درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  حقه خلبانان جنگنده عراقی ، در حمله به ايران !

 ما تقريبآ بالاي راه آهن بوديم كه چنين اتفاقي افتاد ... اگه سمت چپ مي رفتيم ، ضد هوايي پالايشگاه به راحتي ما رو مي زد !! اگه به طرف شمال شهر مي رفتيم ، ضد هوايي لانه جاسوسي ( سفارت آمريكاي سابق ) ، ما رو هدف قرار مي داد ... كمي جلوتر هم پدافند آتش به اختيار جماران بود كه به طور اتوماتيك هر پرنده اي رو در همون لحظه ورود به حريم ، بدون تذكر مي زد

                                                                                      

حقه خلبانان جنگنده عراقی ، در حمله به ايران !

در اون بحبوحه هاي جنگ ، مدتي بود كه ميگ هاي عراقي بدون اين كه رادارهاي ايران آن ها رو شناسايي كنه ، براحتي از مرز عبور كرده و به شهرهاي دوري چون تهران نزديك شده ، و بعد از انداختن بمب هاي خود ، از مهلكه مي گريختند !! در هوشياري برادران پدافند و مدرن بودن سيستم هاي راداري كشور ، كوچكترين ترديدي وجود نداشت . آن ها شب و روز در سرما و گرماي طاقت فرساي كشور بدور از خانواده و هر گونه امكاناتي ، از آسمان كشور عزيزمون مراقبت مي كردند . پس علت چي مي تونست باشه ..؟

مسئولان پدافند كشور به خوبي مي دانستند كه مجهز ترين رادارهاي دنيا هم ، نقاط ضعفي دارند . و اغلب آن ها نقاط كوري در اسكوپ خود دارند . يكي از اين ضعف ها ، پرواز در ارتفاع پائين جنگنده ها است . روشي كه خلبانان تيز پرواز شكاري هاي ما هم اغلب از اين روش به دشمن ضربه مي زدند . و هرگز رادار دشمن آن ها رو شناسايي نمي كرد . البته اين نكته رو اضافه نمايم ، پرواز در ارتفاع پائين ، خيلي مشكل و خطرناكه . آن هم هواپيماي جت جنگنده ي شكاري كه سرعتي بالا دارد . كافي است موانعي چون خرمن كشاورزان ، تير هاي برق ، تپه ماهور و .. در مسيرشان قرار گيرد . از طرفي كشش قوه جاذبه زمين در آن ارتفاع ، خطر بالقوه اي محسوب مي شود .

مديران با تجربه برنامه ريز دفاعي كشور ، براي پوشش نقاط كور مناطق تحت پوشش ايستگاه هاي راداري خود ، دست به ابتكار جالبي زده بودند . و براي اين كار از خلبان هاي هواپيماهاي كوچك چون بونانزا و پي سي ۶ استفاده مي كردند . آن ها با پرواز در مناطق مذكور ، هر نوع پرنده اي رو شناسايي مي نمودند . جالب اين جاست كه ميگ هاي عراقي با ديدن اين هواپيما ها ، هرگز به طرفشان موشك شليك نمي كردند ! مي دونيد چرا ؟؟ طبيعي است . چون قيمت يك فروند موشك ، خيلي گران تر از هواپيما است .. مگر اين كه مجهز به مسلسل باشند ، كه آن هم به دليل اتلاف وقت و سر رسيدن شكاري هاي ايران ، به ريسك اش نمي ارزيد !

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد

ترفند عراقي ها :

بله همون طور كه گفتم ، آمار حملات جنگنده هاي عراقي به شهرهايي چون تهران افزايش يافته بود . تا اين كه متوجه كلك آن ها شديم . جنگنده هاي عراقي براي پرهيز از ديده شدن توسط ايستگاه هاي متعدد راداري ، پشت هواپيماهاي سي -۱۳۰ قايم مي شدند و با خيال راحت از غرب كشور تا پايتخت ، دنبال آن ها آمده و به محض اين كه سي -۱۳۰ ارتفاع خود را كم مي كرد ، سريع از سنگر خود بيرون آمده و با حمله اي ناگهاني ، هدف هاي از پيش تعين شده خود رو بمب بارون مي كرد و مي گريخت !! البته هميشه هم جون سالم بدر نمي بردند . و توسط پدافند هميشه بيدار سرنگون مي گشتند .

