درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  يك اتفااق نادر ، هواپيما با بال شكسته به پرواز در آمد !

   نادر ترين اتفاق در پرواز

اين هواپيما ، بر اثر برخورد با دكل برق  فرودگاه  اصفهان ، دو متر از بالش  از جا كنده شد. ولي خلبان متوجه نگرديده و به پرواز در آمد .... تا اين كه ...

يك اتفااق نادر ، هواپيما با بال شكسته به پرواز در آمد !

   نادر ترين اتفاق در پرواز

اين هواپيما ، بر اثر برخورد با دكل برق در فرودگاه  اصفهان ، دو متر از بالش  از جا كنده شد. ولي خلبان متوجه نگرديده و به پرواز در آمد ....

اصلآ امكان ندارد چنين اتفاقي رخ دهد ، و هواپيما قادر به پرواز كردن باشد . زيرا بر اساس قوانين فيزيكي اگر ذره اي از بال هواپيما كوتاه گردد ، تعادل به هم مي خورد .

اما اين اتفاق بي سابقه در زمان جنگ ايران و عراق به وقوع پيوست و علي رغم جدا شدن دو متر از بال چپ هواپيماي سوخت رسان  بوئينگ ۷۰۷ به خواست خداوند از زمين بلند شد و به پرواز هم در آمد .اما  به اصل ماجرا توجه فرمائيد :

در يكي از شب هاي زمان جنگ ، يك فروند هواپيماي تانكر مدل بوئينگ ۷۰۷ نيروي هوايي ماموريت مي يابد كه به اصفهان رفته ، بعد از پر كردن مخازن سوخت ، تا زمان اجراي عمليات شبانه به صورت آماده باش منتظر باشد . و به محض اعلام عمليات ، خود را به منظقه از پيش تعين شده رسانده و در آن جا به هواپيما هاي جنگنده شكاري كه سوختشان به اتمام رسيده است ، بنزين رساند .

هواپيماي فوق ، طبق دستور پروازي  تمام مخازن خود را پر از بنزين كرده و منتظر اجراي عمليات مي ماند . بعد از مدتي آژير وضعيت قرمز به صدا در مي آيد . و به ناگاه تمام چراغ هاي باند خاموش مي شوند و پايگاه هوايي اصفهان در تاريكي مطلق فرو مي رود . در همين اثنا از دفتر عمليات پيغامي براي خلبان بوئينگ فرستاده مي شود تا هر چه سريع تر به پرواز در آمده و خود را به شكاري ها برساند .    گروه پرواز بعد از انجام آخرين بازديد ها ، با گفتن نام خدا  دگمه استارت را مي زنند و بعد از دقايقي در تاريكي مطلق شروع به خزش مي نمايند . در همين زمان صدايي شنيده مي شود . و خلبان به تصور اين كه صداي برخورد امواج بنزين درون مخازن  به ديوار هاي باك  است  ، به را ه خود ادامه مي دهد . غافل از اين كه آن صداي شنيده شده مربوط به برخورد بال چپ هواپيما با يكي از دكل هاي بزرگ فولادي مستقر در اطراف باند بوده است كه به خاطر تاريكي شب و نبودن راهنماي زميني  كه به دليل اعلام وضعيت قرمز به پناهگاه ها رفته بودند مي باشد .

خلاصه اين كه ، هواپيماي ياد شده فوق ،  از سر باند به پرواز در آمده !! و بعد از مدتي به منطقه عملياتي مي رسد . اولين شكاري كه سوخت كمي هم داشته ، خود را به نزديكي تانكر مادر مي رساند .   اما با كمال تعجب مي بيند كه بال سمت چپ تانكر ، كوچكتر از سمت راستي است ! با خود فكر مي كند كه نكنه خطاي ديد باشد ؟ لدا جلو تر مي آيد .... ولي مي بيند نه انگار  راستي راستي بال چپ  بوئينگ كوچك شده است .!

