درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
  باران ، نعمت الهي و اين همه دردسر ؟
باران ، نعمت الهي و اين همه دردسر ؟
چرا هر وقت باران مياد ، مردم تهران اين قدر به دردسر مي افتند؟

ملتي كه با بيش از هفتاد ميليون نفر ، دست به دعا برمي دارد  كه باران بياد ، چرا به فكر مهار آن نيستند؟

چرا با هر بارندگي ، اكثر معابر مشكل تردد پيدا مي كنند ؟ چرا با اولين بارش ، ترافيك كور مي شود؟

چرا بعد از هر بارندگي ، بر عمق چاله ها افزوده مي شود ؟ چرا از قبل اقدامات لازم صورت نمي گيرد ؟

حكايت ما عينآ شبيه كسي است كه براي خريد يك كيلو شير ، يك ليوان دستش گرفته و به فروشنده ميگه ، پرش كن آقا ... پرش كن ديگه .... و اصلآ به اين فكر نيست كه يك كيلو شير در يك ليوان كوچك جا نمي گيره .

من فكر مي كنم ، خدا هم استغفرالله از كار ما خنده اش گرفته ! چرا ؟ براي اين كه ، اگر اين رحمت الهي  ، يك فصل كم بباره ، همه دست به دعا مي شويم  و از خداوند متعال طلب رحمت مي كنيم . اگه خدا دلش به حال مخلوعش بسوزه و رحمت الهي رو بر سر اين ملت سرازير كنه ، از اين همه مصيبت و گرفتاري كه براي بنده گانش بر اثر بارندگي فراهم آمده ، ناراحت ميشه .

همين چند روز پيش بود كه براي شكر گزاري به درگاه خداوند ، به خاطر نزولات آسماني ، ملت ايران در تمام شهر ها و روستا ها به مساجد رفته و سجده شكر به جا آوردند . كار بسيار پسنديده اي كه در شريعت ما هم مرسوم است . اما يكي نيست به اين مسئولان و مديران شهرداري و ساير دست اندر كاران عمران شهري بگه ، عزيز من ، آقاي من ، ولي نعمت من ، اصلآ همه چيز من ، نمي شد شما از قبل پيش بيني اين وضعيت رو  بكنيد ؟ يعني شما ظرفيت كشش نهر ها و جوي ها را نمي دانيد ؟ خب يك بار غافلگير شديد ، يك ماه غافلگير شديد ، يك فصل غافلگير شديد ، يك سال ...  پس نبايد يك فكر اساسي كنيد ؟ نبايد علاج اين معضل را بكنيد تا براي هميشه اين گرفتاري ها از بين برند ؟ نا سلامتي ما در قرن بيست و يكم زندگي مي كنيم . والله به خدا انسان هاي اوليه بهتر از ما ، طبيعت بكر و خروشان را مهار مي كردند . علت اصلي اينه كه هر كي اومد ، فقط به فكر خودش و دوستانشه . يا كار سياسي مي كنه ، يا كار تبليغاتي مي كنه ، يا كاري مي كنه كه اصلآ در حيطه وظايفش نيست .

چرا راه دور بريم ، در همين بازي هاي جام جهاني فوتبال ، شهردار نازنين و خوش تيپ ما براي روحيه دادن به بازيكن هاي تيم ملي ، كه قراره بروند آلمان و حسابي گل بخورند ! نفري ۶۰ ميليون تومان پاداش از حساب مردم فلك زده كه براي عمران و آباداني شهر و ديارش داده ، به آن ها  اهدا ء مي كنه . و ديديم كه چه جوري پاسخ محبت هاي مردم را دادند . وارد بحث ورزشي نمي شوم . ولي با همان پول مي  توانستيم چند معبر را زه كشي كنيم .  

حتمآ مي پرسيد باران چه دردسري درست كرده ؟ من نمي گم كوجه پس كوچه هاي كوچك و قديمي پائين شهر ، آن ها پيش كش مون .  صحبت از بزرگراه اصلي است . امروز تمام كساني كه قصد داشتند به كرج بروند . شاهد هستند كه ساعت ها به دليل آب گرفتگي زير پل فرديس ، عبور و مرور مختل گشته  ،  و صف طولاني از خودرو ها تشكيل شده بود . حالا خودتون را جاي كسي بگذاريد كه بيمار دارد ، زن حامله دارد ... اصلآ كار دارد . بايد چوب بي فكري چند مسئول بي فكر را بخورند .

