ممنون افشين جان از اين همه اطلاعات علمي كه درج كردي
    ببخشيد با تاخير منتشر كردم .. حالم خوب نبود

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35