درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  
حکم بی رحمانه و غیر انسانی شهردار منطقه 18 تهران
وقتي خبر را شنيدم ، اصلآ فكر نمي كردم دستور دهنده شهردار است !اصلآ باورش برام مشكل بود. لدا به عنوان يك روزنامه نگار تحقيق كردم ، از شاهدان پرسيدم، همه تآكيد كردند كه حكم را شهردار منطقه ۱۸ شخصآ صادر كرده است .
حکم بی رحمانه و غیر انسانی شهردار منطقه 18 تهران
 آيا تا حالا براي شما اتفاق افتاده است كه بخاطر يك رخداد غم انگيز ، مدت ها  غمگين باشيد ؟ و مدام به فكر فرو رويد ؟ خصوصآ اگر آدم حساسي هم باشيد . ماجرايي كه نقل مي كنم يكي از آن رخداد هايي بود كه قلبآ متآثر شدم .

نميدانم تا حالا گذرتان به يافت آباد  افتاده است يا خير ؟ اين منطقه در جنوب غربي تهران قرار دارد و جزء منطقه ۱۸ شهرداري تهران است . اگر از مدخل بزرگراه آزادگان وارد شويد ، در ابتداي بلوار، جايگاه ارائه گاز C N G است. و اطراف آن زمین های زراعی و باغات انگور است . به عبارتی منطقه مسکونی نیست

.در این جایگاه ماده سگ مظلومی با توله های زیبای خود روزگار می گذروند . غذای  سگ  را معمولآ رانندگانی که مشتری دائم آن جا بودند ، هر از گاهي تآمين مي كردند . و بعضي روز ها هم گرسنه مي ماند . من به خاطر علاقه اي كه به حيوانات دارم ، جزء افرادي بودم كه مرتب براي او و توله هايش غذا مي بردم . به خاطر اين كار ها ، رابطه عاطفي عميقي بين ما وجود آمده بود . متآسفانه با بزرگ شدن تدريجي توله ها ، افرادي آن ها را مي دزديدند . وتنها يك توله شير خوار باقي مانده بود . كه اخيرآ هم به خوردن غذا  روي آورده بود .

يك روز طبق معمول براي آن ها غذا بردم . اما انگار خبري نبود . به پشت ساختمان كه لانه قرار داشت رفتم . آن جا هم نبود . به سوي كارمندان جايگاه رفتم و سراغ سگ ها را گرفتم ، ديدم جملگي افسرده و غمگين هستند . پرسيدم چه اتفاقي افتاده است؟ سگ ها كو ؟ پاسخ شنيدم كه ماموران شهرداري با شليك گلوله به مغز آن ها ، به زندگي اين زبون بسته ها پايان داده اند ! خيلي متآثر شدم ... باورم نمي شد . آخه آن ها كه آسيبي به كسي نرسانده بودند . در ثاني سگ ها اهلي بودند . من شنيده بودم كه سگ هاي ولگرد را شهرداري نابود مي كند ، ولي نه حيوان اهلي كه جا و مكان زيستن آن ها مشخص است .از همه مهم تر ماده سگ بيچاره حامله هم بود و توله اش شير مي خورد .....با ناراحتي خطاب به كارمندان جايگاه گفتم شما چرا اعترض نكرديد ؟؟ و نگفتيد كه اين حيوانات اهلي هستند . گفتند ما همه اين ها را به ماموران گفتيم . آن ها قبول نكردند و گفتند دستور خود آقاي شهردار است . ايشان تآكيد كرده بود كه همين امروز اين سگ را بكشيد. وبعد از اين كه ماموريت تان نمام شد ، بلافاصله مراتب را تلفني به من اطلاع دهيد !!  و بدين  سان آن ها هم چنين كردند ! پرسيدم ، شهردار چه خصومتي با اين سگ داشت كه اين چنين منتظر خبر تير باران سگ بود . اين جا كسي هم زندگي نمي كند كه فرضآ شكايت كرده باشد ؟ گفتند آقاي شهردار هر روز صبح از جلوي اين جايگاه با ماشين عبور مي كند . حتمآ ديده ....

واقعآ متآثر شدم . خيلي سعي كردم دليل اين حكم غير انساني را از مسئولان شهرداري به خصوص شخص محترم آقاي شهردار جويا شوم ، كه تلاش ام  ثمري نداشت . اصلآ براي آن ها مهم نبود كه حيواني بي گناه ، بي آزار و حامله كشته شود . توله زبون بسته چه جرمي مرتكب شده بود ؟؟

تا آن جا كه من اطلاع دارم ، دين مبين اسلام تآكيد زيادي مبني بر خوش رفتاري و عدم آزار با حيوانات دارد . علاوه بر اين .... وجدان اين آقا كجا رفته است ؟ چطور دلش آمده كه حيوان بي گناهي را اين چنين بي رحمانه به قتل برساند ؟ حيواني كه حامله هم بوده و همچنين بجه شير خوره هم داشته است ....

عزيزاني كه در يافت آباد هستند يا كساني كه گذرشان به اين محل مي افتد ، مي توانند صحت و سقم گفته هاي من را از كارگران جايگاه سوخت القدير پرسش فرمايند . به اميد روزي كه شاهد كشتار بي رحمانه نباشيم.

                                                موفق و پيروز باشيد

- تعداد بازديد
  • 3944
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35