بابا جان ، چرا بريم كرج .... همين تهران خودمون { گفتم كه اول از بزرگراه ها مي گم } ، اتوبان آزادگان كه راه ارتباطي مهم غرب به شرق پايتخت است ، چند تا معبر زير گذر دارد . به عبارت ساده تر ، يك پل روي آن قرار دارد . اكثر مواقعي كه باران مياد ، زير پل ها مملو از آب ميشه . و طبيعي است عبور ومرور مختل مي گرده . من خودم روزي ۴ بار از اين اتوبان عبور مي كنم . به شرافتم سوگندچيزي كه به چشم خودم بار ها ديده ام . در زير اين معابر ماشين هاي قديمي چون پيكان و... گير كرده و خاموش مي شوند . و زن و بچه بزرگ و كوجك تا زانو تو آب رفته و ماشين را هل مي دهند . به اين صحنه صداي ممتد بوق كاميون ها و بوق شيپوري جوان هاي عجول و سوسول را هم اضافه كنيد . راننده بخت برگشته ، خيس عرق در حالي كه هول هم كرده ، منتظره تا قسمتي از ماشين از آب بيرون بياد . البته بعد ها شهرداري پمپ و دستگاه هاي مكنده مياره ، اما حكايت نوش دارو مي مونه . تازه از وضعيت جاده هاي بين شهري نمي گم ، كه با سيلاب و طغيان هميشه مواجه هستند. و مسافران ساعت ها سرگردون مي مانند .

آقاي شهردار محترم ، شما راست مي گوئيد ، ما مي پذيريم كه ، امكانات نيست ، تجهيزات نيست { كه من ميگم همه اين ها هست. } . آيا كارگر هم نيست ؟ نميشه از قبل چند تا كارگر آن جا مستقر كرد تا لااقل ماشين بندگان خدا را هل دهند ؟ از اولين قطره باران تا ايجاد سيلاب ، بالاخره چند دقيقه يا چند ساعتي فزصت است . نميشه حد اقل ۴ تا آدم آن جا ها مستقر كنيد؟ تازه اگر كارگر هاي شما كار دارند ، مي تونيد از خيل عظيم برادران افغاني كمك بگيريد .

آقاي شهردار عزيز ، امروز تهران { متآسفانه !!‌} باران باريد . كافيه نوار گفته هاي مجري راديو پيام را يك بار به دقت گوش دهيد تا بشنويد  چند صد مرتبه اعلام كرد ، مشكل تردد در اكثر خيابان ها به دليل آب گرفتگي داريم. در زمين خشكش ما راه بندون داريم . چه برسه كه بارون هم بباره و اب مثل نهر جاري شه!. البته من منكر زحمات نيرو هاي زحمتكش شهرداري نيستم . آن ها واقعآ تلاش مي كنند .ولي روي سخنم تا اين جا با مسئولين و شهرداري ها بود . كه از قبل پيش بيني فرمايند .

اما بايد از خودمان هم بگيم ..... اين چه فرهنگي است كه تمام مغازه هاي اطراف خيابان ، از سبزي فروش گرفته تا گردو فروش ، هر چه آشغال و مقوا و سبزي پلاسيده دارند را در جوي آب خالي مي كنند ؟نمي دانم شما گذرتان به طرف هاي قلهك و زرگنده تا حالا افتاده است ، يا نه ؟ اگر به رودخانه اي كه از آن جا عبور مي كنه نگاه كنيد ، مملو از پوست هندوانه ، لنگه كفش ، شيشه هاي نوشابه و..... است. مقصر كيست ؟ شهردار نيويورك هم اگر بود با تمام تجهيزاتش در اين  وادي  گير مي كرد !!.

در اين پروسه هم من مقصرم ، هم مسئولان . تا زماني كه  شهرداران ما به فكر راه يافتن به مجلس و شورا و رياست جمهوري باشند ، همين آش و همين كاسه ..... تا زماني هم كه من كاسب ، من بقال ، من چقال آشغال تو جوي ها بريزيم .... همين است كه مي بينيم .

حيف است كه مطلبم را تمام كنم ولي از پيمان كاران و مقاطه كاران طرف قرارداد شهرداري ها نگم . يادم است روزي كه آقاي قاليباف همكار خلبان خودمان وقتي شهر دار شد اعلام كرد ، اگه تا پايان سال شما در سطح تهران چاله اي پيدا كرديد ... ( نمي دونم گفت استعفا مي دم يا جايزه ) فرقي نمي كنه . و وجدانآ هم خوب همت كرد و تمام چاله چوله هاي سطح شهر را مرمت كرد . ولي نمي دونم چرا به محضي كه چند قطره بارون مي ياد ، دوباره چاله ها دهان باز مي كنند . اين بار عميق تر از قبل !! نمي دونم اين پيمانكاران به جاي آسفالت ، چه ماتريالي مي ريزند كه چند روز بيشتر دوام نميارد .بگذريم ... بيائيد دعا كنيم ، بقدري بارون بياد كه بتونيم جمش كنيم . همين .

- تعداد بازديد
  • 1784
  • مرتبه

    نظرات

    ia86uH berhcgpldthx, [url=http://jaroifvqzukq.com/]jaroifvqzukq[/url], [link=http://elcrnzyehxjm.com/]elcrnzyehxjm[/link], http://gcvlgvpdiryw.com/

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35