تصوير آرشيوي است

 بله دوستان اين نامرد ها ، كه خدايش اكثرشون همدوره هاي خودمون در امريكا بودند ، با اين ترفند خيلي راحت پشت سر هواپيماي سي- ۱۳۰ اي كه مثلآ از اهواز عازم تهران بود ، قرار مي گرفتند وعلي رغم سرعت كم ما تا نزديكي هاي تهران مي آمدند .... صرف نظر از اين كه حسابي دود مي خوردند !! ( شوخي كردم )،‌ از چشم سيستم رادار هاي ما هم پنهون مي ماندن. زيرا همان طوركه مي دانيد ، مسئول رادار از طريق مانيتور يا همون اسكوپ رادارش ، تنها يه نقطه سبز رنگ رو مي ديد كه قبلآ هم بهش مختصات پرواز خودي رو داده بودند . و هرگز نمي تونست تشخيص بده كه اين نقطه متحرك ممكنه دو فروند هواپيما باشه !! با چشم هم كه ديده نمي شد ...!!

 تصوير آرشيوي

 اون قديمي ها حتمآ حملات ميگ ها رو به تهران به خاطر مي آورند ... جالبه كه بگم روزي كه ميگ هاي نامرد منطقه ايران خودرو رو بمبارون كرد ، پشت سر هواپيماي ما قايم شده بود .. چشم تون روز بد نبينه تازه داشتيم نفسي تازه مي كرديم كه از منطقه جبهه سالم به خونه برگشتيم كه ناگهان غرش يه هواپيما رو كه از سمت چپ مون با سرعت عبور كرد رو شنيديم ... تا اومديم به خودمون بياييم و ببينيم جريان چيه ..؟ ديديم دو فروند ديگه از كنارمون سريع رد شدن ... چون در اين لحظه خلبان جنگنده براي افزايش سرعتش به دسته گاز هواپيماش فشار وارد مي كنه ، صداي گوش خراشي كه ناشي از شكستن ديوار صوتي است ايجاد شد ... حالا شما تجسم كنيد با وجودي كه ابوطياره ما در حالت معمولي اش كلي سرو صدا داره ... و اغلب مسافرانمون هم از اين غرش موتور  ها شاكي اند ، صداي گوش خراش قوي تري به اون افزوده شه .. چه شود ...؟

 تصوير آرشيوي است

 در همون روز كه ايران خودرو رو زدند ، ما از اون بالا به خوبي تمام صحنه ها رو ديديم . حيف كه اون موقع موبايل دوربين دار يا دوربين ديجيتال وارد كشور نشده بود ، و گرنه من يكي اون موقع حسابي انواع تصاوير مهيج و جالب مي انداختم . آره مي گفتم .... وقتي ميگ ها به تهران حمله كردند ... از پائين برج فرياد مي زد : ارتفاع بگيريد ... ارتفاع بگيريد ... انگار فراموش كرده بودند كه ما يه هواپيماي ترابري هستيم .. كلي وزن داريم ... شكاري نيستيم كه گازشو بگيريم و يا علي مدد ..!! كلي طول مي كشه كه چند هزار پا اوج بگيري ...  بعد از زدن تهران ، تازه بدبختي ما شروع شد .. تا دلتون بخواد رگبار و گلوله از زمين به هوا شليك مي شد ... ديگه  تو اين وضعيت دستت از زمين و آسمون كوتاهه ... هيچ كس به كمكت نمي آيد .. بايد شانس بياري و از منطقه هر چه زود تر دور بشي ... تازه تهران در اين جور مواقع از منطقه جبهه و جنگ خطرناك تره  ! باورتون شايد نشه .. اما الان من به شما مي گم چرا ...؟

نماي آرشيوي از كابين سي -130

 ما تقريبآ در اطراف بالاي راه آهن بوديم كه چنين اتفاقي افتاد ... اگه سمت چپ مي رفتيم ، ضد هوايي پالايشگاه به راحتي ما رو مي زد !! اگه به طرف شمال شهر مي رفتيم ، ضد هوايي لانه جاسوسي ( سفارت آمريكاي سابق ) ، ما رو هدف قرار مي داد ... كمي جلوتر هم پدافند آتش به اختيار جماران بود كه به طور اتوماتيك هر پرنده اي رو در همون لحظه ورود به حريم ، بدون تذكر مي زد ... پشت سرمون هم منطقه استراتژيك پارچين قرار داشت !! رو برو مون هم كه آقا ميگ ها حسابي بهم ريخته بودند و همه هر چه اسلحه داشتند ، رو به هوا نشونه رفته بودند ... بخدا بيانش ساده بنظر مي آيد .. كافي است خودتون رو جاي ما در اين شرايط بگذاريد .. خيلي اضطراب و دلهره داره .. صداي برج هم قوز بالا قوزشده..  هي فرياد مي زنه برو بالا ..بالاتر ... آخه مصبت و شكر... چطوري برم ..؟ اون وقت مي گن چرا تو جووني سكته كردي ..؟ خلاصه درد سرتون ندم ، به هر جون كندني بود ، خودمون رو به اصفهان كشونديم و بعد از نشستن ، سجده شكر بجا آورديم ...

