درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  بازديد خر " عزت الله ضرغامي" ، از صدا و سيما

همين خر طي بازديدي از واحد مركزي خبر ، به دليل پيمودن چهار طبقه و فشار وارده بر او ، همچنين نوشيدن انواع آب ميوه و شربت كه توسط خانم كمالي بهش خورنده شده بود ....

بازديد خر " عزت الله ضرغامي" ، از صدا و سيما

بازديد خر " عزت الله ضرغامي" ، از صدا و سيما !

برداشتی تخیلی از یک ضرب المثل ایرانی

مدتی پیش مطلبی با عنوان " خر شما تا کجا می ره " در وبلاگم گذاشتم . برخی از خوانندگان محترم ضمن استقبال از طنز فوق ، خواستار ادامه اين ماجرا با ديگر مسئولان گرديدند . به همين دليل ، براي تداعي كامل، ضمن ادامه ماجرا با ديگر چهره هاي سياسي روز ، بخش قبلي با اين مطلب تلفيق گرديد .

 

همه ما ها این ضرب المثل قديمي رو بار ها شنيديم كه مي گن : " خر طرف خيلي مي ره " و اين واژه بيشتر در ادارات و مراكز عمومي كه با مردم سرو كار دارند ، نزد ارباب رجوع معمولآ متداول است . خب ، آيا تا حالا فكر كرديد ، خر كي ، كجا مي ره ؟

اول چند تا مثال از سازمان هاي دولتي مي زنم .

مثلآ تجسم كنيد يك روز صبح كه مسئولان حراست صدا و سيما  سرگرم بررسي كارت هاي شناسايي كارمندان هستند ، در همين اثنا مشاهده كنند  شخصي در حال كشيدن افسار خري به داخل سازمان است . ابتدا فرياد مي زنند ، اي عمو .... كجا ...؟  فكر كردي اين جا كاروانسراست كه سرتو انداختي پائين با خرت مي ري تو ؟ اما وقتي بشنوند كه اين خر متعلق به آقاي عزت الله ضرغامي رياست سازمان صدا وسيما است ، نه تنها فوري زنجير را باز مي كنند ، بلكه به اين خر زبون بسته كلي تعظيم و تكريم هم مي كنند . و در ادامه تجسم كنيد كه اين خر ، داخل سازمان به كجا ها مي تونه بره ....؟ اول مي برندش داخل ساختمان پخش ( كه جاي خيلي حساسي است .) . اولش با همان واكنش هاي اوليه كه  مقابل در  ورودي رخ داده بود مواجه مي شود . ولي به محض اين كه گفته شود ، خر جناب ضرغامي است ، تمام در هاي الكترونيكي باز مي شوند . و خر با خيال راحت هر جا اراده كند ، سركشي مي نمايد . ناظران پخش و مجريان ، ابتدا با شك و ترديد به جناب خر نگاه مي كنند . اما وقتي متوجه مي شوند كه مال كيست .... در نهايت ادب و احترام پشت سر خر راه مي افتند و او را مشايعت مي نمايند .

اگر همين خر محترم ،  در حين عبور در هر يك از ساختمان هاي ، مراكز توليد ، آرشيو ، واحد مركزي خبر و... پشكلي بر روي موزائيك هاي براق به زمين بيندازد ، واكنش مديران هر بخش با ديگري متفاوت است . براي نمونه : مثلآ ، مدير واحد پخش به دليل اين كه پارتي كلفتي ندارد ، و هر آن منتظر جايگزين شدن فرد ديگري به جاي خود است ، سريع به طرف زمين شيرجه رفته و قبل از همه ي افراد ديگري كه وضعيت مشابه او را دارند ، پشكل را با احترام از زمين بر مي دارد . و خطاب به منشي خودش كه او هم در دل آرزوي برداشتن پشكل خر جناب رئيس را در سر مي پروراند ، مي گويد : خانم كمالي ، لطفآ اين تحفه ي خر آقاي ضرغامي را در جايي امن بعنوان يادگاري نگهداريد .

همين خر طي بازديدي از واحد مركزي خبر ، به دليل پيمودن چهار طبقه و فشار وارده بر او ، همچنين نوشيدن انواع آب ميوه و شربت كه توسط خانم كمالي بهش خورنده شده بود ، اين بار پشگلي از نوع ديگر به زمين مي پاشد .... ( يعني نوع ماتريال پشگل ، سفت نبوده ).  مدير مربوطه كه از نظر موقعيت شغلي پشتش به اصطلاح به كوه بنداست، با عصبانيت به مش سيف الله آبدار چي پخش فرياد مي زند كه : سريع جمع كن اين كثافت ها را .... آخه جاي خر كه اين جا نيست ..... همين يكي رو كم داشتيم . در اين حال قائم مقام واحد ، به تصور اين كه اقاي مدير متوجه نيست كه اين خر متعلق به كيست ، آهسته مي گويد : قربان ... اين خر آقاي ضرغامي است ..  و مدير مربوطه كه دل خوني از رياست سازمان دارد ، فرياد مي زند ، به جهنم ..... مال هر كي مي خواد باشه ...

