درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
  اين بار واقعآ زبان سرخ ، سر سبز را به باد داد !
اين بار واقعآ زبان سرخ ، سر سبز را به باد داد !
امروز صبح به خاطر انجام كاري در مركز شهر، مجبور شدم به خاطر نداشتن طرح ترافيك ، با تاكسي تردد نمايم . ترافيك شديد همه را كلافه كرده بود . راننده بذله گوي تاكسي خطاب به آقايي كه من تا قبل از حرف زدنش فكر مي كردم سن و سالي ازش گذشته  پرسيد: عزيزم چهره شما خيلي جوان به نظر مي رسد اما چرا موهايت اين چنين سفيد شده است ؟ آيا مادر زادي است ؟ مرد در حالي كه آهي از ته دل مي كشيد ، برگشت و با يك نگاه سريع ، مسافران صندلي عقب را برانداز كرده ، و سپس از ماجرايي كه سال ها پيش براي خواهرش رخ داده بود را اين چنين تعريف كرد :

ايام جنگ بود و ما زندگي را مثل همه مردم مي گذرانديم . اگر به خاطر بياوريد در آن دوران تلويزيون سريال جذابي را به نام " سال هاي دور از خانه " يا همون " اوشين " را پخش مي كرد . ما هم مثل همه ، خيلي شيفته شخصيت هاي اين مجموعه به خصوص " اوشين " شده بوديم . يك روز خواهرم كه آن ايام خيلي جوان بود ، خوشحال به منزل آمد . وقتي دليل خوشحالي اش را جويا شديم ، فهميديم با يك گزارشگر تلويزيون ،  گمتگو كرده است . آن روز از ساعت ها قبل جلوي تلويزيون نشستيم ، و به همه اقوام و فاميل هم خبر داديم تا چهره خواهرم را از تلويزيون ببينند . خوب به خاطر دارم كه قبل از اخبار شبانگاهي اين مصاحبه پخش شد . در اين برنامه گزارشگر تلويزيون از مردم كوچه و بازار در مورد شخصيت والاي زن سئوال مي پرسيد .كه الگوي شما در زندگي كي است؟ و اكثر پاسخ دهندگان هم بدون استثنا ، ائمه اطهار ( ع ) حضرت  فاطمه زهرا ( س ) و حضرت زينب (س) را نام مي بردند . ولي خواهر من در پاسخ گفته بود " خانم اوشين " و وقتي مي پرسند به چه دليل شما ايشان را مثال مي زنيد ؟ گفته بود : به خاطر رنج ومشقت هايي كه از كودكي كشيده  و هميشه پايداري كرده است...يادم نيست چه مدت از پخش برنامه خواهرم گذشته بود كه در اخبار سراسري شنيديم كه حضرت امام خميني  (ره ) بي نهايت از پخش اين گزارش و پاسخ خواهر من بر آشفته شده اند . و فرموده اند چرا با بودن مفاخر بزرگ دين اسلام ، يك بازيگر تلويزيوني الگوي زنان ما شده است ؟ و دستور جلب و تنبيه همه را صادر فرمودند. به خصوص  مسئولان تلويزيون را كه چرا اجازه پخش اين برنامه را داده اند.

از آن روز زندگي ما تباه شد . خواهرم از ترس دستگيري اش شوكه شده بود . ما هم دست كمي از او نداشتيم . زندگي به معني واقعي جهنم شده بود . اولين اقدامي كه كرديم ، فرستادن خواهرم به منزل اقوام بود . او هر شب در منزل يكي از فاميل ها يمان به سر مي برد. با صداي زنگ خانه يا تلفن ، همه قبض و روح مي شديم .چيزي حدود يك سال خواهرم زندگي مخفي و زير زميني را آغاز كرده بود .تا اين كه با هزار بدبختي و تحمل مشكلات فراوان موفق شديم او را به خارج بفرستيم . در اين مدت به خاطر رنجي كه كشيدم ، موهايم در عنفوان جواني رنگ سفيد به خود گرفت. البته خواهرم در آن جا ازدواج كرد و صاحب فرزنداني شد . ولي هنوز هم با وجود گذشت سال ها از اين ماجرا ، هنوز هم به ايران نمي آيد

                                             *************

توضيح : به نظر من آن ها اشتباه بزرگي مرتكب شدند . مي توانست در ايران بماند . فكر مي كنم خود آن ها قضييه را بزرگ جلوه دادند . آن ها دچار توهم گشته بودند . منظور حضرت امام ( ره) تلويزيون و مديران مربوطه اش بودند . البته فراموش نكنيم كه ايام جنگ بود و  سطح انتظارات و توقع  از  مسئولان و مردم با حالا فرق مي كرد .

