چگونه خر بزرگ با اينترنت ، دختري را به كام مرگ كشاند
اين واقعه حقيقت تلخي است كه ره آورد تكنولوژي جديد { اينترنت } به كشور عزيز ما ايران مي باشد .
امروز بعد از ظهر با دختر خانمي ملاقات كردم كه دوست يكي از شاگردان سابق من بود . از وي سراغ دوستش مريم را گرفتم ، زد زير گريه ....و گفت مگر خبر نداري ؟ پرسيدم چي را خبر ندارم ؟ گفت شاگرد زرنگ شما عاقبت خودش را كشت !!
خيلي متآثر شدم . سريع به خونه آمدم تا ماجراي غمناك اين دختر را بيان كنم شايد عبرتي براي ديگران باشد .
سال ها پيش كه در مجله خانواده سبز مطلب مي نوشتم ، همزمان تدريس كامپوتر و اينترنت هم به طور خصوصي انجام مي دادم . و مجله هم آگهي تدريس ام را در هر شماره چاپ مي كرد .
روزي دختر خانمي به نام مريم تماس گرفت و از من خواست كامپيوتر را به او آموزش دهم . وقتي محل سكونتش را پرسيدم گفت در اطراف شهر ري زندگي مي كند . به خاطر دوري راه طفره رفته و پوزش خواستم . اما دختر جمله اي گفت كه نه تنها قبول كردم ، بلكه شهريه هم نگرفتم .
به خاطر استعدادي كه داشت خيلي زود راه افتاد و من او را به دنياي اينترنت وارد كردم ......
در همان ايام در اينترنت ( پال تاك ) رومي بنام حزب خران باز شده بود و هر كس در آن روم عرعر مي كرد عضو مي شد. دخترك بي چاره هم با سر دادن چند عرعر جانانه ، به عضويت اين روم در آمده بود .
اعضاي اين حزب به اصطلاح خركي ، هر يك زنگوله اي هم دريافت مي كردند ( به علامت ادميني ، زنگوله مي گفتند ) در اين روم انواع اقسام خر پيدا مي شد . و هر يك داستان خر شدن خويش را براي همه بازگو مي كردند . خر بزرگ از سر طويله مركزي ، شخصي بود كه در لندن زندگي مي كرد و به گفته خودش مجرد هم بود ........
مدت ها بود ديگر از مريم خبر نداشتم . تا اين كه يك روز در نمايشگاه مطبوعات چشمم به دختري افتاد كه قيافه اش آشنا بود . ولي خيلي شكسته به نظر مي رسيد . جلو تر كه آمد ديدم مريم است. خيلي غمگين بود . علت را جويا شدم ، گفت : تقصير اين اينترنت لعنتي شماست . خلاصه ماجرا چنين بود كه ظاهرآ مريم گول زبان چرب خر بزرگ را مي خورد . و بدون اطلاع ازخانواده بسيار مذهبي خود ، تنها پس انداز پدر پير كارگر خود را برداشته و قصد سفر به تركيه را مي نمايد . اما يك شب با آي دي ناشناس وارد روم خران مي شود ، مي بيند كه موسيقي شادي پخش مي شود و همه خران در حال تفريح هستند. دليل اين شادي را مي پرسد ، مي گويند امشب مراسم نامزدي خر بزرگ با يكي از دختر ها است . كه با شنيدن اين خبر در مقابل كامپيوتر غش مي كند . و فرداي آن روز خودكشي مي نمايد . كه به طور معجزه آسايي نجات مي يابد . ...
خيلي نصيحت كردم . و با او حرف زدم كه اين عشق را فراموش كند . و او هم قول داد . بعد از آن يكي دو بار هم به اتفاق همين دوستش به ديدن من آمد . يك روز دوستش به من زنگ زد كه دوباره با خربزرگ در تماس است و قصد دارد تك و تنها كشور را ترك كند .تورو خدا شما يك كاري بكنيد ...... و من خيلي تلاش كردم ولي عاشق و هزار مكافات ....
و امروز شنيدم سر خورده برگشته و ايامي كه در تركيه بوده ، از خر بزرگ خبري نمي شود و او مجيور به تن فروشي مي گردد . و چون سر خورده بر گشت و شنيد پدر پيرش به خاطر اين ننگ دق مرگ شده است ، براي هميشه اين ديار باقي را ترك مي كند .
روحش شاد. و ننگ بر انسان هايي كه به اسم خر ، آبروي هر چه خر و حيوان است را مي برند.
دوستاني كه مايلند مشخصات اين خر پست فطرت را بدانند ، با اي ميل من مكاتبه فرمايند .
- تعداد بازديد 1595 مرتبه
نظرات
شما هم چيزي بنويسيد
- هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصياي داريد
لطف کنيد و از طريق ايميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.