به همين منوال شما افراد ديگر ، با سمت هاي گوناگون را مجسم كنيد كه قصد دارند خر خودشان را به سازمان بياورند . البته واضح و مبرهن است كه ، خر هاي معاونين اگر چه به داخل سازمان راه مي يابند ، اما هريك به فرا خور مسئوليت خود ، خرشان فقط تا محدوده اي مي توانند وارد شوند . و مثل خر آقاي ضرغامي اختيار عمل ندارند . حال تجسم كنيد كه فردا من خرم را به خواهم به صدا و سيما ببرم . در همان نخستين قدم ، وقتي مسئول حراست بقهمد كه متعلق به بهروز مدرسي است ، چنان لگدي به سينه خر زبون بسته مي زند كه طفلي خره تا يك هفته مي لنگد . فراموش نكنيد گاهي اوقات شما شاهد حضور خر هايي متعلق به بعضي كارمندان دون پايه يا آبدار چي ها هستيد كه با احترام از جلوي چشمان مسئولين حراست عبور مي كنند . و كسي نيست كه بپرسد آقا خرت به چند ؟

اين پروسه مي تواند در وزارت خانه هاي متعددي اتفاق بيفتد . كه بستگي به مقبوليت شخص دارد . مثلآ در آموزش و پرورش ، مطمئن باشيد به خاطر جنجال هايي كه اخيرآ بر پا شده ، قطعآ خر جناب فرشيدي وزير آموزش پرورش ، در خود وزارتخانه كاربرد آن چناني ندارد . غير از ايامي كه آقاي وزير سوار خر مرادش است ، و كارمندان واكنششان طبيعي است ، ولي اگر همين خر جناب وزير به تنهايي وارد ساختمان وزارت شود ، هر يك از كارمندان لگد جانانه اي را نثار خر بيچاره مي كنند .

اما از كاربرد خر جناب قاليباف بشنويد . اين خر كه از قد و قامت رشيد تري نسبت به ساير خر ها برخوردار است ، داراي پاهاي كشيده ، پوستي ابلق و چشماني بسيار جذاب است . خورجين او هم با ديگر خران مسئولان متمايز تر است . اولآ خورجين خر جناب قاليباف " ضد گلوله " است . دومآ داراي چرم طبيعي با نقوش بسيار زيبا بر روي آن است . گويند جناب سردار قاليباف در سفر هاي خارج از كشوز خود آن را تهيه كرده است .

خر سردار قاليباف ، تنها خر چند منظوره در ايران است . بدين معني كه علاوه بر "نيروي انتظامي " در    "سازمان هواپيمائي " كشوري ، شهرداري هاي تهران ، شوراي شهر و خيلي جا هاي ديگر به راحتي عبور مي كند . البته با آمدن سردار احمدي مقدم ، و سوار شدن بر خر قوي جثه ، خر آقاي قاليباف ، ديگر جرآت حضور در ساختمان فرماندهي ناجا را ندارد . يعني خرش تنها در اين ساختمان نمي رود . ولي در تمام سازمان هاي تابعه شهرداري ، بدون كوچكترين دغدغه اي عبور مي كند . نكته قابل توجه اين كه ، اين خر از مقبوليت خاصي در ميان مردم برخوردار است . گويند اين خر عادت دارد سرزده به بخشي از حوزه هاي مسئوليت آقاي قاليباف وارد شود . خر فوق ، بي نهايت خاكي ومردمي است . و بر خلاف خر هاي ساير مسئولين ، هرگز تكبر به خرج نمي دهد !

اما بشنويد حكايت خر زشتي كه ، صاحب اختيار همه خران است  . اين خر كه از اقتدار فراواني برخوردار است .  تنها خري است كه نه تنها در تهران ، بلكه در تمام مراكز استان ها ، شهر ها ، روستا ها و خلاصه هر جايي كه اراده كند به راحتي عبور مي كند ...  حتمآ حدس زديد اين خر متعلق به كيست ؟‌ بله .... اين خر جناب آقاي محمود احمدي نژاد است . گفتني است تمام خران گردن كلفت جهان ، كه تا كنون بر ديگر خر هاي دنيا ، زور گويي و گردن كلفتي مي كردند ، با ظهور اين خر ، دست و پاي خود را جمع كرده اند . و تنها بفكر توطئه و رجز خواني هستند .

اين خر قادر است به تمام اماكن دولتي سر بزند . بدون اين كه كسي كوچكترين اعتراضي بكند. . روايت است كه اين خر را بعضآ به خر مراد تشبيه كرده اند . همين خر در جمع خصوصي خران مسئولين به كنايه گفته بود ، در طول ۸ سالي كه در اختيار سيد محمد خاتمي بودم ، مشت و لگد هاي فراواني از مردم  خوردم كه آثارش هنوز بر تنم باقي است . اين خر همچنين متذكر شد كه : تا همين اواخر مرا " خر اصلاحات " مي ناميدند !! ولي اينك مرا  " خر بولدزر " مي نامند . بعضي ها هم به شوخي از من مي پرسند ، نكنه تو همون قطار بي ترمزي كه صاحبت از آن نام مي برد ؟

به هر حال ، هر يك از هموطن هايي كه مايلند از چگونگي موقعيت خر خود آگاه باشند ، در بخش نظرات يا اي ميل به من اطلاع دهند ، تا با فراغ بال به وضعيت آن ها بپردازم ..  راستي خر شما تا كجا مي ره ؟

در پايان از تمام عزيزاني كه در اين صفحه نام بردم پوزش مي خواهم .  قصدم توهين نيست ، بلكه تجسم بخشيدن به يك ضرب المثل قديمي ايراني است . كه به ناچار مي بايست از چهره هاي مردمي استفاده نمود . و منظور من صرفآ خر اين آقايان در مصداق فوق است .

- تعداد بازديد
  • 8124
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35