هواپیمای میگ 29

شايعات جالب :

در همين ايامي كه ميگ هاي عراقي پشت سر طياره هاي ما قرار مي گرفتند ، تو برو بچه هاي سي -۱۳۰ شايعات مختلفي رواج پيدا كرده بود كه اغلب تو پرواز در موردش صحبت مي كرديم ... يكي مي گفت چرا هواپيماي ما رو نمي زنند ؟؟ ما كه اولين هدف براي شكاري هاي دشمن بوديم ...؟ در جواب مي گفتيم : آخه اون ها مي دونند ما از همه بد بخت تريم .. نه حق و حقوق مون مثل ايران ايري هاست ... نه پروازامون روي برنامه است ... براي همين دلشون به حال ما مي سوزه ... بعضي ها هم مي گفتند اين تيمسار هاي طاغوتي كه به عراق گريخته اند .. به خلبان هاي شكاري دستور داده هواي ما ها رو داشته باشن ... عده اي هم معتقد بودند : اين ها همه همدوره هاي خودمون در آمريكاست ..  براي همين با ما كاري ندارند .. و ده ها شوخي ديگه ... كه معمولآ مرتب بحث روز ما شده بود .. يا به شوخي به لود مستر طياره مي گفتيم در عقب رو باز كن ببين ميگ و چيزي ما رو تعقيب نمي كنه ؟ اگه ميگ ديدي ... چند تا از تابوت ها رو بندش رو شل كن تا بره تقي بخوره به شيشه هواپيما .... اما واقعيت اين بود كه آن ها هرگز ما رو نمي زدند .. علتش اين بود كه ما يه هدف كوچك محسوب مي شديم ... در صورتي كه با نزدن ما ، به هدف هاي بزرگ تري در شهر دست مي يافتن ...


 خب دوستان نازنين ، اميدوارم سرتون رو با اين پر حرفي هايم درد نياورده باشم . راستي قصد دارم آخرين سانحه هواپيماي سي -۱۳۰ رو كه به خونه هاي سازماني نيروي هوايي برخورد كرد رو بنويسم . از اون جايي كه براي اين بحث ، تحقيقات جامعي جمع آوري كردم ، در يه پست خيلي طولاني مي شه .لطفآ در كامنت ها تون بهم بگين در دو يا سه پست مي شه انعكاس داد يا خير..؟ منظورم اينه كه : آيا اين روش مرسومه يا مورد تكفير فرار خواهم گرفت ..؟!! به هر حال من تابع نظر شما خوانندگان فرهيخته هستم . در پايان اضافه كنم كه من تمام مطالب خاطرات پرواز رو در وبلاگي جداگانه گرد آوري كردم ، تا اگه يكي هوس كرد فقط اين نوع مطالب رو بخونه ، سرگردون نشه . اگه بخش پيوند ها رو در اين صفحه  نگاه كنيد ،  لينك خاطرات پرواز - بهروز مدرسي رو خواهيد ديد .. قالب اين وبلاگ رو چند جوون با ذوق ايراني از كشور كانادا مفت و مجاني زحمت كشيدند و برام فرستادند .. اگه نمي گيد داره تبليغ مي كنه ، اسم كارگاه آن ها ، آزاد گرافيكه ..

با احترام : بهروز مدرسي

http://oldpilot.blogfa.com/

                                                                                             ايام به كام

- تعداد بازديد
  • 29312
  • مرتبه

    نظرات

    جناب مدرسی عزیزم ، مثل همیشه خیلی جالب بود . استفاده کردم و ممنونم. ارادتمند : امیر
    پاسخ
    فدات بشم امیر جان
    خوشحالم مورد قبول واقع شد
    ممنون از کامنت شما

    سلام تازه دو روزه با سايت شما به صورت تصادفي آشنا شدم افتخار ميكنم كه هم ميهن هاي مثل شما دارم . 70 درصد مطالب رو طي اين دو روز خوندم خيلي برام جالب بود موفق باش.
    پاسخ
    حمید جان عزیز و نازنین
    از این که به جمع یاران همدل و صمیمی سایت پیوسته ای به شما خیر مقدم می گویم .. عزیزم خودت را خسته نکن .. البته خوشحالم که مورد تآئید شما دوست فرهیخته ام قرار گرفته است
    حمید عزیز .. بنده فقط انجام وظیفه کرده ام .. همین
    این شما ملت عزیز بودید که همواره با حمایت از رزمندگان و ارتشی ها .. به ان ها انگیزه و امید دادید
    ممنون ار کامنت شما

    سلام

    خيلي جالب بود


    http://persia24.blogfa.com
    پاسخ
    با سپاس از شما .. از دوستان خواهش مي کنم از اين وبلاگ جالب و پر محتوا حتمآ ديدن فرماييد

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35