خلبان شكاري براي اطمينان بيشتر ، از كمك خود سئوال مي كند ، وقتي پاسخ مثبت او را هم مي شنود ، ترس و دلهره سقوط بوئينگ با كلي سوخت ، تمام وجودش را مي گيرد . و در اين زمان بهترين تصميم عاقلانه را مي گيرد . او بدون اين كه جريان را به برج مراقبت بگويد ، با مسئوليت خود به خلبان تانكر مي گويد لطفآ برگرديد به پايگاه .... مي پرسد چرا ؟ .... پاسخ مي دهد كه دستور عمليات است !  خلبان تانكر سوخت با عصبانيت اعلام مي كند پس چرا به خود من نگفتند و از طريق شما پرواز من را كنسل مي نمايند ؟

افسر  خلبان  شكاري خوب مي دانست اگر بخواهد واقعيت را بگويد ، حتمآ آن ها هول مي شوند و اين امر سبب فاجعه اي جبران ناپذير خواهد شد . و اگر هم مي خواست به برج اطلاع دهد ، باز هم خلبان تانكر موضوع را متوجه مي شد . لذا عاقلانه ترين راه اين بود كه بگويد پرواز ها كنسل شده اند .

خلبان بوئينگ همچنان غافل از كوتاهي بال و با عصبانيت ناشي از عدم اطلاع كنسلي ماموريت ، با دلخوري به فرودگاه اصفهان نزديك مي شود و در كمال سلامت هواپيما را به سمت آشياته  هدايت مي كند . به دنبال آن شكاري هم فرود مي آيد ..... وقتي دو خلبان  به هم مي رسند ، كاپيتان بوئينگ بار ديگر علت را جويا مي شود . و مي بيند كه همكارش بال چپ هواپيمايش را به او  اشاره مي كند .....وقتي خوب دقت مي كند ، مي بيند دو متري از سر بال كنده شده است !! رنگ از چهره اش مي پرد ... و تازه متوجه مي شود كه همكارش چه تصميم به جايي گرفته بود . همان جا سجده شكر بجا آورده و از خداوند به خاطر معجزه اي كه در حق انان روا داشته بود تشكر مي كند .

بعد از اين واقعه كه واقعآ به معجزه اي باور نكردني شبيه است ، كارخانه سازنده هواپيما رسمآ اعلام مي كند كه حاضر است اين هواپيما را مجاني تعمير نمايد به شرطي كه خلبان آن بگويد چگونه با اين هواپيما پرواز كزده است ؟

- تعداد بازديد
  • 6438
  • مرتبه

    نظرات

    سلام كاپيتان.
    خيلي جالب بود.يه سؤال كه داشتم اينه كه آيا با برخورد بال به مخازن سوخت آسيب نمي رسد و موجب انفجار در همان لحظه نمي شود؟ با تشكر
    پاسخ
    گلاره جان .. چون کامنت شما مربوط به یکی از پست های قدیمی است ، اصلآ حضور ذهن به مطلبی که نوشتم ندارم
    اما حدس می زنم در مورد هواپیمایی که سر بالش به تیر چراغ برق خورد .. اگه آن پست باشد .. به عرض می رسونم که .. چون نوک بال کنده شده بود ، آن جا مخازن سوخت قرار ندارد
    مخازن در وسط بال ها تعبیه شده اند .. ضمنآ اطراف مخازن سوخت .. با مواد عایقی از جنس چوب پنبه پوشانیده اند .. تا اگه سوراخی ناخواسته ایجاد شد .. خود به خود سوراخ مسدود شود .. از جنس اسفنج باید باشه .. ولی در پاسخ بخ سوال شما باید بگم .. که اگه به مخازن ضربه توآم با جرقه ایجاد شود .. مسلمآ آتش می گیرند
    گلاره جان .. چه اسم زیبای داری .. من تا حالا این نام زیبا رو نشنیده بودم
    خیلی زیباست .. ممنون از شما

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35