درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  خر شما تا کجا می ره ؟

خر شما تا كجا پيش مي ره ؟

همه ما ها این ضرب المثل قديمي رو بار ها شنيديم كه مي گن : " خر طرف خيلي مي ره " و اين واژه بيشتر در ادارات و مراكز عمومي كه با مردم سرو كار دارند ، نزد ارباب رجوع معمولآ متداول است . خب ، آيا تا حالا فكر كرديد ، خر كي ، كجا مي ره ؟

خر شما تا کجا می ره ؟

خر شما تا كجا پيش مي ره ؟

همه ما ها این ضرب المثل قديمي رو بار ها شنيديم كه مي گن : " خر طرف خيلي مي ره " و اين واژه بيشتر در ادارات و مراكز عمومي كه با مردم سرو كار دارند ، نزد ارباب رجوع معمولآ متداول است . خب ، آيا تا حالا فكر كرديد ، خر كي ، كجا مي ره ؟

اول چند تا مثال از سازمان هاي دولتي مي زنم .

مثلآ تجسم كنيد يك روز صبح كه مسئولان حراست صدا و سيما  سرگرم بررسي كارت هاي شناسايي كارمندان هستند ، در همين اثنا مشاهده كنند  شخصي در حال كشيدن افسار خري به داخل سازمان است . ابتدا فرياد مي زنند ، اي عمو .... كجا ...؟  فكر كردي اين جا كاروانسراست كه سرتو انداختي پائين با خرت مي ري تو ؟ اما وقتي بشنوند كه اين خر متعلق به آقاي عزت الله ضرغامي رياست سازمان صدا وسيما است ، نه تنها فوري زنجير را باز مي كنند ، بلكه به اين خر زبون بسته كلي تعظيم و تكريم هم مي كنند . و در ادامه تجسم كنيد كه اين خر ، داخل سازمان به كجا ها مي تونه بره ....؟ اول مي برندش داخل ساختمان پخش ( كه جاي خيلي حساسي است .) . اولش با همان واكنش هاي اوليه كه  مقابل در  ورودي رخ داده بود مواجه مي شود . ولي به محض اين كه گفته شود ، خر جناب ضرغامي است ، تمام در هاي الكترونيكي باز مي شوند . و خر با خيال راحت هر جا اراده كند ، سركشي مي نمايد . ناظران پخش و مجريان ، ابتدا با شك و ترديد به جناب خر نگاه مي كنند . اما وقتي متوجه مي شوند كه مال كيست .... در نهايت ادب و احترام پشت سر خر راه مي افتند و او را مشايعت مي نمايند .

اگر همين خر محترم ،  در حين عبور در هر يك از ساختمان هاي ، مراكز توليد ، آرشيو ، واحد مركزي خبر و... پشكلي بر روي موزائيك هاي براق به زمين بيندازد ، واكنش مديران هر بخش با ديگري متفاوت است . براي نمونه : مثلآ ، مدير واحد پخش به دليل اين كه پارتي كلفتي ندارد ، و هر آن منتظر جايگزين شدن فرد ديگري به جاي خود است ، سريع به طرف زمين شيرجه رفته و قبل از همه ي افراد ديگري كه وضعيت مشابه او را دارند ، پشكل را با احترام از زمين بر مي دارد . و خطاب به منشي خودش كه او هم در دل آرزوي برداشتن پشكل خر جناب رئيس را در سر مي پروراند ، مي گويد : خانم كمالي ، لطفآ اين تحفه ي خر آقاي ضرغامي را در جايي امن بعنوان يادگاري نگهداريد .

همين خر طي بازديدي از واحد مركزي خبر ، به دليل پيمودن چهار طبقه و فشار وارده بر او ، همچنين نوشيدن انواع آب ميوه و شربت كه توسط خانم كمالي بهش خورنده شده بود ، اين بار پشگلي از نوع ديگر به زمين مي پاشد .... ( يعني نوع ماتريال پشگل ، سفت نبوده ).  مدير مربوطه كه از نظر موقعيت شغلي پشتش به اصطلاح به كوه بنداست، با عصبانيت به مش سيف الله آبدار چي پخش فرياد مي زند كه : سريع جمع كن اين كثافت ها را .... آخه جاي خر كه اين جا نيست ..... همين يكي رو كم داشتيم . در اين حال قائم مقام واحد ، به تصور اين كه اقاي مدير متوجه نيست كه اين خر متعلق به كيست ، آهسته مي گويد : قربان ... اين خر آقاي ضرغامي است ..  و مدير مربوطه كه دل خوني از رياست سازمان دارد ، فرياد مي زند ، به جهنم ..... مال هر كي مي خواد باشه ...

به همين منوال شما افراد ديگر ، با سمت هاي گوناگون را مجسم كنيد كه قصد دارند خر خودشان را به سازمان بياورند . البته واضح و مبرهن است كه ، خر هاي معاونين اگر چه به داخل سازمان راه مي يابند ، اما هريك به فرا خور مسئوليت خود ، خرشان فقط تا محدوده اي مي توانند وارد شوند . و مثل خر آقاي ضرغامي اختيار عمل ندارند . حال تجسم كنيد كه فردا من خرم را به خواهم به صدا و سيما ببرم . در همان نخستين قدم ، وقتي مسئول حراست بقهمد كه متعلق به بهروز مدرسي است ، چنان لگدي به سينه خر زبون بسته مي زند كه طفلي خره تا يك هفته مي لنگد . فراموش نكنيد گاهي اوقات شما شاهد حضور خر هايي متعلق به بعضي كارمندان دون پايه يا آبدار چي ها هستيد كه با احترام از جلوي چشمان مسئولين حراست عبور مي كنند . و كسي نيست كه بپرسد آقا خرت به چند ؟

اين پروسه مي تواند در وزارت خانه هاي متعددي اتفاق بيفتد . كه بستگي به مقبوليت شخص دارد . مثلآ در آموزش و پرورش ، مطمئن باشيد به خاطر جنجال هايي كه اخيرآ بر پا شده ، قطعآ خر جناب فرشيدي وزير آموزش پرورش ، در خود وزارتخانه كاربرد آن چناني ندارد . غير از ايامي كه آقاي وزير سوار خر مرادش است ، و كارمندان واكنششان طبيعي است ، ولي اگر خر وزير به تنهايي وارد ساختمان شود ، هر يك از كارمندان لگد جانانه اي را نثار خر بيچاره مي كنند .

حال شما با اين پيش فرض ، خر افراد گوناگوني را بررسي كنيد . مثل مجلس شوراي اسلامي  ، شوراي شهر ، شهرداري ، دادگستري ، اداره ماليات يا همين بالاترين خودمان . حيف كه خرم تو بالاترين زياد نمي ره ، و گر نه خر اكثر كاربران و حدود  اختيارات آن ها را تشريح مي كردم .

به هر حال ، هر يك از هموطن هايي كه مايلند از چگونگي موقعيت خر خود آگاه باشند ، در بخش نظرات يا اي ميل به من اطلاع دهند ، تا با فرغ بال به وضعيت آن ها بپردازم . راستي يادم رفت در باره خر آقاي احمدي نژاد و معاونينش بگويم . در صورت در خواست ، حتمآ به تفصيل در مطلب جدا گامه اي خواهم نوشت .  راستي خر شما تا كجا مي ره ؟

                                                                 با آرزوي شادكامي براي شما ، ايام به كام

- تعداد بازديد
  • 6102
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35