درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  چرا سال ها پيش ، بيان اسم دايي از تلويزيون ممنوع شد؟

چرا مجريان شبكه سوم سيما ، اجازه بردن اسم علي دايي را هنگام مسابقات نداشتند ؟

به بهانه : رفتار ناشايست علي دايي ، در جلوي دوربين تلويزيون

چرا سال ها پيش ، بيان اسم دايي از تلويزيون ممنوع شد؟

چرا مجريان شبكه سوم سيما ، اجازه بردن اسم علي دايي را هنگام مسابقات نداشتند ؟ 

به بهانه : رفتار ناشايست علي دايي ، در جلوي دوربين تلويزيون

 

باور بفرماييد همانطور كه قبلآ هم اشاره كردم ، من اصلآ اهل نوشتن مطالب ورزشي و يا نقد رفتار بازيكنان نيستم ... اما متاسفانه  گاهي انسان رفتار هايي رو مي بينه ، كه سكوت در مقابلش جايز نيست . بخصوص از فردي كه ادعاي قهرماني براي خودش و تيم متبوعش داره . فكر كنم ديشب خيلي هاي ديگر مثل من ، از صحبت هاي كاپيتان تيم ملي ايران ناراحت و عصباني شدند . اين آقا كه فراموش كرده الگوي نسل جوان كشورش است ، جلوي يكي از پر بيننده ترين شبكه هاي تلويزيوني ، يعني شبكه سه سيما ، در پاسخ به پرسش خبرنگار سيما كه از وي علت توهين كردنش به يكي از بازيكنان جوان تيم مقابل را جويا شد ، ضمن تمسخر كردن بازيكن توهين شده ، خطاب به گزارشگر با لحني كاملآ خشن اظهار داشت : پيراهنم را كشيد ... بايد به كي مي گفتم ..؟ به شما ؟؟ و وقتي كه خبرنگار بيان كرد كه اين گفته ي من نيست ، بلكه بازيكن تيم حريف است .. دوباره صورت خود را درهم كرده و خطاب به سئوال كننده گفت : اين ها رو من نگفتم ... اين چيز ها ( توهين كردن به بازيكن ) حرف شماست .. يعني اين كه عملآ منكر توهين كردن خود شده ، و عمل زشت را دروغي از جانب گزارشگر عنوان نمود !!

نكته جالب توجه اين كه قبل از مصاحبه با دايي ، مردم صحبت هاي بازيكن جوان رو شنيدند كه مي گفت : من يه بازيكن جوانم .... پست بازي من ، مهار دايي بود .... بالطبع در حين بازي دستم به پيراهن او اصابت مي كنه ... ولي با كمال تعجب ديدم ، علي دايي ضمن اشاره به داور ، كه من را جريمه كنه ، به من توهين هاي ناشايستي هم كرد .. وبعد از اتمام بازي ، دوباره به من هتاكي نمود !! اما بازيكن از خود راضي ما ضمن منكر شدن رفتار غير ورزشي خود ، اين حرف ها را ساخته ذهن خبرنگار دانست .. من نمي دانم چرا كسي كه كمي مشهور مي شود و يا افتخاراتي كسب مي كند ، طلب خود را از همه مردم مي خواهد ؟؟‌

يكي نيست به اين بابا بگه مرد حسابي تو هر كي مي خواهي باش ، اما اجازه توهين  به هيچ فردي رو نداري.... نمي دانم به خاطر مي آوريد وقتي در جريان يكي از بازي هاي ليگ ، داور به او كارت زرد داد ، چه قشقرقي جلوي همين دوربين به پا كرد ؟؟ با پر رويي گفت : من به داور گفتم مي دوني به كي داري كارت مي دي ؟!! من كاپيتان تيم ملي هستم .. !! اگر قانوني وجود داشت ، در همون موقع به خاطر اين توهم خود بزرگ بيني ، كه خود را فرا تر از قانون مي دونست ، حتمآ توبيخ و محرومش مي كردند . اما افسوس كه با خونسردي از اين ماجرا گذشتيم .

و صد البته در جام جهاني ديديم ، اين شازده چطور با احساس ميليون ها ايراني بازي كرد .. و باز بعد ها ديديم كه چگونه فدراسيون فوتبال و مربيانش را در اختيار گرفته بود . و ديديم كه چگونه بهترين بازيكنان شايسته به خاطر كينه دايي از حضور در تيم ملي باز ماندند .. اگه باز هم به خاطر بياوريم .. مي بينيم در جريان درگيري با شيث رضايي ، ديگر بازيكن جوان تيم مقابل ، وقتي كميته انضباطي وي را چهار جلسه محروم كرد ، چگونه با دخالت تني چند از نمايندگان مجلس ، محروميت او كاسته شد ... يكي نيست به اين آقايان نماينده بگويد ، وظيفه شما فراتر از دخالت در امر تنبيه يك بازيكن است .. و نتيجه اش رو داريم مي بينيم ..

ما در جهان بازيكناني خوش نام تر و با افتخار تر از علي دايي داريم .. آيا آن ها هم چنين كنند ؟ و بفرض هم اگر توهين كنند ، با برخورد رسانه ها و افكار عمومي مواجه مي شود . با ذكر خاطره اي در اين مورد سخنم را كوتاه مي كنم .. سال ها پيش ، در زمان مديريت آقاي جعفر صافي در شبكه سوم سيما ، هر هفته سه شنبه ها جلسه اي با حضور دست اندر كاران ورزش سيما ، مجريان و گزارشگران بر گزار مي شد . در يكي از اين جلسات كه من هم حضور داشتم ، آقاي خياباني ، آقاي صافي و فكر كنم بهرام شفيع هم بود و تني چند كه نام آن ها را به خاطر نمي آورم ، عنوان شد علي دايي بعد از پايان مسابقه كه همه تماشاگران يك صدا نام او را فرياد مي زدند ، يكي از گزارشگران تلويزيون از دايي مي خواهد به پاس احترام  تماشاگران ، دقايقي از سالن بيرون آمده ، و با تكان دادن دست ، از آنان قدرداني نمايد . اما متاسفانه جناب علي آقا دايي ، بت بزرگ ، خطاب به آن گزارشگر مي گويد : من به خاطر يه مشت  نفهم به استوديوم برم ؟!!! اين پاسخ متكبرانه دايي ، بر حاضرين جلسه تاثير گذاشت .. به طوري كه به اتفاق آرا تصميم گرفته شد تا اطلاع ثانوي از نام بردن اسم دايي در زمان پخش مسابقات از شبكه سه سيما خودداري شود . و به جاي اسم او گزارشگران شماره پيراهن وي را اعلام كنند .. بسيار تصميم پسنديده و به جايي بود ... ولي افسوس كه اين روز ها ديگر از اين تنبيه ها خبري  نيست . و اگر كميته انضباطي هم از روي اجبار رايي صادر كند ، سياسيون ما دخالت كرده و ماجرا را لوث مي كنند .

براي اثبات مطالبم  در جلسه سيما ، مي توانيد از آقايان جواد خياباني يا بهرام شفيع سئوال فرماييد .

لطفآ براي بهبود وبلاگ ، در نظر سنجي مشاركت فرمائيد . سپاسگزارم .

                                                                                                       ايام به كام

- تعداد بازديد
  • 5691
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35