                                                                                            ايام به كام

- تعداد بازديد
  • 1300
  • مرتبه

    نظرات

    بنام خدا
    جناب مدرسي عزيز سلام و عرض ادب
    نمي خواهم حرفي زده باشم كه خداي نكرده آن دوست ارجمند يا خواهرش را بيشتر از پيش ناراحت كنم ويا بر دردشون بيافزايم ولي فكر مي كنم كه همه ماجرا بازگونشده است زيرا خود بنده پاي تلويزيون بودم و اين مصاحبه را ديدم و شنيدم ، بايد بگويم آن خانم در جواب گزارشگر تلويزيون كه از او سوال كرده بود چرا الگوي شما اوشين شده و حضرت زهرا(س) الگوي شما نيست پاسخ داد حضرت زهرا(س) ما هزارو خوردي سال پيش است و ديگه قديمي شده ولي اوشين امروزي است .
    اين بود كه حضرت امام (ره) برآشفته شدند و اينگونه عكس العمل نشان دادند . لذا اگر آن خانم را نيز بازداشت يا تنبيه ميكردند كمشون هم بود زيرا به باعث خلقت عالم و آدم از بدو خلقت تا كنون توهين و بي ادبي كردندبه مادر تمام سادات توهين كردند و بايد تنبيه مي شدند .اين آقا نبايد موهايش سفيد مي شد بلكه خواهرش بايد اينگونه مي شد ضمناً تا آنجائي كه به خاطردارم آن خانم با آنكه در زمان جنگ بوديم و خيلي ديگر مسائل با ظاهري تقريباً غير شرعي در جلوي دوربين آمدند و با لحني تمسخر آميز جواب گزارشگر را دادند . به هر حال غرض محاكمه كردن نيست بلكه بايد به اين مطلب توجه نمائيم كه اگر آن خانم از دست قانون و شرع مملكت در آن زمان فرار كرد ولي در داگاه عدل الهي بدجور محاكمه خواهد شد و خداوند متعال بسيار سخت از او حساب خواهد كشيد مگر اينكه واقعاً و با تمام وجود توبه كرده باشد .
    در آخر كلامي از حضرت زهراي مرضيه(س) برايتان مي نويسم تا بدانيد مادر سادات چه مصيبتهاي برسرش آمده كه اينگونه فرمودند
    ايشان مي فرمايند :
    مصيبت هايي بر من فرود آمد كه اگر بر روزها فرو مي ريخت شب مي شد
    حال قضاوت كنيم مادر سادات بيشتر مصيبت كشيد يا زني بدكاره و بد نام به نام اوشين
    خدا لعنت كند قاتلين مادرمان فاطمه زهرا(س) و آنهائي كه به ايشان بي حرمتي كنند

    با احترام و عذرخواهي از محضر امام زمان(عج)
    الحقي - علي كدخدايي
    پاسخ
    آفرين بر شما جناب آقاي كدخدايي عزيز كه چه زيبا و جالب يك حادثه رو تحليل كرديد . كه نشان از تربيت سالم شما در خانواده اي متعهد و مومن است . احسنت بر شما و حلال باد آن شيري كه از مادر خوردي ..
    علي جان مشكل مي دوني كجاست ؟ مشكل از فقر فرهنگي و عدم اطلاع رساني معنوي به صورت صحيح است .. يك سري به نام دين مشكلاتي را به وجود آوردند كه بعضي از مردم ناآگاه فقط جلوي دماغ خود را نگريسته و اظهار نظر هاي كودكانه و توهين آميز مي نمايند .. خدا همه ما ها را ببخشد
    پروردگار يارتان باد

    با سلام خدمت برادر گرامي و صادق جناب آقاي مدرسي
    از وب سايت شما بينهايت لذت بردم . من عاشق رشته خلباني هستم . در سال 68 در آزمون استخدامي ايران اير شركت كردم و همه مراحل را قبول شدم و در آخرين تست پزشكي بدليل 5% پرولاپس دريچه ميترال قلب رد شدم . تحمل رد شدن خيلي برايم سخت بود و هنوز فكر ميكنم چيزي خيلي بزرگي را از دست دادم كه هيچ چيزي جاي آنرا براي من نميگيره . با اشتياق تمام مطالب مربوط به هوانوردي و رشته هاي مرتبط را دنبال ميكنم . لطفا از خاطرات خود در رابطه با انگيزه و نحوه عمل خلباناني كه هواپيماهاي ما را به عراق بردند در زمان جنگ نيز بويسيد . براتان آرززوي موفقيت دارم .
    پاسخ
    پسر عزيزم صابر جان نازنين
    من خوشحالم با يكي ديگر از علاقه مندان رشته پرواز و هواپيمايي آشنا مي شوم .. پسرم من در همين بخش كامنت ها بار ها به جوون هاي عزيزي كه داستاني شبيه به شما داشته اند ، توصيه كردم هرگز افسوس پذبرفته شدن را نخورند .. زيرا حتمآ مشيت الهي بر اين امر بوده .. و بايد خدار را شاكر باشند .. قسمت و سرنوشت آدم ها را نمي شود تغير داد ... اما اين مسايل دليل بر تلاش در راه حرفه اي كه دوست داريم نمي شود ... به هر حال شما مي توانيد در رشته هاي ديگري به كشور و مردم خوب ايران خدمت نماييد
    صابر جان چشم حتمآ در باره مطلب درخواستي شما خواهم نوشت . اتفاقآ به موضوع خيلي خوبي اشاره كردي و من خاطرات كاملي از فرار خلبانان به كشور هاي ديگه مخصوصآ عراق دارم .. راستش را بخواهي .. در حال حاضر در حال نگارش يك كار بسيار حساس و مهم هستم كه به اميد خدا تا چند روز ديگر به پايان مي رسد ... از طرفي به سفارش مدير محترم سايت عصر ايران ، چند تحليل هوايي بايد بنويسم .. بعد از ان در خدمت خواهم بود .. اگر احيانآ يادم رفت .. خوشحال مي شوم ياد آوري فرمايي
    با تشكر مجدد از محبت شما

    7gtjwV sldqshxvfiuy, [url=http://twtlupzaovar.com/]twtlupzaovar[/url], [link=http://lrqwtejpsqpz.com/]lrqwtejpsqpz[/link], http://blgrwnoaxhan.com/

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35